Forwarded from ملکی
۴۹۰- تو معذوری که آگاهی نداری
که اینجا آنچ میخواهی نداری
که اینجا آنچ میخواهی نداری
Forwarded from Laya Madani
ملکی
۴۹۰- تو معذوری که آگاهی نداری که اینجا آنچ میخواهی نداری
۴۹۰ تو عذری داری چون آگاهی نداری زیرا در این دنیا آن چیزی را که حقیقتا می خواهی در اختیار نداری.
Forwarded from Laya Madani
استادان عزیز (دکتر اشرفی، بهمن تاجمیری) سپاس از همراهی شما💐💐💐🙏
Forwarded from Laya Madani
سپاس از همراهان عزیز گروه که ابیات را به بهترین صورت خوانش کردند (آقای احمدی و بانوان: نصیری، جمیله، زهره و فروغ)💐💐💐🙏
Forwarded from J M
صبح از پرده به در میآید
اثر آه سحر میآید
یا کسی مشک ختن میبیزد
یا نسیم گل تر میآید
خیز ای ساقی و میده به صبوح
که حریف چو شکر میآید
" عطار "
درود ...صبحتان بخیر 💐
اثر آه سحر میآید
یا کسی مشک ختن میبیزد
یا نسیم گل تر میآید
خیز ای ساقی و میده به صبوح
که حریف چو شکر میآید
" عطار "
درود ...صبحتان بخیر 💐
Forwarded from mohammad abbasi
J M
صبح از پرده به در میآید اثر آه سحر میآید یا کسی مشک ختن میبیزد یا نسیم گل تر میآید خیز ای ساقی و میده به صبوح که حریف چو شکر میآید " عطار " درود ...صبحتان بخیر 💐
صبح نماد روشنی ،بشارت و نوید لحظات حضور است
آه سحر،ناله ی برآمده از دل سوخته ی بیدار عارف است که کلید اجابت ست
مشک ختن ،نسیم گل تماشای طرب و شادی وصل ست
ساقی نماد غم زدایی مستی و شرب مدام است
حریف چون شکر عیش و عشقبازی
آه سحر،ناله ی برآمده از دل سوخته ی بیدار عارف است که کلید اجابت ست
مشک ختن ،نسیم گل تماشای طرب و شادی وصل ست
ساقی نماد غم زدایی مستی و شرب مدام است
حریف چون شکر عیش و عشقبازی
Forwarded from J M
آتش عشق تو در جان خوشتر است
جان ز عشقت آتشافشان خوشتر است
هر که خورد از جام عشقت قطرهای
تا قیامت مست و حیران خوشتر است
تا تو پیدا آمدی پنهان شدم
زانکه با معشوق پنهان خوشتر است
درد عشق تو که جان میسوزدم
گر همه زهر است از جان خوشتر است
درد بر من ریز و درمانم مکن
زانکه درد تو ز درمان خوشتر است
مینسازی تا نمیسوزی مرا
سوختن در عشق تو زان خوشتر است
چون وصالت هیچکس را روی نیست
روی در دیوار هجران خوشتر است
خشک سال وصل تو بینم مدام
لاجرم در دیده طوفان خوشتر است
همچو شمعی در فراقت هر شبی
تا سحر عطار گریان خوشتر است
جان ز عشقت آتشافشان خوشتر است
هر که خورد از جام عشقت قطرهای
تا قیامت مست و حیران خوشتر است
تا تو پیدا آمدی پنهان شدم
زانکه با معشوق پنهان خوشتر است
درد عشق تو که جان میسوزدم
گر همه زهر است از جان خوشتر است
درد بر من ریز و درمانم مکن
زانکه درد تو ز درمان خوشتر است
مینسازی تا نمیسوزی مرا
سوختن در عشق تو زان خوشتر است
چون وصالت هیچکس را روی نیست
روی در دیوار هجران خوشتر است
خشک سال وصل تو بینم مدام
لاجرم در دیده طوفان خوشتر است
همچو شمعی در فراقت هر شبی
تا سحر عطار گریان خوشتر است
Forwarded from ملکی
🍁🍁به نام آن که جان را نور دین داد
خرد را در خدا دانی یقین داد🍁🍁
دوستان عزيز، سلام و عرض ادب
از همراهی شما سپاسگزاریم
در شامگاه یکشنبه تاریخ 1405/6/8
با اسرارنامهٔ عطّار همراه شما هستیم.
