Forwarded from Laya Madani
دوستان عزیز یکشنبه ها اسرار نامه خوانده می شود
Forwarded from ASHRAFY_32
🍁🍁به نام آن که جان را نور دین داد
خرد را در خدا دانی یقین داد🍁🍁
دوستان عزيز، سلام و عرض ادب
از همراهی شما سپاسگزاریم
در شامگاه ,یکشنبه مورخه 405/6/1 با اسرارنامهٔ عطّار همراه شما هستیم.
ادامهٔ مقالهٔ اول
ابیات ۴۹۰ - ۴۶۶
۴۶۶- سفر را گر چنین قدری نبودی
مه نو از سفر بدری نبودی
۴۶۷-الا ای تنگ باز تند مستیز
دمی زین چارچوب طبع برخیز
۴۶۸-به پرواز جهان لامکان شو
زمانی بیزمین و بیزمان شو
۴۶۹- که اندر لازمان صد سال و یک دم
به پیشت هر دو یکساناند با هم
۴۷۰- دمی آنجایگه صد سال باشد
نه استقبال و ماضی،حال باشد
۴۷۱- ولیکن حال نبود در زمانی
از آن معنی که نبود آسمانی
۴۷۲-نیابی انقضای دور دوران
نبینی انقلاب چرخ گردان
۴۷۳- چو نور دیده باشد آسمانها
نباشد چون چنینها آنچنانها
۴۷۴- نه نقصان باشد آنجا نه کمالی
نه ماضی و نه مستقبل نه حالی
۴۷۵-چوهست آن حضرت از هر دو جهان دور
ازآنست از زمان و از مکان دور
۴۷۶-بود در یک نفس مهدیّ و آدم
نه آن یک بیش ازین نه این از آن کم
۴۷۷-چو حالی این زمین کردی بدل تو
یکی بینی ابد را با ازل تو
۴۷۸-چو آنجا نه چه و نه چند باشد
ازل را با ابد پیوند باشد
۴۷۹- یقین دانم که هر دو جز یکی نیست
محقق را درین معنی شکی نیست
۴۸۰- الا یا مهرهباز حقّه پرداز
نقاب از لعبت معنی برانداز
۴۸۱- مشعبدوار چابکدستیی کن
شرابی درکش و بدمستیی کن
۴۸۲- بخاک آیینهٔ جان پاک بزدای
تهی کن حقّه را و پاک بنمای
۴۸۳-ز بند پیچ بر پیچ زمانه
گرفتار آمدی در کنج خانه
۴۸۴-اگر تو روی بنمائی ز پرده
بسوزی هفت چرخ سال خورده
۴۸۵-تو گنجی نه سپهرت درمیانه
برآی از چار دیوار زمانه
۴۸۶- طلسم و بند نیر نجات بشکن
در و دهلیز موجودات بشکن
۴۸۷- تو گنجی لیک در بند طلسمی
تو جانی لیک در زندان جسمی
۴۸۸-ازین زندان دنیا رخت برگیر
بکلی دل ز بند سخت برگیر
۴۸۹- میان پارگین آز ماندی
نمیدانی که ازچه باز ماندی؟
۴۹۰- تو معذوری که آگاهی نداری
که اینجا آنچ میخواهی نداری
لینک گروه
https://t.me/attarnishaboori
زمان ارسال و بررسی خوانش: طول هفته تا ساعت19روز چهار شنبه
زمان نقد و تفسیر ابیات : ساعت 20/30
🔔🔔📣📣 هموندان توجه داشته باشند زمان ارسال خوانش ها از ساعت 19/30 الی 20/30 خواهد بود در صورت ارسال دیرهنگام از زمان تعیین شده بررسی نخواهد شد.
لینک کانال
@simorg30
🌹🌹🌹🌹
خرد را در خدا دانی یقین داد🍁🍁
دوستان عزيز، سلام و عرض ادب
از همراهی شما سپاسگزاریم
در شامگاه ,یکشنبه مورخه 405/6/1 با اسرارنامهٔ عطّار همراه شما هستیم.
