💡چگونه فرصت بسازیم؟
🔸در بسیاری از مواقع این رفتار خود ماست که باعث میشود فرصت و شانس بیشتری برای موفقیت پیش روی ما قرار بگیرد.
🔺بیش از آنچه توقع می رود تلاش کنید
🔺همیشه قابل تعلیم و یادگیری باقی بمانید
🔺بدون انتظار ببخشید
🔺سر وقت حاضر شوید
🔺یادبگیرید وقایع را پیش بینی کنید
🔺رفتار و ادب را خوب تمرین کنید
🔺فروتن و بی آلایش باشید
🔺مهربان و سخاوتمند باشید
🔺خودتان را با افراد باهوش تر احاطه کنید
@startup_per
🔸در بسیاری از مواقع این رفتار خود ماست که باعث میشود فرصت و شانس بیشتری برای موفقیت پیش روی ما قرار بگیرد.
🔺بیش از آنچه توقع می رود تلاش کنید
🔺همیشه قابل تعلیم و یادگیری باقی بمانید
🔺بدون انتظار ببخشید
🔺سر وقت حاضر شوید
🔺یادبگیرید وقایع را پیش بینی کنید
🔺رفتار و ادب را خوب تمرین کنید
🔺فروتن و بی آلایش باشید
🔺مهربان و سخاوتمند باشید
🔺خودتان را با افراد باهوش تر احاطه کنید
@startup_per
💡چرا مردم کارآفرین میشوند؟
🔸️کارآفرینان معمولا علاقه بسیاری دارند تا به پیشرفت جامعه کمک کنند و آنچه به آنها انگیزه میدهد تاثیرگذار بودن و رشد کسبوکارشان است.
🔰نمیتوانند رئیس داشته باشند
🔰حوصله شان به راحتی سر میرود
🔰بسیار خلاق هستند
🔰بسیار عجول هستند
🔰دارای مشکلات کیفری هستند
🔰زیاد تحصیل کرده نیستند
🔰چیزی برای از دست دادن ندارند
🔰منابع زیادی در اختیار دارند
🔰نمیتوانند در یک کار بمانند
🔰میتوانند یخ را به اسکیمو بفروشند
🔰خواهان آزادی در هرچیز هستند
🔰بسیار بلند پرواز هستند
🔰معتاد به ریسک کردن هستند
🔰تجربه های سختی در زندگی داشته اند
🔰چاره جز کار آفرینی ندارند
@startup_per
🔸️کارآفرینان معمولا علاقه بسیاری دارند تا به پیشرفت جامعه کمک کنند و آنچه به آنها انگیزه میدهد تاثیرگذار بودن و رشد کسبوکارشان است.
🔰نمیتوانند رئیس داشته باشند
🔰حوصله شان به راحتی سر میرود
🔰بسیار خلاق هستند
🔰بسیار عجول هستند
🔰دارای مشکلات کیفری هستند
🔰زیاد تحصیل کرده نیستند
🔰چیزی برای از دست دادن ندارند
🔰منابع زیادی در اختیار دارند
🔰نمیتوانند در یک کار بمانند
🔰میتوانند یخ را به اسکیمو بفروشند
🔰خواهان آزادی در هرچیز هستند
🔰بسیار بلند پرواز هستند
🔰معتاد به ریسک کردن هستند
🔰تجربه های سختی در زندگی داشته اند
🔰چاره جز کار آفرینی ندارند
@startup_per
💡چگونه یک استارتاپ راهاندازی کنیم؟
🔸️فرایند راهاندازی یک استارتاپ یا کسبوکار قطعا به صورت خطی نیست. مشکلات، موانع و یا فرصتهای مختلفی در این مسیر پیش روی ما قرار میگیرند که ممکن است پیشبینینشده باشند.
🔘جلوتر از زمان خود زندگی کنید
🔘ببینید چه چیزی در دنیا کم است
🔘ایده بدهید و بنویسیدشان
🔘نمونه اولیه آن را درست کنید
🔘نمونه اولیه را به ۱۰۰ نفر نشان دهید
🔘لانچ کنید و به همه نشان دهید چه چیزی ساخته اید
🔘به دنبال سرمایه باشید و نسخه اولیه را بسازید
🔘شرکت را ثبت و سهام را عادلانه تقسیم کنید
🔘هم بنیان گذار پیدا کنید
🔘ساخت نمونه اولیه را تکرار کنید تا به نتیجه برسید
🔘پیگیر کاربرانتان باشید
🔘۱۰۰۰ کاربر جذب کنید
🔘هفتگی ۵٪ رشد کنید
🔘همچنان رشد کنید و بعد ۴ سال با همین نرخ ۲۵ میلیون کاربر دارید
@startup_per
🔸️فرایند راهاندازی یک استارتاپ یا کسبوکار قطعا به صورت خطی نیست. مشکلات، موانع و یا فرصتهای مختلفی در این مسیر پیش روی ما قرار میگیرند که ممکن است پیشبینینشده باشند.
🔘جلوتر از زمان خود زندگی کنید
🔘ببینید چه چیزی در دنیا کم است
🔘ایده بدهید و بنویسیدشان
🔘نمونه اولیه آن را درست کنید
🔘نمونه اولیه را به ۱۰۰ نفر نشان دهید
🔘لانچ کنید و به همه نشان دهید چه چیزی ساخته اید
🔘به دنبال سرمایه باشید و نسخه اولیه را بسازید
🔘شرکت را ثبت و سهام را عادلانه تقسیم کنید
🔘هم بنیان گذار پیدا کنید
🔘ساخت نمونه اولیه را تکرار کنید تا به نتیجه برسید
🔘پیگیر کاربرانتان باشید
🔘۱۰۰۰ کاربر جذب کنید
🔘هفتگی ۵٪ رشد کنید
🔘همچنان رشد کنید و بعد ۴ سال با همین نرخ ۲۵ میلیون کاربر دارید
@startup_per
💡 توصیه های وارن بافت ، بزرگترین کارافرین دنیا
وارن بافت، طی یک مصاحبه جذابی که با کانال معروف CNBC داشت ،عقاید خود را درباره ثروت و لذت فاش کرد.
در زیر می توانید توصیه های دلنشین و نکاتی از زندگی او را بخوانید و کمی برای موفقیت و داشتن زندگی سعادتمند ترمزدستی زندگی خود را بکشید:
▪️ او اولین سهام خود را در ۱۱ سالگی خرید و هنوز هم عقیده دارد که خیلی دیر شروع کرده است.
▪️ دارایی ها در آن زمان بسیار ارزان بود ،پس فرزندان خود را به سرمایه گذاری تشویق کرد.
▪️ او اولین زمین کشاورزی خود را در ۱۴ سالگی خریداری کرد؛ آن هم با جمع کردن درآمدهای ناشی از فروش روزنامه.
▪️ هر کسی می تواند با پس انداز پول های خود به امکانات زیادی برسد. فرزندان خود را به شروع یک تجارت تشویق کنید.
▪️ او هنوز در خانه ۳ اتاق خوابه ای که ۵۰ سال پیش خریداری کرده بود زندگی می کند. او میگوید هرچه میخواهد در این خانه وجود دارد. نکته جالب این است که خانه او هیچ حصار و دیواری ندارد.
▪️ هیچ گاه بیش از آن چیزی که احتیاج دارید خرید نکنید.
▪️ او همواره اتومبیل خود را می راند و هیچ راننده و محافظی ندارد.
▪️ شما همان هستید که هستید نه آنچه که دارید.
▪️ او هیچ گاه با هواپیمای شخصی خود مسافرت نمی کند، درصورتی که او خود مالک بزرگ ترین شرکت تولیدکننده جت خصوصی است.
▪️ همواره به این فکر کنید که چگونه می توانید با اقتصادی اندیشیدن از زندگی لذت ببرید.
▪️ شرکت او به نام Berkshire Hathaway (برکشایر هاتوی) ۶۳ شرکت تابعه دارد. او همواره به مدیران خود ۲ قانون را یادآور می شود: «همواره مراقب پول سهامداران باشید»، «قانون اول را فراموش نکنید»
▪️ اهداف را تعیین کنید و مطمئن شوید که افراد شما روی آنها متمرکز هستند.
▪️ او هیچ گاه با جامعه شلوغ ارتباط برقرار نمی کرد. تنها تفریح او یک پاپ کورن و تماشای تلویزیون بود.
▪️ سعی نکنید که با اموال خود به دیگران فخر بفروشید ،تنها از چیزهایی که دارید خودتان لذت ببرید.
▪️ وارن بافت هیچ گاه یک موبایل یا حتی یک کامپیوتر نداشته است.
▪️ بیل گیتس ،ثروتمندترین مرد روی زمین ۵ سال پیش او را ملاقات کرد. او تصور می کرد که هیچ نقطه مشترکی از لحاظ عقیده ای با او ندارد ،بنابراین برای نیم ساعت برنامه ریزی کرده بود در صورتی که ملاقات آنها ۱۰ ساعت طول کشید و پس از آن از طرفداران وارن بافت شد!
✅🔴 توصیه او به افراد جوان:
🔸 شادترین مردم کسانی نیستند که لزوما بهترین چیزها را داشته باشند، بلکه افرادی هستند که قدر امکاناتی را که دارند می دانند.
🔸 از وام های بانکی دوری کنید و روی خودتان سرمایه گذاری کنید و همواره به یاد داشته باشید که: «پول انسان ها را خلق نمیکند ،بلکه انسان ها هستند که پول را خلق میکنند» ،«زندگی را به سادگی خودتان زندگی کنید».
🔸 بر اساس حرف های دیگران عمل نکنید، فقط به آنها گوش کنید ولی هر چه را که احساس خوبی به آن دارید ، انجام بدهید.
🔸 به دنبال پوشیدن یا داشتن برندها نباشید ،بلکه آنچه را که در آن احساس راحتی میکنید خریداری کنید.
🔸 پول خود را روی چیزهای غیرضروری خرج نکنید، بلکه روی چیزهایی سرمایه گذاری کنیدکه واقعا به آنها احتیاج دارید.
🔸 در نهایت اینکه این زندگی شماست ،پس چرا این فرصت را در اختیار دیگران قرار میدهید تا روی زندگی شما حاکم باشند؟
🔸 در خاتمه این نکته که: شادترین مردم کسانی نیستند که لزوما بهترین چیزها را داشته باشند، بلکه افرادی هستند که قدر امکاناتی را که دارند میدانند.
@startup_per
وارن بافت، طی یک مصاحبه جذابی که با کانال معروف CNBC داشت ،عقاید خود را درباره ثروت و لذت فاش کرد.
در زیر می توانید توصیه های دلنشین و نکاتی از زندگی او را بخوانید و کمی برای موفقیت و داشتن زندگی سعادتمند ترمزدستی زندگی خود را بکشید:
▪️ او اولین سهام خود را در ۱۱ سالگی خرید و هنوز هم عقیده دارد که خیلی دیر شروع کرده است.
▪️ دارایی ها در آن زمان بسیار ارزان بود ،پس فرزندان خود را به سرمایه گذاری تشویق کرد.
▪️ او اولین زمین کشاورزی خود را در ۱۴ سالگی خریداری کرد؛ آن هم با جمع کردن درآمدهای ناشی از فروش روزنامه.
▪️ هر کسی می تواند با پس انداز پول های خود به امکانات زیادی برسد. فرزندان خود را به شروع یک تجارت تشویق کنید.
▪️ او هنوز در خانه ۳ اتاق خوابه ای که ۵۰ سال پیش خریداری کرده بود زندگی می کند. او میگوید هرچه میخواهد در این خانه وجود دارد. نکته جالب این است که خانه او هیچ حصار و دیواری ندارد.
▪️ هیچ گاه بیش از آن چیزی که احتیاج دارید خرید نکنید.
