MIND CHAT
314 subscribers
102 photos
1 video
8 links
یک پزشک که دوست داشت کفاش باشد 👞

محتوای غیرِ پزشکی؛ با تاکید روی «غیر»

رزیدنتِ رشته‌ی خیالی

❤️💍
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🤣8🥰1
MIND CHAT
Video message
ساعت ۳ شب بعد از nتا مریض دیدن اسنپ گرفتم برم خونه، رسیدم نزدیکای خونه که مریض کد خورد و بدو بدو سر اسنپ رو گرد کردم برگشتم بیمارستان

مریض که شب جمعه‌ای به رحمت خدا رفت و منم اسنپ مجدد گرفتم برگردم خونه؛ و توی اسنپ با این پلی لیست آقای اسنپی روبرو شدم

خدایا شکرت
💔14
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
8
MIND CHAT
Video message
آقای اسنپی از شوتی‌های محور جیرفت زاهدان هست؛ احساس میکنم ماشین رو بنزین قاچاق بار زده و بعد از پیاده کردن من، ماشین رو میندازه جاده

آقای اسنپی خیابون ها رو مرگبار داره طی می‌کنه
🤣141💊1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🤣14💊1
MIND CHAT
Video message
آقای اسنپی از سیبیلام ترسید و منو ندزدید و صحیح و سالم به مقصد رسوند و رفت تا بقیه مسافران سطح شهر رو زهره‌ترک کنه

خدایا شکرت
🤣211💊1
بانو به‌مناسبت میهمانی امروز، از دیروز اجازه داده ست جدید قابلمه‌هاشو استفاده کنیم و از دیروز سیزده‌چهارده بار یادآوری کرده که قاشق چوبی توی کشو هست و ۹ بار رفته کف قابلمه‌هاشو چک کرده که خط و خش نیفتاده باشه

کاش قابلمه ها رو برگردونم تو کارتنش و با همون قدیمی ها به زندگی ادامه بدیم

خدایا شکرت
🤣28🍓31💊1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
17🥰3🍓3💊1
یک نفر امروز عضو کانال شدن که توی بیوشون نوشتن:

دکتری مطالعات ترجمه، مترجم رسمی قوه قضائیه

شرمنده شدم که توی کانال داشتم پز قیمه پختن میدادم در حضور همچین فرد فرهیخته‌ای
🤣211💊1
MIND CHAT
یک نفر امروز عضو کانال شدن که توی بیوشون نوشتن: دکتری مطالعات ترجمه، مترجم رسمی قوه قضائیه شرمنده شدم که توی کانال داشتم پز قیمه پختن میدادم در حضور همچین فرد فرهیخته‌ای
اِهِم
بچه‌ها میدونستید من دستی هم توی فلسفه دارم؛ من یک جلد و نیم از ده جلد تاریخ فلسفه راتلج رو خوندم؛ البته ریا نباشه
🤣19💊1
MIND CHAT
اِهِم بچه‌ها میدونستید من دستی هم توی فلسفه دارم؛ من یک جلد و نیم از ده جلد تاریخ فلسفه راتلج رو خوندم؛ البته ریا نباشه
در ضمن من سال ۹۷، توی کنکور عربی رو ۹۶ درصد زدم؛ تمام تست‌های ترجمه عربی رو درست حل کردم؛ تست های گرامر انگلیسی رو هم با فن ترجمه حل میکردم
🤣27💊1
دیگه چمیدونم دیگه
کلا دیگه نمی‌دونم در حضور کسی که مترجم رسمی قوه قضاییه هست چی بگم
🤣23🗿1💊1
#پیام_ناشناس

دکتر از تجربه زندگی توی شهر غریب تک و تنها و سختیاش برامون بگو
چه فاکتور هایی رو باید در نظر گرفت برای شهر محل تحصیل
یا چقدر ممکنه اونجا موندگار بشیم حتی بعد از تحصیل
به عنوان مثال خودتون موندگار شدید و بخاطر کارتون مجبورید بمونید یا بعد از اتمام تحصیلتون میتونید برید شهرتون
👍4💊1
دیشب مهمونامون ساعت ۱ شب نشستن قشنگ کله‌پاچه رو خوردن و بعدش نفری یدونه قرص چربی خفیف (اتروواستاتین ۲۰😂) هم روش خوردن و بعد با خیال راحت گرفتن خوابیدن

از نظر رابطه‌ی کله پاچه و قرص چربی، مثل این میمونه که تو بری یک طلافروشی رو خالی کنی و بعد سر راه برگشت، به چهارراه که رسیدی یه اسکناس ۱۰ هزاری بندازی کف دست فقیر و بعد بدون عذاب‌وجدان حاصل از کش رفتن طلاها به زندگی ادامه بدی :] 😂
🤣20💊1
MIND CHAT
دکتر از تجربه زندگی توی شهر غریب تک و تنها و سختیاش برامون بگو
ببین سن تا سن فرق داره

تو وقتی ۱۸ سالته، رویات اینه که واااای من کی بشه از پیش مامان بابام برم واسه خودم خونهههه داشته باشمممم و مستقل بشممم و خودم واسه خودم تصمیم بگیرم و ...

