کانال عطارنیشابوری ذخیره گروه سیمرغ
254 subscribers
68 photos
7 videos
110 files
232 links
Download Telegram
Forwarded from Azar
سلام خدمت مدیران گروه و عزیزانی که همکاری می کنند بسیار بسیار این گروه عالی و اموزنده است و واقعا من لذت می برم از مطالبش امیدوارم که همگی سلامت و بر قرار باشیدو این مطالب ارزنده ادامه داشته باشد ممنون و سپاس از شما
Forwarded from Azar
ممنونم چطور می تونم تو گروه شرکت کنم مطلبی بفرستم یا غزلی بخوانم
Forwarded from Ꮒ³
Azar
ممنونم چطور می تونم تو گروه شرکت کنم مطلبی بفرستم یا غزلی بخوانم
من کاربری ساده هستم،گروه برای عموم ازاده بانو هم برای خوانش هم برای ارسال مرتبط با حضرت عطار
Forwarded from Ꮒ³
نقل است که چون او بر دار کردند، ابلیس بیامد و گفت: «یکی «انا» تو گفتی و یکی من. چون است که از آن تو رحمت بار آورد و از آن من لعنت؟» حلاج گفت: «تو «انا» به در خود بردی و من از خود دور کردم. Ꮒ³مرا رحمت آمد و تو را نه چنان که دیدی و شنیدی. تا بدانی که منی کردن نه نیکوست و منی از خود دور کردن به غایت نیکوست.

ذکر حلاج
Forwarded from Ꮒ³
نقل است که شبلی گفت: «آن شب به سر گور او شدم و تا بامداد نماز کردم. سحرگاه مناجات کردم و گفتم الهی این بندهٔ تو بود؛ مؤمن و عارف و موحد. این بلا با او چرا کردی؟ خواب بر من غلبه کرد.Ꮒ³ به خواب دیدم که قیامت است و از حق فرمان آمدی که این از آن کردم که سِر ما با غیر گفت».

ذکر حلاج
Forwarded from J M
*"داستان امروز"*
*«اندیشه های ناب با کتاب »*

مردی آمد و گفت:
«خواهم که خرقه پوشم»
شیخ گفت:
ما را مسئله‌ای است، اگر آن را جواب دهی شایستهٔ خرقه باشی.
گفت:
اگر مرد چادر زنی در سر گیرد زن شود؟ گفت: نه
اگر زنی جامهٔ مردی هم در پوشد؛ هرگز مرد شود؟
گفت: نه
و گفت:
تو نیز اگر در این راه مرد نیستی
بدین مرقّع پوشيدن مرد نگردی!


تذکرة الاولیاء
ذکر شیخ ابوالحسن خرقانی
"رحمة الله علیه"
Forwarded from Ꮒ³
عباسهٔ طوسی گفته است که «فردای قیامت در عرصات منصور حلاج را به زنجیر بسته، می‌آرند. اگر گشاده بوَد جملهٔ قیامت بهم بر زند».Ꮒ³


ذکر حلاج
Forwarded from Ꮒ³
بزرگی گفت: «آن شب تا روز زیر آن دار بودم و نماز می‌کردم. چون روز شد هاتفی آواز داد که اطلعناه علی سرمن اسرارنا فافشی سرنافهذا جزاء من یفشی سرالملوک. یعنی او را اطلاع دادیم بر سِری از اسرار خود. پس کسی که سِر ملوک فاش کند سزای او این است».Ꮒ³