▪️ او همواره اتومبیل خود را می راند و هیچ راننده و محافظی ندارد.
▪️ شما همان هستید که هستید نه آنچه که دارید.
▪️ او هیچ گاه با هواپیمای شخصی خود مسافرت نمی کند، درصورتی که او خود مالک بزرگ ترین شرکت تولیدکننده جت خصوصی است.
▪️ همواره به این فکر کنید که چگونه می توانید با اقتصادی اندیشیدن از زندگی لذت ببرید.
▪️ شرکت او به نام Berkshire Hathaway (برکشایر هاتوی) ۶۳ شرکت تابعه دارد. او همواره به مدیران خود ۲ قانون را یادآور می شود: «همواره مراقب پول سهامداران باشید»، «قانون اول را فراموش نکنید»
▪️ اهداف را تعیین کنید و مطمئن شوید که افراد شما روی آنها متمرکز هستند.
▪️ او هیچ گاه با جامعه شلوغ ارتباط برقرار نمی کرد. تنها تفریح او یک پاپ کورن و تماشای تلویزیون بود.
▪️ سعی نکنید که با اموال خود به دیگران فخر بفروشید ،تنها از چیزهایی که دارید خودتان لذت ببرید.
▪️ وارن بافت هیچ گاه یک موبایل یا حتی یک کامپیوتر نداشته است.
▪️ بیل گیتس ،ثروتمندترین مرد روی زمین ۵ سال پیش او را ملاقات کرد. او تصور می کرد که هیچ نقطه مشترکی از لحاظ عقیده ای با او ندارد ،بنابراین برای نیم ساعت برنامه ریزی کرده بود در صورتی که ملاقات آنها ۱۰ ساعت طول کشید و پس از آن از طرفداران وارن بافت شد!
✅🔴 توصیه او به افراد جوان:
🔸 شادترین مردم کسانی نیستند که لزوما بهترین چیزها را داشته باشند، بلکه افرادی هستند که قدر امکاناتی را که دارند می دانند.
🔸 از وام های بانکی دوری کنید و روی خودتان سرمایه گذاری کنید و همواره به یاد داشته باشید که: «پول انسان ها را خلق نمیکند ،بلکه انسان ها هستند که پول را خلق میکنند» ،«زندگی را به سادگی خودتان زندگی کنید».
🔸 بر اساس حرف های دیگران عمل نکنید، فقط به آنها گوش کنید ولی هر چه را که احساس خوبی به آن دارید ، انجام بدهید.
🔸 به دنبال پوشیدن یا داشتن برندها نباشید ،بلکه آنچه را که در آن احساس راحتی میکنید خریداری کنید.
🔸 پول خود را روی چیزهای غیرضروری خرج نکنید، بلکه روی چیزهایی سرمایه گذاری کنیدکه واقعا به آنها احتیاج دارید.
🔸 در نهایت اینکه این زندگی شماست ،پس چرا این فرصت را در اختیار دیگران قرار میدهید تا روی زندگی شما حاکم باشند؟
🔸 در خاتمه این نکته که: شادترین مردم کسانی نیستند که لزوما بهترین چیزها را داشته باشند، بلکه افرادی هستند که قدر امکاناتی را که دارند میدانند.
@startup_per
💡 رازهای موفقیت جف بزوس
👈 جف بزوس از زمانی که در سال ۱۹۹۷ فعالیت خود را آغاز کرده نامههایی را به سهامداران میفرستاد و این روال را تا سال ۲۰۲۱ ادامه داد و طی دوران مدیرعاملی خود درحدود ۴۸ هزار نامه به سهامداران نوشته است.
تجزیه و تحلیل نامههای او اطلاعات جالبی در مورد روش و سبک مدیریتی وی ارائه میدهد که شامل ۸ نکته مهم میباشد؛
1⃣ برای اهداف خود شعار داشته باشید.
2⃣ سادهگویی کنید، موضوعات سخت را به بیانی ساده بازگو کنید.
3⃣ از جملات معلوم بهجای جملات مجهول استفاده کنید.
4⃣ استفاده از استعاره در برقراری ارتباط مؤثر است.
5⃣ برای تهیه یک متن محتوایی خوب، باید زمان صرف کرد.
6⃣ با افراد توانمند در ارتباط باشید.
7⃣ برای پیشرفت، بازبینی محصولات را مورد توجه قرار دهید.
8⃣ قاعده «همیشه روز اول کاری است» را مورد توجه قرار دهید.
#جف_بزوس
#کارآفرینان_موفق
@startup_per
👈 جف بزوس از زمانی که در سال ۱۹۹۷ فعالیت خود را آغاز کرده نامههایی را به سهامداران میفرستاد و این روال را تا سال ۲۰۲۱ ادامه داد و طی دوران مدیرعاملی خود درحدود ۴۸ هزار نامه به سهامداران نوشته است.
تجزیه و تحلیل نامههای او اطلاعات جالبی در مورد روش و سبک مدیریتی وی ارائه میدهد که شامل ۸ نکته مهم میباشد؛
1⃣ برای اهداف خود شعار داشته باشید.
2⃣ سادهگویی کنید، موضوعات سخت را به بیانی ساده بازگو کنید.
3⃣ از جملات معلوم بهجای جملات مجهول استفاده کنید.
4⃣ استفاده از استعاره در برقراری ارتباط مؤثر است.
5⃣ برای تهیه یک متن محتوایی خوب، باید زمان صرف کرد.
6⃣ با افراد توانمند در ارتباط باشید.
7⃣ برای پیشرفت، بازبینی محصولات را مورد توجه قرار دهید.
8⃣ قاعده «همیشه روز اول کاری است» را مورد توجه قرار دهید.
#جف_بزوس
#کارآفرینان_موفق
@startup_per
💡 تجربههای ارزشمند ۶ کارآفرین برتر
۱- زمان را با مقیاسهای مشخص ارزشگذاری کنید.
زمان بزرگترین سرمایه شماست و هیچگاه توانایی بازگرداندن آن را ندارید.بنابراین روی اولین اولویت زندگی و کسب و کار خود برنامهریزی کنید.
بهعبارت دیگر مقدار ارزشی که برای زمان قائل هستید، نقشی اساسی در زندگی شما ایفا میکند.
کوین هارینگتون،بنیانگذار «As Seen on TV».
۲- استمرار کنجکاوی
به مهارتهایی که بهواسطه نشستهای کارآفرینی شکل گرفته توجه کنید. من پس از سالها زندگی به اعتقاداتی رسیدم که دقیقا متضاد با طرز فکر من بود.
با داشتن فکری باز و ذهنی پویا، ایدههای جدید و نوآوری خلق کنید، این امر سبب میشود فرصتهایی را برای خود ایجاد کنید.
خودتان را در معرض دید قرار دهید و در فعالیتهای تولیدی و کسب و کارها، دامنه کاری خود را توسعه دهید.
در واقع با تعامل و ارتباط با کسب و کارهای دیگر، دامنه فعالیت شما گسترش مییابد.
عکس این موضوع هم صادق است، یعنی اگر ذهنتان منحصرا درگیر فعالیت خودتان باشد، دیدگاه و ذهن شما محدود خواهد شد و فرصتهای مناسبی را از دست میدهید.
مایکل آلدن، مدیر کل CloiXonné
۳- برتری انگیزهها و تفکرات شما
بیشترین تجربیات من از شکستها و ناکامیها به دست آمدند.
برای هر شخص شکست دردناک است، اما این امر سبب پرورش خودآگاهی خواهد شد. آن شکستها باعث شدند زمانم را صرف افزایش تسلط بر مهارتها و تسلط بر افکار و انگیزههای خود کنم. در گذشته بسیار پریشان بودم. اگر شما یک کارآفرین با افکار پراکنده و احساسات ناخوشایند هستید، مطمئن باشید بهصورت اشتباه واکنش نشان میدهید که سبب عقب ماندگی بیشتر، شکستهای بزرگتر و چالشهای ناگهانی میشود.
بنابراین هر روز اهداف خود را مرور کنید. با توجه به اهداف و اندیشههای خود و شناختی که از خود دارید، زمان را تقسیمبندی کنید و به آنچه که در زندگی میخواهید دست یابید.
کارآفرین Com Mirza «مرد ۵۰۰ میلیون دلاری» و مدیر عامل شرکت «میرزا هلدینگ» که تا به امروز هشت مرتبه در کسب و کار خود شکست خورده است اما اکنون یک سازمان با بیش از ۶۰۰ کارمند را فرمانروایی میکند.
۴- اعتقادتان به بینش و چشمانداز
یک کودک را در نظر بگیرید. او بسیار پرماجرا، حریص، غیرقابل انکار، الهام بخش و سرسخت است. اکثر کارآفرینان پس از چند بار شکست اعتماد به نفس خود را از دست میدهند. برخیها شکست را غیر قابل اجتناب تصور میکنند.
اما دقیقا در همین زمان است که باید مهمترین اقدامات مانند اخذ تصمیمات اساسی برای کسب و کار و تجدید نظر بر روی اهداف و برنامهریزی جهت دستیابی به موفقیت انجام شود، بنابراین شما میتوانید از شکست خود درس بگیرید و به سمت موفقیت حرکت کنید.
یکی دیگر از درسهای مهمی که من آموختهام این است که همیشه در جستوجوی روشهایی برای بهبود کسب و کار و ایجاد ارزش در زندگی مردم باشم.
هنگامی که شما رو به شکست پیش میروید، در آن لحظه باید فکر کنید که چه محصول یا خدماتی برای افراد جامعه مفید است تا به آن بپردازید.
مارینا رز،، بنیانگذار DNA Acceleration
۵- توانمندسازی استعدادهای با انگیزه
محیط و فضای محل کار باید به نحوی طراحی شود که شما و افراد گروه بتوانید به خوبی وظایف محوله خود را انجام دهید.
بهعنوان یک کارآفرین پر تلاش و فعال اغلب نگران از دست دادن مشتریان هستیم. شما در یک صورت میتوانید استعدادهای با انگیزه را جذب کنید و آن طراحی سازمانی است که شما انجام دادهاید.به عبارت دیگر شخصی که فقط به فکر گذراندن ساعات روزانه خود است و نسبت به چشم انداز شرکت حس مثبتی ندارد مناسب نیست. من هیچ کسی را با این ذهنیت ضعیف استخدام نمیکنم.
کارافرین AJ Rivera، کارشناس بازاریابی seven-figure و مشاور کسب و کار و مدیر عامل شرکت FitPro Heroes
۶- خارج شدن از مسیر
در ذهنم یک مدل طراحی کردم که در آن من موتور یک کشتی هستم. با استفاده از این ذهنیت، هفت روز هفته را به کار مشغولم و دو برابر کردن این زمان برایم بسیار دشوار است. در حال حاضر کسبوکار من از سوی سه رکن رهبر کسب و کار، پرسنل و سیستم شکل گرفته است.
این سه رکن میتواند در کسب و کار شما تغییراتی در راستای رشد و موفقیتهای پایدار بهوجود آورد.
رهبر کسب و کار چشمانداز معینی را معرفی میکند، وظایف تیم را مشخص و آنها را در راستای تحقق اهداف هدایت میکند. به تیمتان نشان دهید که به آنها اعتماد دارید و آنها را به افراد کلیدی در سازمان خود تبدیل کنید.
همه افرادی که برای شما کار میکنند برابر هستند. من هیچ وقت اجازه نمیدهم کسی من را «رئیس» خطاب کند. مهم نیست که چقدر رشد کرده و بزرگ شدهاید، این نکته را به یاد داشته باشید که بدون تیمتان هیچ چیزی نیستید.
مدیرعامل اینتل
#کارآفرینان_برتر
#تجربه_های_ارزشمند
@startup_per
۱- زمان را با مقیاسهای مشخص ارزشگذاری کنید.
