آدامص موضی
54 subscribers
335 photos
23 videos
88 links
Download Telegram
امروز سرکار میخواستم بگم برند، گفتم بِرِند😆😂
حالا خودم از درون ترکیده بودم از خنده ولی داشتم به زور خودمو کنترل میکردم که نخندم😂
بعد همکارمون عین ماست منو نگا میگرد😐
بازی تقلید رو دیدم
حالا میفهمم چرا ارشیا عاشق بندیکته😭😭
اگه خواستید ببینید یه فیلم راجع به آلن تورینگه که همه میشناسیدش دیگه
یه جمله تهدید آمیز از صد تا کتاب پند و اندرز بهتر تاثیر میذاره😐
چهل هزار بار برا اجیم توضیح دادم نباید فلان کار رو بکنه فایده ای نداشت. یه بار بهش گفتم اگه یه بار دیگه فلان کار رو بکنی مسواکتو میندازم تو باغچه گربه ها جیش کنن روش
الان دختر خوبی شده😎😌
مدیریت فقط مدیریت مثانه
خزعبلات عالیه فی کانالة الخالیه
مدیریت فقط مدیریت مثانه
احتمالا بعضی از مدیران کشور رو هم همینطوری انتخاب میکنن
بعضی وقتا که سرکار حرفام تموم میشه و سکوت برقرار میشه... یه لحظه خودمم تو دلم میگم آخییشششش این دختره بالاخره خفه خون گرفت 😐
امروز صبح مامانم منو بیدار کرد. با التماس ازش خواستم 5 دیقه بیشتر بخوابم. نشسته بالای سرم تا 5 دیقه تموم بشه و منو بیدار کنه :|
حالا اینا به کنار! از خواب بیدار شدم رفتم دست صورتمو شستم اومدم می بینم تااااااازه ساعت 8 ربع کمه!
بابام هم که هر روز صبح باهاش از خونه میزنم بیرون هفت کله خوابه ---____---
الان من شبیه اون سگه که تو تام و جریم!
هم از حیث قیافه و هم از حیث اخلاق!
منم دیدم من بیدار شدم ولی اجیم خوابه. در نتیجه رفتم آجیمو نیشگون گرفتم که بیدار نشد.
منم دماغشو گرفتم که نتونه نفس بکشه...اونوقت بیدار شد و با چشمای قرمز منو نگاه کرد.
از اون طرف بابام تازه بعد از 45 دیقه بیدار شده، نردبون گذاشته بره انجیر بچینه از درخت. مامانمم دید من اعصابم خرده باهاش حرف نمیزنم. اعصابش خرد شد رفت گیر داد به بابام که چرا رفتی بالای نردبون نمیدونم شوهر همکار سابقم همینجوری افتاد قطع نخاع شد؟میخوای قطع نخاع بشی؟
بابای منم اعصابش خرد شد یه لقت زد تو درخت همه انجیراش ریخت :|
خلاصه که عزیزان سحرخیز باش تا کامروا باشید چررررته چرررت
سلام
کسی اگه علاقه مند به شغل تولید محتواست و مهارت های ترجمه داره به من پیام بده
ممنونم
هر وقت یکی بهم میگه چه خبر
تو دلم میگه بدبختِ بیچاره اگه از کانالم لفت نداده بودی الان خبرا رو داشتی😒
بالاخره تونستم اجازه بگیرم که اتفاقایی که تو شرکت میفته رو توی ویرگول بنویسم.
اینم اولین خاطره ای که فعلا اجازه انتشار داشته!
امروز اومدم یه چیزی تو گوشیم به زن عموم نشون بدم
بعد گوشیم هنگ کرد
زن عموم رو کرد به مامانم گفت این بچه ها گوشیاشون انقدر کثیفه که لمسش کار نمیکنه😐
چند روزه دفترچه یادداشتم نیست و من انقدر عصبیم که کم مونده موهامو بکنم
---____---
یه جایی از زندگی هست که آدم به خودش میگه بهترین کسی که میتونه تو زندگی من پیدا بشه اونه!
از اون لحظه ی خاصه که عشق معنای اصلیشو پیدا میکنه...مبارزه!
عشق یعنی مبارزه.
مبارزه با هر چیز و هر کسی که نذاره عشق رشد کنه و بزرگ بشه...
#میم.شین

#عین.نون
خب یه نظرسنجی بذاریم ببینیم چند چندیم😁
Forwarded from °•آمیتیست•°
Better to burn out Than to Fade Away...