باغدادلی شاهسئون ائلی...
167 subscribers
138 photos
37 videos
16 files
196 links
ایل شاهسون بغدادی...

@Soleimanamiri
Download Telegram
سن
؛
سن،
دۆش‌لريمدن آخديران
جوْشغون چاي‌لار
من، سوسوز بير قورو چايلاق

سن،
سئودانى يئنى‌دن بير آنلاما داشييان
سؤزجوك‌لرين يارادان
من، ديل-آغيزسيز بير اؤكسوز

سن،
گؤرونمزليكده گؤرونن قيلاويز
يوردسوزلوغون يوردو
امسيزلرين امى
سئودالى‌لارى سيناغا چكن
سئوگى‌لرين سئوگيليسى
من، بير آزغين چاشباش

سن،
موتلولوغون قوتسال قوتلولوغو
يازى‌لارى يازديران
من، بير قارايازيلى..

سن‌سيزليك، ديريليكده بيتن
اؤلوملوك كؤكودور
آخ..
دئييلمه‌ين سؤزلر
بۆكوب دويغولاريمين بئلينى...!

بختيار فرٌخ ٢٦ /٣ / ١٣٩٣

@Bakhtiar_Farrokh
.
(۲)
بنام خدا
........شامی تهیه و سفره ائی در قارا چادر با زینت مهرو صفای آن روزگار به احترام مهمان تزئین می شود
......شیخ جواد به پسرانش (علی و ابراهیم) اشاره می کند به روی تپه ائی که قبلا تدارک دیده شده بود بروند
برای مهمان جای خوابی با کمی فاصله از شیخ جواد آماده می شود
......نگهبانان در بالای تپه به نوبت مراقب اوضاع بودند، نسیم خنک، سکوت نصف شب ییلاق و خستگی روز، پلکهای نگهبانان را سنگینی می داد .......
.......مهمان ناخوانده با توجه به سالها حرفه اش خیلی خواب بلد بود رل کسی که از خستگی راه دنبال استراحت شبانه بود را بازی کند وقتی احساس کرد همه خواب هستندبرای اطمینان........ یواش گوش خود را با صداهای اطراف هماهنگ کرد تا وضع را دربیداری و خواب جستجو کند وقتی وضعیت را مطلوب دید یواش از سر جایش بلند شد ،با احتیاط خودش را به چادر رساند،شیش های (چوب های حدودا بیست سانتی گرد نوک تیز چادر را با یئلن به هم وصل می کردند) چادر را کشید و خیلی آهسته یکی از مفرج ها را به بیرون چادر برد نیم نگاهی به پایین جاده( دره ) و نظری هم به شیخ جواد داشت ..... ......
.......وقتی مهمان داشت به سمت چادر می رفت شیخ جواد یواش از جایش بلند شد به سمت تپه حرکت کرد وقتی به سنگررسید دید درزیرآسمان صاف رقص ستاره های چشمک زن پلک های خسته نگهبانان جوان را، بابازی خود به آرامش سکوت شب دعوت کرده ..... خیلی آهسته آنها را از چرت نیمه شب بیدار و گفت مراقب( دره)پایین جاده و اطراف باشید خودش برگشت
..........مهمان با عجله بندهای مفرج را داشت باز می کرد ضربه ائی را احساس کرد چون بدن ورزیده ائی داشت سریع خودش را جمع وجور کرد واز جایش بلند شد با هم گلاویز شدند سر صدا همسایه را به چادر آنها کشاند
زدو خورد این دو نفر حواسها را بخود جلب کرده بود یک ان صدای از پایین جاده شنیده شد به دنبال آن صدای تیر نگهبانان اطراقگاه توجه ها را به سمت صدای تیر و پارس سگها به سمت پایین جاده ،کمی مردان میدان درگیری را بخود آورد
.........حالا دیگر معلوم شد این شخص تنها نیست ،به هر زحمتی که بود دست و پای دزد را بستند......
شیخ جواد به یکی از پسرهایش گفت بروه به اوبا( اوا)بالای به فامیلاها بگو یکی دو نفر بیاید ببینیم چکار کنیم
.........صدای شلیک تیر، افراد چادر اوبای بالا را از خواب بیدار و
از چادرها بیرون آمده بودند ، نگاهایشان را به سمت اوبای شیخ جواد دوخته بودند از دور سیاهی شخصی که بسرعت به سمت آنها می آمد نمایان تا چشم بهم بزنند دیدند یکی از پسران شیخ جواد است وقتی وضعیت را شنیدند
کالب محمد و درویش فرزند اواسعلی (عباس علی) که هر دو از تیره آتاخانلی وموتولو (مطیع) افراد ریش سفید ، باخدا، دانا، شجاع وباسوادی بودند خود را به اوبا رسانده تا با دوست وهم ایلیشان یاری برسانند
آنها وقتی به جمع اضافه شدند و وضع را برسی کردند وسر و وضع اون بنده خدا و دستان بسته او را دیدند
گفتند شیخ این که چیزی نبرده و شما هم تا حد توان بنده خدا را زدید بنابراین ما واسطه می شویم شما هم موافقت کن آزادش کنیم برود به درد سرش نمی ارزد اون هم حرف دوستهایش را قبول کرد ولی اینجا مهمان ناخلف ول کن نبود و می گفت مرا به ناحق زده باید خسارت بدهد و شیخ هم گفت حالا که اینطور شد دادگاه تعیین کننده این ماجرا خواهد بود
بلخره صبح دزد را کت بسته فکر کنم به پاسگاه نوبران بردند و در پاسگاه دزد مدعی شد اینها اسلحه بدون جواز دارند ومراهم به قصد کشت کتک زدن ، رئیس پاسگاه چون شاهسونها را می شناخت بدون توجه به حرفهای او به تحقیق خود ادامه داد با صحبت های ضد و نقیض اون بنده خدا و اعترافاتش به نقشه ائی که داشتند و رو شدن سابقه اش به دادگاه معرفی می شود