زمان بزرگترین سرمایه شماست و هیچگاه توانایی بازگرداندن آن را ندارید.بنابراین روی اولین اولویت زندگی و کسب و کار خود برنامهریزی کنید.
بهعبارت دیگر مقدار ارزشی که برای زمان قائل هستید، نقشی اساسی در زندگی شما ایفا میکند.
کوین هارینگتون،بنیانگذار «As Seen on TV».
۲- استمرار کنجکاوی
به مهارتهایی که بهواسطه نشستهای کارآفرینی شکل گرفته توجه کنید. من پس از سالها زندگی به اعتقاداتی رسیدم که دقیقا متضاد با طرز فکر من بود.
با داشتن فکری باز و ذهنی پویا، ایدههای جدید و نوآوری خلق کنید، این امر سبب میشود فرصتهایی را برای خود ایجاد کنید.
خودتان را در معرض دید قرار دهید و در فعالیتهای تولیدی و کسب و کارها، دامنه کاری خود را توسعه دهید.
در واقع با تعامل و ارتباط با کسب و کارهای دیگر، دامنه فعالیت شما گسترش مییابد.
عکس این موضوع هم صادق است، یعنی اگر ذهنتان منحصرا درگیر فعالیت خودتان باشد، دیدگاه و ذهن شما محدود خواهد شد و فرصتهای مناسبی را از دست میدهید.
مایکل آلدن، مدیر کل CloiXonné
۳- برتری انگیزهها و تفکرات شما
بیشترین تجربیات من از شکستها و ناکامیها به دست آمدند.
برای هر شخص شکست دردناک است، اما این امر سبب پرورش خودآگاهی خواهد شد. آن شکستها باعث شدند زمانم را صرف افزایش تسلط بر مهارتها و تسلط بر افکار و انگیزههای خود کنم. در گذشته بسیار پریشان بودم. اگر شما یک کارآفرین با افکار پراکنده و احساسات ناخوشایند هستید، مطمئن باشید بهصورت اشتباه واکنش نشان میدهید که سبب عقب ماندگی بیشتر، شکستهای بزرگتر و چالشهای ناگهانی میشود.
بنابراین هر روز اهداف خود را مرور کنید. با توجه به اهداف و اندیشههای خود و شناختی که از خود دارید، زمان را تقسیمبندی کنید و به آنچه که در زندگی میخواهید دست یابید.
کارآفرین Com Mirza «مرد ۵۰۰ میلیون دلاری» و مدیر عامل شرکت «میرزا هلدینگ» که تا به امروز هشت مرتبه در کسب و کار خود شکست خورده است اما اکنون یک سازمان با بیش از ۶۰۰ کارمند را فرمانروایی میکند.
۴- اعتقادتان به بینش و چشمانداز
یک کودک را در نظر بگیرید. او بسیار پرماجرا، حریص، غیرقابل انکار، الهام بخش و سرسخت است. اکثر کارآفرینان پس از چند بار شکست اعتماد به نفس خود را از دست میدهند. برخیها شکست را غیر قابل اجتناب تصور میکنند.
اما دقیقا در همین زمان است که باید مهمترین اقدامات مانند اخذ تصمیمات اساسی برای کسب و کار و تجدید نظر بر روی اهداف و برنامهریزی جهت دستیابی به موفقیت انجام شود، بنابراین شما میتوانید از شکست خود درس بگیرید و به سمت موفقیت حرکت کنید.
یکی دیگر از درسهای مهمی که من آموختهام این است که همیشه در جستوجوی روشهایی برای بهبود کسب و کار و ایجاد ارزش در زندگی مردم باشم.
هنگامی که شما رو به شکست پیش میروید، در آن لحظه باید فکر کنید که چه محصول یا خدماتی برای افراد جامعه مفید است تا به آن بپردازید.
مارینا رز،، بنیانگذار DNA Acceleration
۵- توانمندسازی استعدادهای با انگیزه
محیط و فضای محل کار باید به نحوی طراحی شود که شما و افراد گروه بتوانید به خوبی وظایف محوله خود را انجام دهید.
بهعنوان یک کارآفرین پر تلاش و فعال اغلب نگران از دست دادن مشتریان هستیم. شما در یک صورت میتوانید استعدادهای با انگیزه را جذب کنید و آن طراحی سازمانی است که شما انجام دادهاید.به عبارت دیگر شخصی که فقط به فکر گذراندن ساعات روزانه خود است و نسبت به چشم انداز شرکت حس مثبتی ندارد مناسب نیست. من هیچ کسی را با این ذهنیت ضعیف استخدام نمیکنم.
کارافرین AJ Rivera، کارشناس بازاریابی seven-figure و مشاور کسب و کار و مدیر عامل شرکت FitPro Heroes
۶- خارج شدن از مسیر
در ذهنم یک مدل طراحی کردم که در آن من موتور یک کشتی هستم. با استفاده از این ذهنیت، هفت روز هفته را به کار مشغولم و دو برابر کردن این زمان برایم بسیار دشوار است. در حال حاضر کسبوکار من از سوی سه رکن رهبر کسب و کار، پرسنل و سیستم شکل گرفته است.
این سه رکن میتواند در کسب و کار شما تغییراتی در راستای رشد و موفقیتهای پایدار بهوجود آورد.
رهبر کسب و کار چشمانداز معینی را معرفی میکند، وظایف تیم را مشخص و آنها را در راستای تحقق اهداف هدایت میکند. به تیمتان نشان دهید که به آنها اعتماد دارید و آنها را به افراد کلیدی در سازمان خود تبدیل کنید.
همه افرادی که برای شما کار میکنند برابر هستند. من هیچ وقت اجازه نمیدهم کسی من را «رئیس» خطاب کند. مهم نیست که چقدر رشد کرده و بزرگ شدهاید، این نکته را به یاد داشته باشید که بدون تیمتان هیچ چیزی نیستید.
مدیرعامل اینتل
#کارآفرینان_برتر
#تجربه_های_ارزشمند
@startup_per
💡استاد مشهور دانشگاه امآیتی عقیده دارد سه مهارت فردی وجود دارد که موفقیت هر کسی به آنها وابسته است:
🔹توانایی صحبت کردن؛
🔹توانایی نوشتن؛
🔹توانایی پیدا کردن ایدههای خوب!
بنابراین، اگر میخواهید شانس موفقیتتان را افزایش دهید، توصیهی پاتریک وینستون فقید را بهخاطر بسپارید و صحبت کردن، نوشتن و فکر کردن را یاد بگیرید، تمرین کنید و در آنها ماهر شوید.
@startup_per
🔹توانایی صحبت کردن؛
🔹توانایی نوشتن؛
🔹توانایی پیدا کردن ایدههای خوب!
بنابراین، اگر میخواهید شانس موفقیتتان را افزایش دهید، توصیهی پاتریک وینستون فقید را بهخاطر بسپارید و صحبت کردن، نوشتن و فکر کردن را یاد بگیرید، تمرین کنید و در آنها ماهر شوید.
@startup_per
و عواملی که درهرمرحله باید به آنها توجه ویژه شود
منبع: کتاب دوره عمر سازمان ها، پیدایش و مرگ و میر سازمان ها نوشته ایساک ادیزس
@startup_per
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💡۸ باور نادرست دربارهی مدیران و کارآفرینان موفق
۱. مدیران موفق، افرادی برونگرا هستند
در دنیای امروز، افراد موفق زیادی نظیر «لری پیج» (بنیانگذار گوگل)، «بیل گیتس» (بنیانگذار مایکروسافت) «وارن بافت» و یا «چارلز شواب» (هر دو از مشهورترین سرمایهداران آمریکایی) وجود دارند که به هیچ وجه نمیتوان آنها را جزو افراد برونگرا به حساب آورد. سبک شخصیتی این افراد که همگی از ثروتمندترین مردان روزگار ما هستند، این باور رایج که «رهبران و مدیران بزرگ، برونگرا هستند» را به کلی زیر سئوال میبرد.
۲. مدیران موفق، موقعیتهایی ممتاز داشتهاند
واقعیت این است که کمتر مدیر موفقی را می توانید بیابید که از همان آغاز، کار خود را از پشت میز ریاست آغاز کرده باشد. درست است که ثروت خانوادگی، زمینهساز موفقیت برای بعضیها بوده است، اما این مساله به هیچ وجه شامل همهی مدیران موفق نمیشود. حتی جالب است بدانید بسیاری از افراد بسیار موفق، دوره کودکی و نوجوانی سختی را پشت سر گذاشتهاند. در حقیقت شاید حتی بتوان گفت که بزرگ شدن همراه با مشکلات مالی، به دلایلی مختلف حتی میتواند به پیشرفت بیشتر فرد در آینده کمک کند.
۳. مدیران موفق، در شبکههای اجتماعی زیاد فعالیت میکنند
بیشتر مدیران عامل شرکتهای حاضر در فهرست پانصد شرکت برتر آمریکا یا همان «فورچن 500» (Fortune 500) اصلا در شبکههای اجتماعی حضور ندارند و آنهایی هم که در این شبکهها عضو هستند، فعالیت چندانی در این رسانهها ندارند. شاید این افراد آنقدر مشلغهی کاری دارند که دیگر فرصتی برای وقت گذاشتن بر سر فعالیت در شبکههای اجتماعی ندارند.
۴. مدیران موفق، افرادی همه فن حریف هستند
اگر به بررسی دقیق سابقهکاری کارآفرینان بسیار موفق بپردازیم، میبینیم که آنها فقط در یک حوزهی مشخص عملکردی بسیار برجسته دارند. برای نمونه «مارک زاکربرگ» و «بیل گیتس»، هر دو برنامه نویس بودند. همچنین «وارن بافت» و «چارلز شواب» نیز در زمینه مشاوره مالی تخصص دارند. البته تردیدی نیست که همه این افراد از شم اقتصادی بالایی در تحلیل نیاز بازار برخوردارند.
۵. مدیران موفق، هوش هیجانی زیادی دارند
شاید رایجترین باور در مورد رهبران برجسته این باشد که همهی آنها هوش هیجانی بسیار زیادی دارند. واقعیت این است که نه تنها این مساله از سوی پژوهشگران زیر سئوال رفته است، بلکه حتی هنوز مشخص نیست که آیا آزمونهای هوش هیجانی میتوانند به درستی مشخص کنندهی هوش هیجانی یک فرد باشند یا خیر.
۶. مدیران موفق، کتابهای مرتبط با مدیریت بسیاری خواندهاند
درست است که کارآفرینان موفق انبوهی از کتابهای مرتبط با کسبوکار را میخوانند، اما بیتردید کتابهای عامه پسند و بازاری که این روزها بسیار پرطرفدار هستند جزو گزینههای آنها به شمار نمیروند. رهبران موفق بیشتر به مطالعهی ادبیات کلاسیک، داستانهای علمی تخیلی، فلسفه و نیز تاریخچهی شرکتها و داستان زندگی افراد گرایش دارند.
۷. مدیران موفق، مثبتاندیش هستند
بررسیها نشان میدهد که مدیران عامل موفق ممکن است خوشبین، بدبین و یا طیف میان خوشبین و بدبین باشند. با این حال بیشتر این افراد، واقعگرا هستند. یکی از نکات جالب دربارهی این مردان موفق این است که آنها بیش از اندازه به قدرت منطق و تفکر خود اتکا نمیکنند و گاهی اوقات به ندای درونی و احساس قلبی خود توجه میکنند. اتفاقا همین رویکرد به تصمیمگیریهای هوشمندانهی آنها کمک میکند. با وجود اینکه تمرکز بر روی امور مثبت میتواند گهگاه سودمند باشد، اما فقط توجه کردن به موارد مثبت در دنیای بیرونی میتواند ما را به رویاپردازی و رها شدن از واقعیتها ببرد.
