باغدادلی شاهسئون ائلی...
ایل شاهسون بغدادی...
@Soleimanamiri
Soleiman Amiri:
قسمت ۷
بنام خدا
جنگ چالدران اوج رشادت،شجاعت،استقامت، مقاومت ،ایثار و از خود گذشتگی ست
همیشه با سخنان یک فرمانده بزرگ که از اعماق وجودش فورا می زند باعث می شود شجاعت ذاتی زیردستانش به درجه بلوغ برسد و آن موقع است که حماسه عشق وجنون با خون مردان از خود گذشته برای آیندگان نقش نگار می دهد
....شاه اسماعیل رو به قشون کرد و از خوی متجاوز وتعرض وهزاران نکته غیرت انگیز از جنگ نابرابر گفته و چالدران را تشبیه به کربلای ۶۱ هجری خواند و در آخر مرگ با عزت و شرف را در میدان جنگ به ننگ ابدی وبی غیرتی به دنیا طلبی و این میراث بی غیرتی برای فرزندان کم فروشان جان گفت ......
خان محمد گفت اگر فاتح نشویم من درمیدان جنگ خواهم مرد و...امیرعبدالباقی گفت من محال است ننگ به خانه ببرم و....سید محمد به رشادتی که در ذات آنهاست وبه جد خود سیدالشهدا اشاره و......وقتی شاه سخنان یاران خود را دید گفت من از شما مطمئن هستم ولی ....
......قبل از جنگ شاه اسماعیل مردان جنگی را به نه قسمت تقسیم ویک گروه به فرماندهی خودش وهشت فرمانده نامدار او۱- خان محمد استاجلو۲-امیرعبدالباقی ۳-محمدقره باغی۴-حسن بیک لله ۵-ساروبیره قورچی ۶-سید محمدکونه ۷-امیرسید یوسف ۸-اصلان خان رئیس ساری قمیش
مردانی که اگر بگویم غیر از این نامداران بود به هیچ وجه حماسه چالدران با بیست وپنج الی بیست وهفت هزار نفر در مقابل دویست هزار نفر خلق نمی شد هشت فرمانده قشون بعلاوی شاه اسماعیل هم قسم شدن یا باید پیروز میدان شوند و یا در میدان رزم جان بجان آفرین تسلیم کنند
رجز خوانی هریک از این مردان نشان از عمق عشق ودلدادگی به میهن است
......جنگ سختی شروع شد از کنارها درگیری شروع و قلب دشمن هدف مردان شاه اسماعیل گردید
و دشمن به خیال اینکه شاه در قلب جبهه باقی است نیروی بیشماری را به این قسمت جنگ گسیل داشت.....
دوفرمانده نامی حسن بیک لله و امیر عبدالباقی با جان و دل درمیان نیزه،تیراز چله رها شده، گرز و چکاچک شمشیرها هنرنمای وصف ناپذیری را در دیده ها خلق کرده بودند نفسها با نهره دلخراش مردان کارزار از این جنگ نابرابر به تنگ آمده بود وبرای تجدید قوا نیروی تازه نفسی را طلب می کرد....
....شاه رو به اصلان خان کردو گفت آیا نیرو های تازه وارد دشمن را می شناسی گفت بله آنهاایچ اوقلان هستند ........ شاه گفت ۳۲۵ مردجنگی با خود داری آیا آماده ائی در سخت ترین قسمت میدان وارد مبارزه شوی
اصلان خان روبه شاه کرد و گفت جان ما فدایی شاه و اهداف او، ما آماده جانبازیی در راه مرشد هستیم
شاه وقتی به چهره مردانه وجای زخم های یادگار جنگ دیاربکر او وبه حرفهای باغیظ اونگریست گفت از نیروهای دیگر هم بردار وبا دوهزار نفر به قلب دشمن بتاز چون دشمن کار را به فرمانده هان ما مشکل کرده است
در یک چشم به هم زدن با افرادتحت فرمان خود به میدان رزم رسید وبا صدای رسا اعلام به حمله کرد یکی از مردان جنگی تالش رو به اصلان خان کرد و گفت اگر حمله باشد ما خودمان آماده جانبازی هستیم ولی نوع جنگی ما تدافعی است اصلان خان گفت در مقابل این همه نیرو مقاومت یعنی نابودی و قشون را به زحمت انداختن ولی حمله آرایش جنگی دشمن را برهم می زند و اینجاست که می توانیم از بی نظمی در صفوف دشمن به قلب آنها رخنه وضربه کاری را وارد کرد
اصلان خان سریع خود را به حسن بیک وامیر الباقی ..رساند ودر اینجا شور کردند و امیرعبدالباقی را فرمانده قراردادند و شوری که انجام شد حمله نقشه جنگی آنها تعریف گردید با نظر فرمانده در موقعیت های خود برای یورش قرار گرفتند
....وای خدای بزرگ عجب جنگی آدم را به سلاخی و کشتارگاه ها می کشاند
با نعره یا علی مدد و حمله همه جانبه، قشون آموزش دیده بیشمار سلیم تاب مقاومت مردان را نیاورد و در حال فروپاشی قرار گرفت
اصلان خان در یک دست شمشیر و در دست دیگر تبری داشت با هر حرکت او نعره ائی رو به خاموشی می رفت
....پنجاه تن ازسربازان ساری قمیش در کنار فرمانده خود قلب سپاه دشمن را چاک داده و خود را به پشت سر آنها رساندند
....دشمن وقتی این وضع را دید با نیروهای کمکی خود دلیران شاه را در محاصره قرارداده و از همه طرف بر آنها یورش بردند
.....نعره مردان با چکاچک شمشیرها همراه و شیهه اسبها ونفس های بشمارش افتاده آنها نشان از اوج جنگ داشت
...با حمله های پی در پی اصلان خان و جوانان ساری قمیش زخم های برداشته همراه بایارانش با خون خود مرثیه عشق را می سرودند
.....تاب وتوان از اوبریده و در کنار یاران با وفایش در چالدران آرام گرفت
...این مردان شهادت را ،واژه عشق خواندند
درود به روان پاکشان ....
سلیمان امیری فرد
https://t.me/shahsevan_channel
ایل شاهسون بغدادی...
@Soleimanamiri
Soleiman Amiri:
قسمت ۷
بنام خدا
جنگ چالدران اوج رشادت،شجاعت،استقامت، مقاومت ،ایثار و از خود گذشتگی ست
همیشه با سخنان یک فرمانده بزرگ که از اعماق وجودش فورا می زند باعث می شود شجاعت ذاتی زیردستانش به درجه بلوغ برسد و آن موقع است که حماسه عشق وجنون با خون مردان از خود گذشته برای آیندگان نقش نگار می دهد
....شاه اسماعیل رو به قشون کرد و از خوی متجاوز وتعرض وهزاران نکته غیرت انگیز از جنگ نابرابر گفته و چالدران را تشبیه به کربلای ۶۱ هجری خواند و در آخر مرگ با عزت و شرف را در میدان جنگ به ننگ ابدی وبی غیرتی به دنیا طلبی و این میراث بی غیرتی برای فرزندان کم فروشان جان گفت ......
خان محمد گفت اگر فاتح نشویم من درمیدان جنگ خواهم مرد و...امیرعبدالباقی گفت من محال است ننگ به خانه ببرم و....سید محمد به رشادتی که در ذات آنهاست وبه جد خود سیدالشهدا اشاره و......وقتی شاه سخنان یاران خود را دید گفت من از شما مطمئن هستم ولی ....
......قبل از جنگ شاه اسماعیل مردان جنگی را به نه قسمت تقسیم ویک گروه به فرماندهی خودش وهشت فرمانده نامدار او۱- خان محمد استاجلو۲-امیرعبدالباقی ۳-محمدقره باغی۴-حسن بیک لله ۵-ساروبیره قورچی ۶-سید محمدکونه ۷-امیرسید یوسف ۸-اصلان خان رئیس ساری قمیش
مردانی که اگر بگویم غیر از این نامداران بود به هیچ وجه حماسه چالدران با بیست وپنج الی بیست وهفت هزار نفر در مقابل دویست هزار نفر خلق نمی شد هشت فرمانده قشون بعلاوی شاه اسماعیل هم قسم شدن یا باید پیروز میدان شوند و یا در میدان رزم جان بجان آفرین تسلیم کنند
رجز خوانی هریک از این مردان نشان از عمق عشق ودلدادگی به میهن است
......جنگ سختی شروع شد از کنارها درگیری شروع و قلب دشمن هدف مردان شاه اسماعیل گردید
و دشمن به خیال اینکه شاه در قلب جبهه باقی است نیروی بیشماری را به این قسمت جنگ گسیل داشت.....
دوفرمانده نامی حسن بیک لله و امیر عبدالباقی با جان و دل درمیان نیزه،تیراز چله رها شده، گرز و چکاچک شمشیرها هنرنمای وصف ناپذیری را در دیده ها خلق کرده بودند نفسها با نهره دلخراش مردان کارزار از این جنگ نابرابر به تنگ آمده بود وبرای تجدید قوا نیروی تازه نفسی را طلب می کرد....
....شاه رو به اصلان خان کردو گفت آیا نیرو های تازه وارد دشمن را می شناسی گفت بله آنهاایچ اوقلان هستند ........ شاه گفت ۳۲۵ مردجنگی با خود داری آیا آماده ائی در سخت ترین قسمت میدان وارد مبارزه شوی
اصلان خان روبه شاه کرد و گفت جان ما فدایی شاه و اهداف او، ما آماده جانبازیی در راه مرشد هستیم
شاه وقتی به چهره مردانه وجای زخم های یادگار جنگ دیاربکر او وبه حرفهای باغیظ اونگریست گفت از نیروهای دیگر هم بردار وبا دوهزار نفر به قلب دشمن بتاز چون دشمن کار را به فرمانده هان ما مشکل کرده است
در یک چشم به هم زدن با افرادتحت فرمان خود به میدان رزم رسید وبا صدای رسا اعلام به حمله کرد یکی از مردان جنگی تالش رو به اصلان خان کرد و گفت اگر حمله باشد ما خودمان آماده جانبازی هستیم ولی نوع جنگی ما تدافعی است اصلان خان گفت در مقابل این همه نیرو مقاومت یعنی نابودی و قشون را به زحمت انداختن ولی حمله آرایش جنگی دشمن را برهم می زند و اینجاست که می توانیم از بی نظمی در صفوف دشمن به قلب آنها رخنه وضربه کاری را وارد کرد
اصلان خان سریع خود را به حسن بیک وامیر الباقی ..رساند ودر اینجا شور کردند و امیرعبدالباقی را فرمانده قراردادند و شوری که انجام شد حمله نقشه جنگی آنها تعریف گردید با نظر فرمانده در موقعیت های خود برای یورش قرار گرفتند
....وای خدای بزرگ عجب جنگی آدم را به سلاخی و کشتارگاه ها می کشاند
با نعره یا علی مدد و حمله همه جانبه، قشون آموزش دیده بیشمار سلیم تاب مقاومت مردان را نیاورد و در حال فروپاشی قرار گرفت
اصلان خان در یک دست شمشیر و در دست دیگر تبری داشت با هر حرکت او نعره ائی رو به خاموشی می رفت
....پنجاه تن ازسربازان ساری قمیش در کنار فرمانده خود قلب سپاه دشمن را چاک داده و خود را به پشت سر آنها رساندند
....دشمن وقتی این وضع را دید با نیروهای کمکی خود دلیران شاه را در محاصره قرارداده و از همه طرف بر آنها یورش بردند
.....نعره مردان با چکاچک شمشیرها همراه و شیهه اسبها ونفس های بشمارش افتاده آنها نشان از اوج جنگ داشت
...با حمله های پی در پی اصلان خان و جوانان ساری قمیش زخم های برداشته همراه بایارانش با خون خود مرثیه عشق را می سرودند
.....تاب وتوان از اوبریده و در کنار یاران با وفایش در چالدران آرام گرفت
...این مردان شهادت را ،واژه عشق خواندند
درود به روان پاکشان ....
سلیمان امیری فرد
https://t.me/shahsevan_channel
Telegram
باغدادلی شاهسئون ائلی...