در دادگاه با توجه به پرونده های که داشته به زندان محکوم می گردد
سلیمان امیری فرد
باغدادلی شاهسئون ائلی...
(۱) بنام خدا خوبی هیچ وقت بر زمین نمی ماند با هر دست بدهی با همان دست می گیری قسمتی از داستان زندگی یکی از شخصیتهای بزرگ وتاثیر گذار تاریخ ایران که مورد خشم دربار قرار می گیرد و .......داستان اودر بین افراد ایل سینه به سینه نقل شده را برایتان بیان می کنم…
(۲)
بنام خدا
........بلخره با زن وبچه در حریم امن حضرت معصومه به بست می نشیند در این گیرو دار شنیده بود اون بنده خدا مجددا یکی از بزرگان مملکت و صاحب منصبی با نفوذ در دربار شده است لذا تنها نجات خود را کمک خواستن از او می بیند
......یکی از روزها بدون اینکه کسی ملتفت گردد از بی راه خود را به فارس می رساند .........
پرسان ،پرسان منطقه خدمت دوستش را پیدا می کند هر چه تلاش می کند نمی تواند به حضور برسد
بعد از چند روز رفت و آمد با نگهبانان سلام و علیکی پیدا می کند
و فرصت را غنیمت شمارده و از آنها خواهش می کند به رئیس خود بگویند چند روزیست فلانی در جلوی درب بارگاه منتظر دیدار با اوست و...........
خبر را به فرمانده می رسانند وی بخاطر خوبی های که او در حق وی کرده بود با آغوش گرم او را به حضور می پذیرد .......بعد از شنیدن درد ودل او نامه ائی به دربار تلگراف می کند و از شاه خواهش می کند دوستش را عفو کند ........
رضا شاه بخاطر خوش خدمتی و وطن دوستی این شخص عفو را مشروط به بخشش فرمانده غرب کشور می کند
.......بعداز چند روزی با حمایت مالی و کمکهای معنوی دوستش به کرمانشاه می رود
......فرمانده بعد از خواندن نامه وی ،اورا به حضور می طلبت یه نگاهی با خشم به وی می کند و می پرسد حامل نامه شما هستید
می گوید: بله قربان
فرمانده با عصبانیت قدم می زده و پیش خودش بلند،بلندمی گفته فلان فلان شده تو چکار کردی که شاه ترا مستقیم عفو نکرده و گفته با بخشش من بخشیده خواهی شد وقتی مملکت شاه دارد من چکار هستم
......بلخره فرمانده کرمنشاه نامه عفو را به شرط اینکه هیچ کسی بعد از این از وی کوچکترین شکایتی نداشته باشد قبول می کند و با تعهد به اینکه مثل یک راعیت معمولی برود کار کند و کاری به کار کسی نداشته باشد امان نامه وی را امضاء می کند
سلیمان امیری فرد
Soleiman Amiri:
یازان علی ض:
با سلام خدمت دوستان عزیز . امشب بنابه رسم شاهسون ها علی الخصوص طایفه کوسه لر معروف به عرفات گجسی نامیده میشود که در این شب اقوام و آشنایان دور هم جمع می شوند و یاد رفتگان ایل و قوم و بزرگان و در گذشتگان را گرامی می دارند و فاتحه ای نثار روح گذشتگان می نمایند ‌ .این رسم دیرینه بدین صورت می باشد که هر خانواده ای طعامی تدارک دیده وبه همراه خود می آورد و در خانه یکی از بزرگان جمع شده و باهم پس از صرف غذا به روح جمیع گذشتگان اعم از بی وارث و بد وارث و گذشتگان جمع حاضر و جمیع مومنان و مومنات فاتحه ای نثار میکنند . این رسم علاوه بر آنکه یاد مرگ را می کنند و بینش عمیقی در مورد مرگ می رسند که هیچ کس برای ابد زنده نمی ماند و باید در خوبی به یکدیگر و محبت به یکدیگر پیشقدم شد . این رسم نشان دهنده روحیه سپاس گزاری و نمک شناسی ایل بزرگ شاهسون می باشد که همیشه قبل از اعیاد به یاد مردگان و گذشتگانی که در گردن آنان حقی دارند می باشد و باعث میشود اقوام دور هم جمع شده و دوباره روحیه به قول شاهسون ها فامیل دوستی ان ها بیشتر شود و استحکام یابد . به پاس این رسم جوانمردانه و قدر شناسانه این ایل بزرگ از شما دوستان خواهشمندم فاتحه ای نثار جمیع اموات و ذوی الحقوق اعم از بد وارث و بی وارث و گذشتگان این جمع و جمیع مومنین و مومنات و المسلمین و المسلمات نثار کنید . با تشکر از همگی دوستان
Soleiman Amiri:
با سلام و عرض ادب
... برادران و خواهران گرامی با آرزوی قبولی طاعات و عباداتتان از درگاه احدیت ، عیدسعید فطر را خدمت شما سروران و خانواده های گرامیتان تبریک می گویم
🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌷🌷🌷🌷🌷🌼🌼🌼🌼🌹🌹🌹🌹
Forwarded from Soleiman Amirifard
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مظفرالدین شاه، بازيگر سینما!

