باغدادلی شاهسئون ائلی...
167 subscribers
138 photos
37 videos
16 files
196 links
ایل شاهسون بغدادی...

@Soleimanamiri
Download Telegram
Forwarded from Soleiman Amirifard
منطقه کوسه لر در ترکیه

کوسه لر یکی از قبایل پرجمعیت ترک که در ترکیه،ایران،بلغارستان، ترکمنستان پراکنده شدند و درترکیه به ترکمن های یوروک معروفند.
#طایفه_کوسه_لر
#شاهسون_بغدادی
Forwarded from شاهسئونلر ییغیناغی(شسونلر ) (Soleiman Amiri)
ایل شاملو

ایل شاملو از ایلات ترک اغوز بودند،و در سوریه زندگی میکردند،این ایل در گذشته با مهاجرت اوغوزها به آنجا رسیده و سکونت اختیار کرده بودند.ایل شاملو همگام با سایر ایلات اغوز به ایران مهاجرت کردند و در تاسیس سلسله صفوی،و به سلطنت رسانیدن شاه اسماعیل صفوی،با سایر ایلات اوغوز معروف به#قزلباش,#روملو,#استاجلو,#تکه‌لو,#ذوالقدر,#قاجار,#افشار،سهم بسزائی داشتند. بزرگان این ایل در سلطنت صفویان مصدر مشاغل مهم بودند،و شاه عباس کبیر،از طفولیت در میان طایفه شاملو بزرگ شد،امرای شاملو در زمان ولیعهدی شاه عباس که در هرات زندگی می کرد،عبارت بودند از: 1-عبدی خان شاملو،از سرداران شاه اسماعیل اول 2-دورمیش خان شاملو،والی هرات 3-زینل خان شاملو،از امرای بزرگ صفوی 4-علی قلی خان شاملو،بیگلر بیگی(استاندار خراسان) 5-علی مردان خان شاملو،نادرشاه او را به سفارت نزد محمد شاه پادشاه هندوستان فرستاد از آن زمان طایفه شاملو در مشهد،همدان،تبریز،خلخال(سنجبدغربی داش یوردی) زندگی می کنند.
توضیح عکس پایین: زینل بیگ بیگدلی شاملو یا زینل‌خان شاملو از بزرگان ایل شاملو(بیگدلی) در دوره صفویه بوده‌است
Forwarded from شاهسئونلر ییغیناغی(شسونلر ) (Soleiman Amiri)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
❇️ویدئویی متعلق به صد سال قبل #باکو

❇️ #رقص و #لباس_آزربایجانی را تماشا کنید
Forwarded from Deleted Account
قلمرو عليشكر بیگ بهارلو (باهارلی) ترکمان :


عليشكر؛ منطقه‌‌ای است در عراق عجم به مركزيت همدان که در دوره‌ی دولت تورک آق‌قويونلو به دلیل اعتبار بالای علی شكر بيگ بهارلو، يكي از سران و امرای مشهور ایل ترکمان بهارلو به نام قلمرو "عليشكر" ناميده شده است. بعد از قاراقويونلوها، در دوره آق‌قويونلوها، صفويان، افشاریه و حتی زندیه نيز در اغلب كتب تاريخی اين منطقه به نام علی شكر بيگ معروف بوده است. در تمام اين دوره، منطقه مذكور تورک‌نشين و بخشی از عراق عجم قديمی بود.

ایل ترکمان بهارلوها از اركان و تكيه‌گاههای اصلی امپراطوری تورک قاراقويونلو بودند. نام اين ایل از نام قلعه بهار (شهر بهار كنونی) واقع در استان همدان گرفته شده است. سرزمين اصلي اين ایل ، منطقه همدان بود. یکی از مهم‌ترین و برجسته‌ترین افراد بهارلو در سده ٩ هجری قمری، علی شکر بیگ بهارلو فرزند بایرام‌ قارا بیگ از ملازمان نزدیک جهانشاه ابوالمظفر قاراقویونلو بود که بر تمام امیرزادگان تورکمان برتری یافت. وی سالها تمامی سرزمین همدان، کردستان، لرستان و سراسر خوزستان را در تصرف خویش داشت. پس از وی نیز پسرش پیر علی رئیس ایل در همدان به سر می‌برد.

همدان در دوره توركمانان آق‌‌قويونلو تابع حوزه حكمرانی علیشكر بود. حوزه علیشكر به مركزيت منطقه همدان به نوبه خود در غرب شامل يک سوم شرقی كرمانشاهان تا ساحل رودخانه قره‌‌سو، نيمی از كردستان و لرستان می‌شد. حدود شرقی قلمرو عليشكر، تا ساوه در استان مركزی را شامل می‌گرديد. بلوكات ساوه در سالهای نخستين امپراتوری تورک صفويه، جزو قلمرو عليشكر و يكی از قلمروهای استقرار ايلات وابسته به نهاد حكومت صفويه (ایل تورک قیزیلباش و بعدها ایل تورک شاهسئون) گرديد. قلمرو عليشكر بعدها به خاک دولت تورک عثمانی ملحق شد، اما در سال ٩٠٨ هجری قمری، شهر همدان، والی‌نشين منطقه مذكور به قلمرو صفویه الحاق گردید.


