کانال عطارنیشابوری ذخیره گروه سیمرغ
254 subscribers
68 photos
7 videos
110 files
231 links
Download Telegram
Forwarded from Laya Madani
ملکی
۴۸۲- بخاک آیینهٔ جان پاک بزدای تهی کن حقّه را و پاک بنمای ۴۸۳-ز بند پیچ بر پیچ زمانه گرفتار آمدی در کنج خانه
در قدیم آینه ها را با خاکستر و خاک صیقل می داده اند عطار می گوید آینه روحت را با مردن و خاک شدن جسم خود صیقل بده
۴۸۲.آینه جان را از زنگار پاک کن و حقه وجودت را از هرچه در آن است خالی کن و پاک و آشکارش ساز
برای دیدن حقیقت درون باید پاک شود
۴۸۳از بندها و گرفتاری های پیچیده روزگار گرفتار شده ای و در گوشه ای از خانه مانده ای
Forwarded from ملکی
۴۸۴-اگر تو روی بنمائی ز پرده
بسوزی هفت چرخ سال خورده

۴۸۵-تو گنجی نه سپهرت درمیانه
برآی از چار دیوار زمانه
Forwarded from ASHRAFY_32
ملکی
۴۸۲- بخاک آیینهٔ جان پاک بزدای تهی کن حقّه را و پاک بنمای ۴۸۳-ز بند پیچ بر پیچ زمانه گرفتار آمدی در کنج خانه
عطار زمانه را همچون بندی پیچیده و چندلایه می‌بیند که انسان را گرفتار خود کرده است. کنج خانه نیز می‌تواند نماد انزوای سکون و ماندن در محدوده نفس و زندگی ظاهری باشد

یعنی

ای انسان چنان در پیچ‌وخم گرفتاری‌های دنیا گرفتار شده‌ای که از حرکت در راه حقیقت بازمانده‌ای
ای سالک دل را پاک کن از تعلقات خالی شو از بند زمانه رها شو راه حقیقت را در پیش بگیر
Forwarded from Bahman Tajmiri
عطار روح بود و سنایی دو چشم او
ما از پی سنایی و عطار امدیم

مولانا
Forwarded from Laya Madani
ملکی
۴۸۴-اگر تو روی بنمائی ز پرده بسوزی هفت چرخ سال خورده ۴۸۵-تو گنجی نه سپهرت درمیانه برآی از چار دیوار زمانه
۴۸۴.اگر تو ای حقیقت الهی چهره خود را از پشت پرده آشکار کنی حتی هفت آسمان دیرینه نیز در برابر جلوه تو تاب نمی آورند و می سوزند
این مفهوم تجلی الهی است که هیچ چیزی تحمل ندارد
هفت چرخ نماد عالم آفرینش است
اگر حقیقت مطلق بی پرده آشکار شود همه جهان محدود در برابر آن محو و بی اعتبار می شود
۴۸۵. تو خود گنجی ارزشمند و فراتر از این جهان هستی پس از دنیای مادی و زمان بیرون بیا
Forwarded from ملکی
۴۸۶- طلسم و بند نیر نجات بشکن
در و دهلیز موجودات بشکن

۴۸۷- تو گنجی لیک در بند طلسمی
تو جانی لیک در زندان جسمی
Forwarded from Laya Madani
ملکی
۴۸۶- طلسم و بند نیر نجات بشکن در و دهلیز موجودات بشکن ۴۸۷- تو گنجی لیک در بند طلسمی تو جانی لیک در زندان جسمی
نیرنجات: نیرنج عربی شده نیرنگ است
در و دهلیز: دالان . تنگنای عالم حس و جهان مادی
گنج و طلسم: برای هر گنجی طلسمی بود تا کسی بدان راه نیابد
۴۸۶.طلسم و بندهای فریبنده دنیا را بشکن از دالان های عالم موجودات عبورکن و در آنها متوقف نشو
عالم محسوس پر از صورتهای گوناگون است اما حقیقت در پشت این صورتها یکی است
۴۸۷تو خودت گنجی ارزشمند هستی اما در طلسم و حجاب گرفتار شده ای تو روحی اما در زندان جسم گرفتار آمده ای
حقیقت انسان جسم او نیست جان و روح است
Forwarded from ملکی
۴۸۸-ازین زندان دنیا رخت برگیر
بکلی دل ز بند سخت برگیر

