Forwarded from RadioFarda
🔸 فیلم «باشو، غریبۀ کوچک» ساخته بهرام بیضایی ۴۰ سال پس از ساخت بار دیگر از جشنوارههای بینالمللی جایزه گرفت و این بار نسخۀ ترمیم شده آن در بخش کلاسیکهای جشنواره معتبر ونیز جایزهٔ بهترین فیلم را گرفت.
🔸 از فیلم «باشو، غریبۀ کوچک» به عنوان یکی از بهترین فیلمهای تاریخ سینمای ایران نام برده میشود. نقشآفرینی سوسن تسلیمی در نقش نایی از ستایش شدهترین نمونههای بازیگری زن در سینمای بعد از انقلاب بهمن ۵۷ محسوب میشود.
🔸 این فیلم از زمان ساخت تا نمایش نزدیک به چهار سال در توقیف ماند و تنها زمانی در بخش فیلمهای کودکان و نوجوان هفتمین جشنواره فیلم فجر در بهمن سال ۱۳۶۷ اجازه نمایش پیدا کرد که جنگ ایران و عراق به پایان رسیده بود.
🔸 در مراسم اختتامیهٔ جشنوارهٔ ونیز، جایزهٔ فیلم «باشو، غریبهی کوچک» را محمد رسولاف، فیلمساز شناخته شدهٔ ایرانی به نمایندگی از بهرام بیضایی دریافت کرد و پیامی از او را خواند.
🔸 در پیام آقای بیضایی آمده بود: «امروز چهل سال بعد با كمال فروتنى به همه قربانيان بىگناه آن جنگ هشت ساله بىمعنا درود مىفرستم و نفرين مىماندم به همه سودبران هر جنگى!»
@RadioFarda
🔸 از فیلم «باشو، غریبۀ کوچک» به عنوان یکی از بهترین فیلمهای تاریخ سینمای ایران نام برده میشود. نقشآفرینی سوسن تسلیمی در نقش نایی از ستایش شدهترین نمونههای بازیگری زن در سینمای بعد از انقلاب بهمن ۵۷ محسوب میشود.
🔸 این فیلم از زمان ساخت تا نمایش نزدیک به چهار سال در توقیف ماند و تنها زمانی در بخش فیلمهای کودکان و نوجوان هفتمین جشنواره فیلم فجر در بهمن سال ۱۳۶۷ اجازه نمایش پیدا کرد که جنگ ایران و عراق به پایان رسیده بود.
🔸 در مراسم اختتامیهٔ جشنوارهٔ ونیز، جایزهٔ فیلم «باشو، غریبهی کوچک» را محمد رسولاف، فیلمساز شناخته شدهٔ ایرانی به نمایندگی از بهرام بیضایی دریافت کرد و پیامی از او را خواند.
🔸 در پیام آقای بیضایی آمده بود: «امروز چهل سال بعد با كمال فروتنى به همه قربانيان بىگناه آن جنگ هشت ساله بىمعنا درود مىفرستم و نفرين مىماندم به همه سودبران هر جنگى!»
@RadioFarda
Forwarded from RadioFarda
🔸بهرام بیضایی روز پنجشنبه ۵ دیماه ۱۴۰۴ و همزمان با تولد ۸۷ سالگیاش درگذشته است. مژده شمسایی، بازیگر تئاتر و سینما و همسر بهرام بیضایی، با انتشار پیامی در فیسبوک درگذشت این نمایشنامهنویس، فیلمساز و پژوهشگر برجسته ایرانی را تأیید کرد.
🔸گروه ایرانشناسی دانشگاه استنفورد نیز با انتشار بیانیهای، درگذشت بهرام بیضایی را تأیید کرده و از او بهعنوان «فخر ادب و هنر ایران» و یکی از همکاران برجسته این دانشگاه در ۱۵ سال اخیر یاد کرده است. در این بیانیه آمده که دانشگاه استنفورد بهزودی نشستی برای بزرگداشت زندگی و آثار این هنرمند برگزار خواهد کرد.
🔸بهرام بیضایی متولد ۵ دی ۱۳۱۷ در تهران، از تاثیرگذارترین چهرههای تئاتر و سینمای معاصر ایران بود. او از بنیانگذاران تئاتر مدرن ایران بهشمار میرفت و با آثاری چون «مرگ یزدگرد»، «چریکه تارا»، «باشو غریبه کوچک» و «مسافران» جایگاهی ماندگار در فرهنگ و هنر ایران دارد. بیضایی همچنین پژوهشگری برجسته در حوزه اسطورهشناسی، شاهنامه و تاریخ نمایش در ایران بود و سالهای پایانی عمر خود را در تبعید و تدریس در دانشگاه استنفورد گذراند.
@RadioFarda
🔸گروه ایرانشناسی دانشگاه استنفورد نیز با انتشار بیانیهای، درگذشت بهرام بیضایی را تأیید کرده و از او بهعنوان «فخر ادب و هنر ایران» و یکی از همکاران برجسته این دانشگاه در ۱۵ سال اخیر یاد کرده است. در این بیانیه آمده که دانشگاه استنفورد بهزودی نشستی برای بزرگداشت زندگی و آثار این هنرمند برگزار خواهد کرد.
🔸بهرام بیضایی متولد ۵ دی ۱۳۱۷ در تهران، از تاثیرگذارترین چهرههای تئاتر و سینمای معاصر ایران بود. او از بنیانگذاران تئاتر مدرن ایران بهشمار میرفت و با آثاری چون «مرگ یزدگرد»، «چریکه تارا»، «باشو غریبه کوچک» و «مسافران» جایگاهی ماندگار در فرهنگ و هنر ایران دارد. بیضایی همچنین پژوهشگری برجسته در حوزه اسطورهشناسی، شاهنامه و تاریخ نمایش در ایران بود و سالهای پایانی عمر خود را در تبعید و تدریس در دانشگاه استنفورد گذراند.
@RadioFarda
Forwarded from RadioFarda
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔸بهرام بیضایی، کارگردان و نمایشنامهنویس برجستهٔ سینما و تئاتر ایران، روز جمعه پنجم دیماه، همزمان با زادروز ۸۷سالگیاش، در آمریکا درگذشت.
🔸بهرام بیضایی متولد ۵ دی ۱۳۱۷ در تهران بود و خبر درگذشت او از سوی گروه ایرانشناسی دانشگاه استنفورد تأیید شده است.
🔸این گروه در بیانیهای، بیضایی را «فخر ادب و هنر ایران» خوانده و اعلام کرده است که او در ۱۵ سال گذشته از استادان و همکاران برجسته این دانشگاه بوده است.
🔸در این بیانیه آمده است که بیضایی «موطن و مسلک خود را عالَم فرهنگ میدانست» و با وجود محدودیتها و فشارهایی که در سالهای گذشته متحمل شد، از تلاش برای پاسداشت و بازخوانی میراث فرهنگی ایران دست نکشید.
