Forwarded from Deleted Account
ممنون از لطف شما بایستی خدمتتان عرض نمایم علیرغم نبود اطلاعات مشتند به نظر حقیر بایستی نظر بزرگان ایل مد نظر قرار بگیرد و تا آنجایی که بنده اطلاع دارم آقای فتح السلطان از عمویشان نقل فرموه اند که با محاسبات کوچک میتوان موجه شد کهعموی ایشان حداقل متولد 1200بوده اند و یاد آوردن گذشته صد ساله جهت عموی ایشان نباید سخت باشد همانطور که برای امروز ما مرور صد سا گذشته آسان می باشد
Forwarded from Soleiman Amirifard
جناب مهدوی گرامی چون اهل مطالعه هستی سئوالات ذهنم را با حضرتعالی در میان می گذارم
....همانطور که همه با توجه به کتابهای تاریخ موجود بازار می دانیم
حکومت افشار با نادر شاه توانست کشور بزرگی را از نا بودی نجات دهد و برای حفظ و نگهداری این مملکت به فرمانده هان لایق و حکمرانان صادق نیاز داشت با توجه به دیدگاه ایلیاتی آن دوره وبقول امروزیها رابطه ائی بودن منصب ها و نوشته شدن تاریخ در دربار وبودن طایفه ائی از طوایف افشار در نزد ایل ما و همانطور که نقل شده اعتماددوله شدن قاسمعلی خان چه دلیلی می تواند داشته باشد که ایل وطوایف ایل ما در اسناد آن دوره و دوره زندیه بصورت شفاف بیان نشده آیا نبودن افراد توانا در دیوان یکی از علل نمی تواند باشد ویا .....
.....وحالا ما با نقلیات بیشمار از بزرگان مثل بازیهای پازل دنبال قطعه مربوطه نباشیم
...... تاریخ ایل ما خواسته وناخواسته از گفته های شفاهی مرحوم فتح السلطان می باشد ولی هریک از بزرگان شنیده های خود را با دید خود بیان می کنند
......بعنوان مثال جناب محیط در کتابش همه اشارات را ختم به فرمایش مرحوم فتح السلطان کرده در چند مورد من از اشخاص مختلف در مورد مسائل مربوط به طایفه ویا تیره شان سئوال کردم گفتند این نقلیات صحیح نیست
بنابراین به عقیده بنده هر یک از دوستان شنیدها را بیان کنند تا بتوانیم پازل را درست بچینیم
....همانطور که همه با توجه به کتابهای تاریخ موجود بازار می دانیم
حکومت افشار با نادر شاه توانست کشور بزرگی را از نا بودی نجات دهد و برای حفظ و نگهداری این مملکت به فرمانده هان لایق و حکمرانان صادق نیاز داشت با توجه به دیدگاه ایلیاتی آن دوره وبقول امروزیها رابطه ائی بودن منصب ها و نوشته شدن تاریخ در دربار وبودن طایفه ائی از طوایف افشار در نزد ایل ما و همانطور که نقل شده اعتماددوله شدن قاسمعلی خان چه دلیلی می تواند داشته باشد که ایل وطوایف ایل ما در اسناد آن دوره و دوره زندیه بصورت شفاف بیان نشده آیا نبودن افراد توانا در دیوان یکی از علل نمی تواند باشد ویا .....
