اشارتی به آرامش
و گفت: «نافعترین خوف آن بود که اندوه تو را دایم گرداند بر آنچه فوت شده است از عمر در غفلت، و فکرت را لازم تو گرداند در بقیّت عمر تو.» تذکرةالاولیا؛ ذکر عبدالله خبیق.
و گفت: «اندوه مدار مگر از برای چیزی که فردا تو را از آن مضرّت بود، و شاد مباش الّا به چیزی که فردا تو را شاد کند.»
تذکرةالاولیا؛ ذکر عبدالله خبیق.
تذکرةالاولیا؛ ذکر عبدالله خبیق.
❤7👌2
و گفت: «عبادت ده جزو است، نُه جزو گریختن است از خلق و یک جزو خاموشی.»
تذکرةالاولیا؛ ذکر ابوعلی شقیق.
تذکرةالاولیا؛ ذکر ابوعلی شقیق.
❤8👌7
اشارتی به آرامش
«اگر حال خود از شما پنهان دارم، زبان ملامت دراز میکنید، و اگر مکشوف میگردانم، طاقت آن نمیآورید. با شما چه میباید کرد؟» تذکرةالاولیا؛ ذکر بایزید بسطامی.
بزرگی پیش بایزید رفت. او را دید سر در گریبان فکرت فرو برده. چون سر برآورد، گفت: «ای شیخ! چه کردی؟» گفت: «سر به فنای خود فرو بردم و به بقای حق برآوردم.»
تذکرةالاولیا؛ ذکر بایزید بسطامی.
تذکرةالاولیا؛ ذکر بایزید بسطامی.
❤7
Forwarded from هـ
«چون از احوال عاشقان نویسم، خود نشاید. و چون احوال عاقلان نویسم هم نشاید. و هر چه نویسم هم نشاید. و اگر هیچ ننویسم هم نشاید. اگر گویم هم نشاید و چون خاموش گردم هم نشاید و اگر این واگویم هم نشاید و اگر وانگویم هم نشاید و اگر خاموش شوم هم نشاید...»
ارسلانم خوان، تا کس بنداند که من کیام.
از مکتوبات عینالقضات همدانی.
ارسلانم خوان، تا کس بنداند که من کیام.
از مکتوبات عینالقضات همدانی.
❤11
Forwarded from بیخویشتن
دوست را چندان قوت مده که اگر دشمنی کند، بتواند.
یا وفا خود نبود در عالم
یا کسی اندرین زمانه نکرد
کس نیاموخت علم تیر از من
که مرا عاقبت نشانه نکرد
گلستان سعدی
یا وفا خود نبود در عالم
یا کسی اندرین زمانه نکرد
کس نیاموخت علم تیر از من
که مرا عاقبت نشانه نکرد
گلستان سعدی
❤2👌2👍1
اشارتی به آرامش
«بباید دانست که چشم و گوش دیدهبانان و جاسوسان دلاند_ که رسانند به دل آن که ببینند و بشنوند. و وی را آن به کار آید که ایشان به او رسانند.» تاریخ بیهقی؛ ابوالفضل بیهقی.
«چنان دان که مردم را به دل مردم خوانند. و دل از بشنودن و دیدن قوی و ضعیف گردد_ که تا بد و نیک نبیند و نشنود، شادی و غم نداند اندر این جهان.»
تاریخ بیهقی؛ ابوالفضل بیهقی.
تاریخ بیهقی؛ ابوالفضل بیهقی.
👌5❤1
روزی اصحاب را گفت: «خوش و ناخوش طعام بیش از آن نیست که از لب به حلق رسد. این قدر، اگر خوش است و اگر ناخوش، صبر کنید تا خوش و ناخوش نزدیک شما یکی شود، که چیزی که بدین زودی بگذرد، بی آن صبر تواند کرد.»
تذکرةالاولیا؛ ذکر سفیان ثَوْری.
تذکرةالاولیا؛ ذکر سفیان ثَوْری.
❤4👌1
اشارتی به آرامش
روزی اصحاب را گفت: «خوش و ناخوش طعام بیش از آن نیست که از لب به حلق رسد. این قدر، اگر خوش است و اگر ناخوش، صبر کنید تا خوش و ناخوش نزدیک شما یکی شود، که چیزی که بدین زودی بگذرد، بی آن صبر تواند کرد.» تذکرةالاولیا؛ ذکر سفیان ثَوْری.
«هرگز تواضع نکردم کسی را، پیش از آنکه کسی را یک حرف از حکمت دیدم.»
تذکرةالاولیا؛ ذکر سفیان ثوری.
تذکرةالاولیا؛ ذکر سفیان ثوری.
❤8
اشارتی به آرامش
«ولله که آنها که خلوت وضع کردهاند، در صورتِ این سخن سرگشته شوند. معنیِ این سخن خود کجاست؟ مثلاً تا مرا شعری نباشد و آیتی نباشد، مرا سخن نباشد؟ که من گرم شوم از خود و سخنِ خود. آن شاعرک خود در عالَم نبود. پس من چه باشم؟» مقالات شمس.
«اینکه در وصال پخته شود و چشم باز کند کجا و آن کجا که بیرون ایستاده بود، تا کی در پرده راه یابد؟ چه ماند به آن که در اندرون پرده باشد مقیم؟»
مقالات شمس.
مقالات شمس.
❤6
اشارتی به آرامش
گفت: «صحبت با کسی دار که از ظاهر او سلامت یابی.» تذکرةالاولیا؛ ذکر ذوالنون مصری.