برگرفته از یادداشت‌های مهران باهارلی
Forwarded from Deleted Account
سرانداز خانم شيرزن عشاير مغان،خواهر حاج جوادخان رئيس طايفه حاجي خوجالو- در زمان حمله شوروی به خاک ایران دوشادوش با برادرش با پوشش لباس جنگی در میدان نبرد با لشگریان شوروي می جنگید
Forwarded from Soleiman Amirifard
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
محمدرضا:
هنرمندان همدانی
آشیق موسیقی سی
🎤 بوداغدا جیران گزئر
🔺 #داریوش_خان_قشقایی_تاریخ
#سیر_تحولات_تاریخی_ایل_قشقایی🔺

قشقایی ها و زندیه🔰

... پس از تحولات چشمگیری که در عهد نادری در عرصه سیاست کشور و حیات ایلی ایران، به خصوص قشقایی ها رخ داد، بالاخره در سال ۱۱۶۳ه.ق آخرین سردمدار افشاری نیز تخت سلطنت را که با حمایت سران محلی به او اعطا شده بود، خالی کرد و از نو درگیری های محلی به وسیله فرزندان اُیناق(زندیان) آغاز گردید.
قشقایی ها نیز به مدد سران خود، که همان نوادگان غازی آقا می باشند، نه تنها از این درگیری ها مصون نبوده، بلکه خود در عرصه های سیاسی و نظامی دوره کریم خان نقش به سزایی داشتند. با آنکه بعضی منابع، دوران ضعف و زوال ایل قشقایی را بعد از نادر دانسته اند، با ذکر ادلّه این حقیقت را نباید فراموش کرد که تبعید شصت هزار نفر از ایل(۱) در سال ۱۱۴۷ه.ق به خراسان به دستور نادرشاه انجام گرفته و نیز اموال و مراتع و مایملک آنان ضبط گردیده است. چنانچه که مذکور است چون کریم خان از شر مدعیان خلاص گشت و در دارالحکومه فارس استقرار یافت، اسماعیل خان قشقایی را که قبلن نابینا کرده بودند و همچنان تحت آزار و فشار هاشم خان بیات(۲) به سر می برد، تحبیب نمود و ضمن استیفای حقوق از دست رفته ی وی و اطرافیانش، آنات را مقامی سزاوار داد و مشاورت و وزارت مقرر داشت.
آنچه بیش از همه در چهارچوب اجتماعات ایلی حائز اهمیت و قابل ذکر می باشد، ائتلاف و اعتلای تیره های متعدد این ایل در آن زمان است. این ائتلاف با تیره هایی بزرگ و کوچک از لرهای بختیاری،‌ بویر احمدی، لک و کرد صورت گرفت که حتا برخی از عرب ها نیز بعدن بدان ائتلاف پیوستند.
این اتحاد و ائتلاف که مسلّمن منجر به اعتلای ایل قشقایی گشت، از نیمه های سلطنت صفویه شروع و تا به حال استمرار دارد. بنا به نوشته ژان روبری، فدراسیون فوق به شکل کنونی به ابتکار جانی آقای شاهیلو، که از سرداران سپاه صفوی بوده تحقق یافت و ادامه می دهد که کریم خان زند اولین بار لقب ایلخانیگری را به وی عطا می کند. چنانکه گفته اند، مشارالیه از نجیب زادگان طایفه شاهیلو و از همدستان نزدیک و از وزرای کریم خان بوده و در پی این فرمان، طوایف مختلف ترک زبان فارس تشکل و انسجام خاصی یافت که تا به حال به آن شکل باقی مانده است. تردیدی نیست که اصولن غرض کریم خان از این اقدام، کمک به دفاع از شهر شیراز بوده است. به همین علت یکی از فرزندان وی(اسماعیل خان اعمی) را نیز به عنوان ایل بیگی انتخاب می کند تا ایلخانی را یاری دهد و خاطر وکیل، از نظر جمع آوری مالیات ها آسوده گردد. در واقع جانی خان و فرزندش اسماعیل خان در شیراز منصبی درباری داشتند و به ریاست ایل قشقایی منصوب شده و مورد اعتماد کامل کریم خان زند بودند.
بعد از جانی خان، فرزندش اسماعیل خان در دستگاه کریم خان قرب و متزلتی کافی داشته است و نامبرده علاوه بر وزارت و مشاورت دربار کریم خان، ریاست ایل را هم به عهده داشت. چنانکه در کتاب"تجربه الابرار دنبلی" از اسماعیل خان به عنوان وکیل الدیوان یاد شده است. حتا پس از مرگ کریم خان هدایایی را که سلطان عثمانی برای رونق بخشیدن به روابط دولت خود با دربار زند برای وکیل می فرستد، به وسیله اسماعیل خان در برابر اخذ رسید تحویل و ضبط می گردد و خود سفیر به دلیل مرگ کریم خان و آشفتگی دربار موفق به تسلیم استوارنامه نمی گردد و از طرف اسماعیل خان مرخص می شود، لذا به سبب این فترت، روابط عثمانی در مابقی دوران زندیه به حالت تعلیق در می آید.
از مسائل عمده و قابل توجه این دوره، یکی بازگرداندن ایل قشقایی از تبعید خراسان بود که در زمان نادر صورت گرفته بود و دیگری صدور و اجرای فرمان کریم خان دایر بر اعاده ی املاک مصادره شده ی خانواده شاهیلو و ایل قشقایی است که این املاک توسط نادر، خالصه گردیده و ضبط شده بود.....
#داریوش_خان_قشقایی

□زیرنویس
۱_اغلب تبعیدی های قشقایی به خراسان از طوایف کشکولی و ششبلوکی بوده اند.
۲_هاشم خان بیات از کارگزاران نادرشاه افشار بوده است.

