Forwarded from .Mirzaei
درحقیقت بیات های وابسته به اینانلو اکثراشام بیاتی هستند....هرچند بیات های واردشده درقشقایی رانیز قبلترها متعلق به اینانلو هامیدانستند .. به جزعده ای ازبیات های همدان ومرکزی واطراف تهران ولرستان که معمولا ازبقایای ایل مستقل بیات بوده واززمان سلجوق تاصفویه جداگانه بدان مناطق کوچ داده شده اند...حمله مغول نیزخیلی ازانها راپراکنده ساخت
Forwarded from Soleiman Amirifard
با تشکر از محقق توانای ایل اینانلو جناب آقای میرزای بزرگوار که با بیانی شیوا تاریخی مختصر از ایل بیات را برای ما باز گو فرمودند
جناب میرزای عزیز منظور بنده قرار گرفتن دو نام ایل بزرگ ترک در یک ایل می باشد
جناب میرزای عزیز منظور بنده قرار گرفتن دو نام ایل بزرگ ترک در یک ایل می باشد
Forwarded from .Mirzaei
گروهی ازبیات هاکه به شام بیاتی معروف بودند ...وقتی وارد لشکر وحکومت سلجوق که بزرگان انها اینالیان یاینالی ها که لقب ابراهیم ینال بوده وسالها دردیاربکرحاکم بودند قرارمیگیرند ازانسجام انها کاسته شده ودرقلمروی اینانلوها که جزو ارکان اصلی سلجوق بوده محسوب شده وازانزمان به بعد روابط نزدیکی باهم پیدامیکنند...وبعدها به همراه هم درجنگ باامیرتیمور گورکانی درلشکر عثمانی شرکت کرده وسپس دراتحادیه اق قیونلوها وارد شده وبعدادرحکومت صفویه به عنوان قزلباش مطرح میشوند وبازهم درکناریکدیگربوده اند...
در اواخر عهد سلجوقى ترئینات گچبرى و رنگ اهمیت زیادى یافت. کاشى لعابدار فیروزهاى در تزئین معمارى بکار گرفته شد.
از ویژگىهاى این دوران در معمارى استفاده از آجر بود. آجرهاى عالى با جایگیرى ظریف و شکلگیرى هندسى نقوش برطبق سبکى دقیق، ویژگىهاى تزئینى بنا را جلوهگر مىساخت. این امر با توانایى و قدرت تکنیکى اعجابآورى اجرا مىشد.
از مساجد ایران در این دوران مىتوان به مسجد جامع اصفهان، مسجد جامع اردستان، مسجد جامع گلپایگان، مسجد جامع قزوین و از مدارس، مدرسهٔ خارجرد را نام برد. از بناهاى غیرمذهبى که بیشتر کاروانسرا هستند مىتوان رباط شرف، رباط انوشیروان، رباط ملک (سمرقند بخارا) و از برجها و مقابر این دوره که به شکل تپه ساخته شدهاند، و دو طبقه بودهآند، مقابر دایره شکل سه گنبد در ارومیه و برج مدور مراغه و از مقابر نقشه ترکدار، مقبرهٔ پیر، گنبد سرخ و گنبد علویان و از مقابر چند ضلعی، گنبد على در ابرقو، گنبد کبود در مراغه و از برجها، برج دماوند، برج غربى و شرقى خرقان و برج مهماندوست را نام برد.
انواع متنوعى از سفالینهها کمى پس از روى کار آمدن سلجوقیان در ایران ظاهر شد. مراکز عمدهٔ آن در ایران شهر رى و کاشان بود. ویژگى این سفالینهها استفاده از خمیر سفید بود، که عملاً کاربرد لعاب را منتفى مىکرد. در این دوره بود که سفالینهها چند رنگ چینى تولید شدند.
برخى ظروف که در حدود قرن ششم هجرى تولید شد، مشبککارى ترئین یافته بود و شبکهها با لعاب شفاف پرشده بودند. در اواسط همان قرن لعابکارى رنگى بوجود آمد که معمولاً بهرنگ فیروزهاى یا آبى تیره بود.
سفالینههاى زرینفام نیز در خلال قرن ششم بوجود آمدند. نمونههاى نخستین آن، ریشه در مصر و بینالنهرین داشت و در دوره #سلجوقیان از پیشرفت و تحول کافى برخوردار شد.
نقشپردازى سفالینهها در شهر روى و کاشان باهم متفاوت بود. در رى زمینه زرینفام بود و پیکرهها با تزئین گیاهان مارپیچ احاطه مىشدند و سرانجام پیکرهها به نقشهاى کوچک تنیده در نقشهاى گیاهى تبدیل شدند. در کاشان پیکرههاى انسانى اغلب در برابر یک منظره قرار مىگرفتند. گاه پیکره و بعدها دو پیکره نشسته بکار مىرفت که در حال صحبت باهم بودند. در بینالنهرین ظروفى تولید مىشد که تزئین برجسته داشتو با اسلیمىهاى #سلجوقى مزین شده بود.
چند اثر اسلیمی در پایان در معرض دید عزیزان قرار خواهد گرفت.
نویسنده جناب میرزایی
از ویژگىهاى این دوران در معمارى استفاده از آجر بود. آجرهاى عالى با جایگیرى ظریف و شکلگیرى هندسى نقوش برطبق سبکى دقیق، ویژگىهاى تزئینى بنا را جلوهگر مىساخت. این امر با توانایى و قدرت تکنیکى اعجابآورى اجرا مىشد.
از مساجد ایران در این دوران مىتوان به مسجد جامع اصفهان، مسجد جامع اردستان، مسجد جامع گلپایگان، مسجد جامع قزوین و از مدارس، مدرسهٔ خارجرد را نام برد. از بناهاى غیرمذهبى که بیشتر کاروانسرا هستند مىتوان رباط شرف، رباط انوشیروان، رباط ملک (سمرقند بخارا) و از برجها و مقابر این دوره که به شکل تپه ساخته شدهاند، و دو طبقه بودهآند، مقابر دایره شکل سه گنبد در ارومیه و برج مدور مراغه و از مقابر نقشه ترکدار، مقبرهٔ پیر، گنبد سرخ و گنبد علویان و از مقابر چند ضلعی، گنبد على در ابرقو، گنبد کبود در مراغه و از برجها، برج دماوند، برج غربى و شرقى خرقان و برج مهماندوست را نام برد.
انواع متنوعى از سفالینهها کمى پس از روى کار آمدن سلجوقیان در ایران ظاهر شد. مراکز عمدهٔ آن در ایران شهر رى و کاشان بود. ویژگى این سفالینهها استفاده از خمیر سفید بود، که عملاً کاربرد لعاب را منتفى مىکرد. در این دوره بود که سفالینهها چند رنگ چینى تولید شدند.
برخى ظروف که در حدود قرن ششم هجرى تولید شد، مشبککارى ترئین یافته بود و شبکهها با لعاب شفاف پرشده بودند. در اواسط همان قرن لعابکارى رنگى بوجود آمد که معمولاً بهرنگ فیروزهاى یا آبى تیره بود.
سفالینههاى زرینفام نیز در خلال قرن ششم بوجود آمدند. نمونههاى نخستین آن، ریشه در مصر و بینالنهرین داشت و در دوره #سلجوقیان از پیشرفت و تحول کافى برخوردار شد.
