آدامص موضی
54 subscribers
335 photos
23 videos
88 links
Download Telegram
پیشنهاد دوست خوبمون برای افزایش بازدید سایت😎👌
امشب بابام هم حتی بهم گفت ضدحال😐👌
نجمه از اوناییه ک بعد از صد قرن کانال منو میخونه😂❤️
Forwarded from آنِ دیگر مَن
الان حاضرم صد میلیون سال پیش کنار چهارتا دایناسور تریسراتوپس زندگی میکردم ولی با یدونه پشه تو یه اتاق نه.
از زیبایی های زندگیم بازم میگم براتون...☺️
#جورابام!
یه مدتیه که برای اینکه پام عرق نکنه و راحت باشم دمپایی میبرم سرکار میپوشم. (اگه فکر میکنید که حرکت ضایعیه باید بگم که رئیسمون تو شرکت از اون دمپایی آبی های توی توالت میپوشه!)
خلاصه که چند وقت پیش بعد از ناهار رفتم نماز بخونم، موقع رکوع دیدم جورابم پاره شده و شست پام زده بیرون 😂😂😂
منم خیلی ریلکس از نماز خونه اومدم بیرون و جلو چشم همه دمپاییامو در آوردم، کفشامو پوشیدم و دوباره برگشتم تو نمازخونه نماز بعدیمو بخونم😎👌
مامان من یه فناور هراس و فناور گریز واقعیه!!
تو زندگیش به حدی از کامپیوتر بدش میومد که از فرصت های خیلی خوب شغلی گذشت چون نمیخواست با کامپیوتر کار کنه و حتی نزدیکش بشه.
امروز یه متن رو توی لپ تاپم داشتم به مامانم نشون میدادم. دیدم هی داره انگشتشو میکشه رو صفحه لپ تاپ. فکر کردم لکه ای چیزیه داره پاک میکنه...
یهو در اومده میگه چرا این نمیره صفحه بعد؟
نگو با انگشتش داشته اسکرول میکرده :)))
هر وقت میرم تو آشپزخونه شرکت لیوان چایی خودمو بشورم. اگه ظرفی چیزی تو سینک باشه اونا رو هم میشورم. بعد قشنگ صدای ذهنی آقای میز کناری رو میشنوم که میگه ای خودشیرین بدبخت :))
با این روشایی که مامانم برای بیدار کردن من و به کار گرفتنم به کار میبره، بنظرم مناسب ترین کار براش کار در اردوگاه کار اجباری نازی هاست!
حالا اینکه چرا آموزش پرورش تشخیص داده مامانم میتونه معلم دبستان بشه رو نمیدونم!!
Forwarded from آنتی نچرالیسم! (Arshia.R)
قشنگ سیستم یه سری پروکسیا اینجوریه که شما میتونی 10گیگ رو زیر یه دیقه اپلود کنی ولی 10کیلوبایت بخوای دانلود کنی تا فرج آقا صاحب الزمان طول میکشه... :/
@AntiNaturalism
آدامص موضی
https://www.aparat.com/v/cLrUw/%DA%A9%D9%88%DA%86%D9%87_%D9%84%D8%B1%D9%87_%D8%B3%D9%88_%D8%B3%D9%BE%D9%85%DB%8C%D8%B4%D9%85
کوچه لره، سو سپمیشم●♪♫
یار گلنده؛ توز اولماسین… یار گلنده؛ توز اولماسین…●♪♫
Forwarded from سوته‌دلان
من این والدینی که میگن ما بین بچه هامون فرق نمیذاریم درک نمیکنم!
مثلا من خودم اگر دختری چهار ساله داشتم که تو شلوغ بازیاش میزد شیشه ی تلویزیون رو میشکوند، میرفتم گوش برادر ده ساله شو میگرفتم میگفتم ببین چه غلطی کردی؟!
بعد موهای دخترمو گوجه ای میبستم میبردمش پارک تا بخاطر حادثه ای که پیش اومده روحیه ش آسیب نبینه!
تو باید مال من باشی اگر معیار دل باشد...
قدیما شهرمون یه کتابفروشی داشت که کتابای جلوی ویترینش همه جلدشون زرد شده بود. کتاباشو سالی یه بار هم به روز نمی کرد. حق هم داشت. مشتری چندانی نداشت. کم کم می دیدم که تو هفته شاید به زور 2 روز بیاد کتابفروشیشو باز کنه.
یکی از نگرانیام همیشه همین موضوع بود که شهرمون یه کتابفروشی درست حسابی نداره. امروز رفتم یه سر بزنم به اون کتابفروشی ببینم بعد از 4 سال که نبودم چه بلایی سرش اومده... دیدم یه کتابفروشی جدید و خوشگل به جاش ساختند
انقددددررررر خوشحال شدم!
از ته دلم آرزو میکنم این یکی چرخش بچرخهههه
امروز در کل روز خیلی خوبی بود! اول اینکه من یه کتابفروشی تو شهرمون پیدا کردم و دیگه لازم نیست انلاین کتاب سفارش بدم یا اینور اونور دنبال یه کتاب بگردم!😁
یکی دیگه هم اتفاقی بود که صبح افتاد!
وقتی صبح رفتیم شرکت دیدیم اوووووووف اقای رئیس ترکوووندههههه... جمله های انگیزشی زده بود به دیوار شرکت. اسمای کارمندا رو زده بود پشت سیستمشون و از همه با حالتر اینکه توی یه کاور که به دیوار چسبونده بود برگه های برنامه ریزی برای هر نفر چسبونده بود😃
کلی انرژی گرفتم😁
حس میکنم بخاطر اینه که صبح زود بیدار شدم🤔
سحرخیزیه و کامروایی دیگه😁
خودکار هویجیم هنوز نیومده و من جای خالیشو نیومده حس میکنم😞💔
تو فکرمه چند تا دیگه هم بخرم ببرم شرکت به هر نفر یه دونه بدم همگی خوشحال شیم🥰
خودکار هویجی😁
دقت کردین اینکه چه چیزی تمیزه و چه چیزی کثیفه رو آدمای اطرافمون به ما تحمیل میکنن؟؟