۸. مهارت زیادی در برقراری ارتباط با دیگران دارند
برخی از مدیران عامل تا حد امکان از برقراری ارتباط با دیگران پرهیز میکنند و برخی دیگر نیز حجم قابل توجهی از وقت خود را به این کار اختصاص میدهند. اما نکتهی مهم اینجاست که مدیران عامل موفقی که به شکل موثری ارتباط برقرار میکنند، دایرهی مخاطبان خود را تا حد امکان بسته نگاه داشته و آن را به کارکنان، مشتریان و سرمایه گذاران محدود میکنند. بیتردید پاسخ دادن به همهی ایمیلها و شرکت در همهی جلسات مجازی، کاری فراتر از زمان محدود این افراد است و انجام این کارها بیش از آنکه سودمند باشد، به زیان آنها زیان میرساند.
@startup_per
۱. مدیران موفق، افرادی برونگرا هستند
در دنیای امروز، افراد موفق زیادی نظیر «لری پیج» (بنیانگذار گوگل)، «بیل گیتس» (بنیانگذار مایکروسافت) «وارن بافت» و یا «چارلز شواب» (هر دو از مشهورترین سرمایهداران آمریکایی) وجود دارند که به هیچ وجه نمیتوان آنها را جزو افراد برونگرا به حساب آورد. سبک شخصیتی این افراد که همگی از ثروتمندترین مردان روزگار ما هستند، این باور رایج که «رهبران و مدیران بزرگ، برونگرا هستند» را به کلی زیر سئوال میبرد.
۲. مدیران موفق، موقعیتهایی ممتاز داشتهاند
واقعیت این است که کمتر مدیر موفقی را می توانید بیابید که از همان آغاز، کار خود را از پشت میز ریاست آغاز کرده باشد. درست است که ثروت خانوادگی، زمینهساز موفقیت برای بعضیها بوده است، اما این مساله به هیچ وجه شامل همهی مدیران موفق نمیشود. حتی جالب است بدانید بسیاری از افراد بسیار موفق، دوره کودکی و نوجوانی سختی را پشت سر گذاشتهاند. در حقیقت شاید حتی بتوان گفت که بزرگ شدن همراه با مشکلات مالی، به دلایلی مختلف حتی میتواند به پیشرفت بیشتر فرد در آینده کمک کند.
۳. مدیران موفق، در شبکههای اجتماعی زیاد فعالیت میکنند
بیشتر مدیران عامل شرکتهای حاضر در فهرست پانصد شرکت برتر آمریکا یا همان «فورچن 500» (Fortune 500) اصلا در شبکههای اجتماعی حضور ندارند و آنهایی هم که در این شبکهها عضو هستند، فعالیت چندانی در این رسانهها ندارند. شاید این افراد آنقدر مشلغهی کاری دارند که دیگر فرصتی برای وقت گذاشتن بر سر فعالیت در شبکههای اجتماعی ندارند.
۴. مدیران موفق، افرادی همه فن حریف هستند
اگر به بررسی دقیق سابقهکاری کارآفرینان بسیار موفق بپردازیم، میبینیم که آنها فقط در یک حوزهی مشخص عملکردی بسیار برجسته دارند. برای نمونه «مارک زاکربرگ» و «بیل گیتس»، هر دو برنامه نویس بودند. همچنین «وارن بافت» و «چارلز شواب» نیز در زمینه مشاوره مالی تخصص دارند. البته تردیدی نیست که همه این افراد از شم اقتصادی بالایی در تحلیل نیاز بازار برخوردارند.
۵. مدیران موفق، هوش هیجانی زیادی دارند
شاید رایجترین باور در مورد رهبران برجسته این باشد که همهی آنها هوش هیجانی بسیار زیادی دارند. واقعیت این است که نه تنها این مساله از سوی پژوهشگران زیر سئوال رفته است، بلکه حتی هنوز مشخص نیست که آیا آزمونهای هوش هیجانی میتوانند به درستی مشخص کنندهی هوش هیجانی یک فرد باشند یا خیر.
۶. مدیران موفق، کتابهای مرتبط با مدیریت بسیاری خواندهاند
درست است که کارآفرینان موفق انبوهی از کتابهای مرتبط با کسبوکار را میخوانند، اما بیتردید کتابهای عامه پسند و بازاری که این روزها بسیار پرطرفدار هستند جزو گزینههای آنها به شمار نمیروند. رهبران موفق بیشتر به مطالعهی ادبیات کلاسیک، داستانهای علمی تخیلی، فلسفه و نیز تاریخچهی شرکتها و داستان زندگی افراد گرایش دارند.
۷. مدیران موفق، مثبتاندیش هستند
بررسیها نشان میدهد که مدیران عامل موفق ممکن است خوشبین، بدبین و یا طیف میان خوشبین و بدبین باشند. با این حال بیشتر این افراد، واقعگرا هستند. یکی از نکات جالب دربارهی این مردان موفق این است که آنها بیش از اندازه به قدرت منطق و تفکر خود اتکا نمیکنند و گاهی اوقات به ندای درونی و احساس قلبی خود توجه میکنند. اتفاقا همین رویکرد به تصمیمگیریهای هوشمندانهی آنها کمک میکند. با وجود اینکه تمرکز بر روی امور مثبت میتواند گهگاه سودمند باشد، اما فقط توجه کردن به موارد مثبت در دنیای بیرونی میتواند ما را به رویاپردازی و رها شدن از واقعیتها ببرد.
۸. مهارت زیادی در برقراری ارتباط با دیگران دارند
برخی از مدیران عامل تا حد امکان از برقراری ارتباط با دیگران پرهیز میکنند و برخی دیگر نیز حجم قابل توجهی از وقت خود را به این کار اختصاص میدهند. اما نکتهی مهم اینجاست که مدیران عامل موفقی که به شکل موثری ارتباط برقرار میکنند، دایرهی مخاطبان خود را تا حد امکان بسته نگاه داشته و آن را به کارکنان، مشتریان و سرمایه گذاران محدود میکنند. بیتردید پاسخ دادن به همهی ایمیلها و شرکت در همهی جلسات مجازی، کاری فراتر از زمان محدود این افراد است و انجام این کارها بیش از آنکه سودمند باشد، به زیان آنها زیان میرساند.
@startup_per
💡۱۰ کتابی که توسط ناشران رد شدند اما نویسندگانشان را میلیاردر کردند :
1: بر باد رفته اثر مارگارت میشل
به گفته نویسنده نوشتن این کتاب ۱۰ سال طول کشیده است. دستنوشتهی ۱۰۰۰ صفحهای میشل توسط بیش از ۳۸ ناشر رد شد اما سرانجام در سال ۱۹۳۶ توسط ناشری که از دوستان شوهرش بود به چاپ رسید و ظرف ۶ ماه پس از چاپ ۱ میلیون نسخه از آن به فروش رفت. مارگارت میشل توانست به خاطر این کتاب جایزه پولیتزر را از آن خود کند.
2: لولیتا اثر ولادیمیر نابوکوف
ناباکوف ۲ سال با مخالفت ناشرین روبهرو شد. سرانجام این کتاب در فرانسه به چاپ رسید و به عنوان بهترین کتاب قرن بیستم شناخته شد.
3: خدمتکار اثر کاترین استاکت
دستنویس رمان خدمتکار که توسط بیش از ۶۰ ناشر وآژانس ادبی رد شد. اما یک ناشر کوچک پذیرفت کتاب را چاپ کند و پس از سه هفته به عنوان پرفروشترین کتاب شناخته شد. تا به امروز بیش از ۵ میلیون نسخه از کتاب خدمتکار به فروش رسیده است.
4: ارباب مگس ها اثر ویلیام گلدینگ
کتاب ویلیام گلدینگ با مخالفت ۲۱ ناشر روبهرو شد اما پس از چاپ موفق شد برنده جایزه نوبل شود. در ابتدا تنها ۳۰۰۰ نسخه از آن به فروش رفت اما دو سال بعد یعنی در سال ۱۹۵۶ به یکی از پرفروشترین کتابها بدل شد و مجله تایم از آن به عنوان یکی از ۱۰۰ کتاب موفق نام برد.
5: خاطرات آن فرانک اثر آن فرانک
این کتاب امروزه در لیست آثار حافظهی جهانی یونسکو به ثبت رسیده است؛ اما در زمان انتشار با مخالفت ۱۵ ناشر روبهرو شد. پدر آنه با هزینه شخصی کتاب را چاپ کرد و خیلی زود به یکی از پرفروشترین کتابهای عصر خود بدل شد.
6: کری اثر استفان کینگ
استفان کینگ در اکثر مواقع چنین پاسخی را از ناشران دریافت میکرد: ” ما هیچ علاقهای به انتشار داستانهای علمی تخیلی که آرمانشهرهای منفی را به تصویر میکشند نداریم.” اما کمی بعد کتابش چاپ شد و توانست بیش از یک میلیون نسخه بفروشد.
7: جاناتان مرغ دریایی اثر ریچارد باخ
باخ ۱۸ مرتبه با مخالفت ناشران روبهرو شد. آنها میگفتند: ”کسی حاضر به خواندن کتابی دربارهی یک مرغ دریایی نمی شود، سوژه ی این کتاب احمقانه است.” اما پس از انتشار کتاب تنها در سال اول ۱ میلیون نسخه از آن به فروش رفت و ریچارد باخ را از یک خلبان سابق نیروی هوایی به یک نویسنده مشهور و خوشآوازه بدل کرد.
8: دفتر خاطرات نیکولاس اسپارکس
این داستان عاشقانه ۲۴ بار مورد مخالفت قرار گرفت. سرانجام در سال ۱۹۹۶ به چاپ رسید و در اولین هفته در صدر فهرست کتابهای تخیلی نیویورک تایمز قرار گرفت.
9: سرگذشت نارنیا اثر سی. اس لوئیس
لوئیس برای چاپ این مجموعه رمان تخیلی ۳۷ بار با مخالفت ناشران روبه رو شد تا اینکه یک کارگزار ادبی به نام جوفری بلیس به او کمک کرد تا کتابش را به چاپ برساند. تا به امروز بیش از ۱۰۰ میلیون نسخه کتاب از این مجموعه به ۴۷ زبان دنیا ترجمه و به فروش رسیده است.
10. هری پاتر و سنگ جادو اثر جی. کی رولینگ
خانم رولینگ ۱۲ بار قبل از چاپ کتاب رمان خود با مخالفت رو به رو شد. بد نیست بدانید چاپ اول این کتاب در ۱۰۰۰ نسخه منتشر شد اما خیلی زود به یکی از پرفروش ترین کتاب های کودک و نوجوان دنیا بدل شد.
با نگاهی به فهرست بالا میبینیم اگرچه جلب رضایت ناشران و چاپ کتاب کار سختی به نظر میرسد، اما در صورت پافشاری و صبر و استقامت ممکن است خیلی زود درهای شهرت و سعادت به سوی نویسنده و البته ناشر خوشاقبال باز شود.
@startup_per
1: بر باد رفته اثر مارگارت میشل
به گفته نویسنده نوشتن این کتاب ۱۰ سال طول کشیده است. دستنوشتهی ۱۰۰۰ صفحهای میشل توسط بیش از ۳۸ ناشر رد شد اما سرانجام در سال ۱۹۳۶ توسط ناشری که از دوستان شوهرش بود به چاپ رسید و ظرف ۶ ماه پس از چاپ ۱ میلیون نسخه از آن به فروش رفت. مارگارت میشل توانست به خاطر این کتاب جایزه پولیتزر را از آن خود کند.
