باغدادلی شاهسئون ائلی...
167 subscribers
138 photos
37 videos
16 files
196 links
ایل شاهسون بغدادی...

@Soleimanamiri
Download Telegram
Soleiman Amiri:
Macid:
= ساختار اجتماعی ایل شاهسون ==
هرم سازمان تولیدی ایل شاهسون از خانوار آغاز و به تیره و طایفه ختم می‌شود. در گذشته ریاست طوایف را خان‌ها به عهده داشتند.متاسفانه این ایل امروزه بسیار پراکنده گشته و نام و نشانی از آن باقی نمانده و بطور کامل در مناطق شمالی کشور مستحیل گشتند.در گذشته ریاست طوایف را خان‌ها به عهده داشتند که امروزه نامی از انها نیست و حتی خود مردم شاهسون هم از گذشته و اجدادشان باخبر نیستند.مردم این ایل در حاشیه شهرها همچون بختیاریها با بدبختی و فقر زندگی میکنند برعکس ایل همزبان و تقریبا همریشه با شاهسون یعنی قشقاییهای جنوب کشور که کاملا تسلط بر نواحی جنوب را دارا هستند و از بزرگترین اقوام کشور بحساب می ایند و بزرگترین ایل کشور هستند هنوزم با تمام سرکوبها و بایکوتهای حکومتهای مرکزی قشقاییها یک مهره ثقیل سیاسی و اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی به شمار می آیند.سرکردگان شاهسون نسبت به خوانین ایلاتی مانند [[قشقایی]] و بختیاری قدرت ناچیزی داشتند و اصلا قابل قیاس با قدرت خوانین ایلات مذکور نبودند و در زمان مشروطه و پس از آن قدرت گیری رضاشاه پهلوی طومارشان برای همیشه برچیده شد.هرچند که بختیاریها همیشه با مماشات و کاسه لیسی و وصل به قدرتهای استعمارگر خارجی در صحنه قدرت بودند اما قشقاییها به پاس وطن پرستی و مردم داری یاد و نامشان برای همیشه در تاریخ باقی خواهد ماند.البته ایل شاهسون هم مانند قشقایی وطن پرستیهایی داشت در طول تاریخ اما نه ثبت شد و نه سند و مدرکی باقی ماند و در کوران حوادث کشور به فراموشی و اضمحلال گرایید.در راس هر رده کوچک شاهسون امروزه نیز مسؤلی قرار دارد که '''آق‌سقل''' [ریش‌سفید] نامیده می‌شود ولی قدرت یا نفوذ خاصی ندارد.<ref>دکتر عزیزی، پروانه. بررسی ساختار اجتماعی- اقتصادی ایل شاهسون. نشر قومس ۱۳۸۷.</ref>
دکتر امیر محمد شاهسونی محقق و پژوهشگر ایلات ایران