*بن مایه: سیر تحولات تاریخی ایل قشقایی، داریوش بهادری قشقایی، تهران، انتشارات سفیر اردهال،چاپ اول ۱۳۹۵ .
Forwarded from Soleiman Amirifard
دژ قمچقای بیجارمربوط به هزاره سوم ق.م دارای کتیبه‌ای با نقش هیروگلیف و به خط هراتیک می‌باشد و جزو قدیمی‌ترین کتیبه‌های نیمه تصویری ایران قلمداد میشودکه با خط سومریان قابل مقایسه است!!
Soleiman Amiri:
اصیل تورکو دانیشاق:

🔶باید : گرک
🔶ببخشید : باغیشلایین
🔶ببر : توغای
🔶بحث : دارتیشما
🔶بحران : بونالیم
🔶بخت : یازی،ایریس
🔶بختیار :‌ موتلو
🔶بخش : بؤلوک ، بؤلوم
🔶بخشنامه : گئنلگه
🔶بخصوص : آیریجا، اؤزللیکله
🔶بخیل : قیسقانجلی
🔶بخیه : سیریق
🔶بد : پیس
🔶بد اخلاق : تؤرل سیز
🔶بدبخت : قارا گون ، اوغورسوز
🔶بدبین : قارامسار ، اومودسوز
🔶بد حال : پیس آیاقدا
🔶بدرقه کردن : یول اؤتورمک ـ سالماق
🔶بدهی : وئره جک ، اؤدونج
🔶برای همیشه : بیر یوللوق
🔶برتر : اوستون
🔶برتری : اوستونلوک
🔶برشته : قیزارمیش
🔶برعکس : ترسینه ، ترسه سینه
🔶برکت : بوللوق
🔶برگشت : قاییدیش
🔶برنده : اودان ، آپاران
🔶بریدگی : دؤنگه
🔶بستر : یاتاق
🔶بستر رود : چایلاق
🔶بستنی : دوندورما
🔶بسته : قاپالی باغلی
🔶بشر دوستانه: اینسان سئور
🔶بعضی : بیر پارا ، بیراز
🔶بلا : قادا
🔶بلند گو : سس اوجالدان
🔶بن بست : چیخماز
🔶بنده : کؤله ، قول
🔶بنیانگذار : قوروجو
🔶بوته : کول
🔶بوسه : اؤپوجوک ، اؤپوش
🔶بومی : یئرلی
🔶به جا : یئرینده
🔶به اضافه : آرتیم
🔶به اندازه کافی : یئترلی
🔶به خاطر: اوغروندا ، اوچون
🔶بهره : فاییز
🔶به عهده گرفتن : بویونا آلماق
🔶به قول..‌:دئمیشکن
🔶بهمن ماه : دوندوران آی
🔶بی امان : آجیمادان
🔶بی اهمیت : اؤنم سیز
🔶بی تفاوت : سایماز
🔶بی چاره : یازیق
🔶بی حیا : اوتانماز ، ییرتاق
🔶بی سرپرست : باش سیز
🔶بی سلیقه ، شلخته :پینتی
🔶بیشتر: چوخراق
🔶بی شرم : اوتانماز
🔶بی فایده : یاراماز
🔶بی عرضه : باجاریق سیز ، افل
🔶بی غیرت : دامارسیز
🔶بیکار : ایش سیز
🔶بیگانه : یاد ، اؤزگه
🔶بیمار : آلیز
🔶بی میل : کؤنول سوز
🔶بی نمک : شیت
🔶بیننده : باخان
🔶بی نهایت: اوج سوز
🔶بینوا : یازیق ، یوخسول
🔶ائتلاف کردن : آنلاشماق ، بیرلشمک
🔶ابتدا : اؤنجه ، ایلک
🔶ابتکار : یئنیلیک
🔶ابر : بولود
🔶ابریشم : ایپک
🔶ابزار : یاراق ، دیلک
🔶ابطال : پوزما
🔶ابلاغ کردن : چاتدیرماق
🔶ابهام : آنلاشیلماز
🔶اتحاد : بیرلیک
🔶اتصال دادن : بیتیشدیرمک
🔶اتفاق : اولانیش
🔶اتوبان : گئن یول
🔶اثر : ایز ، قالیق
🔶اثر انگشت : بارماق یئری
🔶اجتماع : توپلانتی
🔶اجنبی : یابانجی
🔶احترام : سایغی
🔶احتیاج : ایستک
🔶احساس : دویغو
🔶احضاریه : چاغریش ورقه سی
🔶احیاء کردن : ساملا ماق ، جانلاندیرماق
🔶اختتامیه : قورتولوش
🔶اختلاف : قارشیلیق ، اویوشمازلیق
🔶اجازه ، دئم آلیش ، بوشوق
🔶اختیاری : کؤنولجه
🔶اغفال کردن : قورشاماق
🔶اخلاق : تؤرل
🔶اخیرا : بو یاخیندا ، تزه لیکده
🔶ازدواج : ائولنمه
🔶اداره : باخانلیق ، ایش یئری
🔶اداره کردن : دولاندیرماق
🔶ادامه ، دنباله : آرد ، اوزانتی
🔶ادب : قاناجاق
🔶ادبیات شفاهی : ائل سؤزو
🔶ادعا : اؤز سؤزلوک
🔶ادویه : تاملیق ، دادیم
🔶اذیت شدن : اینجیمک
🔶اراده : ایستنج
🔶ارتباط : باغلانتی ، ابلگی
🔶ارث رسیدن : آتادان چاتماق
🔶اردیبهشت ماه : قیزاران آی
🔶ارزان : اوجوز
🔶ارزش : دیر
🔶ارزیابی : دیرله
🔶ارسال کردن : گؤندرمک
🔶ارشد : ایلکین
🔶ارره : میشار ، بوخچو
🔶ازدحام : باساباس ، اؤیکوم
🔶از صمیم قلب : اورکدن
🔶از قبل : قاباقجادان ، ‌اؤنجه دن
🔶اسارت : توتساقلیق
🔶اساس : تمل ، دوزگو ، باشقی
🔶اسباب بازی :اویونجاق ، قولچاق
🔶استاندارد : اؤلچونلو ، دوزگو
🔶استبداد : ایتکلیک ، زورلوق
🔶استخر : گؤلمه جه ، چیمریک
🔶استراحت کردن : دینجلمک
🔶استعفا : ایشدن چیخما
🔶استفاده کردن : قوللانماق
🔶استقامت : دایانیش
🔶استقبال کردن : قارشیلاماق
🔶اسفند ماه : بایرام آیی
🔶اسیر : توتساق ، توتوقلو
🔶اشاره : گؤسترمه ، بئلگی
🔶اشتباه : یالنیش ، یانلیش
🔶اشتباه کردن ، یانیلماق
🔶اشتراک کردن : قاتیلماق
🔶اصلیت : کیملیک
🔶اصول : یؤندم
🔶اضافه : آرتیق
🔶اضطراب : بون ، تؤکونتو
🔶اطاعت کردن : بویون اگمک
🔶اظهار نظر : سؤز اوزه چیخارتما
🔶اعتباری : سایماجا
🔶اعتراض ، قارشیلیق ، دیللنمه
🔶اعتراض کردن : دیللنمک
🔶اعتراف کردن : کؤنمک
🔶اعتقاد : اینام
🔶اعتقاد داشتن : اینانماق
🔶افتخار : اونور
🔶افسانه : آنیز ، اولامیش
🔶افسرده : اؤزگونلو ، سولموش
🔶افشا : آچیقلاما
🔶افقی : یاتای
🔶اقامت : دوشرگی
🔶اقلیت : آزغینلیق ، آزینلیق
🔶اقیانوس : تالای
🔶اکثریت : چوخلوق
🔶التماس کردن : یالوارماق
🔶امتحان : سیناق
🔶امر : بویوروق ، یارلیق
🔶امکان ، احتمال : اولاناق
🔶امتنماع کردن : ال چکمک
🔶امتیاز : اوستونلوک ، اردم
🔶امداد : یاردیم
🔶امروزی : بوگونکو
.Mirzaei:
اسامی امرای طایفه ترکمان درزمان صفویه(شاهسون)
معظم ایشان امیرخان موصلونواده گلابی خان که امیرخان ماضی جداوبود.که درزمان شاه طهماسب صفوی ازدیاربکربه بدرگاه شاه امده ودرجنگ باشاهی بیگ اوزبک درشهرمرو ازخودرشادت هاومردانگی هابه ظهوررسانیدوچندگاه امیرالامرای خراسان ولله شاه بود.مدتی حاکم آذربایجان بود.ضمنامحمدخان موصلوقوم امیرخان چندگاه حاکم سیستان بود..دیگری شاهقلی خان پرناک که ازامرابزرگ دراصفهان بودحاکم مشهد وامیرالامرای نصف خراسان بوددیگرسلیمان خلیفه ولدسهراب خلیفه حاکم تون وطبس بود.دیگرحیدرسلطان جابوق ترخان.حاکم قم . ودیگری ابوالمعصوم سلطان.ولدیادگارمحمدترخان ازامراء درگاه معلی بود
روح الله میرزایی اینانلو