.....وحالا ما با نقلیات بیشمار از بزرگان مثل بازیهای پازل دنبال قطعه مربوطه نباشیم
...... تاریخ ایل ما خواسته وناخواسته از گفته های شفاهی مرحوم فتح السلطان می باشد ولی هریک از بزرگان شنیده های خود را با دید خود بیان می کنند
......بعنوان مثال جناب محیط در کتابش همه اشارات را ختم به فرمایش مرحوم فتح السلطان کرده در چند مورد من از اشخاص مختلف در مورد مسائل مربوط به طایفه ویا تیره شان سئوال کردم گفتند این نقلیات صحیح نیست
بنابراین به عقیده بنده هر یک از دوستان شنیدها را بیان کنند تا بتوانیم پازل را درست بچینیم
Forwarded from Deleted Account
قطعا فرمایش جنابعالی صحیح می باشد و متاسفانه نبود مستندات ضربه بزذگی بر پیکره ایل ما وارد نموده ولیکن عقیده ام این می باشد هر فردی تیره خود را بهتر می تواند بیان نمیاد و همانطور که می فرمایید برخی اطلاعات طایفه ها و تیره ها در کتاب به قلم جناب مطیع اشتباه ی باشد ولیکن آقای فتح السلطان بعید می دانم توضیحات تیره خود را اشتباه عنوان نماید با این تفاسیر بنده هم به چالش کشیده شدن گذشته مان موافقم ولیکن حداقل با داشتن استنادی نه مثل برخی دوستان در بعضی گروه ها که می فرماین همینه که ما می گوییم درست است و در انتها بنظرم هر فرد می تواند کمک بزرگی نماید به جمع آوری اطلاعات تیره خود
Forwarded from Soleiman Amirifard
...گذشته هر قوم شناسه و سجل آن ملت است بیانات اشتباه گمشدن در دل تاریکی هاست
.....ما از ترس گمشدن به فکرهای بسته روی آوردیم مثل دور باطل به دور خود چرخ می زنیم در ظلمت تاریکی هیچ نوری چشمان ما را روشن نخواهد کرد مگر با چراغ دل، با سوختن آن جان گور می گیرد تا تاریکی ها را با نور خود روشن کند
دوست من با بودن مردانی دست به قلم دانسته ها نقش یار خواهد بست بعد از گذر از سیلاب خوروشان صیقل یافته و واقعیتها بر ملا خواهد شد
بیاید بدون ترس دانسته هایمان را بیان وبا نقد آن تاریخ واقعی ایلمان را به یادگار بگذاریم
.....ما از ترس گمشدن به فکرهای بسته روی آوردیم مثل دور باطل به دور خود چرخ می زنیم در ظلمت تاریکی هیچ نوری چشمان ما را روشن نخواهد کرد مگر با چراغ دل، با سوختن آن جان گور می گیرد تا تاریکی ها را با نور خود روشن کند
دوست من با بودن مردانی دست به قلم دانسته ها نقش یار خواهد بست بعد از گذر از سیلاب خوروشان صیقل یافته و واقعیتها بر ملا خواهد شد
بیاید بدون ترس دانسته هایمان را بیان وبا نقد آن تاریخ واقعی ایلمان را به یادگار بگذاریم
Forwarded from Deleted Account
انشالا که خیر می باشد بنده خودم و به نمایندگی از تیره قرابکلو استقبال می کنم و خوشحالم که این اتفاق بیوفتد و هیچگونه ترسی وجود ندارد
Forwarded from Soleiman Amirifard
سپاس از همراهی و بیانات متینت
اگر دوستان دیگر هم اعلام آمادگی کنند ما در ساعت معین موضوع مشخصی را با هم به گفتگو خواهیم نشست
ان شاالله با این کار دوستان با واقعیت تاریخ ایل آشناتر گردند
اگر دوستان دیگر هم اعلام آمادگی کنند ما در ساعت معین موضوع مشخصی را با هم به گفتگو خواهیم نشست
ان شاالله با این کار دوستان با واقعیت تاریخ ایل آشناتر گردند
Forwarded from .Mirzaei
سلام خدمت دوستان نازنینم...وتشکرازمطالب بسیا مفیدتان..بانظرات حضرات موافقم.....هرکس ازهرتیره وطایفه ای که هست لطفا تحقیق کامل بنماید..ازسنگ قبور اسناد حکومتی وبنچاق وسخن بابزرگان ایل...واین عمل حتما رضایت بخش خواهد بود
Forwarded from .Mirzaei
