تقریرات شیخ الرییس
307 subscribers
2.01K photos
458 videos
115 files
70 links
این کانال بر اساس یک اندیشه ی بنیادین شکل گرفته است : دانش قدرت است..
Download Telegram
دولت یک دست دراز داﺭد و یک دست کوتاه، دست دراﺯ به همه‌جا میﺭسد و برای گرفتن است.
و دست کوتاه براﻯ دادن است و فقط به کسانی میﺭسد که خیلی نزدیکند!

📕 نان و شراب
👤 #اینیاتسیو_سیلونه
@SHEYKHOLRAEES
حضرت عشق

زادروزت مبارک



#یکم_مهر
روز میلاد #محمدرضا_شجریان
@SHEYKHOLRAEES
جوزف کمپبل در کتاب "قهرمان هزار چهره" قهرمان را این‌گونه توصیف مى‌کند:

اژدهایى که قرار است توسط قهرمان کشته شود، دقیقآ هیولاى شرایط موجود است: اژدها، شما را در گذشته نگه مى‌دارد.


@SHEYKHOLRAEES
. ‍ .. .
دو یارِ زیرک و از باده ی کهن دومَنی
فراغتی و کتابی و گوشه چمنی
.
من این مقام به دنیا و آخرت ندهم
اگر چه در پی ام افتند هر دم انجمنی
.
هر آن که کنج قناعت به گنج دنیا داد
فروخت یوسف مصری به کمترین ثَمَنی
.
بیا که رونق این کارخانه کم نشود
به زهد همچو تویی یا به فسق همچو منی
.
ز تندباد حوادث نمی‌توان دیدن
در این چمن که گلی بوده است یا سمنی
.
ببین در آینه جام نقش بندی غیب
که کس به یاد ندارد چنین عجب زمنی
.
از این سموم که بر طرف بوستان بگذشت
عجب که بوی گلی هست و رنگ نسترنی
.
به صبر کوش تو ای دل که حق رها نکند
چنین عزیز نگینی به دست اهرمنی
.
مزاج دهر تبه شد در این بلا حافظ
کجاست فکر حکیمی و رای بَرهَمَنی
.
#حافظ
بیستم مهر، روز بزرگداشت حافظ شیرازی
@SHEYKHOLRAEES
بی‌پرده اگر بگوییم، حقیقت این است که، در نهان، بسیاری تاب معشوق بودن را ندارند. معشوق از عاشق می‌ترسد و از او بیزار است؛ و البته حق هم دارد، چرا که عاشق همواره بر آن است که معشوقش را بی‌دفاع کند. عاشق به هر شکلی در تمنای رابطه با معشوق است، حتی اگر این تجربه فقط برایش درد و رنج به همراه بیاورد.

📚 #آواز_کافه_غم‌بار
👤 #کارسون_مک_کالرز

@SHEYKHOLRAEES

‏«از فرط درماندگی و بیچارگی این نسلی که ماییم گریه کردم.»

#شاهرخ_مسکوب

@SHEYKHOLRAEES
همان زال با فر شاهنشهی
نشسته بر ماه بر فرهی

حمایل یکی دشنه اندر برش
ز یاقوت سرخ افسری بر سرش

همی بود بوس و کنار و نبید
مگر شیر کو گور را نشکرید

#شاهنامه_فردوسی
داستان زال و رودابه
@SHEYKHOLRAEES
واعظی بر سر منبر گفت: در حدیث است که یعقوب را شغال بر سر مناره خورد. یکی برخاست و گفت ای شیخ! حدیث نبود و قرآن بود، یعقوب نبودو یوسف بود. بالای مناره نبود و ته چاه بود. شغال نبود و گرگ بود و تازه اصل خبر دروغ بود( و ساخته پرداخته برادران یوسف نبی بود).

📜زهر الربیع

@SHEYKHOLRAEES
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
دوئت زیبای آوازی عربی - فارسی،
مینا دریس، ملیحه مرادی
...