امرای ایل شاملودرزمان صفویه( که عمدتاازشاهسونان اینانلو بودند)
معظم طوایف قزلباش وبه قدمت خدمت وحقوق وجانسپاری ازهمه درپیش وسردفتراویماقانند.حسین بیگ لله شاه اسماعیل.دیگری بهادرخان وعبدی بیگ دورمیش خان ولداوحسین خان برادرمشارالیه که خواهرزاده شاه بود.زینل خان واغزیوارخان که به مناصب بلندوتیولات ارجمندازسایراویقامات امتیازداشتند.دیگری ولی خلیفه اوچی حاکم مشهد.واکثرمیرزاهای شاملودرسلک قشون اوبودند.فولاد خلیفه حاکم ولایت همدان ودیگری سلیمان خلیفه بود
روح الله میرزایی اینانلو
Soleiman Amiri:
علیک سلام جناب صالحی عزیز
....دوست وهمتبار گرامی اتحادیه آق قویونلی جزء قدیمی ترین اتحادیه اقوام ترک می باشد و بزرگان قدامت و علت نام گذاری آن را بصورتهای مختلف بیان داشته اند
عده ائی عقیده شان بر این است بر مبنای احشام های( گوسفندان) سفید رنگی که نگهداری می کردند نام آنها نشات گرفته و بیرق شان را با نقوش گوسفند سفید مزین می کردند
بعضی ها معنی سفید را بر بزرگی تعریف کرده و علت را بر رنگ گوسفندها ندانسته و دلیل شان هم جمع شدن آن همه گوسفند سفید و یا نبودن رنگ دیگر را در گله ها جزء محالات دانسته ونظریه اول را رد می کنند
وجناب افشار نظریه دیگری بر نام گذاری این اتحادیه دارد
به هرعلتی که نام گذاری این اتحادیه بزرگ باشد ما کاری نداریم و آنچه به نظر می رسد قدرت و حاکمیت آنهاست که توانسته اند یک حکومت ملی را بعد از اعراب در کشور ایران برقرار نمایند