2: لولیتا اثر ولادیمیر نابوکوف
ناباکوف ۲ سال با مخالفت ناشرین روبهرو شد. سرانجام این کتاب در فرانسه به چاپ رسید و به عنوان بهترین کتاب قرن بیستم شناخته شد.
3: خدمتکار اثر کاترین استاکت
دستنویس رمان خدمتکار که توسط بیش از ۶۰ ناشر وآژانس ادبی رد شد. اما یک ناشر کوچک پذیرفت کتاب را چاپ کند و پس از سه هفته به عنوان پرفروشترین کتاب شناخته شد. تا به امروز بیش از ۵ میلیون نسخه از کتاب خدمتکار به فروش رسیده است.
4: ارباب مگس ها اثر ویلیام گلدینگ
کتاب ویلیام گلدینگ با مخالفت ۲۱ ناشر روبهرو شد اما پس از چاپ موفق شد برنده جایزه نوبل شود. در ابتدا تنها ۳۰۰۰ نسخه از آن به فروش رفت اما دو سال بعد یعنی در سال ۱۹۵۶ به یکی از پرفروشترین کتابها بدل شد و مجله تایم از آن به عنوان یکی از ۱۰۰ کتاب موفق نام برد.
5: خاطرات آن فرانک اثر آن فرانک
این کتاب امروزه در لیست آثار حافظهی جهانی یونسکو به ثبت رسیده است؛ اما در زمان انتشار با مخالفت ۱۵ ناشر روبهرو شد. پدر آنه با هزینه شخصی کتاب را چاپ کرد و خیلی زود به یکی از پرفروشترین کتابهای عصر خود بدل شد.
6: کری اثر استفان کینگ
استفان کینگ در اکثر مواقع چنین پاسخی را از ناشران دریافت میکرد: ” ما هیچ علاقهای به انتشار داستانهای علمی تخیلی که آرمانشهرهای منفی را به تصویر میکشند نداریم.” اما کمی بعد کتابش چاپ شد و توانست بیش از یک میلیون نسخه بفروشد.
7: جاناتان مرغ دریایی اثر ریچارد باخ
باخ ۱۸ مرتبه با مخالفت ناشران روبهرو شد. آنها میگفتند: ”کسی حاضر به خواندن کتابی دربارهی یک مرغ دریایی نمی شود، سوژه ی این کتاب احمقانه است.” اما پس از انتشار کتاب تنها در سال اول ۱ میلیون نسخه از آن به فروش رفت و ریچارد باخ را از یک خلبان سابق نیروی هوایی به یک نویسنده مشهور و خوشآوازه بدل کرد.
8: دفتر خاطرات نیکولاس اسپارکس
این داستان عاشقانه ۲۴ بار مورد مخالفت قرار گرفت. سرانجام در سال ۱۹۹۶ به چاپ رسید و در اولین هفته در صدر فهرست کتابهای تخیلی نیویورک تایمز قرار گرفت.
9: سرگذشت نارنیا اثر سی. اس لوئیس
لوئیس برای چاپ این مجموعه رمان تخیلی ۳۷ بار با مخالفت ناشران روبه رو شد تا اینکه یک کارگزار ادبی به نام جوفری بلیس به او کمک کرد تا کتابش را به چاپ برساند. تا به امروز بیش از ۱۰۰ میلیون نسخه کتاب از این مجموعه به ۴۷ زبان دنیا ترجمه و به فروش رسیده است.
10. هری پاتر و سنگ جادو اثر جی. کی رولینگ
خانم رولینگ ۱۲ بار قبل از چاپ کتاب رمان خود با مخالفت رو به رو شد. بد نیست بدانید چاپ اول این کتاب در ۱۰۰۰ نسخه منتشر شد اما خیلی زود به یکی از پرفروش ترین کتاب های کودک و نوجوان دنیا بدل شد.
با نگاهی به فهرست بالا میبینیم اگرچه جلب رضایت ناشران و چاپ کتاب کار سختی به نظر میرسد، اما در صورت پافشاری و صبر و استقامت ممکن است خیلی زود درهای شهرت و سعادت به سوی نویسنده و البته ناشر خوشاقبال باز شود.
@startup_per
در سال ۱۹۹۵، چهار شرکت مرا فریب دادند و اکنون هیچ کدام از آنها وجود خارجی ندارند!
@startup_per
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💡راهکارهایی برای شروع کسبوکار در شرایط دشوار اقتصادی
🔸شروع یک کسبوکار جدید کار سختی است و وقتی کشوری در شرایط اقتصادی دشوار قرار میگیرد، این کار سختتر هم میشود. دلیل آن هم تا حدی این است که وقتی بازارهای اعتباری در تنگنا قرار میگیرند، تامین مالی دشوار میشود. اگر میخواهید سهمی از تامین مالی داشته باشید، باید پیشبینیهای واقعبینانه از پولی که در دست دارید، داشته باشید:
چقدر پول میخواهید وارد کسبوکارتان کنید، چقدر پول باید اضافه کنید تا هزینههای عملیاتی شما جبران شود و چه کاری باید انجام دهید تا به سود برسید.
🔸اگر میخواهید به سوی کارآفرینی بشتابید، نکات زیر را در نظر داشته باشید تا در شرایط اقتصادی سخت بتوانید کسبوکار موفقی راهاندازی کنید.
1⃣ پیدا کردن منبع مالی: قبل از اینکه درخواست وام بدهید، از مشاوران حرفهای درخواست کنید طرح کسبوکارتان را مرور کنند تا مطمئن شوید چیز مهمی را از قلم نینداختهاید و فرضیاتتان دقیق است.
علاوه بر تامین مالی برای بنگاه جدید، اگر نتوانستید پیشبینیهای درآمدی اولیه خود را محقق کنید، یک برنامه مالی پشتیبان، هم برای کسبوکارتان و هم امور مالی شخصی ایجاد کنید. همچنین باید ذخایر نقدی داشته باشید تا به اندازه ۶ تا ۱۲ ماه بودجه کافی برای پرداخت ضروریترین بدهیهای خود را (اجاره، حق بیمه و...) داشته باشید.
2⃣ بازاریابی هوشمندانه: وقتی اقتصادی در وضعیت نابسامان به سر میبرد، شروع یک کسبوکار جدید به خلاقیت و نبوغ نیاز دارد. عناصر بازاریابی را در طرح کسبوکارتان بیشتر مورد توجه قرار دهید. قرار است دقیقا چه چیزی بفروشید، مشتریان هدف شما چه کسانی هستند، محصولات یا خدمات خود را چگونه قیمتگذاری میکنید و برنامه شما برای توسعه کسبوکار چیست؟
باید بدانید رقبایتان کجا قرار گرفتهاند و سپس برای بهدست آوردن سهم بازار، خودتان را متمایز کنید. به عنوان مثال، بررسی کنید که رقبا کجا فعالیتی ندارند و کدام مشتریان احتمالی را از دست دادهاند، سپس آن بخش از بازار را در دست خودتان بگیرید.
3⃣ کوچک شروع کنید: انتظارات و هزینههای خود را تا جایی که ممکن است از مقیاس کوچکی شروع کنید و سپس وقتی کسبوکارتان رونق گرفت، برای توسعه برنامه بریزید. به عنوان مثال ببینید آیا میتوانید از مکان کوچکتر و ارزانتری کارتان را شروع کنید یا فعلا دفتر فیزیکی نداشته باشید و مجازی فعالیت کنید؟ قبل از استخدام نیروهای تمام وقت، فکر کنید چه پستهایی باید پر شوند و آیا میتوان از نیروهای موقت یا نیمهوقت استفاده کرد؟
4⃣ استفاده از تکنولوژی به نفع خود: تکنولوژی میتواند راههای زیادی را برای پسانداز پول و افزایش سود، پیش پای شما بگذارد. به عنوان مثال:
▪️بازار خود را با فروش از طریق کانالهای آنلاین توسعه دهید.
▪️بهجای تبلیغات چاپی یا الکترونیکی گران، از بازاریابی ایمیلی یا شبکههای اجتماعی استفاده کنید.
▪️از وبتسایتها و روزنامههایی که مطالبی در مورد کارآفرینان و رهبران کسبوکار موفق منتشر میکنند، بهره ببرید.
▪️وبسایت خود را بهینهسازی کنید تا وقتی مشتری موضوع مشابهی در مورد محصول شما جستجو میکند، جزو اولین سایتها در مرورگرها بالا بیاید.
▪️ابزارهای بازاریابی مقرون بهصرفه مثل پادکستها یا وبینارها را از طریق وبسایت خود تولید کنید.
▪️یک برنامه وفاداری مشتری آنلاین ایجاد کنید که در آن توصیههای پیشرفتهای در مورد فروش و تخفیفها مطرح شده باشد.
5⃣ شبکه، شبکه و شبکه: تا جایی که میتوانید با افراد فعال در جامعه خود که شما را به مشتریان جدید ارجاع میدهند و در توسعه کسبوکارتان نقش دارند، ارتباط برقرار کنید.
6⃣ ایدههایی برای کاهش هزینهها: یک اقتصاد ضعیف میتواند روشهای خوبی که برای پسانداز پول وجود دارد را پنهان کند اما ایدههای خلاقانهای وجود دارد تا بتوانید هزینههای استارتآپ خود را به حداقل برسانید:
▪️خریدن ملزومات و مواد اولیه از کسبوکارهایی که در آستانه تعطیلی هستند یا میخواهند موجودی کالای خود را کم کنند.
▪️تهاتر کردن با دیگر صاحبان کسبوکار. امکان اتحادهای کاری را بررسی کنید و با تجارت محصولات یا خدمات با کسبوکارهای دیگر، خیلی از هزینههای خود را جبران کنید.
▪️اگر پول کافی برای پرداخت هزینه مشاور حقوقی ندارید، از منابع آنلاین که اطلاعات حقوقی کافی در امور بازرگانی کشورتان را در اختیار میگذارند، استفاده کنید.
@startup_per
🔸شروع یک کسبوکار جدید کار سختی است و وقتی کشوری در شرایط اقتصادی دشوار قرار میگیرد، این کار سختتر هم میشود. دلیل آن هم تا حدی این است که وقتی بازارهای اعتباری در تنگنا قرار میگیرند، تامین مالی دشوار میشود. اگر میخواهید سهمی از تامین مالی داشته باشید، باید پیشبینیهای واقعبینانه از پولی که در دست دارید، داشته باشید:
چقدر پول میخواهید وارد کسبوکارتان کنید، چقدر پول باید اضافه کنید تا هزینههای عملیاتی شما جبران شود و چه کاری باید انجام دهید تا به سود برسید.
🔸اگر میخواهید به سوی کارآفرینی بشتابید، نکات زیر را در نظر داشته باشید تا در شرایط اقتصادی سخت بتوانید کسبوکار موفقی راهاندازی کنید.
1⃣ پیدا کردن منبع مالی: قبل از اینکه درخواست وام بدهید، از مشاوران حرفهای درخواست کنید طرح کسبوکارتان را مرور کنند تا مطمئن شوید چیز مهمی را از قلم نینداختهاید و فرضیاتتان دقیق است.
علاوه بر تامین مالی برای بنگاه جدید، اگر نتوانستید پیشبینیهای درآمدی اولیه خود را محقق کنید، یک برنامه مالی پشتیبان، هم برای کسبوکارتان و هم امور مالی شخصی ایجاد کنید. همچنین باید ذخایر نقدی داشته باشید تا به اندازه ۶ تا ۱۲ ماه بودجه کافی برای پرداخت ضروریترین بدهیهای خود را (اجاره، حق بیمه و...) داشته باشید.