🔸بهرام بیضایی از تأثیرگذارترین چهرههای هنر معاصر ایران بهشمار میرفت و آثاری چون «باشو غریبه کوچک»، «مرگ یزدگرد»، «چریکه تارا»، «مسافران» و «سگکشی» از مهمترین آثار او هستند.
🔸با این حال، بهرام بیضایی در سالهای طولانی با محدودیتهای گسترده مواجه بود و عملاً اجازه ساخت بسیاری از آثارش را در ایران نداشت و انتشار کتابها و نمایشنامههایش نیز با سانسور و عدم صدور مجوز روبهرو میشد.
@RadioFarda
🔸بهرام بیضایی متولد ۵ دی ۱۳۱۷ در تهران بود و خبر درگذشت او از سوی گروه ایرانشناسی دانشگاه استنفورد تأیید شده است.
🔸این گروه در بیانیهای، بیضایی را «فخر ادب و هنر ایران» خوانده و اعلام کرده است که او در ۱۵ سال گذشته از استادان و همکاران برجسته این دانشگاه بوده است.
🔸در این بیانیه آمده است که بیضایی «موطن و مسلک خود را عالَم فرهنگ میدانست» و با وجود محدودیتها و فشارهایی که در سالهای گذشته متحمل شد، از تلاش برای پاسداشت و بازخوانی میراث فرهنگی ایران دست نکشید.
🔸بهرام بیضایی از تأثیرگذارترین چهرههای هنر معاصر ایران بهشمار میرفت و آثاری چون «باشو غریبه کوچک»، «مرگ یزدگرد»، «چریکه تارا»، «مسافران» و «سگکشی» از مهمترین آثار او هستند.
🔸با این حال، بهرام بیضایی در سالهای طولانی با محدودیتهای گسترده مواجه بود و عملاً اجازه ساخت بسیاری از آثارش را در ایران نداشت و انتشار کتابها و نمایشنامههایش نیز با سانسور و عدم صدور مجوز روبهرو میشد.
@RadioFarda
Forwarded from RadioFarda
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔸 شهبانو فرح پهلوی در واکنش به درگذشت بهرام بیضایی، کارگردان و نمایشنامهنویس برجسته، پیام تسلیتی در اینستاگرام خود منتشر کرد.
🔸 در این پیام با اشاره به «تأثیر ماندگار و غیرقابل فراموش آثار بینظیر» بهرام بیضایی آمده است: «دیدگاه منحصر به فرد و تعهد بیوقفه او به هنر نه تنها سینمای ایران را شکل داد، بلکه صدای روح مردم ما را به گوش جهانیان رساند.»
🔸 ملکه پیشین ایران همراه با این پیام ویدئویی از لحظه اهدای جایزه ویژه هیات داوران را برای فیلم رگبار در اولین جشنواره بینالمللی فیلم تهران در سال ۱۳۵۱ منتشر کرد.
@RadioFarda
🔸 در این پیام با اشاره به «تأثیر ماندگار و غیرقابل فراموش آثار بینظیر» بهرام بیضایی آمده است: «دیدگاه منحصر به فرد و تعهد بیوقفه او به هنر نه تنها سینمای ایران را شکل داد، بلکه صدای روح مردم ما را به گوش جهانیان رساند.»
🔸 ملکه پیشین ایران همراه با این پیام ویدئویی از لحظه اهدای جایزه ویژه هیات داوران را برای فیلم رگبار در اولین جشنواره بینالمللی فیلم تهران در سال ۱۳۵۱ منتشر کرد.
@RadioFarda
Forwarded from بهرام بیضایی آرشیو
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
صحبتهای سوسن تسلیمی درباره بهرام بیضایی در مراسم بزرگداشت او در سوئد.
#بهرام_بیضایی #سوسن_تسلیمی
@Archivesbahram
#بهرام_بیضایی #سوسن_تسلیمی
@Archivesbahram
Forwarded from مایندفولنس-ذهن آگاهی(کانال)
خیال جنسی را از دیدگاه #جامعهشناسی، با تمرکز بر خاورمیانه و ایران
۱. تعریف #خیال جنسی
فعالیت ذهنی شامل تصاویر، سناریوها یا تخیل جنسی بدون اقدام واقعی
ویژگی: غالباً محرک روانی و #فانتزی است، میتواند #لذت ذهنی ایجاد کند یا باعث #اضطراب شود
۲. عوامل فرهنگی و اجتماعی
تابو و سرکوب:
صحبت یا اقدام جنسی در ایران و بسیاری کشورهای خاورمیانه محدود و تابوست
قوانین دینی و عرفی → کنترل شدید رفتار جنسی
#سرکوب اجتماعی → خیال جنسی غالباً تنها راه ارضای ذهنی باقی میماند
سانسور ذهنی و خودسانسوری:
افراد تمایل دارند خیال جنسی را مخفی کنند
خودسانسوری → ترکیب خیال و احساس گناه
۳. پیامدهای اجتماعی-روانشناختی
افزایش خیال مکرر و فانتزی: محدودیتها → ذهن برای جبران → خیال فعال
#تعارض بین میل واقعی و خیال: میل طبیعی بدن وجود دارد، اما اقدام واقعی ممنوع یا محدود → تضاد ذهنی
احساس گناه و اضطراب: سرکوب و تابو → خیال همراه با اضطراب یا خشم میشود
اثر روی رفتار جنسی واقعی: ممکن است میل واقعی کاهش یابد یا رفتار مخفی و محرمانه شود
۴. راهکارهای #مدیریت خیال جنسی (با نگاه روانشناسی و جامعهشناسی)
مایندفولنس و خودآگاهی: مشاهده خیال بدون قضاوت → تشخیص خیال و میل واقعی
تعیین مرز خیال و عمل: خیال جنسی محدود به #ذهن باشد، بدون خودسانسوری شدید یا احساس گناه
اقدام واقعی در محدوده مجاز: ایجاد رابطه عاطفی امن و قابل اعتماد یا #خودارضایی کنترلشده
فعالیتهای جایگزین: ورزش، هنر، خلاقیت → انرژی جنسی به میل واقعی و عمل مثبت تبدیل شود
۵. جمعبندی جامعهشناختی
#خیال_جنسی در ایران و خاورمیانه نتیجه مستقیم تابوها و سرکوب اجتماعی است
ذهن برای جبران سرکوب → خیال فعال
مسئله اصلی: تضاد بین میل واقعی و اقدام اجتماعی مجاز
با خودآگاهی، مایندفولنس و اقدام هدفمند میتوان خیال را کنترل و #انرژی_جنسی را به مسیر مثبت هدایت کرد.