بعد از مغول حدودا در قرن چهاردهم در منطقه دیاربکر اتحادیه آق قوینلو توانست از قبیله گری گذر و به سلطانی وسپس امپراطوری نسبتاًبزرگی برسد
...در زمان فرمانروای اوزون حسن بنا به در خواست وی کتاب دیاربکر توسط قاضی ابوبکر طهرانی به رشته تحریر در آمد که یکی از اجدا نامی اوزون حسن با بیست وسه پشت سنقربیک خوانده و معاصر حصرت محمد ص وبا پنجاه وچهار پشت به آغوز خان و هفتادومین پشت او را به حضرت آدم رسانده
......خلاصه باید عرض کنم در کتاب فوق نسب بزرگان آق قوینلی را با اساطیر کتاب دده قور قود گره زده است
آنطور که جناب دکتر میر جعفری در کتاب خود اشاره ائی به جامع التواریخ دارد بایندار خان پسر گوک خان که نام او بر روی یکی از قبیله های ترکان آغوز نهاده شده می گوید قبیله بایندار در راس ۱۲ قبیله از ۲۴ قبیله ترکهای آغوز قرارداشته و آورده شده آق قوینلو ها تیره ائی از بایندرها می باشند که بعدها در شرق آناتولی استقرار یافته اند
بعداز روبه ضعف گذاشتن قدرت مغول در آسیای صغیر آق قوینلوها پا به عرصه سیاست گذاشتند ویک قرن بعد توسط رهبر کاردانشان قرا عثمان در بخش اعظم شرق آناطولی حکومتی رابنیان نهادند وبا ترکمن های حلب وناحیه مرعش و ایل ذوالقدر متحد شده وحکومت خود را گسترش دادند
بعد از انقراض حکومت مغول سه خاندان برای بدست آوردن قدرت با اتحادیه های بزرگ متحد شدند قرا قوینلو ها با جلایریها و آق قوینلو ها با سوتای از اینجا اختلاف بین دو اتحادیه بزرگ بعلت اختلاف نظر برای قدرت بین متحدان شکل می گیرد
با توجه به یارگیری خوب آق قوینلوها توانستند اکثریت تیره های بایندار را به طرف خود جلب و به یک قدرت فوق العادی برسند وبا اتحاد با طوایف بزرگ آغوز از جمله بیات، دوغر( دوگر)، چپنی و سپس طوایف اینانلو، اورر، جاقیر لو، کبک، اربگیرلو ،بیچن، بایراملو، دوخارلو، حاجیلو، موصلو، پورناک ودر زمان اوزون حسن از طوایف ایل افشار مانند جهانگیرلو ،ساعتلو ،آلپائوت، آغمالو وهمچنین قاجار آغاجری متحد شدند اقوام کرد پیوسته به آنها قهورلو، لک ،آنتر، جلاحیر ،جک وعثمان بیک و....بدین ترتیب اتحادیه بزرگ آق قوینلو بوجود آمد
سلیمان امیری فرد
Forwarded from Soleiman Amirifard
بنام خدا
...در کتاب چهل سال تاریخ ایران در دوره پادشاهی ناصرالدین شاه تالیف محمد حسن خان اعتمادالسلطنه با کوشش آقای ایرج افشار گردآوری وبه چاپ رسیده در سه جلد کتاب بالِغ بر۱۱۶۳ صحفه به نگارش درآمده در کل حدودا بیست بار از نام آوران شاهسون بصورت مستقیم نام برده شده با توجه به قدرت شاهسونها در آن دوره فکر کنم کم لطفی در مورد شاهسونها با آن پیشنه تاریخیشان شده است می توانستند در کنار نام مردان رشید شاهسون کلمه زیبای شاهسون را بکار می بردند تا این ایل به ستم رفته به همه معرفی می شد
...از شاهسونهای بغدادی امید علی خان سرکرده، اکبر خان سرتیپ ،اسد خان سرکرده
شاهسونهای افشار جناب امین السلطان،جهانشاه خان سرتیپ اول

شاهسونهای اینانلو عزیز الله خان صارمی الملک امیر تومان ،حاجی لطف الله خان سرتیپ اول
شاهسونهای دویرن آقاجان خان سرتیپ، غلامعلی خان سرهنگ، محمدحسین خان، غلامرضاخان سرکرده ،ولی محمدخان

شاهسونهای قورب تیکلو حسین قلی خان سرتیپ ولد مرحوم حسین قلی خان
در ضمن در لیست اسامی بعضی از شخصیتهای آورده شده خوب معرفی نشده است
سلیمان امیری فرد
Forwarded from Deleted Account
این کم لطفی زمانی به زهنم رسید که از علی مردان خان بختیاری ومادرش
دررسانه به همراه بزرگان ایل بختیاری ودر حضور رهبر معظم یاد شد وگرامی داشتند

اما هیچ وقت از بزرگان ایل ما ورشادتهایشان وجان نثاریهایشان در راه دین وناموس ووطن هیچ یادی نمی شود

اما به هرحال ایل شاهسون یعنی کوه غیرت ومحافظ وسرباز همیشگی حافظ دین وناموس ووطن
وهرزمان که لازم باشد در سایه خداوند وبه امر رهبر عزیزمان به دنیا نشان میدهیم که ایران کشوری نیست که این سربازان جان نثارش(ایل شاهسون) اجازه دست درازی به کسی بدهند

امیدوارم که از رشارتها شهادتها وجان نثاریهای این حافظان دین وناموس ووطن (ایل شاهسون) یادشان به حق ادا شود.
سند نامگذاری رسمی ماه‌های سال و تعداد روزهای آن که توسط مجلس ملی تصویب و توسط وزیرالوزراء وقت تایید شده است
این سند درسال 1304 خورشیدی لازم الاجرا گشت.
Forwarded from Soleiman Amirifard
تصویر نقاشی شده از جوادخان حکمران باکو (خواهرزاده فتحلی شاه قاجار)
Soleiman Amiri:
Macid:
= ساختار اجتماعی ایل شاهسون ==
هرم سازمان تولیدی ایل شاهسون از خانوار آغاز و به تیره و طایفه ختم می‌شود. در گذشته ریاست طوایف را خان‌ها به عهده داشتند.متاسفانه این ایل امروزه بسیار پراکنده گشته و نام و نشانی از آن باقی نمانده و بطور کامل در مناطق شمالی کشور مستحیل گشتند.در گذشته ریاست طوایف را خان‌ها به عهده داشتند که امروزه نامی از انها نیست و حتی خود مردم شاهسون هم از گذشته و اجدادشان باخبر نیستند.مردم این ایل در حاشیه شهرها همچون بختیاریها با بدبختی و فقر زندگی میکنند برعکس ایل همزبان و تقریبا همریشه با شاهسون یعنی قشقاییهای جنوب کشور که کاملا تسلط بر نواحی جنوب را دارا هستند و از بزرگترین اقوام کشور بحساب می ایند و بزرگترین ایل کشور هستند هنوزم با تمام سرکوبها و بایکوتهای حکومتهای مرکزی قشقاییها یک مهره ثقیل سیاسی و اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی به شمار می آیند.سرکردگان شاهسون نسبت به خوانین ایلاتی مانند [[قشقایی]] و بختیاری قدرت ناچیزی داشتند و اصلا قابل قیاس با قدرت خوانین ایلات مذکور نبودند و در زمان مشروطه و پس از آن قدرت گیری رضاشاه پهلوی طومارشان برای همیشه برچیده شد.هرچند که بختیاریها همیشه با مماشات و کاسه لیسی و وصل به قدرتهای استعمارگر خارجی در صحنه قدرت بودند اما قشقاییها به پاس وطن پرستی و مردم داری یاد و نامشان برای همیشه در تاریخ باقی خواهد ماند.البته ایل شاهسون هم مانند قشقایی وطن پرستیهایی داشت در طول تاریخ اما نه ثبت شد و نه سند و مدرکی باقی ماند و در کوران حوادث کشور به فراموشی و اضمحلال گرایید.در راس هر رده کوچک شاهسون امروزه نیز مسؤلی قرار دارد که '''آق‌سقل''' [ریش‌سفید] نامیده می‌شود ولی قدرت یا نفوذ خاصی ندارد.<ref>دکتر عزیزی، پروانه. بررسی ساختار اجتماعی- اقتصادی ایل شاهسون. نشر قومس ۱۳۸۷.</ref>
دکتر امیر محمد شاهسونی محقق و پژوهشگر ایلات ایران