نقشپردازى سفالینهها در شهر روى و کاشان باهم متفاوت بود. در رى زمینه زرینفام بود و پیکرهها با تزئین گیاهان مارپیچ احاطه مىشدند و سرانجام پیکرهها به نقشهاى کوچک تنیده در نقشهاى گیاهى تبدیل شدند. در کاشان پیکرههاى انسانى اغلب در برابر یک منظره قرار مىگرفتند. گاه پیکره و بعدها دو پیکره نشسته بکار مىرفت که در حال صحبت باهم بودند. در بینالنهرین ظروفى تولید مىشد که تزئین برجسته داشتو با اسلیمىهاى #سلجوقى مزین شده بود.
چند اثر اسلیمی در پایان در معرض دید عزیزان قرار خواهد گرفت.
نویسنده جناب میرزایی
باغدادلی شاهسئون ائلی...
ایل شاهسون بغدادی...
@Soleimanamiri
@BFarrokh
@Ashiq11
https://t.me/shahsevan_channel
ایل شاهسون بغدادی...
@Soleimanamiri
@BFarrokh
@Ashiq11
https://t.me/shahsevan_channel
Telegram
باغدادلی شاهسئون ائلی...
ایل شاهسون بغدادی...
@Soleimanamiri
@Soleimanamiri
بنام خداوند توانا
.....زندگی و منش بزرگان شاهسون برای مردم منطقه وافراد ایل جذابیت داشته و در دورهمی ها وشب نشینی ها نقل مجالس می شد و یکی از این صحبت ها که خاطره دلنشینی برای یکی از مردان میان سال تیره کرلی داشته و باافتخار از نیکو کار ی ،خیری ،با خدا بودن و خواب دیدنهای هم ایلیش وشهرت وی در بین روستائیان و مردم ایل به آقای مهدی پورکند تعریف کرده و به عقیده ایشان نظر لطف خدا اجر کار های او بوده ......
با معرفی ایشان داستان را.....
.... یکی از ریش سفیدهای تیره خالدی از خاصای طایفه کوسه لر بنام شیخ جواد فرزند چراغعلی فرزند دانیال فرزند علی یار فرزند محمدیار فرزند بولود بئی را با نقل از پدرم برایتان بیان می کنم
.....پدرم می گوید حدودا سال ۱۳۲۹ بود برای ییلاق قسمتی از چراگاه آغجا قله (آغجه قلعه) را اجاره کرده بودیم شش چادر بزرگ وکوچک یک اوبای جمع وجوری را تشکیل داده بود همسایه های ما ۱-زبیده خانم از طایفه قره بکلو همسر دائی درویشم از طایفه کیچکینعلی ۲-خانم دختر خوداورن از تیره هارانلی ۳-مردعلی یولچی از تیره سیرخابلی ۴-محمود آزاد از تیره سیرخابلی همسرش خاله خوش قدم بود۵-حسین ضرابی (حوسن )از تیره خالدی
....در اوبا (اووا) شیخ جواد باداشتن بیشترین گوسفند وچندین شترو اسب یکی از افراد سرمایه دار بشمار می رفت
در اوبای ما دوستی وعلاقه به هم آنقدر دلها را به هم نزدیک کرده بود همه مثل یک خانواده بودیم.
همسایه ها در دوشیدن و مشک تکان دادن (چالاخام چالخاماغ) به ما کمک می کردند
برای اینکه کمی از نحوه تهیه کره مطلع شویم از مادرم نحوه تهیه آنرا سئوال کردم
مادرم می گوید گوسفندها را بعد از اینکه می دوشن با توجه به شیری که آماده می شود در قابلمه بزرگ ویا در دیک (قازان ) جوشانده وبعد از اینکه از جوشیدن افتاد به آن ماست می زنند اگر کم باشد در مشکی که< آیران یری> گفته می شود نگهداری می کنند تا به اندازه ائی برسد مشک بریزند و اگر زیاد باشد وجای نگهداری نداشته باشد همان روز چاتما (سه پایه )را برپا ومشک را آویخته وشروع به تکان دادن آن(چالخاماغ) می کنند.
..........پدرم می گوید چون شیر ما زیاد بود همان روز چاتما را بر پا و مشک (چالخام ) را آماده کردند
پدرم عادت داشت مشک اول را بین همسایه ها تقسیم می کردو مشک های بعدی را سهم خود قرار می داد
همسایه ها هم همیشه کمک حال ما بودند
پدرم مشک اول را بین همسایه ها تقسیم کرد همه خوشحال مشک دوم را پر از ماست کرده و آماده تکان دادن (چالخاماغ) برای تهیه کره کردند بعد از چند بار تکان دادن افراد تکان دهند مشک متوجه شدن مشک خیلی سنگین به نظر می آید وقابل تکان دادن نیست لذا دهان مشک را باز کردند همه به تعجب کره های سفید داخل مشک را روی هم تل انبار شده دیدند
..... پدرم می گوید یکی دوبار هم در طی سالهای بعد برای پدرش این اتفاق افتاده
و این کار نادر نقل مجالس و شب نشینی بین مردم شده بود پدرم می گوید در طی سالهای چادرنشینی این اتفاق خیلی کم پیش می آمد و اونجور که می گفت برای چند نفر بیشتر اتفاق نیافتده و آنها هم افراد بسیار خیری بودند .....
سلیمان امیری فرد
.....زندگی و منش بزرگان شاهسون برای مردم منطقه وافراد ایل جذابیت داشته و در دورهمی ها وشب نشینی ها نقل مجالس می شد و یکی از این صحبت ها که خاطره دلنشینی برای یکی از مردان میان سال تیره کرلی داشته و باافتخار از نیکو کار ی ،خیری ،با خدا بودن و خواب دیدنهای هم ایلیش وشهرت وی در بین روستائیان و مردم ایل به آقای مهدی پورکند تعریف کرده و به عقیده ایشان نظر لطف خدا اجر کار های او بوده ......
با معرفی ایشان داستان را.....
.... یکی از ریش سفیدهای تیره خالدی از خاصای طایفه کوسه لر بنام شیخ جواد فرزند چراغعلی فرزند دانیال فرزند علی یار فرزند محمدیار فرزند بولود بئی را با نقل از پدرم برایتان بیان می کنم
.....پدرم می گوید حدودا سال ۱۳۲۹ بود برای ییلاق قسمتی از چراگاه آغجا قله (آغجه قلعه) را اجاره کرده بودیم شش چادر بزرگ وکوچک یک اوبای جمع وجوری را تشکیل داده بود همسایه های ما ۱-زبیده خانم از طایفه قره بکلو همسر دائی درویشم از طایفه کیچکینعلی ۲-خانم دختر خوداورن از تیره هارانلی ۳-مردعلی یولچی از تیره سیرخابلی ۴-محمود آزاد از تیره سیرخابلی همسرش خاله خوش قدم بود۵-حسین ضرابی (حوسن )از تیره خالدی
....در اوبا (اووا) شیخ جواد باداشتن بیشترین گوسفند وچندین شترو اسب یکی از افراد سرمایه دار بشمار می رفت
در اوبای ما دوستی وعلاقه به هم آنقدر دلها را به هم نزدیک کرده بود همه مثل یک خانواده بودیم.
همسایه ها در دوشیدن و مشک تکان دادن (چالاخام چالخاماغ) به ما کمک می کردند
برای اینکه کمی از نحوه تهیه کره مطلع شویم از مادرم نحوه تهیه آنرا سئوال کردم
مادرم می گوید گوسفندها را بعد از اینکه می دوشن با توجه به شیری که آماده می شود در قابلمه بزرگ ویا در دیک (قازان ) جوشانده وبعد از اینکه از جوشیدن افتاد به آن ماست می زنند اگر کم باشد در مشکی که< آیران یری> گفته می شود نگهداری می کنند تا به اندازه ائی برسد مشک بریزند و اگر زیاد باشد وجای نگهداری نداشته باشد همان روز چاتما (سه پایه )را برپا ومشک را آویخته وشروع به تکان دادن آن(چالخاماغ) می کنند.
