📙 پاسخ به هجمه جمعی از بازنشستگان غیر فرهنگی اصفهان به عسکر فریاد
✍ محمود جلیلی
سلام و عرض ادب
معلوم نیست چه کسی این متن را تهیه کرده است.
اما سئوالی از بازنشستگان اداری و مالی سایر دستگاه ها و ادارات داریم ، زمانی که معلمان شاغل تنها دریافتیشان حقوق خشک و خالی بود و شماها در فیش حقوقیتان انواع و اقسام اضافه کار و رفاهیات و مأموریت نشسته و حق لباس ، حق کارشناسی ، حق تحصیل ، حق ایاب ذهاب ، حق مسکن ، حق جلسات ، حق اشعه ، حق خواروبار ، فوق العاده خاص ، فوق العاده ویژه ، فوق العاده نوار مرزی و ده ها پاداش و مزایا و عیدی مناسبت های مختلف مذهبی ملی را دریافت می کردید و معلمان ده ها تجمع اعتراضی را نسبت به این بی عدالتی ها برگزار کردند و شماها آنها را مورد تمسخر قرار می دادید ، کجا بودید ؟
الان که بازنشسته شده اید و آن حق های ناحق بریده شده ، صدایتان بلند شده؟
در ثانی ، مگر آقای فریاد و سایر عزیزان مانع پیگیری شما شده اند ؟ اگر عرضه و توانایی دارید بفرمایید راه باز و جاده دراز ، تشریف ببرید تهران و از حق خود دفاع کنید.
تا معلمی به حق خود که چندین دهه است پایمال شده می رسد ، عده ای مفت خور بی درد شروع به هوچی گری می کنند.
راستی از استخدام فرزندانتان به جای پدر در دستگاه های مربوطه چه خبر؟
جای تأسف دارد که حتی نگارنده جرأت نداشته در پایان این متن ، نام خود را ذکر کند که جناب فریاد و اعضای محترم کمیته پیگیری مطالبات بازنشستگان فرهنگی طرف خودشان بشناسند.
🌺 لینک کانال : 👇
https://t.me/showra1
🌹تماس با ما 👇
@kashovranews
✍ محمود جلیلی
سلام و عرض ادب
معلوم نیست چه کسی این متن را تهیه کرده است.
اما سئوالی از بازنشستگان اداری و مالی سایر دستگاه ها و ادارات داریم ، زمانی که معلمان شاغل تنها دریافتیشان حقوق خشک و خالی بود و شماها در فیش حقوقیتان انواع و اقسام اضافه کار و رفاهیات و مأموریت نشسته و حق لباس ، حق کارشناسی ، حق تحصیل ، حق ایاب ذهاب ، حق مسکن ، حق جلسات ، حق اشعه ، حق خواروبار ، فوق العاده خاص ، فوق العاده ویژه ، فوق العاده نوار مرزی و ده ها پاداش و مزایا و عیدی مناسبت های مختلف مذهبی ملی را دریافت می کردید و معلمان ده ها تجمع اعتراضی را نسبت به این بی عدالتی ها برگزار کردند و شماها آنها را مورد تمسخر قرار می دادید ، کجا بودید ؟
الان که بازنشسته شده اید و آن حق های ناحق بریده شده ، صدایتان بلند شده؟
در ثانی ، مگر آقای فریاد و سایر عزیزان مانع پیگیری شما شده اند ؟ اگر عرضه و توانایی دارید بفرمایید راه باز و جاده دراز ، تشریف ببرید تهران و از حق خود دفاع کنید.
تا معلمی به حق خود که چندین دهه است پایمال شده می رسد ، عده ای مفت خور بی درد شروع به هوچی گری می کنند.
راستی از استخدام فرزندانتان به جای پدر در دستگاه های مربوطه چه خبر؟
جای تأسف دارد که حتی نگارنده جرأت نداشته در پایان این متن ، نام خود را ذکر کند که جناب فریاد و اعضای محترم کمیته پیگیری مطالبات بازنشستگان فرهنگی طرف خودشان بشناسند.
🌺 لینک کانال : 👇
https://t.me/showra1
🌹تماس با ما 👇
@kashovranews
Telegram
کانال شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران
انتشار دهنده بیانیه های تشکل های عضو شورای هماهنگی ، اخبار آموزش و پرورش ، نظرات فعالان صنفی.
فعالیت منطبق با اساسنامه و آیین نامه شورای هماهنگی و زیر نظر کارگروه روابط عمومی
فعالیت منطبق با اساسنامه و آیین نامه شورای هماهنگی و زیر نظر کارگروه روابط عمومی
📕 چیستان
✍ اسداله حیرانی
در دو ماهه اخیر ، برآیند عملکرد بخش های تصمیم ساز کشور به گونه ای بوده است که واژگان رایج در زبان فارسی برای توصیف آن دچار درماندگی مفرط شده اند : تناقض ، پارادکس، متناقض نما، تضاد، لغز، معما و ... همگی در وصف این عملکرد، دستان خود را به نشانه تسلیم بالا برده و دست به دامان فرهنگستان زبان و ادب فارسی شده اند تا شاید با آفرینش واژه ای جدید، فرهنگ واژگان را از شرمندگی خارج کند.
پرده اوّل :
در قانون بودجه سال ۱۴۰۴ منابع مالی لازم برای اجرای قاعده مند بخش دوم متناسب سازی حقوق بازنشستگان و پرداخت معوقات گذشته آن مشخص شد تا اجرای قانون مزبور دچار سکته های خفیف یا شدید نگردد.
پرده دوم :
بخش دوم متناسب سازی حقوق بازنشستگان با اعمال فرمول های خلاف قانون اجرایی شد تا بار دیگر تخلق به قانون در لجه تحریف های مصلحتی غرق شود.
برای دیدن این تخلف، نیازی به استفاده از نبوغ نخبگان یا قابلیت های هوش مصنوعی نیست. کافی است چشم بند تجاهل از چشم سر و پرده تغافل از دیده خرد برداشته شود.
در لفافه آکروباسی های کلامی صاحب منصبان این عرصه می توان متوجه شد که : برخی از حضرات آتش به اختیار که خیالشان از نظارت دیوان محاسبات آسوده است، بخشی از بودجه مربوط به این مقوله را در محل های دیگری مصرف کرده اند و اکنون به دلیل ناتوانی در تامین مبلغ جایگزین، از اصلاح احکام نادرست متناسب سازی طفره می روند تا دم خروس از خلوت تخلف به جلوت حقیقت، پای نگذارد.
پرده سوم :
معوقات مربوط به هشت ماه اوّل متناسب در سال ۱۴۰۳ که در قانون بودجه ۱۴۰۴ تامین اعتبار شده است، به شیوه ای استثماری، قسط بتدی گردید تا در بستر اقتصاد معلوم الحال کشورکه دم به دم، ارزش پول در آن آب می رود، حق بازنشستگان با تاخیر بیش از یک سال پرداخت شود.
با محاسبات ریاضی (حتی در سطح سواد اکابر) می توان تشخیص داد که با این شیوه عملا درصد ناچیزی از معوقات بازنشستگان پرداخت می شود تا متناسب سازی به تناسب شرایط، تغییر ماهیت دهد..
پرده چهارم :
دولت و مجلس و سایر بخش های نظام تصمیم ساز کشور از هم پیشی می جویند تا بارها و بارها در ظرف واژگان خوش تراش، خبر مسرت بخش تصویب، تایید و اجرای « فوق العاده خاص» برای همه دستگاه های اجرایی و افزایش «فوق العاده ویژه » معلمان تا سقف ۵۰ درصدی آن را یه گوش جهانیان برسانند و فرشتگان عالم ملکوت را نیز ازشدت تاثیر شنیدن این شگفتانه ها مشغول گَزیدن ناخن های خود نمایند.
پرده بی پردگی :
متناسب سازی که منبع مالی اجرای آن در قانون بودجه سال ۱۴۰۴ تامین شده بود، در اجرا به عارضه های تخلف در محاسبه و پرداخت اقساطی معوقات، دچار گردید تا کمبود بودجه با این شیوه ابتکاری و البته استثماری جبران شود.
حال دو مقوله اخیرالذکر یعنی اجرای فوق العاده خاص برای شاغلان و بازنشستگان همه دستگاه های اجرایی و افزایش سطح فوق العاده ویژه برای معلمان شاغل و بازنشسته که بودجه ای کلان می خواهند و در قانون بودجه ۱۴۰۴ نامی از این دو جستار و منبع مالی آنها وجود ندارد، چگونه اجرا خواهندشد؟
آن زُفتی با این زَفتی که همزمان ازبطنی مشترک، سزارین شده اند، چه تناسبی با هم دارند؟ چگونه می شود دستی که خشکی را نشان می دهد، همزمان نماینده بِرندِ سخاوت حاتم طایی باشد؟!
🌺 لینک کانال : 👇
https://t.me/showra1
🌹تماس با ما 👇
@kashovranews
✍ اسداله حیرانی
در دو ماهه اخیر ، برآیند عملکرد بخش های تصمیم ساز کشور به گونه ای بوده است که واژگان رایج در زبان فارسی برای توصیف آن دچار درماندگی مفرط شده اند : تناقض ، پارادکس، متناقض نما، تضاد، لغز، معما و ... همگی در وصف این عملکرد، دستان خود را به نشانه تسلیم بالا برده و دست به دامان فرهنگستان زبان و ادب فارسی شده اند تا شاید با آفرینش واژه ای جدید، فرهنگ واژگان را از شرمندگی خارج کند.
پرده اوّل :
در قانون بودجه سال ۱۴۰۴ منابع مالی لازم برای اجرای قاعده مند بخش دوم متناسب سازی حقوق بازنشستگان و پرداخت معوقات گذشته آن مشخص شد تا اجرای قانون مزبور دچار سکته های خفیف یا شدید نگردد.
پرده دوم :
بخش دوم متناسب سازی حقوق بازنشستگان با اعمال فرمول های خلاف قانون اجرایی شد تا بار دیگر تخلق به قانون در لجه تحریف های مصلحتی غرق شود.
برای دیدن این تخلف، نیازی به استفاده از نبوغ نخبگان یا قابلیت های هوش مصنوعی نیست. کافی است چشم بند تجاهل از چشم سر و پرده تغافل از دیده خرد برداشته شود.
در لفافه آکروباسی های کلامی صاحب منصبان این عرصه می توان متوجه شد که : برخی از حضرات آتش به اختیار که خیالشان از نظارت دیوان محاسبات آسوده است، بخشی از بودجه مربوط به این مقوله را در محل های دیگری مصرف کرده اند و اکنون به دلیل ناتوانی در تامین مبلغ جایگزین، از اصلاح احکام نادرست متناسب سازی طفره می روند تا دم خروس از خلوت تخلف به جلوت حقیقت، پای نگذارد.
پرده سوم :
معوقات مربوط به هشت ماه اوّل متناسب در سال ۱۴۰۳ که در قانون بودجه ۱۴۰۴ تامین اعتبار شده است، به شیوه ای استثماری، قسط بتدی گردید تا در بستر اقتصاد معلوم الحال کشورکه دم به دم، ارزش پول در آن آب می رود، حق بازنشستگان با تاخیر بیش از یک سال پرداخت شود.
با محاسبات ریاضی (حتی در سطح سواد اکابر) می توان تشخیص داد که با این شیوه عملا درصد ناچیزی از معوقات بازنشستگان پرداخت می شود تا متناسب سازی به تناسب شرایط، تغییر ماهیت دهد..
پرده چهارم :
دولت و مجلس و سایر بخش های نظام تصمیم ساز کشور از هم پیشی می جویند تا بارها و بارها در ظرف واژگان خوش تراش، خبر مسرت بخش تصویب، تایید و اجرای « فوق العاده خاص» برای همه دستگاه های اجرایی و افزایش «فوق العاده ویژه » معلمان تا سقف ۵۰ درصدی آن را یه گوش جهانیان برسانند و فرشتگان عالم ملکوت را نیز ازشدت تاثیر شنیدن این شگفتانه ها مشغول گَزیدن ناخن های خود نمایند.
پرده بی پردگی :
متناسب سازی که منبع مالی اجرای آن در قانون بودجه سال ۱۴۰۴ تامین شده بود، در اجرا به عارضه های تخلف در محاسبه و پرداخت اقساطی معوقات، دچار گردید تا کمبود بودجه با این شیوه ابتکاری و البته استثماری جبران شود.
حال دو مقوله اخیرالذکر یعنی اجرای فوق العاده خاص برای شاغلان و بازنشستگان همه دستگاه های اجرایی و افزایش سطح فوق العاده ویژه برای معلمان شاغل و بازنشسته که بودجه ای کلان می خواهند و در قانون بودجه ۱۴۰۴ نامی از این دو جستار و منبع مالی آنها وجود ندارد، چگونه اجرا خواهندشد؟
آن زُفتی با این زَفتی که همزمان ازبطنی مشترک، سزارین شده اند، چه تناسبی با هم دارند؟ چگونه می شود دستی که خشکی را نشان می دهد، همزمان نماینده بِرندِ سخاوت حاتم طایی باشد؟!
🌺 لینک کانال : 👇
https://t.me/showra1
🌹تماس با ما 👇
@kashovranews
Telegram
کانال شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران
انتشار دهنده بیانیه های تشکل های عضو شورای هماهنگی ، اخبار آموزش و پرورش ، نظرات فعالان صنفی.
فعالیت منطبق با اساسنامه و آیین نامه شورای هماهنگی و زیر نظر کارگروه روابط عمومی
فعالیت منطبق با اساسنامه و آیین نامه شورای هماهنگی و زیر نظر کارگروه روابط عمومی
🔶🔸دم خروس یا قسم ....
✍تارا اکبرزاده. معلم
◀️ شورای ناهماهنگی اخیرا پستی به تاریخ دهم تیرماه در کانال خود منتشر کرد با عنوان ( تایید سلامتی دو گروگان فرانسوی در اوین)؛ در این پست دو زندانی مذکور یعنی سیسیل کوهلر و ژاک پاریس با عنوان کلی فعال سندیکایی معرفی می شوند. در قسمتی از این پست آمده:
《سیسیل کوهلر، فعال سندیکایی و شهروند فرانسوی، در اردیبهشت ۱۴۰۱ (مه ۲۰۲۲) همراه با ژاک پاریس در جریان سفر به ایران با اتهام اقدام علیه امنیت ملی تحت بازداشت قرار گرفتهاند، اما دولت فرانسه تأکید دارد که آنها به عنوان گردشگر به ایران سفر کرده بودند.》
◀️ با استناد به متن مذکور، لحن و بافت متن چنین القا می کند که گویی قبل از این هیچ آشنایی بین این دو فرانسوی و برخی از اعضای شورا که در خفا با انها نشستی در خانه یکی از اعضا در تهران داشته اند، وجود نداشته است. حال آن که تا قبل از این همین شورای ناهماهنگی در خبرهای خود آن ها را با عنوان معلم به مخاطبان خود جا می زد تا نشست چند نفر از اعضای این شورا را که بدون هماهنگی با هسته مرکزی شورا صورت گرفت، توجیه کنند این نشست که به دستگیری اعضای مذکور شورا و دو فرانسوی منجر شد تا مدتی به عنوان فعالیت صنفی، خوراک خبری این شورای ناهماهنگی بود تا افتضاحی که به بار آورده بودند را سفید شویی کنند حال چه شده که در پست اخیر آنها را تنها فعال سندیکایی معرفی می کند؟!
◀️ دولت فرانسه هم که تا پیش از این، مسئولیت این دو نفر را گردن نمی گرفت چند روزی است که مدعی استرداد آن ها شده است و وکیل فرانسوی هم ضمن تاکید بر توریستی بودن سفر این دو شهروند فرانسوی، اتهام شان را خیالی و به دور از واقعیت عنوان می کند.