فیلمی کمیاب و کمتر دیده شده از بازیگری مظفرالدین شاه در اثری با کارگردانی ابراهیم صنیع السلطنه؛ حدود سال 1284
Forwarded from Soleiman Amirifard
در الواحی که از شهر باستانی اوروک بجامانده از شاهی بنام Utnapiştim یادشده که بگفته تاریخدانان معادل نوح پیامبر است. طبق الواح، خداوند وی را از آمدن طوفان خبردار کرده و امر بر ساختن کشتی میکند
Forwarded from Soleiman Amirifard
T ü ☆ ϜϓſϞ ☆ r k:
📜نقشە #دولت_قاجاریە

☑️نامی از ایران نیست

❇️به مناطق فارس نشین«عراق عجم» و بە طرفهای بغداد و نجف«عراق عرب» میگفتند
Soleiman Amiri:
رشادت سربازان ترک زبان ایران در زمانی که ارتش رضا شاه پرچم سفید در مقابل تهاجم بیگانگان گرفتند
‍ ساعت 4 صبح روز سوم شهریورماه سال 1320 به سرجوخه ملک محمدی در پاسگاه مرزبانی جلفا در آذربایجان‌شرقی خبر می‌دهند لشکری عظیم از ارتش سرخ شوروی بسوی مرز می‌آید و قصد دارد از «پل آهنی» گذشته و وارد کشور شود. سرجوخه خبر را به تبریز مخابره می‌کند و از آنجا هم به تهران. از پایتخت دستور می‌آید که پادگان را تخلیه کنید و بدون هیچ مقاومتی اجازه ورود ارتش شوروی را بدهید. سرجوخه جسور خطاب به سربازانش می‌گوید: «هرکسی می‌خواهد، برگردد. من اینجا می‌مانم. می‌خواهم از کشور مقابل اجنبی‌ها دفاع کنم.» ملک محمدی همراه با سرباز عبدالله شهریاری، سیدمحمد رایی هاشمی و سرباز دیگری هم قسم می‌شوند و می‌مانند.

هنگامی که نخستین نفربر شوروی قصد عبور از پل آهنی را دارد سرباز شهریاری بسوی راننده آن شلیک می‌کند و سرباز روس را از پای درمی‌آورد. درگیری سنگینی بین نیروهای کاملاً مسلح ارتش شوروی و سرجوخه و 3 سربازش در می‌گیرد. این درگیری به گفته شاهدان ماجرا که مشروح آن در اسناد آکادمی نظامی روسیه هم موجود است 48 ساعت به طول می‌انجامد و در نهایت سرجوخه محمدی همراه با دو سرباز دیگرش عبدالله شهریاری و سید محمد رایی هاشمی زیر آتش شدید توپخانه لشکر 47 شوروی به شهادت می‌رسند. نفر چهارم برای رساندن خبر ورود لشکر 47 به دستور سرجوخه ملک محمدی ساعتی پیش از شهادت همرزمانش بسوی تبریز رفته بود.