ادامهٔ مقالهٔ اول
ابیات ۴۹۰ - ۴۶۶
۴۶۶- سفر را گر چنین قدری نبودی
مه نو از سفر بدری نبودی
۴۶۷-الا ای تنگ باز تند مستیز
دمی زین چارچوب طبع برخیز
۴۶۸-به پرواز جهان لامکان شو
زمانی بیزمین و بیزمان شو
۴۶۹- که اندر لازمان صد سال و یک دم
به پیشت هر دو یکساناند با هم
۴۷۰- دمی آنجایگه صد سال باشد
نه استقبال و ماضی،حال باشد
۴۷۱- ولیکن حال نبود در زمانی
از آن معنی که نبود آسمانی
۴۷۲-نیابی انقضای دور دوران
نبینی انقلاب چرخ گردان
۴۷۳- چو نور دیده باشد آسمانها
نباشد چون چنینها آنچنانها
۴۷۴- نه نقصان باشد آنجا نه کمالی
نه ماضی و نه مستقبل نه حالی
۴۷۵-چوهست آن حضرت از هر دو جهان دور
ازآنست از زمان و از مکان دور
۴۷۶-بود در یک نفس مهدیّ و آدم
نه آن یک بیش ازین نه این از آن کم
۴۷۷-چو حالی این زمین کردی بدل تو
یکی بینی ابد را با ازل تو
۴۷۸-چو آنجا نه چه و نه چند باشد
ازل را با ابد پیوند باشد
۴۷۹- یقین دانم که هر دو جز یکی نیست
محقق را درین معنی شکی نیست
۴۸۰- الا یا مهرهباز حقّه پرداز
نقاب از لعبت معنی برانداز
۴۸۱- مشعبدوار چابکدستیی کن
شرابی درکش و بدمستیی کن
۴۸۲- بخاک آیینهٔ جان پاک بزدای
تهی کن حقّه را و پاک بنمای
۴۸۳-ز بند پیچ بر پیچ زمانه
گرفتار آمدی در کنج خانه
۴۸۴-اگر تو روی بنمائی ز پرده
بسوزی هفت چرخ سال خورده
۴۸۵-تو گنجی نه سپهرت درمیانه
برآی از چار دیوار زمانه
۴۸۶- طلسم و بند نیر نجات بشکن
در و دهلیز موجودات بشکن
۴۸۷- تو گنجی لیک در بند طلسمی
تو جانی لیک در زندان جسمی
۴۸۸-ازین زندان دنیا رخت برگیر
بکلی دل ز بند سخت برگیر
۴۸۹- میان پارگین آز ماندی
نمیدانی که ازچه باز ماندی؟
۴۹۰- تو معذوری که آگاهی نداری
که اینجا آنچ میخواهی نداری
لینک گروه
https://t.me/attarnishaboori
زمان ارسال و بررسی خوانش: طول هفته تا ساعت19روز چهار شنبه
زمان نقد و تفسیر ابیات : ساعت 20/30
🔔🔔📣📣 هموندان توجه داشته باشند زمان ارسال خوانش ها از ساعت 19/30 الی 20/30 خواهد بود در صورت ارسال دیرهنگام از زمان تعیین شده بررسی نخواهد شد.
لینک کانال
@simorg30
🌹🌹🌹🌹
Telegram
انجمن سیمرغ (پژوهشی در آثار عطارنیشابوری)
لینک گروه سیمرغ( پژوهشی در آثار عطار نیشابوری)خواهشمند است مطالب غیر مرتبط با حضرت عطار ارسال نشود
لینک گروه
https://t.me/joinchat/D1kEP0bPj4LU2pApEzanMA
لینک کانال
@simorg30
لینک گروه
https://t.me/joinchat/D1kEP0bPj4LU2pApEzanMA
لینک کانال
@simorg30
Forwarded from ملکی
۴۶۶- سفر را گر چنین قدری نبودی
مه نو از سفر بدری نبودی
۴۶۷-الا ای تنگ باز تند مستیز
دمی زین چارچوب طبع برخیز
مه نو از سفر بدری نبودی
۴۶۷-الا ای تنگ باز تند مستیز
دمی زین چارچوب طبع برخیز
Forwarded from Laya Madani
ملکی
۴۶۶- سفر را گر چنین قدری نبودی مه نو از سفر بدری نبودی ۴۶۷-الا ای تنگ باز تند مستیز دمی زین چارچوب طبع برخیز
تنگ باز: نوعی باز است
چارچوب طبع: چار دیوار طبایع.جهان محسوس
۴۶۶. این سفر روح بسوی کمال است ماه نو باید حرکت کند تا بدر کامل شود برای تکامل باید حرکت کرد
۴۶۷. ای سالکی که توانایی شکار گرانقدر داری تلاش کن و روح را از طبایع عالم مادی حرکت بدهی از محدودیت های جهان مادی بیرون بیا