ایل شاهسون بغدادی...
@Soleimanamiri
@Soleimanamiri
باغدادلی شاهسئون ائلی...
ایل شاهسون بغدادی...
@Soleimanamiri
اؤز گؤرمهین چاخیری
؛
اؤز گؤرمهین چاخیریندان، ساغی دوْلاندیر بارداغین
اسرهمکدن دۆزلوک ساچار؛دوْلدور ایچیم جان چیراغین
کؤنلوم ائوينده اوْدا چک؛ اسکیلنمیش آلاولاری
اؤزگورلوگه سال یاشامین اؤزلوگومدهکی دوستاغین
سئودا اوْيلاغيندا لالا؛ بير قيسا يوْل يوْلداش اوْلدو
كؤكسوم داغين گؤردو گئتدی؛گيزلهتدى اوْ باغری داغين
باخما بو سوسقونلاشماغا، آرديندا ياتيب قاسيرغا
يئرى دير بير هوْنجوقلايا؛ ايپین قیرا بو توْزاغین
ساغی منه بیر کۆپ گرهک؛ بیتمز قاندالی چیینهیم
آوچىلار آو اوْلدو هامی، کیمدن آلیم سر-سوْراغین؟
آنیمساماق گئچمیشیندیر،گرهکدیر گؤرمهگین چاغی
گل اسرهیک بیر کۆکرهیک، دورار دالیندا داغ داغین
یالنیزلیغین آلانیندا اسنهمکلر آرخا دوردو
اؤتن چاغلارین ایچینده، ایتیردی "بختیار" چاغین
(بختیار فرّخ. ۱۳ /١١ /١٣٨٩ )
@Bakhtiar_Farrokh
.
https://t.me/shahsevan_channel
ایل شاهسون بغدادی...
@Soleimanamiri
اؤز گؤرمهین چاخیری
؛
اؤز گؤرمهین چاخیریندان، ساغی دوْلاندیر بارداغین
اسرهمکدن دۆزلوک ساچار؛دوْلدور ایچیم جان چیراغین
کؤنلوم ائوينده اوْدا چک؛ اسکیلنمیش آلاولاری
اؤزگورلوگه سال یاشامین اؤزلوگومدهکی دوستاغین
سئودا اوْيلاغيندا لالا؛ بير قيسا يوْل يوْلداش اوْلدو
كؤكسوم داغين گؤردو گئتدی؛گيزلهتدى اوْ باغری داغين
باخما بو سوسقونلاشماغا، آرديندا ياتيب قاسيرغا
يئرى دير بير هوْنجوقلايا؛ ايپین قیرا بو توْزاغین
ساغی منه بیر کۆپ گرهک؛ بیتمز قاندالی چیینهیم
آوچىلار آو اوْلدو هامی، کیمدن آلیم سر-سوْراغین؟
آنیمساماق گئچمیشیندیر،گرهکدیر گؤرمهگین چاغی
گل اسرهیک بیر کۆکرهیک، دورار دالیندا داغ داغین
یالنیزلیغین آلانیندا اسنهمکلر آرخا دوردو
اؤتن چاغلارین ایچینده، ایتیردی "بختیار" چاغین
(بختیار فرّخ. ۱۳ /١١ /١٣٨٩ )
@Bakhtiar_Farrokh
.
https://t.me/shahsevan_channel
Telegram
باغدادلی شاهسئون ائلی...
ایل شاهسون بغدادی...
@Soleimanamiri
@Soleimanamiri
Soleiman Amiri:
بنام خدا
مبارزه برای مرتع خوب
......در دنیای کوچ وایلیاتی از زمانهای قدیم مرتع یکی از اختلافات ما بین اقوام بوده و در این درگیری شاید با کد خدا منشی می شد جلوی یک حادثه تلخ را گرفت ولی حس ناسیونالیستی افراد به هم طایفه ائی های خود گاهی باعث درگیری خونینی می شد
......بعداز یک زمستان طولانی طوایف برای استفاده از طبیعت زیبا از هم سبقت می گیرند
.....کوچ جمعی از طایفه قاسملو در منطقه ائی بسیار زیبا وپر از گونهای گیاهی اتراق و چادر ها را بر پا می کنند
....تعداد کمی از طایفه کوسه لر در همان نزدیکیها اتراق کرده و برای چرای گوسفند بین آنها اختلاف می افتاد
صحبتها و ریش سفیدی بخاطر حمایت قاطع طرفین از طوایف خود جواب نمی دهد
....از حرکات مردان و جوانان بوی خوشی نمی آید دو طایفه بزرگ زمانی که دوشا دوش هم یاغیان را ادب می کردند حالا بخاطر جبر زمانه وبازی دولتمران برای مهار آنها ومحدود کردن چرا گاهها باید رو در روی هم قرار گیرند
......صحبتها از قربانت برم به قربانیت می کنم می رفت، تفنگها بر دوش مردان نشست و چوبهای دستی قارا آغاج، بادام آغاجی وغیره که در مفرجها روغن کاری شده بودبرای مبارزه در دست توانمند مردان ایل قرار گرفت ،ساپان داشی ها ترمیم و به کمرها بسته می شود ،نشانه های درگیری بزرگ هر روز که می گذشت بیشتر نمایان می شد اختلافات و توهین به همدیگر جای قربان صدقه رفتن های مردان ایل را گرفته بود
.....در یک روز صبح وقتی خواب خوش شبانه با کار و بیداری جابجا شد
دیگر کار از احتیاط ائیلین عبور کرده به نجور ورشاقا رسیده بود
....طرفین تا ساعت ۱۰ صبح نسبت به هم رجز خوانی کردند
در سمت طایفه قاسملو که به چادرها و خانواده ها نزدیک بود وضعیت سنگین تر از طرف مقابل یعنی طایفه کوسه لر بود
...بعد از کمی خط و نشان کشیدن قرار شد هر یک شخصی را به میدان بفرستند و با شکست هریک از مبارزان طایفه اش از آن منطقه کوچ کنند
از طرف هر دو طایفه یک نفر رشید و بزن بهادر به میدان فرستاده شد
...دیگراز آن هیاهوهای گوش کر کن خبری نبود، فقط شمارش نفسها را می شد شنید و چشمان نگران را که با حرکات مردان جابجا می شد و با چرخش چوبها آه از دلها بر می خواست
....در جنگ دو مرد کار آزموده که روز را با حرکت چوب دستی و بازی با آن می گذرانند بسیار زیباست اینجا بجزء مهارت در مبارزه چوب انعطاف بدن هم تعین کننده است
.....صدای برخورد چوب آهنگ مبارزه را تعریف می کرد وچرخش مردان جنگی گردوغبار میدان را .....
.....حرکات وجابجایی ها بجای رسید، مبارز کوسه لر با یک حرکت ماهرانه چوب دستی مبارز طایفه قاسملو را از دستش خارج و چوب معلق در آسمان شد.....
...این شکست برای طایفه قاسملو مورد تائید نبود لذا ندایی ورون ......بلولار تقلب ائیلدیله میدان آرام به صحنه جنگ تبدیل شد با حمایت های خوب وپشتیبانی خانواده ها مردان طایفه قاسملو بر کوسه لر کم تعداد غالب شدند و ......
خبر به طایفه کوسه لر رسید مردان و جوانان که گوششان بسمت مرتع مورد اختلاف هم طایفه ائیهایشان بود
...به سمت میدان درگیری حرکت کردند در گرمای ظهر وقتی آدم مسافتی را می دود و به مقصد می رسد با نوشیدن یک کاسه آب گوارا از تولوق جان تازه می گیرد ولی متاسفانه برای مبارزان کوسه لر سنگ ساپان داشی و چوبهای طرف مقابل آماده پذیرای بود
......با طولانی شدند در گیری میدان جنگ با افزایش افرادجنگجو به نفع طایفه کوسه لر تغییر کرد و طایفه قاسملو بسمت بلندی تغییر مکان داده و در گیرها از جنگ تن به تن به تیراندازی و پرتاب سنگ توسط ساپانداشی کشیده شد
......وقتی مبارزان خسته کوسه لر وضعیت را چنین دیدند از فرصت استفاده تا از بولاق آبی بنوشند تا جانی به بازوهای خود بدهند بطرف بولاق خیز برداشتند
.....یکی از مردان رشید کوسه لر از خسته گی خود را به بولاق رسانده دولاشد تا گلوی تازه کند حریف طرف خود را خوب میشناخت با یک حرکت سریع خودش را به این جوان رساند و بگو مگوی بین یکی از ریش سفیدهای کوسه لر با مبارز قاسملو شد ریش سفید طایفه کوسه لر برای ترسانندن مبارز قاسملو ونجات جوان خود لوله تفنگ را به سمت او گرفت از قضا با حرکت اسب انگشت روی ماشه جابجاشد و تیری سربی در سینه جوان رشید قاسملو آرام گرفت
....ریش سفید طایفه کوسه لر وقتی وضعیت را مناسب ندید بیدرنگ اسب را بسمت مبارز خود راند و گفت رکاب اسب را( بگیر)بچسب و به تاخت عزم ترک میدان را داشت در دم دمای عبور از بلندی اسب ریش سفید مورد اصابت گلوله مبارزان قاسملو می گیرد .......
....در یک چشم بهم زدن وسط میدان خالی از مبارزان و هریک در سمتی وبلندی را سنگر خود کرده بودند و...
......دوستان عزیز لازم به توضیح می باشد معمولا درگیری بین چند نفر از دو طایفه رخ می داد در عامیانه می گفتند درگیری طایفه ائی رخ داده ودرگیری بین طایفه کوسه لر وقاسملو هم از این مستثنا نیست
سلیمان امیری فرد
بنام خدا
مبارزه برای مرتع خوب
......در دنیای کوچ وایلیاتی از زمانهای قدیم مرتع یکی از اختلافات ما بین اقوام بوده و در این درگیری شاید با کد خدا منشی می شد جلوی یک حادثه تلخ را گرفت ولی حس ناسیونالیستی افراد به هم طایفه ائی های خود گاهی باعث درگیری خونینی می شد
......بعداز یک زمستان طولانی طوایف برای استفاده از طبیعت زیبا از هم سبقت می گیرند
.....کوچ جمعی از طایفه قاسملو در منطقه ائی بسیار زیبا وپر از گونهای گیاهی اتراق و چادر ها را بر پا می کنند
....تعداد کمی از طایفه کوسه لر در همان نزدیکیها اتراق کرده و برای چرای گوسفند بین آنها اختلاف می افتاد
صحبتها و ریش سفیدی بخاطر حمایت قاطع طرفین از طوایف خود جواب نمی دهد
....از حرکات مردان و جوانان بوی خوشی نمی آید دو طایفه بزرگ زمانی که دوشا دوش هم یاغیان را ادب می کردند حالا بخاطر جبر زمانه وبازی دولتمران برای مهار آنها ومحدود کردن چرا گاهها باید رو در روی هم قرار گیرند
......صحبتها از قربانت برم به قربانیت می کنم می رفت، تفنگها بر دوش مردان نشست و چوبهای دستی قارا آغاج، بادام آغاجی وغیره که در مفرجها روغن کاری شده بودبرای مبارزه در دست توانمند مردان ایل قرار گرفت ،ساپان داشی ها ترمیم و به کمرها بسته می شود ،نشانه های درگیری بزرگ هر روز که می گذشت بیشتر نمایان می شد اختلافات و توهین به همدیگر جای قربان صدقه رفتن های مردان ایل را گرفته بود
.....در یک روز صبح وقتی خواب خوش شبانه با کار و بیداری جابجا شد
دیگر کار از احتیاط ائیلین عبور کرده به نجور ورشاقا رسیده بود
....طرفین تا ساعت ۱۰ صبح نسبت به هم رجز خوانی کردند
در سمت طایفه قاسملو که به چادرها و خانواده ها نزدیک بود وضعیت سنگین تر از طرف مقابل یعنی طایفه کوسه لر بود
...بعد از کمی خط و نشان کشیدن قرار شد هر یک شخصی را به میدان بفرستند و با شکست هریک از مبارزان طایفه اش از آن منطقه کوچ کنند
از طرف هر دو طایفه یک نفر رشید و بزن بهادر به میدان فرستاده شد
...دیگراز آن هیاهوهای گوش کر کن خبری نبود، فقط شمارش نفسها را می شد شنید و چشمان نگران را که با حرکات مردان جابجا می شد و با چرخش چوبها آه از دلها بر می خواست
....در جنگ دو مرد کار آزموده که روز را با حرکت چوب دستی و بازی با آن می گذرانند بسیار زیباست اینجا بجزء مهارت در مبارزه چوب انعطاف بدن هم تعین کننده است
.....صدای برخورد چوب آهنگ مبارزه را تعریف می کرد وچرخش مردان جنگی گردوغبار میدان را .....
