Forwarded from Laya Madani
ملکی
۴۷۶-بود در یک نفس مهدیّ و آدم نه آن یک بیش ازین نه این از آن کم ۴۷۷-چو حالی این زمین کردی بدل تو یکی بینی ابد را با ازل تو
مهدی و آدم: کنایه از آغاز و انجام جهان مادی است
چو حالی این زمین کردی بدل تو: تعبیر قرآنی است (۴۸:۱۴)روزی که زمین را به غیر زمین بدل کنند و آسمان ها را نیز و همگان را در پیشگاه خدای یکتا ی کام شکن حاضر آرند
عطار می گوید وقتی زمین را به غیر زمین بدل کنی در آن هنگام ازل و ابد یکی خواهد بود.
۴۷۶.ابتدا و انتهای عالم در یک نفس و در یک حقیقت الهی قرار دارندنه یکی از دیگری بیشتر است و نه دیگری از آن کمتر
وحدت در عالم حقیقت
۴۷۷.وقتی زمین را به غیر زمین بدل کنی در آن هنگام ازل و ابد یکی خواهد بود
چو حالی این زمین کردی بدل تو: تعبیر قرآنی است (۴۸:۱۴)روزی که زمین را به غیر زمین بدل کنند و آسمان ها را نیز و همگان را در پیشگاه خدای یکتا ی کام شکن حاضر آرند
عطار می گوید وقتی زمین را به غیر زمین بدل کنی در آن هنگام ازل و ابد یکی خواهد بود.
۴۷۶.ابتدا و انتهای عالم در یک نفس و در یک حقیقت الهی قرار دارندنه یکی از دیگری بیشتر است و نه دیگری از آن کمتر
وحدت در عالم حقیقت
۴۷۷.وقتی زمین را به غیر زمین بدل کنی در آن هنگام ازل و ابد یکی خواهد بود
Forwarded from ملکی
۴۷۸-چو آنجا نه چه و نه چند باشد
ازل را با ابد پیوند باشد
۴۷۹- یقین دانم که هر دو جز یکی نیست
محقق را درین معنی شکی نیست
ازل را با ابد پیوند باشد
۴۷۹- یقین دانم که هر دو جز یکی نیست
محقق را درین معنی شکی نیست
Forwarded from Laya Madani
ملکی
۴۷۸-چو آنجا نه چه و نه چند باشد ازل را با ابد پیوند باشد ۴۷۹- یقین دانم که هر دو جز یکی نیست محقق را درین معنی شکی نیست
نه چه و نه چند باشد: عالم غیب بیرون از مقوله کم(چند) و مقوله کیف(چه) است ازل و ابد را در آنجا اتصال و وحدت است
۴۷۸. وقتی در آن عالم دیگر چیستی و اندازه و مقدار وجود نداشته باشد ازل و ابد به یکدیگر پیوند می یابند و یک حقیقت اند
۴۷۹.با یقین می دانم که ازل و ابد در حقیقت چیزی جز یک حقیقت واحد نیستند و کسی که به حقیقت رسیده باشد در این معنا هیچ شکی ندارد
محقق این حرف را درک می کند
۴۷۸. وقتی در آن عالم دیگر چیستی و اندازه و مقدار وجود نداشته باشد ازل و ابد به یکدیگر پیوند می یابند و یک حقیقت اند
۴۷۹.با یقین می دانم که ازل و ابد در حقیقت چیزی جز یک حقیقت واحد نیستند و کسی که به حقیقت رسیده باشد در این معنا هیچ شکی ندارد
محقق این حرف را درک می کند
Forwarded from ملکی
۴۸۰- الا یا مهرهباز حقّه پرداز
نقاب از لعبت معنی برانداز
۴۸۱- مشعبدوار چابکدستیی کن
شرابی درکش و بدمستیی کن
نقاب از لعبت معنی برانداز
۴۸۱- مشعبدوار چابکدستیی کن
شرابی درکش و بدمستیی کن
Forwarded from ASHRAFY_32
ملکی
۴۸۰- الا یا مهرهباز حقّه پرداز نقاب از لعبت معنی برانداز ۴۸۱- مشعبدوار چابکدستیی کن شرابی درکش و بدمستیی کن
ای آنکه در بازیِ اسرار و حقایق چون مهرهبازی ماهر و حقّهپردازی چیرهدست هستی پرده را از چهره حقیقتِ معنا کنار بزن و آن حقیقت پنهان را آشکار کن
Forwarded from Laya Madani
ملکی
۴۸۰- الا یا مهرهباز حقّه پرداز نقاب از لعبت معنی برانداز ۴۸۱- مشعبدوار چابکدستیی کن شرابی درکش و بدمستیی کن