◀️ حال سوال این جاست اگر فرض توریستی بودن این دو فرانسوی درست باشد شورای ناهماهنگی با استفاده از اسم این شورا و به عنوان نماینده تشکل ها ( چیزی که خودشان ادعای آن را دارند) در چه زمینه آموزشی و با چه اهداف صنفی با این دو توریست فرانسوی جلسه محرمانه برگزار کرده اند در حالی که برخی از تشکل های عضو شورا در جریان آن قرار نگرفته بوده اند؟
افزون بر آن، این دیدار غیر صنفی که به اسم کنشی صنفی معرفی شد جز هزینه تراشی و امنیتی شدن فعالیت های صنفی از سوی حاکمیت چه دستاوردی برای جامعه معلمان داشت؟
و اگر فرض معلم بودن این دو تبعه فرانسه درست هم باشد چرا از سوی سازمان جهانی آموزش بین الملل ( EI) بیانیه ای رسمی برای آزادی آن ها در این ۳ سال صادر نشده است؟
پ.ن: ارسالی به:
۱. کانال شورای هماهنگی تشکلهای صنفی معلمان( گروه معترضین)
۲. کانال چالش
🌺 لینک کانال : 👇
https://t.me/showra1
🌹تماس با ما 👇
@kashovranews
✍تارا اکبرزاده. معلم
◀️ شورای ناهماهنگی اخیرا پستی به تاریخ دهم تیرماه در کانال خود منتشر کرد با عنوان ( تایید سلامتی دو گروگان فرانسوی در اوین)؛ در این پست دو زندانی مذکور یعنی سیسیل کوهلر و ژاک پاریس با عنوان کلی فعال سندیکایی معرفی می شوند. در قسمتی از این پست آمده:
《سیسیل کوهلر، فعال سندیکایی و شهروند فرانسوی، در اردیبهشت ۱۴۰۱ (مه ۲۰۲۲) همراه با ژاک پاریس در جریان سفر به ایران با اتهام اقدام علیه امنیت ملی تحت بازداشت قرار گرفتهاند، اما دولت فرانسه تأکید دارد که آنها به عنوان گردشگر به ایران سفر کرده بودند.》
◀️ با استناد به متن مذکور، لحن و بافت متن چنین القا می کند که گویی قبل از این هیچ آشنایی بین این دو فرانسوی و برخی از اعضای شورا که در خفا با انها نشستی در خانه یکی از اعضا در تهران داشته اند، وجود نداشته است. حال آن که تا قبل از این همین شورای ناهماهنگی در خبرهای خود آن ها را با عنوان معلم به مخاطبان خود جا می زد تا نشست چند نفر از اعضای این شورا را که بدون هماهنگی با هسته مرکزی شورا صورت گرفت، توجیه کنند این نشست که به دستگیری اعضای مذکور شورا و دو فرانسوی منجر شد تا مدتی به عنوان فعالیت صنفی، خوراک خبری این شورای ناهماهنگی بود تا افتضاحی که به بار آورده بودند را سفید شویی کنند حال چه شده که در پست اخیر آنها را تنها فعال سندیکایی معرفی می کند؟!
◀️ دولت فرانسه هم که تا پیش از این، مسئولیت این دو نفر را گردن نمی گرفت چند روزی است که مدعی استرداد آن ها شده است و وکیل فرانسوی هم ضمن تاکید بر توریستی بودن سفر این دو شهروند فرانسوی، اتهام شان را خیالی و به دور از واقعیت عنوان می کند.
◀️ حال سوال این جاست اگر فرض توریستی بودن این دو فرانسوی درست باشد شورای ناهماهنگی با استفاده از اسم این شورا و به عنوان نماینده تشکل ها ( چیزی که خودشان ادعای آن را دارند) در چه زمینه آموزشی و با چه اهداف صنفی با این دو توریست فرانسوی جلسه محرمانه برگزار کرده اند در حالی که برخی از تشکل های عضو شورا در جریان آن قرار نگرفته بوده اند؟
افزون بر آن، این دیدار غیر صنفی که به اسم کنشی صنفی معرفی شد جز هزینه تراشی و امنیتی شدن فعالیت های صنفی از سوی حاکمیت چه دستاوردی برای جامعه معلمان داشت؟
و اگر فرض معلم بودن این دو تبعه فرانسه درست هم باشد چرا از سوی سازمان جهانی آموزش بین الملل ( EI) بیانیه ای رسمی برای آزادی آن ها در این ۳ سال صادر نشده است؟
پ.ن: ارسالی به:
۱. کانال شورای هماهنگی تشکلهای صنفی معلمان( گروه معترضین)
۲. کانال چالش
🌺 لینک کانال : 👇
https://t.me/showra1
🌹تماس با ما 👇
@kashovranews
Telegram
کانال شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران
انتشار دهنده بیانیه های تشکل های عضو شورای هماهنگی ، اخبار آموزش و پرورش ، نظرات فعالان صنفی.
فعالیت منطبق با اساسنامه و آیین نامه شورای هماهنگی و زیر نظر کارگروه روابط عمومی
فعالیت منطبق با اساسنامه و آیین نامه شورای هماهنگی و زیر نظر کارگروه روابط عمومی
🎩مردم سالاری یا کلپتوکراسی؟
✍ اسداله حیرانی
در سال ۱۴۰۴ خورشیدی در حالی آفتاب حیات ملال آور فرهنگیان بازنشسته به لب بام خود نزدیک تر شد که آرزوی برخورداری از بیمه درمان نیز خود را آماده همراهی در این رحیل اجتناب ناپذیر نموده است تا به عنوان تنها دارایی صاحب خود، تن به تیرگی تلخ تراب بسپارد.
در سال جدید، هزینه بیمه پایه درمان ۶۸ درصد و هزینه بیمه تکمیلی که مکمل چپاول حقوق شهروندی است، ۷۵ درصد افزایش یافت تا دوش به دوش تجارت پزشکی و دارویی، مثلث برمودای زَفتی برای دفن حیات شرافتمندانه باشند.
این سه گانه سوزناک در حالی رقم می خورَد که پرداخت خسارات بیمه ای بیمه شدگان از نیمه دوم سال ۱۴۰۳ تا کنون از گردنه های پرآژنگ اختلاس و ربایش، فرصت و مجوز عبور نیافته و کماکان این فرزند شوم که دوران بارداری مادرش از سال هم گذشته است، قصد زایش ندارد.
در چرخه ای که غارت زندگی انسانی در گشتار پربسامدِ «تو دزدی می کن و به کیسه انداز »، پرده پندار دریده و به عرصه تکرار رسیده است و پایش و نظارت، جای به سازش و موافقت سپرده است، رسانه ملی نیز همچنان نورافکن هایش را در سرزمین هایی می تاباند که از بازتاب آن، خانه منافع خود را روشن گرداند.
در دکترین این رسانه، غزِه غم آلود و ناشنیده بازنشستگان فرهنگی باید از سرنوشت جانگزای غزَّه نیز غریب تر باشد. در سفره رسانه ملی، پردازش ستمی که بر این بخش از جامعه، تحمیل شده است، در قابِ کلابث و خشک دستی قرارگرفته و تحلیل زوایای زندگی آنها در زمره تحریم هایی است که لغو آن بسیار دور می نماید.
اگر سران قوای سه گانه، تاملی همراه با مداقه در قانون اساسی داشته باشند، خواهنددید که در این زمینه، هریک دین و مسئولیتی خطیر دارند.
گر ایمن کنی مردمان را به داد / خود ایمن بخسبی و از داد، شاد
🌺 لینک کانال : 👇
https://t.me/showra1
🌹تماس با ما 👇
@kashovranews
✍ اسداله حیرانی
در سال ۱۴۰۴ خورشیدی در حالی آفتاب حیات ملال آور فرهنگیان بازنشسته به لب بام خود نزدیک تر شد که آرزوی برخورداری از بیمه درمان نیز خود را آماده همراهی در این رحیل اجتناب ناپذیر نموده است تا به عنوان تنها دارایی صاحب خود، تن به تیرگی تلخ تراب بسپارد.
در سال جدید، هزینه بیمه پایه درمان ۶۸ درصد و هزینه بیمه تکمیلی که مکمل چپاول حقوق شهروندی است، ۷۵ درصد افزایش یافت تا دوش به دوش تجارت پزشکی و دارویی، مثلث برمودای زَفتی برای دفن حیات شرافتمندانه باشند.
این سه گانه سوزناک در حالی رقم می خورَد که پرداخت خسارات بیمه ای بیمه شدگان از نیمه دوم سال ۱۴۰۳ تا کنون از گردنه های پرآژنگ اختلاس و ربایش، فرصت و مجوز عبور نیافته و کماکان این فرزند شوم که دوران بارداری مادرش از سال هم گذشته است، قصد زایش ندارد.
در چرخه ای که غارت زندگی انسانی در گشتار پربسامدِ «تو دزدی می کن و به کیسه انداز »، پرده پندار دریده و به عرصه تکرار رسیده است و پایش و نظارت، جای به سازش و موافقت سپرده است، رسانه ملی نیز همچنان نورافکن هایش را در سرزمین هایی می تاباند که از بازتاب آن، خانه منافع خود را روشن گرداند.
در دکترین این رسانه، غزِه غم آلود و ناشنیده بازنشستگان فرهنگی باید از سرنوشت جانگزای غزَّه نیز غریب تر باشد. در سفره رسانه ملی، پردازش ستمی که بر این بخش از جامعه، تحمیل شده است، در قابِ کلابث و خشک دستی قرارگرفته و تحلیل زوایای زندگی آنها در زمره تحریم هایی است که لغو آن بسیار دور می نماید.
اگر سران قوای سه گانه، تاملی همراه با مداقه در قانون اساسی داشته باشند، خواهنددید که در این زمینه، هریک دین و مسئولیتی خطیر دارند.
گر ایمن کنی مردمان را به داد / خود ایمن بخسبی و از داد، شاد
🌺 لینک کانال : 👇
https://t.me/showra1
🌹تماس با ما 👇
@kashovranews
Telegram
کانال شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران
انتشار دهنده بیانیه های تشکل های عضو شورای هماهنگی ، اخبار آموزش و پرورش ، نظرات فعالان صنفی.
فعالیت منطبق با اساسنامه و آیین نامه شورای هماهنگی و زیر نظر کارگروه روابط عمومی
فعالیت منطبق با اساسنامه و آیین نامه شورای هماهنگی و زیر نظر کارگروه روابط عمومی
😈 تناســخ
✍ اسداله حیـرانی
مرغ ها را سر ببریدند و پر و بال بکندند. گوسفندان و گاوها را سر از پیکر گسستند و استخوان بشکستند.
اما
جان مایه پزندگئ و چرندگی با تاکتیکِ های بدون اسید لاکتیکِ خزندگی، در کالبدی نوین، رحل اقامت افکند و در پیکره «قیـمت » حلول یافت تا در پیمایش راه تصاعد، خرگوش وار بر هنجامشِ مدیریت و نظارت لاک پشتی، گواژه بربنند و با قهقهه ای مستانه به ریش مردم سالاری بخندد .
این روح ناآرام در قامتی دیگر، عقاب آسا، آسمان اقتصاد را به قصد تصرف عدوانیِ سفره های تسخیرشده مردم، فتح نمود تا هیچ نظارتی را یارای پر فروهشتن در قلمرو آن نباشد.
در این سیر سرسام آفرین، همچنان پارادکس تلویزیون و یخچال ادامه دارد :
مدیران کشور در رسانه ای که به اتوبانی یک طرفه و انحصاری، شباهات دارد، باد در غبغب انداخته، شرایط را گل و بلبل و در فرمت آرمان شهر، توصیف می کنند آنگونه که گویی بهشت را با استفاده از قابایت های هوش مصنوعی به این جهان منتقل نموده اند.
اما از زبان یخچال، آوازی دیگر جاری است. آوازی با مارش عزای فقر و تهیدستی؛ آوازی که با هم نوازیِ ِ گرانی، تورم و افزایش قیمت های لجام گسیخته، مرگ تدریجی را ترسیم می کند.
شگفنا! که در این فرگشـتِ مردم کش که جز خواص فرصت طلب، سایر طبقات جامعه به آیین باستانیِ «سنگ بر شکم بستن » دعوت اجباری هستند،آب از آب تکان نمی خورد و این پروازِ خدومانه در پرش های قهرمانانه و دوپینگی، بازتکرار می شوند.
بزرگا!! کارآمدا کارشناسا!که شما صاحب منصبانِ تصمیم ساز هستید!!!
َ
🌺 لینک کانال : 👇
https://t.me/showra1
🌹تماس با ما 👇
@kashovranews
✍ اسداله حیـرانی
مرغ ها را سر ببریدند و پر و بال بکندند. گوسفندان و گاوها را سر از پیکر گسستند و استخوان بشکستند.
اما
جان مایه پزندگئ و چرندگی با تاکتیکِ های بدون اسید لاکتیکِ خزندگی، در کالبدی نوین، رحل اقامت افکند و در پیکره «قیـمت » حلول یافت تا در پیمایش راه تصاعد، خرگوش وار بر هنجامشِ مدیریت و نظارت لاک پشتی، گواژه بربنند و با قهقهه ای مستانه به ریش مردم سالاری بخندد .
این روح ناآرام در قامتی دیگر، عقاب آسا، آسمان اقتصاد را به قصد تصرف عدوانیِ سفره های تسخیرشده مردم، فتح نمود تا هیچ نظارتی را یارای پر فروهشتن در قلمرو آن نباشد.
در این سیر سرسام آفرین، همچنان پارادکس تلویزیون و یخچال ادامه دارد :
مدیران کشور در رسانه ای که به اتوبانی یک طرفه و انحصاری، شباهات دارد، باد در غبغب انداخته، شرایط را گل و بلبل و در فرمت آرمان شهر، توصیف می کنند آنگونه که گویی بهشت را با استفاده از قابایت های هوش مصنوعی به این جهان منتقل نموده اند.
اما از زبان یخچال، آوازی دیگر جاری است. آوازی با مارش عزای فقر و تهیدستی؛ آوازی که با هم نوازیِ ِ گرانی، تورم و افزایش قیمت های لجام گسیخته، مرگ تدریجی را ترسیم می کند.
شگفنا! که در این فرگشـتِ مردم کش که جز خواص فرصت طلب، سایر طبقات جامعه به آیین باستانیِ «سنگ بر شکم بستن » دعوت اجباری هستند،آب از آب تکان نمی خورد و این پروازِ خدومانه در پرش های قهرمانانه و دوپینگی، بازتکرار می شوند.
بزرگا!! کارآمدا کارشناسا!که شما صاحب منصبانِ تصمیم ساز هستید!!!
َ
🌺 لینک کانال : 👇
https://t.me/showra1
🌹تماس با ما 👇
@kashovranews
Telegram
کانال شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران
انتشار دهنده بیانیه های تشکل های عضو شورای هماهنگی ، اخبار آموزش و پرورش ، نظرات فعالان صنفی.
فعالیت منطبق با اساسنامه و آیین نامه شورای هماهنگی و زیر نظر کارگروه روابط عمومی
فعالیت منطبق با اساسنامه و آیین نامه شورای هماهنگی و زیر نظر کارگروه روابط عمومی
💙 نقش زبان در توسعه
✍️ اسداله حیرانی
زبان به عنوان ترجمان اندیشه، بستر و خاستگاه اصلی توسعه است. به همین دلیل برخی اندیشمندان، توسعه را مفهومی زبانی می دانند. زیرا این مفهوم انتزاعی ابتدا در حوزه زبانی شکل می گیرد سپس در عالم خارج، مصداق می یابد.
بنابراین زبانی که گنجایش لازم برای بیان مفهوم عدالت، آزادی، دموکراسی و سایر پودمان های توسعه نداشته باشد، یا مانع و رادع این حرکت اجتماعی می شود یاآن را کند می کند.
زبان فارسی با همه قابلیت های زیباشناختی آن، محدودیت های زیادی در تعداد واژگان و افعال دارد و کمیت آن در این زمینه، لنگ می زند. کاربرد فراوان ایهام، ابهام و کژتابی در سازه های زبان فارسی، امکان تولید دروغ گفتاری ، ریا ، تقیه، رودربایست، آبروداری، مداحی، چاپلوسی، تلبیس، تدلیس، چندگانگی و ... را فراهم و تشخیص حقیقت را بسیار دشوار می کند. این ویژگی، جدی ترین مانع تحقق گفتگو (دیالوگ) به عنوان یکی از ابزارهای ضروری توسعه انسانی (مدرنیته) است.
اگر در گرماگرم انتخابات ها - حتی در نهادهای مدنی که خود ابزار توسعه هستند - اندکی تامل کنیم، نمود این ویژگی زبانی به وفور یافت می شود.
عده ای با بهره گیری از همان شاخصه ها، منافع و دلخواسته های خود را درلفافه منافع اجتماعی به ناف مردم می بندند تا با تشبث به پوپولیسم، پله ای بسازند برای چیدن میوه های شیرین وصال از درخت بلند آرزوهای بی پایانشان.