ادامهٔ مقالهٔ اول
ابیات ۵۱۵ - ۴۹۱
۴۹۱-چو از حق برگ زندان مینیابی
عجب نبود اگر آن مینیابی
۴۹۲-الا یا مرغ حکمت دان زمانی
چه خواهی یافت زین به آشیانی
۴۹۳-به پرواز معانی بازکن پر
سرای هفت در را بازکن در
۴۹۴-چو بگذشتی ز چار و نه به پرواز
ز خود بگذر به حق کن چشم خود باز
۴۹۵-چرا مغرور جای دیو گشتی؟
تو دیوانه شدی کالیو گشتی
۴۹۶-چو میدانی که میباید شدن زود
نه خواهد نیز روی آمدن بود
۴۹۷-چه خواهی کرد جای مکر و تلبیس؟
ز دنیا بگذر و بگذار ابلیس
۴۹۸-بدان کاقطاع ابلیس است دنیا
سرای مکر و تلبیس است دنیا
۴۹۹-سرای او بدو ده باز و،رفتی
نظر بر پیشگاه انداز و رفتی
۵۰۰-چو نیست ابلیس را با جای تو کار
تو نیز از جای او بگذر بهنجار
۵۰۱-چو زین گلخن بدان گلشن رسیدی
همان انگار کین گلخن ندیدی
۵۰۲-نخستین در جهان قدس بخرام
وزان پس در جهان انس نه گام
۵۰۳-چو بر استبرق خضرا نشینی
تو باشی جمله و خود را نه بینی
۵۰۴-چو بگذشتی ز چندان پرده و دام
به یک چندی شوی هادی بران بام
۵۰۵-شود چشمت به خورشید جهان باز
شود بر تو درِ دریای جان باز
۵۰۶-چو تو هادی شدی در خود نگه کن
بدان خود را و قصد بارگه کن
۵۰۷-که چون خود دان شوی حق دان شوی تو
از آن پس زود در پیشان شوی تو
۵۰۸-اگر هستی حجابی پیشت آرد
از آن حالت دمی با خویشت آرد
۵۰۹-چو هستیّ تو ننماید برِ او
ز خود بیخود بمانی بر درِ او
۵۱۰-دگر ره پردهای در پیش آید
خودی در بیخودی با خویش آید
۵۱۱-چو آگه شد شود لذّت پدیدار
ز شادی در خروش آید دگر بار
۵۱۲-چو پروانه بر آتش میزند خویش
که تا هستیّ او برخیزد از پیش
۵۱۳-چو برخیزد حجاب هستی او
دگر ره قوّت آرد مستی او
۵۱۴-گهی افتان گهی خیزان بمانَد
گهی بیجان گهی با جان بماند
۵۱۵-گهی در لذّتی گه در فنایی
گهی در فرقتی گه در بقایی
لینک گروه
https://t.me/attarnishaboori
زمان ارسال و بررسی خوانش: طول هفته تا ساعت19روز یکشنبه
زمان نقد و تفسیر ابیات : ساعت 20/30
🔔🔔📣📣 هموندان توجه داشته باشند زمان ارسال خوانش ها از ساعت 19/30 الی 20/30 خواهد بود در صورت ارسال دیرهنگام از زمان تعیین شده بررسی نخواهد شد.