.....حرکات وجابجایی ها بجای رسید، مبارز کوسه لر با یک حرکت ماهرانه چوب دستی مبارز طایفه قاسملو را از دستش خارج و چوب معلق در آسمان شد.....
...این شکست برای طایفه قاسملو مورد تائید نبود لذا ندایی ورون ......بلولار تقلب ائیلدیله میدان آرام به صحنه جنگ تبدیل شد با حمایت های خوب وپشتیبانی خانواده ها مردان طایفه قاسملو بر کوسه لر کم تعداد غالب شدند و ......
خبر به طایفه کوسه لر رسید مردان و جوانان که گوششان بسمت مرتع مورد اختلاف هم طایفه ائیهایشان بود
...به سمت میدان درگیری حرکت کردند در گرمای ظهر وقتی آدم مسافتی را می دود و به مقصد می رسد با نوشیدن یک کاسه آب گوارا از تولوق جان تازه می گیرد ولی متاسفانه برای مبارزان کوسه لر سنگ ساپان داشی و چوبهای طرف مقابل آماده پذیرای بود
......با طولانی شدند در گیری میدان جنگ با افزایش افرادجنگجو به نفع طایفه کوسه لر تغییر کرد و طایفه قاسملو بسمت بلندی تغییر مکان داده و در گیرها از جنگ تن به تن به تیراندازی و پرتاب سنگ توسط ساپانداشی کشیده شد
......وقتی مبارزان خسته کوسه لر وضعیت را چنین دیدند از فرصت استفاده تا از بولاق آبی بنوشند تا جانی به بازوهای خود بدهند بطرف بولاق خیز برداشتند
.....یکی از مردان رشید کوسه لر از خسته گی خود را به بولاق رسانده دولاشد تا گلوی تازه کند حریف طرف خود را خوب میشناخت با یک حرکت سریع خودش را به این جوان رساند و بگو مگوی بین یکی از ریش سفیدهای کوسه لر با مبارز قاسملو شد ریش سفید طایفه کوسه لر برای ترسانندن مبارز قاسملو ونجات جوان خود لوله تفنگ را به سمت او گرفت از قضا با حرکت اسب انگشت روی ماشه جابجاشد و تیری سربی در سینه جوان رشید قاسملو آرام گرفت
....ریش سفید طایفه کوسه لر وقتی وضعیت را مناسب ندید بیدرنگ اسب را بسمت مبارز خود راند و گفت رکاب اسب را( بگیر)بچسب و به تاخت عزم ترک میدان را داشت در دم دمای عبور از بلندی اسب ریش سفید مورد اصابت گلوله مبارزان قاسملو می گیرد .......
....در یک چشم بهم زدن وسط میدان خالی از مبارزان و هریک در سمتی وبلندی را سنگر خود کرده بودند و...
......دوستان عزیز لازم به توضیح می باشد معمولا درگیری بین چند نفر از دو طایفه رخ می داد در عامیانه می گفتند درگیری طایفه ائی رخ داده ودرگیری بین طایفه کوسه لر وقاسملو هم از این مستثنا نیست
سلیمان امیری فرد
باغدادلی شاهسئون ائلی...
ایل شاهسون بغدادی...
@Soleimanamiri
با سلام وعرض ادب
هم ائیلی های گرامی با فرستادن داستانها ، خاطراتی از گذشتگان و نقلیات سینه به سینه از سر گذشت ایل ،طوایف ،تیره های آن برای درج در کانال بنام شریفتان ما را همراهی فرمائید
https://t.me/shahsevan_channel
ایل شاهسون بغدادی...
@Soleimanamiri
با سلام وعرض ادب
هم ائیلی های گرامی با فرستادن داستانها ، خاطراتی از گذشتگان و نقلیات سینه به سینه از سر گذشت ایل ،طوایف ،تیره های آن برای درج در کانال بنام شریفتان ما را همراهی فرمائید
https://t.me/shahsevan_channel
Telegram
باغدادلی شاهسئون ائلی...
ایل شاهسون بغدادی...
@Soleimanamiri
@Soleimanamiri
بنام خدا
باسلام و درود خدمت همراهان خوبم
خداوند کریمرا هزاران بار شاکرم که می توانم شنیدها و مطالعات خود را برای دست رسی عزیزان وهمتباران گرامی و همزبانهای مهربانم به نگارش در بیاورم
عزیزان و سروران گرامی و همراهان محترم نیت و هدف من ایجاد انگیزه در بین جوانان شاهسون و به فراموشی نرفتن نام وخاطره ایل و شناساندن ایل پر افتخار وسلحشور شاهسون برای نسل جدید و دیگر اقوام است درست است کتابهای توسط محققین نوشته شده و در بازار موجود می باشد ولیکن با سرانه مطالعه می توان نتیجه گرفت کتابها در طاقچه ها خاک می خورد و.......
بخداوندی خدا هیچ ایل ،طایفه وتیره ائی از شاهسون نزدمن برتری بر دیگری ندارد و اگر بعضی موقع باعث ناراحتی سروران گرامی می شوم از همه بزرگواران پوزش طلبیده و امیدوارم عفو کنند
همراهان خوبم همانطور که همه مطلع هستید در دهه های گذشته وسایل ارتباط جمعی به این صورت نبودمردم برای پر کردن ساعات بیکاری به خانه هم رفت و آمد داشتند و یکی از سنت های پسندیده درشب نشینیها( اوتور ماق )نقل مجالس خاطرات و داستان های مردم ایل بود و بعضی از این داستانها با عمری چند صد ساله سینه به سینه نقل می شد و این تکرار مکرر باعث می شد که تاریخ ایل در دفتر های نا نوشته حک شده و بفراموشی نرود واز نیمه دهه شصت به بعد دیگراز آن شب نشینی ها خبری نبود واکثر خانواده ها شب را با سریال های تلویزیون بسر می بردند و خاطرات گذشتگان از ذهنها بفراموشی سپرده و نام ایل با غبار بی توجهی داشت به فراموشی می رفت و بعضی از جوانان شاهسون حتی نام طایفه وتیره شان را فراموش کرده بودند
وقتی کشور با دنیای مجازی آشتی کرد بهترین فرصت برای معرفی ایل در جامعه پیش آمد با توجه به سایت ها، کانال ها وگروه های مجازی علاقمندی نسل جدید به ایل افزونی یافت اینجانب هم با توجه به مطالعات وعلاقه ام به ایل وعشق به همتبارانم وارد گود شدم ....
عزیزان نوشته های این حقیر توسط بعضی از دوستان همواره مورد تشویق ویا توسط بعضی از بزرگواران مورد نقد قرار می گیرد بنده این را برای خود یک فرصت دانسته تا به اندوخته های خود اضافه کنم و از طرف دیگر بسیار خوشنودم بزرگواران به نوشته هایم توجه می کنند و منت گذاشته عیب و زیبایی کار را برایم باز گو می کنند لذا بر خود وظیفه می دانم از همه بزرگواران تشکر و قدردانی نموده و از راهنمایی و همفکری دوستان گلم نهایت استفاده را برای بهبودی کار بهره مند گردم
واز همه عزیزان که نوشته های این حقیر را مطالعه می کنند خواهشمندم اگر سوء تفاهمی پیش می آید به پی وی بنده مراجعه و در مورد ابهامات آن باهمدیگر گفتگو داشته باشیم
کوچیک بزرگواران سلیمان امیری فرد
ایل شاهسون بغدادی...
@Soleimanamiri
باسلام و درود خدمت همراهان خوبم
خداوند کریمرا هزاران بار شاکرم که می توانم شنیدها و مطالعات خود را برای دست رسی عزیزان وهمتباران گرامی و همزبانهای مهربانم به نگارش در بیاورم
عزیزان و سروران گرامی و همراهان محترم نیت و هدف من ایجاد انگیزه در بین جوانان شاهسون و به فراموشی نرفتن نام وخاطره ایل و شناساندن ایل پر افتخار وسلحشور شاهسون برای نسل جدید و دیگر اقوام است درست است کتابهای توسط محققین نوشته شده و در بازار موجود می باشد ولیکن با سرانه مطالعه می توان نتیجه گرفت کتابها در طاقچه ها خاک می خورد و.......
بخداوندی خدا هیچ ایل ،طایفه وتیره ائی از شاهسون نزدمن برتری بر دیگری ندارد و اگر بعضی موقع باعث ناراحتی سروران گرامی می شوم از همه بزرگواران پوزش طلبیده و امیدوارم عفو کنند
همراهان خوبم همانطور که همه مطلع هستید در دهه های گذشته وسایل ارتباط جمعی به این صورت نبودمردم برای پر کردن ساعات بیکاری به خانه هم رفت و آمد داشتند و یکی از سنت های پسندیده درشب نشینیها( اوتور ماق )نقل مجالس خاطرات و داستان های مردم ایل بود و بعضی از این داستانها با عمری چند صد ساله سینه به سینه نقل می شد و این تکرار مکرر باعث می شد که تاریخ ایل در دفتر های نا نوشته حک شده و بفراموشی نرود واز نیمه دهه شصت به بعد دیگراز آن شب نشینی ها خبری نبود واکثر خانواده ها شب را با سریال های تلویزیون بسر می بردند و خاطرات گذشتگان از ذهنها بفراموشی سپرده و نام ایل با غبار بی توجهی داشت به فراموشی می رفت و بعضی از جوانان شاهسون حتی نام طایفه وتیره شان را فراموش کرده بودند
وقتی کشور با دنیای مجازی آشتی کرد بهترین فرصت برای معرفی ایل در جامعه پیش آمد با توجه به سایت ها، کانال ها وگروه های مجازی علاقمندی نسل جدید به ایل افزونی یافت اینجانب هم با توجه به مطالعات وعلاقه ام به ایل وعشق به همتبارانم وارد گود شدم ....
عزیزان نوشته های این حقیر توسط بعضی از دوستان همواره مورد تشویق ویا توسط بعضی از بزرگواران مورد نقد قرار می گیرد بنده این را برای خود یک فرصت دانسته تا به اندوخته های خود اضافه کنم و از طرف دیگر بسیار خوشنودم بزرگواران به نوشته هایم توجه می کنند و منت گذاشته عیب و زیبایی کار را برایم باز گو می کنند لذا بر خود وظیفه می دانم از همه بزرگواران تشکر و قدردانی نموده و از راهنمایی و همفکری دوستان گلم نهایت استفاده را برای بهبودی کار بهره مند گردم
واز همه عزیزان که نوشته های این حقیر را مطالعه می کنند خواهشمندم اگر سوء تفاهمی پیش می آید به پی وی بنده مراجعه و در مورد ابهامات آن باهمدیگر گفتگو داشته باشیم
کوچیک بزرگواران سلیمان امیری فرد
ایل شاهسون بغدادی...