ذکر حلاج
Forwarded from Ꮒ³
دستش جدا کردند. خنده بزد. گفتند: «خنده چیست؟» گفت: «دست از آدمی بسته باز کردن آسان است. مرد آن است که دست صفات که کلاه همت از تارکِ عرش در می‌کشد قطع کند». پس پاهایش ببریدند. تبسمی کرد. گفت: «بدین پای سفر خاکی می‌کردم. قدمی دیگر دارم که هم اکنون سفر هر دو عالم بکند. اگر توانید آن قدم را ببرید». پس دو دست بریده خون آلوده در روی در مالید تا هر دو ساعد و روی خون آلوده کرد. گفتند: «این چرا کردی؟» گفت: «خون بسیار از من برفت و دانم که رویم زرد شده باشد. شما پندارید که زردی من از ترس است خون در روی مالیدم تا در چشم شما سرخ روی باشم؛ که گلگونهٔ مردان خون ایشان است». گفتند: «اگر روی را به خون سرخ کردی، ساعد باری چرا آلودی؟» گفت: «وضو می‌سازم». گفتند: «چه وضو؟» گفت: «رکعتان فی العشق لایصح وضوهما الا بالدم. در عشق دو رکت است؛ وضوی آن درست نیاید الا به خون». پس چشم‌هایش بر کندند. قیامتی از خلق برآمد. بعضی می‌گریستند و بعضی سنگ می‌انداختند. پس خواستند که زبانش ببرند؛ گفت: «چندان صبر کنید که سخنی بگویم». روی سوی آسمان کرد و گفت: «الهی! بدین رنج که برای تو بر من می‌برند، محرومشان مگردان و از این دولتشان بی‌نصیب مکن. الحمدلله که دست و پای من ببریدند؛ در راه تو و اگر سر از تن باز کنند در مشاهدهٔ جلال تو بر سرِ دار می‌کنند». پس گوش و بینی بریدن و سنگ روان کردند. عجوزه‌ای با کوزهٔ در دست می‌آمد. چون حسین را دید گفت: «زنید و محکم زنید؛ تا این حلاجک رعنا را با سخن خدای چه کار؟» آخر سخن حسین این بود که گفت: «حب الواحد افراد الواحد و این آیت برخواند یستعجل بها الذین لایؤمنون بهاوالذین آمنوا مشفقون منها ویعلمون انهاالحق و این آخر کلام او بود». پس زبانش ببریدند و نماز شام بود که سرش ببریدند؛ و در میان سر بریدن تبسمی کرد و جان بداد و مردمان خروش کردند و حسین گوی قضا به پایان میدان رضا برد و از یک یک اندام او آواز می‌آمد که «انا الحق». روز دیگر گفتند: «این فتنه بیش از آن خواهد بود که در حالت حیات بوَد». پس اعضای او بسوختند. از خاکستر آواز «انا الحق» می‌آمد. چنان که در وقت کشتن، هر قطره خون او که می‌چکید الله پدید می‌آمد. در ماندند؛ به دجله انداختند. بر سر آب همان «انا الحق» می‌گفت. پس حسین گفته بود «چون خاکستر ما در دجله اندازند بغداد را از آب بیم بود که غرق شود. خرقهٔ من پیش آب باز برید و اگر نه دمار از بغداد برآرد».Ꮒ³ خادم چون چنان دید خرقهٔ شیخ را بر لب دجله آورد تا آب بر قرار خود رفت و خاکستر خاموش شد. پس خاکستر او را جمع کردند و دفن کردند و کس را از اهل طریقت این فتوح نبود. بزرگی گفت که «ای اهل طریق! معنی بنگرید که با حسین منصور چه کردند تا با مدعیان چه خواهند کردن؟


ذکر حلاج
Forwarded from ملکی
🍁🍁به نام آن که جان را نور دین داد
  خرد را در خدا دانی یقین داد🍁🍁         

دوستان عزيز، سلام و عرض ادب
از همراهی شما سپاس‌گزاریم

در شامگاه چهارشنبه  مورخه 1405/4/31با اسرارنامهٔ عطّار همراه شما هستیم.

بخش دوم معراج حضرت محمد(ص)