این خصیصه ضد توسعه که شفافیت را جوانمرگ می کند، هم در برخی انتخاب شوندگان به کمال دیده می شود هم در انتخاب کنندگان.
در این بین، همواره کسانی هم شرف حضور دارند که نان را با مهارت تمام به نرخ روز که نه بلکه به قیمت لحظه تناول می کنند.
در بستر چنین شرایطی، دروغ گفتاری، مهارتی عمومی شده است که عوام و خواص اعم از سیاسبون، روحانیون، فرهنگیان، هنرمندان، فعالان مدنی و ... از آن بهره ای وافر دارند و با استفاده از آن می توانند در صدر افراد ذوالثَفِنات قرارگیرند.
اگر در محتوای برنامه های رسمی صدا و سیما مداقّه شود معلوم می گردد این رسانه در تهیه گزارش، مصاحبه، میز گرد و امثال آنها، اولویت را به افرادی می دهد که بیش از دیگران با صداقت و شفافیت گفتاری، بیگانه و با توانمندی بیشتزی از ریای کلامی برخوردار هستند.
یقینا چنین افرادی درگویه ها، پویه ها، انتخاب کردن ها و مصاحبه های خود، نه برای رضای خدا و نه برای خدمت به مردم بلکه درتمنای صید مروارید آرزو ها و انگاره های خویش، هنرمندانه در تلاطم شرایط، غوطه می خورند و تور فریب می گسترانند.
منتخبان چنین ملغمه ای نیز تا پایان دوره صدارت شان، وام دار همان اطرافیان نازنینی خواهندبود که برای کبوتر جلوه دادن یک کلاغ، همه ظرفیت های زبانی را با آکروباسی های کلامی و خلاقیت تمام به کار گرفته اند.
و اینچنین است که برخی منتخبان ناگزیرند از کیسه سرنوشت موکلان خود، از اشک حسرت منتظران عدالت اجتماعی و از آرزوهای یخ زده تشنگان برابری، هزینه کنند تا نانی را که به هنگام انتخابات، از حامیان ، قرض گرفته اند، پس بدهند.
🌺 لینک کانال : 👇
https://t.me/showra1
🌹تماس با ما 👇
@kashovranews
✍️ اسداله حیرانی
زبان به عنوان ترجمان اندیشه، بستر و خاستگاه اصلی توسعه است. به همین دلیل برخی اندیشمندان، توسعه را مفهومی زبانی می دانند. زیرا این مفهوم انتزاعی ابتدا در حوزه زبانی شکل می گیرد سپس در عالم خارج، مصداق می یابد.
بنابراین زبانی که گنجایش لازم برای بیان مفهوم عدالت، آزادی، دموکراسی و سایر پودمان های توسعه نداشته باشد، یا مانع و رادع این حرکت اجتماعی می شود یاآن را کند می کند.
زبان فارسی با همه قابلیت های زیباشناختی آن، محدودیت های زیادی در تعداد واژگان و افعال دارد و کمیت آن در این زمینه، لنگ می زند. کاربرد فراوان ایهام، ابهام و کژتابی در سازه های زبان فارسی، امکان تولید دروغ گفتاری ، ریا ، تقیه، رودربایست، آبروداری، مداحی، چاپلوسی، تلبیس، تدلیس، چندگانگی و ... را فراهم و تشخیص حقیقت را بسیار دشوار می کند. این ویژگی، جدی ترین مانع تحقق گفتگو (دیالوگ) به عنوان یکی از ابزارهای ضروری توسعه انسانی (مدرنیته) است.
اگر در گرماگرم انتخابات ها - حتی در نهادهای مدنی که خود ابزار توسعه هستند - اندکی تامل کنیم، نمود این ویژگی زبانی به وفور یافت می شود.
عده ای با بهره گیری از همان شاخصه ها، منافع و دلخواسته های خود را درلفافه منافع اجتماعی به ناف مردم می بندند تا با تشبث به پوپولیسم، پله ای بسازند برای چیدن میوه های شیرین وصال از درخت بلند آرزوهای بی پایانشان.
این خصیصه ضد توسعه که شفافیت را جوانمرگ می کند، هم در برخی انتخاب شوندگان به کمال دیده می شود هم در انتخاب کنندگان.
در این بین، همواره کسانی هم شرف حضور دارند که نان را با مهارت تمام به نرخ روز که نه بلکه به قیمت لحظه تناول می کنند.
در بستر چنین شرایطی، دروغ گفتاری، مهارتی عمومی شده است که عوام و خواص اعم از سیاسبون، روحانیون، فرهنگیان، هنرمندان، فعالان مدنی و ... از آن بهره ای وافر دارند و با استفاده از آن می توانند در صدر افراد ذوالثَفِنات قرارگیرند.
اگر در محتوای برنامه های رسمی صدا و سیما مداقّه شود معلوم می گردد این رسانه در تهیه گزارش، مصاحبه، میز گرد و امثال آنها، اولویت را به افرادی می دهد که بیش از دیگران با صداقت و شفافیت گفتاری، بیگانه و با توانمندی بیشتزی از ریای کلامی برخوردار هستند.
یقینا چنین افرادی درگویه ها، پویه ها، انتخاب کردن ها و مصاحبه های خود، نه برای رضای خدا و نه برای خدمت به مردم بلکه درتمنای صید مروارید آرزو ها و انگاره های خویش، هنرمندانه در تلاطم شرایط، غوطه می خورند و تور فریب می گسترانند.
منتخبان چنین ملغمه ای نیز تا پایان دوره صدارت شان، وام دار همان اطرافیان نازنینی خواهندبود که برای کبوتر جلوه دادن یک کلاغ، همه ظرفیت های زبانی را با آکروباسی های کلامی و خلاقیت تمام به کار گرفته اند.
و اینچنین است که برخی منتخبان ناگزیرند از کیسه سرنوشت موکلان خود، از اشک حسرت منتظران عدالت اجتماعی و از آرزوهای یخ زده تشنگان برابری، هزینه کنند تا نانی را که به هنگام انتخابات، از حامیان ، قرض گرفته اند، پس بدهند.
🌺 لینک کانال : 👇
https://t.me/showra1
🌹تماس با ما 👇
@kashovranews
Telegram
کانال شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران
انتشار دهنده بیانیه های تشکل های عضو شورای هماهنگی ، اخبار آموزش و پرورش ، نظرات فعالان صنفی.
فعالیت منطبق با اساسنامه و آیین نامه شورای هماهنگی و زیر نظر کارگروه روابط عمومی
فعالیت منطبق با اساسنامه و آیین نامه شورای هماهنگی و زیر نظر کارگروه روابط عمومی
بیانیه مشترک تشکلهای اصلاحطلب فرهنگیان استان اصفهان
✍️ خطاب به:
▫️رییسجمهور محترم، جناب آقای دکتر پزشکیان
▫️وزیر محترم آموزش و پرورش، جناب آقای دکتر کاظمی
▫️استاندار محترم اصفهان، جناب آقای دکتر جمالینژاد
▫️مدیرکل محترم آموزش و پرورش استان اصفهان، جناب آقای دکتر نظریان
ما جمعی از تشکلهای اصلاحطلب فرهنگیان استان اصفهان، در آستانه تحول وعدهدادهشده در آموزش و پرورش، نسبت به برخی انتصابات اخیر که خلاف مسیر عقلانیسازی، تخصصگرایی و همراستایی با دولت است، اعلام نگرانی و اعتراض جدی خود را اعلام می داریم
🔹 انتصاب سرپرست کانون پرورش فکری استان اصفهان از میان نیروهای شهرداری، آنهم بدون سابقه مؤثر در تعلیم و تربیت، و از جریان شناختهشده منتقد دولت، اقدامی خلاف مصالح فرهنگی، تخصصگریز، و بیاعتنایی به سرمایه انسانی وفادار به آموزش و پرورش است.
🔹 در یکی از مهمترین گلوگاههای ساختاری،اداره کل آموزش وپرورش یعنی حوزه حراست، با وجود بازنشستگی چهرهای که سالها بهواسطه نگاه سلیقهای و امنیتزدهاش مورد نقد گسترده بدنه فرهنگیان بوده، متأسفانه گزینه جایگزین شده فعلی نهتنها ادامهدهنده همان خط فکری است، بلکه در حلقه مشورت و تصمیمسازی همان جریان تثبیتشده عمل میکند.
این انتصاب، بهویژه در دورهای که انتظار میرود حراست با بازتعریف مأموریت خود به نهادی حامی و پشتیبان نیروهای متخصص و تحولخواه تبدیل شود، بهمعنای تائید رویکردی است که سالها مانع از بهکارگیری آزادانه و شایستهسالارانه فرهنگیان شده است.
در سالهای اخیر، حراست آموزش و پرورش استان اصفهان، بهجای ایفای نقش نظارتی در چارچوب قانون، به ابزاری برای غربالگری جناحی، رد صلاحیت سلیقه ای، پرونده سازی و اخلال در مسیر رشد نیروهای متعهد اما مستقل تبدیل شده بود. تداوم این خط، مغایر با وعده اصلاح ساختارها و احیای امید است و پیام خطرناکی به بدنه آموزش و پرورش ارسال میکند.
🔹 ارتقای مدیری که پیشتر از مسئولیت در یکی از مناطق آموزش و پرورش استان کنار گذاشته شده بود به جایگاه معاونت هماهنگی دانشگاه فرهنگیان (دومین فردتصمیم گیر بعداز رئیس دانشگاه) فاقد هرگونه توجیه تخصصی یا تدبیری در جهت اصلاح نظام تربیت معلم است. این انتصاب، نوعی پاداش سیاسی به یک نیروی مخالف جدی دولت تلقی و اعتماد جامعه فرهنگیان خصوصا نومعلمان را به شعار شایستهگزینی تضعیف میکند..
🔹 آنچه نگرانکنندهتر است، ادامهدار بودن نفوذ و مداخله جریانهای خارج از آموزش و پرورش، که در دوره گذشته نیز با دور زدن شایستهسالاری، فضای انفعال، نفاق و چندصدایی پنهان را بر مدیریت آموزشی تحمیل کرده بودند. امروز برخی مدیران منصوب، بهدلیل وابستگی بیرونی و فشار سیاسی، ناگزیر به سکوت، محافظهکاری یا حتی رفتار دوگانه شدهاند؛ روندی که با هیچیک از اهداف اصلاحگرایانه همخوانی ندارد.
✍️ما امضاکنندگان بیانیه ، با صراحت و بر اساس مسئولیت صنفی تشکیلاتی وحرفهای، خواهان:
▫️ توقف فوری انتصابات غیرفرهنگی، جناحی و امنیتزده
▫️ بازتعریف مأموریت حراست در چارچوب قانون، با رویکردی تحول خواه و متخصصمحوروحامی معلمان
▫️اصلاح وتغییر هرچه سریعتر اعضای فعلی هیات تخلفات اداری،اداره کل آموزش وپرورش استان
▫️ استفاده از ظرفیت نخبگان و نیروهای اصلاحطلب وفادار به آموزش و پرورش
▫️ بهرهگیری از توان مشورتی تمامی تشکلهای اصلاحطلب برای شکلگیری مدیریتی متنوع، تخصصگرا و مردمی بوده
✍نکته آخر آنکه تکصدایی درانجام امور، آزمون خود را پس داده است؛ آموزش و پرورش را نمیتوان با حذف نیروهای تحولخواه وتوانمنداصلاح کرد.
▫️ سازمان معلمان استان اصفهان
▫️ کانون صنفی معلمان استان اصفهان
▫️ کانون همبستگی فرهنگیان ایران (کهفا) – استان اصفهان
▫️ مجمع فرهنگیان استان اصفهان
▫️ ستاد انتخاباتی فرهنگیان دکتر پزشکیان – استان اصفهان
✍️ خطاب به:
▫️رییسجمهور محترم، جناب آقای دکتر پزشکیان
▫️وزیر محترم آموزش و پرورش، جناب آقای دکتر کاظمی
▫️استاندار محترم اصفهان، جناب آقای دکتر جمالینژاد
▫️مدیرکل محترم آموزش و پرورش استان اصفهان، جناب آقای دکتر نظریان
ما جمعی از تشکلهای اصلاحطلب فرهنگیان استان اصفهان، در آستانه تحول وعدهدادهشده در آموزش و پرورش، نسبت به برخی انتصابات اخیر که خلاف مسیر عقلانیسازی، تخصصگرایی و همراستایی با دولت است، اعلام نگرانی و اعتراض جدی خود را اعلام می داریم
🔹 انتصاب سرپرست کانون پرورش فکری استان اصفهان از میان نیروهای شهرداری، آنهم بدون سابقه مؤثر در تعلیم و تربیت، و از جریان شناختهشده منتقد دولت، اقدامی خلاف مصالح فرهنگی، تخصصگریز، و بیاعتنایی به سرمایه انسانی وفادار به آموزش و پرورش است.
🔹 در یکی از مهمترین گلوگاههای ساختاری،اداره کل آموزش وپرورش یعنی حوزه حراست، با وجود بازنشستگی چهرهای که سالها بهواسطه نگاه سلیقهای و امنیتزدهاش مورد نقد گسترده بدنه فرهنگیان بوده، متأسفانه گزینه جایگزین شده فعلی نهتنها ادامهدهنده همان خط فکری است، بلکه در حلقه مشورت و تصمیمسازی همان جریان تثبیتشده عمل میکند.
این انتصاب، بهویژه در دورهای که انتظار میرود حراست با بازتعریف مأموریت خود به نهادی حامی و پشتیبان نیروهای متخصص و تحولخواه تبدیل شود، بهمعنای تائید رویکردی است که سالها مانع از بهکارگیری آزادانه و شایستهسالارانه فرهنگیان شده است.
در سالهای اخیر، حراست آموزش و پرورش استان اصفهان، بهجای ایفای نقش نظارتی در چارچوب قانون، به ابزاری برای غربالگری جناحی، رد صلاحیت سلیقه ای، پرونده سازی و اخلال در مسیر رشد نیروهای متعهد اما مستقل تبدیل شده بود. تداوم این خط، مغایر با وعده اصلاح ساختارها و احیای امید است و پیام خطرناکی به بدنه آموزش و پرورش ارسال میکند.
🔹 ارتقای مدیری که پیشتر از مسئولیت در یکی از مناطق آموزش و پرورش استان کنار گذاشته شده بود به جایگاه معاونت هماهنگی دانشگاه فرهنگیان (دومین فردتصمیم گیر بعداز رئیس دانشگاه) فاقد هرگونه توجیه تخصصی یا تدبیری در جهت اصلاح نظام تربیت معلم است. این انتصاب، نوعی پاداش سیاسی به یک نیروی مخالف جدی دولت تلقی و اعتماد جامعه فرهنگیان خصوصا نومعلمان را به شعار شایستهگزینی تضعیف میکند..
🔹 آنچه نگرانکنندهتر است، ادامهدار بودن نفوذ و مداخله جریانهای خارج از آموزش و پرورش، که در دوره گذشته نیز با دور زدن شایستهسالاری، فضای انفعال، نفاق و چندصدایی پنهان را بر مدیریت آموزشی تحمیل کرده بودند. امروز برخی مدیران منصوب، بهدلیل وابستگی بیرونی و فشار سیاسی، ناگزیر به سکوت، محافظهکاری یا حتی رفتار دوگانه شدهاند؛ روندی که با هیچیک از اهداف اصلاحگرایانه همخوانی ندارد.
✍️ما امضاکنندگان بیانیه ، با صراحت و بر اساس مسئولیت صنفی تشکیلاتی وحرفهای، خواهان:
▫️ توقف فوری انتصابات غیرفرهنگی، جناحی و امنیتزده
▫️ بازتعریف مأموریت حراست در چارچوب قانون، با رویکردی تحول خواه و متخصصمحوروحامی معلمان
▫️اصلاح وتغییر هرچه سریعتر اعضای فعلی هیات تخلفات اداری،اداره کل آموزش وپرورش استان
▫️ استفاده از ظرفیت نخبگان و نیروهای اصلاحطلب وفادار به آموزش و پرورش
▫️ بهرهگیری از توان مشورتی تمامی تشکلهای اصلاحطلب برای شکلگیری مدیریتی متنوع، تخصصگرا و مردمی بوده
✍نکته آخر آنکه تکصدایی درانجام امور، آزمون خود را پس داده است؛ آموزش و پرورش را نمیتوان با حذف نیروهای تحولخواه وتوانمنداصلاح کرد.