2⃣ بازاریابی هوشمندانه: وقتی اقتصادی در وضعیت نابسامان به سر میبرد، شروع یک کسبوکار جدید به خلاقیت و نبوغ نیاز دارد. عناصر بازاریابی را در طرح کسبوکارتان بیشتر مورد توجه قرار دهید. قرار است دقیقا چه چیزی بفروشید، مشتریان هدف شما چه کسانی هستند، محصولات یا خدمات خود را چگونه قیمتگذاری میکنید و برنامه شما برای توسعه کسبوکار چیست؟
باید بدانید رقبایتان کجا قرار گرفتهاند و سپس برای بهدست آوردن سهم بازار، خودتان را متمایز کنید. به عنوان مثال، بررسی کنید که رقبا کجا فعالیتی ندارند و کدام مشتریان احتمالی را از دست دادهاند، سپس آن بخش از بازار را در دست خودتان بگیرید.
3⃣ کوچک شروع کنید: انتظارات و هزینههای خود را تا جایی که ممکن است از مقیاس کوچکی شروع کنید و سپس وقتی کسبوکارتان رونق گرفت، برای توسعه برنامه بریزید. به عنوان مثال ببینید آیا میتوانید از مکان کوچکتر و ارزانتری کارتان را شروع کنید یا فعلا دفتر فیزیکی نداشته باشید و مجازی فعالیت کنید؟ قبل از استخدام نیروهای تمام وقت، فکر کنید چه پستهایی باید پر شوند و آیا میتوان از نیروهای موقت یا نیمهوقت استفاده کرد؟
4⃣ استفاده از تکنولوژی به نفع خود: تکنولوژی میتواند راههای زیادی را برای پسانداز پول و افزایش سود، پیش پای شما بگذارد. به عنوان مثال:
▪️بازار خود را با فروش از طریق کانالهای آنلاین توسعه دهید.
▪️بهجای تبلیغات چاپی یا الکترونیکی گران، از بازاریابی ایمیلی یا شبکههای اجتماعی استفاده کنید.
▪️از وبتسایتها و روزنامههایی که مطالبی در مورد کارآفرینان و رهبران کسبوکار موفق منتشر میکنند، بهره ببرید.
▪️وبسایت خود را بهینهسازی کنید تا وقتی مشتری موضوع مشابهی در مورد محصول شما جستجو میکند، جزو اولین سایتها در مرورگرها بالا بیاید.
▪️ابزارهای بازاریابی مقرون بهصرفه مثل پادکستها یا وبینارها را از طریق وبسایت خود تولید کنید.
▪️یک برنامه وفاداری مشتری آنلاین ایجاد کنید که در آن توصیههای پیشرفتهای در مورد فروش و تخفیفها مطرح شده باشد.
5⃣ شبکه، شبکه و شبکه: تا جایی که میتوانید با افراد فعال در جامعه خود که شما را به مشتریان جدید ارجاع میدهند و در توسعه کسبوکارتان نقش دارند، ارتباط برقرار کنید.
6⃣ ایدههایی برای کاهش هزینهها: یک اقتصاد ضعیف میتواند روشهای خوبی که برای پسانداز پول وجود دارد را پنهان کند اما ایدههای خلاقانهای وجود دارد تا بتوانید هزینههای استارتآپ خود را به حداقل برسانید:
▪️خریدن ملزومات و مواد اولیه از کسبوکارهایی که در آستانه تعطیلی هستند یا میخواهند موجودی کالای خود را کم کنند.
▪️تهاتر کردن با دیگر صاحبان کسبوکار. امکان اتحادهای کاری را بررسی کنید و با تجارت محصولات یا خدمات با کسبوکارهای دیگر، خیلی از هزینههای خود را جبران کنید.
▪️اگر پول کافی برای پرداخت هزینه مشاور حقوقی ندارید، از منابع آنلاین که اطلاعات حقوقی کافی در امور بازرگانی کشورتان را در اختیار میگذارند، استفاده کنید.
@startup_per
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🔸در این مقاله به مرور برخی از بزرگترین شرکتهای دنیا میپردازیم که فعالیت خود را از مکانهای کوچک مانند گاراژ یا خانههای کوچک آغاز کردند و به امپراتوریهای تجاری امروزی تبدیل شدند.
1⃣ اپل: از گاراژ استیو جابز تا اپل پارک
استیو جابز در گاراژ خانه دوران کودکی خود در کالیفرنیا شروع به کار روی اپل کرد. امروزه، اپل یکی از بزرگترین شرکتهای جهان است و دفتر مرکزی آن اپل پارک، نماد پیشرفت تکنولوژی و طراحی پیشرفته است.
2⃣ هارلی-دیویدسون: از یک انبارک چوبی تا موزه مدرن
این شرکت در سال ۱۹۰۳ در یک انبار ۱۰ در ۱۵ اینچی در ویسکانسین شکل گرفت. امروز، نسخهای از همان انبار کوچک در موزه هارلی-دیویدسون نمایش داده میشود تا یادآور تاریخچه این برند بزرگ موتورسیکلت باشد.
3⃣ آمازون: از خانه اجارهای جف بزوس تا غول تجارت الکترونیک
جف بزوس در سال ۱۹۹۵، آمازون را از خانه اجارهای خود در بلوو، واشنگتن با اجاره ماهیانه ۸۹۰ دلار شروع کرد. امروز، آمازون یکی از بزرگترین شرکتهای خردهفروشی و فناوری جهان است.
4⃣ فیسبوک: از اتاق خوابگاه مارک زاکربرگ تا شبکه اجتماعی جهانی
مارک زاکربرگ کار خود را با ساخت فیسبوک در اتاق خوابگاه خود در دانشگاه هاروارد آغاز کرد. امروز، فیسبوک به یک پلتفرم جهانی تبدیل شده که میلیاردها کاربر را به هم متصل میکند.
5⃣ این-اند-اوت: نوآوری از گاراژ هری اسنایدر
در سال ۱۹۴۸، هری اسنایدر، بنیانگذار این-اند-اوت (In-N-Out)، سیستم دوطرفه برای سرویسدهی رستورانهای فستفود را از گاراژ خود اختراع کرد. امروز، این برند یکی از محبوبترین رستورانهای فستفود در آمریکا است.
6⃣ گوگل: آغاز در گاراژ کوچک در منلو پارک
لری پیج و سرگئی برین، بنیانگذاران گوگل، در سال ۱۹۹۸ گاراژی در منلو پارک را اجاره کردند و موتور جستجوی خود را ساختند. امروز، گوگل بخشی از غول تکنولوژی آلفابت (Alphabet) است.
7⃣ اچ پی: از گاراژ به امپراتوری فناوری
در دهه ۱۹۳۰، بیل هیولت و دیوید پاکارد شرکت HP را در گاراژ پاکارد در پالو آلتو تأسیس کردند. این گاراژ در سال ۱۹۸۷ بهعنوان یک مکان تاریخی ثبت شد و HP در سال ۲۰۰۰ آن را با قیمت ۱.۷ میلیون دلار خرید.
8⃣ دیزنی: از یک گاراژ کوچک در لس آنجلس تا امپراتوری سرگرمی
والت دیزنی در دهه ۱۹۲۰ امپراتوری خود را از یک گاراژ کوچک در لس آنجلس آغاز کرد. دیزنی امروزه یکی از بزرگترین شرکتهای سرگرمی در جهان است و تأثیر عمیقی بر فرهنگ جهانی دارد.
9⃣ متل: از گاراژ تا غول اسباببازیسازی
متل (Mattel) بهعنوان یک کارگاه کوچک در گاراژ در سال ۱۹۴۵ تأسیس شد. این شرکت با تولید اسباببازیهایی مانند باربی، به یکی از بزرگترین شرکتهای اسباببازی جهان تبدیل شده است.
🔟 آدیداس: از کارگاه کوچک تا برند جهانی
در ۱۸ اوت ۱۹۴۹، آدی داسلر، شرکت آدیداس (Adidas) را در شهر کوچک هرتسوگنآوراخ آلمان تأسیس کرد. همان سال، او اولین کفشهای برند آدیداس را ثبت کرد که بهزودی به یکی از مشهورترین کفشهای ورزشی در جهان تبدیل شد.
@startup_per
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💡۴ قانون مهم رشد
۱. کمتر صحبت کنید.
اجازه دهید خروجی شما به جای شما صحبت کند.
۲. بیشتر گوش کنید.
اگر گوش نکنید نمی توانید یاد بگیرید.
اگر یاد نگیرید نمی توانید رشد کنید.
۳. کمتر واکنش نشان دهید.
هرچه کمتر واکنش نشان دهید، بهتر می توانید پاسخ دهید.
۴. بیشتر مشاهده کنید.
هرچه بیشتر مشاهده کنید، شرایط واضح تر می شود.
هر چه شرایط واضح تر باشد، واکنش شما بهتر است.
هرچه واکنش شما بهتر باشد، نتایج بهتری دریافت خواهید کرد.
@startup_per
۱. کمتر صحبت کنید.
اجازه دهید خروجی شما به جای شما صحبت کند.
۲. بیشتر گوش کنید.
اگر گوش نکنید نمی توانید یاد بگیرید.
اگر یاد نگیرید نمی توانید رشد کنید.
۳. کمتر واکنش نشان دهید.
هرچه کمتر واکنش نشان دهید، بهتر می توانید پاسخ دهید.
۴. بیشتر مشاهده کنید.
هرچه بیشتر مشاهده کنید، شرایط واضح تر می شود.
هر چه شرایط واضح تر باشد، واکنش شما بهتر است.
هرچه واکنش شما بهتر باشد، نتایج بهتری دریافت خواهید کرد.
@startup_per
💡۱۲ عادت که نشان می دهد استعداد کارآفرینی در شما وجود دارد
آیا هرگز در کودکیتان بساط لیموناد فروشی راه انداختهاید تا کمی پول دربیاورید؟ شاید تمام توانمندیهای مورد نیاز کارآفرینی و استعداد کارآفرینی را داشتهباشید.
همهی نشانههای یک کارآفرین واقعی خیلی زود خود را نشان میدهند. میتوانید آنها را در بچهها هم ببینید. اگر این ۱۵ ویژگی را دارید، شاید واقعا یک استعداد کارآفرینی در شما موج میزند:
🔺اجزای مختلف یک چیز را جدا میکنید تا ببینید چگونه کار میکند
معمایی وجود ندارد که نتوانید آن را حل کنید. اگر چیزی پیچیده به نظر میرسد، به این شهره هستید که اجزایش را جدا میکنید و بررسیاش میکنید. از دستگاه ضبط و پخش فیلم گرفته تا رایانه، حتی اسباببازیهای کوکی، واقعا مجبور هستید بدانید چهطور کار میکند.
🔺سرسخت هستید
متوقف کردن شما غیرممکن است. هیچچیز نمیتواند مانعتان شود. فقط یک تجربهی دیگر برای یادگیری و بهرهگیری از آن، میتواند شما را از ماجراجویی قبلی بازدارد.
🔺دوست ندارید به شما بگویند چهکار کنید
چه کسی جز خودتان میتواند به شما بگوید چهکار کنید؟ او کسی نیست جز هیچکس! با تمام جدیت، کارآفرینان یک رهبر هستند، نه پیرو. سبک شما دستور گرفتن نیست.
🔺به شدت رقابتی هستید
هیچکس باخت را دوست ندارد ولی اگر از آن به عنوان سکوی پرش به مرحلهی جدید استفاده کنید، شاید برای کارآفرینی ساخته شدهباشید. در جاهطلبی و شوق پیروزی چیزی هست که طبیعت کارآفرینان میل شدیدی به آن دارد.
🔺هدف تعیین میکنید
نه اینکه فقط منفعلانه برنامهریزی کنید، بلکه مهلتهای واقعی و مرزهایی تعیین میکنید که میخواهید به آن برسید و با حداکثر سرعت و شدت به سوی آن حرکت میکنید.
