دقت کردین اینکه چه چیزی تمیزه و چه چیزی کثیفه رو آدمای اطرافمون به ما تحمیل میکنن؟؟
صدا کن مرا
صدای تو خوب است
صدای تو سبزینه آن گیاه عجیبی است
که در انتهای صمیمیت حزن می روید
در ابعاد این عصر خاموش
من از طعم تصنیف درمتن ادراک یک کوچه تنهاترم
بیا تابرایت بگویم چه اندازه تنهایی من بزرگ است
و تنهایی من شبیخون حجم ترا پیش بینی نمی کرد
و خاصیت عشق این است
کسی نیست
بیا زندگی را بدزدیم آن وقت
میان دو دیدار قسمت کنیم
بیا با هم از حالت سنگ چیزی بفهمیم
بیا زودتر چیزها را ببینیم
ببین عقرباک های فواره در صفحه ساعت حوض
زمان را به گردی بدل می کنند
بیا آب شو مثل یک واژه در سطر خاموشی ام
بیا ذوب کن در کف دست من جرم نورانی عشق را
#شعر
@shinevesht
صدای تو خوب است
صدای تو سبزینه آن گیاه عجیبی است
که در انتهای صمیمیت حزن می روید
در ابعاد این عصر خاموش
من از طعم تصنیف درمتن ادراک یک کوچه تنهاترم
بیا تابرایت بگویم چه اندازه تنهایی من بزرگ است
و تنهایی من شبیخون حجم ترا پیش بینی نمی کرد
و خاصیت عشق این است
کسی نیست
بیا زندگی را بدزدیم آن وقت
میان دو دیدار قسمت کنیم
بیا با هم از حالت سنگ چیزی بفهمیم
بیا زودتر چیزها را ببینیم
ببین عقرباک های فواره در صفحه ساعت حوض
زمان را به گردی بدل می کنند
بیا آب شو مثل یک واژه در سطر خاموشی ام
بیا ذوب کن در کف دست من جرم نورانی عشق را
#شعر
@shinevesht
آدامص موضی
https://virgool.io/@shima_sedaghat/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B1%D8%A8-%DA%AF%D9%88%D8%AC%D9%87-%D8%AA%D8%A8%D8%B1%DA%A9-%D9%88-%D8%A7%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D8%B9%D8%A7%D9%84%DB%8C-%D9%85%D8%B3%D8%AA%D8%AF%D8%A7%D9%85-ek4tpjn6nccl
جدیدا دارم یه کتاب جذاب میخونم و به هر کس که حتی یه اپسیلون از روانشناسی و خلاقیت خوشش میاد توصیه ش میکنم
لیلی کلید صبح
در پلکهای توست
دست مرا بگیر
از چهار راه خواب گذر کن
بگذار بگذریم زین خیل خفتگان
دست مرا بگیر
تا بسرایم: در دستهای من
بال کبوتریست...
+ نصرت رحمانی
++ آدم باس غرق شه تو صفا و صمیمیت این شعر!
در پلکهای توست
دست مرا بگیر
از چهار راه خواب گذر کن
بگذار بگذریم زین خیل خفتگان
دست مرا بگیر
تا بسرایم: در دستهای من
بال کبوتریست...
+ نصرت رحمانی
++ آدم باس غرق شه تو صفا و صمیمیت این شعر!