..........پدرم می گوید چون شیر ما زیاد بود همان روز چاتما را بر پا و مشک (چالخام ) را آماده کردند
پدرم عادت داشت مشک اول را بین همسایه ها تقسیم می کردو مشک های بعدی را سهم خود قرار می داد
همسایه ها هم همیشه کمک حال ما بودند
پدرم مشک اول را بین همسایه ها تقسیم کرد همه خوشحال مشک دوم را پر از ماست کرده و آماده تکان دادن (چالخاماغ) برای تهیه کره کردند بعد از چند بار تکان دادن افراد تکان دهند مشک متوجه شدن مشک خیلی سنگین به نظر می آید وقابل تکان دادن نیست لذا دهان مشک را باز کردند همه به تعجب کره های سفید داخل مشک را روی هم تل انبار شده دیدند
..... پدرم می گوید یکی دوبار هم در طی سالهای بعد برای پدرش این اتفاق افتاده
و این کار نادر نقل مجالس و شب نشینی بین مردم شده بود پدرم می گوید در طی سالهای چادرنشینی این اتفاق خیلی کم پیش می آمد و اونجور که می گفت برای چند نفر بیشتر اتفاق نیافتده و آنها هم افراد بسیار خیری بودند .....
سلیمان امیری فرد
بنام خدا
آغوز خان با داستانهای اساطیری و قصه های مختلف درمورد زندگی او بعنوان پدر ترک زبانان (آتا آغوز) ودعای معروف او بر ملل ترک وی را در جرکه اهل توحید وفتوحات او از شرق تا غرب برای رهای ملل از ظلم بعنوان یک جهان گشای بزرگ مورد احترام تاریخ نویسان قرار گرفته
....داستان رهاشدن کودکی در یک دره دور افتاده و بزرگ شدن در کنار گرک (بوظ قورد) افسانه دیگری در تخیلات بشری همچون زال وسیمرغ در شاهنامه وخصلت و روحیه پرورش یافته در دامن طبیعت درس آزادگی ومعرفت را به ارمغان دارد
....ویا بعضی ها بنیان گذار امپراطوری هونها در سالهای دور وخیلی قبل ازتر از میلاد مسیح را بنام مودو چانیو معروف به اوغوز خان خوانده اند کمی با توجه به تاریخ آغوزها و هونها شاید دیگری باشد
....ویا داستانی از اقوام ترکمن در مورد آغوز در زمان کفر و دورشدن بشر از خدا و پسری از قرخان فرزنددیب بایقوی فرزند ابوبجه( ابولجه) خان از فرزندان یافث ابن نوح که به جزء ذکر نام باریتعالی هیچ نگفت و بعد از ازداوج با دختران عمویش راز او فاش و به نقطه دوری تبعید شد با گرد آوری سپاهی عظیم بر پدر وعموهای خود فاتحه شد و برای رهای بشر و دعوت به خدا دنیای آن روز را فتح و عدالت و دادگری هدیه او به بشر بود
وی را خداوند کریم شش پسر گون خان، آی خان، یولدوز خان، گوک خان ،داغ خان ودنگیز خان و هریک پسران را چهار پسر داد و بدین صورت بیست وچهار قبیله اوغوز 1- قینیق (قبیله سلجوقیان) 2- قاییق 3- بایندر 4- ایوا (یا ییوا) 5- سالغور (یا سالور) 6- افشار7- بیگدلی (زبان بیگ)8- بوگدوز 9- بیات 10- یازقیر 11- اینور (یاایمور) 12- قارابولوك 13- آلكابولوك 14- ایغدیر 15- اورگیر 16- توتیركا 17- اولایوندلوق 18- توگر 19- بچه نك 20- چووالدیر 21- چپنــی 22- چـاروق 23- یاپرلی 24- قارقین ..... بوجود آمد
سلیمان امیری فرد
آغوز خان با داستانهای اساطیری و قصه های مختلف درمورد زندگی او بعنوان پدر ترک زبانان (آتا آغوز) ودعای معروف او بر ملل ترک وی را در جرکه اهل توحید وفتوحات او از شرق تا غرب برای رهای ملل از ظلم بعنوان یک جهان گشای بزرگ مورد احترام تاریخ نویسان قرار گرفته
....داستان رهاشدن کودکی در یک دره دور افتاده و بزرگ شدن در کنار گرک (بوظ قورد) افسانه دیگری در تخیلات بشری همچون زال وسیمرغ در شاهنامه وخصلت و روحیه پرورش یافته در دامن طبیعت درس آزادگی ومعرفت را به ارمغان دارد
....ویا بعضی ها بنیان گذار امپراطوری هونها در سالهای دور وخیلی قبل ازتر از میلاد مسیح را بنام مودو چانیو معروف به اوغوز خان خوانده اند کمی با توجه به تاریخ آغوزها و هونها شاید دیگری باشد
....ویا داستانی از اقوام ترکمن در مورد آغوز در زمان کفر و دورشدن بشر از خدا و پسری از قرخان فرزنددیب بایقوی فرزند ابوبجه( ابولجه) خان از فرزندان یافث ابن نوح که به جزء ذکر نام باریتعالی هیچ نگفت و بعد از ازداوج با دختران عمویش راز او فاش و به نقطه دوری تبعید شد با گرد آوری سپاهی عظیم بر پدر وعموهای خود فاتحه شد و برای رهای بشر و دعوت به خدا دنیای آن روز را فتح و عدالت و دادگری هدیه او به بشر بود
وی را خداوند کریم شش پسر گون خان، آی خان، یولدوز خان، گوک خان ،داغ خان ودنگیز خان و هریک پسران را چهار پسر داد و بدین صورت بیست وچهار قبیله اوغوز 1- قینیق (قبیله سلجوقیان) 2- قاییق 3- بایندر 4- ایوا (یا ییوا) 5- سالغور (یا سالور) 6- افشار7- بیگدلی (زبان بیگ)8- بوگدوز 9- بیات 10- یازقیر 11- اینور (یاایمور) 12- قارابولوك 13- آلكابولوك 14- ایغدیر 15- اورگیر 16- توتیركا 17- اولایوندلوق 18- توگر 19- بچه نك 20- چووالدیر 21- چپنــی 22- چـاروق 23- یاپرلی 24- قارقین ..... بوجود آمد
سلیمان امیری فرد
Forwarded from Soleiman Amirifard
منطقه کوسه لر در ترکیه✔
کوسه لر یکی از قبایل پرجمعیت ترک که در ترکیه،ایران،بلغارستان، ترکمنستان پراکنده شدند و درترکیه به ترکمن های یوروک معروفند.
#طایفه_کوسه_لر
#شاهسون_بغدادی
کوسه لر یکی از قبایل پرجمعیت ترک که در ترکیه،ایران،بلغارستان، ترکمنستان پراکنده شدند و درترکیه به ترکمن های یوروک معروفند.
