Forwarded from Forugh F
انسان با نگاه به درون خود (خودشناسی) میتواند به شناخت حق تعالی برسد (که چون خوددان شوی، حقدان شوی تو).
وقتی چشم دل انسان به سوی حقیقت باز شود، درِ رحمت و دریای بیکران جان نیز به رویش گشوده خواهد شد.
وقتی چشم دل انسان به سوی حقیقت باز شود، درِ رحمت و دریای بیکران جان نیز به رویش گشوده خواهد شد.
Forwarded from Laya Madani
ملکی
۵۰۷-که چون خود دان شوی حق دان شوی تو از آن پس زود در پیشان شوی تو ۵۰۸-اگر هستی حجابی پیشت آرد از آن حالت دمی با خویشت آرد
پیشان: نهایت
هستی: خودخواهی های نفس
۵۰۷. وقتی تمام و کمال خود را بشناسی خدا را هم می شناسی و سریعتر مسیر آگاهی را طی میکنی
۵۰۸.اگر نفس حجابی ایجاد کرد (دلبستگی و تعلق) تو را از بی خویشی و سرمستی خارج می کند و این حالت همیشگی نیست
هستی: خودخواهی های نفس
۵۰۷. وقتی تمام و کمال خود را بشناسی خدا را هم می شناسی و سریعتر مسیر آگاهی را طی میکنی
۵۰۸.اگر نفس حجابی ایجاد کرد (دلبستگی و تعلق) تو را از بی خویشی و سرمستی خارج می کند و این حالت همیشگی نیست
Forwarded from ملکی
۵۰۹-چو هستیّ تو ننماید برِ او
ز خود بیخود بمانی بر درِ او
۵۱۰-دگر ره پردهای در پیش آید
خودی در بیخودی با خویش آید
ز خود بیخود بمانی بر درِ او
۵۱۰-دگر ره پردهای در پیش آید
خودی در بیخودی با خویش آید
Forwarded from Laya Madani
ملکی
۵۰۹-چو هستیّ تو ننماید برِ او ز خود بیخود بمانی بر درِ او ۵۱۰-دگر ره پردهای در پیش آید خودی در بیخودی با خویش آید
۵۰۹. اگر هستی خداوند غالب شود تجربه نیستی را خواهی داشت
۵۱۰. تعلقات دنیا مانند پرده و حجاب باعث می شود از بی خویشی به هوشیاری دنیایی برگردی
۵۱۰. تعلقات دنیا مانند پرده و حجاب باعث می شود از بی خویشی به هوشیاری دنیایی برگردی
Forwarded from ملکی
۵۱۱-چو آگه شد شود لذّت پدیدار
ز شادی در خروش آید دگر بار
۵۱۲-چو پروانه بر آتش میزند خویش
که تا هستیّ او برخیزد از پیش
ز شادی در خروش آید دگر بار
۵۱۲-چو پروانه بر آتش میزند خویش
که تا هستیّ او برخیزد از پیش
Forwarded from Laya Madani
ملکی
۵۱۱-چو آگه شد شود لذّت پدیدار ز شادی در خروش آید دگر بار ۵۱۲-چو پروانه بر آتش میزند خویش که تا هستیّ او برخیزد از پیش
از پیش برخاستن: رفع شدن
۵۱۱. وقتی سالک آگاه شد لذت بر او پدیدار می شود
۵۱۲. مثل پروانه تن خود را بر آتش عشق حق می زند تا هستی او را از میان بردارد
۵۱۱. وقتی سالک آگاه شد لذت بر او پدیدار می شود
۵۱۲. مثل پروانه تن خود را بر آتش عشق حق می زند تا هستی او را از میان بردارد
Forwarded from ملکی
۵۱۳-چو برخیزد حجاب هستی او
دگر ره قوّت آرد مستی او
۵۱۴-گهی افتان گهی خیزان بمانَد
گهی بیجان گهی با جان بماند
دگر ره قوّت آرد مستی او
۵۱۴-گهی افتان گهی خیزان بمانَد
گهی بیجان گهی با جان بماند
Forwarded from Laya Madani
ملکی
۵۱۳-چو برخیزد حجاب هستی او دگر ره قوّت آرد مستی او ۵۱۴-گهی افتان گهی خیزان بمانَد گهی بیجان گهی با جان بماند
۵۱۳. وقتی حجاب کنار برود سالک مست و بی خویش می شود
۵۱۴. سالک افتان و خیزان مسیر سلوک را طی می کند او از جان خودش وارسته شده است
۵۱۴. سالک افتان و خیزان مسیر سلوک را طی می کند او از جان خودش وارسته شده است
Forwarded from Forugh F
وقتی انسان از بندِ خودخواهی و وجود مادیاش رها شود، در مسیر عشق الهی چنان حیران و سرگشته میشود که مستانه و افتان و خیزان به سوی حقیقت حرکت میکند.
Forwarded from ملکی
۵۱۵-گهی در لذّتی گه در فنایی
گهی در فرقتی گه در بقایی
گهی در فرقتی گه در بقایی
Forwarded from Laya Madani
ملکی
۵۱۵-گهی در لذّتی گه در فنایی گهی در فرقتی گه در بقایی
۵۱۵. سالک گاه در لذت و گاه در فنا و بی خویشی در حرکت است گاهی حس فراق دارد و گاهی اُنس
Forwarded from Forugh F
زمانی در شور و لذت وصل است و زمانی دیگر در سوز و فغان هجران.
Forwarded from Laya Madani
با تشکر و سپاس بیکران از حضور استاد تاجمیری و بانو فروغ در بررسی ابیات و خوانش بسیار شنیدنی جناب احمدی و بانوان: جمیله، زهره و فروغ 🙏🌹🌹🌹🌹