سلاملار وسایقیلارله ، خبر تاپدیک عزیز وحؤرمتلے دیلداش وایشداشیمیز وآشیقلیق صنعتینین ده یرلے صنعتکارے سایین آشیق مسیح ا... رضائے بیزیم آرامیزدان آیریلیب و بودونیادان کوُچوب ، بو مصیبت بیزلرے ده حؤرمتلے عائله سے و..ـبرابر کدرلندیریب ، بوتون عائله سینه و عزیز قارداشلارے نا ،و ائلداشلارینه تسلیت دئیریک و بؤیوک آللاه دان اوُ رحمتلیگه باغیش ، وسئونلرینه دوزوم دیله ییریک . یاتدیقے یئر جنّت اولسون .
[2016/7/27، 20:00] فردوسی ازایل شاهسون: قیسسا : کوتاه
یورقون : خسته
یورقونام : خسته ام
یول : راه ، جاده
اوزون : دراز ، طولانی
یورقون : خسته
یورقونام : خسته ام
یول : راه ، جاده
اوزون : دراز ، طولانی
[2016/7/29، 10:03] سلیمان امیری فرد: با سلام و درود خدمت همه همتباران عزیزم
دوستان گرامی در مورد شاهسون وقتی صحبت می شود ونحو اتحاد آ ن به میان می آید
حرف وحدیث ها در مورد چگونگی تشکیل در جزئیات آ ن اختلافاتی هست وعلت آ ن هم خوب در مورد اقوام تشکیل دهنده آ ن توجه نشده است
یکی از بخشهای ایل شاهسون ایلی است که بعد ها به نام شاهسون بغدادی خوانده شده است
بنده بعضی از گفته ها ونوشته ها در مورداین ایل را خواهم نوشت
[2016/7/29، 10:38] سلیمان امیری فرد: واگر ما همه این گفتارها را مورد تجزیه تحلیل قراردهیم به این صورت است
اول در مورد ایل بغدادی:
الف:بعضی از تاریخ نگاران بر این عقیده هستند
ایل بغداد ی اکثریت آ ن از ترکانی تشکیل شده که در دوره های متوالی به اطراف کرکوک وبغداد مهاجرت کرده اند
این مهاجرت به گفته بعضی ها حدودا هزارسال قبل از میلاد مسیح وبعضی ها پارا فراتر قرداده وچند هزار قبل از میلاد مسیح می دانند که استنادشان هم به وقایع هایست که تر کان در آ نهاحضور داشته است
ب:بعضی ها هم آ ذربایجان را خواست گاه ترکان می دانند وعقیده شان بر این است که شاهسون بغدادی برای چند مدتی جهت ماموریت به کرکوک واطراف بغداد برای دفاع ومرزبانی به آ نجا رفته است ودر زمان نادر شاه به گفته بعضی از اساتید از وی خواسته اند که آ نها را به موطن خودشان باز گرداند
ان شاءالله در فرصت های دیگر در حد توان در مورد آ نها صحبت خواهیم کرد
دوستان گرامی در مورد شاهسون وقتی صحبت می شود ونحو اتحاد آ ن به میان می آید
حرف وحدیث ها در مورد چگونگی تشکیل در جزئیات آ ن اختلافاتی هست وعلت آ ن هم خوب در مورد اقوام تشکیل دهنده آ ن توجه نشده است
یکی از بخشهای ایل شاهسون ایلی است که بعد ها به نام شاهسون بغدادی خوانده شده است
بنده بعضی از گفته ها ونوشته ها در مورداین ایل را خواهم نوشت
[2016/7/29، 10:38] سلیمان امیری فرد: واگر ما همه این گفتارها را مورد تجزیه تحلیل قراردهیم به این صورت است
اول در مورد ایل بغدادی:
الف:بعضی از تاریخ نگاران بر این عقیده هستند
ایل بغداد ی اکثریت آ ن از ترکانی تشکیل شده که در دوره های متوالی به اطراف کرکوک وبغداد مهاجرت کرده اند