Soleiman Amiri:
Soleiman Amiri:
بنام خدا
... وقتی مقاله ائی از جناب دکتر عزیزی گرامی را در مورد شاهسون خواندم تصمیم گرفتم کمی در مورد علت تشکیل ایلها صحبتی مختصر داشته باشم دوستان عزیز وقتی تاریخ را ورق می زنیم به تشکیل ایلهای بر می خوریم که از یک ریشه وبراساس تکامل قبیله ائی شکل گرفته اند و به حیات معمولی خود در دل تاریخ ادامه داده و در حواشی های گذر زمان یا به اجبار حکام ویا برای دفاع حرکت های در دل تاریک تاریخ دارند مثل اکثریت ایل های ساکن در ایران ولی در مقابل این ایلهای سنتی ایل شاهسون براساس یک ایده معنوی از دل خانقاه های صوفی با اعتقادی راسخ به علی ابن ابیطالب بر خاسته وبخاطر یک ایدولوژی خاصی افراد و ایلهای دیگر را جذب خود می نماید..... وپادشاهان صفویه بخصوص شاه عباس کبیر از این نام برای اهداف خود به بهترین وجه استفاده کرده و بخاطر اینکه یک نیروی جانثار، وطن دوست و صادق داشته باشد نام شاهسون را یک امتیاز برتر قرارداده و اتحادیه ایل بزرگ شاهسون را کلید می زند وخیلی از مردان رشید دیگر ایلها را مفتخر به این امتیاز شاهانه می نماید .از جمله گنجعلی خان کرد(ص ۵۷شاه عباس اسطوره ایرانی) وخیلی از اقوام در خواست پیوستن به این اتحادیه را می کنند از جمله یون سور پاشایی آناتولیای ولک خان فرمانده قلعه زهاب واقع در نزدیکی قلعه مندلی به شاهسون می پیوندد و مرتضی قلی خان شاملو فرزند علی قلی خان خود رادرجرکه شاهسون واردکرد( زندگی شاه عباس ص ۹۲)،امیربیگ از طایفه برادوست کرداظهار شاهسونی نمود( زندگی شاه عباس ص۱۰۹۶)...... نام شاهسون یک نیروی معنوی در دلها ایجاد و افراد آن بعنوان یک نیروی قوی باایمان ومطمئن در جامعه برای امنیت داخلی و مرزبانی انتخاب و در این راه از جان خود مایع می گذارند و در دل اسناد معتبر هرجا رشادت و از خود گذشتگی در راه وطن است نام شاهسون مثل نگین در آنجا می درخشد
بنابر این اساتید محترم جناب دکتر عزیزی بزرگوار و جناب شاهسون گرامی قیاس شاهسون با دیگر ایلها به هیچ وجه منطقی و قابل قبول نیست زیرا کلمه شاهسون بخاطر عشق وعلاقه ائی که در دلها ایجاد نموده تمام قلمرو حکام ایران را تحت پوشش خود قرار داده بود و به جا و مکان خاص وابستگی نداشته بلکه عقیدشان< همه ایران سرای من است> بوده و این نشان از خود گذشتگی ایل بزرگ شاهسون است و این خود گذشتگی را ما هیچ جائی و درهیچ طایفه و ایلی نمی بینیم
....شاهسونها را در زمان شاه عباس جزء پنج رکن حکومتی آورده اند آنقدر شاهسون بودن ارزشمند معرفی شده حتی بعضی از محققین شاه عباس را سردار سپاه شاهسون خوانده اند
شکست پرتغالی ها توسط سربازان شاهسون تحسین محققین خارجی را نسبت به رشادت آنها دارد
در زمان نادرشاه کشور در حال فروپاشی باز به شاهسون اعتماد می کند وبا رشادت این مردان بزرگ درتاریخ شکست محمود افغانی، پاشا های عثمانی ،فتح بغداد، فتح هندوستان و ده ها فتوحات دیگر ثبت شده است
کریم خان
زند به اعتبار و