خب بالاخره بهش می‌رسی
خیلی شیرینه؛ واقعا کیف میده؛ خودتی و خودت! مییییتازونی؛ اگه آدم مثبتی باشی، صرفا با این حال می‌کنی که حریم خودت رو داری، خونت رو خودت دیزاین می‌کنی، خودت تصمیم میگیری که امروز چقدر لش باشی و ساعت ۴ بعد از ظهر بیدار بشی یا ساعت ۳ صبح وسط پذیرایی آهنگ بذاری و درس بخونی و یا ...
اگه کره بزم باشی که دیگه دستت بازه برای لذت های دنیایی؛ جنس مخالف به خونه دعوت کنی (ای ملعونا) و با دوستات دور هم جمع بشید تا ۴ صبح خبط و خطا کنید و یا ساعت ۲ شب تازه ماشین رو بندازید بیرون و بزنید جاده و اینطور کارا

[البته که مستقل زندگی کردن سختی های خاص خودشم داره واقعا ولی فعلا بهش نمیپردازم]

کم‌کم می‌رسی به ۲۴-۲۵ سالگی
به خودت میای و میبینی دیگه تینیجر نیستی
می‌بینی ۶-۷ سال پیش که از خونه زدی بیرون، مامان و بابا موهاشون اینقدر سفید نبود؛ می‌بینی اینقدر دیر به دیر می‌بینیشون که هر دفعه برمیگردی خونه می‌بینی دارن پیرتر میشن؛ می‌بینی داداش کوچیکت توی این مدت واسه خودش قد کشید و بزرگ شد و تو بزرگ شدنش رو ندیدی؛ به خودت میای و می‌بینی به بهای تحصیل و ساختنِ آینده، هزینه‌ی سنگینی دادی و از بودن کنار خونواده برای سال‌ها محروم شدی

به سن من که می‌رسی، دیگه دلت خونه‌ی مجردی نمیخواد؛ اتفاقا دوست داری مامانت ساعت ۱۰ شب زنگ بزنه دعوات کنه که ساعت ۱۰ شد پس کجایی چرا نمیای خونه؟ دلت اونقدرام آرامش نمی‌خواد؛ دوست داری صبح با سروصدای مامان و بابات بیدارشی؛ دیگه از مسافرت با خونوادت فرار نمیکنی و تفریح رفتن باهاشون کسل‌کننده نیست و دلت میخواد شب باهاشون بری پارک و زیلو بندازی و روی چمن بشینی و چایی و کوکو سیب‌زمینی بخورید

خلاصه اینکه من نمیتونم به جوون ۱۸ ساله بگم از کنار مامان و بابات جُم نخور که بعد پشیمون میشی؛ فقط می‌خوام بگم این ماجرا پر از قشنگی و دوری و تجربه‌های ارزشمند و تلخی و بهای سنگین و خوش‌گذرونی و غمه
29💔10💊1
Forwarded from استرپتوڪوڪوسـ نومونیا . (𝓩𝓪𝓱𝓻𝓪)
یه روز این پُست رو ریپلای می‌کُنَم و می‌گَم:
«پوست‌ِ ما کَنده شد تا به اینجا رِسیدیم. پَس اگه امروز نَتیجه رو دیدی، یادِت باشه پُشتش چِه جَنگی خوابیده.»
9💊1
استرپتوڪوڪوسـ نومونیا .
یه روز این پُست رو ریپلای می‌کُنَم و می‌گَم: «پوست‌ِ ما کَنده شد تا به اینجا رِسیدیم. پَس اگه امروز نَتیجه رو دیدی، یادِت باشه پُشتش چِه جَنگی خوابیده.»
من وقتی چرک‌نویس می‌بینم دلم لک میزنه واسه حل کردن تست‌های فیزیک و استوکیومتری

من یادمه یه مدت چند‌ماهه‌ای توی یه اتاق ۳-۴ متری روی پشت‌بوم ساختمون ۴ طبقه‌ی خالم درس می‌خوندم؛ اون بالا یه کیسه زباله‌‌ی سیاه بزرگ پیدا کرده بودم و چرک نویسامو مینداختم تو پلاستیک؛ هی هرشب کلمو میکردم تو پلاستیک و چک میکردم که چرک‌نویسام چقدر شده؛ وقتی از رشد مقدار چرک‌نویسا راضی نبودم، دوتا فن به کار می‌بردم:

۱- بجای اینکه کاغذا رو صاف و مرتب بندازم توی پلاستیک، مچالشون میکردم و مینداختم؛ اینجوری حجم کیسه زودتر پر میشد

۲- شروع میکردم درشت درشت نوشتن؛ اینجوری کاغذا زود زود پر میشد

خلاصه من کارای بزرگی کردم و شما در جریان نیستید
🤣27💊1