کانال عطارنیشابوری ذخیره گروه سیمرغ
256 subscribers
68 photos
7 videos
110 files
232 links
Download Telegram
Forwarded from ملکی
299- اگردر قرب این حضرت خرامی
بسوزی پر چه مرد این مقامی

300- تو ای روح الامین بنشین به درگاه
مشو رنجه که لی وقت مع الله
Forwarded from Laya Madani
ملکی
299- اگردر قرب این حضرت خرامی بسوزی پر چه مرد این مقامی 300- تو ای روح الامین بنشین به درگاه مشو رنجه که لی وقت مع الله
چه مرد این مقامی: برای بیان نسبت کسی یا چیزی به کاری از سر پرسش و انکار
لی مع الله: حدیث ولی در اصالت ان تردید است
در آن لحظه خلوت ویژه ای با خدا دارم که هیچ کس حتی تو نمی توانی در ان لحظه حضور داشته باشی
۲۹۹.اگر بخواهی در این مقام قرب الهی قدم بگذاری و پیش بروی یقینا بال و پرت خواهد سوخت چرا که تو مرد حضور در این جایگاه پر خطر و باعظمت نیستی
۳۰۰. ای جبرئیل تو در همین درگاه بمان و جلوتر نیا خودت را به زحمت و خطر سوختن نینداز چرا که من اکنون به مقامی رسیده ام که در آن لحظه خلوت ویژه با خداوند تو نمی توانی در آن حضور داشته باشی
Forwarded from ملکی
301- تو شاگرد منی بنشین به سامان
بپرس از من که احسان چیست و ایمان

302-گذشت از نوبت قولاً ثقیلا
تو بر در باش اکنون جبرئیلا
Forwarded from Laya Madani
ملکی
301- تو شاگرد منی بنشین به سامان بپرس از من که احسان چیست و ایمان 302-گذشت از نوبت قولاً ثقیلا تو بر در باش اکنون جبرئیلا
بنشین بسامان: بسامان به معنی آرام و متین است
قولا ثقیلا: ما سخنی با سنگ و هنگ برتو فرو می خوانیم
۳۰۱.ای جبرییل تو درواقع شاگرد و رهروی من هستی پس با ادب و آرام و متین در جایگاه خودت بمان و اگر می خواهی حقیقت واقعی ایمان و مرتبه والای احسان را بدانی از من بپرس
۳۰۲.ان مرحله ای که سخنان سنگین وحی را از زبان تو دریافت می کردم دیگر تمام شد نوبت آن گذشت ای جبرئیل اکنون که من به دیدار خود او می روم تو باید پشت در بمانی
Forwarded from ملکی
303- ترا در اندرون پرده ره نیست
که هر سرهنگ مرد بارگه نیست

304- منم در نور حق پروانه کردار
تویی در پر طاووسی گرفتار
Forwarded from Laya Madani
ملکی
303- ترا در اندرون پرده ره نیست که هر سرهنگ مرد بارگه نیست 304- منم در نور حق پروانه کردار تویی در پر طاووسی گرفتار
۳۰۳.ای جبرئیل تو را به درون پرده اسرارالهی راهی نیست زیرا هر فرمانده لزوما محرم خلوت سرای پادشاه و مرد حضور در آن بارگاه خاص نیست.
۳۰۴.من در برابر نور حقیقت حق مانند پروانه ای هستم که آماده سوختن و فناشدن است اما تو هنوز درگیر زیبایی و سلامت بال و پر طاووسی خودت هستی و همین تعلق تو را از پیشروی بازداشته است.
Forwarded from ملکی
305- پناه از حق طلب از پر چه جویی

