کانال عطارنیشابوری ذخیره گروه سیمرغ
254 subscribers
68 photos
7 videos
110 files
231 links
Download Telegram
عشق را دردی بباید پرده‌سوزگاه جان را پرده‌در گه پرده‌دوز
ذرهٔ عشق از همه آفاق بهذرهٔ درد از همه عشاق به
عشق مغز کاینات آمد مداملیک نبود عشق بی‌دردی تمام
قدسیان را عشق هست و درد نیستدرد را جز آدمی در خَورد نیست
هرکه را در عشق محکم شد قدمدرگذشت از کفر و از اسلام هم
عشق سوی فقر در بگشایدتفقر سوی کفر ره بنمایدت
چون ترا این کفر وین ایمان نمانداین تن تو گم شد و این جان نماند
بعد از آن مردی شوی این کار رامرد باید اینچنین اسرار را
پای درنه همچو مردان و مترسدرگذار از کفر و ایمان و مترس
چند ترسی، دست از طفلی بداربازشو چون شیرمردان پیش کار
گر ترا صد عقبه ناگاه اوفتدباک نبود چون درین راه اوفتد


منطق الطیر،جواب هدهد
Forwarded from Laya Madani
🍁🍁به نام آن که جان را نور دین داد
  خرد را در خدا دانی یقین داد🍁🍁         

دوستان عزيز، سلام و عرض ادب
از همراهی شما سپاس‌گزاریم

در شامگاه چهارشنبه  مورخه 1405/5/14 با اسرارنامهٔ عطّار همراه شما هستیم.

مقاله اول

ابیات  ۴۶۵ - ۴۴۲


۴۴۲-الا ای جان و دل را درد و دارو
تو آن "نوری" که " لَم تَمسسه نارو"

۴۴۳-ز روزن‌های مِشکاتی مُشبک
نشیمن کرده بر شاخی مبارک

۴۴۴-تو در مِصباح تن مِشکوة نوری
ز نزدیکی که هستی دور‌ِ دوری

۴۴۵-زُجاجَه بشکن و زیتت فروریز
به نور کوکب درّی درآویز

۴۴۶-ترا با مشرق و مغرب چه کارست؟
که نور آسمان گردت حصار‌ست

۴۴۷-الا ای بلبل گویای اسرار
ز صندوق جواهر بند بردار

۴۴۸-چو عیسی در سخن شیرین زفان شو
صدف را بشکن و گوهر فشان شو

۴۴۹- به آواز خوش خود سر میفراز
که در ابریشم و نی هست آواز

۴۵۰-خوش آوازیّ بلبل از تو بیش است
که سرمست خوشِ آوازِ خویش است

۴۵۱-زبینایی مدان این فرّ و فرهنگ
که گنجشکی ببیند بیست فرسنگ

۴۵۲-ز شنوایی خود چندین بمخروش
که بانگی بشنود ده میل خرگوش

۴۵۳-ز بویاییّ ناقص نیز کم گوی
که از یک میل موشی بشنود بوی

۴۵۴-ز وهم خود مدان خود را تزیُّد
که آب از وهم خود بنمود هدهد

۴۵۵-تو گر بیشی از آن جمله از آنی
که بس گویا و بس پاکیزه جانی

۴۵۶-الا ای قطرهٔ بالا گزیده
ز دریای قِدم بویی شنیده

۴۵۷-ز دریا گرچه بالایی گزیدی
ولیکِن در کمال خود رسیدی

۴۵۸-چو از دریا سوی بالا شدی تو
صدف را لؤلؤی لالا شدی تو

۴۵۹-تو ناکرده سفر‌، گوهر نگردی
چو خاکستر شدی اخگر نگردی

۴۶۰-سفر کردی ز دریا سوی عنصر
سفر ناکرده قطره کی شود دُر‌؟

۴۶۱-نخستین قطرهٔ باران سفر کرد
و از آن پس قعر دریا پر گهر کرد

۴۶۲-به دریا گر گهر پنهان بماند
گهر با خاک ره یکسان بماند

۴۶۳-ولی چون گوهر از دریا برآید
ز زیر تشت پر زر با سرآید

۴۶۴-چو برگ تود از موضع سفر کرد
ز دیبا و ز اطلس سر به‌در کرد

۴۶۵- سفر را گر نه این انجام بودی
فلک را یک نفس آرام بودی




زمان ارسال و بررسی خوانش: طول هفته تا ساعت19روز چهار شنبه

زمان نقد و تفسیر ابیات : ساعت 20/30

🔔🔔📣📣  هموندان توجه داشته باشند زمان ارسال خوانش ها از ساعت 19/30 الی  20/30 خواهد بود  در صورت ارسال دیرهنگام از زمان تعیین شده بررسی نخواهد شد.