▫️ سازمان معلمان استان اصفهان
▫️ کانون صنفی معلمان استان اصفهان
▫️ کانون همبستگی فرهنگیان ایران (کهفا) – استان اصفهان
▫️ مجمع فرهنگیان استان اصفهان
▫️ ستاد انتخاباتی فرهنگیان دکتر پزشکیان – استان اصفهان
🖤 نان یا ژان
✍ اسداله حیرانی
نبینی که سختی به غایت رسید / مشقت به حد نهایت رسید؟
هرگاه پای سخنان ارباب قدرت می نشبنی و گفته ها یا نوشته های آنها را می شنوی یا می خوانی، خواهی دید که به یاری دگردیسی محتوای واژگانی که هویت خود را در قمار سیاست باخته اند،چنان ایماژهای دلربایی از شرایط را ترسیم می کنند که به فردوس برین و روضه رضوان، پهلو می زنند. در حالی که :
در شهر هرچه می نگرم غیرِ درد نیست / حتی به شاخ خشک دلم، برگ زرد نیست
در این نقاشی کلامی، مسئولان در تمام طول شبانه روز، با قدرت تمام به رتق و فتق امور کشور مشغولند؛ آن گونه که خواب را مگر در خواب ببینند. تلالو این تلاش بی وقفه و ایثارگرانه چنان است که چشمان دشمنان از شدت درخشندگی آن، یکی از پس دیگری، برای کوری به صف ایستاده اند.
در این سلوک صوتی که واژگان، آبستن مفاهیمِ جهش یافته و نوظهور هستند، همواره قله های افتخار در تسخیر تفاخر فخرفروشانی است که فقر روزافزون مردم را از پشت عینک مصلحت، « فخر» می خوانند. و هرآنکس را که فاقد چنین انگاره ای باشد، به سبکِ پیغاره، یار غار دشمنش می نامند.
در این رهنوردی سیاسانه، منازل، یکی از پس دیگری در سیر و سلوکِ توصیف، تعریف و تحریف، به سمت قافِ منافع جناحی و سیاسی، درنوردیده می شوند تا سی مرغِِ منفعت در قامت سیمرغ حقیقت، جلوه گری کند و سالک این طریق، دست در دست شاهد آرزو، شربت شیرین وصال را سرکشد. پسماندهای این زفاف کامجویانه نیز سهم مردمی است که در هیچ بزنگاهی، وطن را به دشمن وانگذاشته اند!
باور کنید :
شاه را به بُوَد از طاعت صدساله و زهد / قدر یک ساعت عمری که در او داد کند
🌺 لینک کانال : 👇
https://t.me/showra1
🌹تماس با ما 👇
@kashovranews
✍ اسداله حیرانی
نبینی که سختی به غایت رسید / مشقت به حد نهایت رسید؟
هرگاه پای سخنان ارباب قدرت می نشبنی و گفته ها یا نوشته های آنها را می شنوی یا می خوانی، خواهی دید که به یاری دگردیسی محتوای واژگانی که هویت خود را در قمار سیاست باخته اند،چنان ایماژهای دلربایی از شرایط را ترسیم می کنند که به فردوس برین و روضه رضوان، پهلو می زنند. در حالی که :
در شهر هرچه می نگرم غیرِ درد نیست / حتی به شاخ خشک دلم، برگ زرد نیست
در این نقاشی کلامی، مسئولان در تمام طول شبانه روز، با قدرت تمام به رتق و فتق امور کشور مشغولند؛ آن گونه که خواب را مگر در خواب ببینند. تلالو این تلاش بی وقفه و ایثارگرانه چنان است که چشمان دشمنان از شدت درخشندگی آن، یکی از پس دیگری، برای کوری به صف ایستاده اند.
در این سلوک صوتی که واژگان، آبستن مفاهیمِ جهش یافته و نوظهور هستند، همواره قله های افتخار در تسخیر تفاخر فخرفروشانی است که فقر روزافزون مردم را از پشت عینک مصلحت، « فخر» می خوانند. و هرآنکس را که فاقد چنین انگاره ای باشد، به سبکِ پیغاره، یار غار دشمنش می نامند.
در این رهنوردی سیاسانه، منازل، یکی از پس دیگری در سیر و سلوکِ توصیف، تعریف و تحریف، به سمت قافِ منافع جناحی و سیاسی، درنوردیده می شوند تا سی مرغِِ منفعت در قامت سیمرغ حقیقت، جلوه گری کند و سالک این طریق، دست در دست شاهد آرزو، شربت شیرین وصال را سرکشد. پسماندهای این زفاف کامجویانه نیز سهم مردمی است که در هیچ بزنگاهی، وطن را به دشمن وانگذاشته اند!
باور کنید :
شاه را به بُوَد از طاعت صدساله و زهد / قدر یک ساعت عمری که در او داد کند
🌺 لینک کانال : 👇
https://t.me/showra1
🌹تماس با ما 👇
@kashovranews
Telegram
کانال شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران
انتشار دهنده بیانیه های تشکل های عضو شورای هماهنگی ، اخبار آموزش و پرورش ، نظرات فعالان صنفی.
فعالیت منطبق با اساسنامه و آیین نامه شورای هماهنگی و زیر نظر کارگروه روابط عمومی
فعالیت منطبق با اساسنامه و آیین نامه شورای هماهنگی و زیر نظر کارگروه روابط عمومی
🔴 نه سنتی نه مدرن
✍ اسداله حیرانی
دیگر بس است هرچه دو پهلو سروده ام / من ریزه خوار سفره ناکس نبوده ام
در قاموس ایرانیان 👇
«حق» = منافع شخصی من
اگر از پیچمان پوششی شعار و خودستایی خارج شویم، معنای مزبور در پندار، گفتار، کردار، نوشتار، تفسیر و تحلیل اکثریت ما ایرانیان اعم از زن و مرد، دیندار و آتئیست، سیاسی و غیرسیاسی، مذهبی و سکولار، شهری و روستایی، چپی و راستی، باسواد و بیسواد، نخبه و عادی، صاحب منصب و بیکار، ستمگر و آزادیخواه، اصلاح طلب و اصولگرا و ... نمایان و مشهود است.
در گهواره فرهنگ مامِ وطن، دغدغه اجتماعی، عرق ملی، عدالت خواهی، شفافیت، یکرنگی، صداقت، ترجیح منافع جمعی، دفاع از حقانیت، احترام به قابلیت های دیگران و ... جوانمرگ شده و غریبانه جان باخته اند.
آموزه های سنتی را با ژست مدرنیزاسیونی، سر بریده ایم تا خود را روزآمد و بروز نشان دهیم غافل از اینکه :
وقتی نتوان جایگزین های مناسبی برای هنجارهارهای سنتی طرد شده داشت، خلا فرهنگی ایجاد خواهدشد. خلایی که چون حفره ای خاموش، ما را در ژرفنای سباه و ساکت خود فرو خواهد برد که برده است.
این خلا، ما را به مردمانی، سودجو، خود نگر، متوقع، عافیت طلب، منتظر ناجی، هنرپیشه و نمایشگر تبدیل نموده که برآیند آن، سرگشتگی و بی هنجاری کنونی است.
اگر چهره ها(شخصیت افراد) را محاسبه کنیم جمعیت کشور ما از هندوستان هم بیشتر است. به قول شاعر خردورز توس :
... از ایران و از ترک و از تازیان / نژادی پدید اندر آید میان
نه دهقان نه ترک و نه تازی بود / سخن ها به کردار بازی بود
زیان کسان از پی سود خویش/ بجویند و دین اندر آرند پیش
🌺 لینک کانال : 👇
https://t.me/showra1
🌹تماس با ما 👇
@kashovranews
✍ اسداله حیرانی
دیگر بس است هرچه دو پهلو سروده ام / من ریزه خوار سفره ناکس نبوده ام
در قاموس ایرانیان 👇
«حق» = منافع شخصی من
اگر از پیچمان پوششی شعار و خودستایی خارج شویم، معنای مزبور در پندار، گفتار، کردار، نوشتار، تفسیر و تحلیل اکثریت ما ایرانیان اعم از زن و مرد، دیندار و آتئیست، سیاسی و غیرسیاسی، مذهبی و سکولار، شهری و روستایی، چپی و راستی، باسواد و بیسواد، نخبه و عادی، صاحب منصب و بیکار، ستمگر و آزادیخواه، اصلاح طلب و اصولگرا و ... نمایان و مشهود است.
در گهواره فرهنگ مامِ وطن، دغدغه اجتماعی، عرق ملی، عدالت خواهی، شفافیت، یکرنگی، صداقت، ترجیح منافع جمعی، دفاع از حقانیت، احترام به قابلیت های دیگران و ... جوانمرگ شده و غریبانه جان باخته اند.
آموزه های سنتی را با ژست مدرنیزاسیونی، سر بریده ایم تا خود را روزآمد و بروز نشان دهیم غافل از اینکه :
وقتی نتوان جایگزین های مناسبی برای هنجارهارهای سنتی طرد شده داشت، خلا فرهنگی ایجاد خواهدشد. خلایی که چون حفره ای خاموش، ما را در ژرفنای سباه و ساکت خود فرو خواهد برد که برده است.
این خلا، ما را به مردمانی، سودجو، خود نگر، متوقع، عافیت طلب، منتظر ناجی، هنرپیشه و نمایشگر تبدیل نموده که برآیند آن، سرگشتگی و بی هنجاری کنونی است.
اگر چهره ها(شخصیت افراد) را محاسبه کنیم جمعیت کشور ما از هندوستان هم بیشتر است. به قول شاعر خردورز توس :
... از ایران و از ترک و از تازیان / نژادی پدید اندر آید میان
نه دهقان نه ترک و نه تازی بود / سخن ها به کردار بازی بود
زیان کسان از پی سود خویش/ بجویند و دین اندر آرند پیش
🌺 لینک کانال : 👇
https://t.me/showra1
🌹تماس با ما 👇
@kashovranews
Telegram
کانال شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران
انتشار دهنده بیانیه های تشکل های عضو شورای هماهنگی ، اخبار آموزش و پرورش ، نظرات فعالان صنفی.
فعالیت منطبق با اساسنامه و آیین نامه شورای هماهنگی و زیر نظر کارگروه روابط عمومی
فعالیت منطبق با اساسنامه و آیین نامه شورای هماهنگی و زیر نظر کارگروه روابط عمومی
✋️ دروغ بس!!!
✍️ اسداله حیرانی
سرمایه های اجتماعی و فرهنگی ما درحال احتضارند. اعتماد صداقت ، نشاط، دوستی، اخلاق، عرق ملی، احترام به حقوق خود و دیگران، مسئولیت پذیری، وجدان کاری، مشارکت مدنی و ... گرفتار اپیدمی مدیریت کجکی هستند.
بیماری های فرهنگی، جان مایه حیات اجتماعی را زبون کرده اند. بی اعتمادی، فقدان دغدغه اجتماعی، احتضار مسئولیت پذیری ملی، هنجارگریزی، تظاهر، تزویر، تلبیس، تدلیس و دروغ ، دروغ ، دروغ و باز هم دروغ.
برخی از مسئولان، به چشمان مردم زل می زنند و براحتی کلاغ را با رنگ سفید متالیک، کبوتر معرفی می کنند. کاش نهادی رسمی و عملگرا تاسیس می شد تا مسئولانه، دروغ های هر صاحب منصبی را در هر جایگاه و قواره ای، اعلام و با آن برخورد می کرد! آن وقت دیگر هیچ مقام مسئولی نمی توانست مردم را ساده لوح و شاسکول تصور و محصولات بازار مشترک سوء مدیریت و بی مسئولیتی خود را آرمان شهر، توصیف نماید.
کافی است فرمان «دروغ بس» صادر و اجرایی شود تا سرمایه های اجتماعی، بازسازی گردند و روح همزیستی انسانی در کالبد جامعه دمیده شود. آن وقت خواهیم دید که هنوز آب هایی هست که به جوی بازگردند و آسیاب زندگی سالم را بگرداننند.
وقتی پوتین های چرک آلودِ دروغ و تزویر از گردن زندگی مردم، دور شوند، تنگی نفس، دست از سرِ دم و بازدم های حیات اجتماعی برخواهندداشت و چشمه مشارکت های همدلانه مدنی، جاری خواهدشد.
سرچشمه این زلال ِ خرمی آفرین ، کوهسار تفسیده آموزش و پرورش است. اگر این چشمه سار همچنان جاری باشد، سنگ موانع انحصاری را دور خواهدزد تا سینه کویری زندگی را با گل اندیشه های انسانی، بیاراید.
مراقبت کنیم این آب را بیش از این، گِل نکنند. نهادهای مدنی و کنشگرِان این عرصه نباید عامل بازتولیدِ ویروس ها و میکروب های فرهنگی باشند.
دروغ، بـــــــس
🌺 لینک کانال : 👇
https://t.me/showra1
🌹تماس با ما 👇
@kashovranews
✍️ اسداله حیرانی
سرمایه های اجتماعی و فرهنگی ما درحال احتضارند. اعتماد صداقت ، نشاط، دوستی، اخلاق، عرق ملی، احترام به حقوق خود و دیگران، مسئولیت پذیری، وجدان کاری، مشارکت مدنی و ... گرفتار اپیدمی مدیریت کجکی هستند.
بیماری های فرهنگی، جان مایه حیات اجتماعی را زبون کرده اند. بی اعتمادی، فقدان دغدغه اجتماعی، احتضار مسئولیت پذیری ملی، هنجارگریزی، تظاهر، تزویر، تلبیس، تدلیس و دروغ ، دروغ ، دروغ و باز هم دروغ.
برخی از مسئولان، به چشمان مردم زل می زنند و براحتی کلاغ را با رنگ سفید متالیک، کبوتر معرفی می کنند. کاش نهادی رسمی و عملگرا تاسیس می شد تا مسئولانه، دروغ های هر صاحب منصبی را در هر جایگاه و قواره ای، اعلام و با آن برخورد می کرد! آن وقت دیگر هیچ مقام مسئولی نمی توانست مردم را ساده لوح و شاسکول تصور و محصولات بازار مشترک سوء مدیریت و بی مسئولیتی خود را آرمان شهر، توصیف نماید.
کافی است فرمان «دروغ بس» صادر و اجرایی شود تا سرمایه های اجتماعی، بازسازی گردند و روح همزیستی انسانی در کالبد جامعه دمیده شود. آن وقت خواهیم دید که هنوز آب هایی هست که به جوی بازگردند و آسیاب زندگی سالم را بگرداننند.
وقتی پوتین های چرک آلودِ دروغ و تزویر از گردن زندگی مردم، دور شوند، تنگی نفس، دست از سرِ دم و بازدم های حیات اجتماعی برخواهندداشت و چشمه مشارکت های همدلانه مدنی، جاری خواهدشد.
سرچشمه این زلال ِ خرمی آفرین ، کوهسار تفسیده آموزش و پرورش است. اگر این چشمه سار همچنان جاری باشد، سنگ موانع انحصاری را دور خواهدزد تا سینه کویری زندگی را با گل اندیشه های انسانی، بیاراید.
مراقبت کنیم این آب را بیش از این، گِل نکنند. نهادهای مدنی و کنشگرِان این عرصه نباید عامل بازتولیدِ ویروس ها و میکروب های فرهنگی باشند.
دروغ، بـــــــس
🌺 لینک کانال : 👇
https://t.me/showra1
🌹تماس با ما 👇
@kashovranews
Telegram
کانال شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران
انتشار دهنده بیانیه های تشکل های عضو شورای هماهنگی ، اخبار آموزش و پرورش ، نظرات فعالان صنفی.
فعالیت منطبق با اساسنامه و آیین نامه شورای هماهنگی و زیر نظر کارگروه روابط عمومی
فعالیت منطبق با اساسنامه و آیین نامه شورای هماهنگی و زیر نظر کارگروه روابط عمومی
🚃🚃🚃تعلیم و تربیت قطاری
✍️ اسـداله حیـرانی
قطارآموزش، به زودی روی ریل مهرماه، به حرکت در می آید تا میلیون ها مـسافر را در واگن های قزمیت خود به سمت آرمان شهری ببرد که خود در انتخاب آن کمتر اراده ای ندارند.
