متن اشعار حاج حسین سیب سرخی
5.53K subscribers
251 photos
28 videos
12 files
1.77K links
کانال متن اشعار (غیررسمی)📝
حاج حسین سیب سرخی🎤
استفاده از متون با هدیه ۵ صلوات
به ساحت مقدس امام زمان (عج)
بلامانع می‌باشد
کپی متون در دیگر کانالها با ذکر منبع 👉
Download Telegram
متن اشعار حاج حسین سیب سرخی
@sibsorkhii_matn – کانال متن اشعار حاج حسین سیب سرخی:
📝 #کبود_لبات_کبود_لبام
🖊 #روضه | #حاج_حسین_سیب_سرخی
🖊 #شب_بیست_و_سوم_رمضان_۱٤۳۹
🖊 #هیئت_روضة_العباس "علیه السلام"
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

کبوده لبات ،کبوده لبام
گرفته دلت ، گرفته صدام
تو رو باچوب زدند تو دهنت
منو با دست زدند تو دهنم
جای سالم نداری رو سرت
جای سالم ندارم توی تنم
بابا بابا
چقدر زیاده بابا
شباهت من با تو
بگو کدوم بیش تره
جراحت من یا تو
شکسته سرت ، شکسته سرم
بریده رگات ،بریده پرم
ان کسی که جدا کرد سر تو
انقدر داد کشیده به سرم
پاهاشون خیلی سنگینه بابا
انقدر درد دارم تو کمرم

🔗 @SIBSORKHII_MATN

با این که زجر نامرد
منو زمین گیرم کرد
بیش تر از هر چی بابا
نبود تو پیرم کرد
تو بزمی که بود
به صرف شراب
کنار سرت ،یه ظرف شراب
وقتی چوب دستی شو بالا که برد
من ندیدم چی شد کجا نشست
اون صدایی که از لبت اومد
معلومه اونجا دندونات شکست
تا وقتی زنده ام میگم
که شامیا نامردن
خلاصه خیلی بابا
به دخترت بد کردند
امدی با سر امدی چه کنم
بین تشت زر امدی چه کنم
هر دودستم شکسته اما تو
با تو چشم تر امدی چه کنم
بابا
بس که بیرون خیزران خوردی
با لب پرپر امدی چه کنم
از جراحات حنجرت پیداست
از نوک نی در امدی چه کنم
بابا
چشم من تار و بسته شد حالا
دیدن دختر امدی چه کنم
گیسویم در هم است میبخشی
سرزده اخر امدی چه کنم
بگذریم از خودت تو بابا
از خودت از غروب عاشورا
تیر و شمشیر از این و ان خوردی
از زمین و از اسمان خوردی
ایه خواندم برایشان اما
سنگ از قوم بد دهان خوردی
خاطرم مانده عصر عاشورا
نیزه ای را که از صنان خوردی
بابا بابا
دم مغرب ، به ما جسارت شد
بر زمین لحظه ی اذان خوردیم
چقدر ضربه بی امان خوردیم
دشمنت تا مرا بلندم کرد
زیر خنجر تکان تکان خوردی
بابا بگذریم ،از خودت نمیگویی
حال من را چرا نمیجویی
له شدم ،مثل یاس پژمرده
صورتم شد کبود و خون مرده
بازویم را قلاف ازرده
بابا
این زبانم ز بس میگیرد
ابرویم مرا ،پدر برده
دختری از خرابه رد میشد
گفت با خنده این لگد خورده
بابابابا
به لباسم چقدر خندیدند
به غروم چقدر بر خورده
بی خیال ای پدر کسی اصلا
دخترت را کنیز نشمرده
مثل سابغ برات می ارزم
بغلم کن ببین چه میلرزم
بابا
٭اینو شنیدید بازم میگم، خیلی حرف تو این خوابیده
زن غساله رو صدا زدند ، یا صاحب الزمان
اصلا زن غساله هاج و واج مونده بود
گفت به من بگید بزرگ این قافله کیه
همه اشاره کردند عمه اش زینب رو
گفت خانوم جان میشه چند لحظه بیاین
چیه خانوم غساله؟چی میخوای بدونی؟
خانوم جان به من بگو چرا پاهای این بچه پر ابله است
خانوم جان به من بگو چرا موهاش سوخته
خانوم جان به من بگو چرا صورتش کبوده
خانوم جان به من بگو چرا گردنش غل و زنجیر افتاده
گفت زن غساله نبودی
غروب عاشورا که ریختند،سر حسین و بچه ها ، زجر ملعون افتاد دنبال این دختر ، چادرش اتیش گرفته بود
گفت یه دونه چادر اتیش گرفته تو مدینه بست نشد
دیگه نمیزارم این چادر رو از سرم بگیری
باریکلا به این حیا
باریکلا به این دختر
گفت قافله حرکت کرد
این زن و بچه رو اوردن تو محله ی
برده فروشا ،صدا زدند یه مشت رقاصه اومدند دور این زن و بچه
مگه به همین بسنده شد
یه مرد حروم زاده ای دنبال این دختر خیلی افتاده بود
چشش رفته بود این سه ساله رو
اوردند تو کاخ اون ملعون این زن و بچه رو جمع کردند
دیدند از رقیه خبری نیست
این حروم زاده گفت امیر، تو این قافله می اومدم ، یه دونه دختر خوشگل دیدم
موهاش بلند بود ، قول دادم به زن و بچم به کنیزی ببرم یاصاحب الزمان
گفت برو پیداش کن ببینم،رفت این زن و بچه رو زد کنار دید خانوم کوچولو پشت خانوم زینب ، خودشو قایم کرده عمه کمکم کن ، عمه ، اگر عموم عباس بود نمیذاشت یه مو از سرم کمشه
عمه نزار منو برا کنیزی ببرن
یه وقت نانجیب موهای بچه رو کشید اورد جلو امیر ، انقدر با چوب خیزران بر لب ودندان حسین زد جلو این بچه،٭
ان شب که تو در ناله ، اخ بابا
افتادی وغش کردی
بابا تو کجا بودی ، از ما تو جدا بودی
هر کجا نشستی و...
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
🔗 کانال رسمی حاج حسین سیب سرخی
🆔: @MAHEHARAMINFO
📝 کانال متن‌‌اشعار حاج حسین سیب سرخی
🆔: @SIBSORKHII_MATN