🔺برای هرچیزی با جزییات کامل برنامهریزی میکنید
هیچ جزییاتی از چشمان ریزبینتان دور نخواهد ماند و دلیل آن کاملا روشن است. اگر کارها مطابق برنامه پیش نروند، از دیدتان پنهان نخواهد ماند، و کاملا مطمئن هستید اجازه نمیدهید از کنترلتان خارج شوند.
🔺به خودتان میبالید
به این معنی نیست که شما تافتهی جدابافته هستید یا همیشه حق با شما است، بلکه یعنی ابایی ندارید به موفقیتهایتان افتخار کنید و به دنبال تحقق اهدافتان باشید.
🔺در مواقع بحرانی خونسرد هستید
یک کارآفرین میداند بحران بالاخره زمانی پیشمیآید، ولی به جای اینکه بترسد خود را آماده میکند.
🔺میتوانید آدمها را به نفع خودتان متقاعد کنید
یک کارآفرین کاریزماتیک و معاشرتی اصول اولیه را فراموش نمیکند: ارتباط با آدمها در همهی جنبههای زندگی مفید است، بهویژه آدمهایی که حامیتان هستند و به شما احترام میگذارند.
🔺انتقاد را میپذیرید و آن را توهین شخصی نمیدانید
انتقاد میتواند هر واکنشی ایجاد کند، شاید کسی فقط ابرو بالا بیندازد یا اشک فرد دیگری را دربیاورد، بهویژه اگر انتقاد از یک مسئلهی شخصی باشد. اگر میتوانید انتقاد را بپذیرید و آن را تودهنی تلقی نمیکنید، ذهنیت یک کارآفرین را دارید.
🔺عاشق یادگیری چیزهای جدید هستید
اگر عاشق آموختن و یادگیری مطالب جدید هستید، ذهنتان در مسیر کشف چیزی است که در آن مهارت دارید و برایتان مناسب است.
🔺میتوانید نواقص طرحهای دیگران را خیلی دقیق تشخیص بدهید
وقتی کسی با حرارت برنامهاش را توضیح میدهد، شاید دقیقا میدانید چگونه آن برنامه را اصلاح کنید. اگر بتوانید این نواقص را پیدا کنید و با ملایمت رهنمودی ارائه کنید، مورد دیگری است که میتوانید به فهرست بررسی خود اضافه کنید.
@startup_per
آیا هرگز در کودکیتان بساط لیموناد فروشی راه انداختهاید تا کمی پول دربیاورید؟ شاید تمام توانمندیهای مورد نیاز کارآفرینی و استعداد کارآفرینی را داشتهباشید.
همهی نشانههای یک کارآفرین واقعی خیلی زود خود را نشان میدهند. میتوانید آنها را در بچهها هم ببینید. اگر این ۱۵ ویژگی را دارید، شاید واقعا یک استعداد کارآفرینی در شما موج میزند:
🔺اجزای مختلف یک چیز را جدا میکنید تا ببینید چگونه کار میکند
معمایی وجود ندارد که نتوانید آن را حل کنید. اگر چیزی پیچیده به نظر میرسد، به این شهره هستید که اجزایش را جدا میکنید و بررسیاش میکنید. از دستگاه ضبط و پخش فیلم گرفته تا رایانه، حتی اسباببازیهای کوکی، واقعا مجبور هستید بدانید چهطور کار میکند.
🔺سرسخت هستید
متوقف کردن شما غیرممکن است. هیچچیز نمیتواند مانعتان شود. فقط یک تجربهی دیگر برای یادگیری و بهرهگیری از آن، میتواند شما را از ماجراجویی قبلی بازدارد.
🔺دوست ندارید به شما بگویند چهکار کنید
چه کسی جز خودتان میتواند به شما بگوید چهکار کنید؟ او کسی نیست جز هیچکس! با تمام جدیت، کارآفرینان یک رهبر هستند، نه پیرو. سبک شما دستور گرفتن نیست.
🔺به شدت رقابتی هستید
هیچکس باخت را دوست ندارد ولی اگر از آن به عنوان سکوی پرش به مرحلهی جدید استفاده کنید، شاید برای کارآفرینی ساخته شدهباشید. در جاهطلبی و شوق پیروزی چیزی هست که طبیعت کارآفرینان میل شدیدی به آن دارد.
🔺هدف تعیین میکنید
نه اینکه فقط منفعلانه برنامهریزی کنید، بلکه مهلتهای واقعی و مرزهایی تعیین میکنید که میخواهید به آن برسید و با حداکثر سرعت و شدت به سوی آن حرکت میکنید.
🔺برای هرچیزی با جزییات کامل برنامهریزی میکنید
هیچ جزییاتی از چشمان ریزبینتان دور نخواهد ماند و دلیل آن کاملا روشن است. اگر کارها مطابق برنامه پیش نروند، از دیدتان پنهان نخواهد ماند، و کاملا مطمئن هستید اجازه نمیدهید از کنترلتان خارج شوند.
🔺به خودتان میبالید
به این معنی نیست که شما تافتهی جدابافته هستید یا همیشه حق با شما است، بلکه یعنی ابایی ندارید به موفقیتهایتان افتخار کنید و به دنبال تحقق اهدافتان باشید.
🔺در مواقع بحرانی خونسرد هستید
یک کارآفرین میداند بحران بالاخره زمانی پیشمیآید، ولی به جای اینکه بترسد خود را آماده میکند.
🔺میتوانید آدمها را به نفع خودتان متقاعد کنید
یک کارآفرین کاریزماتیک و معاشرتی اصول اولیه را فراموش نمیکند: ارتباط با آدمها در همهی جنبههای زندگی مفید است، بهویژه آدمهایی که حامیتان هستند و به شما احترام میگذارند.
🔺انتقاد را میپذیرید و آن را توهین شخصی نمیدانید
انتقاد میتواند هر واکنشی ایجاد کند، شاید کسی فقط ابرو بالا بیندازد یا اشک فرد دیگری را دربیاورد، بهویژه اگر انتقاد از یک مسئلهی شخصی باشد. اگر میتوانید انتقاد را بپذیرید و آن را تودهنی تلقی نمیکنید، ذهنیت یک کارآفرین را دارید.
🔺عاشق یادگیری چیزهای جدید هستید
اگر عاشق آموختن و یادگیری مطالب جدید هستید، ذهنتان در مسیر کشف چیزی است که در آن مهارت دارید و برایتان مناسب است.
🔺میتوانید نواقص طرحهای دیگران را خیلی دقیق تشخیص بدهید
وقتی کسی با حرارت برنامهاش را توضیح میدهد، شاید دقیقا میدانید چگونه آن برنامه را اصلاح کنید. اگر بتوانید این نواقص را پیدا کنید و با ملایمت رهنمودی ارائه کنید، مورد دیگری است که میتوانید به فهرست بررسی خود اضافه کنید.
@startup_per
💡چرا موفقترین افراد از قانون «نه کمتر، نه بیشتر» پیروی میکنند؟
🔸شما یک هدف دارید، یک هدف ارزشمند و مهم و حتی حیاتی. مسلماً شما میخواهید به این هدف در اسرع وقت برسید و برای آن از هیچ تلاشی دریغ نخواهید کرد. اما افراد موفق، هوشمندتر کار میکنند؛ آنها هم بیشتر کار میکنند تا به هدف خود برسند ولی تا یک نقطه خاص!
🔸یکی از دوستانم نزدیک به دو دهه است یک فروشنده فوقالعاده موفق محسوب میشود. به طور مشخصی، نسبت به همسن و سالان خود بسیار جلوتر است. من از او پرسیدم چگونه به این سطح از موفقیت استثنایی رسیده است و آن را مدیریت میکند. در واقع، چگونه این سطح از موفقیت را حفظ کرده است. او گفت درگیر مسایل زیادی است: آموزش، مهارت، تجربه، تلاش و پشتکار.
اما بعد کمی مکث کرد و گفت: «اگر دنبال یک پاسخ ساده هستید، جوابم این است: من از قانون «نه کمتر، نه بیشتر» پیروی میکنم.»
◀️ قانون «نه کمتر، نه بیشتر» چیست؟
🔸قانون «نه کمتر، نه بیشتر» ساده است و میگوید شما یک هدف بلندمدت دارید که نیاز به پشتکار مداوم دارد. شما باید فعالیتهای روزانه و هفتگی خود را طوری تنظیم کنید که نه بسیار کم و پایین و محدود باشند (نه کمتر) و نه خیلی زیاد و بیش از حد (نه بیشتر).
◀️ موفقیت و قانون «نه کمتر، نه بیشتر»
🔸این قانون در تنظیمات مختلفی برای رسیدن به موفقیت کار خواهد کرد. تصور کنید شما میخواهید ویژگیهای یک مدیر رده بالای گوگل را در خود بروز دهید. باید به طور منظم به کارمندان خود بازخوردهای عملی داده، به نیازهای آنها توجه کنید و پیشرفتههای کاری معنادار کارمندان را برجسته و درباره آنها بحث و تبادلنظر داشته باشید.
🔸تنظیم قانون «نه کمتر، نه بیشتر» ساده است: تصمیم میگیرید در هفته کمتر از دو دیدار حضوری با کارمندان نداشته باشید و از آن سو، این مراجعات حضوری بیشتر از سه بار نشوند.
به این ترتیب، شما به پیشرفت مداوم و مستمر خود برای رسیدن به هدفتان که افزایش کیفیت تک تک کارمندان طی یک ماه است، دست پیدا میکنید ولی این هدف، مانع از هدر رفت زمان و انرژی شما برای اهداف دیگر نمیشود.
🔸مثال دیگر، میخواهید کتابهای بیشتری بخوانید. پس، قانون «نه کمتر، نه بیشتر» را طوری تنظیم میکنید که در یک روز کمتر از ۶ صفحه و بیشتر از ۲۰ صفحه مطالعه نداشته باشید. به این ترتیب، شما به طور متوسط یک کتاب را طی ماه تمام خواهید کرد و در سال بیش از ۱۰ کتاب مطالعه کردید. تعریف حد «نه بیشتر» به شما کمک میکند به کارهای مهم دیگر خود برسید.
🔸میتوان این قانون را در ورزش، آموزش یک زبان یا مهارت جدید، نویسندگی و حوزههای دیگر به طوری تنظیم کرد که یک پیشرفت مستمر و دائمی داشته باشید و هر روز به هدف نزدیکتر شوید ولی اختلالی در فعالیتها و اهداف روزانه دیگر شما پدید نیاید.
🔸خیلی مهم است شما برای رسیدن به یک هدف، نه ناامید و کسل و بیانگیزه شوید و نه دچار خستگی جسمی و روانی کار بیش از حد شوید.
قانون «نه کمتر، نه بیشتر» این اطمینان را حاصل میکند که به یک تعادل منطقی «انگیزه و انرژی» لازم برای دنبال کردن یک هدف بلندمدت برسید.
@startup_per
🔸شما یک هدف دارید، یک هدف ارزشمند و مهم و حتی حیاتی. مسلماً شما میخواهید به این هدف در اسرع وقت برسید و برای آن از هیچ تلاشی دریغ نخواهید کرد. اما افراد موفق، هوشمندتر کار میکنند؛ آنها هم بیشتر کار میکنند تا به هدف خود برسند ولی تا یک نقطه خاص!
🔸یکی از دوستانم نزدیک به دو دهه است یک فروشنده فوقالعاده موفق محسوب میشود. به طور مشخصی، نسبت به همسن و سالان خود بسیار جلوتر است. من از او پرسیدم چگونه به این سطح از موفقیت استثنایی رسیده است و آن را مدیریت میکند. در واقع، چگونه این سطح از موفقیت را حفظ کرده است. او گفت درگیر مسایل زیادی است: آموزش، مهارت، تجربه، تلاش و پشتکار.