@Soleimanamiri
بیلر بیزیم ائله دئللر شهسئون
؛
نادیرشاه حؤکمۆیدن قالخدیق موغاندان
بیلر بیزیم ائله دئللر شهسئون
اوْن ایکی مین چادیر دۆشدۆ سۆرگۆنه
بیلر بیزیم ائله دئللر شهسئون
؛
آشدیق ساوالانی بیز چیخدیق دۆزه
کرکوکدان باغداددا ائل قالخدی گؤزه
اوْتوز ایکی طایفا غوربتده دؤزه
بیلر بیزیم ائله دئللر شهسئون
؛
نادیر کؤچدۆ ائلده چیخدی آیازا
باغداددان قاوزانیب قوْندو شیرازا
بو نیسگیلی کیم چاتدیرا آرازا
بیلر بیزیم ائله دئللر شهسئون
؛
کریم اؤلدۆ ائلده گلدی قزوینه
ال بیر اوْلدو قجرلرین سؤزۆنه
بیر اوْخ اوْلدو دهیدی دوشمان گؤزۆنه
بیلر بیزیم ائله دئللر شهسئون
؛
قوم-ساوا جۆلگهسین ائتدیلر قیشلاق
اوْتوز ایکی طایفا قوردولار قالاق
قاراغان داغیندا توتدولار یایلاق
بیلر بیزیم ائله دئللر شهسئون
؛
کؤسهلر، دلیلر، سولدوز، یارجانلی
کلهون، قرهنلی، هم حاققی جانلی
احمدلی، خیدیرلی، هم حۆسن خانلی
بیلر بیزیم ائله دئللر شهسئون
؛
ساتیلی، قوتولو، اتهگباسانلی
دۆگر، موختابندلی، موغان، حسنلی
شرهفلی، غریبلک ، نیلغاز، کاروانلی
بیلر بیزیم ائله دئللر شهسئون
؛
قسیملی، چلهبلی ،قاراقوْیونلو
کرهملی، دئولتوهند،هم آغقوْیونلو
موسولو، زیلیغلی، هم الیقوردلو
بیلر بیزیم ائله دئللر شهسئون
؛
قالدی ذوالفوغارلی بیرده ائیناللی
باغدادلی شاهسئون آدلیمدی بللی
“بختیار” ییر قوْشدو گۆنش های ساللی
بیلر بیزیم ائله دئللر شهسئون
؛
قوم.بختیار فرٌخ. ٣٠ /٧ / ١٣٨٨
؛
نادیرشاه حؤکمۆیدن قالخدیق موغاندان
بیلر بیزیم ائله دئللر شهسئون
اوْن ایکی مین چادیر دۆشدۆ سۆرگۆنه
بیلر بیزیم ائله دئللر شهسئون
؛
آشدیق ساوالانی بیز چیخدیق دۆزه
کرکوکدان باغداددا ائل قالخدی گؤزه
اوْتوز ایکی طایفا غوربتده دؤزه
بیلر بیزیم ائله دئللر شهسئون
؛
نادیر کؤچدۆ ائلده چیخدی آیازا
باغداددان قاوزانیب قوْندو شیرازا
بو نیسگیلی کیم چاتدیرا آرازا
بیلر بیزیم ائله دئللر شهسئون
؛
کریم اؤلدۆ ائلده گلدی قزوینه
ال بیر اوْلدو قجرلرین سؤزۆنه
بیر اوْخ اوْلدو دهیدی دوشمان گؤزۆنه
بیلر بیزیم ائله دئللر شهسئون
؛
قوم-ساوا جۆلگهسین ائتدیلر قیشلاق
اوْتوز ایکی طایفا قوردولار قالاق
قاراغان داغیندا توتدولار یایلاق
بیلر بیزیم ائله دئللر شهسئون
؛
کؤسهلر، دلیلر، سولدوز، یارجانلی
کلهون، قرهنلی، هم حاققی جانلی
احمدلی، خیدیرلی، هم حۆسن خانلی
بیلر بیزیم ائله دئللر شهسئون
؛
ساتیلی، قوتولو، اتهگباسانلی
دۆگر، موختابندلی، موغان، حسنلی
شرهفلی، غریبلک ، نیلغاز، کاروانلی
بیلر بیزیم ائله دئللر شهسئون
؛
قسیملی، چلهبلی ،قاراقوْیونلو
کرهملی، دئولتوهند،هم آغقوْیونلو
موسولو، زیلیغلی، هم الیقوردلو
بیلر بیزیم ائله دئللر شهسئون
؛
قالدی ذوالفوغارلی بیرده ائیناللی
باغدادلی شاهسئون آدلیمدی بللی
“بختیار” ییر قوْشدو گۆنش های ساللی
بیلر بیزیم ائله دئللر شهسئون
؛
قوم.بختیار فرٌخ. ٣٠ /٧ / ١٣٨٨
باغدادلی شاهسئون ائلی...
ایل شاهسون بغدادی...
Soleiman Amiri:
بنام خداوند جهان آفرین
......گردش چرخ نیلوفرین بزم طبیعت را با نسیم وبوی خوش نرکس وسوسن و سنبل در جهان گسترانید
....پرندگان با بوی خوش بهاری مست و مدهوش بال زیبای خود را در آسمان باز کرده و تماشاگر این نعمت بی نظیر خلقت وبا حرکت آرام خود ستایشگر خالق هستی شدند
...... چرخش اول ایام لذتی بود غیر قابل تکرار..... افسوس زمان کوتاه و بدون نظرما،بی درکی ما از ایام، میسرنشد دیدن رخ یار ..... هرآنچه بود رادیدیم در نقش نگار، در احوالات خویش کشیدیم انتظار فردا را ..... و با نظر او در حرکت چرخ ادوار ستایشگر باشیم و جبران قدمهای گم شده ...
....دوستان عزیز با قدرت خالق بی همتا بار دیگر زیبای طبیعت با رنگهای ارغوانی بهار زینت بخش قسمتی از حیات زندگیمان شده به امید خداوند با نسیم بهاری و تولدگلهای زیبا وبوی خوش آنها طراوت و نشاط در وجودتان سرشار گردد
پیشاپیش فرا رسیدن سال جدید را خدمت همه عزیزان و خانواده گرامیتان تبریک گفته و آرزوی ،سالی خوب، همراه با خیر وبرکت برای همه سروران دارم
سلیمان امیری فرد
@Soleimanamiri
https://t.me/shahsevan_channel
ایل شاهسون بغدادی...
Soleiman Amiri:
بنام خداوند جهان آفرین
......گردش چرخ نیلوفرین بزم طبیعت را با نسیم وبوی خوش نرکس وسوسن و سنبل در جهان گسترانید
....پرندگان با بوی خوش بهاری مست و مدهوش بال زیبای خود را در آسمان باز کرده و تماشاگر این نعمت بی نظیر خلقت وبا حرکت آرام خود ستایشگر خالق هستی شدند
...... چرخش اول ایام لذتی بود غیر قابل تکرار..... افسوس زمان کوتاه و بدون نظرما،بی درکی ما از ایام، میسرنشد دیدن رخ یار ..... هرآنچه بود رادیدیم در نقش نگار، در احوالات خویش کشیدیم انتظار فردا را ..... و با نظر او در حرکت چرخ ادوار ستایشگر باشیم و جبران قدمهای گم شده ...
....دوستان عزیز با قدرت خالق بی همتا بار دیگر زیبای طبیعت با رنگهای ارغوانی بهار زینت بخش قسمتی از حیات زندگیمان شده به امید خداوند با نسیم بهاری و تولدگلهای زیبا وبوی خوش آنها طراوت و نشاط در وجودتان سرشار گردد
پیشاپیش فرا رسیدن سال جدید را خدمت همه عزیزان و خانواده گرامیتان تبریک گفته و آرزوی ،سالی خوب، همراه با خیر وبرکت برای همه سروران دارم
سلیمان امیری فرد
@Soleimanamiri
https://t.me/shahsevan_channel
Telegram
باغدادلی شاهسئون ائلی...
ایل شاهسون بغدادی...
@Soleimanamiri
@Soleimanamiri
بختیار فرخ:
سایین سئويملي ائلداشلاريم دان دیلداشلاریم
؛
بایرامیییز قوتلو
یئنگی ایلیییز موتلو
اۆرهگیییزه سئوینج
دوداغیییزا گۆلوش
موتلولوقدا یاشامالیسیز
ب.فرخ
بایرام
؛
بایرام گلدی ایل دؤنومو یاز اوْلدو
گتیردی دان یئلی باهار قوْخسونو
گؤیوللر شنلندی اۆرهک ساز اوْلدو
موحببتین گؤروش آرتار قوْخسونو
گۆل شوْوقونا گلیب اوْخویار بولبول
وئریبدی ال-اله سۆسندن سۆنبول
هالای توتوب چیچکلردن قیزیل گۆل
اسن یئللر داغیتدی یار قوْخسونو
یال-یاماجدا گؤردن قوْیون قوزونو
خان چوبانین چاویرلاردا سؤزونو
اوْیلاقلاردا داغ درهلر اوزونو
یارانیشدان نئیسان یاغار قوْخسونو
"بختیار" گؤر سهند قوْجا ساوالان
قوجاغیندا گزهن مارالدی، جئیران
قوْینوندا داغلارین بسلهنن آخان
بوز بولاقلار گؤتوروب قار قوْخسونو
( بختیار فرخ)
سایین سئويملي ائلداشلاريم دان دیلداشلاریم
؛
بایرامیییز قوتلو
یئنگی ایلیییز موتلو
اۆرهگیییزه سئوینج
دوداغیییزا گۆلوش
موتلولوقدا یاشامالیسیز
ب.فرخ
بایرام
؛
بایرام گلدی ایل دؤنومو یاز اوْلدو
گتیردی دان یئلی باهار قوْخسونو
گؤیوللر شنلندی اۆرهک ساز اوْلدو
موحببتین گؤروش آرتار قوْخسونو
گۆل شوْوقونا گلیب اوْخویار بولبول
وئریبدی ال-اله سۆسندن سۆنبول
هالای توتوب چیچکلردن قیزیل گۆل
اسن یئللر داغیتدی یار قوْخسونو
یال-یاماجدا گؤردن قوْیون قوزونو
خان چوبانین چاویرلاردا سؤزونو
اوْیلاقلاردا داغ درهلر اوزونو
یارانیشدان نئیسان یاغار قوْخسونو
"بختیار" گؤر سهند قوْجا ساوالان
قوجاغیندا گزهن مارالدی، جئیران
قوْینوندا داغلارین بسلهنن آخان
بوز بولاقلار گؤتوروب قار قوْخسونو
( بختیار فرخ)
Soleiman Amiri:
بنام خدا
باعرص سلام وادب خدمت همه سروران
دوستان گلم هراز گاهی دلم بخاطر مظلومیت ایل عزیزمان می گیرد بی اختیار در حال وهوای زندگی مردم بزرگوار ایل قرار می گیرم و شنیده هایم، در ذهنم مثل پرده سینما در جلوی چشمم به حرکت می افتد و مروری می شود تا آن را بر روی کاغذ با لرزش قلم و قطره های جوهر برایتان بنویسم .....