#طایفه_کوسه_لر
#شاهسون_بغدادی
Forwarded from شاهسئونلر ییغیناغی(شسونلر ) (Soleiman Amiri)
ایل شاملو
ایل شاملو از ایلات ترک اغوز بودند،و در سوریه زندگی میکردند،این ایل در گذشته با مهاجرت اوغوزها به آنجا رسیده و سکونت اختیار کرده بودند.ایل شاملو همگام با سایر ایلات اغوز به ایران مهاجرت کردند و در تاسیس سلسله صفوی،و به سلطنت رسانیدن شاه اسماعیل صفوی،با سایر ایلات اوغوز معروف به#قزلباش,#روملو,#استاجلو,#تکهلو,#ذوالقدر,#قاجار,#افشار،سهم بسزائی داشتند. بزرگان این ایل در سلطنت صفویان مصدر مشاغل مهم بودند،و شاه عباس کبیر،از طفولیت در میان طایفه شاملو بزرگ شد،امرای شاملو در زمان ولیعهدی شاه عباس که در هرات زندگی می کرد،عبارت بودند از: 1-عبدی خان شاملو،از سرداران شاه اسماعیل اول 2-دورمیش خان شاملو،والی هرات 3-زینل خان شاملو،از امرای بزرگ صفوی 4-علی قلی خان شاملو،بیگلر بیگی(استاندار خراسان) 5-علی مردان خان شاملو،نادرشاه او را به سفارت نزد محمد شاه پادشاه هندوستان فرستاد از آن زمان طایفه شاملو در مشهد،همدان،تبریز،خلخال(سنجبدغربی داش یوردی) زندگی می کنند.
توضیح عکس پایین: زینل بیگ بیگدلی شاملو یا زینلخان شاملو از بزرگان ایل شاملو(بیگدلی) در دوره صفویه بودهاست
ایل شاملو از ایلات ترک اغوز بودند،و در سوریه زندگی میکردند،این ایل در گذشته با مهاجرت اوغوزها به آنجا رسیده و سکونت اختیار کرده بودند.ایل شاملو همگام با سایر ایلات اغوز به ایران مهاجرت کردند و در تاسیس سلسله صفوی،و به سلطنت رسانیدن شاه اسماعیل صفوی،با سایر ایلات اوغوز معروف به#قزلباش,#روملو,#استاجلو,#تکهلو,#ذوالقدر,#قاجار,#افشار،سهم بسزائی داشتند. بزرگان این ایل در سلطنت صفویان مصدر مشاغل مهم بودند،و شاه عباس کبیر،از طفولیت در میان طایفه شاملو بزرگ شد،امرای شاملو در زمان ولیعهدی شاه عباس که در هرات زندگی می کرد،عبارت بودند از: 1-عبدی خان شاملو،از سرداران شاه اسماعیل اول 2-دورمیش خان شاملو،والی هرات 3-زینل خان شاملو،از امرای بزرگ صفوی 4-علی قلی خان شاملو،بیگلر بیگی(استاندار خراسان) 5-علی مردان خان شاملو،نادرشاه او را به سفارت نزد محمد شاه پادشاه هندوستان فرستاد از آن زمان طایفه شاملو در مشهد،همدان،تبریز،خلخال(سنجبدغربی داش یوردی) زندگی می کنند.
توضیح عکس پایین: زینل بیگ بیگدلی شاملو یا زینلخان شاملو از بزرگان ایل شاملو(بیگدلی) در دوره صفویه بودهاست
Forwarded from Deleted Account
قلمرو عليشكر بیگ بهارلو (باهارلی) ترکمان :
عليشكر؛ منطقهای است در عراق عجم به مركزيت همدان که در دورهی دولت تورک آققويونلو به دلیل اعتبار بالای علی شكر بيگ بهارلو، يكي از سران و امرای مشهور ایل ترکمان بهارلو به نام قلمرو "عليشكر" ناميده شده است. بعد از قاراقويونلوها، در دوره آققويونلوها، صفويان، افشاریه و حتی زندیه نيز در اغلب كتب تاريخی اين منطقه به نام علی شكر بيگ معروف بوده است. در تمام اين دوره، منطقه مذكور تورکنشين و بخشی از عراق عجم قديمی بود.
ایل ترکمان بهارلوها از اركان و تكيهگاههای اصلی امپراطوری تورک قاراقويونلو بودند. نام اين ایل از نام قلعه بهار (شهر بهار كنونی) واقع در استان همدان گرفته شده است. سرزمين اصلي اين ایل ، منطقه همدان بود. یکی از مهمترین و برجستهترین افراد بهارلو در سده ٩ هجری قمری، علی شکر بیگ بهارلو فرزند بایرام قارا بیگ از ملازمان نزدیک جهانشاه ابوالمظفر قاراقویونلو بود که بر تمام امیرزادگان تورکمان برتری یافت. وی سالها تمامی سرزمین همدان، کردستان، لرستان و سراسر خوزستان را در تصرف خویش داشت. پس از وی نیز پسرش پیر علی رئیس ایل در همدان به سر میبرد.
همدان در دوره توركمانان آققويونلو تابع حوزه حكمرانی علیشكر بود. حوزه علیشكر به مركزيت منطقه همدان به نوبه خود در غرب شامل يک سوم شرقی كرمانشاهان تا ساحل رودخانه قرهسو، نيمی از كردستان و لرستان میشد. حدود شرقی قلمرو عليشكر، تا ساوه در استان مركزی را شامل میگرديد. بلوكات ساوه در سالهای نخستين امپراتوری تورک صفويه، جزو قلمرو عليشكر و يكی از قلمروهای استقرار ايلات وابسته به نهاد حكومت صفويه (ایل تورک قیزیلباش و بعدها ایل تورک شاهسئون) گرديد. قلمرو عليشكر بعدها به خاک دولت تورک عثمانی ملحق شد، اما در سال ٩٠٨ هجری قمری، شهر همدان، والینشين منطقه مذكور به قلمرو صفویه الحاق گردید.
برگرفته از یادداشتهای مهران باهارلی
عليشكر؛ منطقهای است در عراق عجم به مركزيت همدان که در دورهی دولت تورک آققويونلو به دلیل اعتبار بالای علی شكر بيگ بهارلو، يكي از سران و امرای مشهور ایل ترکمان بهارلو به نام قلمرو "عليشكر" ناميده شده است. بعد از قاراقويونلوها، در دوره آققويونلوها، صفويان، افشاریه و حتی زندیه نيز در اغلب كتب تاريخی اين منطقه به نام علی شكر بيگ معروف بوده است. در تمام اين دوره، منطقه مذكور تورکنشين و بخشی از عراق عجم قديمی بود.
ایل ترکمان بهارلوها از اركان و تكيهگاههای اصلی امپراطوری تورک قاراقويونلو بودند. نام اين ایل از نام قلعه بهار (شهر بهار كنونی) واقع در استان همدان گرفته شده است. سرزمين اصلي اين ایل ، منطقه همدان بود. یکی از مهمترین و برجستهترین افراد بهارلو در سده ٩ هجری قمری، علی شکر بیگ بهارلو فرزند بایرام قارا بیگ از ملازمان نزدیک جهانشاه ابوالمظفر قاراقویونلو بود که بر تمام امیرزادگان تورکمان برتری یافت. وی سالها تمامی سرزمین همدان، کردستان، لرستان و سراسر خوزستان را در تصرف خویش داشت. پس از وی نیز پسرش پیر علی رئیس ایل در همدان به سر میبرد.
همدان در دوره توركمانان آققويونلو تابع حوزه حكمرانی علیشكر بود. حوزه علیشكر به مركزيت منطقه همدان به نوبه خود در غرب شامل يک سوم شرقی كرمانشاهان تا ساحل رودخانه قرهسو، نيمی از كردستان و لرستان میشد. حدود شرقی قلمرو عليشكر، تا ساوه در استان مركزی را شامل میگرديد. بلوكات ساوه در سالهای نخستين امپراتوری تورک صفويه، جزو قلمرو عليشكر و يكی از قلمروهای استقرار ايلات وابسته به نهاد حكومت صفويه (ایل تورک قیزیلباش و بعدها ایل تورک شاهسئون) گرديد. قلمرو عليشكر بعدها به خاک دولت تورک عثمانی ملحق شد، اما در سال ٩٠٨ هجری قمری، شهر همدان، والینشين منطقه مذكور به قلمرو صفویه الحاق گردید.