بنده درتحقیق ازایل وطایفه خود که ازایل اینانلو.طایفه بیات تیره نادرلی هستم...به نتایج خوبی رسیدم روستای ما درفریدن اصفهان وبنام اینانلوجه است...ودردوره شاه عباس کبیرجهت نگهبانی به عنوان قزلباش وشاهسون صفویه وارد اصفهان واطراف یعنی فریدن شده ایم...ازمنطقه آذربایجان بزرگ..شامل قفقاز وایروان و...ولی هم ولایتی ها تاکیددارند که ما درشیراز بوده وازانجا به فریدن آمده ایم .. ولی تحقیقات بیشترنشان داده که منطقه ییلاقی ماهمان فریدن بزرگ بوده که تیول های فراوانی ازطرف حکومتی به ماداده شده بود ولی قشلاقمان مدتی بیدزرد شیرازبوده واکثرقشونکشی ها ازاصفهان به شیراز جهت جنگهای مختلف بوده است لذا این امد وشدها به شیراز وبالعکس دربین مردم چنین بازگو وجافتاده که ما ازشیراز به فریدن امدیم
Forwarded from Soleiman Amirifard
جناب میرزای عزیز
همانطور که آگاه هستیم ایل بیات یکی از ایل های بزرگ ترک می باشد در زمان شاه اسماعیل و شاه عباس و نادر شاه جابجای آنها از غرب به شرق بوده و ایل اینانلو از قفقاز به سمت جنوب در ادوار متفاوت جابجایی داشته واین دو طایفه زیاد بهم نزدیک نیستند
توضیحی بفرما علت قرار گرفتن نام این دو طایفه بزرگ در کنار هم که ایل شما را تشکیل داده چیست ممنون می شوم توضیح مختصری بفرمائید
همانطور که آگاه هستیم ایل بیات یکی از ایل های بزرگ ترک می باشد در زمان شاه اسماعیل و شاه عباس و نادر شاه جابجای آنها از غرب به شرق بوده و ایل اینانلو از قفقاز به سمت جنوب در ادوار متفاوت جابجایی داشته واین دو طایفه زیاد بهم نزدیک نیستند
توضیحی بفرما علت قرار گرفتن نام این دو طایفه بزرگ در کنار هم که ایل شما را تشکیل داده چیست ممنون می شوم توضیح مختصری بفرمائید
Forwarded from .Mirzaei
چشم بزرگوار
طبق شواهد وقراین موجود درکتب مختلف همچون آغوزها ..نقش تورکان آناتولی درتشکیل حکومت صفویه نوشته پرفسور فاروق سومر..وکتاب ارزشمندتورانیان ایران زمین نوشته استاد نادربیات و...ایل بیات ایلی بسیاربزرگ وازایلات معروف 24گانه آغوزبوده است...که درچندین نوبت به اقصی نقاط ایران ودرزمانهای مختلف وارد شده است...منتها مسکن اصلی انها رادراطرف مغولستان تاترکستان ذکرکرده اند..که این ایل درزمان سلجوقیان که هسته اصلی انها رااینالیان یا اینالی ها تشکیل داده وحکمرانی سلجوقیان رابه عهده داشته اند ..وارد حکومت سلجوقیان شده کما اینکه چون درمناطق شام بایکدیگرییلاق قشلاق داشته اند...وبه شاملو معروف بوده اند..وبه شام بیاتی معروف شده اند(یاداورمیشوم گروهی ازبیات ها نیزدرمناطقی چون دیاربکر..اناتولی نیزوجودداشته اند ...وگروهی نیزدرلشکرخوارزمشاهیان بوده اند)این عده ازانزمان به همراه اینالیان بوده وبعدها به مناطق جنوبی میروند
طبق شواهد وقراین موجود درکتب مختلف همچون آغوزها ..نقش تورکان آناتولی درتشکیل حکومت صفویه نوشته پرفسور فاروق سومر..وکتاب ارزشمندتورانیان ایران زمین نوشته استاد نادربیات و...ایل بیات ایلی بسیاربزرگ وازایلات معروف 24گانه آغوزبوده است...که درچندین نوبت به اقصی نقاط ایران ودرزمانهای مختلف وارد شده است...منتها مسکن اصلی انها رادراطرف مغولستان تاترکستان ذکرکرده اند..که این ایل درزمان سلجوقیان که هسته اصلی انها رااینالیان یا اینالی ها تشکیل داده وحکمرانی سلجوقیان رابه عهده داشته اند ..وارد حکومت سلجوقیان شده کما اینکه چون درمناطق شام بایکدیگرییلاق قشلاق داشته اند...وبه شاملو معروف بوده اند..وبه شام بیاتی معروف شده اند(یاداورمیشوم گروهی ازبیات ها نیزدرمناطقی چون دیاربکر..اناتولی نیزوجودداشته اند ...وگروهی نیزدرلشکرخوارزمشاهیان بوده اند)این عده ازانزمان به همراه اینالیان بوده وبعدها به مناطق جنوبی میروند