سال هاست نظام آموزشی ایران، کارخانه ای دارد که کالاهایش را توده ای و فله ای تولید و ژله ای عرضه می کند.
فردیت، استعداد، فرهنگ، جغرافیا و سایر وجوه تمایز در سیاست گذاری آموزش ایران تقریبا جایگاهی ندارد. همه چیز از پیش تعیین شده است . سوزن بانان فقط حق انتخاب یک ریل مشخص را دارند و مسیر، آغاز ، پایان، و ایستگاه ها، حکمی ازلی و ابدی دارند. این فرآیند، تکرار و بازآفرینی آشی است که ماده اصلی آن، همان کشک خاله جان است. گویی اینجا کارخانه ای است که همه تولیدی های آن باید یکسان ، یک شکل و رونوشت هم باشد.
در این یاسای آموزشی، کودک شش ساله دبستانی تابع همان قواعدی است که جوان ۱۷ ساله دبیرستانی. دانش آموز مناطق کویری، همان غذای آموزشی هم وطنانش در سرزمین های کوهستانی را تناول می کند.
محتوا، شیوه و قالب آموزش در کردستان با خوزستان، تهران و گیلان ازیک جنس و یک قماش است. بی هیچ تفاوتی. البته تا چشم کار می کند رنگ، و دکوراسیون واگن های این قطا ر و قیمت بلیط های آنها، متنوع است؛ غیرانتفاعی، نمونه دولتی، نمونه مردمی، هیئت امنایی، تیزهوشان، شاهد و ... واگن آخری هم که شبیه به انباری متروکه است، دولتی.
درهمه این غرفه ها برای آینده ای که شایدآموخته های کنونی در آن، دمده و بی مصرف باشد، حال کودکان ، نوجوانان و جوانان بخوبی گرفته می شود. واگن بانان پیوسته به انباشت داده ها و بازتکرار فرآورده هایی مشغول هستند که بیشترآنها ازطریق خانه، کوچه، فیلم کارتونی و ... بی نقمت کلاس درس و بدون پرداخت شهریه هایی با برند تقلبی مشارکت نیز قابل دستیابی هستند.ش
آری، تربیت قطاری یعنی پرداخت و دریافت سلبی؛ یعنی نسخه واحد برای همه پیچیدن. یعنی دوختن لباس همسان برای قامت همه شخصیت ها و استعدادها.
بسته های این کارگاه آموزشی در زمینه تولید انسان توانمند و اجتماعی، پر از خالی است. در این پودمان، دودمانِ مهارت هایی نظیر : رواداری، صلح جویی، مشارکت پذیری، همگرایی، شکیبایی و ... منقرض شده است. از همان سال اول دبستان، همه اسب ها برای خدمت به مافیای کنکور و تجارت کتاب های کمک آموزشی، زین شده است. دراین بافتمان، تمرینی در زمینه هم زیستی مدنی، حل مسئله، تفکر منطقی، مدارا، رواداری و ... صورت نمی گیرد. دراینجا بازار طوطی گری و تکرار، پررونق است.. در اینجا همه چیز هست جز تمرین زندگی واقعی. جز آموزش ِ همواره آموختن و جز تمرین همزیستی اجتماعی. در اینجا عالمان بی عمل بازنشر می شوند تا در آینده بتوانند روی زنبورهای بی عسل را کم کنند..
ازهمان نقطه شروع، مدارآموزش به جای شیوه های رویانی و مشارکت محور برمدار رقابت متنازعانه بنا نهاده می شود. دانش آموزان ازهمین جا می آموزند بخورند تا خورده نشوند؛ کژتابی شخصیتی را بازآفرینی می نمایند و املای انفراد، خودمحوری و دیگرستیزی را بر لوح اندیشه، انشا می کنند. یاد می گیرند سوار بر کُرند توجیه و چرمه تفسیر، مصالح جمع را گوی چوگان منافع خود کنند و نامش را هم خدمت به خدا و خلق او بگذارند. می آموزند نهنبانی از تزویر بر داشته های خود قرار دهند تا در تنازع برای بقا، کسی آنها را پس نزند.
دراین زمین تمرینی، مشق می کنند سیاست پیشگانی شوند که در مسابقه کسب قدرت، منافع ملی را به ثمن بخس بفروشند. بندبازان آکروبات و مشاطگانی چیره دست می گردند که در سلوک قاف قدرت، عجوزه ای سترون را با صورتک «خدمت» بزک نموده، برای حجله آرزوهای ملت نامزد کنند تا در زفاف آمالشان به ریش مردم بخندند.
مردمانی می شوند که با قساوت به قضاوت هم می پردازند و بر قلب موفقیت دیگران، خنجر حسادت می زنند. گواژه و تمسخر سرمایه های نمادین، سرگرمی آنها می گردد. در جستار کمال خواهی، مَرکبشان مویه است و از پویه، روی برمی تابند و هریک بسیارند و متکثر در تولید چهره های مناسب حال و مقام.
نگاهی به گفتمان ها و گفتگوهایَ گلادیاتوری، روابط و مناسبات رفتاری هنرمندان، ورزشکاران، سیاست پیشگان، صاحب منصبان، فرهنگیان، نمایندگان مجلس و مردم عادی بیندازیم تا معلوم شود این مدعا، رنگ واقعیت دارد یا همچون پوچ، عالی است!؟
دولت ها و مجلس ها ثابت کرده اند اولویت چندم آنها هم این گونه امور نیست و اساسا در این زمینه با دریافت هیچ نوع زیرلفظی، «بله» را نمی گویند. اگر نهادهای مدنی و نخبگان جامعه در وجود خود، دلی برای عشق به میهن دارند، باید این مقوله را به مطالبه ای عمومی و اولویت دار بدل کنند. زیرا در هیچ مرز و بومی، سرمایه ای ارزشمندتر و منبعی جاودانه تر از کودکان آن سرزمین وجود ندارد.
✍️ اسـداله حیـرانی
قطارآموزش، به زودی روی ریل مهرماه، به حرکت در می آید تا میلیون ها مـسافر را در واگن های قزمیت خود به سمت آرمان شهری ببرد که خود در انتخاب آن کمتر اراده ای ندارند.
سال هاست نظام آموزشی ایران، کارخانه ای دارد که کالاهایش را توده ای و فله ای تولید و ژله ای عرضه می کند.
فردیت، استعداد، فرهنگ، جغرافیا و سایر وجوه تمایز در سیاست گذاری آموزش ایران تقریبا جایگاهی ندارد. همه چیز از پیش تعیین شده است . سوزن بانان فقط حق انتخاب یک ریل مشخص را دارند و مسیر، آغاز ، پایان، و ایستگاه ها، حکمی ازلی و ابدی دارند. این فرآیند، تکرار و بازآفرینی آشی است که ماده اصلی آن، همان کشک خاله جان است. گویی اینجا کارخانه ای است که همه تولیدی های آن باید یکسان ، یک شکل و رونوشت هم باشد.
در این یاسای آموزشی، کودک شش ساله دبستانی تابع همان قواعدی است که جوان ۱۷ ساله دبیرستانی. دانش آموز مناطق کویری، همان غذای آموزشی هم وطنانش در سرزمین های کوهستانی را تناول می کند.
محتوا، شیوه و قالب آموزش در کردستان با خوزستان، تهران و گیلان ازیک جنس و یک قماش است. بی هیچ تفاوتی. البته تا چشم کار می کند رنگ، و دکوراسیون واگن های این قطا ر و قیمت بلیط های آنها، متنوع است؛ غیرانتفاعی، نمونه دولتی، نمونه مردمی، هیئت امنایی، تیزهوشان، شاهد و ... واگن آخری هم که شبیه به انباری متروکه است، دولتی.
درهمه این غرفه ها برای آینده ای که شایدآموخته های کنونی در آن، دمده و بی مصرف باشد، حال کودکان ، نوجوانان و جوانان بخوبی گرفته می شود. واگن بانان پیوسته به انباشت داده ها و بازتکرار فرآورده هایی مشغول هستند که بیشترآنها ازطریق خانه، کوچه، فیلم کارتونی و ... بی نقمت کلاس درس و بدون پرداخت شهریه هایی با برند تقلبی مشارکت نیز قابل دستیابی هستند.ش
آری، تربیت قطاری یعنی پرداخت و دریافت سلبی؛ یعنی نسخه واحد برای همه پیچیدن. یعنی دوختن لباس همسان برای قامت همه شخصیت ها و استعدادها.
بسته های این کارگاه آموزشی در زمینه تولید انسان توانمند و اجتماعی، پر از خالی است. در این پودمان، دودمانِ مهارت هایی نظیر : رواداری، صلح جویی، مشارکت پذیری، همگرایی، شکیبایی و ... منقرض شده است. از همان سال اول دبستان، همه اسب ها برای خدمت به مافیای کنکور و تجارت کتاب های کمک آموزشی، زین شده است. دراین بافتمان، تمرینی در زمینه هم زیستی مدنی، حل مسئله، تفکر منطقی، مدارا، رواداری و ... صورت نمی گیرد. دراینجا بازار طوطی گری و تکرار، پررونق است.. در اینجا همه چیز هست جز تمرین زندگی واقعی. جز آموزش ِ همواره آموختن و جز تمرین همزیستی اجتماعی. در اینجا عالمان بی عمل بازنشر می شوند تا در آینده بتوانند روی زنبورهای بی عسل را کم کنند..
ازهمان نقطه شروع، مدارآموزش به جای شیوه های رویانی و مشارکت محور برمدار رقابت متنازعانه بنا نهاده می شود. دانش آموزان ازهمین جا می آموزند بخورند تا خورده نشوند؛ کژتابی شخصیتی را بازآفرینی می نمایند و املای انفراد، خودمحوری و دیگرستیزی را بر لوح اندیشه، انشا می کنند. یاد می گیرند سوار بر کُرند توجیه و چرمه تفسیر، مصالح جمع را گوی چوگان منافع خود کنند و نامش را هم خدمت به خدا و خلق او بگذارند. می آموزند نهنبانی از تزویر بر داشته های خود قرار دهند تا در تنازع برای بقا، کسی آنها را پس نزند.
دراین زمین تمرینی، مشق می کنند سیاست پیشگانی شوند که در مسابقه کسب قدرت، منافع ملی را به ثمن بخس بفروشند. بندبازان آکروبات و مشاطگانی چیره دست می گردند که در سلوک قاف قدرت، عجوزه ای سترون را با صورتک «خدمت» بزک نموده، برای حجله آرزوهای ملت نامزد کنند تا در زفاف آمالشان به ریش مردم بخندند.
مردمانی می شوند که با قساوت به قضاوت هم می پردازند و بر قلب موفقیت دیگران، خنجر حسادت می زنند. گواژه و تمسخر سرمایه های نمادین، سرگرمی آنها می گردد. در جستار کمال خواهی، مَرکبشان مویه است و از پویه، روی برمی تابند و هریک بسیارند و متکثر در تولید چهره های مناسب حال و مقام.
نگاهی به گفتمان ها و گفتگوهایَ گلادیاتوری، روابط و مناسبات رفتاری هنرمندان، ورزشکاران، سیاست پیشگان، صاحب منصبان، فرهنگیان، نمایندگان مجلس و مردم عادی بیندازیم تا معلوم شود این مدعا، رنگ واقعیت دارد یا همچون پوچ، عالی است!؟
دولت ها و مجلس ها ثابت کرده اند اولویت چندم آنها هم این گونه امور نیست و اساسا در این زمینه با دریافت هیچ نوع زیرلفظی، «بله» را نمی گویند. اگر نهادهای مدنی و نخبگان جامعه در وجود خود، دلی برای عشق به میهن دارند، باید این مقوله را به مطالبه ای عمومی و اولویت دار بدل کنند. زیرا در هیچ مرز و بومی، سرمایه ای ارزشمندتر و منبعی جاودانه تر از کودکان آن سرزمین وجود ندارد.
Telegram
کانال شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران
انتشار دهنده بیانیه های تشکل های عضو شورای هماهنگی ، اخبار آموزش و پرورش ، نظرات فعالان صنفی.
فعالیت منطبق با اساسنامه و آیین نامه شورای هماهنگی و زیر نظر کارگروه روابط عمومی
فعالیت منطبق با اساسنامه و آیین نامه شورای هماهنگی و زیر نظر کارگروه روابط عمومی
سرمایه هایی که اگر بدرستی ساخته و پرداخته شوند، سعادت پایداریک ملت را بدون نفت، گاز و دیگر منابع زوال پذیر، تضمین می کنند.
🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰
🌺 لینک کانال : 👇
https://t.me/showra1
🌹تماس با ما 👇
@kashovranews
🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰
🌺 لینک کانال : 👇
https://t.me/showra1
🌹تماس با ما 👇
@kashovranews
Telegram
کانال شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران
انتشار دهنده بیانیه های تشکل های عضو شورای هماهنگی ، اخبار آموزش و پرورش ، نظرات فعالان صنفی.
فعالیت منطبق با اساسنامه و آیین نامه شورای هماهنگی و زیر نظر کارگروه روابط عمومی
فعالیت منطبق با اساسنامه و آیین نامه شورای هماهنگی و زیر نظر کارگروه روابط عمومی
📘 چراغ خانه
✍ اسداله حیرانی
صفحه ۱
شنیده بودیم «چراغی که به خانه رواست، بودنش در مسجد نایجاست.»
درقاموس ما ایرانیان، این مفهوم فرهنگی همواره روزآمد بوده و دایره شمول آن به شعاع فرهنگ ملت، مساحت و محیط داشته است.
امان از دست بازیگر مصلحت که گاه به طرفه العین حیلتی رندانه و به اعجاز فن آوری لاف و مداهنه، کلاهی از پشم سالوس سیاست بر سر حقیقت بینوا می گذارد و با آلش هنجارها، راه خروج بر ترنم آواز حق می بندد تا خانه، بی چراغ بماند و نورش در تاریکی جهل و تر بمیرد.
فریاد از تصمیم ناصوابی که در لفافه نگارین واژه ها و در ظرف مفاهیمی که سر درآبشخور تعصبات ایدئولوژیکی دارد، تسمه از گرده ها می کشد و فقری نازیبا را در لباس پرتلبیس «فرق» بر تن نحیف واقعیت می پوشاند و به هر ناروایی، تزویرنامه روایی اهدا می کند.
اکثریت قریب به اتفاق نسل کنونی بازنشستگان، همان جوانان تشنه بالندگی و عاشقان رشد و تعالی کشور در دهه اول انقلاب هستند که همواره سفره زندگیشان از لقمه گوارای حق، خالی بوده و هرگز دیده بر دیدن رخسار حقوق شهروندی خود نگشوده و حدیث عدالت را فقط در آکروباسی های کلامی استشمام کرده اند.
در تمام طول چند دهه اخیر که دیوار روح و روان این ستمدیدگان ستم پذیر درخشکسال عدالت، ترک های بسیار برداشته است، همواره مسندنشینان مصلحت بین ، سوار بر دیزه ی چموش سیاست، دیوار صوتی روح آزرده آنها را شکسته اند و با بمباران واژگانی از جنس حروف اضافه و کلماتی از قماش خدعه و وارونگی حقیقت ، آنها را خرابه نشین ویرانه های زیستاری لبریز از پلشتی تبعیض نموده اند تا هرلحظه مرگ را قطره قطره در گلوی عمر چندشناک خود احساس نمایند و وعده های پوشالی ارباب قدرت را در پستوهای تاریک عمرشان هیضه کنند.
بازنشستگان در گذر عمر گِل آلودشان از جویبار تنگ زندگی، بارها و به دفعات با چشمانی لبریز از اشک خشکیده حسرت ، بهت زده دیده اند که خوان نعیم منافع ملی شان، سفره دار طفیلی هایی می شود که می آیند و می خورند و می برند و می روند تا با درایت دِمده ی توشمال های پدرخوانده، همچنان دست میزبانانِ محروم از سفره،، کوتاه باشد و به خرمای خشکیده و پس مانده این نخیل بلند هم نرسد.
با تکرار این سریال دردآگین، یاد جالیزداری در ذهن زنده می شود که همسایگان از دستان بلند کَرَمش ، حظ وافر برمی گرفتند و کامشان از تناول نواله های حاتم بخشی پالیزبانِ کوردل، شیرین می شد اما فرزندانش حرمان و بی نصیبی را به تماشا می نشستند و سهمشان از خوشه های خرمن خویش، رنج جانکاه حسرت بود و گنج فقری که از برکت اندیشه های باژگونه پدر به ارث برده بودند.