سرلشکر نوویکف، فرمانده لشکر 47 شوروی وقتی متوجه می‌شود که سربازان ایرانی کشته شده‌اند از پل آهنی عبور می‌کند و وارد خاک کشور می‌شود. او وقتی فهمید 48 ساعت است که تنها با 3 سرباز جنگیده، به نشانه احترام یکی از درجه‌هایش را از روی دوشش باز کرد و روی سینه سرجوخه محمدی گذاشت و از چوپانی خواست 3 سرباز شجاع را به شیوه مسلمانان کنار پل آهنی دفن کند. تدفین این 3 سرباز به‌خاطر وطن‌پرستی‌شان با تشریفات نظامی از سوی لشکر 47 ارتش دشمن صورت گرفت.بر روی سنگ آرامگاه هر سه نوشته شده است : آرامگاه ژاندارم شهید ...، که در شهریور ماه ۱۳۲۰ در راه انجام وظیفه در مقابل مهاجمین ایستادگی و به شهادت رسیده است.

درسال ۱۳۷۵ هجری شمسی آرامگاه این مرزبانان بازسازی شد و هر هفته مراسم ادای احترام توسط نیروی مرزبانی ناجا بر سر مزار این مرزبانان انجام می شود.

بر بالای آرامگاه آنان این بیت شعر نقش بسته است:

هرچند آغشته شد به خون پیرهن ما
شد جامه سربازی ما هم کفن ما
شادیم ز جانبازی خود در شکم خاک
پاینده و جاوید بماند وطن ما
برداشت از اسناد تاریخی
Forwarded from Soleiman Amirifard
ستارخان درجواب کنسول روس که خواستارنصب بیرق روس برسردرخانه ستارخان جهت حفاظت از وی بود، گفت:
جناب کنسول من میخواهم۷دولت به زیر بیرق ایران باشد،حال شما میخواهیدبیرق روسها بر سردرخانه زنم؟
Soleiman Amiri:
Soleiman Amiri:
بنام خدا
.....چند روز پیش مطالبی در کانال جناب آقای حاج صادق خان مغانلو در مورد یکی از حیاتی ترین اسلحه عشایر بخصوص ایل شاهسون را دیدم، خیلی جالب و زیبا بزرگواران در مورد آن مطالب نوشته بودند با آنکه خودم نسبت به آن اطلاعاتی داشتم ولی آنقدر روی افکارم تاثیر گذاشت تا در مورد طرز تهیه و استفاده های بهینه آن در ایل شاهسون بغدادی بیشتر اطلاعات کسب کنم لذا از چند نفر افراد پا به سن گذاشته که جوانی خود را در تهیه ونحو استفاده از آن گذرانده بودند سئوالاتی کردم و با دانسته های خودم خدمتتان ارائه می نمایم
ساپان، سوپان ویا قلاب سنگ واژه هایست که اقوام مختلف به آن نام نهاده اند
ما خودمان به آن ساپان می گویم
پدرم می گوید همانطور که بعضی ها علاقه خاصی به چوب دستی داشتند وبهترین را انتخاب می کردنددر مورد ساپان هم همینطور بود ،بعضیها با وسواس خاص ساپان را درست می کردند تا در بین دیگران نمونه و بهترین باشد .....

نحوه درست کردن ساپان
ساپان از دوبخش تشکیل شده است
۱-قسمتی که سنگ را قرار می دهند بصورت بیضی کوتاه با نخ تهیه شده از پشم گوسفند با چیو( میل) با مهارت و سلیقه خاص می بافتند ودوقسمت بلند آنرا بصورت حلقه درست می کردند تا بندها را در آن به بافند ودر چرخش و رها شدن کار لولا یا بازو را بصورت احسنت انجام دهد
....لازم به توضیع است کنارها را کمی بیشتر می بافتند تا وسطش یک کم گود باشد برای اینکه مقاوم تر گرد به این قسمت نمد نازکی را می دوختند تا عمر طولانی داشته باشد
۲-بندها رامعمولا یک متر و از چهار نخ (خاما از پشم گوسفند وبعضا با موی بز) محکم تابیده شده تهیه می کردند و یکی را ثابت در نظر می گرفتند وحلقه ائی برای قرار گرفتن انگشت در انتهای آن تدارک می دیدند و آنی را که آزاد در نظر می گرفتند ،درانتهای بند آزاد چند رشته نخ (پرکی)محکم بصورت رها شده قرار می دادند که به خاطر ایجاد صدا به آن شاقرطی می گفتند به اینصورت بود، وقتی بعد از چرخاندن ساپان بند را رها می کردند همزمان با رها شدن سنگ حرکت سریع آن نسبت به خود بند صدای بلند بارعب و وحشت ایجاد می شد به آن صدا شاقرطی می گفتند( لازم به توضیح است گاهی برای ترساندن و یا جلب توجه ساپان را مثل دستمال یزدی تکان محکم می دادند که صدا آن به دور دستها می رسیدو به آن صدا هم شاقرطی می گفتند)
تا اینجا طرز تهیه ساپان را گفتم ولی استفاده از چه سنگی هم خودش داستانی دارد
اگر سنگ گرد باشد صدای ضعیفش پس از صدای بلند شاقرطی گم می شود و زیاد جلب توجه نمی کند و در موقع اصابت هم زیاد کاری نیست
ولی اگر سنگ گرد نباشد وقتی از ساپان رها می شود بخاطر چرخشش و شکستن هوا صدای ویز اون ادامه دهنده شاقر طی می شود و باعث دلهره و در موقع اصابت هم کاری تر از سنگ های گرد می باشد
برد موثر ساپان داشی حدوداً صد متر ولی برد نهایی ان بیشتر می باشد .....
اگر کسی در ساپان داشی مهارت داشته باشد به تنهای می تواند از تهاجم چند نفر جلو گیری کند وحتی آنها را شکست سخت دهد
....ساپان دور کمر و چوب دستی در دست یک شاهسون رشید مثل هیبت یک سرباز آماده به جنگ را دارا می باشد .......
سلیمان امیری فرد
باغدادلی شاهسئون ائلی...
ایل شاهسون بغدادی...