Forwarded from .Mirzaei
درحقیقت بیات های وابسته به اینانلو اکثراشام بیاتی هستند....هرچند بیات های واردشده درقشقایی رانیز قبلترها متعلق به اینانلو هامیدانستند .. به جزعده ای ازبیات های همدان ومرکزی واطراف تهران ولرستان که معمولا ازبقایای ایل مستقل بیات بوده واززمان سلجوق تاصفویه جداگانه بدان مناطق کوچ داده شده اند...حمله مغول نیزخیلی ازانها راپراکنده ساخت
Forwarded from Soleiman Amirifard
با تشکر از محقق توانای ایل اینانلو جناب آقای میرزای بزرگوار که با بیانی شیوا تاریخی مختصر از ایل بیات را برای ما باز گو فرمودند
جناب میرزای عزیز منظور بنده قرار گرفتن دو نام ایل بزرگ ترک در یک ایل می باشد
جناب میرزای عزیز منظور بنده قرار گرفتن دو نام ایل بزرگ ترک در یک ایل می باشد
Forwarded from .Mirzaei
گروهی ازبیات هاکه به شام بیاتی معروف بودند ...وقتی وارد لشکر وحکومت سلجوق که بزرگان انها اینالیان یاینالی ها که لقب ابراهیم ینال بوده وسالها دردیاربکرحاکم بودند قرارمیگیرند ازانسجام انها کاسته شده ودرقلمروی اینانلوها که جزو ارکان اصلی سلجوق بوده محسوب شده وازانزمان به بعد روابط نزدیکی باهم پیدامیکنند...وبعدها به همراه هم درجنگ باامیرتیمور گورکانی درلشکر عثمانی شرکت کرده وسپس دراتحادیه اق قیونلوها وارد شده وبعدادرحکومت صفویه به عنوان قزلباش مطرح میشوند وبازهم درکناریکدیگربوده اند...
در اواخر عهد سلجوقى ترئینات گچبرى و رنگ اهمیت زیادى یافت. کاشى لعابدار فیروزهاى در تزئین معمارى بکار گرفته شد.
از ویژگىهاى این دوران در معمارى استفاده از آجر بود. آجرهاى عالى با جایگیرى ظریف و شکلگیرى هندسى نقوش برطبق سبکى دقیق، ویژگىهاى تزئینى بنا را جلوهگر مىساخت. این امر با توانایى و قدرت تکنیکى اعجابآورى اجرا مىشد.
از مساجد ایران در این دوران مىتوان به مسجد جامع اصفهان، مسجد جامع اردستان، مسجد جامع گلپایگان، مسجد جامع قزوین و از مدارس، مدرسهٔ خارجرد را نام برد. از بناهاى غیرمذهبى که بیشتر کاروانسرا هستند مىتوان رباط شرف، رباط انوشیروان، رباط ملک (سمرقند بخارا) و از برجها و مقابر این دوره که به شکل تپه ساخته شدهاند، و دو طبقه بودهآند، مقابر دایره شکل سه گنبد در ارومیه و برج مدور مراغه و از مقابر نقشه ترکدار، مقبرهٔ پیر، گنبد سرخ و گنبد علویان و از مقابر چند ضلعی، گنبد على در ابرقو، گنبد کبود در مراغه و از برجها، برج دماوند، برج غربى و شرقى خرقان و برج مهماندوست را نام برد.
انواع متنوعى از سفالینهها کمى پس از روى کار آمدن سلجوقیان در ایران ظاهر شد. مراکز عمدهٔ آن در ایران شهر رى و کاشان بود. ویژگى این سفالینهها استفاده از خمیر سفید بود، که عملاً کاربرد لعاب را منتفى مىکرد. در این دوره بود که سفالینهها چند رنگ چینى تولید شدند.
برخى ظروف که در حدود قرن ششم هجرى تولید شد، مشبککارى ترئین یافته بود و شبکهها با لعاب شفاف پرشده بودند. در اواسط همان قرن لعابکارى رنگى بوجود آمد که معمولاً بهرنگ فیروزهاى یا آبى تیره بود.
سفالینههاى زرینفام نیز در خلال قرن ششم بوجود آمدند. نمونههاى نخستین آن، ریشه در مصر و بینالنهرین داشت و در دوره #سلجوقیان از پیشرفت و تحول کافى برخوردار شد.
نقشپردازى سفالینهها در شهر روى و کاشان باهم متفاوت بود. در رى زمینه زرینفام بود و پیکرهها با تزئین گیاهان مارپیچ احاطه مىشدند و سرانجام پیکرهها به نقشهاى کوچک تنیده در نقشهاى گیاهى تبدیل شدند. در کاشان پیکرههاى انسانى اغلب در برابر یک منظره قرار مىگرفتند. گاه پیکره و بعدها دو پیکره نشسته بکار مىرفت که در حال صحبت باهم بودند. در بینالنهرین ظروفى تولید مىشد که تزئین برجسته داشتو با اسلیمىهاى #سلجوقى مزین شده بود.
چند اثر اسلیمی در پایان در معرض دید عزیزان قرار خواهد گرفت.
نویسنده جناب میرزایی
از ویژگىهاى این دوران در معمارى استفاده از آجر بود. آجرهاى عالى با جایگیرى ظریف و شکلگیرى هندسى نقوش برطبق سبکى دقیق، ویژگىهاى تزئینى بنا را جلوهگر مىساخت. این امر با توانایى و قدرت تکنیکى اعجابآورى اجرا مىشد.
از مساجد ایران در این دوران مىتوان به مسجد جامع اصفهان، مسجد جامع اردستان، مسجد جامع گلپایگان، مسجد جامع قزوین و از مدارس، مدرسهٔ خارجرد را نام برد. از بناهاى غیرمذهبى که بیشتر کاروانسرا هستند مىتوان رباط شرف، رباط انوشیروان، رباط ملک (سمرقند بخارا) و از برجها و مقابر این دوره که به شکل تپه ساخته شدهاند، و دو طبقه بودهآند، مقابر دایره شکل سه گنبد در ارومیه و برج مدور مراغه و از مقابر نقشه ترکدار، مقبرهٔ پیر، گنبد سرخ و گنبد علویان و از مقابر چند ضلعی، گنبد على در ابرقو، گنبد کبود در مراغه و از برجها، برج دماوند، برج غربى و شرقى خرقان و برج مهماندوست را نام برد.
انواع متنوعى از سفالینهها کمى پس از روى کار آمدن سلجوقیان در ایران ظاهر شد. مراکز عمدهٔ آن در ایران شهر رى و کاشان بود. ویژگى این سفالینهها استفاده از خمیر سفید بود، که عملاً کاربرد لعاب را منتفى مىکرد. در این دوره بود که سفالینهها چند رنگ چینى تولید شدند.
برخى ظروف که در حدود قرن ششم هجرى تولید شد، مشبککارى ترئین یافته بود و شبکهها با لعاب شفاف پرشده بودند. در اواسط همان قرن لعابکارى رنگى بوجود آمد که معمولاً بهرنگ فیروزهاى یا آبى تیره بود.
سفالینههاى زرینفام نیز در خلال قرن ششم بوجود آمدند. نمونههاى نخستین آن، ریشه در مصر و بینالنهرین داشت و در دوره #سلجوقیان از پیشرفت و تحول کافى برخوردار شد.
نقشپردازى سفالینهها در شهر روى و کاشان باهم متفاوت بود. در رى زمینه زرینفام بود و پیکرهها با تزئین گیاهان مارپیچ احاطه مىشدند و سرانجام پیکرهها به نقشهاى کوچک تنیده در نقشهاى گیاهى تبدیل شدند. در کاشان پیکرههاى انسانى اغلب در برابر یک منظره قرار مىگرفتند. گاه پیکره و بعدها دو پیکره نشسته بکار مىرفت که در حال صحبت باهم بودند. در بینالنهرین ظروفى تولید مىشد که تزئین برجسته داشتو با اسلیمىهاى #سلجوقى مزین شده بود.
چند اثر اسلیمی در پایان در معرض دید عزیزان قرار خواهد گرفت.
نویسنده جناب میرزایی
باغدادلی شاهسئون ائلی...
ایل شاهسون بغدادی...
@Soleimanamiri
@BFarrokh
@Ashiq11
https://t.me/shahsevan_channel
ایل شاهسون بغدادی...
@Soleimanamiri
@BFarrokh
@Ashiq11
https://t.me/shahsevan_channel
Telegram
باغدادلی شاهسئون ائلی...
ایل شاهسون بغدادی...
@Soleimanamiri
@Soleimanamiri
بنام خداوند توانا
.....زندگی و منش بزرگان شاهسون برای مردم منطقه وافراد ایل جذابیت داشته و در دورهمی ها وشب نشینی ها نقل مجالس می شد و یکی از این صحبت ها که خاطره دلنشینی برای یکی از مردان میان سال تیره کرلی داشته و باافتخار از نیکو کار ی ،خیری ،با خدا بودن و خواب دیدنهای هم ایلیش وشهرت وی در بین روستائیان و مردم ایل به آقای مهدی پورکند تعریف کرده و به عقیده ایشان نظر لطف خدا اجر کار های او بوده ......
با معرفی ایشان داستان را.....
.... یکی از ریش سفیدهای تیره خالدی از خاصای طایفه کوسه لر بنام شیخ جواد فرزند چراغعلی فرزند دانیال فرزند علی یار فرزند محمدیار فرزند بولود بئی را با نقل از پدرم برایتان بیان می کنم
.....پدرم می گوید حدودا سال ۱۳۲۹ بود برای ییلاق قسمتی از چراگاه آغجا قله (آغجه قلعه) را اجاره کرده بودیم شش چادر بزرگ وکوچک یک اوبای جمع وجوری را تشکیل داده بود همسایه های ما ۱-زبیده خانم از طایفه قره بکلو همسر دائی درویشم از طایفه کیچکینعلی ۲-خانم دختر خوداورن از تیره هارانلی ۳-مردعلی یولچی از تیره سیرخابلی ۴-محمود آزاد از تیره سیرخابلی همسرش خاله خوش قدم بود۵-حسین ضرابی (حوسن )از تیره خالدی
....در اوبا (اووا) شیخ جواد باداشتن بیشترین گوسفند وچندین شترو اسب یکی از افراد سرمایه دار بشمار می رفت
در اوبای ما دوستی وعلاقه به هم آنقدر دلها را به هم نزدیک کرده بود همه مثل یک خانواده بودیم.
همسایه ها در دوشیدن و مشک تکان دادن (چالاخام چالخاماغ) به ما کمک می کردند
برای اینکه کمی از نحوه تهیه کره مطلع شویم از مادرم نحوه تهیه آنرا سئوال کردم
مادرم می گوید گوسفندها را بعد از اینکه می دوشن با توجه به شیری که آماده می شود در قابلمه بزرگ ویا در دیک (قازان ) جوشانده وبعد از اینکه از جوشیدن افتاد به آن ماست می زنند اگر کم باشد در مشکی که< آیران یری> گفته می شود نگهداری می کنند تا به اندازه ائی برسد مشک بریزند و اگر زیاد باشد وجای نگهداری نداشته باشد همان روز چاتما (سه پایه )را برپا ومشک را آویخته وشروع به تکان دادن آن(چالخاماغ) می کنند.
..........پدرم می گوید چون شیر ما زیاد بود همان روز چاتما را بر پا و مشک (چالخام ) را آماده کردند
پدرم عادت داشت مشک اول را بین همسایه ها تقسیم می کردو مشک های بعدی را سهم خود قرار می داد
همسایه ها هم همیشه کمک حال ما بودند
پدرم مشک اول را بین همسایه ها تقسیم کرد همه خوشحال مشک دوم را پر از ماست کرده و آماده تکان دادن (چالخاماغ) برای تهیه کره کردند بعد از چند بار تکان دادن افراد تکان دهند مشک متوجه شدن مشک خیلی سنگین به نظر می آید وقابل تکان دادن نیست لذا دهان مشک را باز کردند همه به تعجب کره های سفید داخل مشک را روی هم تل انبار شده دیدند
..... پدرم می گوید یکی دوبار هم در طی سالهای بعد برای پدرش این اتفاق افتاده
و این کار نادر نقل مجالس و شب نشینی بین مردم شده بود پدرم می گوید در طی سالهای چادرنشینی این اتفاق خیلی کم پیش می آمد و اونجور که می گفت برای چند نفر بیشتر اتفاق نیافتده و آنها هم افراد بسیار خیری بودند .....
سلیمان امیری فرد
.....زندگی و منش بزرگان شاهسون برای مردم منطقه وافراد ایل جذابیت داشته و در دورهمی ها وشب نشینی ها نقل مجالس می شد و یکی از این صحبت ها که خاطره دلنشینی برای یکی از مردان میان سال تیره کرلی داشته و باافتخار از نیکو کار ی ،خیری ،با خدا بودن و خواب دیدنهای هم ایلیش وشهرت وی در بین روستائیان و مردم ایل به آقای مهدی پورکند تعریف کرده و به عقیده ایشان نظر لطف خدا اجر کار های او بوده ......
با معرفی ایشان داستان را.....
.... یکی از ریش سفیدهای تیره خالدی از خاصای طایفه کوسه لر بنام شیخ جواد فرزند چراغعلی فرزند دانیال فرزند علی یار فرزند محمدیار فرزند بولود بئی را با نقل از پدرم برایتان بیان می کنم
.....پدرم می گوید حدودا سال ۱۳۲۹ بود برای ییلاق قسمتی از چراگاه آغجا قله (آغجه قلعه) را اجاره کرده بودیم شش چادر بزرگ وکوچک یک اوبای جمع وجوری را تشکیل داده بود همسایه های ما ۱-زبیده خانم از طایفه قره بکلو همسر دائی درویشم از طایفه کیچکینعلی ۲-خانم دختر خوداورن از تیره هارانلی ۳-مردعلی یولچی از تیره سیرخابلی ۴-محمود آزاد از تیره سیرخابلی همسرش خاله خوش قدم بود۵-حسین ضرابی (حوسن )از تیره خالدی
....در اوبا (اووا) شیخ جواد باداشتن بیشترین گوسفند وچندین شترو اسب یکی از افراد سرمایه دار بشمار می رفت
در اوبای ما دوستی وعلاقه به هم آنقدر دلها را به هم نزدیک کرده بود همه مثل یک خانواده بودیم.
همسایه ها در دوشیدن و مشک تکان دادن (چالاخام چالخاماغ) به ما کمک می کردند
برای اینکه کمی از نحوه تهیه کره مطلع شویم از مادرم نحوه تهیه آنرا سئوال کردم
مادرم می گوید گوسفندها را بعد از اینکه می دوشن با توجه به شیری که آماده می شود در قابلمه بزرگ ویا در دیک (قازان ) جوشانده وبعد از اینکه از جوشیدن افتاد به آن ماست می زنند اگر کم باشد در مشکی که< آیران یری> گفته می شود نگهداری می کنند تا به اندازه ائی برسد مشک بریزند و اگر زیاد باشد وجای نگهداری نداشته باشد همان روز چاتما (سه پایه )را برپا ومشک را آویخته وشروع به تکان دادن آن(چالخاماغ) می کنند.
..........پدرم می گوید چون شیر ما زیاد بود همان روز چاتما را بر پا و مشک (چالخام ) را آماده کردند
پدرم عادت داشت مشک اول را بین همسایه ها تقسیم می کردو مشک های بعدی را سهم خود قرار می داد
همسایه ها هم همیشه کمک حال ما بودند
پدرم مشک اول را بین همسایه ها تقسیم کرد همه خوشحال مشک دوم را پر از ماست کرده و آماده تکان دادن (چالخاماغ) برای تهیه کره کردند بعد از چند بار تکان دادن افراد تکان دهند مشک متوجه شدن مشک خیلی سنگین به نظر می آید وقابل تکان دادن نیست لذا دهان مشک را باز کردند همه به تعجب کره های سفید داخل مشک را روی هم تل انبار شده دیدند
..... پدرم می گوید یکی دوبار هم در طی سالهای بعد برای پدرش این اتفاق افتاده
و این کار نادر نقل مجالس و شب نشینی بین مردم شده بود پدرم می گوید در طی سالهای چادرنشینی این اتفاق خیلی کم پیش می آمد و اونجور که می گفت برای چند نفر بیشتر اتفاق نیافتده و آنها هم افراد بسیار خیری بودند .....
سلیمان امیری فرد
بنام خدا
آغوز خان با داستانهای اساطیری و قصه های مختلف درمورد زندگی او بعنوان پدر ترک زبانان (آتا آغوز) ودعای معروف او بر ملل ترک وی را در جرکه اهل توحید وفتوحات او از شرق تا غرب برای رهای ملل از ظلم بعنوان یک جهان گشای بزرگ مورد احترام تاریخ نویسان قرار گرفته
....داستان رهاشدن کودکی در یک دره دور افتاده و بزرگ شدن در کنار گرک (بوظ قورد) افسانه دیگری در تخیلات بشری همچون زال وسیمرغ در شاهنامه وخصلت و روحیه پرورش یافته در دامن طبیعت درس آزادگی ومعرفت را به ارمغان دارد
....ویا بعضی ها بنیان گذار امپراطوری هونها در سالهای دور وخیلی قبل ازتر از میلاد مسیح را بنام مودو چانیو معروف به اوغوز خان خوانده اند کمی با توجه به تاریخ آغوزها و هونها شاید دیگری باشد
....ویا داستانی از اقوام ترکمن در مورد آغوز در زمان کفر و دورشدن بشر از خدا و پسری از قرخان فرزنددیب بایقوی فرزند ابوبجه( ابولجه) خان از فرزندان یافث ابن نوح که به جزء ذکر نام باریتعالی هیچ نگفت و بعد از ازداوج با دختران عمویش راز او فاش و به نقطه دوری تبعید شد با گرد آوری سپاهی عظیم بر پدر وعموهای خود فاتحه شد و برای رهای بشر و دعوت به خدا دنیای آن روز را فتح و عدالت و دادگری هدیه او به بشر بود
وی را خداوند کریم شش پسر گون خان، آی خان، یولدوز خان، گوک خان ،داغ خان ودنگیز خان و هریک پسران را چهار پسر داد و بدین صورت بیست وچهار قبیله اوغوز 1- قینیق (قبیله سلجوقیان) 2- قاییق 3- بایندر 4- ایوا (یا ییوا) 5- سالغور (یا سالور) 6- افشار7- بیگدلی (زبان بیگ)8- بوگدوز 9- بیات 10- یازقیر 11- اینور (یاایمور) 12- قارابولوك 13- آلكابولوك 14- ایغدیر 15- اورگیر 16- توتیركا 17- اولایوندلوق 18- توگر 19- بچه نك 20- چووالدیر 21- چپنــی 22- چـاروق 23- یاپرلی 24- قارقین ..... بوجود آمد
سلیمان امیری فرد
آغوز خان با داستانهای اساطیری و قصه های مختلف درمورد زندگی او بعنوان پدر ترک زبانان (آتا آغوز) ودعای معروف او بر ملل ترک وی را در جرکه اهل توحید وفتوحات او از شرق تا غرب برای رهای ملل از ظلم بعنوان یک جهان گشای بزرگ مورد احترام تاریخ نویسان قرار گرفته
....داستان رهاشدن کودکی در یک دره دور افتاده و بزرگ شدن در کنار گرک (بوظ قورد) افسانه دیگری در تخیلات بشری همچون زال وسیمرغ در شاهنامه وخصلت و روحیه پرورش یافته در دامن طبیعت درس آزادگی ومعرفت را به ارمغان دارد
....ویا بعضی ها بنیان گذار امپراطوری هونها در سالهای دور وخیلی قبل ازتر از میلاد مسیح را بنام مودو چانیو معروف به اوغوز خان خوانده اند کمی با توجه به تاریخ آغوزها و هونها شاید دیگری باشد
....ویا داستانی از اقوام ترکمن در مورد آغوز در زمان کفر و دورشدن بشر از خدا و پسری از قرخان فرزنددیب بایقوی فرزند ابوبجه( ابولجه) خان از فرزندان یافث ابن نوح که به جزء ذکر نام باریتعالی هیچ نگفت و بعد از ازداوج با دختران عمویش راز او فاش و به نقطه دوری تبعید شد با گرد آوری سپاهی عظیم بر پدر وعموهای خود فاتحه شد و برای رهای بشر و دعوت به خدا دنیای آن روز را فتح و عدالت و دادگری هدیه او به بشر بود
وی را خداوند کریم شش پسر گون خان، آی خان، یولدوز خان، گوک خان ،داغ خان ودنگیز خان و هریک پسران را چهار پسر داد و بدین صورت بیست وچهار قبیله اوغوز 1- قینیق (قبیله سلجوقیان) 2- قاییق 3- بایندر 4- ایوا (یا ییوا) 5- سالغور (یا سالور) 6- افشار7- بیگدلی (زبان بیگ)8- بوگدوز 9- بیات 10- یازقیر 11- اینور (یاایمور) 12- قارابولوك 13- آلكابولوك 14- ایغدیر 15- اورگیر 16- توتیركا 17- اولایوندلوق 18- توگر 19- بچه نك 20- چووالدیر 21- چپنــی 22- چـاروق 23- یاپرلی 24- قارقین ..... بوجود آمد
سلیمان امیری فرد