مسئولان حقیقت ستیز که از کیسه خلیفه، حاتم بخش می کنند، باید در دادگاه ملت پاسخگو باشند که براساس کدام منطق مملکت داری، این حق نابحق را که بوی تعفن آن، جان را به مسلخ انزجار و سآمت می کشاند برای خود قائل شده اند که به قیمت عریانی بخش عظیمی از ملت، شولای عزت و دارندگی برتن مهمان های ناخوانده بپوشانند؟
هم دولت و هم نمایندگان مجلس که به جای وکالت ملت، همیاریِ عنصرِ قدرت را کمر زرین خدمت بربسته اند، باید پاسخگو باشند که چگونه هنگام ادای کمترین مقدار از حق فروکوفته و لگدمال شده بازنشستگان، سبدهای بودجه کذایی شان، مصداق نگارین پدرخواندگانی می شوند که عنکبوت بر جیب هایشان، تار تنیده باشد اما به وقت اقتضای مصلحت، همچون پدری فداکار، گره از بدره زر و سیم می گشایند و در تفقد از بیگانکان، گوی سبقت از حاتم طایی هم می ربایند؟
هم دولت وفاق شعار و هم مجلس انقلابی تبار که مانند اسلافشان حق بازنشستگان را در روز روشن در کوچه پس کوچه های تنگ و تاریک قدرت طلبی خود، جوانمرگ نموده و در دخمه منافع جناحی، زنده به گور کرده اند، باید پاسخگو باشند که در کدام اصل قانون اساسی که برای نشستن هر واژه از مفاهیم آن بر صفحه خون رنگ تاریخ ملت، قطراتی بسیار از خون انسان های آزاده و شرافتمند بر کلک اندیشه جاری شده است ، این حق ویژه به حضرتشان اعطا شده که منافع و منابع ملی را دست افشان و دستلاف تشخیص های رویاپردازانه و تصمیم های خلق الساعه خود کرده، با تاریک کردن کلبه احزان بخش بزرگی از جامعه، روشنی بخش زندگی دیگران شوند؟
نمایندگان مجلس که با نهادن پای ِآرزو بر دوش صداقت مردم، سر از کوشک سیادت درآورده اند تا حافظ منافع و حقوق ملت در برابر حاکمیت باشند، بفرمایند که اکنون در کدام تیم مشغول گل زدن هستند و عروسی را به کدام کوچه کشانده اند و عزا را به کجا؟
این حضرات توضیح دهند که چگونه در سایه تصمیمات آنها و گرانی دائم التکرار، هرروز سفره مردم ، خالی تر ازهیچ و زندگی شان لبریزتر از پوچ می گردد؟
گناه بازنشستگان و خانواده های حسرت کشیده آنها چیست که دستان ناراست تقدیرِ بی مقدار و شوم، نام شما را بر لوح سرنوشت آنها رقم زده است تا شما سوار بر توسن ابلقِ سیاست و با تازیانه
🔴 ادامه مطلب در صفحه ۲
✍ اسداله حیرانی
صفحه ۱
شنیده بودیم «چراغی که به خانه رواست، بودنش در مسجد نایجاست.»
درقاموس ما ایرانیان، این مفهوم فرهنگی همواره روزآمد بوده و دایره شمول آن به شعاع فرهنگ ملت، مساحت و محیط داشته است.
امان از دست بازیگر مصلحت که گاه به طرفه العین حیلتی رندانه و به اعجاز فن آوری لاف و مداهنه، کلاهی از پشم سالوس سیاست بر سر حقیقت بینوا می گذارد و با آلش هنجارها، راه خروج بر ترنم آواز حق می بندد تا خانه، بی چراغ بماند و نورش در تاریکی جهل و تر بمیرد.
فریاد از تصمیم ناصوابی که در لفافه نگارین واژه ها و در ظرف مفاهیمی که سر درآبشخور تعصبات ایدئولوژیکی دارد، تسمه از گرده ها می کشد و فقری نازیبا را در لباس پرتلبیس «فرق» بر تن نحیف واقعیت می پوشاند و به هر ناروایی، تزویرنامه روایی اهدا می کند.
اکثریت قریب به اتفاق نسل کنونی بازنشستگان، همان جوانان تشنه بالندگی و عاشقان رشد و تعالی کشور در دهه اول انقلاب هستند که همواره سفره زندگیشان از لقمه گوارای حق، خالی بوده و هرگز دیده بر دیدن رخسار حقوق شهروندی خود نگشوده و حدیث عدالت را فقط در آکروباسی های کلامی استشمام کرده اند.
در تمام طول چند دهه اخیر که دیوار روح و روان این ستمدیدگان ستم پذیر درخشکسال عدالت، ترک های بسیار برداشته است، همواره مسندنشینان مصلحت بین ، سوار بر دیزه ی چموش سیاست، دیوار صوتی روح آزرده آنها را شکسته اند و با بمباران واژگانی از جنس حروف اضافه و کلماتی از قماش خدعه و وارونگی حقیقت ، آنها را خرابه نشین ویرانه های زیستاری لبریز از پلشتی تبعیض نموده اند تا هرلحظه مرگ را قطره قطره در گلوی عمر چندشناک خود احساس نمایند و وعده های پوشالی ارباب قدرت را در پستوهای تاریک عمرشان هیضه کنند.
بازنشستگان در گذر عمر گِل آلودشان از جویبار تنگ زندگی، بارها و به دفعات با چشمانی لبریز از اشک خشکیده حسرت ، بهت زده دیده اند که خوان نعیم منافع ملی شان، سفره دار طفیلی هایی می شود که می آیند و می خورند و می برند و می روند تا با درایت دِمده ی توشمال های پدرخوانده، همچنان دست میزبانانِ محروم از سفره،، کوتاه باشد و به خرمای خشکیده و پس مانده این نخیل بلند هم نرسد.
با تکرار این سریال دردآگین، یاد جالیزداری در ذهن زنده می شود که همسایگان از دستان بلند کَرَمش ، حظ وافر برمی گرفتند و کامشان از تناول نواله های حاتم بخشی پالیزبانِ کوردل، شیرین می شد اما فرزندانش حرمان و بی نصیبی را به تماشا می نشستند و سهمشان از خوشه های خرمن خویش، رنج جانکاه حسرت بود و گنج فقری که از برکت اندیشه های باژگونه پدر به ارث برده بودند.
مسئولان حقیقت ستیز که از کیسه خلیفه، حاتم بخش می کنند، باید در دادگاه ملت پاسخگو باشند که براساس کدام منطق مملکت داری، این حق نابحق را که بوی تعفن آن، جان را به مسلخ انزجار و سآمت می کشاند برای خود قائل شده اند که به قیمت عریانی بخش عظیمی از ملت، شولای عزت و دارندگی برتن مهمان های ناخوانده بپوشانند؟
هم دولت و هم نمایندگان مجلس که به جای وکالت ملت، همیاریِ عنصرِ قدرت را کمر زرین خدمت بربسته اند، باید پاسخگو باشند که چگونه هنگام ادای کمترین مقدار از حق فروکوفته و لگدمال شده بازنشستگان، سبدهای بودجه کذایی شان، مصداق نگارین پدرخواندگانی می شوند که عنکبوت بر جیب هایشان، تار تنیده باشد اما به وقت اقتضای مصلحت، همچون پدری فداکار، گره از بدره زر و سیم می گشایند و در تفقد از بیگانکان، گوی سبقت از حاتم طایی هم می ربایند؟
هم دولت وفاق شعار و هم مجلس انقلابی تبار که مانند اسلافشان حق بازنشستگان را در روز روشن در کوچه پس کوچه های تنگ و تاریک قدرت طلبی خود، جوانمرگ نموده و در دخمه منافع جناحی، زنده به گور کرده اند، باید پاسخگو باشند که در کدام اصل قانون اساسی که برای نشستن هر واژه از مفاهیم آن بر صفحه خون رنگ تاریخ ملت، قطراتی بسیار از خون انسان های آزاده و شرافتمند بر کلک اندیشه جاری شده است ، این حق ویژه به حضرتشان اعطا شده که منافع و منابع ملی را دست افشان و دستلاف تشخیص های رویاپردازانه و تصمیم های خلق الساعه خود کرده، با تاریک کردن کلبه احزان بخش بزرگی از جامعه، روشنی بخش زندگی دیگران شوند؟
نمایندگان مجلس که با نهادن پای ِآرزو بر دوش صداقت مردم، سر از کوشک سیادت درآورده اند تا حافظ منافع و حقوق ملت در برابر حاکمیت باشند، بفرمایند که اکنون در کدام تیم مشغول گل زدن هستند و عروسی را به کدام کوچه کشانده اند و عزا را به کجا؟
این حضرات توضیح دهند که چگونه در سایه تصمیمات آنها و گرانی دائم التکرار، هرروز سفره مردم ، خالی تر ازهیچ و زندگی شان لبریزتر از پوچ می گردد؟
گناه بازنشستگان و خانواده های حسرت کشیده آنها چیست که دستان ناراست تقدیرِ بی مقدار و شوم، نام شما را بر لوح سرنوشت آنها رقم زده است تا شما سوار بر توسن ابلقِ سیاست و با تازیانه
🔴 ادامه مطلب در صفحه ۲
📘چراغ خانه ـ صفحه ۲
چندکاره مصلحت، دست بر حقوق شهروندی آنها بگشایید و برخورداری از حداقل های زندگی را برای آنها به سراب و رویا بدل کنید؟ چرا باید آنها در خزان نگاه عدالت محور شما به حساب نیایند و در لحظه لحظه عمر خود، مجبور شوند زانوی غم در بغل بگیرند تا بر ویرانه حقوق ضایع شده آنها، برج شادی دیگران سر بر ثریا بکشد و شما برای این فتح الفتوح، گردن افتخار برافرازید؟
دولتمردان و مجلس نشینان!
خشت خشت دیوارهای مرصع کاخ فرمانروایی و وجب به وجب سنگ های مرمرین قصر صدارت یکایک شما شعارزدگان عرصه سیاست با تمام سکوت سیاه و سردشان، فریاد می زنند و سبابه شهادت بر صفحه دادخواهی بازنشستگان می گذارند که در دوسه ساله اخیر، این ستمدیدگان نجیب تاریخ معاصر کشور، بارها و بارها از صدر تا ذیل تان را با مَنشی فرهنگی و از سر صدق و اخلاص به گفتگو نشستند تا شاید غبار تغافل از چهره جان بشویید و سر خویش را از زیر برف تجاهل به درآورید و ببینید مرگ تدریجی و سیاهی را که برای آنها رقم زده اید و بشنوید غمنامه دردآلودی را که درکنار گهواره غفلت آنها ، نامادرانه سرداده اید.
بیش از این بر آنها سختی و مرارت، روامدارید و با زبان فریب با این قشر فرهیخته سخن نگویید که چرخ گردون بازیهای بسیار دارد. بیش ازاین با سیراب کردن کام عطشناک قدرت طلبی، شرنگ تبعیض را در گلوی زندگی آنها نریزید که عاقبت به ضربت سرفه ای سخت، به روی شما پاشیده خواهدشد. بیش از این، حقوق آنها را هیمه آتشدان خانه قدرت خود نکنید که این آتش، سوزنده است. بیش ازاین نان آنها را در سفره نگاه مصلحتی خود نگذارید که این لقمه بسیار گلوگیر است.
ملت ایران در برابر هیچ قدرت متجاوز خارجی، کمر خم نکرده و نخواهدکرد اما یوسف آسا نگران چاه کج اندیشی برادران است.
چو بیدادگر شد شبان با رمه / به او بازگردد بدی ها همه
🌺 لینک کانال : 👇
https://t.me/showra1
🌹تماس با ما 👇
@kashovranews
چندکاره مصلحت، دست بر حقوق شهروندی آنها بگشایید و برخورداری از حداقل های زندگی را برای آنها به سراب و رویا بدل کنید؟ چرا باید آنها در خزان نگاه عدالت محور شما به حساب نیایند و در لحظه لحظه عمر خود، مجبور شوند زانوی غم در بغل بگیرند تا بر ویرانه حقوق ضایع شده آنها، برج شادی دیگران سر بر ثریا بکشد و شما برای این فتح الفتوح، گردن افتخار برافرازید؟
دولتمردان و مجلس نشینان!
خشت خشت دیوارهای مرصع کاخ فرمانروایی و وجب به وجب سنگ های مرمرین قصر صدارت یکایک شما شعارزدگان عرصه سیاست با تمام سکوت سیاه و سردشان، فریاد می زنند و سبابه شهادت بر صفحه دادخواهی بازنشستگان می گذارند که در دوسه ساله اخیر، این ستمدیدگان نجیب تاریخ معاصر کشور، بارها و بارها از صدر تا ذیل تان را با مَنشی فرهنگی و از سر صدق و اخلاص به گفتگو نشستند تا شاید غبار تغافل از چهره جان بشویید و سر خویش را از زیر برف تجاهل به درآورید و ببینید مرگ تدریجی و سیاهی را که برای آنها رقم زده اید و بشنوید غمنامه دردآلودی را که درکنار گهواره غفلت آنها ، نامادرانه سرداده اید.
بیش از این بر آنها سختی و مرارت، روامدارید و با زبان فریب با این قشر فرهیخته سخن نگویید که چرخ گردون بازیهای بسیار دارد. بیش ازاین با سیراب کردن کام عطشناک قدرت طلبی، شرنگ تبعیض را در گلوی زندگی آنها نریزید که عاقبت به ضربت سرفه ای سخت، به روی شما پاشیده خواهدشد. بیش از این، حقوق آنها را هیمه آتشدان خانه قدرت خود نکنید که این آتش، سوزنده است. بیش ازاین نان آنها را در سفره نگاه مصلحتی خود نگذارید که این لقمه بسیار گلوگیر است.
ملت ایران در برابر هیچ قدرت متجاوز خارجی، کمر خم نکرده و نخواهدکرد اما یوسف آسا نگران چاه کج اندیشی برادران است.
چو بیدادگر شد شبان با رمه / به او بازگردد بدی ها همه
🌺 لینک کانال : 👇
https://t.me/showra1
🌹تماس با ما 👇
@kashovranews
Telegram
کانال شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران
انتشار دهنده بیانیه های تشکل های عضو شورای هماهنگی ، اخبار آموزش و پرورش ، نظرات فعالان صنفی.
فعالیت منطبق با اساسنامه و آیین نامه شورای هماهنگی و زیر نظر کارگروه روابط عمومی
فعالیت منطبق با اساسنامه و آیین نامه شورای هماهنگی و زیر نظر کارگروه روابط عمومی
◀️ زبان مادری و توهم ظلم زبانی
✍تارا اکبرزاده. معلم
✅ شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ( گروه متخلف) اخیرا پستی در کانال خود با عنوان(محرومیت ۱.۵ میلیون دانش آموز گیلان، مازندران و گلستان از آموزش به زبان مادری) قرار داده است. ظاهرا به دنبال افکار #تجزیه_طلبی که با توسل به انواع توجیهاتی از بن باطل، که توهمات خود را حتی به سیستان و بلوچستان همیشه مظلوم و محروم( با مردمانی از تبار رستم) کشانده اند این بار با دستاویز به آموزش به #زبان_مادری مازندران را هم در توهمات خود گنجانده اند.
✅ شکی نیست که غنای #زبان_فارسی در جایگاه زبان مشترک و ملی اقوام متعدد ایرانی برگرفته از زبان مادری و فرهنگ محلی است و اگر چه قانون تدریس ادبیات زبان مادری( نه آموزش به زبان مادری چنان که تجزیه طلبان القا می کنند) به عنوان یک واحد درسی با وجود پیش بینی اش در قانون هنوز در مدارس هیچ استانی اجرایی نشده و دولت و مجلس موظف هستند این مهم را به انجام برسانند اما هیچ قومی در ایران از صحبت به زبان مادری محروم نشده است مگر کسانی که از آن به عنوان وسیله ای در جهت تفرقه استفاده می کنند
✅ به عنوان یک مازنی زبان خدمت اعضای این شورای متخلف عرض می کنم #مازندران مانند سایر اقوام هزار ریشه ایران عزیز هیچ وقت در ملک خود از صحبت به زبان مادری محروم نبوده و هیچ گاه هم ضد زبان فارسی به عنوان زبان مشترک و ملی بین اقوام متعد ایرانی برنخاسته است و همیشه ایران خواهی و ایران دوستی از شعارهای بنیادین در زندگی این قوم چون سایر اقوام بوده است آن چنان که مازنی ها به سد دفاعی که طبیعت در اختیار ابن قوم گذاشته تا ملک مازندران ایران را از تاخت و تاز بیگانه محفوظ دارد به خود می بالند.