Soleiman Amiri:
Soleiman Amiri:
بنام خدا
... وقتی مقاله ائی از جناب دکتر عزیزی گرامی را در مورد شاهسون خواندم تصمیم گرفتم کمی در مورد علت تشکیل ایلها صحبتی مختصر داشته باشم دوستان عزیز وقتی تاریخ را ورق می زنیم به تشکیل ایلهای بر می خوریم که از یک ریشه وبراساس تکامل قبیله ائی شکل گرفته اند و به حیات معمولی خود در دل تاریخ ادامه داده و در حواشی های گذر زمان یا به اجبار حکام ویا برای دفاع حرکت های در دل تاریک تاریخ دارند مثل اکثریت ایل های ساکن در ایران ولی در مقابل این ایلهای سنتی ایل شاهسون براساس یک ایده معنوی از دل خانقاه های صوفی با اعتقادی راسخ به علی ابن ابیطالب بر خاسته وبخاطر یک ایدولوژی خاصی افراد و ایلهای دیگر را جذب خود می نماید..... وپادشاهان صفویه بخصوص شاه عباس کبیر از این نام برای اهداف خود به بهترین وجه استفاده کرده و بخاطر اینکه یک نیروی جانثار، وطن دوست و صادق داشته باشد نام شاهسون را یک امتیاز برتر قرارداده و اتحادیه ایل بزرگ شاهسون را کلید می زند وخیلی از مردان رشید دیگر ایلها را مفتخر به این امتیاز شاهانه می نماید .از جمله گنجعلی خان کرد(ص ۵۷شاه عباس اسطوره ایرانی) وخیلی از اقوام در خواست پیوستن به این اتحادیه را می کنند از جمله یون سور پاشایی آناتولیای ولک خان فرمانده قلعه زهاب واقع در نزدیکی قلعه مندلی به شاهسون می پیوندد و مرتضی قلی خان شاملو فرزند علی قلی خان خود رادرجرکه شاهسون واردکرد( زندگی شاه عباس ص ۹۲)،امیربیگ از طایفه برادوست کرداظهار شاهسونی نمود( زندگی شاه عباس ص۱۰۹۶)...... نام شاهسون یک نیروی معنوی در دلها ایجاد و افراد آن بعنوان یک نیروی قوی باایمان ومطمئن در جامعه برای امنیت داخلی و مرزبانی انتخاب و در این راه از جان خود مایع می گذارند و در دل اسناد معتبر هرجا رشادت و از خود گذشتگی در راه وطن است نام شاهسون مثل نگین در آنجا می درخشد
بنابر این اساتید محترم جناب دکتر عزیزی بزرگوار و جناب شاهسون گرامی قیاس شاهسون با دیگر ایلها به هیچ وجه منطقی و قابل قبول نیست زیرا کلمه شاهسون بخاطر عشق وعلاقه ائی که در دلها ایجاد نموده تمام قلمرو حکام ایران را تحت پوشش خود قرار داده بود و به جا و مکان خاص وابستگی نداشته بلکه عقیدشان< همه ایران سرای من است> بوده و این نشان از خود گذشتگی ایل بزرگ شاهسون است و این خود گذشتگی را ما هیچ جائی و درهیچ طایفه و ایلی نمی بینیم
....شاهسونها را در زمان شاه عباس جزء پنج رکن حکومتی آورده اند آنقدر شاهسون بودن ارزشمند معرفی شده حتی بعضی از محققین شاه عباس را سردار سپاه شاهسون خوانده اند
شکست پرتغالی ها توسط سربازان شاهسون تحسین محققین خارجی را نسبت به رشادت آنها دارد
در زمان نادرشاه کشور در حال فروپاشی باز به شاهسون اعتماد می کند وبا رشادت این مردان بزرگ درتاریخ شکست محمود افغانی، پاشا های عثمانی ،فتح بغداد، فتح هندوستان و ده ها فتوحات دیگر ثبت شده است
کریم خان
زند به اعتبار و

قدرت فوق العاده شاهسونها به فرماندهی علی خان توانست حکومتی را بر پا کند
در زمان قاجار جنگ با روسیه تزار و جنگ هرات، مردان بی ادعا دشمنان این مرز وبوم را به سطوه آورده و رشادتشان صحفه خوش تاریخ آن دوران را بیان می کند
ثبت اسامی سرداران ، سرتیپ ها ، سرهنگ ها ونیروهای شاهسون در کتاب چهل سال تاریخ ایران در دوره پادشاهی ناصرالدین شاه تالیف محمد حسن خان اعتماد السلطنه با کوشش جناب ایرج افشار وشهادت شاهسون ها بخصوص شهادت علی اکبرخان منصور نظام بزرگ با قهوه قجری در راه مشروطه گواه خوش نامی وعشق به وطن و آزادی خواهی این ایل بزرگ است
در دوره پهلوی تن به ذلت ندادند و در شهرها سکونت را آغاز کردند بخاطر اراده قوی وبزرگ منشی شان در کوتاه ترین زمان سیر ترقی را طی و اکثریت شان از نظر طبقات اجتماعی ومالی در شهرهای سکونت شان از طبقه متوسط به بالا می باشند
و اما در مورد ابا واجدادشان شاهسونها بعلت در بر گرفتن اقوام ایرانی و ایلهای مختلف برای محققینی که سطحی نگاه می کنند گنگ ولیکن هریک از طایفه وتیره ها اصل ونسب و شجره نامه خودشان را می دانند و کم لطفی محققان و اساتید بزرگوار است در منزل نشسته فقط زاویه دیدشان به حول وحوش خود شان قراردارد نه به موضوع تحقیقشان
سلیمان امیری فرد