Soleiman Amiri:
بنام خدا
....وقتی سخن از مهارت سنگ اندازی باساپان(سوپان) داشی می شود نگاه ها به سمت شاهسونها کشیده می شود و هنر استفاده شاهسونها از این اسلحه زبان زد عام و خاص می باشد در مورد کارای فوق العاده این سلاح و توجه هات ویژه به آن همین قدر بگویم در بعضی از داستانهای سینه به سینه مهارت سنگ اندازی مردان رشید شاهسون با ساپان داشی وموفقیت های حاصل در جنگ ها بیان شده که خود مایع افتخار است ...............
لازم به توضیح است وسیله سنگ اندازی بصورت دستی با اشکال متفاوت و بانام های مختلف با توجه به فرهنگ آن منطقه در اکثر نقاط دنیا در طول تاریخ مرسوم بوده و در جنگ ها بعنوان بخشی از سپاه، ویژه فرمانده هان جنگی قرار می گرفتند.................‌‌
چند روز پیش که با پدرم در مورد ساپان داشی صحبت می کردیم خاطره ائی را برایم تعریف کرد خیلی جالب بود اگر این داستان در مورد شاهسون ها بود شاید برایم زیادجالب نمی شد زیرا بجزء اینکه اسلحه درگیریشان بوده بخشی از زندگی رمه داریشان هم محسوب می شده (....یکی از کار بردهای ساپان داشی در هدایت گله ها بود با چرخاندان و پرتاب سنگ راه را برای حیوانات نشان می دادند ویا با صدای شاقرطی آنها را از خطر و بیراه رفتن هوشیار می کردند ویا.......) با استفاده های مکرر از آن ،آنها را به مهارت فوق العاده ائی در هدف گیری می رساند........ ولی استفاده یکی از روستاهای نزدیک نوبران در یک درگیری بزرگ بر علیه روستای دیگر برایم خیلی جالب بود .............‌
.....چند مدتی بود بین روستای دربند و مازلقان چایی بخاطر سهم آب و زمینهای کشاورزی اختلاف افتاده بود و در این درگیریها بخاطر زیادبودن تعداد ساکنین مازلقان چای نسبت به مردم دربند درگیریها همیشه به نفع آنها تمام می شد و حاصل آن کتک خوردن دربندی ها بود چون درگیری به نفع مازلقان چای ها تمام می شد در حل مناقشه بصورت کدخدا منشی سنگینی ترازو به سمت مازلقان چایها قرار می گرفت
.........این برای دربندیها یک عقده شده بود ریش سفید های دربند دور هم جمع شدند و گفتند این انصاف نیست که از هر دو طرف ما بازنده باشیم ....... هم کتک بخوریم و هم حق را به آنها بدهند برای حالت تعادل کشاندن این در گیری به شور و مشورت نشستند تا از این وضع اسفناک نجات پیدا بکنند .....
یکی از افراد مسن چاره را کمک گرفتن از شاهسونها دانست بعضی ها از اینکه شاهسونها وارد این درگیری شوند به عللی صلاح نمی دانستند و یکی از حرف های مهمشان این بود درسته بعضی از شاهسونها خوناخای (دوست)ما هستند ولی اونها هم خوناخا دارند وسریع از آنها کمک میطلبند و این عواقب خطرناکی دارد..........
حرف خیلی زیاد شد بلخره تصمیم گرفتند از شیوه درگیری شاهسونها الگو برداری کنند ودر درگیری بعدی به سبک آنها وارد کارزار دعوا گردند
......... یکی از وسایل درگیری شاهسونها ساپان داشی بود لذا در رفت و آمدها سعی کردند نحو درست کردن و استفاده اصولی از ساپان داشی در جاهای مختلف مثل زمین های ناهموار و زمین های شخم زده را یاد بگیرند ..........هرجا هم کم می آوردند بدون اینکه کسی ملتفت شود شاهسونهای که برایشان خوناخا بودبرای رفع اشکال کمک می گرفتند
گاهی به قول خودمان با آنها ال آغاجی اویناماخ راه می انداختند تا نحو جابجا شدن و زدن ضربه در فرصت مناسب را یاد بگیرند ........
بلخره لحظه موعد فرا رسید اختلاف نسبت به شخم زدن زمین ها و آب گرفتن از آب مشترک فریادها را بالا برد ......
برای آماده شدن جهت دعوا اوز سوزومز
آغاج لاری(ئ)سویا قویدولا ساپانی بئله باغلادیلا ....
..........ادامه دارد
سلیمان امیری فرد
@Soleimanamiri
https://t.me/shahsevan_channel
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کلیپ قدیمی از رقص قشقاییها
بنام خدا
........باغدادلی شاهسئون(شئسون)ائلی