برگرفته از یادداشتهای مهران باهارلی
Forwarded from Soleiman Amirifard
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
محمدرضا:
هنرمندان همدانی
آشیق موسیقی سی
🎤 بوداغدا جیران گزئر
هنرمندان همدانی
آشیق موسیقی سی
🎤 بوداغدا جیران گزئر
🔺 #داریوش_خان_قشقایی_تاریخ
#سیر_تحولات_تاریخی_ایل_قشقایی🔺
قشقایی ها و زندیه🔰
... پس از تحولات چشمگیری که در عهد نادری در عرصه سیاست کشور و حیات ایلی ایران، به خصوص قشقایی ها رخ داد، بالاخره در سال ۱۱۶۳ه.ق آخرین سردمدار افشاری نیز تخت سلطنت را که با حمایت سران محلی به او اعطا شده بود، خالی کرد و از نو درگیری های محلی به وسیله فرزندان اُیناق(زندیان) آغاز گردید.
قشقایی ها نیز به مدد سران خود، که همان نوادگان غازی آقا می باشند، نه تنها از این درگیری ها مصون نبوده، بلکه خود در عرصه های سیاسی و نظامی دوره کریم خان نقش به سزایی داشتند. با آنکه بعضی منابع، دوران ضعف و زوال ایل قشقایی را بعد از نادر دانسته اند، با ذکر ادلّه این حقیقت را نباید فراموش کرد که تبعید شصت هزار نفر از ایل(۱) در سال ۱۱۴۷ه.ق به خراسان به دستور نادرشاه انجام گرفته و نیز اموال و مراتع و مایملک آنان ضبط گردیده است. چنانچه که مذکور است چون کریم خان از شر مدعیان خلاص گشت و در دارالحکومه فارس استقرار یافت، اسماعیل خان قشقایی را که قبلن نابینا کرده بودند و همچنان تحت آزار و فشار هاشم خان بیات(۲) به سر می برد، تحبیب نمود و ضمن استیفای حقوق از دست رفته ی وی و اطرافیانش، آنات را مقامی سزاوار داد و مشاورت و وزارت مقرر داشت.
آنچه بیش از همه در چهارچوب اجتماعات ایلی حائز اهمیت و قابل ذکر می باشد، ائتلاف و اعتلای تیره های متعدد این ایل در آن زمان است. این ائتلاف با تیره هایی بزرگ و کوچک از لرهای بختیاری، بویر احمدی، لک و کرد صورت گرفت که حتا برخی از عرب ها نیز بعدن بدان ائتلاف پیوستند.
این اتحاد و ائتلاف که مسلّمن منجر به اعتلای ایل قشقایی گشت، از نیمه های سلطنت صفویه شروع و تا به حال استمرار دارد. بنا به نوشته ژان روبری، فدراسیون فوق به شکل کنونی به ابتکار جانی آقای شاهیلو، که از سرداران سپاه صفوی بوده تحقق یافت و ادامه می دهد که کریم خان زند اولین بار لقب ایلخانیگری را به وی عطا می کند. چنانکه گفته اند، مشارالیه از نجیب زادگان طایفه شاهیلو و از همدستان نزدیک و از وزرای کریم خان بوده و در پی این فرمان، طوایف مختلف ترک زبان فارس تشکل و انسجام خاصی یافت که تا به حال به آن شکل باقی مانده است. تردیدی نیست که اصولن غرض کریم خان از این اقدام، کمک به دفاع از شهر شیراز بوده است. به همین علت یکی از فرزندان وی(اسماعیل خان اعمی) را نیز به عنوان ایل بیگی انتخاب می کند تا ایلخانی را یاری دهد و خاطر وکیل، از نظر جمع آوری مالیات ها آسوده گردد. در واقع جانی خان و فرزندش اسماعیل خان در شیراز منصبی درباری داشتند و به ریاست ایل قشقایی منصوب شده و مورد اعتماد کامل کریم خان زند بودند.
بعد از جانی خان، فرزندش اسماعیل خان در دستگاه کریم خان قرب و متزلتی کافی داشته است و نامبرده علاوه بر وزارت و مشاورت دربار کریم خان، ریاست ایل را هم به عهده داشت. چنانکه در کتاب"تجربه الابرار دنبلی" از اسماعیل خان به عنوان وکیل الدیوان یاد شده است. حتا پس از مرگ کریم خان هدایایی را که سلطان عثمانی برای رونق بخشیدن به روابط دولت خود با دربار زند برای وکیل می فرستد، به وسیله اسماعیل خان در برابر اخذ رسید تحویل و ضبط می گردد و خود سفیر به دلیل مرگ کریم خان و آشفتگی دربار موفق به تسلیم استوارنامه نمی گردد و از طرف اسماعیل خان مرخص می شود، لذا به سبب این فترت، روابط عثمانی در مابقی دوران زندیه به حالت تعلیق در می آید.
از مسائل عمده و قابل توجه این دوره، یکی بازگرداندن ایل قشقایی از تبعید خراسان بود که در زمان نادر صورت گرفته بود و دیگری صدور و اجرای فرمان کریم خان دایر بر اعاده ی املاک مصادره شده ی خانواده شاهیلو و ایل قشقایی است که این املاک توسط نادر، خالصه گردیده و ضبط شده بود.....
#داریوش_خان_قشقایی
□زیرنویس
۱_اغلب تبعیدی های قشقایی به خراسان از طوایف کشکولی و ششبلوکی بوده اند.
۲_هاشم خان بیات از کارگزاران نادرشاه افشار بوده است.
*بن مایه: سیر تحولات تاریخی ایل قشقایی، داریوش بهادری قشقایی، تهران، انتشارات سفیر اردهال،چاپ اول ۱۳۹۵ .
#سیر_تحولات_تاریخی_ایل_قشقایی🔺
قشقایی ها و زندیه🔰
... پس از تحولات چشمگیری که در عهد نادری در عرصه سیاست کشور و حیات ایلی ایران، به خصوص قشقایی ها رخ داد، بالاخره در سال ۱۱۶۳ه.ق آخرین سردمدار افشاری نیز تخت سلطنت را که با حمایت سران محلی به او اعطا شده بود، خالی کرد و از نو درگیری های محلی به وسیله فرزندان اُیناق(زندیان) آغاز گردید.
قشقایی ها نیز به مدد سران خود، که همان نوادگان غازی آقا می باشند، نه تنها از این درگیری ها مصون نبوده، بلکه خود در عرصه های سیاسی و نظامی دوره کریم خان نقش به سزایی داشتند. با آنکه بعضی منابع، دوران ضعف و زوال ایل قشقایی را بعد از نادر دانسته اند، با ذکر ادلّه این حقیقت را نباید فراموش کرد که تبعید شصت هزار نفر از ایل(۱) در سال ۱۱۴۷ه.ق به خراسان به دستور نادرشاه انجام گرفته و نیز اموال و مراتع و مایملک آنان ضبط گردیده است. چنانچه که مذکور است چون کریم خان از شر مدعیان خلاص گشت و در دارالحکومه فارس استقرار یافت، اسماعیل خان قشقایی را که قبلن نابینا کرده بودند و همچنان تحت آزار و فشار هاشم خان بیات(۲) به سر می برد، تحبیب نمود و ضمن استیفای حقوق از دست رفته ی وی و اطرافیانش، آنات را مقامی سزاوار داد و مشاورت و وزارت مقرر داشت.
