👍2
رسانههای اجتماعی به انبوهی از احمقها اجازه دادهاند که مانند دانشمندان صحبت کنند.
اومبرتو اکو | فیلسوف ایتالیایی
@shernev
M
اومبرتو اکو | فیلسوف ایتالیایی
@shernev
M
👍2
Shabi Ke Mah Kamel Shod
Mohsen Chavoshi
"شبی که ماه کامل شد"
با صدای: #محسن_چاووشی
عشق آخرین کلمهای بود
که به شاخههای
درخت انار مانده بود...
احمدرضا_احمدی
و شب بخیر ....
@shernev
M
با صدای: #محسن_چاووشی
عشق آخرین کلمهای بود
که به شاخههای
درخت انار مانده بود...
احمدرضا_احمدی
و شب بخیر ....
@shernev
M
❤2
همیشه افراد ساکت را دوست داشتهام : هیچگاه نمیفهمی در حال رقصیدن در رویای خویشند و یا سنگینی بار هستی را به دوش میکشند.
جان گرین
در جستجوی آلاسکا
@shernev
M
جان گرین
در جستجوی آلاسکا
@shernev
M
👍2
به کوچههای نور میروی، پسرم!
به خورشید اگر رسیدی
برای دلشورههایم
یک بغل آرامش
برای جراحتهایم
یک بهار مَرهمِ بهار
برای سکوتِ خانه
یک پنجره قناری بفرست.
به کوچههای نور میروی، پسرم!
به خورشید اگر رسیدی
برای غروبهای دلگیرم
یک خورشید طلوع بفرست.
👤رضا_کاظمی
@shernev
M
به خورشید اگر رسیدی
برای دلشورههایم
یک بغل آرامش
برای جراحتهایم
یک بهار مَرهمِ بهار
برای سکوتِ خانه
یک پنجره قناری بفرست.
به کوچههای نور میروی، پسرم!
به خورشید اگر رسیدی
برای غروبهای دلگیرم
یک خورشید طلوع بفرست.
👤رضا_کاظمی
@shernev
M
👍1
🤍
گاهی دلت میخواهد دنیا تاریک شود،
تا بعضی چیزها را نبینی؛..
و گاهی دلت میخواهد قلبت را در دستت بگیری و آنقدر فشار دهی و مچاله کنی،
تا بعضی چیزها را حس نکند؛..
و گاهی حتی دلت میخواهد زندگی تمام شود،
تا متوجه خیلی چیزها نشوی...!!!...
@shernev
M
گاهی دلت میخواهد دنیا تاریک شود،
تا بعضی چیزها را نبینی؛..
و گاهی دلت میخواهد قلبت را در دستت بگیری و آنقدر فشار دهی و مچاله کنی،
تا بعضی چیزها را حس نکند؛..
و گاهی حتی دلت میخواهد زندگی تمام شود،
تا متوجه خیلی چیزها نشوی...!!!...
@shernev
M
👍2
بردگانِ بیولوژیک؛ چگونگیِ تبدیلِ رنجِ زیستی به سودِ بانکی
بقای بسیاری از ساکنانِ امروزینِ این سیاره، نه محصولِ تکامل و کرامت، که برآیندِ مداخلهی بیرحمانهی پزشکیِ مدرنِ اقتصادزده است.
این ماشینِ عظیمِ درمانی، نه از سرِ پاسداشتِ حیات، بلکه با هدفِ مهندسیِ «تودهی مصرفکننده» و حفظِ ارقامِ جمعیتی، جسدهایی را که طبق قانونِ آهنین و بیشفقتِ زمین میبایست در بدوِ تشکیل یا در بهارِ کودکی حذف میشدند، به زورِ تکنولوژی و دارو به مرزِ بزرگسالی کشانده است. این جمعیتِ بهجامانده، نباید به اشتباه تصور کنند که از پسِ مصائبِ هستی با ظرافت و پیروزی عبور کردهاند؛ آنها در حقیقت «قرضهای بیولوژیکی» زمین هستند که تاریخِ انقضایشان توسطِ «سرمایه»، به تأخیر افتاده است. این بقایِ تحمیلی، کلیتِ نظمِ زیستی را بر هم زده و کسانی را به صحنه آورده است که زیرساختهای روانی و جسمانیشان برای تحملِ بارِ سنگینِ هستی طراحی نشده است.
از منظر روانکاویِ وجودی، اضطرابهای ده چندان و خردکنندهی کنونی، در واقع فریادِ فروخفتهی طبیعتی است که از بازپسگیریِ حقِ خویش بازمانده است. آنجا که ژنتیک حکم به فنا داده بود و صنعت، حکم به بقا، شکافی هولناک دهان گشوده که با اضطرابهایی پنجاه برابرِ حدِ طبیعی پر شده است. این رنجهای بیپایان، این تروماهایِ غریزی و این وحشتِ مداوم از زیستن، چیزی جز یادآوریِ سهمگینِ زمین نیست که در گوشِ این راندهشدگان از قانونِ طبیعت نجوا میکند:
«شما هرگز قرار نبود اینجا باشید».