چارچوب طبع: چار دیوار طبایع.جهان محسوس
۴۶۶. این سفر روح بسوی کمال است ماه نو باید حرکت کند تا بدر کامل شود برای تکامل باید حرکت کرد
۴۶۷. ای سالکی که توانایی شکار گرانقدر داری تلاش کن و روح را از طبایع عالم مادی حرکت بدهی از محدودیت های جهان مادی بیرون بیا
Forwarded from ملکی
۴۶۸-به پرواز جهان لامکان شو
زمانی بیزمین و بیزمان شو
۴۶۹- که اندر لازمان صد سال و یک دم
به پیشت هر دو یکساناند با هم
زمانی بیزمین و بیزمان شو
۴۶۹- که اندر لازمان صد سال و یک دم
به پیشت هر دو یکساناند با هم
Forwarded from Laya Madani
ملکی
۴۶۸-به پرواز جهان لامکان شو زمانی بیزمین و بیزمان شو ۴۶۹- که اندر لازمان صد سال و یک دم به پیشت هر دو یکساناند با هم
لازمان: جهان غیب که بیرون از قلمرو زمان است
عطار نخستین شاعر و عارفی است که از مقوله لازمان و لامکان سخن گفته است پس از او مولانا از لامکان سخن گفته
۴۶۸برای لحظه ای تلاش کن به جهان بی زمان سفر کنی خودت را از وابستگی به زمین و زمان رها کن
۴۶۹. در لازمان صد سال و یک لحظه تفاوتی ندارند هر دو برابرند
عطار نخستین شاعر و عارفی است که از مقوله لازمان و لامکان سخن گفته است پس از او مولانا از لامکان سخن گفته
۴۶۸برای لحظه ای تلاش کن به جهان بی زمان سفر کنی خودت را از وابستگی به زمین و زمان رها کن
۴۶۹. در لازمان صد سال و یک لحظه تفاوتی ندارند هر دو برابرند
Forwarded from ملکی
۴۷۰- دمی آنجایگه صد سال باشد
نه استقبال و ماضی،حال باشد
۴۷۱- ولیکن حال نبود در زمانی
از آن معنی که نبود آسمانی
نه استقبال و ماضی،حال باشد
۴۷۱- ولیکن حال نبود در زمانی
از آن معنی که نبود آسمانی
Forwarded from Laya Madani
ملکی
۴۷۰- دمی آنجایگه صد سال باشد نه استقبال و ماضی،حال باشد ۴۷۱- ولیکن حال نبود در زمانی از آن معنی که نبود آسمانی
از ان معنی که نَبوَد آسمانی: در غیب آسمان وجود ندارد پس حرکت افلاک نیست و زمان وجود ندارد
۴۷۰. در عالم معنا یک لحظه و صدسال فرقی ندارد زمان معنایی ندارد نه گذشته نه آینده عالم لازمان و لامکان نقطه حال است
۴۷۱.زمان حالی موردنظر است که گردش روزگار در او تاثیری ندارد
آن عالم از جنس مادی و زمانمند آسمانی نیست
۴۷۰. در عالم معنا یک لحظه و صدسال فرقی ندارد زمان معنایی ندارد نه گذشته نه آینده عالم لازمان و لامکان نقطه حال است
۴۷۱.زمان حالی موردنظر است که گردش روزگار در او تاثیری ندارد
آن عالم از جنس مادی و زمانمند آسمانی نیست
Forwarded from ملکی
۴۷۲-نیابی انقضای دور دوران
نبینی انقلاب چرخ گردان
۴۷۳- چو نور دیده باشد آسمانها
نباشد چون چنینها آنچنانها
نبینی انقلاب چرخ گردان
۴۷۳- چو نور دیده باشد آسمانها
نباشد چون چنینها آنچنانها
Forwarded from Laya Madani
ملکی
۴۷۲-نیابی انقضای دور دوران نبینی انقلاب چرخ گردان ۴۷۳- چو نور دیده باشد آسمانها نباشد چون چنینها آنچنانها
چو نور دیده باشد آسمانها: همه چیزهایی که می بینیم عملا در نور چشم جای می دهیم و نور چشم خود تا بی نهایت گنجایش دارد ، آن آسمانها نیز ازین جنس اند که در آنها کاهش و افزایشی وجود ندارد