مهره باز حقه پرداز: شعبده باز . شعبده بازها حقه یا جعبه هایی داشتند در آن مهره هایی می گذاشتند و آنها را عوض می کردند
مهره باز: حقه باز . حقه پرداز
لعبت معنی: شعبده بازها عروسکهایی داشتند از زیر پرده آنها را بیرون می آوردند
مشعبدوار:مانند شخص شعبده باز
چابک دستی: تردستی
شراب درکشیدن: نوشیدن شراب
۴۸۰ای بازیگر و شعبده باز نقاب بردار و حقیقت باطن را آشکار کن
۴۸۱مانند شعبده باز مهارت و تردستی کن و شرابی بنوش و بدمستی کن از شراب عشق بنوش طوریکه از خود بی خود گردی(شراب عشق الهی)
مهره باز: حقه باز . حقه پرداز
لعبت معنی: شعبده بازها عروسکهایی داشتند از زیر پرده آنها را بیرون می آوردند
مشعبدوار:مانند شخص شعبده باز
چابک دستی: تردستی
شراب درکشیدن: نوشیدن شراب
۴۸۰ای بازیگر و شعبده باز نقاب بردار و حقیقت باطن را آشکار کن
۴۸۱مانند شعبده باز مهارت و تردستی کن و شرابی بنوش و بدمستی کن از شراب عشق بنوش طوریکه از خود بی خود گردی(شراب عشق الهی)
Forwarded from Laya Madani
کانال عطارنیشابوری ذخیره گروه سیمرغ
ای آنکه در بازیِ اسرار و حقایق چون مهرهبازی ماهر و حقّهپردازی چیرهدست هستی پرده را از چهره حقیقتِ معنا کنار بزن و آن حقیقت پنهان را آشکار کن
درودها استاد ممنون از همراهی شما
Forwarded from Laya Madani
مسیر عطار در کشف حقیقت ابتدا بی خودی و سپس عشق
Forwarded from ملکی
۴۸۲- بخاک آیینهٔ جان پاک بزدای
تهی کن حقّه را و پاک بنمای
۴۸۳-ز بند پیچ بر پیچ زمانه
گرفتار آمدی در کنج خانه
تهی کن حقّه را و پاک بنمای
۴۸۳-ز بند پیچ بر پیچ زمانه
گرفتار آمدی در کنج خانه
Forwarded from Laya Madani
ملکی
۴۸۲- بخاک آیینهٔ جان پاک بزدای تهی کن حقّه را و پاک بنمای ۴۸۳-ز بند پیچ بر پیچ زمانه گرفتار آمدی در کنج خانه
در قدیم آینه ها را با خاکستر و خاک صیقل می داده اند عطار می گوید آینه روحت را با مردن و خاک شدن جسم خود صیقل بده
۴۸۲.آینه جان را از زنگار پاک کن و حقه وجودت را از هرچه در آن است خالی کن و پاک و آشکارش ساز
برای دیدن حقیقت درون باید پاک شود
۴۸۳از بندها و گرفتاری های پیچیده روزگار گرفتار شده ای و در گوشه ای از خانه مانده ای
۴۸۲.آینه جان را از زنگار پاک کن و حقه وجودت را از هرچه در آن است خالی کن و پاک و آشکارش ساز
برای دیدن حقیقت درون باید پاک شود
۴۸۳از بندها و گرفتاری های پیچیده روزگار گرفتار شده ای و در گوشه ای از خانه مانده ای
Forwarded from ملکی
۴۸۴-اگر تو روی بنمائی ز پرده
بسوزی هفت چرخ سال خورده
۴۸۵-تو گنجی نه سپهرت درمیانه
برآی از چار دیوار زمانه
بسوزی هفت چرخ سال خورده
۴۸۵-تو گنجی نه سپهرت درمیانه
برآی از چار دیوار زمانه
Forwarded from ASHRAFY_32
ملکی
۴۸۲- بخاک آیینهٔ جان پاک بزدای تهی کن حقّه را و پاک بنمای ۴۸۳-ز بند پیچ بر پیچ زمانه گرفتار آمدی در کنج خانه
عطار زمانه را همچون بندی پیچیده و چندلایه میبیند که انسان را گرفتار خود کرده است. کنج خانه نیز میتواند نماد انزوای سکون و ماندن در محدوده نفس و زندگی ظاهری باشد
یعنی
ای انسان چنان در پیچوخم گرفتاریهای دنیا گرفتار شدهای که از حرکت در راه حقیقت بازماندهای
ای سالک دل را پاک کن از تعلقات خالی شو از بند زمانه رها شو راه حقیقت را در پیش بگیر
یعنی
ای انسان چنان در پیچوخم گرفتاریهای دنیا گرفتار شدهای که از حرکت در راه حقیقت بازماندهای
ای سالک دل را پاک کن از تعلقات خالی شو از بند زمانه رها شو راه حقیقت را در پیش بگیر
