آدامص موضی
54 subscribers
335 photos
23 videos
88 links
Download Telegram
هیچ چیز به اندازه ی حرفایی که تو دل رسوب میشه خطرناک نیست...
علاقه مندی: صدای آشغال وقتی از تو لوله جارو برقی رد میشه!
تا خرمنت نسوزد احوال ما ندانی...
آخرشم نفهمیدیم اینایی که تو شانسی ربع سکه برنده میشدن کیا بودند😐🤔
Le moulin
Yann Tiersen
#بیکلام
موسیقی متن فیلم Amelie
@shinevesht
تا حالا به خودکشی کردن فکر کردی؟
Anonymous Poll
61%
آره
39%
نه
Forwarded from That's all folks! (Nima)
خوب هم هست که آدم کلاسش را برود و اصل و اصولش را رعایت بکند، اما بهتر آن‌ است که از درون بجوشد. همه‌ی عمر آدم معطل همین است. اگر این‌کاره باشد می‌داند که معطلی دارد. بیشتری‌ها هم خل می‌شوند، می‌زند به سرشان. عیبی هم ندارد. این همه خل و دیوانه! کم داریم مگر؟ اما در جنون‌آمیزترین لحظات هم وقتی جوشیدن شروع شد باید ببینی چه محشری می‌کنند! دیدن هم دارد! دیدن دارد! شانس بیاوری و ببینی! برای یک عمرت کافی‌ست. یک عمر تمام و کمال! که بگویی دیگر بس‌ام است! همه‌چی را دیدم!
من؟ من فعلا معطلم! دارم خل هم می‌شوم! چه شود!
Ghabileye Leyli (@archivetaraneh)
Mehrpouya
تو از قبیله ی لیلی ...من از قبیله ی مجنون...
تو از سپیده و نوری ...من از شقایق پر خون...
@shinevesht
Forwarded from بلو ماری 🌊
این یه صحنه از یه فیلم ترکیه است. اینجا همسر خانومه تصادف کرده، ازش بی‌خبرن و کل شب رو بیدار بوده و برای شوهرش (که با زن دیگه‌ای هم ماجرا داره) گریه کرده.
به لباس‌ها، آرایش و یکدست بودن موهاش دقت کنید. به جلال و جبروتی که حتی تو این موقعیت تراژدیک داره. موقعیتی که خدمتکار براش آب میاره و اون احتمالا با لباس چندصد هزار لیره‌ای تو کادر نشسته.
میدونید چی میخوام بگم؟
این تزریق سریالهای ترکی که کالا انگاری زن رو به نهایت خودشون رسوندن. در بدترین حالات شما باید کفش پاشنه‌دار داشته باشید، آرایش کامل داشته باشید و برای داشتن شوهرتان بجنگید.
از وقتی ایموجی های تلگرام متحرک شده نمیتونم قشنگ باهاشون ارتباط برقرار کنم
اهههه😑
گرداب را درون خودت غرق میکنی
تو با تمام حادثه ها فرق میکنی ...
عاقا از کانال بغلی اشاره میکنن که هرکی اینو ترجمه کنه جایزه داره😁
Yesterday moon the beautiful of the religion
ببینم چیکار میکنیداااا
آدامص موضی pinned «عاقا از کانال بغلی اشاره میکنن که هرکی اینو ترجمه کنه جایزه داره😁 Yesterday moon the beautiful of the religion»
چرا این باکس باید انقدر گنده باشه اخه؟ :|
#روزنوشت_اربعین
شب اول
با کاروان سفر رفتن خوبی هایی دارد و بدی هایی. محور همه ی این خوبی ها و بدی ها هم مرد ها هستند! موضوع این است که وقتی همه داخل یک اتوبوس هستید و می دانید تا چند روز آینده مدام همدیگر را خواهید دید ناخودآگاه یک جور حس خانواده طوری به شما دست می دهد. مثلا گوش می دهید ببینید آن مرد ترک که پشت سرتان کنار بابا نشسته است چه میگوید یا با کوله سنگینتان جا به جا می شوید تا چند خواهر کنار هم بنشینند و یا خوشحالید که صندلی کناریتان یه زوج تقریبا مسن هستند که مرد خانواده از آن مرد هاست که سریع با مسئول کاروان رفیق می شود و یک طرف کار را می گیرد و شما از صندلی کناری می توانید از همه چیز با خبر بشوید. مثلا ناخوداگاه بشنوید که راننده اتوبوس 40 کیلومتر اشتباه رفته و حالا باید همین 40 کیلومتر را برگردد یا اینکه تازه کار است و گفته تا مهران نمی ایستد و اطلاعاتی از این دست. خانم چهره ی سفید با گونه های گلگون دارد. از همسرش خیلی جوانتر به نظر می رسد و همانند او دوست داشتنی است.
داشتم مرد ها را میگفتم و کاروان را!
خوبی کاروانی سفر کردن این است که یک عالمه مرد احساس مسئولیت در قبال تو دارند. لیوانت را از دستت می گیرند که برایت پر از آب کنند. تذکر می دهند که از اتوبوس جا نمانی و مدام هم میگویند شما جای خواهرمان یا بچه ی مان و یا حتی نوه ی مان!
بدی کاروانی سفر کردن هم دقیقا همین است! مرد ها حس مدیریت و رئیس بودنشان گل میکند و میخواهند برتری شان را به رخ بکشند و این به راستی حوصله سر بر است!
چند نفری میگویند راه را مثل کف دستشان بلدند و راننده را که اشتباهی 40 کیلومتر اشتباه رفته مسخره میکنند. موقع جا به جایی حس مدیریتشان گل می کند و مدام در کار مسئول کاروان دخالت می کنند و هزار چیز دیگر...!
اصلا همان راهیان نور خوب است که یک حاج اقا و یک آقای برادر بیشتر ندارد و بس!
راستی نمیدونم کجاییم فقط میدونم هنوز ایرانیم😄