ابیات ۳۷۱ - ۳۴۹



۳۴۹- به خاک پای او سوگند خورد او
که لا اُقسم بهذا یاد کرد او

۳۵۰-دمی ای صدر دین عطار را باش
شفاعت خواه او شو کار را باش

۳۵۱-ترا من چون سگ اصحاب کهفم
که تا هستم برین درگاه وقفم

۳۵۲-ز آب دیده غسل توبه کردم
مگر خاک کف پای تو گردم

۳۵۳-منم در فرقت آن روضهٔ پاک
که بر سر می‌کنم از آرزو خاک

۳۵۴-اگر روزی بدان میدان درآیم
چه گویم زین خم چوگان برآیم

۳۵۵- به آهی بگسلم بند جهان را
حنوطی سازم از خاک تو جان را

۳۵۶- سه حاجت خواهم از درگاه تو من
که هستم سخت حاجت خواه تو من

۳۵۷-که پیش از مرگ این دل داده درویش
ببیند روضهٔ پاک تو در پیش

۳۵۸-دگر کز شاعرانم نشمری تو
به چشم شاعرانم ننگری تو

۳۵۹- دگر چون جانم از تن شد پر آزاد
تو در بر گیریَش یا رب چنین باد

۳۶۰- دلا جان را فدای راه او کن
به تقوی روی در درگاه او کن

۳۶۱- به دنیا دم ز دین پاک او زن
به عقبی دست در فتراک او زن

۳۶۲- مثالی گویمت ظاهر بیندیش
کسی راهست جامی پر عسل پیش

۳۶۳- اگر طفلی بدو گوید بیارام
که زیر این عسل زهرست در جام

۳۶۴- چو از طفل آن سخن دارد شنیده
بلاشک دست از آن دارد کشیده

۳۶۵- ترا چندین پیمبر کرده آگاه
که خواهد بود کاری صعب بر راه

۳۶۶- بگفت طفل جستی راه پرهیز
بگفت انبیا از راه برخیز

۳۶۷-خدایا نور دین هم راه ما کن
محمد را شفاعت خواه ما کن

۳۶۸- ز کار ما مگردان خشمناکش
ز ما خشنود گردان جان پاکش

۳۶۹- تحیت باد بیش از صد هزاران
برو از حق وزو بر جمع یاران

۳۷۰-خصوصاً چار یار پاک گوهر
ابوبکر و عمر، عثمان و حیدر

۳۷۱- نبی فرمود کایشانند انجم
بایهم اقتدیتم اهدیتم



زمان ارسال و بررسی خوانش : طول هفته تا ساعت19روز چهار شنبه

زمان نقد و تفسیر ابیات : ساعت 20/30

🔔🔔📣📣  هموندان توجه داشته باشند زمان ارسال خوانش ها از ساعت 19/30 الی  20/30 خواهد بود  در صورت ارسال دیرهنگام از زمان تعیین شده بررسی نخواهد شد.


https://t.me/joinchat/D1kEP0bPj4LU2pApEzanMA



@simorg30
Forwarded from Laya Madani
اسرارنامه عطار
بخش دوم معراج حضرت محمد(ص)
ابیات ۳۷۱-۳۴۹
لعیا مدنی
Forwarded from J M
اسرارنامه عطار
بخش دوم معراج حضرت محمد(ص)
ابیات ۳۷۱-۳۴۹


آوا جمیله بانو
Forwarded from زهره
اسرارنامه عطار
بخش دوم معراج حضرت محمد(ص)
ابیات ۳۷۱-۳۴۹
زهره
Forwarded from Forugh F
New Recording 86
اسرارنامه عطار

بخش دوم معراج حضرت محمد(ص)

ابیات۳۷۱-۳۴۹

🌿فروغ🌿
Forwarded from ملکی
۳۴۹-به خاک پای او سوگند خورد او
که لا اُقسم بهذا یاد کرد او

۳۵۰-دمی ای صدر دین عطار را باش
شفاعت خواه او شو کار را باش
Forwarded from Laya Madani
ملکی
۳۴۹-به خاک پای او سوگند خورد او که لا اُقسم بهذا یاد کرد او ۳۵۰-دمی ای صدر دین عطار را باش شفاعت خواه او شو کار را باش
عطار را باش: متوجه عطار باش
لااقسم: سوگند
۳۴۹. خداوند به خاک پای پیامبر سوگند خورد و قسم یادکرد( سوگند بدین شهر در حالی که تو در آن سکونت داری)
۳۵۰ ای پیامبر لحظه ای به عطار توجه کن او را شفاعت کن و به او مدد برسان
Forwarded from ملکی
۳۵۱-ترا من چون سگ اصحاب کهفم
که تا هستم برین درگاه وقفم

۳۵۲-ز آب دیده غسل توبه کردم
مگر خاک کف پای تو گردم
Forwarded from Laya Madani
ملکی
۳۵۱-ترا من چون سگ اصحاب کهفم که تا هستم برین درگاه وقفم ۳۵۲-ز آب دیده غسل توبه کردم مگر خاک کف پای تو گردم
سگ اصحاب کهف: رمز کسی است که پی نیکان گرفته است و مردم شده است
۳۵۱.ای پیامبر من مانند سگ اصحاب کهف وفادار توام و تا زنده ام در جایگاه بندگی توام
۳۵۲. با اشکم غسل توبه ام را انجام دادم و خود را پاک کردم به این امید که خاک کف پای تو باشم
Forwarded from ملکی
۳۵۳-منم در فرقت آن روضهٔ پاک
که بر سر می‌کنم از آرزو خاک

۳۵۴-اگر روزی بدان میدان درآیم
چه گویم زین خم چوگان برآیم
Forwarded from Laya Madani
ملکی
۳۵۳-منم در فرقت آن روضهٔ پاک که بر سر می‌کنم از آرزو خاک ۳۵۴-اگر روزی بدان میدان درآیم چه گویم زین خم چوگان برآیم
آن روضه پاک: مدفن حضرت رسول در مدینه
از خم چوگان برآمدن: رهایی یافتن. گوی در خم چوگان از خود اختیاری ندارد
۳۵۳. منم که در آرزوی زیارت حرم تو خاک بر سر می کنم
۳۵۴. اگر روزی در حرم تو قرار گیرم مانند گوی در خم چوگان تو هستم و از خود اختیاری ندارم