بنام خداوند جان وخرد
با توجه به متن توهین آمیز این دوست عزیزمان نمی دانم از کجا شروع کنم ولی این را می دانم هیچ کس در جایگاهی نیست تا در مورد دیگران قضاوت و یا محملات بیان کند
دوست و هم زبان من اولاً برای اینکه از خواب بیدارت کنم به حضرتعالی یاد آور می شوم معرف و شناسنامه هر قوم زبانش می باشد جنابعالی می دانی زبان اصلی مردم قشقایی چیست و در حال حاضر با چه زبانی تکلم می کنند در صورتی که ایل غیور شاهسون هنوز که هنوز است زبان خود را از دست نداده حتی طوری به اطرافیان خود تسلط دارد زبان خود را هدیه ائی جاویدان به آنها عرضه داشته و آنها هم با زبان شاهسونی تکلم می کنند حال ببین کی زنده است کی .....
دوماً الحمدالله شاهسون در دشت مغان اردبیل آزربایجان غربی استان مرکزی استان قم استان تهران نی ریز شیراز جای جای این مرز و بوم بعنوان اشخاص صادق وبا نفوذ شناخته می شوند وملت های دیگر احترام ویژه ائی به آنها قائل می باشند واحتیاج به تعریف خود ندارند واز نظر اقتصادی هم از طبقه متوسط به بالا شناخته می شوند
من در مورد ضعف های ایل قشقائی زیاد نمی گویم ولی این را یاد آور می شوم آنقدر این ایل بزرگ از مسیر اصالت خود دورشده بعضی از محققین به ترک بودن آنها شک کرده و جزء دیگر اقوام می خوانند
سوماً دوست وبرادر عزیزم برای نوشتن در مورد دیگر اقوام باید خیلی وسواس بخرج داد از افکار بسته خارج و با اندیشه باز باید دست بقلم شد نه اینکه ....
سلیمان امیری فرد
Soleiman Amiri:
بنام خدا
...... هوای بارانی بهار در تاوودی، بوی نم باران وگلهای زیباو رویش گیاهان، زینت بی نظیری را در دشت دونقوز اولن چمنی ساخته بود وقتی در دشت با رویاهای خود در حال قدم زدن باشی، نگاه عاشقانه گل های سر از دل خاک بر آورده طراوت خاصی را به طبیعت وشادابی برای آدم به ارمغان می آورد .....هر انسان هدف دار به امید رسیدن به کوه های قاراقان خود را سر مست شاه بیت شاعرانه این خلقت خدائی می کند
.... با رویاهای زیبا هم گام شده ،
غرق افکار روزگاران خوش خود بودم
صدای پای اسبی مرا بخود آورد
برگشتم ببینم کیست به سرعت از کنارم گذشت پشت سر او سواران دیگر زمزمه های جوانیم را از سرم‌ پراند، کمی خیره شدم دیدم سواران ....خان بودند به سمت اتراق گاه کوچ بولوت (بولود) بئی و سلیم بئی از تیره خالدی طایفه کوسه لر می رفتند
بولودبئی و سلیم بئی دو برادر از بزرگان و ریش سفید های تیره خالدی بودند با سرپرستی و مدیریت خوب خود روزگار بسیار عالی برای تیره خود رقم زده بودند
....خوانین و بزرگان تصمیم گرفته بودند در یک موقعیت خاص بصورت سرزده به اوبا (اوای) آنها بروند و بخاطر عدم پذیرای در آن وضعیت آنها را شرمنده خود سازند
....فرصت بسیار خوبی پیش آمده کوچ بهاری برای رفتن به ییلاق و بارش نم نم باران و خیس بودن زمین ونبودن هیزم وشرایط سخت برای تهیه غذا و.... یک مهمانی تجملاتی و.......
سریع از میانبر خودم را به محل اتراق اوبا رساندم تا خبر آمدن سواران را بدهم ...
ریش سفیدها در کنار بولود بئی نشسته بودند و تفنگ پنج تیر و حمایل فشنگ او بر تیرکی (دیرک) که بر آن تکیه داده بود آویخته ....
وقتی به سمت بئی رفتم تا آمدن سواران را بدهم بئی از جایش بلند شد برگشتم پشت سرم را نگاه کردم دیدم سواران دارن به سمت ما می آیند
بولود بئی به سلیم بئی گفت چادربزرگ را برقرار کنید حتما مهمانی خواهیم داشت ....
سلیم بئی با یک اشاره به سایرین ، برای آماده کردن چادر .....
سواران به بئی نزدیک شدند
بئی :اوغوریوز خیر یورولمایایز
سوران از اسب پایین آمدند بعد از احوالپرسی علت آمدن را به مهمان آمدن به اوبای وی بیان داشتند
بولوت بئی گفت بفرمائید بشینید چایی آماده است
بعد از کمی استراحت
....چادر برپا یلن (کناره چادر )را بالا زده و آمده پذیرایی بود
با تعارف بولودبئی مهمانها به سمت چادر حرکت کردند در هنگام حرکت به سمت چادر ، اجاق های بر قرار شده را دیدند بدون هیزم شعله های آتش آنرا روشن کرده بود کمی که دقت کردند چال(جوال) هایی در کنار آتش دیدند پر از گردو و بادام بجای هیزم از آن استفاده می کردند
وقتی نوکرها و خادمین چشمشان به چال (جوال)های گردو و بادام افتاد و به آتش نگاه کردن
یکی از آنها که نسبت به سایرین ارشد تر بود گفت بئی چالها برای چیست؟
بولد بئی گفت برای تهیه غذا آورده اند شما بفرمائید چادر تا خوانین هم تشریف بیاورند
همان صاحب منصب: گفت بئی چرا به زحمت افتادید ما با همین گردو و بادام سیر می شدیم
بئی جواب داد نه دوست من ،بعد از مدتها ....خان بر سر ما منت گذاشته و بنده نوازی فرموده به چادر ما میخواهد تشریف بیاورد ،این حرفها نیست ،
اون شخص گفت آخه آتش با گردو و بادام ؟
بئی گفت غذای طبخ شده با گردو و بادام مزه دیگری دارد
بعد از ساعتی خوانین با دیگر بزرگان به اوبای بولود بئی آمدند آنطور که پدرم از گفتگوی فتح السلطان وپدرش شنیده آنها نسبت به این پذیرای شرمنده و در مقابل بزرگمنشی وی ......