۱. تعریف #خیال جنسی
فعالیت ذهنی شامل تصاویر، سناریوها یا تخیل جنسی بدون اقدام واقعی
ویژگی: غالباً محرک روانی و #فانتزی است، میتواند #لذت ذهنی ایجاد کند یا باعث #اضطراب شود
۲. عوامل فرهنگی و اجتماعی
تابو و سرکوب:
صحبت یا اقدام جنسی در ایران و بسیاری کشورهای خاورمیانه محدود و تابوست
قوانین دینی و عرفی → کنترل شدید رفتار جنسی
#سرکوب اجتماعی → خیال جنسی غالباً تنها راه ارضای ذهنی باقی میماند
سانسور ذهنی و خودسانسوری:
افراد تمایل دارند خیال جنسی را مخفی کنند
خودسانسوری → ترکیب خیال و احساس گناه
۳. پیامدهای اجتماعی-روانشناختی
افزایش خیال مکرر و فانتزی: محدودیتها → ذهن برای جبران → خیال فعال
#تعارض بین میل واقعی و خیال: میل طبیعی بدن وجود دارد، اما اقدام واقعی ممنوع یا محدود → تضاد ذهنی
احساس گناه و اضطراب: سرکوب و تابو → خیال همراه با اضطراب یا خشم میشود
اثر روی رفتار جنسی واقعی: ممکن است میل واقعی کاهش یابد یا رفتار مخفی و محرمانه شود
۴. راهکارهای #مدیریت خیال جنسی (با نگاه روانشناسی و جامعهشناسی)
مایندفولنس و خودآگاهی: مشاهده خیال بدون قضاوت → تشخیص خیال و میل واقعی
تعیین مرز خیال و عمل: خیال جنسی محدود به #ذهن باشد، بدون خودسانسوری شدید یا احساس گناه
اقدام واقعی در محدوده مجاز: ایجاد رابطه عاطفی امن و قابل اعتماد یا #خودارضایی کنترلشده
فعالیتهای جایگزین: ورزش، هنر، خلاقیت → انرژی جنسی به میل واقعی و عمل مثبت تبدیل شود
۵. جمعبندی جامعهشناختی
#خیال_جنسی در ایران و خاورمیانه نتیجه مستقیم تابوها و سرکوب اجتماعی است
ذهن برای جبران سرکوب → خیال فعال
مسئله اصلی: تضاد بین میل واقعی و اقدام اجتماعی مجاز
با خودآگاهی، مایندفولنس و اقدام هدفمند میتوان خیال را کنترل و #انرژی_جنسی را به مسیر مثبت هدایت کرد.
#زبان_مادری یا زبان های مادری؟
هر دو حالت ممکن است، بسته به شرایط محیطی و رشد فرد. زبان مادری صرفاً «اولین زبانی که کودک به صورت طبیعی و روان میآموزد» نیست، بلکه «زبان یا زبانهایی است که پایهٔ #هویت، #تفکر و #ادراک او را شکل میدهند».
۱. تعریف زبان مادری
زبان مادری (Mother Tongue / L1):
زبانی که اولین تجربهٔ ارتباطی و شناختی کودک با آن شکل میگیرد و بیشتر احساس و معنا در ذهن با آن ساخته میشود.
ویژگیها:
اولین زبان یادگیری طبیعی
زبان برقراری هیجان و #احساسات
پایهٔ تفکر اولیه
۲. یک یا چند زبان مادری؟
حالت ۱: تکزبان مادری
کودک در محیطی با یک زبان رشد میکند
تمام تجربهها، هیجانها و شناخت اولیه به آن زبان گره میخورد
مثال: کودک در خانوادهٔ فارسیزبان در تهران
حالت ۲: چند زبان مادری
کودک همزمان یا خیلی زود با چند زبان محیطی در تعامل است
هر زبان نقش بخشی از شناخت و تجربه هیجانی را میگیرد
اصطلاح: Simultaneous bilinguals (دو یا چند زبان همزمان)
ویژگیها:
هر زبان میتواند «مادری» باشد
پایه شناخت و هیجان با هر زبان متفاوت است
گاهی احساسات عمیقتر با یکی از زبانها تجربه میشود
۳. نکتهٔ روانشناختی و عصبی
مغز دو یا چند زبان مادری را شبکههای موازی ولی متصل ذخیره میکند
هیجانها میتوانند به یک زبان بیشتر «وابسته» باشند
یادگیری زبانی بعد از ۵–۷ سالگی معمولاً زبان دوم است و کمتر «مادری» به حساب میآید
۴. جمعبندی دقیق
یک زبان مادری: محیط تکزبانه، تمام تجربهها به آن زبان
چند زبان مادری: محیط دو یا چند زبانه، هر زبان تجربهها و هیجانهای خاص خود را شکل میدهد
بعد از کودکی، زبانهای جدید معمولاً زبان دوم / سوم هستند و با هیجان اولیه و شناخت عمیق «مادری» گره نمی خورند.
هر دو حالت ممکن است، بسته به شرایط محیطی و رشد فرد. زبان مادری صرفاً «اولین زبانی که کودک به صورت طبیعی و روان میآموزد» نیست، بلکه «زبان یا زبانهایی است که پایهٔ #هویت، #تفکر و #ادراک او را شکل میدهند».
۱. تعریف زبان مادری
زبان مادری (Mother Tongue / L1):
زبانی که اولین تجربهٔ ارتباطی و شناختی کودک با آن شکل میگیرد و بیشتر احساس و معنا در ذهن با آن ساخته میشود.
ویژگیها:
اولین زبان یادگیری طبیعی
زبان برقراری هیجان و #احساسات
پایهٔ تفکر اولیه
۲. یک یا چند زبان مادری؟
حالت ۱: تکزبان مادری
کودک در محیطی با یک زبان رشد میکند
تمام تجربهها، هیجانها و شناخت اولیه به آن زبان گره میخورد
مثال: کودک در خانوادهٔ فارسیزبان در تهران
حالت ۲: چند زبان مادری
کودک همزمان یا خیلی زود با چند زبان محیطی در تعامل است
هر زبان نقش بخشی از شناخت و تجربه هیجانی را میگیرد
اصطلاح: Simultaneous bilinguals (دو یا چند زبان همزمان)
ویژگیها:
هر زبان میتواند «مادری» باشد
پایه شناخت و هیجان با هر زبان متفاوت است
گاهی احساسات عمیقتر با یکی از زبانها تجربه میشود
۳. نکتهٔ روانشناختی و عصبی
مغز دو یا چند زبان مادری را شبکههای موازی ولی متصل ذخیره میکند
هیجانها میتوانند به یک زبان بیشتر «وابسته» باشند
یادگیری زبانی بعد از ۵–۷ سالگی معمولاً زبان دوم است و کمتر «مادری» به حساب میآید
۴. جمعبندی دقیق
یک زبان مادری: محیط تکزبانه، تمام تجربهها به آن زبان
چند زبان مادری: محیط دو یا چند زبانه، هر زبان تجربهها و هیجانهای خاص خود را شکل میدهد
بعد از کودکی، زبانهای جدید معمولاً زبان دوم / سوم هستند و با هیجان اولیه و شناخت عمیق «مادری» گره نمی خورند.