https://t.me/joinchat/D1kEP0bPj4LU2pApEzanMA



@simorg30
Forwarded from Laya Madani
اسرارنامه عطار

مقاله اول
ابیات ۴۶۵-۴۴۲
لعیا مدنی
Forwarded from زهره
اسرارنامه عطار
مقاله اول
ابیات ۴۶۵-۴۴۲
زهره
Forwarded from Forugh F
New Recording 131
اسرارنامه عطار

مقاله اول

ابیات۴۶۵-۴۴۲

🌿فروغ🌿
Forwarded from F.
درود و مهر 🍃
اسرارنامه عطار
ابیات ۴۴۲ تا ۴۶۵
فروزان سیاهپوش 🍃
باعرض پوزش از صداهای اضافه انتهای ضبط، منزل ما خیابون اصلیه، روز صدای گاز موتور و بوق ماشین و بلندگوی وانت و شب صدای شب زنده داران پرچمدار ! توی خونه س، بخاطر همین چند بار باید ضبط کنم آخرشم همین میشه، خلاصه عذرم رو بپذیرید🙏
Forwarded from ملکی
۴۴۲-الا ای جان و دل را درد و دارو
تو آن "نوری" که " لَم تَمسسه نارو"

۴۴۳-ز روزن‌های مِشکاتی مُشبک
نشیمن کرده بر شاخی مبارک
Forwarded from Laya Madani
ملکی
۴۴۲-الا ای جان و دل را درد و دارو تو آن "نوری" که " لَم تَمسسه نارو" ۴۴۳-ز روزن‌های مِشکاتی مُشبک نشیمن کرده بر شاخی مبارک
ای خداوندی که تو برای قلب و روح ما هم دردی و هم درمان تو آن نوری هستی که برای روشنایی محتاج به آتشی نیستی
مربوط به سوره نور است
۴۴۳. خداوند نور وجود تو در چراغدان تن ما پنهان شده . تن ما چراغدان است و روزنه هایی دارد جسم حجاب است نور خدا از ورای جسم مادی می آید و به درخت مبارک زیتون آویخته شده
آیه ۳۵ سوره نور
درخت نماد عقل کل . روغن نماد عقل جزیی. وجود ما چراغدان . نور خدا در این مشکات پنهان شده و بر شاخه درختی آویخته شده یعنی همان عقل کل . عصاره عقل جزیی است برای روشنایی بخشیدن به جسم مادی است
ز روزنهای مشکات: از روزنهای چراغدان
Forwarded from ملکی
۴۴۴-تو در مِصباح تن مِشکوة نوری
ز نزدیکی که هستی دور‌ِ دوری

۴۴۵-زُجاجَه بشکن و زیتت فروریز
به نور کوکب درّی درآویز
Forwarded from Laya Madani
ملکی
۴۴۴-تو در مِصباح تن مِشکوة نوری ز نزدیکی که هستی دور‌ِ دوری ۴۴۵-زُجاجَه بشکن و زیتت فروریز به نور کوکب درّی درآویز
۴۴۴. جسم مادی ما در حکم چراغدان و نور تو چراغی است تو از نزدیکی دوری
۴۴۵. شیشه اطراف وجود الهی را گرفته و مانع است که تو بی واسطه از نور الهی بهره مند شوی
شیشه پندار را بشکن و روغن نهفته را بر زمین بریز .روغن عقل جزیی و بشری است
طالب نوری باش که آن به مدد آن نور اصلی روشن شده
عقل جزیی کنار بزن تا از آگاهی کل مطلع شوی