قیز آلماق وبعضی رسم و رسوماتی

....معمولا ده ده آرزو سو بودو (ی)اوغلونا توی توتا و بخاطر اینکه باشارا اوشاقینن خوشلوقون گوره گزر بئیر جینس یئولینن (خانواده دن) اوشاقینا وصلت توتا( وئیره) ......
......او زامانا( زامان) بئیر پردی آبرئ (آبرو) و حیا واریدی اوشاق اوزونن گلمئزیدی ده ده سینه دئیه من آرواد ائیستئرم
....بئیر مرحمه اورگین سوفرسین آچاردی و یا ننه وباجی سینا سوزون دئیردی من قیز ویا اگر باشی آلتینا بئیر نفر اولسیدی دئیردی ........قیزین ائیسترم ،گهدن (گاهن)ده ده و ننه اوزلری مصلحت ائیلردیله و گویونلری ائیستین یوینن فامئل چئلق ائیلردیله
.......اگر قونشو ،قونوم و یا فامئل (فامیل) اولیدی ، قیزی گورموشودو و ننه و ده ده سیده یاخچی اولاری تانییردیله( ی)چوخ موشکل (مشکل )اولمازیدی بئیر مقدمات و ائلچی گئتمک و نیشان ورمگ، بایراملاردا پای آپارماق و .....
.......اگر بئیر آیری طایفادان ویا تیردن اولئیدی و اولارینان بار گئدگئلره(گئدگئلری) اولمیدی وبیله سینه معرفی ائیلمیش اولئی دیله .....اوغلان بئیر باهاناینان (بهانه)قیزین اوا (اوبا) سینا گئیدردی
مثلا اولارین یوینه (اونه) گئیدنده
به باهانای حیوانات میزدان ائیتیب وگزرم (گزیرم )و یا بئیر آیرئ سوزونن به قول قدیم کیلر باش قولاق سویا ورردی،........
ادامه دارد
سلیمان امیری فرد
بنام خدا
......باغدادلی شاهسئون ائلی
قیز آلماق وبعضی رسم و رسوماتی