سلیمان امیری فرد
💠معرفی روستاهای ساوه💠

💠روستای مهدی اباد💠

روستای مهدی اباد در شهرستان زرندیه ودر مجاورت شهرک صنعتی مامونیه واقع شده است، تنها بنای به جای مانده ازاین روستا یخچال قدیمی روستا می باشد
بعد از فرمان رضا شاه واجبار به یک
جا نشینی عشایر عده ای این روستا را برای زندگی انتخاب میکنند که شغل همه انها دامپروري بوده است
بیشتر شهسونهای این روستا از طایفه احمدلو تیره امیرعلی وهمچنین موصلو بوده اند
نام بزرگان روستا که همگی به دیار باقی شتافته اند عبارتند از:
محمد احمدی
قربان احمدی
محرم مختاری
عروجعلی جعفری
محمد رضا نوری و
عزیز اقا سلطانی

💠لطفاتاریخچه روستای خود رابرای ما ارسال کنید


💠معرفی روستاهای ترک زبان💠

تاریخچه روستای ایران اباد مغان
خود روستای ایران اباد تا سال1338 عاری از سکنه بوده ..قشلاق عشایر ،طایفه اجیرلو بوده است .ایران آبادیهای که در دهه اوخر سی کوچ کردند(ایران اباد مغان ) مشکین شهر ،اطراف انگوت اولتان ،علی رضا آباد، پیرایواتلو ،قره داغلو ،و سایر مناطق با اصلاحات ارضی و اعطا زمین مزروعی(12هکتار برای هر زارع )
با توجه به اینکه زمین مزروعی اعطا شده در نزدیکی محل استقرار ایران اباد کنونی بوده به این محل و تعداد انها نزدیک به 25نفر بوده .
اولین شخصی که به ایران اباد امده انده عمیش پیرایه بوده ..قبل از ایران اباد به عمیش کندی مشهور بوده ..مرحوم عمیش کد خدا ایران بوده ..
در ضمن قبل از تاسیس ایران اباد(1336) منطقه استقرار کوچ محمد و عسگر علی که به قرمزی کورمو مشهور بوده است. ..جمعیت ایران اباد مغان 2220نفر میباشد .
طوایفی شاهسون هایی که در ایران اباد مغان هستن به شرح ذیل .قوجه بیگلو ،بیگدلو،گیگلو. اجیرلو .گبلو،قورتلار،ایواتلو .شاهعلی بیگلو .عسگرخانلو .پیرایواتلو .قره داغ لو.زرگر.قره انداکلو.دمیرچی .و مهاجرهایی از جمهوری اذربایجان (البته من یادم میاد پدر بزرگ و خیلی از مردان قدیمی ،زبان روسی مسلط بودند و به جای فارسی ' روسی مینوشتند.در دهه 60 )