این مهاجرت به گفته بعضی ها حدودا هزارسال قبل از میلاد مسیح وبعضی ها پارا فراتر قرداده وچند هزار قبل از میلاد مسیح می دانند که استنادشان هم به وقایع هایست که تر کان در آ نهاحضور داشته است
ب:بعضی ها هم آ ذربایجان را خواست گاه ترکان می دانند وعقیده شان بر این است که شاهسون بغدادی برای چند مدتی جهت ماموریت به کرکوک واطراف بغداد برای دفاع ومرزبانی به آ نجا رفته است ودر زمان نادر شاه به گفته بعضی از اساتید از وی خواسته اند که آ نها را به موطن خودشان باز گرداند
ان شاءالله در فرصت های دیگر در حد توان در مورد آ نها صحبت خواهیم کرد
داستان تاریخی:
داستان تاریخی:
یدالله بیگدلی معروف به یدالله خان اسلحه دار باشی اسلحه دار مخصوص دربار در زمان حکومت رضا شاه پهلوی بوده است
اجداد یدالله خان بیگدلی همگی در نیروی نظامی دولتهای هم عصر خود دارای مقامات بالائی بودند و به همین دلیل علاوه بر داشتن ارتباط نزدیک با قوم خود در محال خرقان و خمسه، بطور معمول در پایتخت ساکن بودهاند. به همین دلیل در زمانی که یدالله خان متولد میشود پدر ایشان با درجه سرهنگی در حال خدمت در تهران بودهاست.
در جنگ قره داغ که ایوب خان میرپنج فرمانده قوای ایرانی در آن جبهه بود، رضا شاه پهلوی و یدالله خان بیگدلی نیز به عنوان نیروی نظامی در هنگ او بودند. در یکی از نبردها به دلیل نرسیدن مهمات نیروهای ایشان مجبور به عقب نشینی غیر منتظره میشوند، در این هنگام تیری به ایوب خان میرپنج اصابت میکند و او از اسبش به زمین میافتد. سواران شاهسون نیز برای پیشروی در حال نزدیک شدن بودند و نیروهای خودی نیز در حال فرار به عقب، در این حین این دو جنگجو متوجه احتمال به اسارت رفتن فرمانده خود میشوند و سریعا تصمیم میگیرند تا او را نجات دهند، آنطور که گفته شده هر دو به سمت ایوب خان میرپنج حرکت میکنند و رضا شاه با تیراندازی به سمت دشمن امکان نزدیک شدن را میگیرد و یدالله خان بیگدلی نیز فرمانده زخمی خود را از زمین بلند نموده و بر ترک اسب خود سوار میکند و سپس هر سه به عقب برمیگردند و در این زمان این دو با هم عهد برادر میبندند. این پیمان برادری تقریبا تا آخر عمر بین این دو نفر برقرار بود،یدالله خان بیگدلی پس از چند سال کار در دربار به روستای خود (کهلا) برگشته و به کشاورزی پرداختند. یدالله خان بیگدلی جزو اولین گروه از درباریان حکومت پهلوی اول بود. با توجه به رشادتی که رضا شاه از یدالله خان بیگدلی دیده بود باعث گردید تا ایشان را به عنوان محافظ و رئیس اسلحهخانه انتخاب نماید.پس از به حکومت رسیدن پهلوی دوم این حکم دوباره تجدید شد
داستان تاریخی:
یدالله بیگدلی معروف به یدالله خان اسلحه دار باشی اسلحه دار مخصوص دربار در زمان حکومت رضا شاه پهلوی بوده است
اجداد یدالله خان بیگدلی همگی در نیروی نظامی دولتهای هم عصر خود دارای مقامات بالائی بودند و به همین دلیل علاوه بر داشتن ارتباط نزدیک با قوم خود در محال خرقان و خمسه، بطور معمول در پایتخت ساکن بودهاند. به همین دلیل در زمانی که یدالله خان متولد میشود پدر ایشان با درجه سرهنگی در حال خدمت در تهران بودهاست.