...امروز در اولین قدم با گفتن بایرامیز موبارک سال جدید را تبریک گفته وآرزوی سلامتی همراه با موفقیت برای یکا یک تان در کنار خانواده محترمتان دارم
عید دانه من نقل رشادت بانوی رشید از ایلی سلحشور برای سروران گرامی ست
.........عده ایی از شاهسونها (تیره ائی)زمان کوچ از کنار روستای غافلگیر شده و مورد تاخت روستائیان قرار می گیرند
......در اولین بر خورد جوانان رشید پیش قدم می شوند برای دفاع وقتی با حمله همه جانبه روستائیان مواجه می شوند برای اینکه بتوانند دلیرانه واز اسلحه های ایلیاتی (ساپان داشی ،ال آغاجی) بهره خوبی ببرندلذا با جنگ وگریز سعی می کنند خود را از روستا فاصله بیشتری بدهند تا افراد ناتوان دچار مشکل نشود این عقب نشینی برای عده ائی از مهاجمین خیلی خوشایند می شودفکر می کنند شاهسوند ها در مقابل آنها کم آورده اند لذا سرمست ازاین پیروزی فرصت را غنیمت شمرده تعدادی بطرف کاروان کوچ هجوم می آورند
از آنجا که بخاطر درگیری مردان و جوانان، از کاروان فاصله گرفته بودند پیرمردان، زنان وکودکان برای ایمنی از این جنگ نا به حق و نا برابر سعی می کردند زودتر از محل درگیری فاصله گرفته تا خودو اثاثیه و وسایل را از منطقه خارج تا صدمه ائی نبینند در این هم همه و جو آشوب گونه صدای گریه کودکان و.......آهنگ این حرکت را درد آور ودلها را می آزورد
.....در این بین بانوی با قدی بلند وقدمهای محکم و استوار چشم از کودکان و اطرافیان بر نمی داشت
....با رسیدن اولین گروه روستائیان هم همی در نزدیکی های روستا وضع راکمی خطر ناک کرد بانو با اون غیرت مردانه خود چوب دستی خود را بصورت آماده در دست گرفت سریع خود را بطرف افرادی که به نزدیکی کاروان کوچ می رسیدند، رساند
.......با فریاد بلند گفت اگر بیرقدم قاواغا قویایز ددیز یاندردام کوپک..... مهاجمین با فریاد رسای این بانوی رشید کمی مکث کردند ولی دوباره به سمت آنها حرکت کردند
........یک آن در آن منطقه که بانو قرار داشت نعره بلندی، وای ددم یاندی .....نگاه ها رابه آن سمت کشاند
.....یک بانوی شاهسون بخاطر همراهی با مردش در کارهای روز مره دارای بدنی ورزیده می شد، این ورزیدگی همراه با شجاعت ذاتی و نترس بودن او یک انسان دلیر وکار آزموده را در دیده ها نمایان می ساخت
.... با یک حرکت سریع دیگر پهلوی نفر بعدی هم با چوب دستی وی آشتی کرد حرکات او چنان سریع بود که امکان دفاع را از مهاجمان گرفته بود مردان آماده درگیری برای کمک هم ولایتیشان با کمی مکث بطرف محل درگیری شتافتتد چرخش چوب دستی در آسمان چشمها را خیره می کرد صدای برخورد چوب دست بهم و فریادهای آدمهای میدان، نشان از درگیری سختی می داد
یکی از ریش سفیدهای شاهسون با ندای بلند آهای اوشاخلار ....خانم کندیلرین قاواقین قیتردی گئلین کومکه جوانان رشید ایل که خود را آماده مبارزه در بیرون ده کرده بودند با شتاب بسوی معرکه حرکت کردند این حرکت تهاجمی چنان بر چشم روستائیان شجاعانه آمد، کمی خود را عقب کشیدند ولی بانو کار خود را بسیار قشنگ و دلیرانه انجام داده بود وزینت این درگیری کله های شکسته یکی دونفر از روستائیان و هراس در بین آنها بود
......با تهاجم همه جانبه جوانان ایل روستائیان خود را به داخل ده رساندند و دفاع را از آنجا شروع کردند در این زمان فاصله بسیاری بین روستائیان و حرکت کاروان افتاد بدین وسیله این پیروزی هدیه بانوی رشید از تبار کلبی به هم ایلی هایش بود و....
سلیمان امیری فرد
بنام خدا
باعرص سلام وادب خدمت همه سروران
دوستان گلم هراز گاهی دلم بخاطر مظلومیت ایل عزیزمان می گیرد بی اختیار در حال وهوای زندگی مردم بزرگوار ایل قرار می گیرم و شنیده هایم، در ذهنم مثل پرده سینما در جلوی چشمم به حرکت می افتد و مروری می شود تا آن را بر روی کاغذ با لرزش قلم و قطره های جوهر برایتان بنویسم .....
...امروز در اولین قدم با گفتن بایرامیز موبارک سال جدید را تبریک گفته وآرزوی سلامتی همراه با موفقیت برای یکا یک تان در کنار خانواده محترمتان دارم
عید دانه من نقل رشادت بانوی رشید از ایلی سلحشور برای سروران گرامی ست
.........عده ایی از شاهسونها (تیره ائی)زمان کوچ از کنار روستای غافلگیر شده و مورد تاخت روستائیان قرار می گیرند
......در اولین بر خورد جوانان رشید پیش قدم می شوند برای دفاع وقتی با حمله همه جانبه روستائیان مواجه می شوند برای اینکه بتوانند دلیرانه واز اسلحه های ایلیاتی (ساپان داشی ،ال آغاجی) بهره خوبی ببرندلذا با جنگ وگریز سعی می کنند خود را از روستا فاصله بیشتری بدهند تا افراد ناتوان دچار مشکل نشود این عقب نشینی برای عده ائی از مهاجمین خیلی خوشایند می شودفکر می کنند شاهسوند ها در مقابل آنها کم آورده اند لذا سرمست ازاین پیروزی فرصت را غنیمت شمرده تعدادی بطرف کاروان کوچ هجوم می آورند
از آنجا که بخاطر درگیری مردان و جوانان، از کاروان فاصله گرفته بودند پیرمردان، زنان وکودکان برای ایمنی از این جنگ نا به حق و نا برابر سعی می کردند زودتر از محل درگیری فاصله گرفته تا خودو اثاثیه و وسایل را از منطقه خارج تا صدمه ائی نبینند در این هم همه و جو آشوب گونه صدای گریه کودکان و.......آهنگ این حرکت را درد آور ودلها را می آزورد
.....در این بین بانوی با قدی بلند وقدمهای محکم و استوار چشم از کودکان و اطرافیان بر نمی داشت
....با رسیدن اولین گروه روستائیان هم همی در نزدیکی های روستا وضع راکمی خطر ناک کرد بانو با اون غیرت مردانه خود چوب دستی خود را بصورت آماده در دست گرفت سریع خود را بطرف افرادی که به نزدیکی کاروان کوچ می رسیدند، رساند
.......با فریاد بلند گفت اگر بیرقدم قاواغا قویایز ددیز یاندردام کوپک..... مهاجمین با فریاد رسای این بانوی رشید کمی مکث کردند ولی دوباره به سمت آنها حرکت کردند
........یک آن در آن منطقه که بانو قرار داشت نعره بلندی، وای ددم یاندی .....نگاه ها رابه آن سمت کشاند
.....یک بانوی شاهسون بخاطر همراهی با مردش در کارهای روز مره دارای بدنی ورزیده می شد، این ورزیدگی همراه با شجاعت ذاتی و نترس بودن او یک انسان دلیر وکار آزموده را در دیده ها نمایان می ساخت
.... با یک حرکت سریع دیگر پهلوی نفر بعدی هم با چوب دستی وی آشتی کرد حرکات او چنان سریع بود که امکان دفاع را از مهاجمان گرفته بود مردان آماده درگیری برای کمک هم ولایتیشان با کمی مکث بطرف محل درگیری شتافتتد چرخش چوب دستی در آسمان چشمها را خیره می کرد صدای برخورد چوب دست بهم و فریادهای آدمهای میدان، نشان از درگیری سختی می داد
یکی از ریش سفیدهای شاهسون با ندای بلند آهای اوشاخلار ....خانم کندیلرین قاواقین قیتردی گئلین کومکه جوانان رشید ایل که خود را آماده مبارزه در بیرون ده کرده بودند با شتاب بسوی معرکه حرکت کردند این حرکت تهاجمی چنان بر چشم روستائیان شجاعانه آمد، کمی خود را عقب کشیدند ولی بانو کار خود را بسیار قشنگ و دلیرانه انجام داده بود وزینت این درگیری کله های شکسته یکی دونفر از روستائیان و هراس در بین آنها بود
......با تهاجم همه جانبه جوانان ایل روستائیان خود را به داخل ده رساندند و دفاع را از آنجا شروع کردند در این زمان فاصله بسیاری بین روستائیان و حرکت کاروان افتاد بدین وسیله این پیروزی هدیه بانوی رشید از تبار کلبی به هم ایلی هایش بود و....
سلیمان امیری فرد
برایت آرزو دارم هر برگی از این تقویم
حَوِل حالنا باشد برای ِ احسَن الحالت...
یا مُقَلِب القلوبِ وَ الاَبصار
یا مُدَبرِالیلِ وَ النهار
یامُحول الحولِ وَ الاحوال
حَوِل حالنا الی اَحسنِ الحال
برای همه مان
قلب ِ روشن و آرام آرزو میکنم
سلامتی و حال ِ خوب
و برکت
و دلخوشی های ریز و درشت
و لبخندهایی به پهنایِ صورت هامان
برای ِ همه مان
مهربانی ِ بیشتر میخواهم
و آرزوهایی که آرزو نمانند
واشک های ِ از سرِ شوق
و دوست داشتن
و دوست داشته شدن
و اجابت آنچه در دل است
برای همه مان...
آمین
#عیدت_مبارک
#بهار
۱۳۹۷ شمسی
حَوِل حالنا باشد برای ِ احسَن الحالت...
یا مُقَلِب القلوبِ وَ الاَبصار
یا مُدَبرِالیلِ وَ النهار
یامُحول الحولِ وَ الاحوال
حَوِل حالنا الی اَحسنِ الحال
برای همه مان
قلب ِ روشن و آرام آرزو میکنم
سلامتی و حال ِ خوب
و برکت
و دلخوشی های ریز و درشت
و لبخندهایی به پهنایِ صورت هامان
برای ِ همه مان
مهربانی ِ بیشتر میخواهم
و آرزوهایی که آرزو نمانند
واشک های ِ از سرِ شوق
و دوست داشتن
و دوست داشته شدن
و اجابت آنچه در دل است
برای همه مان...
آمین
#عیدت_مبارک
#بهار
۱۳۹۷ شمسی
Soleiman Amiri:
بنام خدای مهربان
در دنیای عصیان و ویرانگری که هدیه انسانها به هم تقدیم خوی حیوانی بود
.....مثل همیشه منطقه قلب تپنده تاریخ با حماسه های بزرگ مردان ورزمجویان خطی کشید برروال همیشگی نگارش کاتبان
.....در این دوره ظهور عقیدئی را می بینیم در عین اینکه با کلمه ساده ائی شروع می شود ولی درطول عمر خود ومسیر تکاملش بیانگر یک دیدگاه و اندیشه ائی بسیار فراتر از دیگرعقاید .....می شود وتفکر رزم و جنون عشق را در چکاچک شمشیرها وغرش صدای تفنگها در مرزها و سرکوب یاغیان بر سینه دفتر عشاق حک می کند
.....وقتی تاریخ را ورق می زنیم و بنوشته های آن توجه می کنیم بی اختیار بفکر عمیقی فرو می رویم
فلان کسک در فلان منطقه اعلام شاه سیونی کرد در منطقه دیگر فلان ایماق به جرکه شاهی سیونی پیوست ...در یک نشست پنهانی تصمیم به سرکوب مخالفان و یاغیان تاج و تخت می شوند به گفته بعضی ها بالغ بر ده هزارنفر لبیک گفته ودر مکان های تعیین شده باشمشیرهای برنده گردهم می آیندتانااهلان را ادب کنند( به قول امروزی ها کودتا)
......هرکس دلش با شاه می شود اعلام شاهی سیونی و هرکس به چشم شاه بی غل وغش دیده می شود شاه سیون خوانده می شود
....سیر و تکامل این کلمه تار وپود ایلی را شکل می دهد و رک های حیاتی یک تشکیلات را با عشق وعلاقه بدون تملق بیان می کند بحثی است در حد یک آیین
.....حال که خوب به گذشته نگاه می کنیم فاصله های بین این روند تاریخی را بسیار غمبار و دردناک می بینیم و در عصر حاضر واژه شاهسون از آن سنبل بودن به درام و دریم می رود آیا این یک فاجعه نیست ادیبان و کاتبان بدون نگاه منطقی به این مسئله خط سیر باطل را ملاک عمل بدون چشم تیزبین وعلت وعللها کپی از نوشته ائی برداشته وتابلو ورود بیان می کنند
اهالی میراث داران واژه عشق شاهسونی، از سیر تکامل شاهی سیونی و شاه سون به شاهسون چه گفته اند که این کلمه دیگر آن شور و حرارت را ندارد
......سلیمان امیری فرد
نگاه من
بنام خدای مهربان
در دنیای عصیان و ویرانگری که هدیه انسانها به هم تقدیم خوی حیوانی بود
.....مثل همیشه منطقه قلب تپنده تاریخ با حماسه های بزرگ مردان ورزمجویان خطی کشید برروال همیشگی نگارش کاتبان
.....در این دوره ظهور عقیدئی را می بینیم در عین اینکه با کلمه ساده ائی شروع می شود ولی درطول عمر خود ومسیر تکاملش بیانگر یک دیدگاه و اندیشه ائی بسیار فراتر از دیگرعقاید .....می شود وتفکر رزم و جنون عشق را در چکاچک شمشیرها وغرش صدای تفنگها در مرزها و سرکوب یاغیان بر سینه دفتر عشاق حک می کند
.....وقتی تاریخ را ورق می زنیم و بنوشته های آن توجه می کنیم بی اختیار بفکر عمیقی فرو می رویم
فلان کسک در فلان منطقه اعلام شاه سیونی کرد در منطقه دیگر فلان ایماق به جرکه شاهی سیونی پیوست ...در یک نشست پنهانی تصمیم به سرکوب مخالفان و یاغیان تاج و تخت می شوند به گفته بعضی ها بالغ بر ده هزارنفر لبیک گفته ودر مکان های تعیین شده باشمشیرهای برنده گردهم می آیندتانااهلان را ادب کنند( به قول امروزی ها کودتا)
......هرکس دلش با شاه می شود اعلام شاهی سیونی و هرکس به چشم شاه بی غل وغش دیده می شود شاه سیون خوانده می شود
....سیر و تکامل این کلمه تار وپود ایلی را شکل می دهد و رک های حیاتی یک تشکیلات را با عشق وعلاقه بدون تملق بیان می کند بحثی است در حد یک آیین
.....حال که خوب به گذشته نگاه می کنیم فاصله های بین این روند تاریخی را بسیار غمبار و دردناک می بینیم و در عصر حاضر واژه شاهسون از آن سنبل بودن به درام و دریم می رود آیا این یک فاجعه نیست ادیبان و کاتبان بدون نگاه منطقی به این مسئله خط سیر باطل را ملاک عمل بدون چشم تیزبین وعلت وعللها کپی از نوشته ائی برداشته وتابلو ورود بیان می کنند
اهالی میراث داران واژه عشق شاهسونی، از سیر تکامل شاهی سیونی و شاه سون به شاهسون چه گفته اند که این کلمه دیگر آن شور و حرارت را ندارد
......سلیمان امیری فرد
نگاه من
Forwarded from Soleiman Amirifard
اوگون کی گویون دولاندی باهارا،
چیچک لیباسین چکدی دالینا،
یاغلق باقلادی باشینا ....