قدرت فوق العاده شاهسونها به فرماندهی علی خان توانست حکومتی را بر پا کند
در زمان قاجار جنگ با روسیه تزار و جنگ هرات، مردان بی ادعا دشمنان این مرز وبوم را به سطوه آورده و رشادتشان صحفه خوش تاریخ آن دوران را بیان می کند
ثبت اسامی سرداران ، سرتیپ ها ، سرهنگ ها ونیروهای شاهسون در کتاب چهل سال تاریخ ایران در دوره پادشاهی ناصرالدین شاه تالیف محمد حسن خان اعتماد السلطنه با کوشش جناب ایرج افشار وشهادت شاهسون ها بخصوص شهادت علی اکبرخان منصور نظام بزرگ با قهوه قجری در راه مشروطه گواه خوش نامی وعشق به وطن و آزادی خواهی این ایل بزرگ است
در دوره پهلوی تن به ذلت ندادند و در شهرها سکونت را آغاز کردند بخاطر اراده قوی وبزرگ منشی شان در کوتاه ترین زمان سیر ترقی را طی و اکثریت شان از نظر طبقات اجتماعی ومالی در شهرهای سکونت شان از طبقه متوسط به بالا می باشند
و اما در مورد ابا واجدادشان شاهسونها بعلت در بر گرفتن اقوام ایرانی و ایلهای مختلف برای محققینی که سطحی نگاه می کنند گنگ ولیکن هریک از طایفه وتیره ها اصل ونسب و شجره نامه خودشان را می دانند و کم لطفی محققان و اساتید بزرگوار است در منزل نشسته فقط زاویه دیدشان به حول وحوش خود شان قراردارد نه به موضوع تحقیقشان
سلیمان امیری فرد

بنام خداوند جان وخرد
با توجه به متن توهین آمیز این دوست عزیزمان نمی دانم از کجا شروع کنم ولی این را می دانم هیچ کس در جایگاهی نیست تا در مورد دیگران قضاوت و یا محملات بیان کند
دوست و هم زبان من اولاً برای اینکه از خواب بیدارت کنم به حضرتعالی یاد آور می شوم معرف و شناسنامه هر قوم زبانش می باشد جنابعالی می دانی زبان اصلی مردم قشقایی چیست و در حال حاضر با چه زبانی تکلم می کنند در صورتی که ایل غیور شاهسون هنوز که هنوز است زبان خود را از دست نداده حتی طوری به اطرافیان خود تسلط دارد زبان خود را هدیه ائی جاویدان به آنها عرضه داشته و آنها هم با زبان شاهسونی تکلم می کنند حال ببین کی زنده است کی .....
دوماً الحمدالله شاهسون در دشت مغان اردبیل آزربایجان غربی استان مرکزی استان قم استان تهران نی ریز شیراز جای جای این مرز و بوم بعنوان اشخاص صادق وبا نفوذ شناخته می شوند وملت های دیگر احترام ویژه ائی به آنها قائل می باشند واحتیاج به تعریف خود ندارند واز نظر اقتصادی هم از طبقه متوسط به بالا شناخته می شوند
من در مورد ضعف های ایل قشقائی زیاد نمی گویم ولی این را یاد آور می شوم آنقدر این ایل بزرگ از مسیر اصالت خود دورشده بعضی از محققین به ترک بودن آنها شک کرده و جزء دیگر اقوام می خوانند
سوماً دوست وبرادر عزیزم برای نوشتن در مورد دیگر اقوام باید خیلی وسواس بخرج داد از افکار بسته خارج و با اندیشه باز باید دست بقلم شد نه اینکه ....
سلیمان امیری فرد
Soleiman Amiri:
بنام خدا
...... هوای بارانی بهار در تاوودی، بوی نم باران وگلهای زیباو رویش گیاهان، زینت بی نظیری را در دشت دونقوز اولن چمنی ساخته بود وقتی در دشت با رویاهای خود در حال قدم زدن باشی، نگاه عاشقانه گل های سر از دل خاک بر آورده طراوت خاصی را به طبیعت وشادابی برای آدم به ارمغان می آورد .....هر انسان هدف دار به امید رسیدن به کوه های قاراقان خود را سر مست شاه بیت شاعرانه این خلقت خدائی می کند
.... با رویاهای زیبا هم گام شده ،
غرق افکار روزگاران خوش خود بودم
صدای پای اسبی مرا بخود آورد
برگشتم ببینم کیست به سرعت از کنارم گذشت پشت سر او سواران دیگر زمزمه های جوانیم را از سرم‌ پراند، کمی خیره شدم دیدم سواران ....خان بودند به سمت اتراق گاه کوچ بولوت (بولود) بئی و سلیم بئی از تیره خالدی طایفه کوسه لر می رفتند
بولودبئی و سلیم بئی دو برادر از بزرگان و ریش سفید های تیره خالدی بودند با سرپرستی و مدیریت خوب خود روزگار بسیار عالی برای تیره خود رقم زده بودند
....خوانین و بزرگان تصمیم گرفته بودند در یک موقعیت خاص بصورت سرزده به اوبا (اوای) آنها بروند و بخاطر عدم پذیرای در آن وضعیت آنها را شرمنده خود سازند
....فرصت بسیار خوبی پیش آمده کوچ بهاری برای رفتن به ییلاق و بارش نم نم باران و خیس بودن زمین ونبودن هیزم وشرایط سخت برای تهیه غذا و.... یک مهمانی تجملاتی و.......
سریع از میانبر خودم را به محل اتراق اوبا رساندم تا خبر آمدن سواران را بدهم ...
ریش سفیدها در کنار بولود بئی نشسته بودند و تفنگ پنج تیر و حمایل فشنگ او بر تیرکی (دیرک) که بر آن تکیه داده بود آویخته ....
وقتی به سمت بئی رفتم تا آمدن سواران را بدهم بئی از جایش بلند شد برگشتم پشت سرم را نگاه کردم دیدم سواران دارن به سمت ما می آیند
بولود بئی به سلیم بئی گفت چادربزرگ را برقرار کنید حتما مهمانی خواهیم داشت ....
سلیم بئی با یک اشاره به سایرین ، برای آماده کردن چادر .....
سواران به بئی نزدیک شدند
بئی :اوغوریوز خیر یورولمایایز
سوران از اسب پایین آمدند بعد از احوالپرسی علت آمدن را به مهمان آمدن به اوبای وی بیان داشتند
بولوت بئی گفت بفرمائید بشینید چایی آماده است
بعد از کمی استراحت
....چادر برپا یلن (کناره چادر )را بالا زده و آمده پذیرایی بود
با تعارف بولودبئی مهمانها به سمت چادر حرکت کردند در هنگام حرکت به سمت چادر ، اجاق های بر قرار شده را دیدند بدون هیزم شعله های آتش آنرا روشن کرده بود کمی که دقت کردند چال(جوال) هایی در کنار آتش دیدند پر از گردو و بادام بجای هیزم از آن استفاده می کردند
وقتی نوکرها و خادمین چشمشان به چال (جوال)های گردو و بادام افتاد و به آتش نگاه کردن
یکی از آنها که نسبت به سایرین ارشد تر بود گفت بئی چالها برای چیست؟
بولد بئی گفت برای تهیه غذا آورده اند شما بفرمائید چادر تا خوانین هم تشریف بیاورند
همان صاحب منصب: گفت بئی چرا به زحمت افتادید ما با همین گردو و بادام سیر می شدیم
بئی جواب داد نه دوست من ،بعد از مدتها ....خان بر سر ما منت گذاشته و بنده نوازی فرموده به چادر ما میخواهد تشریف بیاورد ،این حرفها نیست ،
اون شخص گفت آخه آتش با گردو و بادام ؟
بئی گفت غذای طبخ شده با گردو و بادام مزه دیگری دارد
بعد از ساعتی خوانین با دیگر بزرگان به اوبای بولود بئی آمدند آنطور که پدرم از گفتگوی فتح السلطان وپدرش شنیده آنها نسبت به این پذیرای شرمنده و در مقابل بزرگمنشی وی ......