#آموزش #زبان_ انگلیسی
اهمیتِ دامنهٔ لغات (Vocabulary) و ریدینگ (Reading) در یادگیری زبان انگلیسی، نسبت به مهارتهای دیگر، یک دلیل ساده اما بنیادی دارد:
این دو مهارت «زیرساخت شناختی زبان» را میسازند؛ بقیهٔ مهارتها روی این زیرساخت سوار میشوند، نه برعکس.
در ادامه، توضیح را بهصورت واقعگرایانه، غیرشعاری و مبتنی بر زبانشناسی کاربردی ارائه میکنم.
۱) لغت، مادهٔ خام زبان است
بدون لغت، هیچ مهارت زبانی عملاً ممکن نیست.
گرامر «قالب» است، اما لغت محتواست
تلفظ «شکل» است، اما لغت معناست
تحقیقات زبانشناسی نشان میدهد:
برای درک یک متن ساده، حداقل ٪۹۵ پوشش لغوی لازم است
برای ریدینگ روان، حدود ٪۹۸ پوشش لغوی نیاز است
یعنی اگر لغت نداشته باشی:
گرامر را میفهمی ولی متن را نه
اسپیکینگ داری، اما حرفت خالی و کلیشهای است
لیسنینگ هست، ولی فقط صدا میشنوی نه معنا
۲) ریدینگ، موتور اصلی رشد ناخودآگاه زبان است
ریدینگ فقط «خواندن» نیست؛ سیستم تزریق زبان طبیعی به مغز است.
ریدینگ همزمان اینها را تقویت میکند:
لغت در بافت واقعی
گرامر بهصورت ناخودآگاه
کالوکیشنها (make a decision نه do a decision)
سبک نوشتار و ساختار جمله
تفکیک register رسمی/غیررسمی
به زبان ساده:
ریدینگ کاری را میکند که کلاس زبان نمیتواند.
۳) مغز زبان را با «ورودی قابل فهم» یاد میگیرد، نه با تمرین خشک
طبق نظریهٔ Krashen (Comprehensible Input):
زبان وقتی رشد میکند که مغز در معرض متن قابل فهم اما کمی چالشدار باشد
ریدینگ بهترین مصداق این ورودی است، چون:
سرعت دست خودت است
امکان برگشت و مکث داری
فشار روانی اسپیکینگ ندارد
توجه را به معنا میبرد، نه به اشتباه
۴) چرا از اسپیکینگ و گرامر مهمتر به نظر میرسند؟
چون اثر شبکهای دارند.
مهارت
اثر روی مهارتهای دیگر
لغت
روی همه
ریدینگ
لغت + گرامر + رایتینگ
لیسنینگ
محدود به شنیدن
اسپیکینگ
خروجی، وابسته به ورودی
گرامر
کنترلشده و محدود
قاعدهٔ طلایی:
خروجی خوب بدون ورودی غنی وجود ندارد
۵) برای هدف تو (اپلای و آکادمیک) این دو حیاتیترند
با توجه به سابقهٔ تو در علوم اجتماعی و برنامهٔ اپلای:
مقاله علمی = ریدینگ سنگین + لغت تخصصی
رایتینگ آکادمیک = تقلید ناخودآگاه از متون خواندهشده
آیلتس/تافل = ریدینگ تعیینکنندهٔ نمره
اسپیکینگ بدون پشتوانهٔ ریدینگ، در سطح روزمره میماند.
۶) نتیجهٔ نهایی (بدون اغراق آموزشی)
اگر بخواهم خیلی خلاصه و صادقانه بگویم:
لغت = ذخیرهٔ شناختی
ریدینگ = سیستم رشد زبان
بقیهٔ مهارتها = خروجی این دو
هر برنامهای که این دو را در مرکز نگذارد، یا تبلیغاتی است یا سطحی.
اهمیتِ دامنهٔ لغات (Vocabulary) و ریدینگ (Reading) در یادگیری زبان انگلیسی، نسبت به مهارتهای دیگر، یک دلیل ساده اما بنیادی دارد:
این دو مهارت «زیرساخت شناختی زبان» را میسازند؛ بقیهٔ مهارتها روی این زیرساخت سوار میشوند، نه برعکس.
در ادامه، توضیح را بهصورت واقعگرایانه، غیرشعاری و مبتنی بر زبانشناسی کاربردی ارائه میکنم.
۱) لغت، مادهٔ خام زبان است
بدون لغت، هیچ مهارت زبانی عملاً ممکن نیست.
گرامر «قالب» است، اما لغت محتواست
تلفظ «شکل» است، اما لغت معناست
تحقیقات زبانشناسی نشان میدهد:
برای درک یک متن ساده، حداقل ٪۹۵ پوشش لغوی لازم است
برای ریدینگ روان، حدود ٪۹۸ پوشش لغوی نیاز است
یعنی اگر لغت نداشته باشی:
گرامر را میفهمی ولی متن را نه
اسپیکینگ داری، اما حرفت خالی و کلیشهای است
لیسنینگ هست، ولی فقط صدا میشنوی نه معنا
۲) ریدینگ، موتور اصلی رشد ناخودآگاه زبان است
ریدینگ فقط «خواندن» نیست؛ سیستم تزریق زبان طبیعی به مغز است.
ریدینگ همزمان اینها را تقویت میکند:
لغت در بافت واقعی
گرامر بهصورت ناخودآگاه
کالوکیشنها (make a decision نه do a decision)
سبک نوشتار و ساختار جمله
تفکیک register رسمی/غیررسمی
به زبان ساده:
ریدینگ کاری را میکند که کلاس زبان نمیتواند.
۳) مغز زبان را با «ورودی قابل فهم» یاد میگیرد، نه با تمرین خشک
طبق نظریهٔ Krashen (Comprehensible Input):
زبان وقتی رشد میکند که مغز در معرض متن قابل فهم اما کمی چالشدار باشد
ریدینگ بهترین مصداق این ورودی است، چون:
سرعت دست خودت است
امکان برگشت و مکث داری
فشار روانی اسپیکینگ ندارد
توجه را به معنا میبرد، نه به اشتباه
۴) چرا از اسپیکینگ و گرامر مهمتر به نظر میرسند؟
چون اثر شبکهای دارند.