در جنگ قره داغ که ایوب خان میرپنج فرمانده قوای ایرانی در آن جبهه بود، رضا شاه پهلوی و یدالله خان بیگدلی نیز به عنوان نیروی نظامی در هنگ او بودند. در یکی از نبردها به دلیل نرسیدن مهمات نیروهای ایشان مجبور به عقب نشینی غیر منتظره میشوند، در این هنگام تیری به ایوب خان میرپنج اصابت میکند و او از اسبش به زمین میافتد. سواران شاهسون نیز برای پیشروی در حال نزدیک شدن بودند و نیروهای خودی نیز در حال فرار به عقب، در این حین این دو جنگجو متوجه احتمال به اسارت رفتن فرمانده خود میشوند و سریعا تصمیم میگیرند تا او را نجات دهند، آنطور که گفته شده هر دو به سمت ایوب خان میرپنج حرکت میکنند و رضا شاه با تیراندازی به سمت دشمن امکان نزدیک شدن را میگیرد و یدالله خان بیگدلی نیز فرمانده زخمی خود را از زمین بلند نموده و بر ترک اسب خود سوار میکند و سپس هر سه به عقب برمیگردند و در این زمان این دو با هم عهد برادر میبندند. این پیمان برادری تقریبا تا آخر عمر بین این دو نفر برقرار بود،یدالله خان بیگدلی پس از چند سال کار در دربار به روستای خود (کهلا) برگشته و به کشاورزی پرداختند. یدالله خان بیگدلی جزو اولین گروه از درباریان حکومت پهلوی اول بود. با توجه به رشادتی که رضا شاه از یدالله خان بیگدلی دیده بود باعث گردید تا ایشان را به عنوان محافظ و رئیس اسلحهخانه انتخاب نماید.پس از به حکومت رسیدن پهلوی دوم این حکم دوباره تجدید شد
با سپاس ودرود خدمت همتباران عزیزم
همانطور که در برنامه قبل توضیح دادم در مورد صحبتهای که شده در مورد ایل بغدادی ما شروع به سخن می کنیم
در اول سخنم باید در مورد این مطلب که بعضی ها آ ذربایجان را مر کز جابجای تر کان می دانند باید عرض کنم که اگر ما هسته اصلی را یک جا در نظر بگیریم یک فرض اشتباه است
اولا به داستان آ غوز خان وفتوحات آ ن مغایرت دارد
دوما ما یک ملت بزرگ را در یک منطقه جغرافیایی کوچک عنوان می کنیم که این به خودی خود نمی تواند تمام ترکان را در بر گیرد
از اینکه با توجه به اسنادی که تاریخ دانان ترک شناس ارائه نمودند وآ ذربایجان را یکی از مناطق ترک پرور در طول تاریخ گفته اند قبول ما تر ک زبانان می باشد ولی با توجه به پراکندگی ترکها از شمال شرق چین تا غرب اروپا واز سیبری روسیه تا جنوب ایران عنوان اینکه فقط آ ذر بایجان مرکزیت ترک بوده درست نیست
ما در طول تاریخ مناطق متفاوتی را می بینیم که در مقطعی ترکان در انجا نفوذ وقدرت فوق العاده ای داشته اند
جناب آقای افشار بعد از اینکه تاریخ را به مصلحت حاکمان زر و زور می نویسد
بعدها در دمشق متنی از او در مورد قدامت ترکان در ایران چاپ می شود که واقعیت تاریخ ایران است وی فارسی وزیر مجموعه زبان فارسی را یک بال پرنده وبال دیگر آ ن را زبان ترکی می داند وپرواز تاریخ ایران را بودن هر دو بال می داند
بنا بر این اینکه می گویند ورود ترکان از زمان غزنویان به سمت شرق بوده دروغی بیش نیست زیرا ما ترکان کنگرلو را قبل از میلاد مسیح در ترکیه ،ارمنستان،.... در مناطق میبنیم
هونها را در دل اروپا در دوره ساسانیان ،جنگ با هخامنشیان وغیره از نفوذ ترکان با قدامت بلند به غرب حکایت دارد
ودر مورد مرکز ایران هم اگر تکامل وپیشرفت بشر را در جامعه بر اساس نظم بدانیم روستا باید باشد تا شهرک ها وشهر ها بوجود بیاید
