داشتم نماز میخوندم پسرخاله م (4 سالشه) اومده نشسته کنارم..
منم اومدم فاز تعلیم و تربیت بردارم، دستامو گرفتم بالا و گفتم خدایا یه ماشین خارجی به علیرضا بده..
یهو در اومده میگه خدایا به مت یه جیپ سفید بده ک روش عکس مرتیکه بوتی باشه!
میگم مرد عنکبوتی؟
میگه نه مرتیکه بوتی😑😂
@shinevesht
منم اومدم فاز تعلیم و تربیت بردارم، دستامو گرفتم بالا و گفتم خدایا یه ماشین خارجی به علیرضا بده..
یهو در اومده میگه خدایا به مت یه جیپ سفید بده ک روش عکس مرتیکه بوتی باشه!
میگم مرد عنکبوتی؟
میگه نه مرتیکه بوتی😑😂
@shinevesht
دیدین یه نفر یه اهنگی رو صدبااار میخونه بعد که ساکت میشه باز تو ذهن آدم اون شعر پخش میشه؟
خدا شاهده امروز دو هزاااار بااار پسرخاله م این شعر رو خوند:
باز شود دیده شود
بلکه حَسن میوه شود😐
@sinevesht
خدا شاهده امروز دو هزاااار بااار پسرخاله م این شعر رو خوند:
باز شود دیده شود
بلکه حَسن میوه شود😐
@sinevesht
Forwarded from مستضعفین تیوی | Mostazafin.TV
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 امنیت علیه عدالت!
📌 #محمدصادق_شهبازی در برنامه گام دوم:
💬 به اسم #امنیت، جمهوریت، آزادی و عدالت را محدود میکنیم
💬 به اسم امنیت و به بهانه اینکه دشمن خارجی وجود دارد فریاد #دادخواهی مظلوم را ساکت میکنیم
💬 برای فضای تلگرام و حجاب و رسانههای اصحاب ثروت و قدرت آزادی هست اما برای #کارگر «آقدره» و «هفت تپه» آزادی نایاب میشود.
🎬 @Mostazafin_TV
📌 #محمدصادق_شهبازی در برنامه گام دوم:
💬 به اسم #امنیت، جمهوریت، آزادی و عدالت را محدود میکنیم
💬 به اسم امنیت و به بهانه اینکه دشمن خارجی وجود دارد فریاد #دادخواهی مظلوم را ساکت میکنیم
💬 برای فضای تلگرام و حجاب و رسانههای اصحاب ثروت و قدرت آزادی هست اما برای #کارگر «آقدره» و «هفت تپه» آزادی نایاب میشود.
🎬 @Mostazafin_TV
Forwarded from Delneshin
هیچوقت تو زندگیم اندازه ی الان نیاز به یه چوب دستی جادویی نداشتم...!
چوب دستیی که از قضا برنامه نویسی بلده 😁
@shinevesht
چوب دستیی که از قضا برنامه نویسی بلده 😁
@shinevesht
Forwarded from سوتهدلان
خبر خوب و حیرت انگیز اینکه دیروز جهت امر خیر با خانواده رفتیم خدمت پدر دکتر تاکی تا بصورت رسمی از دخترش خواستگاری کنم!
دکتر یه پیراهن بنفش پوشیده بود و با اون نگاه دلبرانه اش دور از چشم پدر و مادرش یه شیرینی گذاشت دهنم و به راستی که شیرین ترین لحظه ی زندگیم بود ...
#دکتر_تاکیکارد
#منزل
دکتر یه پیراهن بنفش پوشیده بود و با اون نگاه دلبرانه اش دور از چشم پدر و مادرش یه شیرینی گذاشت دهنم و به راستی که شیرین ترین لحظه ی زندگیم بود ...
#دکتر_تاکیکارد
#منزل
سوتهدلان
خبر خوب و حیرت انگیز اینکه دیروز جهت امر خیر با خانواده رفتیم خدمت پدر دکتر تاکی تا بصورت رسمی از دخترش خواستگاری کنم! دکتر یه پیراهن بنفش پوشیده بود و با اون نگاه دلبرانه اش دور از چشم پدر و مادرش یه شیرینی گذاشت دهنم و به راستی که شیرین ترین لحظه ی زندگیم…
همینجوووور خبرای خوب به گوش میرسه...اینم که گل سر سبدشونه🥰
لپ تاپم موجودی بود ک بهم ثابت کرد مرز بین عشق و تنفر از مو باریک تره😐
@shinevesht
@shinevesht
الان پنجاه شصت تا کانال و پیج اراکی از رود خونه و پلیسایی فیلم گرفتند و پست گذاشتند که وظیفه شون این بوده نذارن کسی نزدیک رودخونه بشه...