آنچه بیش از همه در چهارچوب اجتماعات ایلی حائز اهمیت و قابل ذکر می باشد، ائتلاف و اعتلای تیره های متعدد این ایل در آن زمان است. این ائتلاف با تیره هایی بزرگ و کوچک از لرهای بختیاری، بویر احمدی، لک و کرد صورت گرفت که حتا برخی از عرب ها نیز بعدن بدان ائتلاف پیوستند.
این اتحاد و ائتلاف که مسلّمن منجر به اعتلای ایل قشقایی گشت، از نیمه های سلطنت صفویه شروع و تا به حال استمرار دارد. بنا به نوشته ژان روبری، فدراسیون فوق به شکل کنونی به ابتکار جانی آقای شاهیلو، که از سرداران سپاه صفوی بوده تحقق یافت و ادامه می دهد که کریم خان زند اولین بار لقب ایلخانیگری را به وی عطا می کند. چنانکه گفته اند، مشارالیه از نجیب زادگان طایفه شاهیلو و از همدستان نزدیک و از وزرای کریم خان بوده و در پی این فرمان، طوایف مختلف ترک زبان فارس تشکل و انسجام خاصی یافت که تا به حال به آن شکل باقی مانده است. تردیدی نیست که اصولن غرض کریم خان از این اقدام، کمک به دفاع از شهر شیراز بوده است. به همین علت یکی از فرزندان وی(اسماعیل خان اعمی) را نیز به عنوان ایل بیگی انتخاب می کند تا ایلخانی را یاری دهد و خاطر وکیل، از نظر جمع آوری مالیات ها آسوده گردد. در واقع جانی خان و فرزندش اسماعیل خان در شیراز منصبی درباری داشتند و به ریاست ایل قشقایی منصوب شده و مورد اعتماد کامل کریم خان زند بودند.
بعد از جانی خان، فرزندش اسماعیل خان در دستگاه کریم خان قرب و متزلتی کافی داشته است و نامبرده علاوه بر وزارت و مشاورت دربار کریم خان، ریاست ایل را هم به عهده داشت. چنانکه در کتاب"تجربه الابرار دنبلی" از اسماعیل خان به عنوان وکیل الدیوان یاد شده است. حتا پس از مرگ کریم خان هدایایی را که سلطان عثمانی برای رونق بخشیدن به روابط دولت خود با دربار زند برای وکیل می فرستد، به وسیله اسماعیل خان در برابر اخذ رسید تحویل و ضبط می گردد و خود سفیر به دلیل مرگ کریم خان و آشفتگی دربار موفق به تسلیم استوارنامه نمی گردد و از طرف اسماعیل خان مرخص می شود، لذا به سبب این فترت، روابط عثمانی در مابقی دوران زندیه به حالت تعلیق در می آید.
از مسائل عمده و قابل توجه این دوره، یکی بازگرداندن ایل قشقایی از تبعید خراسان بود که در زمان نادر صورت گرفته بود و دیگری صدور و اجرای فرمان کریم خان دایر بر اعاده ی املاک مصادره شده ی خانواده شاهیلو و ایل قشقایی است که این املاک توسط نادر، خالصه گردیده و ضبط شده بود.....
#داریوش_خان_قشقایی
□زیرنویس
۱_اغلب تبعیدی های قشقایی به خراسان از طوایف کشکولی و ششبلوکی بوده اند.
۲_هاشم خان بیات از کارگزاران نادرشاه افشار بوده است.
*بن مایه: سیر تحولات تاریخی ایل قشقایی، داریوش بهادری قشقایی، تهران، انتشارات سفیر اردهال،چاپ اول ۱۳۹۵ .
Forwarded from Soleiman Amirifard
دژ قمچقای بیجارمربوط به هزاره سوم ق.م دارای کتیبهای با نقش هیروگلیف و به خط هراتیک میباشد و جزو قدیمیترین کتیبههای نیمه تصویری ایران قلمداد میشودکه با خط سومریان قابل مقایسه است!!
Soleiman Amiri:
اصیل تورکو دانیشاق:
🔶باید : گرک
🔶ببخشید : باغیشلایین
🔶ببر : توغای
🔶بحث : دارتیشما
🔶بحران : بونالیم
🔶بخت : یازی،ایریس
🔶بختیار : موتلو
🔶بخش : بؤلوک ، بؤلوم
🔶بخشنامه : گئنلگه
🔶بخصوص : آیریجا، اؤزللیکله
🔶بخیل : قیسقانجلی
🔶بخیه : سیریق
🔶بد : پیس
🔶بد اخلاق : تؤرل سیز
🔶بدبخت : قارا گون ، اوغورسوز
🔶بدبین : قارامسار ، اومودسوز
🔶بد حال : پیس آیاقدا
🔶بدرقه کردن : یول اؤتورمک ـ سالماق
🔶بدهی : وئره جک ، اؤدونج
🔶برای همیشه : بیر یوللوق
🔶برتر : اوستون
🔶برتری : اوستونلوک
🔶برشته : قیزارمیش
🔶برعکس : ترسینه ، ترسه سینه
🔶برکت : بوللوق
🔶برگشت : قاییدیش
🔶برنده : اودان ، آپاران
🔶بریدگی : دؤنگه
🔶بستر : یاتاق
🔶بستر رود : چایلاق
🔶بستنی : دوندورما
🔶بسته : قاپالی باغلی
🔶بشر دوستانه: اینسان سئور
🔶بعضی : بیر پارا ، بیراز
🔶بلا : قادا
🔶بلند گو : سس اوجالدان
🔶بن بست : چیخماز
🔶بنده : کؤله ، قول
🔶بنیانگذار : قوروجو
🔶بوته : کول
🔶بوسه : اؤپوجوک ، اؤپوش
🔶بومی : یئرلی
🔶به جا : یئرینده
🔶به اضافه : آرتیم
🔶به اندازه کافی : یئترلی
🔶به خاطر: اوغروندا ، اوچون
🔶بهره : فاییز
🔶به عهده گرفتن : بویونا آلماق
🔶به قول..:دئمیشکن
🔶بهمن ماه : دوندوران آی
🔶بی امان : آجیمادان
🔶بی اهمیت : اؤنم سیز
🔶بی تفاوت : سایماز
🔶بی چاره : یازیق
🔶بی حیا : اوتانماز ، ییرتاق
🔶بی سرپرست : باش سیز
🔶بی سلیقه ، شلخته :پینتی
🔶بیشتر: چوخراق
🔶بی شرم : اوتانماز
🔶بی فایده : یاراماز
🔶بی عرضه : باجاریق سیز ، افل
🔶بی غیرت : دامارسیز
🔶بیکار : ایش سیز
🔶بیگانه : یاد ، اؤزگه
🔶بیمار : آلیز
🔶بی میل : کؤنول سوز
🔶بی نمک : شیت
🔶بیننده : باخان
🔶بی نهایت: اوج سوز
🔶بینوا : یازیق ، یوخسول