با تشکر از محمد رضا عبادی و پیمان ورزند متولدین ایران اباد مغان
تانى‌يين
؛
اؤزويوزو آى 'شاهناما' بيلن‌لر
بيزى اولو يازى 'ماناس' تانى‌يين!
اؤزلرينى اسگي خالي سايان‌لار
بيزى ده بير اسكي پالاس تانى‌يين!
؛
گئچميشينه يئتمز؛ سوْيون ايتيرن
ديده‌رگينليك كؤكو؛ كۆتلوك بيتيرن
'عوممان' دنيزيندن اؤرنك گتيرن
بيزی‌ ‌ده 'خزه‌ر‌'دن 'آراس' تانى‌يين!
؛
يئتن اؤز ديليني گره‌ك قاورايا
يابانجى سؤزجوكدن؛ قولاق تاولايا
ديلدن دۆشن‌لري، گزه آولايا ‌‌‌
بئله ايگيت‌لري، 'آراس' تاني‌يين!
؛
اوْزانليقدان وارسا بير ايزلي ايشيق
دده‌ليگه واردير ، نئچه ياراشيق
نققال‌لار قارشيندا دوروبدور آشيق
سؤزده 'دوْداق ده‌يمز'، 'جيناس' تانى‌يين!
؛
"بختيار"ين سوْيو، گئدر 'موغانا'
گۆن باتاندان قاييت؛ باخ گۆن دوْغانا
'خاتايا' ، 'خۆتنه' ، 'بالاساغانا'
گؤزه‌لليگين گؤزو ، اولاس تانى‌يين!
؛
(بختيار فرخ )

@Bakhtiar_Farrokh
Forwarded from عباس برومند
بزرگان‌شاهسون مغان و مشگین و اردبیل!

* همیشه سرافراز باشید که نسل مردان بزرگ و سرداران شهید ایران اسلامی در جنگهای ایران و روس هستید.

* متن بازخوانی و بازنویسی شده سند تاریخی چاپ نشده در متون تاریخی را برای تان هدیه و تقدیم می کنم. این سند معتبر مشخص کننده اجداد هفتم و هشتم هزاران خانوار عشایر شاهسون مغان، مشگین ، اردبیل می باشد. در مقابل این هدیه ، حق الزحمه ام را از خانواده های محترم نسل این خاندانهای مکرم چنین طلب می کنم :