..چوخ یاواش یاواش نازلی یار
آق لباسینان گوز یاشین سیلی،
گدی داغلاردا مسکن توتا ،
گونون اوتونا، اورگلر بوزساتا...
.....
چیچک لیباسین چکدی دالینا،
یاغلق باقلادی باشینا ....
..چوخ یاواش یاواش نازلی یار
آق لباسینان گوز یاشین سیلی،
گدی داغلاردا مسکن توتا ،
گونون اوتونا، اورگلر بوزساتا...
.....
رادیکال دیلکلر | ایواز طاها
سیزلر اوچون دیلکلریم وار،
آیدان آری، سودان دورو:
*
گلهجک یولونوز هامار،
گؤزلرینیز ایشیقلی،
وجودونوز ساغلام،
ایشلرینیز اوغورلو،
یاشامینیز موتلو،
کؤنوللرینیز گولتکین اولسون.
*
وارلیغینیز آنلاملیغا،
یاشیللیغا،
اوسساللیغا،
اینسانلیغا تام بویانسین.
بیلگی گلسین؛
منلی، سنلی اوغوز نسلی بیلیملنسین؛
خورافهلر یوخا چیخسین؛
سؤیلنتیلر،
جفنگیات،
آغ یالانلار بایرام تونقالیندا آلوولانسین.
دوشونجهمیز لیللنمهسین؛
دیلیمیز اوخوللاردا دیل آچیب، دیللنسین؛
اؤزگورلوک قاناد آچسین؛
برابرلیک ایشیق ساچسین.
*
گون گلسین،
آماجلار آراجلارا قوربانلیق گئتمهسین ؛
یاشام "اولو قاوراملار"ا یئنیلمهسین؛
چالیشان أللرله،
دانیشان دیللرله،
دوشونن بئیینلرله،
وارلی- یوخسول ایکیلییی
سیلکهلنسین؛
اوجقار- اورتا چلیشکیسی چیچکلنسین،
قابار أللی یوخسول اینسان دیله گلسین،
گوج قارانسین، بیلینجلنسین، زنگینلشسین،
گئریلیک دئوریلسین؛
دولانسین توپلومون دامارلارینی اینکیشاف قانی؛
آدلاسین اینسانلار
اؤلولر گلهنهییندن دیریلر گلهجهیینه.
*
گون گلسین
کور نیفرته قلم چکک
دوشمنچیلیک دویغوسوندان
آخماقلیقلار اویغوسوندان
منجیللیکلر باسقیسیندان قورتولوب دا
تاپیناراق حقیقتین اوجاغینا،
ظولمو داناق
دیرهنیشچیل سیاستی موتلولوغون یولو ساناق.
*
او گون گلیرسه
آغریلار، آجیلار اوغورا چئوریلهجک،
آلچاقلیقلار ایسه اونورا.
او گون گلسین
بوتونچولوک خولیالاری اونودولسون،
پلورالیسم ایشیغیندا
توپلوم، چاتلاریندان نفس آلسین.
*
گون گلسین
قانداشلیقدان یوردداشلیغا
آیریسئچکیلیکدن یولداشلیغا
سارسینتیدان اؤزنهلییه،
دوگماتیزمدن دؤزوملولویه
گؤرکمدن گئرچهیه
اوخلوسدان اولوسا،
میتوسدان لوگوسا
ناغیلدان عاغیلا
ساواشدان باریشا
یاریشا یاریشا کئچهک.
*
گون گلسین
ساندیغین یوخ، یاندیغین سئوگی بوللوغوندا
أخلاقا گرهک قالماسین؛
یاسالار یئنیدن یازیلسین؛
اینسانسئومز یاساقلار قالدیریلسین؛
دئسپوتیزم دیز چؤکسون؛
زوپالاردانسا دوشونجهلر چارپیشسین؛
یولازشما اورتامیندا
أیری أللر قورولوشو چات گؤتورسون،
ایری قودرت آنلاییشی داشا دییب پارچالانسین؛
دؤولت اولسون اؤزگورلویون، ائشیتلییین داشییجیسی،
کوتلهلرین آلچاقکؤنول قوللوقچوسو.
گون گلسین، مؤجود دوروم چالخالانسین،
رادیکال دئموکراتییا بایراغی
ساعات قاباغیندا دالغالانسین.
*
بیر دیلهییم ده دیلکلر بارهسیندهدیر
سئویملی شاعیر دیلیندن:
«توکنمز رؤیالار دیلهییرم سیزه
و بیر نئچهسی چین اولاجاق چیلغین آرزیلار.
سیزه سئومک ایستهدییینیزی سئومهیی دیلهییرم
اونوتومالی اولدوقلارینیزی اونوتماغی
سیزه چیلغینلیق، دینجلیک، باریش دیلهییرم.
سیزه قوشلارین ماهنیسیلا
اوشاقلارین گولوشلریله اویانماغی دیلهییرم.
سیزه سارسیلمادان دایانماغی
دیلهییرم
بو زامانین دورغونلوندا، قایغیسیزلیغیندا،
اؤزونوز کیمی، اؤزونوز کیمی اولماغینیزی دیلهییرم.»
*
زامان بوروندوسه دییشیم ارادهسینه،
تیکانللی مفتیللر نهیهسه یاراماز،
دوغویا باخ!
سئوگی آیهسی اورهیه قوندو.
___
15مارت 2017
سون رئداکته 18 مارت 2018
@eyvaztaha
شعر از استاد بختیار فرخ
سیزلر اوچون دیلکلریم وار،
آیدان آری، سودان دورو:
*
گلهجک یولونوز هامار،
گؤزلرینیز ایشیقلی،
وجودونوز ساغلام،
ایشلرینیز اوغورلو،
یاشامینیز موتلو،
کؤنوللرینیز گولتکین اولسون.
*
وارلیغینیز آنلاملیغا،
یاشیللیغا،
اوسساللیغا،
اینسانلیغا تام بویانسین.
بیلگی گلسین؛
منلی، سنلی اوغوز نسلی بیلیملنسین؛
خورافهلر یوخا چیخسین؛
سؤیلنتیلر،
جفنگیات،
آغ یالانلار بایرام تونقالیندا آلوولانسین.
دوشونجهمیز لیللنمهسین؛
دیلیمیز اوخوللاردا دیل آچیب، دیللنسین؛
اؤزگورلوک قاناد آچسین؛
برابرلیک ایشیق ساچسین.
*
گون گلسین،
آماجلار آراجلارا قوربانلیق گئتمهسین ؛
یاشام "اولو قاوراملار"ا یئنیلمهسین؛
چالیشان أللرله،
دانیشان دیللرله،
دوشونن بئیینلرله،
وارلی- یوخسول ایکیلییی
سیلکهلنسین؛
اوجقار- اورتا چلیشکیسی چیچکلنسین،
قابار أللی یوخسول اینسان دیله گلسین،
گوج قارانسین، بیلینجلنسین، زنگینلشسین،
گئریلیک دئوریلسین؛
دولانسین توپلومون دامارلارینی اینکیشاف قانی؛
آدلاسین اینسانلار
اؤلولر گلهنهییندن دیریلر گلهجهیینه.
*
گون گلسین
کور نیفرته قلم چکک
دوشمنچیلیک دویغوسوندان
آخماقلیقلار اویغوسوندان
منجیللیکلر باسقیسیندان قورتولوب دا
تاپیناراق حقیقتین اوجاغینا،
ظولمو داناق
دیرهنیشچیل سیاستی موتلولوغون یولو ساناق.
*
او گون گلیرسه
آغریلار، آجیلار اوغورا چئوریلهجک،
آلچاقلیقلار ایسه اونورا.
او گون گلسین
بوتونچولوک خولیالاری اونودولسون،
پلورالیسم ایشیغیندا
توپلوم، چاتلاریندان نفس آلسین.
*
گون گلسین
قانداشلیقدان یوردداشلیغا
آیریسئچکیلیکدن یولداشلیغا
سارسینتیدان اؤزنهلییه،
دوگماتیزمدن دؤزوملولویه
گؤرکمدن گئرچهیه
اوخلوسدان اولوسا،
میتوسدان لوگوسا
ناغیلدان عاغیلا
ساواشدان باریشا
یاریشا یاریشا کئچهک.
*
گون گلسین
ساندیغین یوخ، یاندیغین سئوگی بوللوغوندا
أخلاقا گرهک قالماسین؛
یاسالار یئنیدن یازیلسین؛
اینسانسئومز یاساقلار قالدیریلسین؛
دئسپوتیزم دیز چؤکسون؛
زوپالاردانسا دوشونجهلر چارپیشسین؛
یولازشما اورتامیندا
أیری أللر قورولوشو چات گؤتورسون،
ایری قودرت آنلاییشی داشا دییب پارچالانسین؛
دؤولت اولسون اؤزگورلویون، ائشیتلییین داشییجیسی،
کوتلهلرین آلچاقکؤنول قوللوقچوسو.
گون گلسین، مؤجود دوروم چالخالانسین،
رادیکال دئموکراتییا بایراغی
ساعات قاباغیندا دالغالانسین.
*
بیر دیلهییم ده دیلکلر بارهسیندهدیر
سئویملی شاعیر دیلیندن:
«توکنمز رؤیالار دیلهییرم سیزه
و بیر نئچهسی چین اولاجاق چیلغین آرزیلار.
سیزه سئومک ایستهدییینیزی سئومهیی دیلهییرم
اونوتومالی اولدوقلارینیزی اونوتماغی
سیزه چیلغینلیق، دینجلیک، باریش دیلهییرم.
سیزه قوشلارین ماهنیسیلا
اوشاقلارین گولوشلریله اویانماغی دیلهییرم.
سیزه سارسیلمادان دایانماغی
دیلهییرم
بو زامانین دورغونلوندا، قایغیسیزلیغیندا،
اؤزونوز کیمی، اؤزونوز کیمی اولماغینیزی دیلهییرم.»
*
زامان بوروندوسه دییشیم ارادهسینه،
تیکانللی مفتیللر نهیهسه یاراماز،
دوغویا باخ!
سئوگی آیهسی اورهیه قوندو.