🔶ائتلاف کردن : آنلاشماق ، بیرلشمک
🔶ابتدا : اؤنجه ، ایلک
🔶ابتکار : یئنیلیک
🔶ابر : بولود
🔶ابریشم : ایپک
🔶ابزار : یاراق ، دیلک
🔶ابطال : پوزما
🔶ابلاغ کردن : چاتدیرماق
🔶ابهام : آنلاشیلماز
🔶اتحاد : بیرلیک
🔶اتصال دادن : بیتیشدیرمک
🔶اتفاق : اولانیش
🔶اتوبان : گئن یول
🔶اثر : ایز ، قالیق
🔶اثر انگشت : بارماق یئری
🔶اجتماع : توپلانتی
🔶اجنبی : یابانجی
🔶احترام : سایغی
🔶احتیاج : ایستک
🔶احساس : دویغو
🔶احضاریه : چاغریش ورقه سی
🔶احیاء کردن : ساملا ماق ، جانلاندیرماق
🔶اختتامیه : قورتولوش
🔶اختلاف : قارشیلیق ، اویوشمازلیق
🔶اجازه ، دئم آلیش ، بوشوق
🔶اختیاری : کؤنولجه
🔶اغفال کردن : قورشاماق
🔶اخلاق : تؤرل
🔶اخیرا : بو یاخیندا ، تزه لیکده
🔶ازدواج : ائولنمه
🔶اداره : باخانلیق ، ایش یئری
🔶اداره کردن : دولاندیرماق
🔶ادامه ، دنباله : آرد ، اوزانتی
🔶ادب : قاناجاق
🔶ادبیات شفاهی : ائل سؤزو
🔶ادعا : اؤز سؤزلوک
🔶ادویه : تاملیق ، دادیم
🔶اذیت شدن : اینجیمک
🔶اراده : ایستنج
🔶ارتباط : باغلانتی ، ابلگی
🔶ارث رسیدن : آتادان چاتماق
🔶اردیبهشت ماه : قیزاران آی
🔶ارزان : اوجوز
🔶ارزش : دیر
🔶ارزیابی : دیرله
🔶ارسال کردن : گؤندرمک
🔶ارشد : ایلکین
🔶ارره : میشار ، بوخچو
🔶ازدحام : باساباس ، اؤیکوم
🔶از صمیم قلب : اورکدن
🔶از قبل : قاباقجادان ، اؤنجه دن
🔶اسارت : توتساقلیق
🔶اساس : تمل ، دوزگو ، باشقی
🔶اسباب بازی :اویونجاق ، قولچاق
🔶استاندارد : اؤلچونلو ، دوزگو
🔶استبداد : ایتکلیک ، زورلوق
🔶استخر : گؤلمه جه ، چیمریک
🔶استراحت کردن : دینجلمک
🔶استعفا : ایشدن چیخما
🔶استفاده کردن : قوللانماق
🔶استقامت : دایانیش
🔶استقبال کردن : قارشیلاماق
🔶اسفند ماه : بایرام آیی
🔶اسیر : توتساق ، توتوقلو
🔶اشاره : گؤسترمه ، بئلگی
🔶اشتباه : یالنیش ، یانلیش
🔶اشتباه کردن ، یانیلماق
🔶اشتراک کردن : قاتیلماق
🔶اصلیت : کیملیک
🔶اصول : یؤندم
🔶اضافه : آرتیق
🔶اضطراب : بون ، تؤکونتو
🔶اطاعت کردن : بویون اگمک
🔶اظهار نظر : سؤز اوزه چیخارتما
🔶اعتباری : سایماجا
🔶اعتراض ، قارشیلیق ، دیللنمه
🔶اعتراض کردن : دیللنمک
🔶اعتراف کردن : کؤنمک
🔶اعتقاد : اینام
🔶اعتقاد داشتن : اینانماق
🔶افتخار : اونور
🔶افسانه : آنیز ، اولامیش
🔶افسرده : اؤزگونلو ، سولموش
🔶افشا : آچیقلاما
🔶افقی : یاتای
🔶اقامت : دوشرگی
🔶اقلیت : آزغینلیق ، آزینلیق
🔶اقیانوس : تالای
🔶اکثریت : چوخلوق
🔶التماس کردن : یالوارماق
🔶امتحان : سیناق
🔶امر : بویوروق ، یارلیق
🔶امکان ، احتمال : اولاناق
🔶امتنماع کردن : ال چکمک
🔶امتیاز : اوستونلوک ، اردم
🔶امداد : یاردیم
🔶امروزی : بوگونکو
اصیل تورکو دانیشاق:
🔶باید : گرک
🔶ببخشید : باغیشلایین
🔶ببر : توغای
🔶بحث : دارتیشما
🔶بحران : بونالیم
🔶بخت : یازی،ایریس
🔶بختیار : موتلو
🔶بخش : بؤلوک ، بؤلوم
🔶بخشنامه : گئنلگه
🔶بخصوص : آیریجا، اؤزللیکله
🔶بخیل : قیسقانجلی
🔶بخیه : سیریق
🔶بد : پیس
🔶بد اخلاق : تؤرل سیز
🔶بدبخت : قارا گون ، اوغورسوز
🔶بدبین : قارامسار ، اومودسوز
🔶بد حال : پیس آیاقدا
🔶بدرقه کردن : یول اؤتورمک ـ سالماق
🔶بدهی : وئره جک ، اؤدونج
🔶برای همیشه : بیر یوللوق
🔶برتر : اوستون
🔶برتری : اوستونلوک
🔶برشته : قیزارمیش
🔶برعکس : ترسینه ، ترسه سینه
🔶برکت : بوللوق
🔶برگشت : قاییدیش
🔶برنده : اودان ، آپاران
🔶بریدگی : دؤنگه
🔶بستر : یاتاق
🔶بستر رود : چایلاق
🔶بستنی : دوندورما
🔶بسته : قاپالی باغلی
🔶بشر دوستانه: اینسان سئور
🔶بعضی : بیر پارا ، بیراز
🔶بلا : قادا
🔶بلند گو : سس اوجالدان
🔶بن بست : چیخماز
🔶بنده : کؤله ، قول
🔶بنیانگذار : قوروجو
🔶بوته : کول
🔶بوسه : اؤپوجوک ، اؤپوش
🔶بومی : یئرلی
🔶به جا : یئرینده
🔶به اضافه : آرتیم
🔶به اندازه کافی : یئترلی
🔶به خاطر: اوغروندا ، اوچون
🔶بهره : فاییز
🔶به عهده گرفتن : بویونا آلماق
🔶به قول..:دئمیشکن
🔶بهمن ماه : دوندوران آی
🔶بی امان : آجیمادان
🔶بی اهمیت : اؤنم سیز
🔶بی تفاوت : سایماز
🔶بی چاره : یازیق
🔶بی حیا : اوتانماز ، ییرتاق
🔶بی سرپرست : باش سیز
🔶بی سلیقه ، شلخته :پینتی
🔶بیشتر: چوخراق
🔶بی شرم : اوتانماز
🔶بی فایده : یاراماز
🔶بی عرضه : باجاریق سیز ، افل
🔶بی غیرت : دامارسیز
🔶بیکار : ایش سیز
🔶بیگانه : یاد ، اؤزگه
🔶بیمار : آلیز
🔶بی میل : کؤنول سوز
🔶بی نمک : شیت
🔶بیننده : باخان
🔶بی نهایت: اوج سوز
🔶بینوا : یازیق ، یوخسول
🔶ائتلاف کردن : آنلاشماق ، بیرلشمک
🔶ابتدا : اؤنجه ، ایلک
🔶ابتکار : یئنیلیک
🔶ابر : بولود
🔶ابریشم : ایپک
🔶ابزار : یاراق ، دیلک
🔶ابطال : پوزما
🔶ابلاغ کردن : چاتدیرماق
🔶ابهام : آنلاشیلماز
🔶اتحاد : بیرلیک
🔶اتصال دادن : بیتیشدیرمک
🔶اتفاق : اولانیش
🔶اتوبان : گئن یول
🔶اثر : ایز ، قالیق
🔶اثر انگشت : بارماق یئری
🔶اجتماع : توپلانتی
🔶اجنبی : یابانجی
🔶احترام : سایغی
🔶احتیاج : ایستک
🔶احساس : دویغو