لینک کانال
@simorg30
🌹🌹🌹🌹
خرد را در خدا دانی یقین داد🍁🍁
دوستان عزيز، سلام و عرض ادب
از همراهی شما سپاسگزاریم
در شامگاه یکشنبه تاریخ 1405/6/8
با اسرارنامهٔ عطّار همراه شما هستیم.
ادامهٔ مقالهٔ اول
ابیات ۵۱۵ - ۴۹۱
۴۹۱-چو از حق برگ زندان مینیابی
عجب نبود اگر آن مینیابی
۴۹۲-الا یا مرغ حکمت دان زمانی
چه خواهی یافت زین به آشیانی
۴۹۳-به پرواز معانی بازکن پر
سرای هفت در را بازکن در
۴۹۴-چو بگذشتی ز چار و نه به پرواز
ز خود بگذر به حق کن چشم خود باز
۴۹۵-چرا مغرور جای دیو گشتی؟
تو دیوانه شدی کالیو گشتی
۴۹۶-چو میدانی که میباید شدن زود
نه خواهد نیز روی آمدن بود
۴۹۷-چه خواهی کرد جای مکر و تلبیس؟
ز دنیا بگذر و بگذار ابلیس
۴۹۸-بدان کاقطاع ابلیس است دنیا
سرای مکر و تلبیس است دنیا
۴۹۹-سرای او بدو ده باز و،رفتی
نظر بر پیشگاه انداز و رفتی
۵۰۰-چو نیست ابلیس را با جای تو کار
تو نیز از جای او بگذر بهنجار
۵۰۱-چو زین گلخن بدان گلشن رسیدی
همان انگار کین گلخن ندیدی
۵۰۲-نخستین در جهان قدس بخرام
وزان پس در جهان انس نه گام
۵۰۳-چو بر استبرق خضرا نشینی
تو باشی جمله و خود را نه بینی
۵۰۴-چو بگذشتی ز چندان پرده و دام
به یک چندی شوی هادی بران بام
۵۰۵-شود چشمت به خورشید جهان باز
شود بر تو درِ دریای جان باز
۵۰۶-چو تو هادی شدی در خود نگه کن
بدان خود را و قصد بارگه کن
۵۰۷-که چون خود دان شوی حق دان شوی تو
از آن پس زود در پیشان شوی تو
۵۰۸-اگر هستی حجابی پیشت آرد
از آن حالت دمی با خویشت آرد
۵۰۹-چو هستیّ تو ننماید برِ او
ز خود بیخود بمانی بر درِ او
۵۱۰-دگر ره پردهای در پیش آید
خودی در بیخودی با خویش آید
۵۱۱-چو آگه شد شود لذّت پدیدار
ز شادی در خروش آید دگر بار
۵۱۲-چو پروانه بر آتش میزند خویش
که تا هستیّ او برخیزد از پیش
۵۱۳-چو برخیزد حجاب هستی او
دگر ره قوّت آرد مستی او
۵۱۴-گهی افتان گهی خیزان بمانَد
گهی بیجان گهی با جان بماند
۵۱۵-گهی در لذّتی گه در فنایی
گهی در فرقتی گه در بقایی
لینک گروه
https://t.me/attarnishaboori
زمان ارسال و بررسی خوانش: طول هفته تا ساعت19روز یکشنبه
زمان نقد و تفسیر ابیات : ساعت 20/30
🔔🔔📣📣 هموندان توجه داشته باشند زمان ارسال خوانش ها از ساعت 19/30 الی 20/30 خواهد بود در صورت ارسال دیرهنگام از زمان تعیین شده بررسی نخواهد شد.
لینک کانال
@simorg30
🌹🌹🌹🌹
Telegram
انجمن سیمرغ (پژوهشی در آثار عطارنیشابوری)
لینک گروه سیمرغ( پژوهشی در آثار عطار نیشابوری)خواهشمند است مطالب غیر مرتبط با حضرت عطار ارسال نشود
لینک گروه
https://t.me/joinchat/D1kEP0bPj4LU2pApEzanMA
لینک کانال
@simorg30
لینک گروه
https://t.me/joinchat/D1kEP0bPj4LU2pApEzanMA
لینک کانال
@simorg30
Forwarded from J M
ملکی
🍁🍁به نام آن که جان را نور دین داد خرد را در خدا دانی یقین داد🍁🍁 دوستان عزيز، سلام و عرض ادب از همراهی شما سپاسگزاریم در شامگاه یکشنبه تاریخ 1405/6/8 با اسرارنامهٔ عطّار همراه شما هستیم. ادامهٔ مقالهٔ اول ابیات ۵۱۵ - ۴۹۱ ۴۹۱-چو از حق برگ…
اسرارنامه عطار
ادامه مقاله اول
ابیات ۵۱۵-۴۹۱
آوا جمیله بانو
ادامه مقاله اول
ابیات ۵۱۵-۴۹۱
آوا جمیله بانو
Forwarded from ملکی
۴۹۱-چو از حق برگ زندان مینیابی
عجب نبود اگر آن مینیابی
۴۹۲-الا یا مرغ حکمت دان زمانی
چه خواهی یافت زین به آشیانی
عجب نبود اگر آن مینیابی
۴۹۲-الا یا مرغ حکمت دان زمانی
چه خواهی یافت زین به آشیانی
Forwarded from Laya Madani
ملکی
۴۹۱-چو از حق برگ زندان مینیابی عجب نبود اگر آن مینیابی ۴۹۲-الا یا مرغ حکمت دان زمانی چه خواهی یافت زین به آشیانی
برگ زندان: برگ آزادی از زندان
۴۹۱.تا از خداوند برگ رهایی بدست نیاوری عذر تو موجه است
۴۹۲. ای روحی که مانند پرنده ای توانایی داری حکمت های والا را درک کنی به زندان دنیای مادی خو نکن
۴۹۱.تا از خداوند برگ رهایی بدست نیاوری عذر تو موجه است
۴۹۲. ای روحی که مانند پرنده ای توانایی داری حکمت های والا را درک کنی به زندان دنیای مادی خو نکن
Forwarded from ملکی
۴۹۳-به پرواز معانی بازکن پر
سرای هفت در را بازکن در
۴۹۴-چو بگذشتی ز چار و نه به پرواز
ز خود بگذر به حق کن چشم خود باز
سرای هفت در را بازکن در
۴۹۴-چو بگذشتی ز چار و نه به پرواز
ز خود بگذر به حق کن چشم خود باز
Forwarded from Laya Madani
ملکی
۴۹۳-به پرواز معانی بازکن پر سرای هفت در را بازکن در ۴۹۴-چو بگذشتی ز چار و نه به پرواز ز خود بگذر به حق کن چشم خود باز
سرای هفت در: آسمان که تعداد آن را هفت می دانستند
چار و نه: چهار عنصر و نه فلک
۴۹۳. در آسمان اگاهی پر و بالی بزن تا آشیانه ای بهتر از این دنیای مادی پیدا کنی
۴۹۴.وقتی از چهار عنصر و نه فلک گذشتی باید از هستی خودت هم گذرکنی تا چشمت بینای خداوند بشود
چار و نه: چهار عنصر و نه فلک
۴۹۳. در آسمان اگاهی پر و بالی بزن تا آشیانه ای بهتر از این دنیای مادی پیدا کنی
۴۹۴.وقتی از چهار عنصر و نه فلک گذشتی باید از هستی خودت هم گذرکنی تا چشمت بینای خداوند بشود
Forwarded from ملکی
۴۹۵-چرا مغرور جای دیو گشتی؟
تو دیوانه شدی کالیو گشتی
۴۹۶-چو میدانی که میباید شدن زود
نه خواهد نیز روی آمدن بود
تو دیوانه شدی کالیو گشتی
۴۹۶-چو میدانی که میباید شدن زود
نه خواهد نیز روی آمدن بود