___
15مارت 2017
سون رئداکته 18 مارت 2018
@eyvaztaha
شعر از استاد بختیار فرخ
Forwarded from Soleiman Amirifard
پسرهای صمصامی خان ریس ایل شاهسون
عکس از راست هوشنگ خان صمصامی دومی بهروزخان صمصامی پسرهای محمد علی خان صمصامی ریس ایل شاهسون
فرستنده داود بلندی و اراض
عکس از راست هوشنگ خان صمصامی دومی بهروزخان صمصامی پسرهای محمد علی خان صمصامی ریس ایل شاهسون
فرستنده داود بلندی و اراض
سالاملار واریم خیدمتیزه
بو گون حضرت علی( ع)دونیایئ گلمگیدی به احترام و عظمت بو خلقت پاک بوگون دده گونی دئیلیب
ددگونی هامی دده لره موبارک اولسون
بو گون حضرت علی( ع)دونیایئ گلمگیدی به احترام و عظمت بو خلقت پاک بوگون دده گونی دئیلیب
ددگونی هامی دده لره موبارک اولسون
باغدادلی شاهسئون ائلی...
ایل شاهسون بغدادی...
@Soleimanamiri
Soleiman Amiri:
(۱)
بنام خداوند کریم و مهربان، اوست که می بخشد بر دلها محبت وبه نگاه ها عاشق را
....وقتی انسان خاطرات وسرگذشت بزرگان را می شنود نه یک دل بلکه صد دل عاشق صداقت و درستی مردم این ایل بزرگ می شود
چند روز پیش در یک جمع خودمانی در منزل آقای اکبر فیروزی با حاج ابراهیم امیری، آقای اسماعیل فیروزی وحاج صفرقلی فیروزی نشسته بودیم وسخن ازسرگذشت و داستانهای پیشینیان نقل مجلس شد از تاریخ ایل بغدادی و علت آمدن به ایران و تشکیل طوایف و تیره ها گرفته تا مرام و معرفت و هنر بزرگان، در این گذر ،گاهی با توجه به نقل کتابت شده تاریخ وقیاس کتابهای نانوشته سینه به سینه اختلافی بسیار میداندار سخنان ما می شد
در این بین یکی دوتا از داستانها به نظرم خیلی زیبا ،متینانه وجالب بود دست به قلم شدم تا عزیزان را از این ضیافت کلام بی نسیب نگذارم وتلنگری به یاد روز های گذشته بزنم .
......در یکی از روز های بی رحم روزگار که از نامردی حکام ایل از اقتدار فاصله گرفته بود وچهار چوب ایلداری با توجه به موقعیتهای پیش آمده از حالت بزرگ منشی در مسیر دیگری سیر می کرد ......و اختلافات بین خوانین و ریش سفیدان فاصله ها را بیشتر کرده بود.... یکی از نایبهای خان (صمصامی خان) طبق دستور و یا ....به چادر یکی از بزرگان تیره سیرخابلو رفته و ده پانزده تا از گوسفندها را بدون در نظر گرفتند چراگاه برای کیست بدون اجازه با قلدوری از گله جدا کرده به ده خان می برد.
در این گذر حاج سلطانعلی ایمانی صاحب گله بعلت همزمانی فوت مادرش با این قضیه توسط شخصی بنام فیضی پیغام را به مشهدی علیمراد یکی از امین ها وریش سفیدان ایل می رساند و از او می خواهد با توجه به نفوذ خان در همدان وساوه تلگرافی به مرکز بزند و از ستم واردشده به وی دادخواهی از دستگاه دولتی در تهران بنماید
.....در آن زمان آدم با سواد دست بقلم در ایل زیاد نبود و یکی از کسانی که زحمت مردم ایل را در این موقع می کشید حاج خسته معروف به میرزا خسته بود
لذا مشهدی علیمراد به حاج خسته پیام می دهد که با شما کار واجبی دارم تشریف بیاوری منزل ما
........بعد از چاق سلامتی و پذیرای مختصر مشهدی علیمراد رو به حاج خسته می کند و می گوید
میرزئ خسته بیردن شکایات یازای اوجوز اولا ولی کسکرلی !
میرزا خسته با توجه به مسائلی که قبلا نسبت به عریضه نویسی های وی پیش آمده بود .می گوید!
دایی جان من یازمایام یاخچیدی خانلار سورا بیلمی بی راخمئله ودئله نه یه بوجور کسکرلی یازمای بیر آز ملایم یازیدی
با توجه به امتناء حاج خسته از نوشتن یکی دیگر از بستگان وی که مردی با سواد بود این مسئولیت را گردن می گیرد ولی سواد ملاک قلم زدن نیست قلم با عشق و قلب آدمی به شور می افتدنه با سواد خواندن و نوشتن ،بنده خدا هرکاری می کند نظر مشهدی علیمراد را نمی تواند جلب کند لذا حاج خسته از کار اون بنده خدا خسته شده و خود دست به قلم می شود شکایت را تنظیم می کند و.....
متن شکایت و قلم جادوی میرزا خان را شیفته می کند که حاج خسته را از نزدیک ببیند
در یک مهمانی که خان تشریف داشته حاج خسته وارد می شود با تعارف میزبان میرزا خسته :بویور اوخاریا
خان وی را شناخته و رو به وی کرده با خنده می گوید: میرزا خسته بوشکایت لری سن یازری
میرزا خسته می گوید :خان بیر موهوم ائیش دویلو بونو هر کس یازر
خان با خنده می گوید: نه بوجور قوتازلئ ....
این بر خورد خان بعدها نقل مجالس می شود و توانای قلم حاج خسته ضربالمثل
سلیمان امیری فرد
https://t.me/shahsevan_channel
ایل شاهسون بغدادی...
@Soleimanamiri
Soleiman Amiri:
(۱)
بنام خداوند کریم و مهربان، اوست که می بخشد بر دلها محبت وبه نگاه ها عاشق را
....وقتی انسان خاطرات وسرگذشت بزرگان را می شنود نه یک دل بلکه صد دل عاشق صداقت و درستی مردم این ایل بزرگ می شود
چند روز پیش در یک جمع خودمانی در منزل آقای اکبر فیروزی با حاج ابراهیم امیری، آقای اسماعیل فیروزی وحاج صفرقلی فیروزی نشسته بودیم وسخن ازسرگذشت و داستانهای پیشینیان نقل مجلس شد از تاریخ ایل بغدادی و علت آمدن به ایران و تشکیل طوایف و تیره ها گرفته تا مرام و معرفت و هنر بزرگان، در این گذر ،گاهی با توجه به نقل کتابت شده تاریخ وقیاس کتابهای نانوشته سینه به سینه اختلافی بسیار میداندار سخنان ما می شد
در این بین یکی دوتا از داستانها به نظرم خیلی زیبا ،متینانه وجالب بود دست به قلم شدم تا عزیزان را از این ضیافت کلام بی نسیب نگذارم وتلنگری به یاد روز های گذشته بزنم .
......در یکی از روز های بی رحم روزگار که از نامردی حکام ایل از اقتدار فاصله گرفته بود وچهار چوب ایلداری با توجه به موقعیتهای پیش آمده از حالت بزرگ منشی در مسیر دیگری سیر می کرد ......و اختلافات بین خوانین و ریش سفیدان فاصله ها را بیشتر کرده بود.... یکی از نایبهای خان (صمصامی خان) طبق دستور و یا ....به چادر یکی از بزرگان تیره سیرخابلو رفته و ده پانزده تا از گوسفندها را بدون در نظر گرفتند چراگاه برای کیست بدون اجازه با قلدوری از گله جدا کرده به ده خان می برد.
در این گذر حاج سلطانعلی ایمانی صاحب گله بعلت همزمانی فوت مادرش با این قضیه توسط شخصی بنام فیضی پیغام را به مشهدی علیمراد یکی از امین ها وریش سفیدان ایل می رساند و از او می خواهد با توجه به نفوذ خان در همدان وساوه تلگرافی به مرکز بزند و از ستم واردشده به وی دادخواهی از دستگاه دولتی در تهران بنماید
.....در آن زمان آدم با سواد دست بقلم در ایل زیاد نبود و یکی از کسانی که زحمت مردم ایل را در این موقع می کشید حاج خسته معروف به میرزا خسته بود
لذا مشهدی علیمراد به حاج خسته پیام می دهد که با شما کار واجبی دارم تشریف بیاوری منزل ما
........بعد از چاق سلامتی و پذیرای مختصر مشهدی علیمراد رو به حاج خسته می کند و می گوید
میرزئ خسته بیردن شکایات یازای اوجوز اولا ولی کسکرلی !
میرزا خسته با توجه به مسائلی که قبلا نسبت به عریضه نویسی های وی پیش آمده بود .می گوید!
دایی جان من یازمایام یاخچیدی خانلار سورا بیلمی بی راخمئله ودئله نه یه بوجور کسکرلی یازمای بیر آز ملایم یازیدی
با توجه به امتناء حاج خسته از نوشتن یکی دیگر از بستگان وی که مردی با سواد بود این مسئولیت را گردن می گیرد ولی سواد ملاک قلم زدن نیست قلم با عشق و قلب آدمی به شور می افتدنه با سواد خواندن و نوشتن ،بنده خدا هرکاری می کند نظر مشهدی علیمراد را نمی تواند جلب کند لذا حاج خسته از کار اون بنده خدا خسته شده و خود دست به قلم می شود شکایت را تنظیم می کند و.....
متن شکایت و قلم جادوی میرزا خان را شیفته می کند که حاج خسته را از نزدیک ببیند
در یک مهمانی که خان تشریف داشته حاج خسته وارد می شود با تعارف میزبان میرزا خسته :بویور اوخاریا
خان وی را شناخته و رو به وی کرده با خنده می گوید: میرزا خسته بوشکایت لری سن یازری
میرزا خسته می گوید :خان بیر موهوم ائیش دویلو بونو هر کس یازر
خان با خنده می گوید: نه بوجور قوتازلئ ....
این بر خورد خان بعدها نقل مجالس می شود و توانای قلم حاج خسته ضربالمثل
سلیمان امیری فرد
https://t.me/shahsevan_channel
Telegram
باغدادلی شاهسئون ائلی...
ایل شاهسون بغدادی...
@Soleimanamiri
@Soleimanamiri
قوْجالدى؛ گئتدی!..
؛
'بئش گۆن دوْورانی وار، دئللر آشیغین'
ایگیت قاهرامانلار، قوْجالدی؛ گئتدی!
ائلینه قاینایان کیملیگین بیلن
ارهن پاهلاوانلار، قوْجالدی؛ گئتدی!
؛
یایلاغین داغیدیر، باخ! 'قاراغانا'
هانی، 'نر-مایا'لار؛ 'بوغور'؛ 'آروانا'؟
ائلین هاردا یوردو اولوب ویرانا!
'فتح' ائدن 'سولطان'لار، قوْجالدی؛ گئتدی!
؛
پاییز کؤچوب قیشلاقلاردا قالانلار
یاز گلنده یایلاق یادا سالانلار
'کهر'؛ 'کؤرهن' آتلار مینیب چاپانلار
اوْ ماخمال تومانلار، قوْجالدی؛ گئتدی!
؛
چادیرلاردان 'چاویر' سسی گلردی
'کلهکی'ده آغلا یار دی؛ گۆلردی
قيز-گلينلر، یاغچی-یامان؛ بیلردی
كئيوانى بايانلار، قوْجالدی؛ گئتدی!
؛
"بختیار"؛ سیلگینن گؤزویون نمین
سن دهکی گؤرمهدین؛ ائلین کؤچمهيین
منیم؛ آتام 'حاجی ایبراهیم' کیمین
سازلا ییرلایانلار، قوْجالدی؛ گئتدی!..
؛
( بختیار فرّخ . ۱۸ /۱۰ /۱۳۹۰ )
@Bakhtiar_Farrokh
.
؛
'بئش گۆن دوْورانی وار، دئللر آشیغین'
ایگیت قاهرامانلار، قوْجالدی؛ گئتدی!
ائلینه قاینایان کیملیگین بیلن
ارهن پاهلاوانلار، قوْجالدی؛ گئتدی!