بعد تازه یه عده هم طعنه زدند ک کم مونده پلیس به گاز اشک آور متوسل بشه..
#زیبا_نیست؟ 😊
@shinevesht
بعد تازه یه عده هم طعنه زدند ک کم مونده پلیس به گاز اشک آور متوسل بشه..
#زیبا_نیست؟ 😊
@shinevesht
ن باهارم تو زمین
من زمینم تو درخت
من درختم تو باهار ــ
نازِ انگشتای بارونِ تو باغم میکنه
میونِ جنگلا تاقم میکنه.
تو بزرگی مثِ شب.
اگه مهتاب باشه یا نه
تو بزرگی
مثِ شب.
خودِ مهتابی تو اصلاً، خودِ مهتابی تو.
تازه، وقتی بره مهتاب و
هنوز
شبِ تنها
باید
راهِ دوریرو بره تا دَمِ دروازهی روز ــ
مثِ شب گود و بزرگی
مثِ شب.
تازه، روزم که بیاد
تو تمیزی
مثِ شبنم
مثِ صبح.
تو مثِ مخملِ ابری
مثِ بوی علفی
مثِ اون ململِ مه نازکی:
اون ململِ مه
که رو عطرِ علفا، مثلِ بلاتکلیفی
هاج و واج مونده مردد
میونِ موندن و رفتن
میونِ مرگ و حیات.
مثِ برفایی تو.
تازه آبم که بشن برفا و عُریون بشه کوه
مثِ اون قلهی مغرورِ بلندی
که به ابرای سیاهی و به بادای بدی میخندی…
من باهارم تو زمین
من زمینم تو درخت
من درختم تو باهار،
نازِ انگشتای بارونِ تو باغم میکنه
میونِ جنگلا تاقم میکنه.
#شاملو
#شعر
@shinevesht
من زمینم تو درخت
من درختم تو باهار ــ
نازِ انگشتای بارونِ تو باغم میکنه
میونِ جنگلا تاقم میکنه.
تو بزرگی مثِ شب.
اگه مهتاب باشه یا نه
تو بزرگی
مثِ شب.
خودِ مهتابی تو اصلاً، خودِ مهتابی تو.
تازه، وقتی بره مهتاب و
هنوز
شبِ تنها
باید
راهِ دوریرو بره تا دَمِ دروازهی روز ــ
مثِ شب گود و بزرگی
مثِ شب.
تازه، روزم که بیاد
تو تمیزی
مثِ شبنم
مثِ صبح.
تو مثِ مخملِ ابری
مثِ بوی علفی
مثِ اون ململِ مه نازکی:
اون ململِ مه
که رو عطرِ علفا، مثلِ بلاتکلیفی
هاج و واج مونده مردد
میونِ موندن و رفتن
میونِ مرگ و حیات.
مثِ برفایی تو.
تازه آبم که بشن برفا و عُریون بشه کوه
مثِ اون قلهی مغرورِ بلندی
که به ابرای سیاهی و به بادای بدی میخندی…
من باهارم تو زمین
من زمینم تو درخت
من درختم تو باهار،
نازِ انگشتای بارونِ تو باغم میکنه
میونِ جنگلا تاقم میکنه.
#شاملو
#شعر
@shinevesht
سیزده بدر دور آتیش نشسته بودیم. شوهر عمم تنبک میزد عموم می رقصید.منم داشتم دست میزدم.
یهو داماد عمم زل زده تو چشمای من در اومده میگه شب عیده اشکالی نداره که! شادیم...
خو لامصب من ک وایسادم یه گوشه دارم دست میزنم به من چه :)))
@shinevesht
یهو داماد عمم زل زده تو چشمای من در اومده میگه شب عیده اشکالی نداره که! شادیم...
خو لامصب من ک وایسادم یه گوشه دارم دست میزنم به من چه :)))
@shinevesht