✅ و کلام آخر این که به عنوان یک ایرانی یک مازنی و یک معلم به این شورای متخلف و دروغ پرور عرض می کنم شما را همان بهتر که با همپالگی های متوهم به ظلم زبانی با اهداف تفرقه افکنانه خویش مشغول باشید و دست و زبان خویش را از فرهنگ و زبان مازندران کوتاه دارید!
هفتم مهرماه ۱۴۰۴
پ.ن: ارسالی به کانال شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان( گروه معترض)
🌺 لینک کانال : 👇
https://t.me/showra1
🌹تماس با ما 👇
@kashovranews
✍تارا اکبرزاده. معلم
✅ شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ( گروه متخلف) اخیرا پستی در کانال خود با عنوان(محرومیت ۱.۵ میلیون دانش آموز گیلان، مازندران و گلستان از آموزش به زبان مادری) قرار داده است. ظاهرا به دنبال افکار #تجزیه_طلبی که با توسل به انواع توجیهاتی از بن باطل، که توهمات خود را حتی به سیستان و بلوچستان همیشه مظلوم و محروم( با مردمانی از تبار رستم) کشانده اند این بار با دستاویز به آموزش به #زبان_مادری مازندران را هم در توهمات خود گنجانده اند.
✅ شکی نیست که غنای #زبان_فارسی در جایگاه زبان مشترک و ملی اقوام متعدد ایرانی برگرفته از زبان مادری و فرهنگ محلی است و اگر چه قانون تدریس ادبیات زبان مادری( نه آموزش به زبان مادری چنان که تجزیه طلبان القا می کنند) به عنوان یک واحد درسی با وجود پیش بینی اش در قانون هنوز در مدارس هیچ استانی اجرایی نشده و دولت و مجلس موظف هستند این مهم را به انجام برسانند اما هیچ قومی در ایران از صحبت به زبان مادری محروم نشده است مگر کسانی که از آن به عنوان وسیله ای در جهت تفرقه استفاده می کنند
✅ به عنوان یک مازنی زبان خدمت اعضای این شورای متخلف عرض می کنم #مازندران مانند سایر اقوام هزار ریشه ایران عزیز هیچ وقت در ملک خود از صحبت به زبان مادری محروم نبوده و هیچ گاه هم ضد زبان فارسی به عنوان زبان مشترک و ملی بین اقوام متعد ایرانی برنخاسته است و همیشه ایران خواهی و ایران دوستی از شعارهای بنیادین در زندگی این قوم چون سایر اقوام بوده است آن چنان که مازنی ها به سد دفاعی که طبیعت در اختیار ابن قوم گذاشته تا ملک مازندران ایران را از تاخت و تاز بیگانه محفوظ دارد به خود می بالند.
✅ و کلام آخر این که به عنوان یک ایرانی یک مازنی و یک معلم به این شورای متخلف و دروغ پرور عرض می کنم شما را همان بهتر که با همپالگی های متوهم به ظلم زبانی با اهداف تفرقه افکنانه خویش مشغول باشید و دست و زبان خویش را از فرهنگ و زبان مازندران کوتاه دارید!
هفتم مهرماه ۱۴۰۴
پ.ن: ارسالی به کانال شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان( گروه معترض)
🌺 لینک کانال : 👇
https://t.me/showra1
🌹تماس با ما 👇
@kashovranews
Telegram
کانال شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران
انتشار دهنده بیانیه های تشکل های عضو شورای هماهنگی ، اخبار آموزش و پرورش ، نظرات فعالان صنفی.
فعالیت منطبق با اساسنامه و آیین نامه شورای هماهنگی و زیر نظر کارگروه روابط عمومی
فعالیت منطبق با اساسنامه و آیین نامه شورای هماهنگی و زیر نظر کارگروه روابط عمومی
💥 نفت، ملی است یا دولتی؟
✍ اسداله حیرانی
واژگان، ظروفی زبانی هستند که بار معنایی مفاهیم اندیشگی را حفظ، حمل و منتقل می کنند پس لازم است هر ظرفی برای مظروف مناسب خود مورد اسنفاده قرار گیرد. به عنوان مثال، «شربت» مظروفی است که هم می توان آن را در لیوان عرضه کرد هم در آفتابه؛ اما ...
در برهه ای از تاریخ پر از فراز و فرود ایران چالش مند،، اراده ملت در افق ارزشمندِ «ملی شدن صنعت نفت» در تلالو اندیشه های خردمندانه دکتر محمد مصدق نمایان شد تا این ملت بتواند درگذر از یکی از گردنه های پرآژنگ تاریخ خود، به مددِ خردورزی و با تکیه بر ستون سدیدِ اراده ، به سلامت طیِ طریق کند.
آری، مصدق کشتی ملی شدن صنعت نفت را از دل طوفان های توفنده سیاسی و تلاطم چرندگان استعمار به سمت ساحل موفقیت، ناخدایی کرد تا علی رغم تلاش ها و مهرورزی های شبانه روزی وکیل تسخیری اش ، سرهنگ بزرگمهر، تاریکی و تنهایی غریب زندان و سپس انزوا و غربت تبعید را به عنوان پاداش این شگفتانه مدیریتی به سفت جان بکشد.
در این پروسه، پروژه ملی شدن نفت ایران، به بار نشست تا این ثروت در خدمت صاحبانش یعنی ملت ایران قرارگیرد و سرمایه ای باشد برای رشد، پیشرفت و توسعه ایران و ایرانیان.
اما گاهی ممکن است مظروفِ ظرف انتخابی، چیزی باشد غیر از آنچه تصور می شود. گاهی پیش می آید که در لیوان به جای شربت گوارا، شوکران ناگوارمسکن گزیده باشد.
در عالم واقع، صنعت نفت که از چنگال دیو پیر استعمار، خارج شده بود، نه «ملی» بلکه « دولتی» شد تا سرکنگبین، صفرا بیفزاید و ثروت ملی، دچار جهل مرکب شده، فقرآفرینی کند.
درآمد حاصل از نفت و مشتقات آن، بودجه کشور را به استعمار خود درآوَرد؛ خلاقبت و ابتکار را در خلسه فراوانی به خواب غفلت فروبُرد؛ «رانت» را به مخدری تبدیل نمود تا در خمارِ نشئنگی آن، «فقر» در لباس «فرق » و «بی عدالتی » در سقیفه «عدالت گستری » چنان عرصه را بر زندگی شرافتمندانه، تنگ کند که گاهی خدا نیز در غربت غریب خود و سوگ سیاه دین، زار و به پهنای رخسار بگرید.
اری، نفت به نام ملی، نشان دولتی دریافت نمود تا جایگاه کارگزاری امور ملت به پایگاه کسب قدرت برای درآغوش کشیدن عروس فریبای ثروت، بدل شود.
پول مفت نفت، این پدیده اقتصادی، در باختر و خاور، سفره هایی لاکچری با مارک فقیرانه را گسترانید تا طرفداران توده های ابزاروش با زره های فولادی دور آن بنشینند و با نوششِ نوشانه ای دبش به خدمت خلق الله مشغول باشند.
پول نفت در فراروند پربسامدِ اختلاس، جیب به جیب شد تا کشتی های نوباوگان برخی از خادمان مردم! بر آب منافع شخصی، روان و عزیزان تعدادی از ایشان، به جبرِ هوس های جوانی، همنشین مردمان سرزمین کفر در اروپا و آمریکا شوند و مدال وضیع زباله گردی و نشان چندشناک فقر نیز سهم گردن عده ای دیگر شود.
درآمد نفت قدم به عرصه وجود نهاد تا نهادهای مدنی نیز مدنیت را رها کرده، جامعه مدنی را در نیل به دستاوردهای معدنی، جستجو کنند.
و نفت، ملی شد تا ملتی با پیشینه چندهزارساله، حسرت زندگی مردمان شیخ نشین های نوبنیاد و نوکیسه را بخورد.
کاش کشور ما نفت نداشت یا مصدق، قدم به عرصه وجود نمی گذاشت!
🌺 لینک کانال : 👇
https://t.me/showra1
🌹تماس با ما 👇
@kashovranews
✍ اسداله حیرانی
واژگان، ظروفی زبانی هستند که بار معنایی مفاهیم اندیشگی را حفظ، حمل و منتقل می کنند پس لازم است هر ظرفی برای مظروف مناسب خود مورد اسنفاده قرار گیرد. به عنوان مثال، «شربت» مظروفی است که هم می توان آن را در لیوان عرضه کرد هم در آفتابه؛ اما ...
در برهه ای از تاریخ پر از فراز و فرود ایران چالش مند،، اراده ملت در افق ارزشمندِ «ملی شدن صنعت نفت» در تلالو اندیشه های خردمندانه دکتر محمد مصدق نمایان شد تا این ملت بتواند درگذر از یکی از گردنه های پرآژنگ تاریخ خود، به مددِ خردورزی و با تکیه بر ستون سدیدِ اراده ، به سلامت طیِ طریق کند.
آری، مصدق کشتی ملی شدن صنعت نفت را از دل طوفان های توفنده سیاسی و تلاطم چرندگان استعمار به سمت ساحل موفقیت، ناخدایی کرد تا علی رغم تلاش ها و مهرورزی های شبانه روزی وکیل تسخیری اش ، سرهنگ بزرگمهر، تاریکی و تنهایی غریب زندان و سپس انزوا و غربت تبعید را به عنوان پاداش این شگفتانه مدیریتی به سفت جان بکشد.
در این پروسه، پروژه ملی شدن نفت ایران، به بار نشست تا این ثروت در خدمت صاحبانش یعنی ملت ایران قرارگیرد و سرمایه ای باشد برای رشد، پیشرفت و توسعه ایران و ایرانیان.
اما گاهی ممکن است مظروفِ ظرف انتخابی، چیزی باشد غیر از آنچه تصور می شود. گاهی پیش می آید که در لیوان به جای شربت گوارا، شوکران ناگوارمسکن گزیده باشد.
در عالم واقع، صنعت نفت که از چنگال دیو پیر استعمار، خارج شده بود، نه «ملی» بلکه « دولتی» شد تا سرکنگبین، صفرا بیفزاید و ثروت ملی، دچار جهل مرکب شده، فقرآفرینی کند.
درآمد حاصل از نفت و مشتقات آن، بودجه کشور را به استعمار خود درآوَرد؛ خلاقبت و ابتکار را در خلسه فراوانی به خواب غفلت فروبُرد؛ «رانت» را به مخدری تبدیل نمود تا در خمارِ نشئنگی آن، «فقر» در لباس «فرق » و «بی عدالتی » در سقیفه «عدالت گستری » چنان عرصه را بر زندگی شرافتمندانه، تنگ کند که گاهی خدا نیز در غربت غریب خود و سوگ سیاه دین، زار و به پهنای رخسار بگرید.
اری، نفت به نام ملی، نشان دولتی دریافت نمود تا جایگاه کارگزاری امور ملت به پایگاه کسب قدرت برای درآغوش کشیدن عروس فریبای ثروت، بدل شود.
پول مفت نفت، این پدیده اقتصادی، در باختر و خاور، سفره هایی لاکچری با مارک فقیرانه را گسترانید تا طرفداران توده های ابزاروش با زره های فولادی دور آن بنشینند و با نوششِ نوشانه ای دبش به خدمت خلق الله مشغول باشند.
پول نفت در فراروند پربسامدِ اختلاس، جیب به جیب شد تا کشتی های نوباوگان برخی از خادمان مردم! بر آب منافع شخصی، روان و عزیزان تعدادی از ایشان، به جبرِ هوس های جوانی، همنشین مردمان سرزمین کفر در اروپا و آمریکا شوند و مدال وضیع زباله گردی و نشان چندشناک فقر نیز سهم گردن عده ای دیگر شود.
درآمد نفت قدم به عرصه وجود نهاد تا نهادهای مدنی نیز مدنیت را رها کرده، جامعه مدنی را در نیل به دستاوردهای معدنی، جستجو کنند.
و نفت، ملی شد تا ملتی با پیشینه چندهزارساله، حسرت زندگی مردمان شیخ نشین های نوبنیاد و نوکیسه را بخورد.
کاش کشور ما نفت نداشت یا مصدق، قدم به عرصه وجود نمی گذاشت!
🌺 لینک کانال : 👇
https://t.me/showra1
🌹تماس با ما 👇
@kashovranews
Telegram
کانال شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران
انتشار دهنده بیانیه های تشکل های عضو شورای هماهنگی ، اخبار آموزش و پرورش ، نظرات فعالان صنفی.
فعالیت منطبق با اساسنامه و آیین نامه شورای هماهنگی و زیر نظر کارگروه روابط عمومی
فعالیت منطبق با اساسنامه و آیین نامه شورای هماهنگی و زیر نظر کارگروه روابط عمومی
🟥 سقط جنینِ « بایدها»
✍ اسداله حیرانی
بسیاری از صاحب منصبان رده های مختلف، وقتی از رادار گوش های بدون پدافند مردم گذشنه و دیوار صوتی را می شکنند، در امواج صوتی آنها، ارتعاشات مشترکی وجود دارد که لبریز از واژه پربسامدِ «باید» هایی است که اغلب آنها برسازه ی ازدواج سفیدِ سیاسی، اقتصادی، منصب جویی و مانند اینهاست.
باید انجام بگیرد، باید به حد ... برسو، باید تقویت شود، باید اصلاح گردد ، باید تامین شود و ...
اما سرنوشت این نطفه های کلامی که علی رغم ریختارِ نص گونه، بافتاری غث پیوند دارند، آن است که عاقبت یا در تاریکخانه وعده های فریبنده، کورتاژ می شوند یا در التهاب کامجویی های سباسی، سقط می گردند.
بازی اهل سیاست که فریب است و دروغ / خدمت خلف ستمدیده خطابش کردند.
اول کار بسی وعده شبرین دادند / آخرش تلخ شد و نقش بر آبش کردند
پشت دیوار، خری داغ نمودند و به ما/ وصف آن طعم دل انگیز کبابش کردند
کارگزاران گشور، مستقیم یا با واسطه، انتخاب شده اند تا سیاست، ریاست و کیاست شان در مسیر رتق و فتق مسئولانه و مدبرانه امور مردم باشد.
آنها با پذیرش مسئولیت، درواقع به استخدام مردم درآمده اند تا شولای خدمت بر تن اراده خود بپوشانند و کاروان زندگی ملت را از گذرگاه های پر پیچ و خم و آژنگ آلودِ تعاملات و تقابلات بین المللی بگذرانند.
در این قرارداد مدنی، قرار نبوده است کارگزاران به جای لباس فُرمِ خدمت، زره زفتِ قدرت بپوشند، جایگاه خدایگانی برای خود، تعریف کنند و در سایه چنین پودمانی، هر سرنوشتی را برای مردم، رقم بزنند و خود از تحمل هزینه های آن در امان باشند.
شرایط کنونی کشور، تنگناهای بسیاری بر دوش نحیف و ریجالِ معیشت مردم، تحمیل نموده و هر دم، حلقه محاصره را بر تامین حداقل های اولیه و زیستِ شرافتمندانه آنها تنگ تر می کند. آنچنان که «نزدیک است فقرشان به کفر بینجامد».
دارو و درمان در افتالیدگی و کراشیدگی مدیریتی به جای آنکه درمانگر آلام و دردها باشد، غالبا به تجارتی بسیار سودآور تبدیل و یاریگر عزرائیل شده است.
هزینه آب، عنقریب است که نسل منقرض شده شپش و رشک را بازآفرینی کند.
بهای برق، برق از چشمان متحیر مردم می پراند و آنها را به حوزه ایست قلبی می کشاند.
قیمت یک تار مو گوشت (یک گرم ) حدود ده هزار برابر یک واحد از پول ملی است و ...
