آدامص موضی
54 subscribers
335 photos
23 videos
88 links
Download Telegram
امشب ساعت 9 و اینا بود از خواب بیدار شدم. دیدم دوتا آدم با یه حالت عجیب غریبی دارن جلو آینه وول میخورن(عینکمو نزده بودم هنوز)
هر چی هی نگاه نکردم نفهمیدم دارن چیکار میکنن🤔😂
عینکمو که زدم دیدم دو تا اسکل (ب.ب و ز.ک) یه هندزفری مشترک گذاشتند تو گوششون و دارن میرقصن😐😂
بعد وقتی میخواستند بچرخن از قبل هماهنگ میکردند😐😂
اصن یه وعضی!
#خوابگاه
@shinevesht
بهار داره عکسای دسته گلای لاکچری رو از توی اینستا نشون میده هر کدوم بالای یه میلیون قیمتشه!
اونوقت من اخرین گلی که گرفتم، وقتی بود که رفتیم رستوران ژیوان تو سس سالادش برامون گل گذاشته بودند😐که اونم نامردا نذاشتند من بخورم😒
چند وقت پیش رفته بودم دستشویی فنی...داشتم جلو آینه دست و صورتمو میشستم که یهو دختری که کنارم وایساده بود برگشت گفت من میلَم که آقا شوشکه بیاد تولو بخوله😐
عاقاااا منو میگییییی زبونم بند اومد! مات و مبهوت نگاش میکردم و نمیدونستم چی باید بگم😐هر چی فکر میکردم بجز به درک هر غلطی میخوای بکن چیز دیگه ای تو ذهنم نمیومد...
یهو دوستش از تو دستشویی داد زد و گفت اگه بِلی دیگه دوجت ندالم😐
#این_چه_وضعیه ناموسا
@shinevesht
من وقتی بابام برام 50 تومن بیشتر از همیشه پول کارت به کارت میکنه😐😂
#ممز
#فارغ_التحصیلی
@shinevesht
من دو روز بعدش وقتی موجودی میگیرم😐
#ممز
#فارغ_التحصیلی
@shinevesht
من وقتی می بینم فروشگاه رفاه تخفیف گذاشته🤩
#ممز
#فارغ_التحصیلی
@shinevesht
من وقتی از خدا شوهر میخوام😑😂
#ممز
#فارغ_التحصیلی
@shinevesht
اسمایلی امپدانس بالا!
#مدار_منطقی
#ممز
#فارغ_التحصیلی
@shinevesht
امپدانس بالا حالتی است که سیگنال آسیب دیده و مقدار ورودی یا خروجی نه صفر است و نه یک!
وقتی بقیه فارغ التحصیل میشن ولی تو قررررررن ها با فارغ التحصیلی فاصله داری😑😜
#ممز
#آنتی_نچرالیسم
@shinevesht
احتمالا صبح حوالی همین ساعت بود که آن فکر طلایی به ذهن بابا آدم رسید. آفتاب از شکاف گوشه ی ورودی غار به داخل می تابید و بابا آدم را بی خواب کرده بود. سرجایش نشست و به مامان حوا که کنارش به خواب رفته بود نگاه کرد. آفتاب روی موهای مامان حوا بازی میکرد و بابا آدم را وسوسه می کرد که نوازشش کند. آرام دست به رویشان کشید و ناگهان جرقه ی آن فکر طلایی در ذهنش زده شد.
انگشت هایش را در موهای مامان حوا فرو برد و نرم نرم شروع به جا به جا کردنشان کرد.
... و آنجا بود که برای اولین بار مویی بافته شد.
به دست آدم، به عشق حوا.
#شین_صاد
@shinevesht
بنظرتون روزی میرسه که ما هیچ کاری رو از سر اجبار انجام ندیم؟
گرفتم سهل، سوزِ عشق را اول ندانستم
که صد دریای آتش از شراری می شود پیدا
#شعر
در گذرگاه زمان
خیمه شب بازی دهر
با همه تلخی و شیرینی خود می گذرد
عشق ها می میرند
رنگ ها رنگ دگر می گیرند
…و فقط خاطره هاست
که چه شیرین و چه تلخ
!دست ناخورده به جا می مانند
#شعر
@shinevesht
فکری بود. خیره به سقف. صورتش بی روحِ بی روح. چی شده بود...نمیدونم!
هزار تا رنگ تو چشماش رژه میرفتند. هیچی نمیگفت.
با پا تکونش دادم بلکه نگام کنه... انگار نه انگاااار. گفتم چته پس؟
گفت دست ما کوتاه و خرما بر نخیل!
زیر لب استغفراللهی گفتم:
-باز خل شدی؟؟
چیزی نگفت. قلمشو برداشت و از ته دل آه کشید.
- کاش شاعر بودم...
#شین_صاد
@shinevesht
حرف زیاده تو دلم... کلمه ای نیست برای گفتنشون!