Forwarded from Bahman Tajmiri
عطار روح بود و سنایی دو چشم او
ما از پی سنایی و عطار امدیم
مولانا
ما از پی سنایی و عطار امدیم
مولانا
Forwarded from Laya Madani
ملکی
۴۸۴-اگر تو روی بنمائی ز پرده بسوزی هفت چرخ سال خورده ۴۸۵-تو گنجی نه سپهرت درمیانه برآی از چار دیوار زمانه
۴۸۴.اگر تو ای حقیقت الهی چهره خود را از پشت پرده آشکار کنی حتی هفت آسمان دیرینه نیز در برابر جلوه تو تاب نمی آورند و می سوزند
این مفهوم تجلی الهی است که هیچ چیزی تحمل ندارد
هفت چرخ نماد عالم آفرینش است
اگر حقیقت مطلق بی پرده آشکار شود همه جهان محدود در برابر آن محو و بی اعتبار می شود
۴۸۵. تو خود گنجی ارزشمند و فراتر از این جهان هستی پس از دنیای مادی و زمان بیرون بیا
این مفهوم تجلی الهی است که هیچ چیزی تحمل ندارد
هفت چرخ نماد عالم آفرینش است
اگر حقیقت مطلق بی پرده آشکار شود همه جهان محدود در برابر آن محو و بی اعتبار می شود
۴۸۵. تو خود گنجی ارزشمند و فراتر از این جهان هستی پس از دنیای مادی و زمان بیرون بیا
Forwarded from Laya Madani
کانال عطارنیشابوری ذخیره گروه سیمرغ
عطار زمانه را همچون بندی پیچیده و چندلایه میبیند که انسان را گرفتار خود کرده است. کنج خانه نیز میتواند نماد انزوای سکون و ماندن در محدوده نفس و زندگی ظاهری باشد یعنی ای انسان چنان در پیچوخم گرفتاریهای دنیا گرفتار شدهای که از حرکت در راه حقیقت بازماندهای…
دقیقا🙏
Forwarded from Laya Madani
Bahman Tajmiri
عطار روح بود و سنایی دو چشم او ما از پی سنایی و عطار امدیم مولانا
درودها استاد تاج میری گرامی
ممنون از شما
ممنون از شما
Forwarded from ملکی
۴۸۶- طلسم و بند نیر نجات بشکن
در و دهلیز موجودات بشکن
۴۸۷- تو گنجی لیک در بند طلسمی
تو جانی لیک در زندان جسمی
در و دهلیز موجودات بشکن
۴۸۷- تو گنجی لیک در بند طلسمی
تو جانی لیک در زندان جسمی
Forwarded from Laya Madani
ملکی
۴۸۶- طلسم و بند نیر نجات بشکن در و دهلیز موجودات بشکن ۴۸۷- تو گنجی لیک در بند طلسمی تو جانی لیک در زندان جسمی
نیرنجات: نیرنج عربی شده نیرنگ است
در و دهلیز: دالان . تنگنای عالم حس و جهان مادی
گنج و طلسم: برای هر گنجی طلسمی بود تا کسی بدان راه نیابد
۴۸۶.طلسم و بندهای فریبنده دنیا را بشکن از دالان های عالم موجودات عبورکن و در آنها متوقف نشو
عالم محسوس پر از صورتهای گوناگون است اما حقیقت در پشت این صورتها یکی است
۴۸۷تو خودت گنجی ارزشمند هستی اما در طلسم و حجاب گرفتار شده ای تو روحی اما در زندان جسم گرفتار آمده ای
حقیقت انسان جسم او نیست جان و روح است
در و دهلیز: دالان . تنگنای عالم حس و جهان مادی
گنج و طلسم: برای هر گنجی طلسمی بود تا کسی بدان راه نیابد
۴۸۶.طلسم و بندهای فریبنده دنیا را بشکن از دالان های عالم موجودات عبورکن و در آنها متوقف نشو
عالم محسوس پر از صورتهای گوناگون است اما حقیقت در پشت این صورتها یکی است
۴۸۷تو خودت گنجی ارزشمند هستی اما در طلسم و حجاب گرفتار شده ای تو روحی اما در زندان جسم گرفتار آمده ای
حقیقت انسان جسم او نیست جان و روح است
Forwarded from ملکی
۴۸۸-ازین زندان دنیا رخت برگیر
بکلی دل ز بند سخت برگیر
۴۸۹- میان پارگین آز ماندی
نمیدانی که ازچه باز ماندی؟
بکلی دل ز بند سخت برگیر
۴۸۹- میان پارگین آز ماندی
نمیدانی که ازچه باز ماندی؟