http://telegra.ph/شجره-نسل-جلیل-القدر-ایل-بیگی-زادگان-شاهسون-در-سال-۱۲۷۱-ه-ق-01-27
Forwarded from Soleiman Amirifard
شاهسون فارس
شاهسون های فارس در مناطق ششده و قره بلاغ فسا و خفر و داراب و جهرم و جنوب دریاچه بختگان در روستای محمد آباد استهبان  و روستاهای حاجی آباد ، سورمق ، لای حنا ،  هرگان ، چنارویه ساکن هستند. برخی از این شاهسون ها به سمت نواحی مرکزی ایران برگشتند. اینها نواحی ای از ایران هستند که هنوز شاهسون ها در آن ساکن هستند بر اساس تحقیقات دکتر ریچارد تاپر خارج از قلمرو ایران هم ما شاهسون‌هایی داریم از جمله در حدود کابل و کشمیر که احتمالا در زمان نادر شاه به آنجا رفته اند.اولین هسته در ایل «خانواده» است که کوچک‌ترین واحد آن است، اقتدار هر فرد شاهسوند به داشتن فرزند است در آنجا خانواده‌های بی فرزند را اصطلاحاً اجاق کور می‌گویند یعنی کسی که دیگر مقطوع النسل است، در خانواده شاهسون ها ما به اهمیت ویژه پسر بر می‌خوریم. وجود نام دختران از قبیل قزبس، گل بس، دختربس و بسی ( به معنی خدایا اگر دختر می دهی دیگر بس است و پسر بده) بیانگر اهمیت وجود پسر در خانواده است. این اندیشه و باور تا به امروز هم در بین شان وجود دارد، بعد از خانواده «تیره» است که ما شاهد تیره های گوناگونی در بین شاهسونهای فارس هستیم، پس از تیره ما «اوبه» را داریم یعنی مجموعه چند خانواده که در کنار یکدیگر زندگی می کنند و معمولاً در رفع احتیاجات معیشتی به یکدیگر مراجعه می کنند. اوبه تقریبا برابر با محله امروزی اما در ابعاد کوچکتر است و کوچکی و بزرگی آن مربوط به وابستگی افراد است، ساختار بعدی «طایفه» است که این واحد سیاسی و اجتماعی، از چند تیره تشکیل شده است و رئیس آن را کلانتر می گویند، و در نهایت «ایل» که از چند طایفه شکل می گیرد. از کلانتر های  ایل میتوان به حاجی رجبعلی خان شاهسون ، عباس خان شاهسون اشاره نمود در زمان  زین العابدین خان حاکم نی ریز  و قبل از آن مالیات های زیادی به املاک و انجیرستان های نی ریز و استهبان  بسته میشود که شامل شاهسون هاهم می شود بزرگترهای ایل از جمله عباس خان شاهسون  کلانتر ایل و رمضان شاهسونی  با دادن مالیات زیاد مخالفت می کنند لذا زین العابدین خان  حاکم نی ریز حکم قتل  آنها را صادر می کند رمضان شاهسونی با تعدادی به قلعه مزایجان در نزدیکی لار پناه می برند تا اینکه قشون دولتی قلعه را با توپ  می زنند و رمضان شاهسونی به قتل می رسد  و عباس خان شاهسون کلانتر ایلرا توسط زهر  در نزدیکی آب چنار واقع در نیریز به قتل می رسانند که این منطقه در بین اهالی روستای سورمق و حاجی اباد نیریز به عباس خان زهری اولن معرف میباشد بعد از قتل عباس خان شاهسون کلانتری ایل توسط  قوام شیرازی و ایلخان  عرب شیبانی به شیر محمد خان شاهسون   داده میشود بعد از شیر محمد خان  پسر آن براتعلی به مدت یک سال منصوب میگردد و بعد از براتعلی  کلانتری ایل به حاج مرادقلی خان شاهسون  می رسد که ایشان نیز در سفر زیارتی به خانه خدا فوت میکند و در مکه به خاک سپرده میشود بعد از فوت حاج مرداد قلی خان شاهسون  کلانتری ایل به  فرزند ایشان حاج قدرت خان شاهسون می رسد .
آرتین خان
Forwarded from Soleiman Amirifard
اين آقا از معدود بازماندگان خاندان قاجار هستن كه در تهران سكونت ميكنن، و به شدت آداب و سنن خاندان وفادارن... این عکس در مترو تهران از ایشون گرفته شد.
باغدادلی شاهسئون ائلی...
ایل شاهسون بغدادی...
تانى‌يين
؛
اؤزويوزو آى 'شاهناما' بيلن‌لر
بيزى اولو يازى 'ماناس' تانى‌يين!
اؤزلرينى اسگي خالي سايان‌لار
بيزى ده بير اسكي پالاس تانى‌يين!
؛
گئچميشينه يئتمز؛ سوْيون ايتيرن
ديده‌رگينليك كؤكو؛ كۆتلوك بيتيرن
'عوممان' دنيزيندن اؤرنك گتيرن
بيزی‌ ‌ده 'خزه‌ر‌'دن 'آراس' تانى‌يين!
؛
يئتن اؤز ديليني گره‌ك قاورايا
يابانجى سؤزجوكدن؛ قولاق تاولايا
ديلدن دۆشن‌لري، گزه آولايا ‌‌‌
بئله ايگيت‌لري، 'آراس' تاني‌يين!
؛
اوْزانليقدان وارسا بير ايزلي ايشيق
دده‌ليگه واردير ، نئچه ياراشيق
نققال‌لار قارشيندا دوروبدور آشيق
سؤزده 'دوْداق ده‌يمز'، 'جيناس' تانى‌يين!
؛
"بختيار"ين سوْيو، گئدر 'موغانا'
گۆن باتاندان قاييت؛ باخ گۆن دوْغانا
'خاتايا' ، 'خۆتنه' ، 'بالاساغانا'
گؤزه‌لليگين گؤزو ، اولاس تانى‌يين!
؛
(بختيار فرخ )
لطفا در صورت به اشتراک گذاری لینک را پاک نفرمائید

@Bakhtiar_Farrokh
@Soleimanamiri
@BFarrokh
@Ashiq11
https://t.me/shahsevan_channel
باغدادلی شاهسئون ائلی...
ایل شاهسون بغدادی...
چتين‌دير
؛
آولاق‌لاري آشان، آوچي‌لار بيلر
بره‌ني قافلاندان آلماق چتين‌دير !
سونالار گؤل‌لرده هالاي توتارلار
بير ترلاني، توْرا سالماق چتين‌دير !
؛
ايتيك گزه‌نينه تكجه بولونار
اۆره‌ک‌دي آيريليق اوْدوندا يانار
نئچه ايل امكدن موللا اوْلونار
آدام اوْلوب آدام قالماق چتين‌دير !
؛
كيمسه اؤز ديله‌یين تانريدان ديلر
قانان اۆره‌یينده گؤز ياشين چيلر
درس آلمايان آشيقليقدان نه بيلر
اوستاد ياندا چؤگۆر چالماق چتين‌دير!
؛
ياز گلر چؤل‌لري گۆل‌لردن بويار
خزه‌ل يئلي اسر وئرديگين سويار
قوش دا گلر داياز گؤله باش قويار
"بختيار" دنيزه دالماق چتين‌دير!
؛
(بختيار فرٌخ. ١/ ٤/ ١٣٩٣ )

@Bakhtiar_Farrokh
.