اجرای مینا دریس در مقام حجاز عربی
و ملیحه مرادی در دستگاه همایون مایه شوشتری
.
شعر عربی از زینب محمداوی
شعر فارسی از محمد علی سلمانی
.
بخشی از مستند آواز زنان ایران

...
به دو زلف یار دادم دل بی قرار خود را
چه کنم سیاه کردم همه روزگار خود را

شبی ار به دستم افتد سر زلف یار با او
همه مو به مو شمارم غم بی شمار خود را

@SHEYKHOLRAEES
Forwarded from اتچ بات
و حسنک را سوی دار بردند و بجایگاه رسانیدند. بر مرکبی که هرگزننشسته بود نشانیدند و جلادش استوار ببست و رسنها فرود آورد و آواز دادند که سنگ زنید. هیچ‌کس دست بسنگ نمی‌کرد و همه زار می‌گریستند، خاصه نشاپوریان. پس مشتی رند را زر دادند که سنگ زنند و مرد خود مرده بود، که جلادش رسن بگلو افکنده بود و خبه کرده. اینست حسنک و روزگارش و گفتارش، رحمه الله علیه، این بود که خود بزندگی گاه گفتی که: «مرا دعای نشاپوریان بسازد» و نساخت و اگر زمین و آب مسلمانان بغصب بستدند، نه زمین ماند بدو و نه آب و چندان غلام و ضیاع و اسباب و زر و سیم و نعمت، هیچ سودش نداشت. او رفت و آن قوم که این مکر ساخته بودند، نیز برفتند. … احمق مردی که دل درین جهان بندد، که نعمتی بدهد و زشت بازستاند… چون ازین فارغ شدند بوسهل و قوم از پای دار بازگشتند و حسنک تنها ماند، چنان‌که تنها آمده بود، از شکم مادر … حسنک قریب هفت سال بر دار بماند، چنان‌که پایهایش همه فرو تراشیده و خشک شد، چنان‌که اثری نماند تا بدستوری فرود گرفتند و دفن کردند، چنان‌که کس ندانست که سرش کجاست و تن کجاست و مادرحسنک زنی بود سخت جگرآور. چنان شنیدم که دو سه ماه ازو این حدیث پنهان داشتند و چون بشنید جزعی نکرد، چنان‌که زنان کنند، بلکه بگریست بدرد، چنان‌که حاضران از درد وی خون گریستند. پس گفت: بزرگا، مردا، که این پسرم بود، که پادشاهی چون محمود این جهان بدو داد و پادشاهی چون مسعود آن جهان و ماتم پسر سخت نیکو بداشت.

- بر دار کردن #حسنک_وزیر
#تاریخ_بیهقی
@SHEYKHOLRAEES
به: غمهای حسنک وزیر

...گفت: " لختی قلم بگریانم مگر اینبار بر تنِ حسنک"
جوهر از جان خویش کرد و نبشت: "ذکرِ بر دار کردنِ حسنک"
#

شاه ؛ شیراوژنی شرابزده  , خواجه؛ خصم ست و خانه؛ خوابزده
دامنی آتش ست  آبزده ؛ خاطرِ خسته خرمنِ حسنک

ردّ زنجیرِ مانده بر گردن  گرهِ کورِ دستها به رسن
کفنی چون اِزار و پیراهن سخت پیچیده بر تنِ حسنک

پایِ بی موزه ای که بر گلمیخ  سرِ بی افسری که در چنبر
سربرآر از کتابت و بنگر روبرویت منم ؛ منِ حسنک

منم این از کِه و مِه آزرده   نیک پرورده ی  بدآورده
منم این دوست این نظرخورده حسنک آه دشمنِ حسنک

دشنه در دست و چهره با دستار  کیست در من نشسته شادیخوار؟
کز رگان خونِ خویش را هربار ریخت جامی به دامنِ حسنک