گفت: «بدان که خوف آتش در جنب خوف فراق به منزلت یک قطره آب است که در دریای اعظم اندازند. و من نمیدانم چیزی دلگیرندهتر از خوف فراق.»
تذکرةالاولیا؛ ذکر ذوالنون مصری.
تذکرةالاولیا؛ ذکر ذوالنون مصری.
3❤7
اشارتی به آرامش
«ورد جوانمردان اندوهی است که به هیچ وجه در دو جهان نگنجد و آن اندوه آن است که خواهند که وی را سزای وی یاد کنند، نتوانند.» نورالعلوم؛ شیخ ابوالحسن خرقانی.
از وی پرسیدند که: «صدق چیست؟» گفت: «صدق آن است که دل سخن گوید، یعنی آن گوید که در دلش بود.»
نفحاتالانس؛ ذکر شیخ ابوالحسن خرقانی.
نفحاتالانس؛ ذکر شیخ ابوالحسن خرقانی.
❤7
اشارتی به آرامش
از وی پرسیدند که: «صدق چیست؟» گفت: «صدق آن است که دل سخن گوید، یعنی آن گوید که در دلش بود.» نفحاتالانس؛ ذکر شیخ ابوالحسن خرقانی.
و هم وی گفته که: «اندوه طلب کن تا آب چشمت پدید آید، که حق گریندگان را دوست میدارد.»
نفحاتالانس؛ ذکر شیخ ابوالحسن خرقانی.
نفحاتالانس؛ ذکر شیخ ابوالحسن خرقانی.
❤6
اشارتی به آرامش
و هم وی گفته که: «اندوه طلب کن تا آب چشمت پدید آید، که حق گریندگان را دوست میدارد.» نفحاتالانس؛ ذکر شیخ ابوالحسن خرقانی.
و هم وی گفته که: «صوفی روزی بود که به آفتابش حاجت نبود، و شبی بود که به ماه و ستارهاش حاجت نبود و نیستیای است که به هستیاش حاجت نبود.»
نفحاتالانس؛ ذکر شیخ ابوالحسن خرقانی.
نفحاتالانس؛ ذکر شیخ ابوالحسن خرقانی.
❤3
اشارتی به آرامش
«بسیار کس باشد که به جمله هنرها آراسته باشد و صاحب مال و صاحب جمال، الّا در او آن معنی نباشد. و بسیار کس که ظاهر او خراب باشد، او را حسن صورت و فصاحت و بلاغت نباشد، الّا آن معنی که باقی است در او باشد.» فیه ما فیه؛ مولانا.
«شهری که درو هرچه خواهی بیابی از خوبرویان و لذات و مُشتَهای طبع و آرایش گوناگون، الّا در او عاقلی نیابی. یا لَیتَ که به عکس این بودی. آن شهر وجود آدمی است.»
فیه ما فیه؛ مولانا.
فیه ما فیه؛ مولانا.
❤8👌1
و گفت: «خردمندان با خدا ناباکاند، زیراکه او بیباک است و کسی که او بیباک بُوَد بیباکان را دوست دارد.»
تذکرةالاولیا؛ ذکر ابوالحسن خرقانی.
تذکرةالاولیا؛ ذکر ابوالحسن خرقانی.
❤7
اشارتی به آرامش
اگر پرسند: «وصل چیست؟» بگو: «نسیان خود به شهود نور.» نفحاتالانس.
«شرط ذکر نسیان است و همه عالم اندر ذکر مانده.»
کشفالمحجوب؛ ذکر ابوبکر شبلی.
کشفالمحجوب؛ ذکر ابوبکر شبلی.
❤4
اشارتی به آرامش
نقل است که گفت: «ابوالحسن مَثَل خود چنان یافت که درختی خشک شده تازه شود و برگ و شکوفه بیاورد پس آتش بیاید و همه سوخته کند.» نوشته بر دریا؛ از میراث عرفانی ابوالحسن خرقانی، محمدرضا شفیعی کدکنی.
و گفت: «گاهگاه بیامدمی به کنارهی گورستان فرونشستمی، گفتمی تا این غریب با این زندانیان فرونشیند ساعتی.»
نوشته بر دریا؛ ذکر ابوالحسن خرقانی.
نوشته بر دریا؛ ذکر ابوالحسن خرقانی.
💔5❤2
«کودکی را بگویی که ما را که آفرید؟ گوید: حق. بپرسی که چرخه بیگرداننده بگردد، گوید: چه میگویی؟ دیوانهای؟ بپرسی که آنکه ما را ساخت و هست و نیست میکند، او قویتر است و غالبتر است یا ما؟ بگوید: هر آینه آن کس، اگر قویتر نبودی، کسی توانستی ما را هست و نیست کردن؟ هر آینه غالب او باشد.»
مقالات شمس.
مقالات شمس.
👌5❤1
«و زخم نصیحتکننده بهتر از سلامِ دشمنِ بدآموز.»
اسرارالتّوحید؛ ذکر ابوسعید ابوالخیر.
اسرارالتّوحید؛ ذکر ابوسعید ابوالخیر.
❤12
«نشان همّت آن است که هرگز در حاصل و حاضر نگاه نکند، بَل همهی نظرِ او مقصور بُوَد بر آنچه ندارد. و آنش جز در قناعت نیست. و صاحبِ همّت را دردی ابدیست.»
عینالقضات همدانی.
عینالقضات همدانی.
❤5👌2