🔶احضاریه : چاغریش ورقه سی
🔶احیاء کردن : ساملا ماق ، جانلاندیرماق
🔶اختتامیه : قورتولوش
🔶اختلاف : قارشیلیق ، اویوشمازلیق
🔶اجازه ، دئم آلیش ، بوشوق
🔶اختیاری : کؤنولجه
🔶اغفال کردن : قورشاماق
🔶اخلاق : تؤرل
🔶اخیرا : بو یاخیندا ، تزه لیکده
🔶ازدواج : ائولنمه
🔶اداره : باخانلیق ، ایش یئری
🔶اداره کردن : دولاندیرماق
🔶ادامه ، دنباله : آرد ، اوزانتی
🔶ادب : قاناجاق
🔶ادبیات شفاهی : ائل سؤزو
🔶ادعا : اؤز سؤزلوک
🔶ادویه : تاملیق ، دادیم
🔶اذیت شدن : اینجیمک
🔶اراده : ایستنج
🔶ارتباط : باغلانتی ، ابلگی
🔶ارث رسیدن : آتادان چاتماق
🔶اردیبهشت ماه : قیزاران آی
🔶ارزان : اوجوز
🔶ارزش : دیر
🔶ارزیابی : دیرله
🔶ارسال کردن : گؤندرمک
🔶ارشد : ایلکین
🔶ارره : میشار ، بوخچو
🔶ازدحام : باساباس ، اؤیکوم
🔶از صمیم قلب : اورکدن
🔶از قبل : قاباقجادان ، اؤنجه دن
🔶اسارت : توتساقلیق
🔶اساس : تمل ، دوزگو ، باشقی
🔶اسباب بازی :اویونجاق ، قولچاق
🔶استاندارد : اؤلچونلو ، دوزگو
🔶استبداد : ایتکلیک ، زورلوق
🔶استخر : گؤلمه جه ، چیمریک
🔶استراحت کردن : دینجلمک
🔶استعفا : ایشدن چیخما
🔶استفاده کردن : قوللانماق
🔶استقامت : دایانیش
🔶استقبال کردن : قارشیلاماق
🔶اسفند ماه : بایرام آیی
🔶اسیر : توتساق ، توتوقلو
🔶اشاره : گؤسترمه ، بئلگی
🔶اشتباه : یالنیش ، یانلیش
🔶اشتباه کردن ، یانیلماق
🔶اشتراک کردن : قاتیلماق
🔶اصلیت : کیملیک
🔶اصول : یؤندم
🔶اضافه : آرتیق
🔶اضطراب : بون ، تؤکونتو
🔶اطاعت کردن : بویون اگمک
🔶اظهار نظر : سؤز اوزه چیخارتما
🔶اعتباری : سایماجا
🔶اعتراض ، قارشیلیق ، دیللنمه
🔶اعتراض کردن : دیللنمک
🔶اعتراف کردن : کؤنمک
🔶اعتقاد : اینام
🔶اعتقاد داشتن : اینانماق
🔶افتخار : اونور
🔶افسانه : آنیز ، اولامیش
🔶افسرده : اؤزگونلو ، سولموش
🔶افشا : آچیقلاما
🔶افقی : یاتای
🔶اقامت : دوشرگی
🔶اقلیت : آزغینلیق ، آزینلیق
🔶اقیانوس : تالای
🔶اکثریت : چوخلوق
🔶التماس کردن : یالوارماق
🔶امتحان : سیناق
🔶امر : بویوروق ، یارلیق
🔶امکان ، احتمال : اولاناق
🔶امتنماع کردن : ال چکمک
🔶امتیاز : اوستونلوک ، اردم
🔶امداد : یاردیم
🔶امروزی : بوگونکو
.Mirzaei:
اسامی امرای طایفه ترکمان درزمان صفویه(شاهسون)
معظم ایشان امیرخان موصلونواده گلابی خان که امیرخان ماضی جداوبود.که درزمان شاه طهماسب صفوی ازدیاربکربه بدرگاه شاه امده ودرجنگ باشاهی بیگ اوزبک درشهرمرو ازخودرشادت هاومردانگی هابه ظهوررسانیدوچندگاه امیرالامرای خراسان ولله شاه بود.مدتی حاکم آذربایجان بود.ضمنامحمدخان موصلوقوم امیرخان چندگاه حاکم سیستان بود..دیگری شاهقلی خان پرناک که ازامرابزرگ دراصفهان بودحاکم مشهد وامیرالامرای نصف خراسان بوددیگرسلیمان خلیفه ولدسهراب خلیفه حاکم تون وطبس بود.دیگرحیدرسلطان جابوق ترخان.حاکم قم . ودیگری ابوالمعصوم سلطان.ولدیادگارمحمدترخان ازامراء درگاه معلی بود
روح الله میرزایی اینانلو
امرای ایل شاملودرزمان صفویه( که عمدتاازشاهسونان اینانلو بودند)
معظم طوایف قزلباش وبه قدمت خدمت وحقوق وجانسپاری ازهمه درپیش وسردفتراویماقانند.حسین بیگ لله شاه اسماعیل.دیگری بهادرخان وعبدی بیگ دورمیش خان ولداوحسین خان برادرمشارالیه که خواهرزاده شاه بود.زینل خان واغزیوارخان که به مناصب بلندوتیولات ارجمندازسایراویقامات امتیازداشتند.دیگری ولی خلیفه اوچی حاکم مشهد.واکثرمیرزاهای شاملودرسلک قشون اوبودند.فولاد خلیفه حاکم ولایت همدان ودیگری سلیمان خلیفه بود
روح الله میرزایی اینانلو
اسامی امرای طایفه ترکمان درزمان صفویه(شاهسون)
معظم ایشان امیرخان موصلونواده گلابی خان که امیرخان ماضی جداوبود.که درزمان شاه طهماسب صفوی ازدیاربکربه بدرگاه شاه امده ودرجنگ باشاهی بیگ اوزبک درشهرمرو ازخودرشادت هاومردانگی هابه ظهوررسانیدوچندگاه امیرالامرای خراسان ولله شاه بود.مدتی حاکم آذربایجان بود.ضمنامحمدخان موصلوقوم امیرخان چندگاه حاکم سیستان بود..دیگری شاهقلی خان پرناک که ازامرابزرگ دراصفهان بودحاکم مشهد وامیرالامرای نصف خراسان بوددیگرسلیمان خلیفه ولدسهراب خلیفه حاکم تون وطبس بود.دیگرحیدرسلطان جابوق ترخان.حاکم قم . ودیگری ابوالمعصوم سلطان.ولدیادگارمحمدترخان ازامراء درگاه معلی بود
روح الله میرزایی اینانلو
امرای ایل شاملودرزمان صفویه( که عمدتاازشاهسونان اینانلو بودند)
معظم طوایف قزلباش وبه قدمت خدمت وحقوق وجانسپاری ازهمه درپیش وسردفتراویماقانند.حسین بیگ لله شاه اسماعیل.دیگری بهادرخان وعبدی بیگ دورمیش خان ولداوحسین خان برادرمشارالیه که خواهرزاده شاه بود.زینل خان واغزیوارخان که به مناصب بلندوتیولات ارجمندازسایراویقامات امتیازداشتند.دیگری ولی خلیفه اوچی حاکم مشهد.واکثرمیرزاهای شاملودرسلک قشون اوبودند.فولاد خلیفه حاکم ولایت همدان ودیگری سلیمان خلیفه بود
روح الله میرزایی اینانلو