۴۷۲. پایان دوره ای را نمی بینی و انقلاب و تغییر در چرخ گردون نمی بینی
وقتی از زمان فراتر بروی دیگر دوران و چرخش زمان برای تو محسوس نیست
۴۷۳.همان گونه که در نور چشم همه جهان می گنجد آسمانها نیز ازین جنس اند دیگر تفاوت های ظاهری عالم برای او معنای معمول خود را ندارد
۴۷۲. پایان دوره ای را نمی بینی و انقلاب و تغییر در چرخ گردون نمی بینی
وقتی از زمان فراتر بروی دیگر دوران و چرخش زمان برای تو محسوس نیست
۴۷۳.همان گونه که در نور چشم همه جهان می گنجد آسمانها نیز ازین جنس اند دیگر تفاوت های ظاهری عالم برای او معنای معمول خود را ندارد
Forwarded from ملکی
۴۷۴- نه نقصان باشد آنجا نه کمالی
نه ماضی و نه مستقبل نه حالی
۴۷۵-چوهست آن حضرت از هر دو جهان دور
ازآنست از زمان و از مکان دور
نه ماضی و نه مستقبل نه حالی
۴۷۵-چوهست آن حضرت از هر دو جهان دور
ازآنست از زمان و از مکان دور
Forwarded from Laya Madani
ملکی
۴۷۴- نه نقصان باشد آنجا نه کمالی نه ماضی و نه مستقبل نه حالی ۴۷۵-چوهست آن حضرت از هر دو جهان دور ازآنست از زمان و از مکان دور
آن حضرت: ذات حق
۴۷۴.در آن عالم نه کمبودی هست نه کاملتر شدنی
نه گذشته و نه آینده نه اکنون
۴۷۵.چون خداوند از هردو جهان فراتر است و منزه است بنابر این از زمان و مکان نیز فراتر است .خداوند در چارچوب عالم مادی قرار نمی گیرد زمان و مکان ندارد خودش آفریننده زمان و مکان است و محدود به آنها نیست
۴۷۴.در آن عالم نه کمبودی هست نه کاملتر شدنی
نه گذشته و نه آینده نه اکنون
۴۷۵.چون خداوند از هردو جهان فراتر است و منزه است بنابر این از زمان و مکان نیز فراتر است .خداوند در چارچوب عالم مادی قرار نمی گیرد زمان و مکان ندارد خودش آفریننده زمان و مکان است و محدود به آنها نیست
Forwarded from ملکی
۴۷۶-بود در یک نفس مهدیّ و آدم
نه آن یک بیش ازین نه این از آن کم
۴۷۷-چو حالی این زمین کردی بدل تو
یکی بینی ابد را با ازل تو
نه آن یک بیش ازین نه این از آن کم
۴۷۷-چو حالی این زمین کردی بدل تو
یکی بینی ابد را با ازل تو
Forwarded from Laya Madani
ملکی
۴۷۶-بود در یک نفس مهدیّ و آدم نه آن یک بیش ازین نه این از آن کم ۴۷۷-چو حالی این زمین کردی بدل تو یکی بینی ابد را با ازل تو
مهدی و آدم: کنایه از آغاز و انجام جهان مادی است
چو حالی این زمین کردی بدل تو: تعبیر قرآنی است (۴۸:۱۴)روزی که زمین را به غیر زمین بدل کنند و آسمان ها را نیز و همگان را در پیشگاه خدای یکتا ی کام شکن حاضر آرند
عطار می گوید وقتی زمین را به غیر زمین بدل کنی در آن هنگام ازل و ابد یکی خواهد بود.
۴۷۶.ابتدا و انتهای عالم در یک نفس و در یک حقیقت الهی قرار دارندنه یکی از دیگری بیشتر است و نه دیگری از آن کمتر
وحدت در عالم حقیقت
۴۷۷.وقتی زمین را به غیر زمین بدل کنی در آن هنگام ازل و ابد یکی خواهد بود
چو حالی این زمین کردی بدل تو: تعبیر قرآنی است (۴۸:۱۴)روزی که زمین را به غیر زمین بدل کنند و آسمان ها را نیز و همگان را در پیشگاه خدای یکتا ی کام شکن حاضر آرند
عطار می گوید وقتی زمین را به غیر زمین بدل کنی در آن هنگام ازل و ابد یکی خواهد بود.