منم و خیلِ خون چریده خران  سنگسارنده زرخریده سران
سند و رند - این دهان دریده وران - فاش در کوی و برزنِ حسنک

جگر آور – چنانکه مادرِ من - ایستاده ست در برابرِ من
مرگ؛ اما به چشم باورِ من خم ندیده ست گردنِ حسنک
#
آنطرف چشمهای گرُسَنه – هار   سُربیِ سیرِ صبح را بیدار
سایه مردانِ پایِ چوبه دار اینطرف خیره در زنِ حسنک
##
زیر سرپوش در سکوتی سرخ ؛ سری از "بیهقی" به خوانِ می است
که گره خورده با نگاهِ وی است مردمکهایِ روشنِ حسنک...

#علیرضا_رجبعلی_زاده
@SHEYKHOLRAEES
Forwarded from faramarz larijani
faramarz larijani
Voice message
خوانش شعر فوق با صدای استاد لاریجانی
آی عشق
آی عشق

چهره ی آبیت پیدا نیست...


امروز 21 آذر
زادروز #احمد_شاملو ست.
@SHEYKHOLRAEES
و گفت: یک‌بار حق‌تعالی را به خواب دیدم، که گفت: «یا بوالحسن، خواهی که تو را باشم؟» گفتم: «نه»
گفت: «خواهی که مرا باشی؟» گفتم: «نه».
گفت: «یا اباالحسن، خلق اولین و آخرین در اشتیاق این بسوختند تا من کسی را باشم، تو مرا این چرا گفتی؟»
گفتم:«بار خدایا، این اختیار که تو به من کردی از مکرِ تو ایمن کِی توانم بود، که تو به اختیارِ هیچ‌کس کار نکنی».

تذکرة‌الاولیاء
ذکر شیخ ابوالحسن خرقانی
@SHEYKHOLRAEES
گفتم صنما پیشه‌ی تو؟ گفت: ستم
گفتم نگری به غمگنان؟ گفتا: کم
گفتم‌ که به زر بوسه دهی؟ گفتم: دهم
گفتم‌ به جز از بوسه دهی؟ گفت: نعم

عنصری
@SHEYKHOLRAEES
بلبل، ز شاخِ سرو، به گلبانگِ پهلوی

می‌خوانْد دوش، درسِ مقاماتِ معنوی



یعنی بیا، که آتشِ موسی، نمودْ گُل

تا از درخت، نکتهٔ توحید بشنوی



مرغان باغ، قافیه‌سنجند و بذله‌گوی

تا خواجه مِی خورَد، به غزل‌های پهلوی



جمشید، جز حکایتِ جام، از جهان نَبُرد

زنهار! دل مَبَند، بر اسبابِ دنیوی



این قصّهٔ عجب شِنو از بختِ واژگون

ما را بِکُشت یار، به انفاسِ عیسَوی



خوش، وقتِ بوریا و گدایی و خوابِ امن

کاین عیش، نیست درخورِ اُورَنگِ خسروی



چَشمت، به غَمزه، خانهٔ مردم، خراب کرد

مَخموریـَت مَباد، که خوش مَست می‌رَوی



دهقان سال‌خورده، چه خوش گفت با پسر

کای نورِ چشمِ من! به جز از کِشته، نَدرَوی



ساقی، مگر وظیفهٔ حافظ، زیاده داد

کآشفته گَشت، طُرّهٔ دَستارِ مولوی

#حافظ
@SHEYKHOLRAEES
Mahi موزیکدل
Eshagh Anvar موزیکدل
موج دریا زده را تنگه ی ساحل قفس است
ماهیِ تُنگ نباشد دلِ طوفانیِ ما

@SHEYKHOLRAEES
همه خوشدل این که مطرب بزند به تار چنگی
من از آن خوشم که چنگی بزنم به تار مویی


@SHEYKHOLRAEES
موج از این بار چنان کشتیِ طاقت بشکست
که عجب دارم اگر تخته به ساحل برود


#سعدی

@SHEYKHOLRAEES