سخن در سر رود از پر چه گویی
Forwarded from Laya Madani
ملکی
305- پناه از حق طلب از پر چه جویی سخن در سر رود از پر چه گویی
سخن در سر رود: یعنی در این مقام سخن از سر (کنایه از دادن جان) می رود و مقام فنای کلی است
۳۰۵.ای جبرئیل در این مقام باید فقط از خداوند پناه بخواهی چرا از بال و پرت کمک می خواهی؟ وقتی پای جان و سر درمیان است تو هنوز داری از بال و پرت حرف می زنی؟
Forwarded from Laya Madani
سپاس بسیار از بانو ملکی که ابیات را آماده نمودند و بانوان ( فاطمه ، سهیلا عبدالهی، جمیله و زهره) که ابیات را بسیار عالی و شنیدنی خوانش نمودند.🙏🙏💐💐💐
Forwarded from ملکی
🍁🍁به نام آن که جان را نور دین داد
  خرد را در خدا دانی یقین داد🍁🍁         

دوستان عزيز، سلام و عرض ادب
از همراهی شما سپاس‌گزاریم

در شامگاه چهارشنبه  مورخه 1405/4/10با اسرارنامهٔ عطّار همراه شما هستیم.

بخش دوم معراج حضرت محمد(ص)

ابیات ۳۰۶ تا ۳۲۵

۳۰۶- هزاران جان پر اسرار حکمت
فدای جان آن دریای عصمت

۳۰۷- ز روح‌القدس چون برتر گذشت او
ز هر چش پیش آمد درگذشت او

۳۰۸- بقدر آنجا که مهتر را محل بود
زحل آنجا به نسبت در وحل بود

۳۰۹- چنان نزدیک حق شد جانش از نور
که از وی جبرئیل افتاد از دور

۳۱۰- بصورت آنک جبریل امین بود
که یک پر ز آسمانش بر زمین بود

۳۱۱- چنان آنجا ز مهتر دور بود او
که مهتر را چو گنجشگی نمود او

۳۱۲- چو بگذشت از جهت ره گشت باریک
به آخر شد به رب العزه نزدیک

۳۱۳-چه گویم من در آن حضرت که چون بود
که آن دم از وجود خود برون بود

۳۱۴-در آن قربت دلش پر موج اسرار
وزان دهشت زفانش رفت از کار

۳۱۵-چو گل برگ حیا خوی کرده جانش
خیال وهم را پی کرده جانش

۳۱۶-ز حس بگذشت وز جان هم گذر کرد
چو بی خود شد ز خود در حق نظر کرد

۳۱۷- همی چندان که چشمش کار می‌کرد
دلش در چشم او دیدار می‌کرد

۳۱۸- چو از درگه به خلوتگه فرو رفت
درآمد نور ربانی و او رفت

۳۱۹- در آن هیبت محمد مانده بی کار
محمد از محمد گشت بیزار

۳۲۰- چو حق می‌دید کو می‌زد پر و بال
به دلداری سلامش گفت در حال

۳۲۱- از آن حالت دمی با خویشش آورد
سلامی و علیکی پیشش آورد

۳۲۲- خطاب آمد که دع نفسک درون آی
به بی یسمع و بی ینطق برون آی

۳۲۳- بخواه از آرزویی هست زودت
چرا بی خود شدی آخر چه بودت

۳۲۴- کنون چون سوختی بر هم بتان را
شفاعت کن زمانی امتان را

۳۲۵- یتیمی وز یتیمی این بدیع است
که خلق هر دو عالم را شفیع است



زمان ارسال و بررسی خوانش : طول هفته تا ساعت19روز چهار شنبه

زمان نقد و تفسیر ابیات : ساعت 20/30

🔔🔔📣📣  هموندان توجه داشته باشند زمان ارسال خوانش ها از ساعت 19/30 الی  20/30 خواهد بود  در صورت ارسال دیرهنگام از زمان تعیین شده بررسی نخواهد شد.


https://t.me/joinchat/D1kEP0bPj4LU2pApEzanMA



@simorg30
Forwarded from Laya Madani
اسرار نامه عطار
بخش دوم معراج حضرت محمد (ص)
ابیات ۳۰۶ تا ۳۲۵