@Soleimanamiri
@BFarrokh
@Ashiq11
https://t.me/shahsevan_channel
Soleiman Amiri:
سال ۱۳۵۷
...جنبشهای مبارزاتی سر از زیر زمینها بر آورده ودر کنار مردم در کف خیابانها جولانگاه حق خواهی شده بود
....فرمان تاریخی امام خمینی رحمت الله علیه جو را تغییر داد و سربازان به ندای پیر خود لبیک گفته از سرباز خانه ها و پادگانها فرار کردند
دولت برای جلوگیری از این جو به وجود آمده برای مقابله به سربازان فراری دادگاه نظامی را راه انداخت و بسیاری از سربازان فراری را دستگیر و محکوم به اعدام کرد
یکی از این حرکتها با رشادت یک جوان رشید وسلحشور شاهسون طور دیگر رقم خورد
......در یکی از شهرهای جنوب بعد از دستگیری سربازان فراری وانجام دادگاه فرمایشی آنها را به جوخه اعدام سپردند
یکی از افراد جوخه همین شاهسون دلیر بوده
.....می گویند وقتی با دوست خود بعنوان آخرین حرف روبه رو می شود می گوید کاری می کنم این نامردها دیگر وجود تشکیل جوخه اعدام را نداشته باشند وقتی در ردیف تیر اندازان به جوخه قرار می گیرد بعداز کشیدن گلن گدن و خارج کردن از ضامن لوله تفنگ را به طرف فرمانده جوخه گرفته و حماسه بیاد ماندنی با خون سرخ خود به یادگار می گذرد این شهید جزء اولین شهدای ایل شاهسون می باشد
یاد ش گرامی
سلیمان امیری فرد
Soleiman Amiri:
بنام خدا
وقتی صحبت از شاهسون می شود در ذهن افراد نقش های متفاوت شکل می گیرد
در افکار پدرانمان کوچ و رمه داری ومشکلات گله داری ونامردی های روزگار

کسانی که از شاهسون خیر دیده اند آدم های بزرگمنش از هر حیث توانا و قدرتمند را در افکار خود می پرورانند و در ذهنشان رشادت و سلحشوری را نقش این مردان در دل تاریک تاریخ می جویند ولی متاسفانه با توجه به شرایط نگارش تاریخ خیلی سخت است تا بتوان واقعیت را در دل ها زنده کرد

بالاخره آدمهای که دوست دارند دشمن هم دارند
دشمنان شاهسون دو نوع هستند
یک کسانی که پنجه در پنجه این شیران نهاده و در زیر قدرت و توان آنها ذوب شدند و ایل را خشن بعضا چپاول گر و یاغی می خوانند ومتاسفانه اینها توانسته اند تا حدودی ضربه به خوش نامی ایل وارد کنند و نقش منفی را برای این سلحشوران رقم بزنند
دوم حکام و حاکمان حکومت ها
برای اینکه این یلان شجاع را مهار کنند خیلی کارها انجام دادند تا از قدرت آنها جلو گیری و یواش یواش اقتدار را از آنها بگیرند و همانطور که می بینیم انجام شد
در این قسمت ما دوعلت را می توانیم بیان کنیم
الف: خود حکمرانان از ترس رقیب بودن این ایل بزرگ دست به از بین بردن ایل کردند
ب: با نقش طراح شده توسط دول خارجی برای تسلط به ایران توان ایلات بخصوص ایل بزرگ شاهسون که تشکیلات و شکل گیری آن با دیگر ایلها فرق داشته را نشانه رفته اند
سلیمان امیری فرد