اما بعد کمی مکث کرد و گفت: «اگر دنبال یک پاسخ ساده هستید، جوابم این است: من از قانون «نه کمتر، نه بیشتر» پیروی میکنم.»
◀️ قانون «نه کمتر، نه بیشتر» چیست؟
🔸قانون «نه کمتر، نه بیشتر» ساده است و میگوید شما یک هدف بلندمدت دارید که نیاز به پشتکار مداوم دارد. شما باید فعالیتهای روزانه و هفتگی خود را طوری تنظیم کنید که نه بسیار کم و پایین و محدود باشند (نه کمتر) و نه خیلی زیاد و بیش از حد (نه بیشتر).
◀️ موفقیت و قانون «نه کمتر، نه بیشتر»
🔸این قانون در تنظیمات مختلفی برای رسیدن به موفقیت کار خواهد کرد. تصور کنید شما میخواهید ویژگیهای یک مدیر رده بالای گوگل را در خود بروز دهید. باید به طور منظم به کارمندان خود بازخوردهای عملی داده، به نیازهای آنها توجه کنید و پیشرفتههای کاری معنادار کارمندان را برجسته و درباره آنها بحث و تبادلنظر داشته باشید.
🔸تنظیم قانون «نه کمتر، نه بیشتر» ساده است: تصمیم میگیرید در هفته کمتر از دو دیدار حضوری با کارمندان نداشته باشید و از آن سو، این مراجعات حضوری بیشتر از سه بار نشوند.
به این ترتیب، شما به پیشرفت مداوم و مستمر خود برای رسیدن به هدفتان که افزایش کیفیت تک تک کارمندان طی یک ماه است، دست پیدا میکنید ولی این هدف، مانع از هدر رفت زمان و انرژی شما برای اهداف دیگر نمیشود.
🔸مثال دیگر، میخواهید کتابهای بیشتری بخوانید. پس، قانون «نه کمتر، نه بیشتر» را طوری تنظیم میکنید که در یک روز کمتر از ۶ صفحه و بیشتر از ۲۰ صفحه مطالعه نداشته باشید. به این ترتیب، شما به طور متوسط یک کتاب را طی ماه تمام خواهید کرد و در سال بیش از ۱۰ کتاب مطالعه کردید. تعریف حد «نه بیشتر» به شما کمک میکند به کارهای مهم دیگر خود برسید.
🔸میتوان این قانون را در ورزش، آموزش یک زبان یا مهارت جدید، نویسندگی و حوزههای دیگر به طوری تنظیم کرد که یک پیشرفت مستمر و دائمی داشته باشید و هر روز به هدف نزدیکتر شوید ولی اختلالی در فعالیتها و اهداف روزانه دیگر شما پدید نیاید.
🔸خیلی مهم است شما برای رسیدن به یک هدف، نه ناامید و کسل و بیانگیزه شوید و نه دچار خستگی جسمی و روانی کار بیش از حد شوید.
قانون «نه کمتر، نه بیشتر» این اطمینان را حاصل میکند که به یک تعادل منطقی «انگیزه و انرژی» لازم برای دنبال کردن یک هدف بلندمدت برسید.
@startup_per
💡 ۱۰ لازمه موفقیت که ربطی به هوش ندارد
🔸هرکس تعریف مخصوصی برای «موفقیت» دارد؛ ولی بخش مشترک همه این تعاریف عبارتست از: تأثیر بزرگی که روی هزاران انسان میگذاریم. به این معنی که از لحاظ احساسی آنها را تحت تاثیر قرار می دهیم.
🔸اگر به موفقیت دست یافتید قطعاً روی افراد بسیاری تاثیرگذار خواهید بود و باعث میشوید که به نحوه خاصی رفتار یا عمل کنند. من این لیست را از خصوصیات افرادی تهیه کردهام که دقیقاً به این مرحله از موفقیت رسیدهاند:
👤 طولانیمدت فکر میکنید:
کسی یک شبه ره صد ساله طی نمیکند. اگر حاضر نیستید چند سال از عمرتان را صرف کاری که برایش تلاش میکنید، بگذارید ایده شما به ثمر نمیرسد.
2⃣ به دنبال «پول» هستید:
از هر زاویهای نگاه کنید پول دنیا را میگرداند. شاید قوانینی وجود داشته باشند که بتوان چشمپوشی کرد ولی از قانون پول هرگز. از کسب پول شرمنده نباشید، اینگونه بیشتر میتوانید به بقیه کمک کنید.
3⃣ به افراد اهمیت میدهید:
حتی هنگامی که میلیونها انسان را در آن واحد تحت تأثیر قرار میدهید، هر یک از آنها را بعنوان یک فرد در نظر میگیرید. چیزی که خلق میکنید تا زمانی که نمیدانید برای چه کسی است، بهدرد نمیخورد.
4⃣ برکاری با دستمزد بالا تمرکز میکنید:
جراحان، وکلا و مدیران دستمزد بالایی دارند. چون مشکلی که حل میکنند ارزشمند است. وقتی به موفقیت برسید، این اثر را چند برابر میکنید به همین علت دستمزد و ارزش کار شما بسیار بالا است.
5⃣ دنبال جواب «نه» هستید:
کسانی که به همهچیز جواب مثبت میدهند، اکثراً در حال پنهان کردن چیزی هستند. پس به دنبال «نه» بروید تا رشد کنید.
6⃣ هر هفته رشد میکنید:
افراد موفق دائماً در حال رشد هستند. شما هرگز به موفقیت نهایی نمیرسید بلکه به رشد خود ادامه میدهید. شما یک شبه به موفقیت عالی نمیرسید.
7⃣ دوستانتان میانبر موفقیت هستند:
افرادی که دور خود جمع کردید، مجموعه شما هستند. همه افراد متفاوتی هستید ولی کسی تنهایی موفق نمیشود. شناخت افرادی که مسیری طولانی را طی کردهاند میانبری است که میتواند شما را به موفقیت هدایت کند.
8⃣ دیگران دائماً در حال دلسردکردن شمایند:
اگر دیگران میخواهند مانع شما شوند، نشانه خوبی است. چون در راه درست قرار گرفتهاید و موفق خواهید شد. چیزهایی که سقف ندارند هیجانانگیزند و ترسناک برای کسانی که امنیتشان را دوست دارند.
9⃣ روی مشکل تمرکز میکنید، نه محصول:
برای موفقیت این «میم»ها را به ترتیب بخاطر بسپارید: مشکل، مردم، محصول. کاری که میخواهید انجام دهید اگر روی مشکل تمرکز کنید موفق می شوید. لازم نیست جواب همه چیز را بدانید.
🔟 راکد ماندن شما را میترساند:
شما را نمیدانم ولی تصور اینکه ۱۰ سال دیگر همانجایی باشم که اکنون هستم مرا میترساند. اینکه هیچکس نباشم وقتی میتوانستم کسی باشم مرا میترساند. این ترس از «چه میشد اگر» میآید.
◀️ کلام آخر:
ما پتانسیل داریم و میخواهیم کسی باشیم ولی اینکه "چقدر میخواهیم به آن تبدیل شویم" است که به کارهای ما از امروز شکل میدهد.
آخرین چیزی که میخواهم اینست که یک روز بیدار شوم و ببینم که ۴۳ سالهام دو فرزند دارم که دیگر فکر نمیکنند پدرشان بهترین مرد دنیاست و همسری که قبول کرده شریک اشتباهی را برای خود انتخاب کرده است.
👤 جیسون کی
@startup_per
🔸هرکس تعریف مخصوصی برای «موفقیت» دارد؛ ولی بخش مشترک همه این تعاریف عبارتست از: تأثیر بزرگی که روی هزاران انسان میگذاریم. به این معنی که از لحاظ احساسی آنها را تحت تاثیر قرار می دهیم.
🔸اگر به موفقیت دست یافتید قطعاً روی افراد بسیاری تاثیرگذار خواهید بود و باعث میشوید که به نحوه خاصی رفتار یا عمل کنند. من این لیست را از خصوصیات افرادی تهیه کردهام که دقیقاً به این مرحله از موفقیت رسیدهاند:
👤 طولانیمدت فکر میکنید:
کسی یک شبه ره صد ساله طی نمیکند. اگر حاضر نیستید چند سال از عمرتان را صرف کاری که برایش تلاش میکنید، بگذارید ایده شما به ثمر نمیرسد.
2⃣ به دنبال «پول» هستید:
از هر زاویهای نگاه کنید پول دنیا را میگرداند. شاید قوانینی وجود داشته باشند که بتوان چشمپوشی کرد ولی از قانون پول هرگز. از کسب پول شرمنده نباشید، اینگونه بیشتر میتوانید به بقیه کمک کنید.
3⃣ به افراد اهمیت میدهید:
حتی هنگامی که میلیونها انسان را در آن واحد تحت تأثیر قرار میدهید، هر یک از آنها را بعنوان یک فرد در نظر میگیرید. چیزی که خلق میکنید تا زمانی که نمیدانید برای چه کسی است، بهدرد نمیخورد.
4⃣ برکاری با دستمزد بالا تمرکز میکنید:
جراحان، وکلا و مدیران دستمزد بالایی دارند. چون مشکلی که حل میکنند ارزشمند است. وقتی به موفقیت برسید، این اثر را چند برابر میکنید به همین علت دستمزد و ارزش کار شما بسیار بالا است.
5⃣ دنبال جواب «نه» هستید:
کسانی که به همهچیز جواب مثبت میدهند، اکثراً در حال پنهان کردن چیزی هستند. پس به دنبال «نه» بروید تا رشد کنید.
6⃣ هر هفته رشد میکنید:
افراد موفق دائماً در حال رشد هستند. شما هرگز به موفقیت نهایی نمیرسید بلکه به رشد خود ادامه میدهید. شما یک شبه به موفقیت عالی نمیرسید.
7⃣ دوستانتان میانبر موفقیت هستند:
افرادی که دور خود جمع کردید، مجموعه شما هستند. همه افراد متفاوتی هستید ولی کسی تنهایی موفق نمیشود. شناخت افرادی که مسیری طولانی را طی کردهاند میانبری است که میتواند شما را به موفقیت هدایت کند.
8⃣ دیگران دائماً در حال دلسردکردن شمایند:
اگر دیگران میخواهند مانع شما شوند، نشانه خوبی است. چون در راه درست قرار گرفتهاید و موفق خواهید شد. چیزهایی که سقف ندارند هیجانانگیزند و ترسناک برای کسانی که امنیتشان را دوست دارند.
9⃣ روی مشکل تمرکز میکنید، نه محصول:
برای موفقیت این «میم»ها را به ترتیب بخاطر بسپارید: مشکل، مردم، محصول. کاری که میخواهید انجام دهید اگر روی مشکل تمرکز کنید موفق می شوید. لازم نیست جواب همه چیز را بدانید.
🔟 راکد ماندن شما را میترساند:
شما را نمیدانم ولی تصور اینکه ۱۰ سال دیگر همانجایی باشم که اکنون هستم مرا میترساند. اینکه هیچکس نباشم وقتی میتوانستم کسی باشم مرا میترساند. این ترس از «چه میشد اگر» میآید.
◀️ کلام آخر:
ما پتانسیل داریم و میخواهیم کسی باشیم ولی اینکه "چقدر میخواهیم به آن تبدیل شویم" است که به کارهای ما از امروز شکل میدهد.
آخرین چیزی که میخواهم اینست که یک روز بیدار شوم و ببینم که ۴۳ سالهام دو فرزند دارم که دیگر فکر نمیکنند پدرشان بهترین مرد دنیاست و همسری که قبول کرده شریک اشتباهی را برای خود انتخاب کرده است.
👤 جیسون کی
@startup_per
@startup_per
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM