کانال عطارنیشابوری ذخیره گروه سیمرغ
254 subscribers
68 photos
7 videos
110 files
231 links
Download Telegram
Forwarded from J M
آتش عشق تو در جان خوشتر است

جان ز عشقت آتش‌افشان خوشتر است

هر که خورد از جام عشقت قطره‌ای

تا قیامت مست و حیران خوشتر است

تا تو پیدا آمدی پنهان شدم

زانکه با معشوق پنهان خوشتر است

درد عشق تو که جان می‌سوزدم

گر همه زهر است از جان خوشتر است

درد بر من ریز و درمانم مکن

زانکه درد تو ز درمان خوشتر است

می‌نسازی تا نمی‌سوزی مرا

سوختن در عشق تو زان خوشتر است

چون وصالت هیچکس را روی نیست

روی در دیوار هجران خوشتر است

خشک سال وصل تو بینم مدام

لاجرم در دیده طوفان خوشتر است

همچو شمعی در فراقت هر شبی

تا سحر عطار گریان خوشتر است
Forwarded from ملکی
🍁🍁به نام آن که جان را نور دین داد
 خرد را در خدا دانی یقین داد🍁🍁         

دوستان عزيز، سلام و عرض ادب
از همراهی شما سپاس‌گزاریم

در شامگاه یکشنبه تاریخ 1405/6/8
با اسرارنامهٔ عطّار همراه شما هستیم.

ادامهٔ مقالهٔ اول

ابیات ۵۱۵ - ۴۹۱



۴۹۱-چو از حق برگ زندان می‌نیابی
عجب نبود اگر آن می‌نیابی

۴۹۲-الا یا مرغ حکمت دان زمانی
چه خواهی یافت زین به آشیانی

۴۹۳-به پرواز معانی بازکن پر
سرای هفت در را بازکن در

۴۹۴-چو بگذشتی ز چار و نه به پرواز
ز خود بگذر به حق کن چشم خود باز

۴۹۵-چرا مغرور جای دیو گشتی؟
تو دیوانه شدی کالیو گشتی

۴۹۶-چو می‌دانی که می‌باید شدن زود
نه خواهد نیز روی آمدن بود

۴۹۷-چه خواهی کرد جای مکر و تلبیس؟
ز دنیا بگذر و بگذار ابلیس

۴۹۸-بدان کاقطاع ابلیس است دنیا
سرای مکر و تلبیس است دنیا

۴۹۹-سرای او بدو ده باز و،رفتی
نظر بر پیشگاه انداز و رفتی

۵۰۰-چو نیست ابلیس را با جای تو کار
تو نیز از جای او بگذر بهنجار

۵۰۱-چو زین گلخن بدان گلشن رسیدی
همان انگار کین گلخن ندیدی

۵۰۲-نخستین در جهان قدس بخرام
وزان پس در جهان انس نه گام

۵۰۳-چو بر استبرق خضرا نشینی
تو باشی جمله و خود را نه بینی

۵۰۴-چو بگذشتی ز چندان پرده و دام
به یک چندی شوی هادی بران بام

۵۰۵-شود چشمت به خورشید جهان باز
شود بر تو درِ دریای جان باز

۵۰۶-چو تو هادی شدی در خود نگه کن
بدان خود را و قصد بارگه کن

۵۰۷-که چون خود دان شوی حق دان شوی تو
از آن پس زود در پیشان شوی تو

۵۰۸-اگر هستی حجابی پیشت آرد
از آن حالت دمی با خویشت آرد

۵۰۹-چو هستیّ تو ننماید برِ او
ز خود بی‌خود بمانی بر درِ او

۵۱۰-دگر ره پرده‌ای در پیش آید
خودی در بی‌خودی با خویش آید

۵۱۱-چو آگه شد شود لذّت پدیدار
ز شادی در خروش آید دگر بار

۵۱۲-چو پروانه بر آتش می‌زند خویش
که تا هستیّ او برخیزد از پیش

۵۱۳-چو برخیزد حجاب هستی او
دگر ره قوّت آرد مستی او

۵۱۴-گهی افتان گهی خیزان بمانَد
گهی بی‌جان گهی با جان بماند

۵۱۵-گهی در لذّتی گه در فنایی
گهی در فرقتی گه در بقایی



لینک گروه

https://t.me/attarnishaboori


زمان ارسال و بررسی خوانش: طول هفته تا ساعت19روز یکشنبه

زمان نقد و تفسیر ابیات : ساعت 20/30

🔔🔔📣📣  هموندان توجه داشته باشند زمان ارسال خوانش ها از ساعت 19/30 الی  20/30 خواهد بود  در صورت ارسال دیرهنگام از زمان تعیین شده بررسی نخواهد شد.



لینک کانال
@simorg30

🌹🌹🌹🌹
Forwarded from Laya Madani
اسرارنامه عطار
ادامه مقاله اول
ابیات ۵۱۵-۴۹۱
لعیا مدنی
Forwarded from امرالله Ahmadi
با اسرارنامه ی عطار نیشابوری
ادامه مقاله ی اول
بیتهای 491--515
امرالله احمدی
Forwarded from زهره
اسرارنامه عطار
ادامه مقاله اول
ابیات ۵۱۵-۴۹۱
لعیا مدنی
Forwarded from Forugh F
Audio
اسرارنامه عطار
ادامه مقاله اول
ابیات ۵۱۵-۴۹۱
🌿خوانش فروغ🌿
Forwarded from ملکی
۴۹۱-چو از حق برگ زندان می‌نیابی
عجب نبود اگر آن می‌نیابی

۴۹۲-الا یا مرغ حکمت دان زمانی
چه خواهی یافت زین به آشیانی
Forwarded from Laya Madani
ملکی
۴۹۱-چو از حق برگ زندان می‌نیابی عجب نبود اگر آن می‌نیابی ۴۹۲-الا یا مرغ حکمت دان زمانی چه خواهی یافت زین به آشیانی
برگ زندان: برگ آزادی از زندان
۴۹۱.تا از خداوند برگ رهایی بدست نیاوری عذر تو موجه است
۴۹۲. ای روحی که مانند پرنده ای توانایی داری حکمت های والا را درک کنی به زندان دنیای مادی خو نکن
Forwarded from ملکی
۴۹۳-به پرواز معانی بازکن پر
سرای هفت در را بازکن در

۴۹۴-چو بگذشتی ز چار و نه به پرواز
ز خود بگذر به حق کن چشم خود باز
Forwarded from Laya Madani
ملکی
۴۹۳-به پرواز معانی بازکن پر سرای هفت در را بازکن در ۴۹۴-چو بگذشتی ز چار و نه به پرواز ز خود بگذر به حق کن چشم خود باز
سرای هفت در: آسمان که تعداد آن را هفت می دانستند
چار و نه: چهار عنصر و نه فلک
۴۹۳. در آسمان اگاهی پر و بالی بزن تا آشیانه ای بهتر از این دنیای مادی پیدا کنی
۴۹۴.وقتی از چهار عنصر و نه فلک گذشتی باید از هستی خودت هم گذرکنی تا چشمت بینای خداوند بشود
Forwarded from ملکی
۴۹۵-چرا مغرور جای دیو گشتی؟
تو دیوانه شدی کالیو گشتی

۴۹۶-چو می‌دانی که می‌باید شدن زود
نه خواهد نیز روی آمدن بود
Forwarded from Laya Madani
ملکی
۴۹۵-چرا مغرور جای دیو گشتی؟ تو دیوانه شدی کالیو گشتی ۴۹۶-چو می‌دانی که می‌باید شدن زود نه خواهد نیز روی آمدن بود
جای دیو: زمین قبل از آدمی جایگاه دیوان و پریان بوده
کالیو: سرگشته و شیدا
نیز : دیگر، امکان باز آمدن دیگر نخواهد بود
۴۹۵.چرا دلخوش دنیایی شدی که سرای شیطان است تو سرگشته و شیدا شدی و عقلت را ازدست دادی و سرگردان این دنیای موقت شدی
۴۹۶.تو میدانی که این دنیا گذرا است و امکان برگشت نداری
Forwarded from Bahman Tajmiri
ملکی
۴۹۵-چرا مغرور جای دیو گشتی؟ تو دیوانه شدی کالیو گشتی ۴۹۶-چو می‌دانی که می‌باید شدن زود نه خواهد نیز روی آمدن بود
درود
در زبان لری واژه،،،، لیوه ،، داریم به معنای دیوانه ،که مولانا هم مثل عطار میگوید کالیوه به معنای دیوانه
Forwarded from ملکی
۴۹۷-چه خواهی کرد جای مکر و تلبیس؟
ز دنیا بگذر و بگذار ابلیس

۴۹۸-بدان کاقطاع ابلیس است دنیا
سرای مکر و تلبیس است دنیا
Forwarded from Laya Madani
ملکی
۴۹۷-چه خواهی کرد جای مکر و تلبیس؟ ز دنیا بگذر و بگذار ابلیس ۴۹۸-بدان کاقطاع ابلیس است دنیا سرای مکر و تلبیس است دنیا
تلبیس : نیرنگ . فریب
اقطاع: زمینی که سلطان یا پادشاه به کسی واگذار می کرده است تا از منافع ان بهره برد
اقطاع ابلیس: دنیا اقطاع ابلیس است

۴۹۷.این دنیا جایگاه مکر و حیله است از دلبستگی عبور کن و اینجا را به ابلیس بسپار
۴۹۸. بدان که دنیای مادی ملک و سرای شیطان است و خانه مکر و حیله
Forwarded from Bahman Tajmiri
Laya Madani
درودها بر شما استاد عزیز ممنون از همراهیتان🙏🙏💐
درود بیکران بر شما و سپاس از رنجی که متحمل میشوید
در جهت اگاهی بخشی که خود نوعی عبادت و ریاضت است
Forwarded from ملکی
۴۹۹-سرای او بدو ده باز و،رفتی
نظر بر پیشگاه انداز و رفتی

۵۰۰-چو نیست ابلیس را با جای تو کار
تو نیز از جای او بگذر بهنجار