.....بعد از برسی ومقدمات ائلچی کئدمک و توافق هر ائیکی طرف بو وصلته،اوغلان طرفی نیشان قیزا آپاراردیلا، به قول قدیمکیلر بئیر چال چاور (شادی پای کوبی) ائیلله (ائیلردیله) بونان بئله(سورا) قیزینان اوشاق آداخلی سایلاردیلا
بش یا اون گونن سورا کورکنی آپارادیلا قئی ننه گورومینه( مادر زن سلام) بئیر مقدار وسایل تدارک گورردیله و عمو اوغلو و یا یاوخین فامیلان بشرطی که توی ائیلمیش اولا و اوغلانینان رودر واسیسی اولمایا یانا سالیب یولاردیلا
بئیر مدت دان سورا،اوشاق طرفی وقت توتار(خئبر ورردی) بیز ائیستریک گئله ک سوز دانیشاق
..... معمولااوشاق طرفی بیرنیچه نفر آق سقللینن قئیزن یئوینه تعین اولان گون گده ردیله و قیز طرفیده نیچدنه آق سقل چاقیرر ، تا احترامات بویوک حفظ اولا یول (شیربهاء)و کوین (مهریه)سوزون دانیشالا
......با توجه به شان قیزین ده ده سی یولو و کوینین سوزون دانیشاردیلا
قیزین کئوین پول مشخص ائیلردیله ،
یولی داوارو یا پول توکئدردیله وقرار لاری اولاردی تا توی پالتارتوت ماقینا(خرید عروسی) قیزین ده ده سینه ویریله
بعداز اینکه سوزو دانیشیب توکئدردیله برای تائید مجلیسده اولانلار هامی دئیردیله آللاه موبارک ائیلسین ... خوشلوقونان این شاالله ....و بوجور سوزونن بو مجلیسه زینت ویرردیله
سلیمان امیری فرد
Soleiman Amiri:
بنام خدا
......باغدادلی شاهسئون ائلی
قیزآلماق وبعضی رسم و رسوماتی
.....معمولا اوکسلرین که یوده(ائوده) اداخلی خیزان (اوشاق وقیز) وارلاری مسئولیتلری چوخدو ،درک هامی بایراملارا و گئد گئل لره حواسی اولا
چون قیز یا گئلین تا توی اولانا کیمین حجب و حیاسی و غرور خانواده سی بو اجازه نی ورمزیدی قبل از توی اوغلانین یویئنه گئده (الان تاثیراتی که جامعه مدرن بیزیم جامعه میزه قویب باعث اولوب بئیر سری رفتارلار بیزیم رسم و روسوماتا ائیضافا اولا )
۰۰۰۰اوزامان وضعیتَ اوتور دور (نشست وبرخاست) ائینینن(ائینکینن)بئیر مقدار فرقی واریدی معمولا یئوده سوزون اول و آخیرین ده ده دئیردی و او خط مئش گئدیب گئلمک لری مشخص ائیلردی و بو بئیر احترام وعزت خاص ده ده لره ویرردی و (واریدی) ....
اوجور کی بویوک لردن خئبر لش میشم(سوروشومام)گئلین، قئین آتانین چوخ احترامین ساخلاردی وحتی نیچه ائیل تویونان سورایا کیمین اوزونهَ ایجازا ورمزیدی یانا دانیشا و یا اوزون آچا(البته رسمیدی گئلینن دانیشماقینا اوغلانینن یوخین (یاوق) فامئیللری بئیر شیرینی دانیشماخینا ورردیله اونان سورا گئلین با حجب و متانتینن دانئیشاردی) ،قئین آتا دا گئلینی یئوینه خئیر وبرکت بئیلردی وبیله سینه ارزش قائل اولاردی و اکسئرن چوخ محترمانه بو کلماتینان چاقیراردی ، عزیزم، قیزیم، گوزوم ،جانیم و........
اوغلان هر موقا قیز گورومونه گئیدنده به قوله قئدیمکی لر الی دولو گئیدردی وبئیر مقداردا اداخلیسنا پای نظرده توتاردی و چوخ سر وسنگین و موادبانه قیزین ننه سی و ده ده سینن برخورد ائیلردی و آداخلیسینان اولار یانا دانشمازیدی بو احترام حتی تویدان سورا دا حفظ ائیلردی و آروادینان چیئن به چیئن( کنار هم )یول گئدمئزیدی و اگر اولادلاریی( بچه) اولئیدی اوزونن گئلمزیدی بویوک لر یانا قوجاقینا آلا ......

.....بیزیم ائلین ائگیدینین تصویری
نقش قلم ......
او سرده گورکن اوغلان
چینینه چروند اوغلان
آق گئیو ،گئن تومان
بورکون قویوب قجری
قرمز دسمال الیندا
آق کوینک دالیندا
آق شاله سالب بوینونا
یار یار دوشمز دیلینن
بئیر تیرینگه واریدی که گاهدان بعضیلرکی کورکنینن شوخلوق لاری واریدی اوغلانی گورردیله قیز گورومونه گئیدرشوخلوقونان (به شوخی) اونوینان توش اولانا اوخویاردیلا
...گئتکَ گوروم دسمالیدا نئیی وار
من سایمیشام اوندورد اونبش ناری وار......
یا ....انیم گلیم جاجیخدان یول سالدیم یونجایخدان جانیم بئله یواش گئل........
سلیمان امیری فرد
Soleiman Amiri:
بنام خدا
خطا /اشتباه، سهو، ، لغزش ، جرم، تقصیر،، معصیت، گناه ، ...
ختا/منطفه ائی در ترکستان که چین شمالی هم می گویند
تلفیق تاریخ و عرفان باوری را بوجود آورد تا دیده ها از بینش دنیوی عبور باعلم قدرت خداشناسی و باورهای عاشقانه یک رنگ گردد تاریخ نویس ومحققی بنام فیروز منصور در کتاب خود ، راز های تاریخ صحفه ۸۸و ۸۹ در مورد علت بکار بردن کلمه خطائی برای شاه اسماعیل را بر اساس داستانی( این داستان در مورد نادر شاه هم بیان شده) بیان می کند و ...... .....
می گویدکسی که مرشد کامل باشد شک کندبه عشق و نظر خداوندی، ....ویا کسی که عشق عاشق درخون خفته را وید بیضا شاه شهید را درک نکند، وبه اشتباه نبش قبر دهد ایمان او سست ونسبت به اعتقادتش لرزیده
..... این خطایست بزرگ و به این خاطر خطائی گفته اند
شعری از شاه اسماعیل
گئتدی اول دلبر، بسی درد و بلا قالدی منه،