۴۷۶.ابتدا و انتهای عالم در یک نفس و در یک حقیقت الهی قرار دارندنه یکی از دیگری بیشتر است و نه دیگری از آن کمتر
وحدت در عالم حقیقت
۴۷۷.وقتی زمین را به غیر زمین بدل کنی در آن هنگام ازل و ابد یکی خواهد بود
Forwarded from ملکی
۴۷۸-چو آنجا نه چه و نه چند باشد
ازل را با ابد پیوند باشد
۴۷۹- یقین دانم که هر دو جز یکی نیست
محقق را درین معنی شکی نیست
ازل را با ابد پیوند باشد
۴۷۹- یقین دانم که هر دو جز یکی نیست
محقق را درین معنی شکی نیست
Forwarded from Laya Madani
ملکی
۴۷۸-چو آنجا نه چه و نه چند باشد ازل را با ابد پیوند باشد ۴۷۹- یقین دانم که هر دو جز یکی نیست محقق را درین معنی شکی نیست
نه چه و نه چند باشد: عالم غیب بیرون از مقوله کم(چند) و مقوله کیف(چه) است ازل و ابد را در آنجا اتصال و وحدت است
۴۷۸. وقتی در آن عالم دیگر چیستی و اندازه و مقدار وجود نداشته باشد ازل و ابد به یکدیگر پیوند می یابند و یک حقیقت اند
۴۷۹.با یقین می دانم که ازل و ابد در حقیقت چیزی جز یک حقیقت واحد نیستند و کسی که به حقیقت رسیده باشد در این معنا هیچ شکی ندارد
محقق این حرف را درک می کند
۴۷۸. وقتی در آن عالم دیگر چیستی و اندازه و مقدار وجود نداشته باشد ازل و ابد به یکدیگر پیوند می یابند و یک حقیقت اند
۴۷۹.با یقین می دانم که ازل و ابد در حقیقت چیزی جز یک حقیقت واحد نیستند و کسی که به حقیقت رسیده باشد در این معنا هیچ شکی ندارد
محقق این حرف را درک می کند
Forwarded from ملکی
۴۸۰- الا یا مهرهباز حقّه پرداز
نقاب از لعبت معنی برانداز
۴۸۱- مشعبدوار چابکدستیی کن
شرابی درکش و بدمستیی کن
نقاب از لعبت معنی برانداز
۴۸۱- مشعبدوار چابکدستیی کن
شرابی درکش و بدمستیی کن
Forwarded from ASHRAFY_32
ملکی
۴۸۰- الا یا مهرهباز حقّه پرداز نقاب از لعبت معنی برانداز ۴۸۱- مشعبدوار چابکدستیی کن شرابی درکش و بدمستیی کن
ای آنکه در بازیِ اسرار و حقایق چون مهرهبازی ماهر و حقّهپردازی چیرهدست هستی پرده را از چهره حقیقتِ معنا کنار بزن و آن حقیقت پنهان را آشکار کن
Forwarded from Laya Madani
ملکی
۴۸۰- الا یا مهرهباز حقّه پرداز نقاب از لعبت معنی برانداز ۴۸۱- مشعبدوار چابکدستیی کن شرابی درکش و بدمستیی کن
مهره باز حقه پرداز: شعبده باز . شعبده بازها حقه یا جعبه هایی داشتند در آن مهره هایی می گذاشتند و آنها را عوض می کردند
مهره باز: حقه باز . حقه پرداز
لعبت معنی: شعبده بازها عروسکهایی داشتند از زیر پرده آنها را بیرون می آوردند
مشعبدوار:مانند شخص شعبده باز
چابک دستی: تردستی
شراب درکشیدن: نوشیدن شراب
۴۸۰ای بازیگر و شعبده باز نقاب بردار و حقیقت باطن را آشکار کن
۴۸۱مانند شعبده باز مهارت و تردستی کن و شرابی بنوش و بدمستی کن از شراب عشق بنوش طوریکه از خود بی خود گردی(شراب عشق الهی)
مهره باز: حقه باز . حقه پرداز
لعبت معنی: شعبده بازها عروسکهایی داشتند از زیر پرده آنها را بیرون می آوردند
مشعبدوار:مانند شخص شعبده باز
چابک دستی: تردستی
شراب درکشیدن: نوشیدن شراب
۴۸۰ای بازیگر و شعبده باز نقاب بردار و حقیقت باطن را آشکار کن
۴۸۱مانند شعبده باز مهارت و تردستی کن و شرابی بنوش و بدمستی کن از شراب عشق بنوش طوریکه از خود بی خود گردی(شراب عشق الهی)
Forwarded from Laya Madani
کانال عطارنیشابوری ذخیره گروه سیمرغ
ای آنکه در بازیِ اسرار و حقایق چون مهرهبازی ماهر و حقّهپردازی چیرهدست هستی پرده را از چهره حقیقتِ معنا کنار بزن و آن حقیقت پنهان را آشکار کن
درودها استاد ممنون از همراهی شما