مهارت
اثر روی مهارتهای دیگر
لغت
روی همه
ریدینگ
لغت + گرامر + رایتینگ
لیسنینگ
محدود به شنیدن
اسپیکینگ
خروجی، وابسته به ورودی
گرامر
کنترلشده و محدود
قاعدهٔ طلایی:
خروجی خوب بدون ورودی غنی وجود ندارد
۵) برای هدف تو (اپلای و آکادمیک) این دو حیاتیترند
با توجه به سابقهٔ تو در علوم اجتماعی و برنامهٔ اپلای:
مقاله علمی = ریدینگ سنگین + لغت تخصصی
رایتینگ آکادمیک = تقلید ناخودآگاه از متون خواندهشده
آیلتس/تافل = ریدینگ تعیینکنندهٔ نمره
اسپیکینگ بدون پشتوانهٔ ریدینگ، در سطح روزمره میماند.
۶) نتیجهٔ نهایی (بدون اغراق آموزشی)
اگر بخواهم خیلی خلاصه و صادقانه بگویم:
لغت = ذخیرهٔ شناختی
ریدینگ = سیستم رشد زبان
بقیهٔ مهارتها = خروجی این دو
هر برنامهای که این دو را در مرکز نگذارد، یا تبلیغاتی است یا سطحی.
در آموزش زبان انگلیسی، بهصورت استاندارد و مورد اجماع، چهار مهارت اصلی داریم. این تقسیمبندی هم در زبانشناسی کاربردی و هم در آزمونهای بینالمللی پذیرفته شده است.
چهار مهارت اصلی زبان
۱) Listening (شنیداری)
درک زبان از طریق صدا
— پایهٔ دریافت زبان گفتاری
۲) Reading (خواندن)
درک زبان نوشتاری
— مهمترین منبع رشد لغت و ساختار
۳) Speaking (گفتاری)
تولید زبان بهصورت شفاهی
— مهارت خروجی فعال
۴) Writing (نوشتاری)
تولید زبان بهصورت مکتوب
— پیچیدهترین مهارت خروجی
دستهبندی علمیتر
این چهار مهارت به دو گروه تقسیم میشوند:
#مهارتهای_ورودی (Receptive)
Listening
Reading
مهارتهای خروجی (Productive)
Speaking
Writing
قاعدهٔ بنیادی:
ورودی قوی → خروجی قوی
ورودی ضعیف → خروجی سطحی و ناپایدار
مهارتهای «پایهای» ولی غیرمستقل
اینها مهارت مستقل محسوب نمیشوند، اما ستون فقرات چهار مهارتاند:
Vocabulary (دامنهٔ لغات)
Grammar (گرامر)
Pronunciation (تلفظ)
اینها «ابزار» هستند، نه مهارت.
جمعبندی واقعگرایانه
از نظر رسمی: ۴ مهارت
از نظر کارکردی:
۲ ورودی
۲ خروجی
از نظر یادگیری مؤثر:
لغت و ریدینگ تعیینکنندهاند
اسپیکینگ و رایتینگ محصول آنها هستند.
#انگلیسی
چهار مهارت اصلی زبان
۱) Listening (شنیداری)
درک زبان از طریق صدا
— پایهٔ دریافت زبان گفتاری
۲) Reading (خواندن)
درک زبان نوشتاری
— مهمترین منبع رشد لغت و ساختار
۳) Speaking (گفتاری)
تولید زبان بهصورت شفاهی
— مهارت خروجی فعال
۴) Writing (نوشتاری)
تولید زبان بهصورت مکتوب
— پیچیدهترین مهارت خروجی
دستهبندی علمیتر
این چهار مهارت به دو گروه تقسیم میشوند:
#مهارتهای_ورودی (Receptive)
Listening
Reading
مهارتهای خروجی (Productive)
Speaking
Writing
قاعدهٔ بنیادی:
ورودی قوی → خروجی قوی
ورودی ضعیف → خروجی سطحی و ناپایدار
مهارتهای «پایهای» ولی غیرمستقل
اینها مهارت مستقل محسوب نمیشوند، اما ستون فقرات چهار مهارتاند:
Vocabulary (دامنهٔ لغات)
Grammar (گرامر)
Pronunciation (تلفظ)
اینها «ابزار» هستند، نه مهارت.
جمعبندی واقعگرایانه
از نظر رسمی: ۴ مهارت
از نظر کارکردی:
۲ ورودی
۲ خروجی
از نظر یادگیری مؤثر:
لغت و ریدینگ تعیینکنندهاند
اسپیکینگ و رایتینگ محصول آنها هستند.
#انگلیسی
«پس چرا در بسیاری از کتابهای آموزش زبان، #مهارتهای_خروجی (Speaking / Writing) زودتر از مهارتهای ورودی یا همزمان با آنها آموزش داده میشوند، در حالیکه از نظر علمی ورودی مقدم است؟»
اگر با این صورت سؤال موافقی، پاسخ روشن و واقعگرایانه این است:
پاسخ کوتاه
این کار نه بهدلیل منطق یادگیری زبان، بلکه بهدلیل منطق بازار آموزش زبان است.
پاسخ تحلیلی (مرحلهبهمرحله)
۱) بازار آموزش، «احساس پیشرفت فوری» میخواهد
اکثر زبانآموزان:
میخواهند سریع حرف بزنند
نتیجهٔ قابل نمایش میخواهند
حوصلهٔ ورودی خاموش (ریدینگ/لیسنینگ) ندارند
پس کتابها:
Speaking را جلو میآورند
تمرینهای نمایشی میدهند
حس «من دارم حرف میزنم» میسازند
این رضایت کوتاهمدت است، نه یادگیری پایدار.
۲) آموزشگاهها به خروجی زودرس نیاز دارند
از دید آموزشگاه:
کلاس باید پرحرف باشد
سکوت = «کلاس ضعیف»
مدرس باید فعال نشان داده شود
در حالیکه:
ریدینگ عمیق → کلاس ساکت
سکوت آموزشی در بازار فروش ندارد
۳) وارونگی آموزشی: Output-first
بسیاری از کتابها عملاً این مسیر را میروند:
گرامر → دیالوگ → نقشبازی → اسپیکینگ
بدون ورودی کافی
نتیجه:
اسپیکینگ قالبی
لغت محدود
جملهسازی مصنوعی
فسیلشدن خطاها (Fossilization)
۴) کتابهای جدی چه میکنند؟
کتابهایی که به منطق یادگیری نزدیکترند:
ورودی سنگین دارند (متن، صدا)
خروجی را محدود و کنترلشده میخواهند
تأکیدشان روی درک است نه تولید
مثال رویکرد:
Extensive Reading
Graded Readers
Input-based Instruction
اینها کمهیجان ولی عمیق هستند.
نکتهٔ مهم: «یابند خروجی» یعنی چه؟
اگر منظورت این است که:
خروجی، نتیجهٔ ورودی است
کاملاً درست است.
اما اگر کتاب:
خروجی را «محرک یادگیری» معرفی کند
این از نظر زبانشناسی محل تردید جدی است.