شاهسونی را در اولین قدمها باید در حق جوی و شیعه بودن افراد جستجو کرد
و رد آنها را در خانقاه های صوفی با سیقل یافتن با عرفان و ایمان واعتقادات مذهبی توسط شیخ صفی و خواحه علی و توان گرفتن آنها را به بعد از بخشش اسرا به خواجه علی و قراردادن منابع مالی توسط تیمور در اختیار این مرشد کامل
وپوست انداختن از عارفی و گذر از کنج نشینی و وارد دونیای سلطه شدن زمان شیخ جنید و وصلت با فرمانروایان و دل به حکومت وبدست آوردن غنائم
و عاشق فرمانروای شدن در زمان سلطان حیدر و نهایتا به قدرت رسیدن شاه اسماعیل این ها سیریست تا افراد عاشق تر سیقل ببینند و آماده رشادت وسلحشوری گردند
بین نیروها همیشه کسانی هستند سبک وسلایقشان با دیگران فرق می کند و برای مجزا شدند شعار های با توجه به اعتقاداتشات می دهند
حکمرانان برای تسلط به تمام فرماندهان و منطقه حکمرانی بعضا در تاریخ می بینیم دنبال اشخاص ویا گروه خاص هستند در زمان شاه عباس خاص بودند را در شاه سئون می بیند
وبا توجه به نظر شاه شاه سئون می شود یک کلمه فخر و امتیاز از آن جهت فخر که بزرگان و فرمانده هان برای نشان دادن علاقه مندی و مطیع بودند کلمه شاهسون را برای خود فخر دانسته وخود را شاهسون می خوانند و یا شاه برای اینکه امتیاز خاصی به فرماندهان و نیروهایش ببخشد آنها را مفتخر به شاهسونی ویا شاهسون می خواند....
سلیمان امیری فرد
باغدادلی شاهسئون ائلی...
ایل شاهسون بغدادی...
Soleiman Amiri:
Soleiman Amiri:
بنام خدا
حق گرفتنی ست
.... ...زمستان با تمام توانش برای جان بخشیدن به طبیعت سعی خود را کرده و بهار با دمیدن نفس به دشتها تولدی دیگر را برای ما نوید می دهد
شاهسون با شور وعشق وسایل را جمع وجور و گله را برای استفاده از این نعمت خدا دادی راهی ییلاق و پس آن کوچ با صدای زنگ های آویخته به گردن اشتران ونوای ساربانان دشت و دمن را برای یک سمفونی عاشقانه مهمان خود می کند
......در این گذر گاهن نظم بهم می خورد و درگیری بین روستائیان و شاهسونها خاطراتی برای آیندگان می شود
....یکی از شاهسونها در هنگام عبور گله اش متوجه می شود چند تا گوسفندش نیست در پی آن به روستاها سر می زند ولیکن اثری از آنها پیدا نمی کند
.....خسته در کنار جوی آبی نشسته وخیره به .حرکت آب که سنگریزه ها را با حرکت خود جابجا می کند
صدای پایی او را بخود می آورد بر می گردد،پیر مردی را می بیند از جا بلند می شود و سلام می کند
بعد از احوال پرسی پیر مرد می پرسد مشهدی مگر کوچ شما نرفته
مردکمی شانه هایش را بالا انداخت گفت خیر من جزء کوچ نیستم من چوبدار (چودار) هستم برای خرید گوسفند آمده ام اگر گوسفند شاهسونها باشد بهتر
پیر مرد گفت بابا جان خدا پدرت را بی آمرزد مگر می توان با شاهسونها وارد معامله شد ولی .......خان ساکن روستای .....ده ،پانزده تا گوسفند شاهسونی دارد می توانی بخری وقتی نشان را گرفت حدس زد گوسفندهای خودش است
......این ناجوانمردی ذهن مرد شاهسون را درگیر کرده بود ،روز ها گذشت، کوچ قشلاق که انجام گرفت و بعداز مستقر شدن اهالی خانواده در قشلاق....
بعد از چند روز کار ها را که ردیف کرد روبه همسرش کرد گفت خانم این زخم را من نمی توانم تحمل کنم باید حقم را از آن نامرد بگیرم هرچقدر زن اصرار کرد دید فایده ندارد
...مرد تفنگ را برداشت وراهی گرفتن حق خود شد
....بعد از اینکه به محل مورد نظر رسید پرسان گله خان را پیدا کرد
سر فرصت موقع نهار چوپانها نشسته بودندو مشغول آماده کردن غدا بودند
....مرد یواش یواش خودش را به گله نزدیک کرد در پشت سنگ بزرگ سنگر گرفت و تفنگ را به سمت آنها گرفت
...بعد از بستن دست وپای چوپانان به تعداد گوسفند های دزدی شده از گوسفندان خان جدا کرد و مسیر کوهستان را برای رسیدن به محل خود در نظر گرفت
....این شاهسون حق خود را با توان خود گرفت دوستان حق گرفتنی است حق ما از این تاریخ به یغما رفته با قلم تک تک شما گرفتنی است.....
سلیمان امیری فرد

@Soleimanamiri
@BFarrokh
@Ashiq11
https://t.me/shahsevan_channel
قیزین ددسی قیزینا اثاثیه وریب و اونو سیاهه توتوب