نی بلا، بل کیم، یوکوش جور و جفا قالدی منه

مونجا گلدیم من گدایه هئچ عنایت قیلمادون،

ائشیگونده قالدوغیم دست دعا قالدی منه

مژده گلدی دلستانومدن کی، قتل اولدی رقیب،

شکر کیم، بیگانه گئتدی، آشنا قالدی منه

آنجه کوکب کیمی، یاش تؤکدی، غموندن گؤز‌لریم،

یئر ایله، گؤگ ایله، کیواندا باخا قالدی منه

ای "خطایی"! زولفو تک آریندی یوز‌دن زنگبار،

دلبر چین و ختن، خوب "ختا" قالدی منه
Soleiman Amiri:
بنام خداوند جان وخرد
با هزاران دورد و سلام
......باز تاریخ صحفه های خود را گشوده تا رشادت مردان را برای آیندگان به یادگار بگذرد
....در این شرایط سخت بوجود آمده که از درون مثل موخوره بجان ضعیف مردم چنگ می زنند و از خارج تبرهای آهنی برای خردکردن این پیکر استوار دندان تیز کرده اند مرد عمل می خواهد شاه عباس نامی رامی خواهد باگرد آوری مردان جان بر کف (شاهسون) قشونی فاتح بسازد
....... اول یاغیان سر به هوا را ادب کندو.....
.......وقتی به تاریخ آن دوره رجوع می کنی مصیبت های را می بینی که بجز یک نیروی وفادار هیچ کس نمی تواند کشور را نجات دهد
........صدای مردان شجاع من شاهسونم با چکاچک شمشیر ها ،اگر زمانی نام شاهسون یک ایده و آرمان بود حالا لباس رهایی بخش ومنجی را برتن کرده، فریاد بلند مردان گرد آمده در دولتخانه و اطراف آن چنان وحشتی بجان غارتگران بیت المال انداخت در کمترین زمان آرامش و عدالت را به کشور ارزانی نمود، در چند دهه که این افراد لایق در راس امور بودند مملکت در امنیت و آرامش با عدالت به حیات خود ادامه داد
آری این وضع شلم شوربای اقتصادی مردان دلسوز و قاطعی را می طلبد تا یاغیان و غارت گران داخلی را از دم تیغ عدالت بگذراند و با برگرداندن سرمایه مملکت ومدیریت درست چرخه اقتصاد را به مسیر اصلی هدایت کندوباعث رونق کسب و کارو امنیت آن شود .....ودر مقابل یاوه گویان خارجی با تصمیم عقلایی و منطقی به ایستد تا اقتدار مردان این آب وخاک را اثبات کند
.....آری تاریخ ما بیانگر واقعیت هایست که دنیا را به شگفت واداشته ، ....... جوان به اسارت رفته چندی نگذشت که شد منجی،با غیرت ذاتیش و ضربه های گرز نادریش کشور را جانی دوباره بخشید ، عثمانیهابه خاطر ضرب شصتی که از او وجنگ با گرزش خورده بودند .........توپوزخان گفتند ،با نیروی بزرگ شاهسون دوباره مملکت را یکپارچه و آسایش از دست رفته را باز گرداند
........آری مملکت ونجات آن ،یک اقتدار بزرگ به دست مرد عادل وبا نیروهای از جان گذشته همچون شاهسون را می خواهد........
سلیمان امیری فرد
Forwarded from باغدادلی شاهسئون ائلی... (Soleiman Amiri)
باغدادلی شاهسئون ائلی...
ایل شاهسون بغدادی...

علی حاجیلی:

یادیما دوشدو
☆☆

من باخیردیم اؤز ائلیمین آدینا
یازانلارین آدی یادیما دوشدو

گؤردوم فرخ قوشولوبدو گروها
قدیم کی شعرلری یادیما دوشدو

ائل بیلیمی صراف وئریب ایفتخار
یازیلان سوزلری ائدیر اینتشار

سادات وئریر یازمالارا اعتیبار
سلامت یاز دیغی یادیما دوشدو

سولیمان امیری تحقیق ایشینده
یازدیقلاری فیکیرینده دیلینده

حوصله لی یازیرقلم الینده
شاهسون کوچ قونو یادیما دوشدو

عاریف شعردئمکده یورولماغی یوخ
اونون آناشعری قیمتلیدی چوخ

حمید بی اوخوماقدا هئچ تایی یوخ
دوبیتی چالماغی یادیما دوشدو

گؤیلوم ایستیر وفایی نی یازام من
چالیشام تا قافیه نی تاپام من

شاهسونم فیکر ائله مه تاتام من
تاپماجالار بیر بیر یادیما دوشدو

عاشیق گونش اورگه دیر یول یولاغی
تاپیب یؤلداشلاری سوزگون بولاغی

یاندیریبدی ائل ایچینده چیراغی
اسعد نیظام سئلی یادیما دوشدو

علی یم ییغیرام بایاتیلاری
محبت لر داراشیر منه ساری

وئرسین منه کومگ اوبویوک تاری
چل یکدنه سایی یادیما دوشدو

آذرماه نودوپنج...علی حاجیلی
@Soleimanamiri
@BFarrokh
@Ashiq11
https://t.me/shahsevan_channel