شما مسئولان کشور در قبال این ژولیدگی مدیریتی و تکاثف بحران ها که زندگی را به حبس با اعمال شاقه، بدل نموده است، چه استدلالی دارید؟ چرا می پندارید خق دارید که هرگونه خود میلتان می کشد تصمیم بسازید و برای اجرای آن، بر استخوان های مردم، توسنِ سرکشِ اختیارِ تام بتازید؟
فقط و فقط اصل سوم قانون اساسی را میزان ارزیابی قرار داده، به عملکرد خود، نمره بدهید. مطمئنا با چند تبصره هم قبول نخواهیدشد. پس :
پای دیگرِ مرغ نگاهتان را به آن برگردانید، از درگیری های گلادیاتوری و ملت سوزِ جناحی، دست بردارید و استعدادهای فرزندان ایران را یا روادازی،، بدون حبّ و بغض و در جهت اعتلای وطن به کار بگیرید تا ققنوسِ ایرانِ مقتدر و آباد، پرِ پرواز بگشاید و عقاب آسا در فراخنایِ آسمان منطقه به پرواز درآید. منطقه ای که یرخلاف ایماژهای حاکمان، ایران در آن همیشه غریب بوده و هست.
✋ اگر توانایی انجام یک امر را نداری، مکلّف به انجام آن امر نیستی.
🌺 لینک کانال : 👇
https://t.me/showra1
🌹تماس با ما 👇
@kashovranews
✍ اسداله حیرانی
بسیاری از صاحب منصبان رده های مختلف، وقتی از رادار گوش های بدون پدافند مردم گذشنه و دیوار صوتی را می شکنند، در امواج صوتی آنها، ارتعاشات مشترکی وجود دارد که لبریز از واژه پربسامدِ «باید» هایی است که اغلب آنها برسازه ی ازدواج سفیدِ سیاسی، اقتصادی، منصب جویی و مانند اینهاست.
باید انجام بگیرد، باید به حد ... برسو، باید تقویت شود، باید اصلاح گردد ، باید تامین شود و ...
اما سرنوشت این نطفه های کلامی که علی رغم ریختارِ نص گونه، بافتاری غث پیوند دارند، آن است که عاقبت یا در تاریکخانه وعده های فریبنده، کورتاژ می شوند یا در التهاب کامجویی های سباسی، سقط می گردند.
بازی اهل سیاست که فریب است و دروغ / خدمت خلف ستمدیده خطابش کردند.
اول کار بسی وعده شبرین دادند / آخرش تلخ شد و نقش بر آبش کردند
پشت دیوار، خری داغ نمودند و به ما/ وصف آن طعم دل انگیز کبابش کردند
کارگزاران گشور، مستقیم یا با واسطه، انتخاب شده اند تا سیاست، ریاست و کیاست شان در مسیر رتق و فتق مسئولانه و مدبرانه امور مردم باشد.
آنها با پذیرش مسئولیت، درواقع به استخدام مردم درآمده اند تا شولای خدمت بر تن اراده خود بپوشانند و کاروان زندگی ملت را از گذرگاه های پر پیچ و خم و آژنگ آلودِ تعاملات و تقابلات بین المللی بگذرانند.
در این قرارداد مدنی، قرار نبوده است کارگزاران به جای لباس فُرمِ خدمت، زره زفتِ قدرت بپوشند، جایگاه خدایگانی برای خود، تعریف کنند و در سایه چنین پودمانی، هر سرنوشتی را برای مردم، رقم بزنند و خود از تحمل هزینه های آن در امان باشند.
شرایط کنونی کشور، تنگناهای بسیاری بر دوش نحیف و ریجالِ معیشت مردم، تحمیل نموده و هر دم، حلقه محاصره را بر تامین حداقل های اولیه و زیستِ شرافتمندانه آنها تنگ تر می کند. آنچنان که «نزدیک است فقرشان به کفر بینجامد».
دارو و درمان در افتالیدگی و کراشیدگی مدیریتی به جای آنکه درمانگر آلام و دردها باشد، غالبا به تجارتی بسیار سودآور تبدیل و یاریگر عزرائیل شده است.
هزینه آب، عنقریب است که نسل منقرض شده شپش و رشک را بازآفرینی کند.
بهای برق، برق از چشمان متحیر مردم می پراند و آنها را به حوزه ایست قلبی می کشاند.
قیمت یک تار مو گوشت (یک گرم ) حدود ده هزار برابر یک واحد از پول ملی است و ...
شما مسئولان کشور در قبال این ژولیدگی مدیریتی و تکاثف بحران ها که زندگی را به حبس با اعمال شاقه، بدل نموده است، چه استدلالی دارید؟ چرا می پندارید خق دارید که هرگونه خود میلتان می کشد تصمیم بسازید و برای اجرای آن، بر استخوان های مردم، توسنِ سرکشِ اختیارِ تام بتازید؟
فقط و فقط اصل سوم قانون اساسی را میزان ارزیابی قرار داده، به عملکرد خود، نمره بدهید. مطمئنا با چند تبصره هم قبول نخواهیدشد. پس :
پای دیگرِ مرغ نگاهتان را به آن برگردانید، از درگیری های گلادیاتوری و ملت سوزِ جناحی، دست بردارید و استعدادهای فرزندان ایران را یا روادازی،، بدون حبّ و بغض و در جهت اعتلای وطن به کار بگیرید تا ققنوسِ ایرانِ مقتدر و آباد، پرِ پرواز بگشاید و عقاب آسا در فراخنایِ آسمان منطقه به پرواز درآید. منطقه ای که یرخلاف ایماژهای حاکمان، ایران در آن همیشه غریب بوده و هست.
✋ اگر توانایی انجام یک امر را نداری، مکلّف به انجام آن امر نیستی.
🌺 لینک کانال : 👇
https://t.me/showra1
🌹تماس با ما 👇
@kashovranews
Telegram
کانال شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران
انتشار دهنده بیانیه های تشکل های عضو شورای هماهنگی ، اخبار آموزش و پرورش ، نظرات فعالان صنفی.
فعالیت منطبق با اساسنامه و آیین نامه شورای هماهنگی و زیر نظر کارگروه روابط عمومی
فعالیت منطبق با اساسنامه و آیین نامه شورای هماهنگی و زیر نظر کارگروه روابط عمومی
ایران در شاهنامه.amr
3.3 MB
🔊فایل صوتی
ایران از نظرگاه فردوسی
(به روايت امیرحسین ماحوزی)
ایران از نظرگاه فردوسی
(به روايت امیرحسین ماحوزی)
💟 چشم های شسته
✍️ اسداله حیرانی
اگر خواندیم و نماندیم، بردیم.
خواندن و ماندن، درخود مردن است.
تبلور اندیشه های دیگران را بخوانیم و بیندیشیم. نه اینکه مقلد شویم. آنگاه می بینیم که خوانش انسان ها از زندگی، درعین شباهت های بسیار ، متفاوت باشد.
در این فرآیند جاری، بعضی ماهی ریزه می شوند و ...
دیگرانی سقائک وآن دیگری هم مرغ ماهی خوار.
کسانی هم زندگی را از دریچه چشم مارمولک، هجی می کنند. خرچنگ هایی هم هستند که ...
اما فقط یکی یا یکدانه هایی، ماهی سیاه می شوند و به دریا می رسند نه همه. یکی هم ماهی قرمزی می شود برای ادامه این سلوک همیشه جاری در نهر خروشان حیات.
مگر در منطق الطیر عطار، چند پرنده به قاف قله وحدت رسیدند؟
🌺بخوانیم اما در بند چکامه های دیگران درنمانیم.🌺
🌺 لینک کانال : 👇
https://t.me/showra1
🌹تماس با ما 👇
@kashovranews
✍️ اسداله حیرانی
اگر خواندیم و نماندیم، بردیم.
خواندن و ماندن، درخود مردن است.
تبلور اندیشه های دیگران را بخوانیم و بیندیشیم. نه اینکه مقلد شویم. آنگاه می بینیم که خوانش انسان ها از زندگی، درعین شباهت های بسیار ، متفاوت باشد.
در این فرآیند جاری، بعضی ماهی ریزه می شوند و ...
دیگرانی سقائک وآن دیگری هم مرغ ماهی خوار.
کسانی هم زندگی را از دریچه چشم مارمولک، هجی می کنند. خرچنگ هایی هم هستند که ...
اما فقط یکی یا یکدانه هایی، ماهی سیاه می شوند و به دریا می رسند نه همه. یکی هم ماهی قرمزی می شود برای ادامه این سلوک همیشه جاری در نهر خروشان حیات.
مگر در منطق الطیر عطار، چند پرنده به قاف قله وحدت رسیدند؟
🌺بخوانیم اما در بند چکامه های دیگران درنمانیم.🌺
🌺 لینک کانال : 👇
https://t.me/showra1
🌹تماس با ما 👇
@kashovranews
Telegram
کانال شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران
انتشار دهنده بیانیه های تشکل های عضو شورای هماهنگی ، اخبار آموزش و پرورش ، نظرات فعالان صنفی.
فعالیت منطبق با اساسنامه و آیین نامه شورای هماهنگی و زیر نظر کارگروه روابط عمومی
فعالیت منطبق با اساسنامه و آیین نامه شورای هماهنگی و زیر نظر کارگروه روابط عمومی
⁉ دو دو تای تصمیم سازان کشور، چند می شود؟ چهار یا ...؟
✍ اسداله حیرانی
هریک از صاحب منصبان کشور بر اساس منطوق قانون اساسی، ردای امارت، صدارت یا وکالت پوشیده و در جایگاهی قرار گرفته اند. پس بر اساس منطق همان قانون باید در قبال موقعیت خود، مسئول و پاسخگو نیز باشند.
و امّا بعد
ضریب ریالی حقوق در سال ۱۳۵۸، صد ریال و ارزش دلار در همان زمان، ۷۰ ریال بوده است. به زبان بی ریایِ ریاضی یعنی ضریب ریالی در آن سال، نزدیک به یک و نیم برابرِ ارزش دلار بوده است. مقایسه این دو مقوله با شرایط کنونی آنها، بیانگر نتیجه جالبی است.
ضریب ربالی پیش بینی شده در لایحه بودجه سال ۱۴۰۵ اندکی کمتر از ۷۰ برابر سال ۱۳۵۸ است.
اررش دلار درحال حاًضر نسبت به سال ۱۳۵۸ بیش از بیست هزار برابر شده است.
آیا از این مجمل می توان حدیث مفصل فقر، درد و معیشت آلوده به مشفت امروزرا خواند؟ شاید هم در پارادایمِ نوجیه پسند کارگزاران کشور، این قیاس از جنسِ ناجنسِ مع الفارق باشد و بذر تشویش بپاشد.
صاحب منصبان کشور به هنگام تسخیر تریبون های مختلف، با آکروباسی های کلامی، وضعیت را به گونه ای توصیف و ایماژهایی خلق می کنند که گویی همه چیز در حد متعارف و بدیهی خود قرار دارد و خلق اله باید شکرگزار باشند که در قرن خشکسالی کارگزاران خلاق و مبتکر، کشور ما از برکت وجود تصمیم سازانی بهره مند است که توانایی ویژه ای در تولید فرق، فقر، تنگی معیشت، ژولیدگی روانی، کراشیدگی زندگی و شهلیدگی نظام اجتماعی دارند.
واقعا اگردر خانه، کس باشد، برای خلق ایماژی کوچک از زیستار عسرت بار تحمیل شده، همین مختصر، بس باشد.
اهالی کوچه سیاست بدانند که وفاق ملی باید معطوف به تاکید بر حاکمیت قانون، اولویت داشتن منافع ملی، ایجاد تمهیدات لازم برای زندگی شرافتمندانه مردم باشد. تقسیم مناصب و اهرم های قدرت بین جناح های سیاسی، وفاق ملی نیست. توافق مصلحتی بر سر غنائم و برآیند ِآن، اِفتالیگی سرنوشت مردم است.
حرف آخر اینکه جنس سیاست ورزی ها و قماش مدیریت کشور، سفره خالی تر از پوچ و بخسیدگی روحی ، روانی را بر مردم تحمیل نموده و بخش بزرگی از ملت را اسیرِ اثیر فقر و عسرت کرده است.
اگر درد تصمیم سازان، وطن است و هموطن، نه ارضای تمایلات پرتکرارِ تن، پیشنهاد آن است که از همین همسایگان دَم دستی یعنی افغانسان و عراق که جنگ و اشغال نظامی را تجربه کرده اند، مدیر و سیاست پیشه وارد کنید تا شاید از آنها آموختید که چه کرده اند که نان مردمشان آجر نشده و ارزش پول ملی آنها روز به روز مفلوک تر نمی شود؟
..
🌺 لینک کانال : 👇
https://t.me/showra1
🌹تماس با ما 👇
@kashovranews
✍ اسداله حیرانی
هریک از صاحب منصبان کشور بر اساس منطوق قانون اساسی، ردای امارت، صدارت یا وکالت پوشیده و در جایگاهی قرار گرفته اند. پس بر اساس منطق همان قانون باید در قبال موقعیت خود، مسئول و پاسخگو نیز باشند.
و امّا بعد
ضریب ریالی حقوق در سال ۱۳۵۸، صد ریال و ارزش دلار در همان زمان، ۷۰ ریال بوده است. به زبان بی ریایِ ریاضی یعنی ضریب ریالی در آن سال، نزدیک به یک و نیم برابرِ ارزش دلار بوده است. مقایسه این دو مقوله با شرایط کنونی آنها، بیانگر نتیجه جالبی است.
ضریب ربالی پیش بینی شده در لایحه بودجه سال ۱۴۰۵ اندکی کمتر از ۷۰ برابر سال ۱۳۵۸ است.
اررش دلار درحال حاًضر نسبت به سال ۱۳۵۸ بیش از بیست هزار برابر شده است.
آیا از این مجمل می توان حدیث مفصل فقر، درد و معیشت آلوده به مشفت امروزرا خواند؟ شاید هم در پارادایمِ نوجیه پسند کارگزاران کشور، این قیاس از جنسِ ناجنسِ مع الفارق باشد و بذر تشویش بپاشد.
صاحب منصبان کشور به هنگام تسخیر تریبون های مختلف، با آکروباسی های کلامی، وضعیت را به گونه ای توصیف و ایماژهایی خلق می کنند که گویی همه چیز در حد متعارف و بدیهی خود قرار دارد و خلق اله باید شکرگزار باشند که در قرن خشکسالی کارگزاران خلاق و مبتکر، کشور ما از برکت وجود تصمیم سازانی بهره مند است که توانایی ویژه ای در تولید فرق، فقر، تنگی معیشت، ژولیدگی روانی، کراشیدگی زندگی و شهلیدگی نظام اجتماعی دارند.
واقعا اگردر خانه، کس باشد، برای خلق ایماژی کوچک از زیستار عسرت بار تحمیل شده، همین مختصر، بس باشد.
اهالی کوچه سیاست بدانند که وفاق ملی باید معطوف به تاکید بر حاکمیت قانون، اولویت داشتن منافع ملی، ایجاد تمهیدات لازم برای زندگی شرافتمندانه مردم باشد. تقسیم مناصب و اهرم های قدرت بین جناح های سیاسی، وفاق ملی نیست. توافق مصلحتی بر سر غنائم و برآیند ِآن، اِفتالیگی سرنوشت مردم است.
حرف آخر اینکه جنس سیاست ورزی ها و قماش مدیریت کشور، سفره خالی تر از پوچ و بخسیدگی روحی ، روانی را بر مردم تحمیل نموده و بخش بزرگی از ملت را اسیرِ اثیر فقر و عسرت کرده است.
اگر درد تصمیم سازان، وطن است و هموطن، نه ارضای تمایلات پرتکرارِ تن، پیشنهاد آن است که از همین همسایگان دَم دستی یعنی افغانسان و عراق که جنگ و اشغال نظامی را تجربه کرده اند، مدیر و سیاست پیشه وارد کنید تا شاید از آنها آموختید که چه کرده اند که نان مردمشان آجر نشده و ارزش پول ملی آنها روز به روز مفلوک تر نمی شود؟
..
🌺 لینک کانال : 👇
https://t.me/showra1
🌹تماس با ما 👇
@kashovranews
Telegram
کانال شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران
انتشار دهنده بیانیه های تشکل های عضو شورای هماهنگی ، اخبار آموزش و پرورش ، نظرات فعالان صنفی.
فعالیت منطبق با اساسنامه و آیین نامه شورای هماهنگی و زیر نظر کارگروه روابط عمومی
فعالیت منطبق با اساسنامه و آیین نامه شورای هماهنگی و زیر نظر کارگروه روابط عمومی