Forwarded from پَناهِاَشکها 🍃
دلم عجيب گرفته است
و هيچ چيز
نه اين دقايق خوشبو
که روی شاخه ی نارنج
می شود خاموش
نه اين صداقت حرفی ،
که در سکوت ميان دو برگ
اين گل شب بوست
نه هيچ چيز مرا ازهجوم خالی اطراف
نمی رهاند
و فکر می کنم
که اين ترنم موزون حزن تا به ابد
شنيده خواهد شد...
و هيچ چيز
نه اين دقايق خوشبو
که روی شاخه ی نارنج
می شود خاموش
نه اين صداقت حرفی ،
که در سکوت ميان دو برگ
اين گل شب بوست
نه هيچ چيز مرا ازهجوم خالی اطراف
نمی رهاند
و فکر می کنم
که اين ترنم موزون حزن تا به ابد
شنيده خواهد شد...
💔2🌚1
«وقتی سایه ای را میبینی تصور میکنی که چیزی وجود دارد که سایه میاندازد.
تو سایه یک حیوان را میبینی و فکر میکنی ممکن است یک اسب باشد، اما کاملا مطمئن نیستی. به همین دلیل میچرخی و خود اسب را میبینی که البته بینهایت زیباتر و واضح تر از سایه اسب تار است.
بیشتر مردم از زندگی در میان سایه ها راضی هستند. آنها به چیزی که سایه افکنده است فکر نمیکنند. آنها فکر میکنند سایه ها همه چیز هستند، اما هیچوقت متوجه نمیشوند که درواقع خود سایه ها هستند و به همین دلیل به جاودانگی روح خود توجه نمیکنند.»
_دنیای سوفی
تو سایه یک حیوان را میبینی و فکر میکنی ممکن است یک اسب باشد، اما کاملا مطمئن نیستی. به همین دلیل میچرخی و خود اسب را میبینی که البته بینهایت زیباتر و واضح تر از سایه اسب تار است.
بیشتر مردم از زندگی در میان سایه ها راضی هستند. آنها به چیزی که سایه افکنده است فکر نمیکنند. آنها فکر میکنند سایه ها همه چیز هستند، اما هیچوقت متوجه نمیشوند که درواقع خود سایه ها هستند و به همین دلیل به جاودانگی روح خود توجه نمیکنند.»
_دنیای سوفی
💔1