امروز سرکار میخواستم بگم برند، گفتم بِرِند😆😂
حالا خودم از درون ترکیده بودم از خنده ولی داشتم به زور خودمو کنترل میکردم که نخندم😂
بعد همکارمون عین ماست منو نگا میگرد😐
حالا خودم از درون ترکیده بودم از خنده ولی داشتم به زور خودمو کنترل میکردم که نخندم😂
بعد همکارمون عین ماست منو نگا میگرد😐
یه جمله تهدید آمیز از صد تا کتاب پند و اندرز بهتر تاثیر میذاره😐
چهل هزار بار برا اجیم توضیح دادم نباید فلان کار رو بکنه فایده ای نداشت. یه بار بهش گفتم اگه یه بار دیگه فلان کار رو بکنی مسواکتو میندازم تو باغچه گربه ها جیش کنن روش
الان دختر خوبی شده😎😌
چهل هزار بار برا اجیم توضیح دادم نباید فلان کار رو بکنه فایده ای نداشت. یه بار بهش گفتم اگه یه بار دیگه فلان کار رو بکنی مسواکتو میندازم تو باغچه گربه ها جیش کنن روش
الان دختر خوبی شده😎😌
خزعبلات عالیه فی کانالة الخالیه
مدیریت فقط مدیریت مثانه
احتمالا بعضی از مدیران کشور رو هم همینطوری انتخاب میکنن
بعضی وقتا که سرکار حرفام تموم میشه و سکوت برقرار میشه... یه لحظه خودمم تو دلم میگم آخییشششش این دختره بالاخره خفه خون گرفت 😐
امروز صبح مامانم منو بیدار کرد. با التماس ازش خواستم 5 دیقه بیشتر بخوابم. نشسته بالای سرم تا 5 دیقه تموم بشه و منو بیدار کنه :|
حالا اینا به کنار! از خواب بیدار شدم رفتم دست صورتمو شستم اومدم می بینم تااااااازه ساعت 8 ربع کمه!
بابام هم که هر روز صبح باهاش از خونه میزنم بیرون هفت کله خوابه ---____---
الان من شبیه اون سگه که تو تام و جریم!
هم از حیث قیافه و هم از حیث اخلاق!
حالا اینا به کنار! از خواب بیدار شدم رفتم دست صورتمو شستم اومدم می بینم تااااااازه ساعت 8 ربع کمه!
بابام هم که هر روز صبح باهاش از خونه میزنم بیرون هفت کله خوابه ---____---
الان من شبیه اون سگه که تو تام و جریم!
هم از حیث قیافه و هم از حیث اخلاق!
منم دیدم من بیدار شدم ولی اجیم خوابه. در نتیجه رفتم آجیمو نیشگون گرفتم که بیدار نشد.
منم دماغشو گرفتم که نتونه نفس بکشه...اونوقت بیدار شد و با چشمای قرمز منو نگاه کرد.
از اون طرف بابام تازه بعد از 45 دیقه بیدار شده، نردبون گذاشته بره انجیر بچینه از درخت. مامانمم دید من اعصابم خرده باهاش حرف نمیزنم. اعصابش خرد شد رفت گیر داد به بابام که چرا رفتی بالای نردبون نمیدونم شوهر همکار سابقم همینجوری افتاد قطع نخاع شد؟میخوای قطع نخاع بشی؟
بابای منم اعصابش خرد شد یه لقت زد تو درخت همه انجیراش ریخت :|
خلاصه که عزیزان سحرخیز باش تا کامروا باشید چررررته چرررت
منم دماغشو گرفتم که نتونه نفس بکشه...اونوقت بیدار شد و با چشمای قرمز منو نگاه کرد.
از اون طرف بابام تازه بعد از 45 دیقه بیدار شده، نردبون گذاشته بره انجیر بچینه از درخت. مامانمم دید من اعصابم خرده باهاش حرف نمیزنم. اعصابش خرد شد رفت گیر داد به بابام که چرا رفتی بالای نردبون نمیدونم شوهر همکار سابقم همینجوری افتاد قطع نخاع شد؟میخوای قطع نخاع بشی؟
بابای منم اعصابش خرد شد یه لقت زد تو درخت همه انجیراش ریخت :|
خلاصه که عزیزان سحرخیز باش تا کامروا باشید چررررته چرررت
سلام
کسی اگه علاقه مند به شغل تولید محتواست و مهارت های ترجمه داره به من پیام بده
ممنونم
کسی اگه علاقه مند به شغل تولید محتواست و مهارت های ترجمه داره به من پیام بده
ممنونم
هر وقت یکی بهم میگه چه خبر
تو دلم میگه بدبختِ بیچاره اگه از کانالم لفت نداده بودی الان خبرا رو داشتی😒
تو دلم میگه بدبختِ بیچاره اگه از کانالم لفت نداده بودی الان خبرا رو داشتی😒
بالاخره تونستم اجازه بگیرم که اتفاقایی که تو شرکت میفته رو توی ویرگول بنویسم.
اینم اولین خاطره ای که فعلا اجازه انتشار داشته!
اینم اولین خاطره ای که فعلا اجازه انتشار داشته!