جمعبندی بدون تعارف
بله، منطق علمی: اول ورودی، بعد خروجی
آنچه در بازار میبینی: اول خروجی نمایشی
کتاب خوب، خروجی را:
کم
کنترلشده
وابسته به ورودی
میخواهد
اگر با این صورت سؤال موافقی، پاسخ روشن و واقعگرایانه این است:
پاسخ کوتاه
این کار نه بهدلیل منطق یادگیری زبان، بلکه بهدلیل منطق بازار آموزش زبان است.
پاسخ تحلیلی (مرحلهبهمرحله)
۱) بازار آموزش، «احساس پیشرفت فوری» میخواهد
اکثر زبانآموزان:
میخواهند سریع حرف بزنند
نتیجهٔ قابل نمایش میخواهند
حوصلهٔ ورودی خاموش (ریدینگ/لیسنینگ) ندارند
پس کتابها:
Speaking را جلو میآورند
تمرینهای نمایشی میدهند
حس «من دارم حرف میزنم» میسازند
این رضایت کوتاهمدت است، نه یادگیری پایدار.
۲) آموزشگاهها به خروجی زودرس نیاز دارند
از دید آموزشگاه:
کلاس باید پرحرف باشد
سکوت = «کلاس ضعیف»
مدرس باید فعال نشان داده شود
در حالیکه:
ریدینگ عمیق → کلاس ساکت
سکوت آموزشی در بازار فروش ندارد
۳) وارونگی آموزشی: Output-first
بسیاری از کتابها عملاً این مسیر را میروند:
گرامر → دیالوگ → نقشبازی → اسپیکینگ
بدون ورودی کافی
نتیجه:
اسپیکینگ قالبی
لغت محدود
جملهسازی مصنوعی
فسیلشدن خطاها (Fossilization)
۴) کتابهای جدی چه میکنند؟
کتابهایی که به منطق یادگیری نزدیکترند:
ورودی سنگین دارند (متن، صدا)
خروجی را محدود و کنترلشده میخواهند
تأکیدشان روی درک است نه تولید
مثال رویکرد:
Extensive Reading
Graded Readers
Input-based Instruction
اینها کمهیجان ولی عمیق هستند.
نکتهٔ مهم: «یابند خروجی» یعنی چه؟
اگر منظورت این است که:
خروجی، نتیجهٔ ورودی است
کاملاً درست است.
اما اگر کتاب:
خروجی را «محرک یادگیری» معرفی کند
این از نظر زبانشناسی محل تردید جدی است.
جمعبندی بدون تعارف
بله، منطق علمی: اول ورودی، بعد خروجی
آنچه در بازار میبینی: اول خروجی نمایشی
کتاب خوب، خروجی را:
کم
کنترلشده
وابسته به ورودی
میخواهد
چرا #علی_کریمی فرد معتبری برای کار سیاسی نیست؟
علی کریمی از نظر اجتماعی چهرهای شناختهشده و محبوب است، اما محبوبیت اجتماعی با اعتبار سیاسی یکی نیست. اعتبار سیاسی زمانی شکل میگیرد که فرد بتواند مواضع پایدار، قابل توضیح و مسئولانه تولید کند و نسبت به پیامدهای گفتار و رفتار خود آگاه باشد. علی کریمی اگرچه #سرمایه_نمادین دارد، اما این سرمایه هرگز به یک پروژه سیاسی منسجم یا پایدار تبدیل نشده است.
کنش سیاسی بدون چارچوب نظری امکانپذیر نیست. چارچوب نظری یعنی داشتن موضع روشن نسبت به موضوعاتی مانند دین، دولت، خشونت، قانون و آینده سیاسی. در رفتار علی کریمی ثبات نظری دیده نمیشود. واکنشهای او اغلب احساسی، آنی و متأثر از فضای شبکههای اجتماعی است و در بازههای کوتاه زمانی دچار تناقض میشود. این الگو بیشتر شبیه رفتار یک سلبریتی واکنشی است تا یک کنشگر سیاسی.
سیاست کنش لحظهای و هیجانی نیست. سیاست نیازمند محاسبه، تشخیص میدان نیروها و فهم این است که کنش یک فرد در نهایت به نفع چه نیروهایی تمام میشود. تهدید به قرآنسوزی، مستقل از هر داوری ارزشی درباره اسلام، نمونهای از کنشی است که فاقد محاسبه استراتژیک است. پیامدهای چنین کنشی از کنترل گوینده خارج میشود و بهراحتی میتواند توسط نیروهای مختلف مصادره شود. این نشاندهنده ناتوانی در مدیریت پیام سیاسی است.
در رفتار علی کریمی مرز روشنی میان نقد و تحریک وجود ندارد. نقد سیاسی معطوف به ساختار است، قابلیت توضیح عقلانی دارد و میتواند بسط پیدا کند. تحریک اما بر شوک رسانهای تکیه دارد، مصرف کوتاهمدت دارد و معمولاً علیه خود گوینده بازمیگردد. بخش قابلتوجهی از کنشهای او در حوزه تحریک قرار میگیرد، نه در حوزه رادیکالیسم آگاهانه یا نقد ساختاری.
یکی از مؤلفههای مهم اعتبار سیاسی، پاسخگویی است. کنشگر سیاسی معتبر توضیح میدهد، در صورت خطا موضع خود را اصلاح میکند و هزینه حرفش را میپذیرد. الگوی رفتاری علی کریمی معمولاً اینگونه است که حرفی را مطرح میکند، با موج واکنشها مواجه میشود و سپس یا سکوت میکند یا مسیر را عوض میکند، بدون توضیح روشن. این الگو بیشتر به مسئولیتگریزی شباهت دارد تا رهبری سیاسی.
مسئله اصلی این است که علی کریمی نماینده هیچ پروژه سیاسی مشخصی نیست. او نه به حزب یا تشکیلاتی متصل است، نه حامل یک برنامه فکری مدون و نه پاسخگوی یک پایگاه اجتماعی سازمانیافته. او صرفاً صداست، بدون ساختار. در سیاست، صدا بدون ساختار نهتنها پایدار نیست، بلکه در بسیاری موارد به ضد خود تبدیل میشود.
جمعبندی روشن این است که علی کریمی ممکن است معترض باشد، خشمگین باشد یا در لحظاتی جسور به نظر برسد، اما کنشگر سیاسی معتبر نیست. دلیل آن فقدان نظریه، بیثباتی مواضع، نداشتن محاسبه استراتژیک و نبود پاسخگویی است. اتکا به چنین فردی برای سیاست، جایگزین کردن هیجان بهجای عقلانیت و شوک رسانهای بهجای تغییر پایدار است. این نقد بهمعنای نفی اعتراض نیست، بلکه نفی سیاستزدگیِ بیسیاست است.