سلیمان امیری فرد
💠معرفی روستاهای ساوه💠

💠روستای مهدی اباد💠

روستای مهدی اباد در شهرستان زرندیه ودر مجاورت شهرک صنعتی مامونیه واقع شده است، تنها بنای به جای مانده ازاین روستا یخچال قدیمی روستا می باشد
بعد از فرمان رضا شاه واجبار به یک
جا نشینی عشایر عده ای این روستا را برای زندگی انتخاب میکنند که شغل همه انها دامپروري بوده است
بیشتر شهسونهای این روستا از طایفه احمدلو تیره امیرعلی وهمچنین موصلو بوده اند
نام بزرگان روستا که همگی به دیار باقی شتافته اند عبارتند از:
محمد احمدی
قربان احمدی
محرم مختاری
عروجعلی جعفری
محمد رضا نوری و
عزیز اقا سلطانی

💠لطفاتاریخچه روستای خود رابرای ما ارسال کنید


💠معرفی روستاهای ترک زبان💠

تاریخچه روستای ایران اباد مغان
خود روستای ایران اباد تا سال1338 عاری از سکنه بوده ..قشلاق عشایر ،طایفه اجیرلو بوده است .ایران آبادیهای که در دهه اوخر سی کوچ کردند(ایران اباد مغان ) مشکین شهر ،اطراف انگوت اولتان ،علی رضا آباد، پیرایواتلو ،قره داغلو ،و سایر مناطق با اصلاحات ارضی و اعطا زمین مزروعی(12هکتار برای هر زارع )
با توجه به اینکه زمین مزروعی اعطا شده در نزدیکی محل استقرار ایران اباد کنونی بوده به این محل و تعداد انها نزدیک به 25نفر بوده .
اولین شخصی که به ایران اباد امده انده عمیش پیرایه بوده ..قبل از ایران اباد به عمیش کندی مشهور بوده ..مرحوم عمیش کد خدا ایران بوده ..
در ضمن قبل از تاسیس ایران اباد(1336) منطقه استقرار کوچ محمد و عسگر علی که به قرمزی کورمو مشهور بوده است. ..جمعیت ایران اباد مغان 2220نفر میباشد .
طوایفی شاهسون هایی که در ایران اباد مغان هستن به شرح ذیل .قوجه بیگلو ،بیگدلو،گیگلو. اجیرلو .گبلو،قورتلار،ایواتلو .شاهعلی بیگلو .عسگرخانلو .پیرایواتلو .قره داغ لو.زرگر.قره انداکلو.دمیرچی .و مهاجرهایی از جمهوری اذربایجان (البته من یادم میاد پدر بزرگ و خیلی از مردان قدیمی ،زبان روسی مسلط بودند و به جای فارسی ' روسی مینوشتند.در دهه 60 )

با تشکر از محمد رضا عبادی و پیمان ورزند متولدین ایران اباد مغان
تانى‌يين
؛
اؤزويوزو آى 'شاهناما' بيلن‌لر
بيزى اولو يازى 'ماناس' تانى‌يين!
اؤزلرينى اسگي خالي سايان‌لار
بيزى ده بير اسكي پالاس تانى‌يين!
؛
گئچميشينه يئتمز؛ سوْيون ايتيرن
ديده‌رگينليك كؤكو؛ كۆتلوك بيتيرن
'عوممان' دنيزيندن اؤرنك گتيرن
بيزی‌ ‌ده 'خزه‌ر‌'دن 'آراس' تانى‌يين!
؛
يئتن اؤز ديليني گره‌ك قاورايا
يابانجى سؤزجوكدن؛ قولاق تاولايا
ديلدن دۆشن‌لري، گزه آولايا ‌‌‌
بئله ايگيت‌لري، 'آراس' تاني‌يين!
؛
اوْزانليقدان وارسا بير ايزلي ايشيق
دده‌ليگه واردير ، نئچه ياراشيق
نققال‌لار قارشيندا دوروبدور آشيق
سؤزده 'دوْداق ده‌يمز'، 'جيناس' تانى‌يين!
؛
"بختيار"ين سوْيو، گئدر 'موغانا'
گۆن باتاندان قاييت؛ باخ گۆن دوْغانا
'خاتايا' ، 'خۆتنه' ، 'بالاساغانا'
گؤزه‌لليگين گؤزو ، اولاس تانى‌يين!
؛
(بختيار فرخ )

@Bakhtiar_Farrokh