ز نزدیکی که هستی: یعنی از فرط نزدیکی
Forwarded from ملکی
۴۴۶-ترا با مشرق و مغرب چه کارست
که نور آسمان گردت حصار‌ست

۴۴۷-الا ای بلبل گویای اسرار
ز صندوق جواهر بند بردار
Forwarded from Laya Madani
ملکی
۴۴۶-ترا با مشرق و مغرب چه کارست که نور آسمان گردت حصار‌ست ۴۴۷-الا ای بلبل گویای اسرار ز صندوق جواهر بند بردار
۴۴۶. آیه ۳۵ سوره نور. این درخت نه شرقی نه غربی است یعنی وابسته به جهان محسوسات نیست .متعلق به عالم لامکان است.
۴۴۷. ای روحی که در وجود من همچون بلبل عاشق مشتاق سخنی مشتاق بیان اسرار هستی .این قلب همچون صندوقی اسرار را در خودش حفظ کرده .در صندوق را بازکن تا اسرار آشکار شود
Forwarded from ملکی
۴۴۸-چو عیسی در سخن شیرین زفان شو
صدف را بشکن و گوهر فشان شو

۴۴۹- به آواز خوش خود سر می‌افراز
که در ابریشم و نی هست آواز
Forwarded from Laya Madani
ملکی
۴۴۸-چو عیسی در سخن شیرین زفان شو صدف را بشکن و گوهر فشان شو ۴۴۹- به آواز خوش خود سر می‌افراز که در ابریشم و نی هست آواز
۴۴۸. با دم مسیحایی خودت اسرار را آشکار کن صدف جسم مادی را کنار بزن تا گوهر معانی از ورای جسم پدیدار شود
دم مسیحایی یعنی حجاب نفس وقتی کنار برود کلام و سخن توانایی دارد مرده دل را زنده کند
۴۴۹. هر آواز و صدای خوشی زنده کننده نیست اگر اینطور بود ساز نی و ابریشم نوای دلنشین دارد
معانی الهی در قالب اصوات نهفته است و هر موجودی را زنده می کند
صورت ظاهر اهمیت ندارد معانی مهم است

شیرین زبانی عیسی اشاره به سخن گفتن او در گاهواره دارد
آواز در ابریشم: منظور ابریشمی است که در ساختن سازها به کار می برده اند به جای سیم در سازهای امروزی
گوشه های موسیقی ابریشم نامیده میشده
هر مقام چند ابریشم بوده
Forwarded from Laya Madani
۴۵۰. خوش آوازی بلبل از تو بیش است
که سرمست خوش آواز خویش است

۴۵۱. ز بینایی مدان این فر و فرهنگ
که گنجشکی ببیند بیست فرسنگ
Forwarded from Laya Madani
Laya Madani
۴۵۰. خوش آوازی بلبل از تو بیش است که سرمست خوش آواز خویش است ۴۵۱. ز بینایی مدان این فر و فرهنگ که گنجشکی ببیند بیست فرسنگ
۴۵۰. بلبل خوش آوازتر از تو است سرمست صدای خودش است
۴۵۱. دیدن با چشم سر افتخار ندارد بینایی گنجشک بیشتر از انسان است
Forwarded from Laya Madani
۴۵۲. ز شنوایی خود چندین بمخروش
که بانگی بشنود، ده میل خرگوش
۴۵۳. ز بویایی ناقص نیز کم گوی
که از یک میل موشی بشنود بوی
Forwarded from Laya Madani
Laya Madani
۴۵۲. ز شنوایی خود چندین بمخروش که بانگی بشنود، ده میل خرگوش ۴۵۳. ز بویایی ناقص نیز کم گوی که از یک میل موشی بشنود بوی
به قدرت شنوایی خودت افتخار نکن که خرگوش خیلی بیشتر قدرت شنوایی دارد
۴۵۳.به بویایی ناقص ظاهری خودت افتخار نکن قدرت بویایی موش بسیار قوی تر است
حواس باطنی برتری دارد به موجودات دیگر زیرا معانی الهی را درک می کند
Forwarded from ملکی
۴۵۴-ز وهم خود مدان خود را تزیُّد
که آب از وهم خود بنمود هدهد

۴۵۵-تو گر بیشی از آن جمله از آنی
که بس گویا و بس پاکیزه جانی