فرامرز اسداله زاده
علی کریمی از نظر اجتماعی چهرهای شناختهشده و محبوب است، اما محبوبیت اجتماعی با اعتبار سیاسی یکی نیست. اعتبار سیاسی زمانی شکل میگیرد که فرد بتواند مواضع پایدار، قابل توضیح و مسئولانه تولید کند و نسبت به پیامدهای گفتار و رفتار خود آگاه باشد. علی کریمی اگرچه #سرمایه_نمادین دارد، اما این سرمایه هرگز به یک پروژه سیاسی منسجم یا پایدار تبدیل نشده است.
کنش سیاسی بدون چارچوب نظری امکانپذیر نیست. چارچوب نظری یعنی داشتن موضع روشن نسبت به موضوعاتی مانند دین، دولت، خشونت، قانون و آینده سیاسی. در رفتار علی کریمی ثبات نظری دیده نمیشود. واکنشهای او اغلب احساسی، آنی و متأثر از فضای شبکههای اجتماعی است و در بازههای کوتاه زمانی دچار تناقض میشود. این الگو بیشتر شبیه رفتار یک سلبریتی واکنشی است تا یک کنشگر سیاسی.
سیاست کنش لحظهای و هیجانی نیست. سیاست نیازمند محاسبه، تشخیص میدان نیروها و فهم این است که کنش یک فرد در نهایت به نفع چه نیروهایی تمام میشود. تهدید به قرآنسوزی، مستقل از هر داوری ارزشی درباره اسلام، نمونهای از کنشی است که فاقد محاسبه استراتژیک است. پیامدهای چنین کنشی از کنترل گوینده خارج میشود و بهراحتی میتواند توسط نیروهای مختلف مصادره شود. این نشاندهنده ناتوانی در مدیریت پیام سیاسی است.
در رفتار علی کریمی مرز روشنی میان نقد و تحریک وجود ندارد. نقد سیاسی معطوف به ساختار است، قابلیت توضیح عقلانی دارد و میتواند بسط پیدا کند. تحریک اما بر شوک رسانهای تکیه دارد، مصرف کوتاهمدت دارد و معمولاً علیه خود گوینده بازمیگردد. بخش قابلتوجهی از کنشهای او در حوزه تحریک قرار میگیرد، نه در حوزه رادیکالیسم آگاهانه یا نقد ساختاری.
یکی از مؤلفههای مهم اعتبار سیاسی، پاسخگویی است. کنشگر سیاسی معتبر توضیح میدهد، در صورت خطا موضع خود را اصلاح میکند و هزینه حرفش را میپذیرد. الگوی رفتاری علی کریمی معمولاً اینگونه است که حرفی را مطرح میکند، با موج واکنشها مواجه میشود و سپس یا سکوت میکند یا مسیر را عوض میکند، بدون توضیح روشن. این الگو بیشتر به مسئولیتگریزی شباهت دارد تا رهبری سیاسی.
مسئله اصلی این است که علی کریمی نماینده هیچ پروژه سیاسی مشخصی نیست. او نه به حزب یا تشکیلاتی متصل است، نه حامل یک برنامه فکری مدون و نه پاسخگوی یک پایگاه اجتماعی سازمانیافته. او صرفاً صداست، بدون ساختار. در سیاست، صدا بدون ساختار نهتنها پایدار نیست، بلکه در بسیاری موارد به ضد خود تبدیل میشود.
جمعبندی روشن این است که علی کریمی ممکن است معترض باشد، خشمگین باشد یا در لحظاتی جسور به نظر برسد، اما کنشگر سیاسی معتبر نیست. دلیل آن فقدان نظریه، بیثباتی مواضع، نداشتن محاسبه استراتژیک و نبود پاسخگویی است. اتکا به چنین فردی برای سیاست، جایگزین کردن هیجان بهجای عقلانیت و شوک رسانهای بهجای تغییر پایدار است. این نقد بهمعنای نفی اعتراض نیست، بلکه نفی سیاستزدگیِ بیسیاست است.
فرامرز اسداله زاده
درخواست #احترام به عقیده، فرار از نقد است و دیگر عقیده نیست، بلکه رفتار است!
۱ نقد قدرت، #حق است نه بیاحترامی
در علوم سیاسی و حقوق عمومی، نقد هر نظام سیاسی، ایدئولوژی یا ساختار قدرت، جزء لاینفک آزادی اندیشه و بیان است، سلطنت، پهلوی، جمهوری یا هر شکل دیگر حکمرانی، امر عمومیاند و موضوع تحلیل و ارزیابی جمعی، نه عقیدهٔ خصوصی مصون از نقد
احترام به اشخاص، با #مصونسازی یک نظام تاریخی یا سیاسی از نقد، یکی نیست
۲ تمایز بنیادین میان عقیدهٔ شخصی و امر عمومی
اینکه فردی بگوید #سلطنت را دوست دارم، یک گرایش شخصی است و محترم
اما وقتی از بازگشت سلطنت، مشروعیت پهلوی یا الگوی حکمرانی سلطنتی دفاع میشود، موضوع از ذهن فردی خارج و وارد قلمرو عمومی میگردد،
در این نقطه، دیگر با عقیده مواجه نیستیم، بلکه با کنش و ادعای سیاسی روبهرو هستیم و هر ادعای سیاسی، بهطور منطقی و حقوقی، در معرض نقد عمومی قرار میگیرد
۳ هیچ نظام سیاسی حق مصونیت معرفتی ندارد
در فلسفهٔ سیاسی مدرن، هیچ روایت تاریخی مقدس نیست
هیچ نظامی فراتر از پرسش قرار نمیگیرد
هیچ ایدئولوژیای از پیش درست فرض نمیشود
درخواست ننویس، نقد نکن، احترام بگذار، بهمعنای تعلیق عقل انتقادی است، نه مطالبهٔ احترام
۴ احترام، جایگزین استدلال نمیشود
وقتی فردی بهجای پاسخ عقلانی به نقد، درخواست احترام به عقیده میکند، یکی از این سه حالت صادق است
یا توان دفاع استدلالی ندارد
یا میکوشد نزاع معرفتی را به نزاع اخلاقی تبدیل کند
یا قصد دارد نقد سیاسی را با فشار عاطفی خاموش کند
در منطق علم و استدلال، احترام احساس است، نه پاسخ
۵ از منظر حقوق بشر و دموکراسی
آزادی بیان، شامل نقد تاریخ، نقد نمادها، نقد خاندانها و نقد اشکال حکمرانی است، حتی اگر این نقد برای برخی ناخوشایند باشد
هیچکس حق ندارد با برچسب بیاحترامی، نقد سیاسی را ممنوع کند
۶ تناقض درونی این مطالبه
بسیاری از مدافعان سلطنت، جمهوری را نقد میکنند
انقلاب را نقد میکنند
و دیگر نیروهای سیاسی را بهشدت به چالش میکشند
اما وقتی موضوع پهلوی مطرح میشود، ناگهان نقد را بیاحترامی مینامند
این استاندارد دوگانه، از منظر علم سیاست، فاقد اعتبار است
جمعبندی
نقد سلطنت یا پهلوی، توهین نیست، بلکه اعمال حق شهروندی و کنش عقلانی در حوزهٔ عمومی است
هر جا که عقیده به قدرت، تاریخ و حاکمیت گره میخورد، از حوزهٔ ذهن خارج میشود و به رفتار سیاسی تبدیل میگردد
و هر رفتار سیاسی، نهتنها قابل نقد است، بلکه باید نقد شود.