۴۸۹- میان پارگین آز ماندی
نمی‌دانی که ازچه باز ماندی؟
Forwarded from Laya Madani
ملکی
۴۸۸-ازین زندان دنیا رخت برگیر بکلی دل ز بند سخت برگیر ۴۸۹- میان پارگین آز ماندی نمی‌دانی که ازچه باز ماندی؟
پارگین: گودالی که آبهای پلید و ناپاک در آن جمع شود. منجلاب
۴۸۸.از این زندان دنیا دل بکن و بیرون بیا از وابستگی های دنیا آزاد شو
رخت برگیر: مانند مسافر بار سفر ببند و حرکت کن
۴۸۹میان منجلاب حرص و آز گرفتار مانده ای و حتی نمی دانی به چه دلیل از رسیدن به مقصد و حقیقت باز مانده ای
Forwarded from ملکی
۴۹۰- تو معذوری که آگاهی نداری

که اینجا آنچ می‌خواهی نداری
Forwarded from Laya Madani
ملکی
۴۹۰- تو معذوری که آگاهی نداری که اینجا آنچ می‌خواهی نداری
۴۹۰ تو عذری داری چون آگاهی نداری زیرا در این دنیا آن چیزی را که حقیقتا می خواهی در اختیار نداری.
Forwarded from Laya Madani
استادان عزیز (دکتر اشرفی، بهمن تاجمیری) سپاس از همراهی شما💐💐💐🙏
Forwarded from Laya Madani
سپاس از همراهان عزیز گروه که ابیات را به بهترین صورت خوانش کردند (آقای احمدی و بانوان: نصیری، جمیله، زهره و فروغ)💐💐💐🙏
Forwarded from J M
صبح از پرده به در می‌آید
    اثر آه سحر می‌آید

یا کسی مشک ختن می‌بیزد
یا نسیم گل تر می‌آید

خیز ای ساقی و می‌ده به صبوح
  که حریف چو شکر می‌آید

" عطار "

درود ...صبحتان بخیر 💐
Forwarded from mohammad abbasi
J M
صبح از پرده به در می‌آید     اثر آه سحر می‌آید یا کسی مشک ختن می‌بیزد یا نسیم گل تر می‌آید خیز ای ساقی و می‌ده به صبوح   که حریف چو شکر می‌آید " عطار " درود ...صبحتان بخیر 💐
صبح نماد روشنی ،بشارت و نوید لحظات حضور است
آه سحر،ناله ی برآمده از دل سوخته ی بیدار عارف است که کلید اجابت ست
مشک ختن ،نسیم گل تماشای طرب و شادی وصل ست
ساقی نماد غم زدایی مستی و شرب مدام است
حریف چون شکر عیش و عشق‌بازی
Forwarded from J M
آتش عشق تو در جان خوشتر است

جان ز عشقت آتش‌افشان خوشتر است

هر که خورد از جام عشقت قطره‌ای

تا قیامت مست و حیران خوشتر است

تا تو پیدا آمدی پنهان شدم

زانکه با معشوق پنهان خوشتر است

درد عشق تو که جان می‌سوزدم

گر همه زهر است از جان خوشتر است

درد بر من ریز و درمانم مکن

زانکه درد تو ز درمان خوشتر است

می‌نسازی تا نمی‌سوزی مرا

سوختن در عشق تو زان خوشتر است

چون وصالت هیچکس را روی نیست

روی در دیوار هجران خوشتر است

خشک سال وصل تو بینم مدام

لاجرم در دیده طوفان خوشتر است

همچو شمعی در فراقت هر شبی

تا سحر عطار گریان خوشتر است