لعیا مدنی
Forwarded from زهره
اسرار نامه عطار
بخش دوم معراج حضرت محمد (ص)
ابیات ۳۰۶ تا ۳۲۵
زهره
Forwarded from ملکی
۳۰۶- هزاران جان پر اسرار حکمت
فدای جان آن دریای عصمت

۳۰۷- ز روح القدس چون برتر گذشت او
ز هر چش پیش آمد درگذشت او
Forwarded from Laya Madani
کسانی که در دانش و عرفان و حکمت پیشرفت زیادی کرده اند و پر اسرار هستند همگی خود را فدای کسی می کنند که دریای پاکی و بی گناهی است یعنی پیامبر
۳۰۷. او چنان در مسیر معراج پیش رفت که حتی از جبرئیل بلند مرتبه هم جلو زد و از همه موجودات عالم عبور کرد
Forwarded from ملکی
۳۰۸- بقدر آنجا که مهتر را محل بود
زحل آنجا به نسبت در وحل بود

۳۰۹- چنان نزدیک حق شد جانش از نور
که از وی جبرئیل افتاد از دور
Forwarded from Laya Madani
ملکی
۳۰۸- بقدر آنجا که مهتر را محل بود زحل آنجا به نسبت در وحل بود ۳۰۹- چنان نزدیک حق شد جانش از نور که از وی جبرئیل افتاد از دور
محل بودن= اعتبار داشتن
وحل= لجن
۳۰۸. آن قدر و جایگاه مقام پیامبر در معراج بلند و والا بود که در مقام مقایسه حتی زحل مانند گل و لای و لجن در پایین ترین نقطه بود
زحل دورترین سیاره است از زمین
۳۰۹.پیامبر به نزدیک ترین نقطه به خداوند رسید درحالیکه جیرئیل در برابر او مجبور شد در فاصله ای دور متوقف شود
Forwarded from ملکی
۳۱۰- بصورت آنک جبریل امین بود
که یک پر ز آسمانش بر زمین بود

۳۱۱- چنان آنجا ز مهتر دور بود او
که مهتر را چو گنجشگی نمود او
Forwarded from Laya Madani
ملکی
۳۱۰- بصورت آنک جبریل امین بود که یک پر ز آسمانش بر زمین بود ۳۱۱- چنان آنجا ز مهتر دور بود او که مهتر را چو گنجشگی نمود او
یک پر ز آسمانش بر زمین بود=سرش در آسمان و پرهایش تا زمین بود
چو گنجشکی نمود او= جبرئیل در برابر مقام پیامبر مانند گنجشکی بود
جبرئیل چنان فرشته عظیم و باشکوهی بود که بالهایش تا زمین می رسید با این حال پیامبر از او فراتر رفت و به نزدیکی خداوند رسید
۳۱۱. جبرئیل آنجا از پیامبر بقدری دور بود که بنظر مانند گنجشکی می آمد
Forwarded from ملکی
۳۱۲- چو بگذشت از جهت ره گشت باریک
به آخر شد به رب العزه نزدیک

۳۱۳-چه گویم من در آن حضرت که چون بود
که آن دم از وجود خود برون بود
Forwarded from Laya Madani
ملکی
۳۱۲- چو بگذشت از جهت ره گشت باریک به آخر شد به رب العزه نزدیک ۳۱۳-چه گویم من در آن حضرت که چون بود که آن دم از وجود خود برون بود
بگذشت از جهت= از جهان ماده و ابعاد و جهات آن بیرون رفت
رب العزه= خدای تعالی
۳۱۲.پیامبر از تمام مرزها و جهت های دنیا و آسمانها گذشت و در آخر به خدای تعالی نزدیک شد
۳۱۳.من نمی توانم توصیف کنم که آن لحظه در پیشگاه خدا چه گذشت چون در آن لحظه پیامبر چنان در عظمت خدا غرق شده بود که دیگر هیچ خبری از خود نداشت و تمام وجودش در نورالهی محو شده بود.او دیگر "من" نبود بلکه تنها حق را می دید و حس می کرد