فرامرز اسداله زاده
۱ نقد قدرت، #حق است نه بیاحترامی
در علوم سیاسی و حقوق عمومی، نقد هر نظام سیاسی، ایدئولوژی یا ساختار قدرت، جزء لاینفک آزادی اندیشه و بیان است، سلطنت، پهلوی، جمهوری یا هر شکل دیگر حکمرانی، امر عمومیاند و موضوع تحلیل و ارزیابی جمعی، نه عقیدهٔ خصوصی مصون از نقد
احترام به اشخاص، با #مصونسازی یک نظام تاریخی یا سیاسی از نقد، یکی نیست
۲ تمایز بنیادین میان عقیدهٔ شخصی و امر عمومی
اینکه فردی بگوید #سلطنت را دوست دارم، یک گرایش شخصی است و محترم
اما وقتی از بازگشت سلطنت، مشروعیت پهلوی یا الگوی حکمرانی سلطنتی دفاع میشود، موضوع از ذهن فردی خارج و وارد قلمرو عمومی میگردد،
در این نقطه، دیگر با عقیده مواجه نیستیم، بلکه با کنش و ادعای سیاسی روبهرو هستیم و هر ادعای سیاسی، بهطور منطقی و حقوقی، در معرض نقد عمومی قرار میگیرد
۳ هیچ نظام سیاسی حق مصونیت معرفتی ندارد
در فلسفهٔ سیاسی مدرن، هیچ روایت تاریخی مقدس نیست
هیچ نظامی فراتر از پرسش قرار نمیگیرد
هیچ ایدئولوژیای از پیش درست فرض نمیشود
درخواست ننویس، نقد نکن، احترام بگذار، بهمعنای تعلیق عقل انتقادی است، نه مطالبهٔ احترام
۴ احترام، جایگزین استدلال نمیشود
وقتی فردی بهجای پاسخ عقلانی به نقد، درخواست احترام به عقیده میکند، یکی از این سه حالت صادق است
یا توان دفاع استدلالی ندارد
یا میکوشد نزاع معرفتی را به نزاع اخلاقی تبدیل کند
یا قصد دارد نقد سیاسی را با فشار عاطفی خاموش کند
در منطق علم و استدلال، احترام احساس است، نه پاسخ
۵ از منظر حقوق بشر و دموکراسی
آزادی بیان، شامل نقد تاریخ، نقد نمادها، نقد خاندانها و نقد اشکال حکمرانی است، حتی اگر این نقد برای برخی ناخوشایند باشد
هیچکس حق ندارد با برچسب بیاحترامی، نقد سیاسی را ممنوع کند
۶ تناقض درونی این مطالبه
بسیاری از مدافعان سلطنت، جمهوری را نقد میکنند
انقلاب را نقد میکنند
و دیگر نیروهای سیاسی را بهشدت به چالش میکشند
اما وقتی موضوع پهلوی مطرح میشود، ناگهان نقد را بیاحترامی مینامند
این استاندارد دوگانه، از منظر علم سیاست، فاقد اعتبار است
جمعبندی
نقد سلطنت یا پهلوی، توهین نیست، بلکه اعمال حق شهروندی و کنش عقلانی در حوزهٔ عمومی است
هر جا که عقیده به قدرت، تاریخ و حاکمیت گره میخورد، از حوزهٔ ذهن خارج میشود و به رفتار سیاسی تبدیل میگردد
و هر رفتار سیاسی، نهتنها قابل نقد است، بلکه باید نقد شود.
فرامرز اسداله زاده
Forwarded from ایران مدرنیته - Iran Modernity
The future, as everyone knows
Is where we're gonna be spending the rest of our life
Who said the future is closed
Never saw the promise in her eyes... liberty
And I'm running my mouth off
Running my mouth off
It's not poetry
And I'm running my mouth off again
Sarina Sarina
She's the song of the future
Playing in my mind
Gotta know gotta find a way to get to her
She's holding up the sign
All alone
All alone
But not alone
Yeah, we're not alone
Sarina Sarina
She's the song of the future
Yeah
Picture - heaven is closed
All the classroom prophets gone to ground
Schoolgirl says everyone knows
Love is a verb and not a noun
Or so it seems
It has me running my mouth off
Running my mouth off
It's not poetry
But I'm running my mouth off again
Sarina Sarina
She's the song of the future
Playing in my mind
Gotta know gotta find a way to get to her
She's holding up the sign
All alone
All alone
But not alone
Yeah, we're not alone
Sarina Sarina
She's the song of the future
Sarina Sarina
She's the song of the future
Playing in my mind
Gotta know gotta find a way to get to her
She's holding up the sign
All alone
All alone
You're not alone
Yeah, we're not alone
Sarina Sarina
She's the song of the future
Playing in my mind
Jina Mahsa Amini was inspiration to so many
1999-2022
Is where we're gonna be spending the rest of our life
Who said the future is closed
Never saw the promise in her eyes... liberty
And I'm running my mouth off
Running my mouth off
It's not poetry
And I'm running my mouth off again
Sarina Sarina
She's the song of the future
Playing in my mind
Gotta know gotta find a way to get to her
She's holding up the sign
All alone
All alone
But not alone
Yeah, we're not alone
Sarina Sarina
She's the song of the future
Yeah
Picture - heaven is closed
All the classroom prophets gone to ground
Schoolgirl says everyone knows
Love is a verb and not a noun
Or so it seems
It has me running my mouth off
Running my mouth off
It's not poetry
But I'm running my mouth off again
Sarina Sarina
She's the song of the future
Playing in my mind
Gotta know gotta find a way to get to her
She's holding up the sign
All alone
All alone
But not alone
Yeah, we're not alone
Sarina Sarina
She's the song of the future
Sarina Sarina
She's the song of the future
Playing in my mind
Gotta know gotta find a way to get to her
She's holding up the sign
All alone
All alone
You're not alone
Yeah, we're not alone
Sarina Sarina
She's the song of the future
Playing in my mind
Jina Mahsa Amini was inspiration to so many
1999-2022
Forwarded from ایران مدرنیته - Iran Modernity
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from جامعهشناسی زن روز (Parastu.Farrokhi)
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from جامعهشناسی زن روز (Parastu.Farrokhi)
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM