Soleiman Amiri:
بنام خدا
با سلام و درود خدمت همتباران عزیز ودوست داشتنیم
با کسب اجازه از بزرگان ومدیران واساتید بزرگوار گروه امشب می خواهم درمورد آ ق قوینلو ها مطالبی خلاصه وار خدمتتان ارائه نمایم
چگونگی به وجود آ مدن آ ق قوینلو
از نظر معنی لغوی یعنی دارندگان گوسفند سفید این را اگر ما بخواهیم ملاک تشکیل یک اتحادیه قرار بدهیم یک مقدار شاید باعقل جور در نیایدالبته پر فسور مینورسکی وفاروق سومر عقیده بر رنگ احشام این طایفه می باشند
بعضی از اساتید گفته اند نشان وپرچم آ ق قوینلی ها گوسفند سفید بوده با توجه به این نشان هرایل ترکمن به این اتحادیه اضافه شده آ ق قویونلی خوانده شده
...در کتاب جناب افشار گفته شده بعداز تشکیل ایل قره قویونلی درسال 780هجری قمری توسط بهاءالدین فرزند فخرالدین بایندری سلسله آ ق قویونلی بوجود آمد. ( در کتاب ترکمانیه نوشته جنابی مورخ عثمانی گفته شده قره قوینلی ها یا بارانی ،بارانلو،بارانلی در زمان حمله چنگیز سی هزار خانوار به ریاست طوره بک از ترکمنستان به ماوراءالنهر واز آ نجا به ایران وسپس به شرق آ نا تولی کوچ کرده اند )
آ ق قویونلی ها ابتدا بصورت قبیله ای زندگی می کردند وبعدا یک قدرت نسبتا بزرگی را بوجود آ وردند توانستند به بخشی از ایران ،عراق وترکیه کنونی حکومت کنند
در زمان اوزون حسن درسال875هجری توسط قاضی ابوبکر تهرانی کتابی به رشته تحری آ مد که در این کتاب نسب اوزون حسن را به شرح ذیل بیان داشته
اوزون حسن با 70واسطه به حضرت آ دم وبا23واسطه به سنقر بیک معاصر حضرت محمد (ص)و39واسطه به بیسوت خان معاصر منوچهر وحضرت موسی (ع) 52واسطه بایندر خان پادشاه مقتدر که حاکم ممالک ایران ،توران،روم،شام،مصرودشت قبچاق را داشته و54واسطه به آ غوز خان پادشاه خدا ترس ویکتا پرست حکمران بزرگ که از شرق تا غرب در سیتره قلمرو وی بوده
قوم بایندر در راس 12قبیله از24قبیله آ غوز بوده
بعضی بر این اعتقاد هستند که با سلجوقی یان به آ نا تولی آ مده اند وبعضی می گویند در زمان مغولان در شرق آ نا تولی مستقر شدند
در قرن هشتم بعنوان یک گروه سیاسی پا به عرصه سیاست گذاشت
بعد ها بخاطر یک فرمانده کاردان بنام قرا عثمان بیک در شرق آ ناتولی حکومتی رابنیاد نهاد
قبایل هم پیمان آ نها
سوتای یکی از قبایل نیرومند پس از انقراض ایلخانیان با آ نها متحد شد
طایفه آ ق قویونلی با توجه به فتوحاتی که بدست آورده بود و قبایل کوچکتر به آ نها پیوسته بودند به یک ایل بزرک وقدرتمندی تبدیل شد
بزرگترین ایلات آ غوز از قبیل آ ینلو ،اورر،جاقیرلو،کبک،اربگیرلو،بیچن،دوخارلو،بایراملو،حاجیلو،موصلوو... با آ نها متحدشدند
....
بنام خدا
با سلام و درود خدمت همتباران عزیز ودوست داشتنیم
با کسب اجازه از بزرگان ومدیران واساتید بزرگوار گروه امشب می خواهم درمورد آ ق قوینلو ها مطالبی خلاصه وار خدمتتان ارائه نمایم
چگونگی به وجود آ مدن آ ق قوینلو
از نظر معنی لغوی یعنی دارندگان گوسفند سفید این را اگر ما بخواهیم ملاک تشکیل یک اتحادیه قرار بدهیم یک مقدار شاید باعقل جور در نیایدالبته پر فسور مینورسکی وفاروق سومر عقیده بر رنگ احشام این طایفه می باشند
بعضی از اساتید گفته اند نشان وپرچم آ ق قوینلی ها گوسفند سفید بوده با توجه به این نشان هرایل ترکمن به این اتحادیه اضافه شده آ ق قویونلی خوانده شده
...در کتاب جناب افشار گفته شده بعداز تشکیل ایل قره قویونلی درسال 780هجری قمری توسط بهاءالدین فرزند فخرالدین بایندری سلسله آ ق قویونلی بوجود آمد. ( در کتاب ترکمانیه نوشته جنابی مورخ عثمانی گفته شده قره قوینلی ها یا بارانی ،بارانلو،بارانلی در زمان حمله چنگیز سی هزار خانوار به ریاست طوره بک از ترکمنستان به ماوراءالنهر واز آ نجا به ایران وسپس به شرق آ نا تولی کوچ کرده اند )
آ ق قویونلی ها ابتدا بصورت قبیله ای زندگی می کردند وبعدا یک قدرت نسبتا بزرگی را بوجود آ وردند توانستند به بخشی از ایران ،عراق وترکیه کنونی حکومت کنند
در زمان اوزون حسن درسال875هجری توسط قاضی ابوبکر تهرانی کتابی به رشته تحری آ مد که در این کتاب نسب اوزون حسن را به شرح ذیل بیان داشته
اوزون حسن با 70واسطه به حضرت آ دم وبا23واسطه به سنقر بیک معاصر حضرت محمد (ص)و39واسطه به بیسوت خان معاصر منوچهر وحضرت موسی (ع) 52واسطه بایندر خان پادشاه مقتدر که حاکم ممالک ایران ،توران،روم،شام،مصرودشت قبچاق را داشته و54واسطه به آ غوز خان پادشاه خدا ترس ویکتا پرست حکمران بزرگ که از شرق تا غرب در سیتره قلمرو وی بوده
قوم بایندر در راس 12قبیله از24قبیله آ غوز بوده
بعضی بر این اعتقاد هستند که با سلجوقی یان به آ نا تولی آ مده اند وبعضی می گویند در زمان مغولان در شرق آ نا تولی مستقر شدند
در قرن هشتم بعنوان یک گروه سیاسی پا به عرصه سیاست گذاشت
بعد ها بخاطر یک فرمانده کاردان بنام قرا عثمان بیک در شرق آ ناتولی حکومتی رابنیاد نهاد
قبایل هم پیمان آ نها
سوتای یکی از قبایل نیرومند پس از انقراض ایلخانیان با آ نها متحد شد
طایفه آ ق قویونلی با توجه به فتوحاتی که بدست آورده بود و قبایل کوچکتر به آ نها پیوسته بودند به یک ایل بزرک وقدرتمندی تبدیل شد
بزرگترین ایلات آ غوز از قبیل آ ینلو ،اورر،جاقیرلو،کبک،اربگیرلو،بیچن،دوخارلو،بایراملو،حاجیلو،موصلوو... با آ نها متحدشدند
....
Soleiman Amiri:
بنام خدا
امروز در ادامه مقاله چند روز قبل در مورد ایل قارا قویونلی با اجازه از سروران چند خطی خواهم نوشت تا ان شاءالله به کمک خداوند متعال و همراهی اساتید وبزرگوارن در مورد تشکیل ایل بزرگ شاهسون قلم فرسای کنیم
در مورد معنی لغوی قرا قویونلی :
قرا را به دومعنی معرفی کرده اند یکی به معنی سیاه با جمع شده با قویونلی می شود دارنده گوسفند سیاه
دوم معنی دیگری که اساتید بر آن داده اند بزرگ می باشد معتقدان این معنی را از زبان آذری زبان قدیم آذربایجان( این زبان را اکثر محققین ترک قبول ندارند معتقد ند این برای ترک ستیزی بوجود آ مده است) دانسته واین را با قویونلی جمع شود معنی صاحب احشام زیاد آ ورده اند
علت نام گذاری
محققین بنام ترک از جمله جناب پرفسور فاروق سومر ومینورسکی معتقد هستند طایفه قرا قویونلی را با توجه به رنگ احشامشان نام گذاری شده
بعضی از مورخین غرب معتقد می باشند که نشان پرچم این طایفه گوسفند سیاه بوده وبه این نام خوانده شده اند
اصل ونسب قراقوینلی ها
آ نطور که مورخ عثمانی جناب مولانا شکرالله از زبان جهان شاه نوشته
قراقویونلی ها از ترکان آ غوز ویکی از بیست وچهار تیره آ نها بوده ونسب قرا یوسف را به واسطه چهل ویکم از اولاد دنیز خان از کتاب پرفسور سومر نقل کرده
درکتاب دیار بکر وبعضی از کتب قدیمی قرا قوینلی را بارانی ،بارانلووبارانلی هم گفته اند
چرا به این نام آ نها را می خواندند دقیق معلوم نیست ولی در شهر ماردین ترکیه به قوچ باران می گویند شاید بخاطر مجسمه قوچی که بر مزار فوت شدگانشان نصب می کردند به این نام خوانده شده اند
و......
آ خرین مهاجرت قراقوینلی
در زمان ارغون خان ایلخانی از ترکستان به غرب کوچ کرده ودر شمال دجله وفرات سکنه گزیده
جنابی مورخ عثمانی معتقداست سکونت آ نها در آذربایجان بوده وی در کتاب ترکمانیه می فرماید در حمله چنگیز آ نها سی هزار خانواده به ریاست طوره بک از طریق ایران به آ ناطولی آ مده اند
جناب افشار درمورد تشکیل سلسله قرا قوینلی در کتاب ایلها ،چادرنشینان وطوایف عشایر ایران جلد یک ص 63می فرماید
پس از فوت تیمور لنگ در سال807قمری متصرفات وی بین فرزندانش تقسیم شد
محمد ابراهیم خواجه از امرای ترکستان که از سوی تیمور حکمران قسمتی از آذربایجان شده بود سلسله قرا قویونلی را تشکیل داد
قبایل متحد آ نها
طایفه های سعدلو ،بهارلو،دوخارلو،قرامانلو،آ لپائوت،جاگرلو،آ ینلو،دوگرو...
از طوایف کرد هم با آ نها متحد شدند از قبیل طایفه سلیمانی،زرقی ومحمودی
بنام خدا
امروز در ادامه مقاله چند روز قبل در مورد ایل قارا قویونلی با اجازه از سروران چند خطی خواهم نوشت تا ان شاءالله به کمک خداوند متعال و همراهی اساتید وبزرگوارن در مورد تشکیل ایل بزرگ شاهسون قلم فرسای کنیم
در مورد معنی لغوی قرا قویونلی :
قرا را به دومعنی معرفی کرده اند یکی به معنی سیاه با جمع شده با قویونلی می شود دارنده گوسفند سیاه
دوم معنی دیگری که اساتید بر آن داده اند بزرگ می باشد معتقدان این معنی را از زبان آذری زبان قدیم آذربایجان( این زبان را اکثر محققین ترک قبول ندارند معتقد ند این برای ترک ستیزی بوجود آ مده است) دانسته واین را با قویونلی جمع شود معنی صاحب احشام زیاد آ ورده اند
علت نام گذاری
محققین بنام ترک از جمله جناب پرفسور فاروق سومر ومینورسکی معتقد هستند طایفه قرا قویونلی را با توجه به رنگ احشامشان نام گذاری شده
بعضی از مورخین غرب معتقد می باشند که نشان پرچم این طایفه گوسفند سیاه بوده وبه این نام خوانده شده اند
اصل ونسب قراقوینلی ها
آ نطور که مورخ عثمانی جناب مولانا شکرالله از زبان جهان شاه نوشته
قراقویونلی ها از ترکان آ غوز ویکی از بیست وچهار تیره آ نها بوده ونسب قرا یوسف را به واسطه چهل ویکم از اولاد دنیز خان از کتاب پرفسور سومر نقل کرده
درکتاب دیار بکر وبعضی از کتب قدیمی قرا قوینلی را بارانی ،بارانلووبارانلی هم گفته اند
چرا به این نام آ نها را می خواندند دقیق معلوم نیست ولی در شهر ماردین ترکیه به قوچ باران می گویند شاید بخاطر مجسمه قوچی که بر مزار فوت شدگانشان نصب می کردند به این نام خوانده شده اند
و......
آ خرین مهاجرت قراقوینلی
در زمان ارغون خان ایلخانی از ترکستان به غرب کوچ کرده ودر شمال دجله وفرات سکنه گزیده
جنابی مورخ عثمانی معتقداست سکونت آ نها در آذربایجان بوده وی در کتاب ترکمانیه می فرماید در حمله چنگیز آ نها سی هزار خانواده به ریاست طوره بک از طریق ایران به آ ناطولی آ مده اند
جناب افشار درمورد تشکیل سلسله قرا قوینلی در کتاب ایلها ،چادرنشینان وطوایف عشایر ایران جلد یک ص 63می فرماید
پس از فوت تیمور لنگ در سال807قمری متصرفات وی بین فرزندانش تقسیم شد
محمد ابراهیم خواجه از امرای ترکستان که از سوی تیمور حکمران قسمتی از آذربایجان شده بود سلسله قرا قویونلی را تشکیل داد
قبایل متحد آ نها
طایفه های سعدلو ،بهارلو،دوخارلو،قرامانلو،آ لپائوت،جاگرلو،آ ینلو،دوگرو...
از طوایف کرد هم با آ نها متحد شدند از قبیل طایفه سلیمانی،زرقی ومحمودی
Soleiman Amiri:
...گئچن گونلر ده خیدمتیزه آق قویونلي وقارا قویونلین طایفلاراینین نجور بیریرئ ییغیلماغلارین خولاصا یازدیم
بخاطر اینکه باشاراق شاهسئون ائل ینین یغیلماغین دئیک باغشلین آزجا مجبوروک تورکجه طایفالارینان نقیل ائیلیک تا اصلی سؤزلر یمیزئ چاتاک
...بئلی تورکجه لرین طایفا لاری باشارمیشدیلا قودرت واقتدارلارین منطقه ده ثابیت ائیلئیله
...منطقه ده سؤنی مذهبلر عوثمانلارا خاطر گؤج اوستیدیله
...وبیرسری تورگجه لردن شیئ مذهبی آز وچوخ باشارمیشدیلا اؤزلئرین جولجه حوکومتلر دوزلدله
هامی موقعیتلر جورلنمیشدی تا بولار ییغیلالا بیر بؤیوک گوجلؤ قدرت دوزه له
...گئچن گونلر ده خیدمتیزه آق قویونلي وقارا قویونلین طایفلاراینین نجور بیریرئ ییغیلماغلارین خولاصا یازدیم
بخاطر اینکه باشاراق شاهسئون ائل ینین یغیلماغین دئیک باغشلین آزجا مجبوروک تورکجه طایفالارینان نقیل ائیلیک تا اصلی سؤزلر یمیزئ چاتاک
...بئلی تورکجه لرین طایفا لاری باشارمیشدیلا قودرت واقتدارلارین منطقه ده ثابیت ائیلئیله
...منطقه ده سؤنی مذهبلر عوثمانلارا خاطر گؤج اوستیدیله
...وبیرسری تورگجه لردن شیئ مذهبی آز وچوخ باشارمیشدیلا اؤزلئرین جولجه حوکومتلر دوزلدله
هامی موقعیتلر جورلنمیشدی تا بولار ییغیلالا بیر بؤیوک گوجلؤ قدرت دوزه له
Soleiman Amiri:
چالدران داواسی
بؤیوک ورشماغ ایران وعوثمانلیلار
اصلاح ائیلین جیناب اوستاد بختیار فرخ:
...مال مئیدانی چوخ شولوغودو داللاللار مال آلانلاري تانیييردیلار
....بیر اوجا بوي اوزون کیشی باشینا اوچ تيكهلي ساريق باغلامیشدی توركلر تکی اوچ بوينوز، گؤرکرده مئیدانی آلت اوست ائلهييب گزيردي آداملارين چوخو بونون گزمهگیني گؤرموشدولر، ماللارینی دئمیشدیلر، بيه نمه ميشدي. او جور اورهگینه اوتورمامیشدی
داللالین بیري چاغیردی افندی (بیر نفر صاحب منصبي دیله) من بیليرم جینابیز نئجه آت ایستیريز، گلگینن بیردنه قاراباغ آتلاریندان بیله يه وئریم ،
اوزون کیشی بیر آز دوُردوُ سورا دئدی قاراباغدا آتین ایلیغي وار اورا جينسی یوخ
داللال دئدی بلی، آما من سنه کوکلان آتی ویره جه يم ، بو سؤز دئيه نده اوُزوُن کیشیيه خوش گلدی سوروشدو نئچه یاشی وار داللال دئدی بئش یاشی اولار دئدی گئدک باخاق
...
چالدران داواسی
بؤیوک ورشماغ ایران وعوثمانلیلار
اصلاح ائیلین جیناب اوستاد بختیار فرخ:
...مال مئیدانی چوخ شولوغودو داللاللار مال آلانلاري تانیييردیلار
....بیر اوجا بوي اوزون کیشی باشینا اوچ تيكهلي ساريق باغلامیشدی توركلر تکی اوچ بوينوز، گؤرکرده مئیدانی آلت اوست ائلهييب گزيردي آداملارين چوخو بونون گزمهگیني گؤرموشدولر، ماللارینی دئمیشدیلر، بيه نمه ميشدي. او جور اورهگینه اوتورمامیشدی
داللالین بیري چاغیردی افندی (بیر نفر صاحب منصبي دیله) من بیليرم جینابیز نئجه آت ایستیريز، گلگینن بیردنه قاراباغ آتلاریندان بیله يه وئریم ،
اوزون کیشی بیر آز دوُردوُ سورا دئدی قاراباغدا آتین ایلیغي وار اورا جينسی یوخ
داللال دئدی بلی، آما من سنه کوکلان آتی ویره جه يم ، بو سؤز دئيه نده اوُزوُن کیشیيه خوش گلدی سوروشدو نئچه یاشی وار داللال دئدی بئش یاشی اولار دئدی گئدک باخاق
...
Soleiman Amiri:
بختیار فرخ:
تارینين آدیينان ايداماسین یازييم بؤیوک ووروشماق ایران وعوثمانلینین داواسی
داللال اوزون کیشینی مئیدانین اورتاسیندان گئچیرتديب طئوله یانينا آپاردی
... اوزون کیشینین ،آتا ساغ باشلی بير خیبرا تکی اویان -بویانینا باخدی ...عجب آتدی، گؤزلری آتی توتدو .. داللال وقتی بو وضعیتی گؤردو و كيشينين بو حیواني سئومه گيني بيلدي بیر باها قیمت اونا دئدی
...بیرآزجا قیمت اوسته چکیشدیلر سؤز دوشدو هاردان گلميسن ، هارا اوشاغيسان!
...اوندان سوراکی ، داللال اؤزونو تانيتديردي
داللال دئدی: انتاکیه چوخ گؤُزه ل یئردی عوثمانینین یاخچی اوزوملری اوردا عمله گلیر
بو دانيشماقلاریندان داللال بیلدی بو کیشینین آ دی اسلاندير وانتاکیه نین خانلارینداندی وسلیم پاشا بونو ايستانبولا ایسته يیب واسلان خاندا بیلمير نيه گؤره بیله سیني پاشا دئييب ايستانبولا گله، ولی بو بیر بؤیوک مسئله دیر ،کی پاشا هامي یئرين خانلارينا دئیيبدير كي تئزلیگینن ايستانبولا یيغيلسينلار
.....اصلاح بویوران جیناب اوستاد فرخ بئی
بختیار فرخ:
تارینين آدیينان ايداماسین یازييم بؤیوک ووروشماق ایران وعوثمانلینین داواسی
داللال اوزون کیشینی مئیدانین اورتاسیندان گئچیرتديب طئوله یانينا آپاردی
... اوزون کیشینین ،آتا ساغ باشلی بير خیبرا تکی اویان -بویانینا باخدی ...عجب آتدی، گؤزلری آتی توتدو .. داللال وقتی بو وضعیتی گؤردو و كيشينين بو حیواني سئومه گيني بيلدي بیر باها قیمت اونا دئدی
...بیرآزجا قیمت اوسته چکیشدیلر سؤز دوشدو هاردان گلميسن ، هارا اوشاغيسان!
...اوندان سوراکی ، داللال اؤزونو تانيتديردي
داللال دئدی: انتاکیه چوخ گؤُزه ل یئردی عوثمانینین یاخچی اوزوملری اوردا عمله گلیر
بو دانيشماقلاریندان داللال بیلدی بو کیشینین آ دی اسلاندير وانتاکیه نین خانلارینداندی وسلیم پاشا بونو ايستانبولا ایسته يیب واسلان خاندا بیلمير نيه گؤره بیله سیني پاشا دئييب ايستانبولا گله، ولی بو بیر بؤیوک مسئله دیر ،کی پاشا هامي یئرين خانلارينا دئیيبدير كي تئزلیگینن ايستانبولا یيغيلسينلار
.....اصلاح بویوران جیناب اوستاد فرخ بئی
Forwarded from Soleiman Amirifard
افتخاری دیگر از مرد خوش نام ایل :معرفی تلویزیون ترکیه از شبکه تی آرتی استاد فرخ را با مختصری از بیوگرافی وخواندن شعر او
بر گرفته از خاطرات شاهسون های بغدادی با رشادت خود دشمن متجاوز را در جنگ به زانو در آوردند ....یواش یواش شب رو به تارکی می رفت در اوایل شب فصل پائیز سرما به استخوان می زد ....صدای نفس مردان در دره به شمارش افتاده بود نوروز به یارانش خیلی آهسته با اشاره فهماند که وقت عمل است آماده حرکت به سوی سنگر خصم شدند .... هریک با توجه به برنامه عملیاتی که طراحی شده با بلند کردن ✋دست اطاعت کرده از داخل دره تا سنگرهای دشمن چهل ،پنجاه متری با توجه به شیب می شد مردان روز های سخت قدمهایشان را طوری جابجا می کردند تا پوکه های باقی مانده از روز گذشته که نشان از نبرد سخت را داشت صدایی ایجاد نشود تا خصم را هوشیار کند لذا خیلی با احتیاط خودشان را به سه متری سنگر رساندند نوروز به احمد اشاره کرد به سمت سنگر به رود .... احمد خودش را به سنگر رساند یواش سرکی به سنگر کشید .......داخل سنگر یک فضای دایری شکل به قطره حدودا دو متر به ارتفاع یک متر وشصت اگر چنانچه یک فرد متوسط خود را در وضعیت نبرد قرار می داد کلا از تیر رس تک تیر انداز در امان می توانست به ماند ولی هر دو سرباز روس یا سالات در سنگر باهم در حال صحبت بودند آنچنان غرق گفتگو شده بودند متوجه حضور احمد نشداند........... احمد با علامت از هم قطارش خواست به اونزدیک شود، تا با غافلگیری بتوانند، بدون اینکه دیگر نیروهای دشمن متوجه شوند سنگر را در اختیار خود در آورده وانتقام دوستان وهمرزمان غلتیده بخونش را از متجاوزان خونریز بگیرد ....
ادامه دارد.
ادامه دارد.
Forwarded from بختيار فرّخ
Telegram
بختيار فرّخ
من ، ديدرگين قوشوقلاريم
بنام خدا
ایل بزرگ شاهسون
ایل شاهسون بغدادی
....تشکیل شده از دوبخش وسی ودو طایفه وچند صد تیره ....و با مردان رشیدی که در تاریخ منطقه وایران نقش بسزای داشتند
....همه ایلات نقش آفرین در تاریخ تا پانصد سال قبل اسم ورسمی از خود در تاریخ بجای گذاشته اند ولی این ایل غیور با بی مهری های حکمرانان در تاریخ نگارش شده سهمی ندارد چرا؟
ایل بزرگ شاهسون
ایل شاهسون بغدادی
....تشکیل شده از دوبخش وسی ودو طایفه وچند صد تیره ....و با مردان رشیدی که در تاریخ منطقه وایران نقش بسزای داشتند
....همه ایلات نقش آفرین در تاریخ تا پانصد سال قبل اسم ورسمی از خود در تاریخ بجای گذاشته اند ولی این ایل غیور با بی مهری های حکمرانان در تاریخ نگارش شده سهمی ندارد چرا؟
بنام خدا
بله دوستان واقعا چرا این ظلم بر تاریخ ما شده است ما وقتی در پای صحبت بزرگان می نشینیم با حرف ها وخاطر نقل شده آنها خود را در اوج می بینیم وقتی به خودمان می آییم وآنرا طبق اسناد ومدارک موجود در کتابهای تاریخی نگاه می کنیم می بینیم هیچ صحبتی از بزرگان این ایل به روشنی نوشته نشده وعزیزان محقق با مقایسه واقع های تاریخی حدس می زنند که اون طایفه ویا بزرگ مرد تشابهی با طوایف ایل ما وبزرگان ایل ما دارد وبراساس اون احتمال می دهند.
این یک ستم بزرگ است ایلی که حداقل در این سیصد سال رشادت وجان فشانیها کرده یک سند معتبر از طایفه ها وافراد ش نداشته باشد.
مگر می توان این را قبول کرد ایلی که برای یک بزش هم مالیات می پرداخته وآمار وسیاه نویسیش نزد فتح السلطان بوده از رشادت هایش نوشته ای نباشد این بر می گرددبه..........
بله دوستان واقعا چرا این ظلم بر تاریخ ما شده است ما وقتی در پای صحبت بزرگان می نشینیم با حرف ها وخاطر نقل شده آنها خود را در اوج می بینیم وقتی به خودمان می آییم وآنرا طبق اسناد ومدارک موجود در کتابهای تاریخی نگاه می کنیم می بینیم هیچ صحبتی از بزرگان این ایل به روشنی نوشته نشده وعزیزان محقق با مقایسه واقع های تاریخی حدس می زنند که اون طایفه ویا بزرگ مرد تشابهی با طوایف ایل ما وبزرگان ایل ما دارد وبراساس اون احتمال می دهند.
این یک ستم بزرگ است ایلی که حداقل در این سیصد سال رشادت وجان فشانیها کرده یک سند معتبر از طایفه ها وافراد ش نداشته باشد.
مگر می توان این را قبول کرد ایلی که برای یک بزش هم مالیات می پرداخته وآمار وسیاه نویسیش نزد فتح السلطان بوده از رشادت هایش نوشته ای نباشد این بر می گرددبه..........
....بنام خدا
در سومین صحبت خود ودر ادامه گفتار سعی می کنم عللهای نگارش نشدن تاریخچه ومکانهای زیست را با توجه به نقل های شفاهی که شنیده ام وبا کمک گرفتن از نوشته های عزیزان وطوایف را مختصر بیان کنم
...در قدم اول
ما وقتی کتابهای تاریخ نگاران را می خوانیم به سه روایت متفاوت اززیست اولیه این ایل بر می خوریم
بعضی از نویسندگان چنین نوشته اند :
عده ای ازشاهسونهای مغان برای مرزبانی به غرب ایران اعزام شده اند بعد ازچند سال به ایران برگشته اند
حال برای رفتن واعزام آنها دو دوره متفاوت ذکر شده وبه دومنظور متفاوت
یکی را بصورت نیروهای کمکی یا جار برای حمایت از لک های شیعه در مقابل طرف داران امپراطوری عثمانی که مرحوم دوست بسیار عزیزم محقق توانای ایل شاهسون جناب سیف خانی هم به این بند اشاره داشت
دوم بعد از فتح بغداد توسط شاه عباس بخاطر نفوذ عثمانی غرب ایران امنیت خود را داشت از دست می داد که یکی از پادشاهان صفوی دستور به اعزام نیروی شاهسون برای حراست از مرزهای غربی ایران می نماید .....
در سومین صحبت خود ودر ادامه گفتار سعی می کنم عللهای نگارش نشدن تاریخچه ومکانهای زیست را با توجه به نقل های شفاهی که شنیده ام وبا کمک گرفتن از نوشته های عزیزان وطوایف را مختصر بیان کنم
...در قدم اول
ما وقتی کتابهای تاریخ نگاران را می خوانیم به سه روایت متفاوت اززیست اولیه این ایل بر می خوریم
بعضی از نویسندگان چنین نوشته اند :
عده ای ازشاهسونهای مغان برای مرزبانی به غرب ایران اعزام شده اند بعد ازچند سال به ایران برگشته اند
حال برای رفتن واعزام آنها دو دوره متفاوت ذکر شده وبه دومنظور متفاوت
یکی را بصورت نیروهای کمکی یا جار برای حمایت از لک های شیعه در مقابل طرف داران امپراطوری عثمانی که مرحوم دوست بسیار عزیزم محقق توانای ایل شاهسون جناب سیف خانی هم به این بند اشاره داشت
دوم بعد از فتح بغداد توسط شاه عباس بخاطر نفوذ عثمانی غرب ایران امنیت خود را داشت از دست می داد که یکی از پادشاهان صفوی دستور به اعزام نیروی شاهسون برای حراست از مرزهای غربی ایران می نماید .....
Soleiman Amiri:
بنام خدا
....اخرین روز های پائیز واولین روز های زمستان برای مردم ایلیاتی کسانی که باییلاق وقشلاق وگله داری اومورات می گذرانند خیلی مهم بود
برای اینکه در تهیه آذوقه دچار اشتباه نشوند از کسانی که استخون خرد کرده بودند ویا کسانی که می توانستند راهنمای خوب باشند نظر می گرفتند و تدارک زمستان را می دیدند
اگر زمستان سختی را پیش بینی می کردند با تهیه جو ،گاه وعلوفه به پیشباز زمستان می رفتند ودر زمستان که برف همه جا را سفید پوش وبا ارتفاع بالای شصت ،هفتاد سانت حیوانات را در تویله ویا زاغه زمین گیر می کرد بعد از یک دوره دوندگی حالا با شب نشینی ودورهم خاطرات خوش روز گاران گذشته رامرور وبا توجه به جو دور همی هنر مندان ایل که توانی آواز به زبان خودمان یئر را داشتند یا بصورت تک خوانی ویا بصورت دونفری با شعر شعرای بزرگ ترک به مصاف هم می رفتند ودر این بین نی نواز ویا چاور چالان برای به ذوق آوردن خواننده وایجاد شوق و اشتیاق در دل شنونده گان محفل ،شب خاطر انگیزی را برای مردم ایل رقم می زدند
....واگر زمستان خوشی را پیش بینی می کردند از انبار زیاد جو ،گاه وعلوفه پرهیز وبرای چرای گله به اندیشه چراگاه خوب زمستانی به جنگ طبیعت می رفتند وشب نشینی ها مثل زمان پر برف ویا زمستان سخت نبود
.....
بنام خدا
....اخرین روز های پائیز واولین روز های زمستان برای مردم ایلیاتی کسانی که باییلاق وقشلاق وگله داری اومورات می گذرانند خیلی مهم بود
برای اینکه در تهیه آذوقه دچار اشتباه نشوند از کسانی که استخون خرد کرده بودند ویا کسانی که می توانستند راهنمای خوب باشند نظر می گرفتند و تدارک زمستان را می دیدند
اگر زمستان سختی را پیش بینی می کردند با تهیه جو ،گاه وعلوفه به پیشباز زمستان می رفتند ودر زمستان که برف همه جا را سفید پوش وبا ارتفاع بالای شصت ،هفتاد سانت حیوانات را در تویله ویا زاغه زمین گیر می کرد بعد از یک دوره دوندگی حالا با شب نشینی ودورهم خاطرات خوش روز گاران گذشته رامرور وبا توجه به جو دور همی هنر مندان ایل که توانی آواز به زبان خودمان یئر را داشتند یا بصورت تک خوانی ویا بصورت دونفری با شعر شعرای بزرگ ترک به مصاف هم می رفتند ودر این بین نی نواز ویا چاور چالان برای به ذوق آوردن خواننده وایجاد شوق و اشتیاق در دل شنونده گان محفل ،شب خاطر انگیزی را برای مردم ایل رقم می زدند
....واگر زمستان خوشی را پیش بینی می کردند از انبار زیاد جو ،گاه وعلوفه پرهیز وبرای چرای گله به اندیشه چراگاه خوب زمستانی به جنگ طبیعت می رفتند وشب نشینی ها مثل زمان پر برف ویا زمستان سخت نبود
.....
Soleiman Amiri:
...نمی دانم چگونه باید نوشت داستان مردان رشید ایلم را ،کسانی که از زین اسب پائین نیامدند تا اینکه بی اسب ،بدون تفنگ ،بی سواد ودر آخر هم پراکنده شدند
در شهرهای مختلف یک عده از بی کاری ،یک عده از ظلم خوانین ،یک عده عدم پشتیبان قوی واز بی کسی وبی دفاعی پناه بردن به شهرها ...
آری آنان که هر کدامشان یلی بودند وبر خود اسم ورسمی داشتند از بی لیاقتی ..... سر تعظیم در مقابل ناکسان فرود نیاوردند ،شدن یاغی .....
چه می شود گفت جزء افسوس از بی مهری روزگار ....ویا شاید از جفای نابکاران
....وقتی صحبت از گذشته های دور می شود داستان قاسمعلی خان برای ما غیرت وشهامت را بیان می کند
ویا علی خان قاسملو جوان رشید وتوانای که به راستی جانشین با لیاقتی بود بر خان ایل شاهسون ....
در کش وقوس روزگار هیچگاه ایل از مردان توانا وتوانمند تهی نشد تا اینکه بخت واقبال قاجار به تاریکی گراید وهر روز عرصه قدرت انها کوچکتر وعرصه قدرت سودجویان بیشتر تا جای پیش رفت که فرماندهی به لیاخوف روس رسید وشاهسون رسماُ از تمتنه افتاد و منصور نظام بزرگ را با توطئه به پایتخت کشاندند وبا قهوه قجری ایل را عزادار کردند ...
چندی نگذشت که تاریخ ایران مرد قلدر وعجوبه ای را بر خود دید همه با وی از دم اطاعت بر آمدند ....
ولی قدرت وابهت پادشاهی خود بزرگ بینی ، فراموشی گذشته را در انسان بوجود می آورد ..به محض سفت شدن پایه حکومتش هم پیمانان قدرش را ناکوت می کند وبرای ساختن جامعه آرمانی خود جوه ،سالاری یک قوم بر اقوام دیگر از دولت های خود خواه تقلید می کند وبا ساختن تاریخ جعلی دیگر اقوام ایران را ......می نامید
وما شدیم واین بازی مستانه روز گار تا اینکه پسرش بوسه بر تاج وتخت زد چندی نگذشت دیگر گفتن اسم ایلمان هم جرم شد
......
...نمی دانم چگونه باید نوشت داستان مردان رشید ایلم را ،کسانی که از زین اسب پائین نیامدند تا اینکه بی اسب ،بدون تفنگ ،بی سواد ودر آخر هم پراکنده شدند
در شهرهای مختلف یک عده از بی کاری ،یک عده از ظلم خوانین ،یک عده عدم پشتیبان قوی واز بی کسی وبی دفاعی پناه بردن به شهرها ...
آری آنان که هر کدامشان یلی بودند وبر خود اسم ورسمی داشتند از بی لیاقتی ..... سر تعظیم در مقابل ناکسان فرود نیاوردند ،شدن یاغی .....
چه می شود گفت جزء افسوس از بی مهری روزگار ....ویا شاید از جفای نابکاران
....وقتی صحبت از گذشته های دور می شود داستان قاسمعلی خان برای ما غیرت وشهامت را بیان می کند
ویا علی خان قاسملو جوان رشید وتوانای که به راستی جانشین با لیاقتی بود بر خان ایل شاهسون ....
در کش وقوس روزگار هیچگاه ایل از مردان توانا وتوانمند تهی نشد تا اینکه بخت واقبال قاجار به تاریکی گراید وهر روز عرصه قدرت انها کوچکتر وعرصه قدرت سودجویان بیشتر تا جای پیش رفت که فرماندهی به لیاخوف روس رسید وشاهسون رسماُ از تمتنه افتاد و منصور نظام بزرگ را با توطئه به پایتخت کشاندند وبا قهوه قجری ایل را عزادار کردند ...
چندی نگذشت که تاریخ ایران مرد قلدر وعجوبه ای را بر خود دید همه با وی از دم اطاعت بر آمدند ....
ولی قدرت وابهت پادشاهی خود بزرگ بینی ، فراموشی گذشته را در انسان بوجود می آورد ..به محض سفت شدن پایه حکومتش هم پیمانان قدرش را ناکوت می کند وبرای ساختن جامعه آرمانی خود جوه ،سالاری یک قوم بر اقوام دیگر از دولت های خود خواه تقلید می کند وبا ساختن تاریخ جعلی دیگر اقوام ایران را ......می نامید
وما شدیم واین بازی مستانه روز گار تا اینکه پسرش بوسه بر تاج وتخت زد چندی نگذشت دیگر گفتن اسم ایلمان هم جرم شد
......
Soleiman Amiri:
بنام خدا
...نام ایلم در تاریخ هربار توسط یک پرچم داری به جهانیان معرفی وبر ما فخر وافتخار گردیده
...خیلی سالها قبل در یک ماموریت یک شاهسون توانست در حضور بزرگان در پایتخت ایران پشت پهلوانان نامی را بر خاک برساند وبازوبند پهلوانی بگیرد
....سالها بعد یک روس در پایتخت ایران چنان گرد وخاک کرد که هیچ دلیر مردی در مقابل او نتوانست قد علم کند، سواران شاهسون برای ماموریت شیراز به تهران فراخوانده شده بودند فرماندار وقت تهران دست به دامن خان شاهسون شد ....
باز بازو وان توانمند پهلوان کلبی شد آبروی ایران زمین توسط پادشاه خلعت پهلوانی به وی داده شد
هزاران رشادت وتوانمندی مردان ایلم در گذر زمان از چشمان دوست ودشمن دور نماند ....
تا امروز
.....این بار نام شاهسون به قدرت صدای آقای غلامی خوانده می شود
درود وسپاس از همه هم ایلیهای عزیزم از نام آوران شاهسون حمایت می کنند
بنام خدا
...نام ایلم در تاریخ هربار توسط یک پرچم داری به جهانیان معرفی وبر ما فخر وافتخار گردیده
...خیلی سالها قبل در یک ماموریت یک شاهسون توانست در حضور بزرگان در پایتخت ایران پشت پهلوانان نامی را بر خاک برساند وبازوبند پهلوانی بگیرد
....سالها بعد یک روس در پایتخت ایران چنان گرد وخاک کرد که هیچ دلیر مردی در مقابل او نتوانست قد علم کند، سواران شاهسون برای ماموریت شیراز به تهران فراخوانده شده بودند فرماندار وقت تهران دست به دامن خان شاهسون شد ....
باز بازو وان توانمند پهلوان کلبی شد آبروی ایران زمین توسط پادشاه خلعت پهلوانی به وی داده شد
هزاران رشادت وتوانمندی مردان ایلم در گذر زمان از چشمان دوست ودشمن دور نماند ....
تا امروز
.....این بار نام شاهسون به قدرت صدای آقای غلامی خوانده می شود
درود وسپاس از همه هم ایلیهای عزیزم از نام آوران شاهسون حمایت می کنند
Forwarded from اتچ بات
اجرای موسیقی محلی شاهسون گروه ائل سون با مدیریت امید ترکمن و حضور افتخاری حمید مرادی
زمان: پنج شنبه ۱۶ دی ماه ساعت ۱۳ الی ۱۷
مکان : تهران میدان بهمن فرهنگسرای بهمن
( برای اولین بار در جشنواره اقوام ایرانی پنج شنبه شرکت کوچ ایل قشقایی میزبان عزیزان شاهسون خواهند بود این برنامه زیبا را از دست ندهید)
@farhangsara16
زمان: پنج شنبه ۱۶ دی ماه ساعت ۱۳ الی ۱۷
مکان : تهران میدان بهمن فرهنگسرای بهمن
( برای اولین بار در جشنواره اقوام ایرانی پنج شنبه شرکت کوچ ایل قشقایی میزبان عزیزان شاهسون خواهند بود این برنامه زیبا را از دست ندهید)
@farhangsara16
Telegram
attach 📎
Forwarded from بختيار فرّخ
باج ايستر
؛
دؤنرگهلر دؤنوب؛ چاتيب گؤر هارا
چاغقل انيك؛ قورد اوْغلوندان باج ايستر!
سوْيلولارين؛ نه گليبدي باشينا !
كؤكسۆزلر سوْي تاپيب؛ تاخت وْ تاج ايستر!
گۆن چيخاندان باتانا آت چاپيليب
قوزاي گۆنهى آدي يئنگى تاپليب
دن؛ يون اوْلوب يوغورولوب ياپيليب
كيم چؤرهك ياپماغا كيمدن ساج ايستر!
اوْلماسا البيرليك ديزلر تئز چؤكر
ياتمانليغا دۆشن ؛ بئليني بۆكر
ياشامين قول اوْلان، قوللوقچو؛ نؤكر
گليب ايندى؛ بيزدن باج-خاراج ايستر!
كؤهلهنيني؛ بدوْو ساييب باشيندا
اوْغراشليقدان دامغاسى وار قاشيندا
بو قيرميزي اوتانمازين قارشيندا
"بختيارا" بنزهر؛ بير قاللاج ايستر!
(بختيار فرّخ)
@Bakhtiar_Farrokh
.
؛
دؤنرگهلر دؤنوب؛ چاتيب گؤر هارا
چاغقل انيك؛ قورد اوْغلوندان باج ايستر!
سوْيلولارين؛ نه گليبدي باشينا !
كؤكسۆزلر سوْي تاپيب؛ تاخت وْ تاج ايستر!
گۆن چيخاندان باتانا آت چاپيليب
قوزاي گۆنهى آدي يئنگى تاپليب
دن؛ يون اوْلوب يوغورولوب ياپيليب
كيم چؤرهك ياپماغا كيمدن ساج ايستر!
اوْلماسا البيرليك ديزلر تئز چؤكر
ياتمانليغا دۆشن ؛ بئليني بۆكر
ياشامين قول اوْلان، قوللوقچو؛ نؤكر
گليب ايندى؛ بيزدن باج-خاراج ايستر!
كؤهلهنيني؛ بدوْو ساييب باشيندا
اوْغراشليقدان دامغاسى وار قاشيندا
بو قيرميزي اوتانمازين قارشيندا
"بختيارا" بنزهر؛ بير قاللاج ايستر!
(بختيار فرّخ)
@Bakhtiar_Farrokh
.
Soleiman Amiri:
شاه عباس در مرکزولایت خراسان شهر هرات چشم به جهان گشود
روزگار بااین کودک از اول بی رحمانه برخورد کرد تا از او یک انسان فوقالعاده محافظهکار وموقعیت سنجد به سازد
....شاه عباس بیش از هجده ماه سن نداشت که بی رحمی روزگار را با جدائی از خانواده کشید خانواده او به سمت شیراز حرکت کرد و وی را بعنوان فرماندار تشریفاتی خراسان منصوب ویکی از امرای از طایفه اوستاجلو به عنوان فرماندار حقیقی وقیم عباس انتخاب شد ....
بعداز چند سال بنا بر عللی قیم جدیدی را بر خود دید بنام علی قلی خان شاملو ...
در این مدت با توجه به کارهای خودسرانه امرای قزلباش حتی به مادر و برادر وی رحم نکردند او را پخته تر از هر روز می کرد ....
...کشور بخاطر مدیریت ضعیف شاه نابینا داشت با مشکلات بزرگی روبه رو می شد بزر گان تصمیم گرفتند شاه را کنار بگذارند و پسر نوجوان هفده ساله وی را به پادشاهی انتخاب کنند
....در مورد ظاهر پادشاه جوان در موقع به قدرت هیچ کدام از نویسندگان چیزی ننوشته اند ولی در مورد او نوشته اند وی از نظر ظاهر وفیزیک چنان جذابیت شاهانه نداشته ،قد کوتاه ،بینی عقابی پیشانی کوتاه ودستان گوشت الود او وی را یک انسان معمولی جلوه می داد
ولی بدن قوی ومناسبی داشت که نشان از زورو بازوی قوی وی را داشت
هوش و ذکاوت اونشان از یک آدم پخته ودنیا دیده ای را می داد ..
...وقتی خوب توانست به اوضاع مسلط شود با یکی و دو حرکت ماهرانه توانست قدرت را به دست گیرد ...
در دوران رعب و وحشت دیده بود که پیشنیان خود برای خارج شدن از بحران چگونه با کمک گرفتن از افراد جان نثار بر یاغیان غلبه کرده اند ...
در یک حرکت ماهرانه گفت شاهسون گلسین
حال اینجا سئوال این است الف:شاهسون گلسین آیا افراد وفا دار وجان نثاری به نام شاهسون وجود داشته که او آنها را مورد خطاب قرار داده
ب:ویا فراخوان وفاداران شاه را طلبیده
در این دو مورد به چند علت دومی را می توان رد کرد
1_با توجه به قدرت قزلباش ونفوذ آنها در لایه های حکومت این با عقل جور در نمی آید در مدت زمان کوتاه بتوان چنین نیروی قوی را بسیج کرد
2_به فرض قبول کنیم چنین نیروی در ان واحد جمع شود از نظر سازمان دهی نظامی هم برای یک چنین نیروی عظیمی در فرصت کم امکانش بسیار ضعیف است
بنا بر این با توجه به فر اخوان زمان شاه طهماسب به نام شاهسون اولماخ ویا در جنگها ی زمان شاه اسماعیل که نعره من شاهسونم نشان از یک کلمه بسیار معنوی با انگیزه بوده وکسانی که خود را وفا دار می نامیدند لقب شاهسون بر انها نهاده شده وآنطور که قراین نشان می دهد این نیروی فوقالعاده جنگجو وجسوردر جامعه وجود داشته که با هماهنگی وارد کارزارشده ودر این راستا گروه های متفاوت هم در دوره های مختلف به این سپاه افزوده شده
ویکی از این گروه یون سور پاشای سنی مذهب ویا لک خانی که بعداز فتح بغداد به سپاه شاه عباس اضافه شده می باشد
........
این نوشته بر اساس زندگی شاه عباس نوشتم تا علت اینکه چه عواملی باعث شد شاهسون وارد سیاست و ارکان قدرت قرار گیرد را به زبان خودمان بیان کنم
شاید علت دیگری دارد که تو دانی گر بگوی منتی ست بر من
شاه عباس در مرکزولایت خراسان شهر هرات چشم به جهان گشود
روزگار بااین کودک از اول بی رحمانه برخورد کرد تا از او یک انسان فوقالعاده محافظهکار وموقعیت سنجد به سازد
....شاه عباس بیش از هجده ماه سن نداشت که بی رحمی روزگار را با جدائی از خانواده کشید خانواده او به سمت شیراز حرکت کرد و وی را بعنوان فرماندار تشریفاتی خراسان منصوب ویکی از امرای از طایفه اوستاجلو به عنوان فرماندار حقیقی وقیم عباس انتخاب شد ....
بعداز چند سال بنا بر عللی قیم جدیدی را بر خود دید بنام علی قلی خان شاملو ...
در این مدت با توجه به کارهای خودسرانه امرای قزلباش حتی به مادر و برادر وی رحم نکردند او را پخته تر از هر روز می کرد ....
...کشور بخاطر مدیریت ضعیف شاه نابینا داشت با مشکلات بزرگی روبه رو می شد بزر گان تصمیم گرفتند شاه را کنار بگذارند و پسر نوجوان هفده ساله وی را به پادشاهی انتخاب کنند
....در مورد ظاهر پادشاه جوان در موقع به قدرت هیچ کدام از نویسندگان چیزی ننوشته اند ولی در مورد او نوشته اند وی از نظر ظاهر وفیزیک چنان جذابیت شاهانه نداشته ،قد کوتاه ،بینی عقابی پیشانی کوتاه ودستان گوشت الود او وی را یک انسان معمولی جلوه می داد
ولی بدن قوی ومناسبی داشت که نشان از زورو بازوی قوی وی را داشت
هوش و ذکاوت اونشان از یک آدم پخته ودنیا دیده ای را می داد ..
...وقتی خوب توانست به اوضاع مسلط شود با یکی و دو حرکت ماهرانه توانست قدرت را به دست گیرد ...
در دوران رعب و وحشت دیده بود که پیشنیان خود برای خارج شدن از بحران چگونه با کمک گرفتن از افراد جان نثار بر یاغیان غلبه کرده اند ...
در یک حرکت ماهرانه گفت شاهسون گلسین
حال اینجا سئوال این است الف:شاهسون گلسین آیا افراد وفا دار وجان نثاری به نام شاهسون وجود داشته که او آنها را مورد خطاب قرار داده
ب:ویا فراخوان وفاداران شاه را طلبیده
در این دو مورد به چند علت دومی را می توان رد کرد
1_با توجه به قدرت قزلباش ونفوذ آنها در لایه های حکومت این با عقل جور در نمی آید در مدت زمان کوتاه بتوان چنین نیروی قوی را بسیج کرد
2_به فرض قبول کنیم چنین نیروی در ان واحد جمع شود از نظر سازمان دهی نظامی هم برای یک چنین نیروی عظیمی در فرصت کم امکانش بسیار ضعیف است
بنا بر این با توجه به فر اخوان زمان شاه طهماسب به نام شاهسون اولماخ ویا در جنگها ی زمان شاه اسماعیل که نعره من شاهسونم نشان از یک کلمه بسیار معنوی با انگیزه بوده وکسانی که خود را وفا دار می نامیدند لقب شاهسون بر انها نهاده شده وآنطور که قراین نشان می دهد این نیروی فوقالعاده جنگجو وجسوردر جامعه وجود داشته که با هماهنگی وارد کارزارشده ودر این راستا گروه های متفاوت هم در دوره های مختلف به این سپاه افزوده شده
ویکی از این گروه یون سور پاشای سنی مذهب ویا لک خانی که بعداز فتح بغداد به سپاه شاه عباس اضافه شده می باشد
........
این نوشته بر اساس زندگی شاه عباس نوشتم تا علت اینکه چه عواملی باعث شد شاهسون وارد سیاست و ارکان قدرت قرار گیرد را به زبان خودمان بیان کنم
شاید علت دیگری دارد که تو دانی گر بگوی منتی ست بر من
لطف الله سيف خانى:
شاهسون يعنى اينکه عده وقوم وگروه وجمعيتى که مرام و مسلک و منش و کردار ورسوم ووفرهنگشان چنان زيبا برازنده و عالى ومنزه و پاک بوده که شاه نه تنها شاه يک دوره و زمان بلکه در تمام اعصار تاريخ مورد پسند و مقبول بوده که شاه که منتخب وفرمانرواى دوران بوده و تربيت واموزش هاى بزرگى هم ديده بوده از مرام و مسلک و قانون اجتماعى اين ايلات لذت و حظ برده و بقول خودمان شاه سودى بو ايلى
پس غرض ان نبوده که ايل شاه را پسنديده بلکه بر عکس شاه از انان لذت برده و براى بزرگان زيبا و پسنديده بودن تمام فرهنگ شاهسون
"آقای لطف الله سیف خانی"
شاهسون يعنى اينکه عده وقوم وگروه وجمعيتى که مرام و مسلک و منش و کردار ورسوم ووفرهنگشان چنان زيبا برازنده و عالى ومنزه و پاک بوده که شاه نه تنها شاه يک دوره و زمان بلکه در تمام اعصار تاريخ مورد پسند و مقبول بوده که شاه که منتخب وفرمانرواى دوران بوده و تربيت واموزش هاى بزرگى هم ديده بوده از مرام و مسلک و قانون اجتماعى اين ايلات لذت و حظ برده و بقول خودمان شاه سودى بو ايلى
پس غرض ان نبوده که ايل شاه را پسنديده بلکه بر عکس شاه از انان لذت برده و براى بزرگان زيبا و پسنديده بودن تمام فرهنگ شاهسون
"آقای لطف الله سیف خانی"
لطف الله سيف خانى:
لذا نبايد اشتباه تفسير يا برداشت کرد منظور از شاهسون اين نيست که شاه انها را پسنديده يا انتخاب کرده بلکه بر عکس وقتى شاه انان را شناخت لذت برد يعنى مرام و مسلکى بوده که شاه از شناخت ان لذت برد
بمابراين اين جمعيت قبل از اينکه فلان شاه به حگومت برسد داراى ارزش ها و هنجارها و رسومات عالى و متعالى بوده و بواسطه پسنديدن شاه چيزى به انها اضافه نشده بلکه اون شاه بوده که چيز هاى از انان اموخته مثل غيرت تعصب ازادگى رشادت تربيت افتادگى عزت نفس غرور مردانگى مردان و زنانگى زنان و برابرى و برادرى
هيج شاهسونى در درگاه و دستگاه پادشاهى چيزى نياموخته بلکه هميشه دستگاه حکومتى از انان استفاده و کمک گرفته اند
از موارد بايسته هر حکومتى قشون نظامى بوده در اين موارد هم حاکمان هميشه مشق نطام را از سوارکاران رشيد شاهسون اموخته اند
"آقای لطف الله سیف خانی"
لذا نبايد اشتباه تفسير يا برداشت کرد منظور از شاهسون اين نيست که شاه انها را پسنديده يا انتخاب کرده بلکه بر عکس وقتى شاه انان را شناخت لذت برد يعنى مرام و مسلکى بوده که شاه از شناخت ان لذت برد
بمابراين اين جمعيت قبل از اينکه فلان شاه به حگومت برسد داراى ارزش ها و هنجارها و رسومات عالى و متعالى بوده و بواسطه پسنديدن شاه چيزى به انها اضافه نشده بلکه اون شاه بوده که چيز هاى از انان اموخته مثل غيرت تعصب ازادگى رشادت تربيت افتادگى عزت نفس غرور مردانگى مردان و زنانگى زنان و برابرى و برادرى
هيج شاهسونى در درگاه و دستگاه پادشاهى چيزى نياموخته بلکه هميشه دستگاه حکومتى از انان استفاده و کمک گرفته اند
از موارد بايسته هر حکومتى قشون نظامى بوده در اين موارد هم حاکمان هميشه مشق نطام را از سوارکاران رشيد شاهسون اموخته اند
"آقای لطف الله سیف خانی"