این نسلِ برساختهی آزمایشگاه و اقتصاد، در هر دم و بازدم، با بحرانهایی روبرو میشوند که ریشه در عدمِ تناسبِ بنیادینِ آنها با جهانِ وحشی دارد؛ فلاکتی ابدی که تاوانِ زنده ماندنِ کسانی است که به جایِ آغوشِ طبیعت، در دستانِ سردِ نفعطلبیِ مدرن نگاه داشته شدهاند. #علی اشکان نژاد
@ shernev
M
بقای بسیاری از ساکنانِ امروزینِ این سیاره، نه محصولِ تکامل و کرامت، که برآیندِ مداخلهی بیرحمانهی پزشکیِ مدرنِ اقتصادزده است.
این ماشینِ عظیمِ درمانی، نه از سرِ پاسداشتِ حیات، بلکه با هدفِ مهندسیِ «تودهی مصرفکننده» و حفظِ ارقامِ جمعیتی، جسدهایی را که طبق قانونِ آهنین و بیشفقتِ زمین میبایست در بدوِ تشکیل یا در بهارِ کودکی حذف میشدند، به زورِ تکنولوژی و دارو به مرزِ بزرگسالی کشانده است. این جمعیتِ بهجامانده، نباید به اشتباه تصور کنند که از پسِ مصائبِ هستی با ظرافت و پیروزی عبور کردهاند؛ آنها در حقیقت «قرضهای بیولوژیکی» زمین هستند که تاریخِ انقضایشان توسطِ «سرمایه»، به تأخیر افتاده است. این بقایِ تحمیلی، کلیتِ نظمِ زیستی را بر هم زده و کسانی را به صحنه آورده است که زیرساختهای روانی و جسمانیشان برای تحملِ بارِ سنگینِ هستی طراحی نشده است.
از منظر روانکاویِ وجودی، اضطرابهای ده چندان و خردکنندهی کنونی، در واقع فریادِ فروخفتهی طبیعتی است که از بازپسگیریِ حقِ خویش بازمانده است. آنجا که ژنتیک حکم به فنا داده بود و صنعت، حکم به بقا، شکافی هولناک دهان گشوده که با اضطرابهایی پنجاه برابرِ حدِ طبیعی پر شده است. این رنجهای بیپایان، این تروماهایِ غریزی و این وحشتِ مداوم از زیستن، چیزی جز یادآوریِ سهمگینِ زمین نیست که در گوشِ این راندهشدگان از قانونِ طبیعت نجوا میکند:
«شما هرگز قرار نبود اینجا باشید».
این نسلِ برساختهی آزمایشگاه و اقتصاد، در هر دم و بازدم، با بحرانهایی روبرو میشوند که ریشه در عدمِ تناسبِ بنیادینِ آنها با جهانِ وحشی دارد؛ فلاکتی ابدی که تاوانِ زنده ماندنِ کسانی است که به جایِ آغوشِ طبیعت، در دستانِ سردِ نفعطلبیِ مدرن نگاه داشته شدهاند. #علی اشکان نژاد
@ shernev
M
❤3
کسانی که بیدرنگ با سگها مأنوس میشوند، نباید این حقیقت را کتمان کنند: این وفاداریِ مفرط، در واقع یک وارونهسازیِ (Reaction Formation) حقارتبار است. سگ، سوژهای است که برای جلبِ حمایتِ دیگری، به تبارِ آزاد و غرایزِ وحشیِ گرگوارِ خود خیانت کرده است. این پیوند، بیش از آنکه عاطفی باشد، نشانهای از یک مازوخیسمِ پنهان و سرکوبِ مطلقِ نهاد (Id) در برابرِ لقمهای نان است؛ وفاداریِ سگ مشکوک است، چون بویِ ذلتِ تمدنیافته میدهد! #علی اشکان نژاد
@shernev
M
@shernev
M
👍2
ماه، ناگهان فهمید که هم راهِ شکارچی را روشن کرده و هم راهِ شکار را…
و فهمید که این «روشنیِ در دل تاریکی»، هم به شکارچی فرصت شکار میدهد و هم به شکار، فرصتِ فرار!
با خودش گفت:
چقدر منصفانه!
@shernev
M
و فهمید که این «روشنیِ در دل تاریکی»، هم به شکارچی فرصت شکار میدهد و هم به شکار، فرصتِ فرار!
با خودش گفت:
چقدر منصفانه!
@shernev
M
👍2
زندگی
چیزی میان یک خداحافظیِ دیرهنگام و سلامی زودگذر است.
ما وسط این دو کلمه پیر میشویم.
-جمال ثریا
@shernev
M
چیزی میان یک خداحافظیِ دیرهنگام و سلامی زودگذر است.
ما وسط این دو کلمه پیر میشویم.
-جمال ثریا
@shernev
M