؛
یایلاغین داغیدیر، باخ! 'قاراغانا'
هانی، 'نر-مایا'لار؛ 'بوغور'؛ 'آروانا'؟
ائلین هاردا یوردو اولوب ویرانا!
'فتح' ائدن 'سولطان'لار، قوْجالدی؛ گئتدی!
؛
پاییز کؤچوب قیشلاقلاردا قالانلار
یاز گلنده یایلاق یادا سالانلار
'کهر'؛ 'کؤرهن' آتلار مینیب چاپانلار
اوْ ماخمال تومانلار، قوْجالدی؛ گئتدی!
؛
چادیرلاردان 'چاویر' سسی گلردی
'کلهکی'ده آغلا یار دی؛ گۆلردی
قيز-گلينلر، یاغچی-یامان؛ بیلردی
كئيوانى بايانلار، قوْجالدی؛ گئتدی!
؛
"بختیار"؛ سیلگینن گؤزویون نمین
سن دهکی گؤرمهدین؛ ائلین کؤچمهيین
منیم؛ آتام 'حاجی ایبراهیم' کیمین
سازلا ییرلایانلار، قوْجالدی؛ گئتدی!..
؛
( بختیار فرّخ . ۱۸ /۱۰ /۱۳۹۰ )
@Bakhtiar_Farrokh
.
بنام خدا
ایده شاهی سیونی یک اعتقادو ایده بزرگی است برای وطن دوستی از اوایل دوره صوفیگری و پادشاهی صفویه در اقصی نقاط مملکت ایران در دل بزرگمردان رخنه وبرزبان جاری شده ونهایتا به استقرار نامی بزرگ بنام شاهسون گردیده
اگر این جنبش بی نظیر را مختص یک منطقه وشکل گیری آنرا به یک دوره کوتاه بدانیم جفای است بر تشکیل این ایل وطن دوست و مردان از خود گذشته آن
....وقتی به انگیزه بیان این کلمه بصورت جدی دقت شود یک معنویت خاصی در دل آن می بینیم که بجزء عشق وایثار نمی توان دید ومعنای آن از دوستدار شخص بودن به عاشق وطن تعریف خواهد شد و.......
....درست است با هنرمندی بعضی از تاریخ نویسان خارجی با تعریف واژه گونه آن داستانی دیگر برای اهداف خاص ساخته شده ولی مطمئنن واقعیت بر ملا و گستره این ایده بزرگ برهمگان آشکار خواهد شد........
سلیمان امیری فرد
ایده شاهی سیونی یک اعتقادو ایده بزرگی است برای وطن دوستی از اوایل دوره صوفیگری و پادشاهی صفویه در اقصی نقاط مملکت ایران در دل بزرگمردان رخنه وبرزبان جاری شده ونهایتا به استقرار نامی بزرگ بنام شاهسون گردیده
اگر این جنبش بی نظیر را مختص یک منطقه وشکل گیری آنرا به یک دوره کوتاه بدانیم جفای است بر تشکیل این ایل وطن دوست و مردان از خود گذشته آن
....وقتی به انگیزه بیان این کلمه بصورت جدی دقت شود یک معنویت خاصی در دل آن می بینیم که بجزء عشق وایثار نمی توان دید ومعنای آن از دوستدار شخص بودن به عاشق وطن تعریف خواهد شد و.......
....درست است با هنرمندی بعضی از تاریخ نویسان خارجی با تعریف واژه گونه آن داستانی دیگر برای اهداف خاص ساخته شده ولی مطمئنن واقعیت بر ملا و گستره این ایده بزرگ برهمگان آشکار خواهد شد........
سلیمان امیری فرد
باغدادلی شاهسئون ائلی...
ایل شاهسون بغدادی...
@Soleimanamiri
Soleiman Amiri:
(۲)
بنام خدا
......وقتی میدان رقابت پیش می آید غبار جاطلبی و برتری جوی بر روی چشمها سایه می افکند وبدون در نظر گرفتن عاقبت کار انسان دست بکاری می زند که گاهن برای پشیمانی خیلی دیر است
......اگر ما به اصل شاهسون شدن خوب نگاه کنیم انسانهای بزرگی را می بینیم نه از روی نیاز بلکه بر اساس غیرت و شعور درک بالا اعلام شاهی سیونی کرده اند که خود فلسفه ائی دارد برای بیان ،بماند
این انسانهای بزرگ در چند صد سال درست است که در چرخه روزگار مثل موم با توجه به شرایط شکلهای گرفته اند ولیکن هیچگاه از اصل خود دور نشده و رشادت که یکی از خصایص بارز آنها می باشد را همیشه داشته اند
در شب نشینی آقای اسماعیل فیروزی خاطره ائی از ،یکی از بزرگمردان را تعریف کرد برایم خیلی جالب بود
......هریک از خوانینی که ادعای بزرگی داشتند در دستگاه خود افرادی را به رکاب می گرفتند تا در ماموریتها به فتوحاتی برسندو افراد تحت فرمان با توجه به شجاعت و رشادتشان می توانستند قدرت مانور خان را بیان کنند
....در ایل تک تیراندازانی بنام بودند که آوزه آنها در کل ایل پیچیده و هریک از سرکردگان آرزوی داشتن چنین سلحشوری را در رکاب خود می کردند گاهی خوانین برای اینکه توانای رقیب را کم کنند در صدد کنار زدن مردان جنگی آنها می شدند با دادن امکانات بیشتر و وسوسه کردن جنگجویان و یا .......
.... مندلی از نام آوران بنام ایل، ازطایفه کوسه لر تیره سیرخابلو بخاطر شجاعت ذاتیش و تیراندازی ماهرانه اش شهره عام و خاص بود و هریک از بزرگان دوست داشتند در کنار آنها باشد
......یکی از خوانین برای اینکه دست رقیب رااز تک تیرانداز تهی کند تصمیم می گیرد که مندلی را از بین ببرد لذا با یکی از افراد مورد اعتماد خود نقشه ائی را طراحی و کمر همت برای انجام آن می بندد
.....در یکی از صبحهای دل انگیز مندلی بی خبر از توطئه سلانه، سلانه از چادر به سمت دره حرکت می کند آدمهای جنگی در عینِ اینکه حرکت می کنند حواسشان به اطراف خودشان هم هست به کوچکترین صدا توجه می کنند بدون اینکه کسی حرکت آنهارا ببیند
......یک آن صدای تیری از بالای کوه او را وادار به حرکت سریع و سنگر گرفتتد در کنار یک سنگ می کند تا او خود را جمع وجور کند از دو طرف مورد هجوم تیرهای سربی از سمت کوه وکنار دره می شود فورا سمت صدا و مکان مهاجمان را تشخیص داده و بسمت کوه که احساس می کند فرمانده این عملیات آنجاست سه تا تیر به آن سمت شلیک می کند شلیک تیر آنچنان ماهرانه بود که عکس والعمل را از طرف مقابل می گیرد و زمین گیرش می کند
.....صدای تیر مردم را به سمت صدا می کشاند و خان سریع به سمت مندلی می رود
می گوید :مندلی جان ساغای بیلئیه بئیر زاد اولمئیب
مندلی:خئیر منه بئیر آسیبی چاتمیب ولی بئیلمرم نئیه سئردن نه داها گوله آتئله ونه او را دا آدام چاوالر(تکان خوردن) ولی خئردان توفنگ آتان بئیر نفر ئیدی گئدیب چئیخب او یال اوسته
.....بعد از چند دقیقه با احتیاط بسمت کوه می روند و فرد شلیک کننده را بخاطر ترس از هدف گیری مندلی بیهوش می بینند .... بعداز یکی دو ماه آن مرد بخاطر شوک وارده از تیراندازی مندلی فوت می کند
و یک شعر در بین هم ایلی ها در وصف تیراندازی مندلی هست
مندلی تیر آتاندا ........
سلیمان امیری فرد
https://t.me/shahsevan_channel
ایل شاهسون بغدادی...
@Soleimanamiri
Soleiman Amiri:
(۲)
بنام خدا
......وقتی میدان رقابت پیش می آید غبار جاطلبی و برتری جوی بر روی چشمها سایه می افکند وبدون در نظر گرفتن عاقبت کار انسان دست بکاری می زند که گاهن برای پشیمانی خیلی دیر است
......اگر ما به اصل شاهسون شدن خوب نگاه کنیم انسانهای بزرگی را می بینیم نه از روی نیاز بلکه بر اساس غیرت و شعور درک بالا اعلام شاهی سیونی کرده اند که خود فلسفه ائی دارد برای بیان ،بماند
این انسانهای بزرگ در چند صد سال درست است که در چرخه روزگار مثل موم با توجه به شرایط شکلهای گرفته اند ولیکن هیچگاه از اصل خود دور نشده و رشادت که یکی از خصایص بارز آنها می باشد را همیشه داشته اند
در شب نشینی آقای اسماعیل فیروزی خاطره ائی از ،یکی از بزرگمردان را تعریف کرد برایم خیلی جالب بود
......هریک از خوانینی که ادعای بزرگی داشتند در دستگاه خود افرادی را به رکاب می گرفتند تا در ماموریتها به فتوحاتی برسندو افراد تحت فرمان با توجه به شجاعت و رشادتشان می توانستند قدرت مانور خان را بیان کنند
....در ایل تک تیراندازانی بنام بودند که آوزه آنها در کل ایل پیچیده و هریک از سرکردگان آرزوی داشتن چنین سلحشوری را در رکاب خود می کردند گاهی خوانین برای اینکه توانای رقیب را کم کنند در صدد کنار زدن مردان جنگی آنها می شدند با دادن امکانات بیشتر و وسوسه کردن جنگجویان و یا .......
.... مندلی از نام آوران بنام ایل، ازطایفه کوسه لر تیره سیرخابلو بخاطر شجاعت ذاتیش و تیراندازی ماهرانه اش شهره عام و خاص بود و هریک از بزرگان دوست داشتند در کنار آنها باشد
......یکی از خوانین برای اینکه دست رقیب رااز تک تیرانداز تهی کند تصمیم می گیرد که مندلی را از بین ببرد لذا با یکی از افراد مورد اعتماد خود نقشه ائی را طراحی و کمر همت برای انجام آن می بندد
.....در یکی از صبحهای دل انگیز مندلی بی خبر از توطئه سلانه، سلانه از چادر به سمت دره حرکت می کند آدمهای جنگی در عینِ اینکه حرکت می کنند حواسشان به اطراف خودشان هم هست به کوچکترین صدا توجه می کنند بدون اینکه کسی حرکت آنهارا ببیند
......یک آن صدای تیری از بالای کوه او را وادار به حرکت سریع و سنگر گرفتتد در کنار یک سنگ می کند تا او خود را جمع وجور کند از دو طرف مورد هجوم تیرهای سربی از سمت کوه وکنار دره می شود فورا سمت صدا و مکان مهاجمان را تشخیص داده و بسمت کوه که احساس می کند فرمانده این عملیات آنجاست سه تا تیر به آن سمت شلیک می کند شلیک تیر آنچنان ماهرانه بود که عکس والعمل را از طرف مقابل می گیرد و زمین گیرش می کند
.....صدای تیر مردم را به سمت صدا می کشاند و خان سریع به سمت مندلی می رود
می گوید :مندلی جان ساغای بیلئیه بئیر زاد اولمئیب
مندلی:خئیر منه بئیر آسیبی چاتمیب ولی بئیلمرم نئیه سئردن نه داها گوله آتئله ونه او را دا آدام چاوالر(تکان خوردن) ولی خئردان توفنگ آتان بئیر نفر ئیدی گئدیب چئیخب او یال اوسته
.....بعد از چند دقیقه با احتیاط بسمت کوه می روند و فرد شلیک کننده را بخاطر ترس از هدف گیری مندلی بیهوش می بینند .... بعداز یکی دو ماه آن مرد بخاطر شوک وارده از تیراندازی مندلی فوت می کند
و یک شعر در بین هم ایلی ها در وصف تیراندازی مندلی هست
مندلی تیر آتاندا ........
سلیمان امیری فرد
https://t.me/shahsevan_channel
Telegram
باغدادلی شاهسئون ائلی...
ایل شاهسون بغدادی...
@Soleimanamiri
@Soleimanamiri