در کنار شهرهای بزرگ ایران بودن روستاه های ترک زبان نشان از تاریخ دور آ نها در این مناطق می باشد
ولذا ترک وفارس را می توان تاریخ یک سان در این جغرافیا با توجه به نظر بزرگان دانست
همانطور که در برنامه قبل توضیح دادم در مورد صحبتهای که شده در مورد ایل بغدادی ما شروع به سخن می کنیم
در اول سخنم باید در مورد این مطلب که بعضی ها آ ذربایجان را مر کز جابجای تر کان می دانند باید عرض کنم که اگر ما هسته اصلی را یک جا در نظر بگیریم یک فرض اشتباه است
اولا به داستان آ غوز خان وفتوحات آ ن مغایرت دارد
دوما ما یک ملت بزرگ را در یک منطقه جغرافیایی کوچک عنوان می کنیم که این به خودی خود نمی تواند تمام ترکان را در بر گیرد
از اینکه با توجه به اسنادی که تاریخ دانان ترک شناس ارائه نمودند وآ ذربایجان را یکی از مناطق ترک پرور در طول تاریخ گفته اند قبول ما تر ک زبانان می باشد ولی با توجه به پراکندگی ترکها از شمال شرق چین تا غرب اروپا واز سیبری روسیه تا جنوب ایران عنوان اینکه فقط آ ذر بایجان مرکزیت ترک بوده درست نیست
ما در طول تاریخ مناطق متفاوتی را می بینیم که در مقطعی ترکان در انجا نفوذ وقدرت فوق العاده ای داشته اند
جناب آقای افشار بعد از اینکه تاریخ را به مصلحت حاکمان زر و زور می نویسد
بعدها در دمشق متنی از او در مورد قدامت ترکان در ایران چاپ می شود که واقعیت تاریخ ایران است وی فارسی وزیر مجموعه زبان فارسی را یک بال پرنده وبال دیگر آ ن را زبان ترکی می داند وپرواز تاریخ ایران را بودن هر دو بال می داند
بنا بر این اینکه می گویند ورود ترکان از زمان غزنویان به سمت شرق بوده دروغی بیش نیست زیرا ما ترکان کنگرلو را قبل از میلاد مسیح در ترکیه ،ارمنستان،.... در مناطق میبنیم
هونها را در دل اروپا در دوره ساسانیان ،جنگ با هخامنشیان وغیره از نفوذ ترکان با قدامت بلند به غرب حکایت دارد
ودر مورد مرکز ایران هم اگر تکامل وپیشرفت بشر را در جامعه بر اساس نظم بدانیم روستا باید باشد تا شهرک ها وشهر ها بوجود بیاید
در کنار شهرهای بزرگ ایران بودن روستاه های ترک زبان نشان از تاریخ دور آ نها در این مناطق می باشد
ولذا ترک وفارس را می توان تاریخ یک سان در این جغرافیا با توجه به نظر بزرگان دانست
باغدادلی شاهسئون ائلی...
ایل شاهسون بغدادی...
@Soleimanamiri
@BFarrokh
@Ashiq11
https://telegram.me/shahsevan_channel
ایل شاهسون بغدادی...
@Soleimanamiri
@BFarrokh
@Ashiq11
https://telegram.me/shahsevan_channel
Telegram
باغدادلی شاهسئون ائلی...
ایل شاهسون بغدادی...
@Soleimanamiri
@BFarrokh
@Ashiq11
@Soleimanamiri
@BFarrokh
@Ashiq11
بنام خدا
دوستان در دو متنی که خدمتتان ارائه نمودم
در مورد قدامت ترکان ومرکزیت ترکها توضیح مختصری عرض کردم
در حال حاضر در مورد دو نظریه ای که عزیزان نسبت به تشکیل ایل شاهسون و ایل بغدادی در یک جا صحبت خواهم کرد
عزیزانی که می فرمایند ایل شاهسون تشکیل شده از ترکان آ ذربایجان می باشد باید عرض کنم که قسمتی از ایلات تشکیل دهنده شاهسون بله ترکان ساکن آ ذربایجان بوده اند وبخشی از ایل شاهسون هم از کسانی است که با یون سور پاشاه از آ نا تولی به ایران آ مده اند وبعد از تشکیل اتحادیه شاهسون شاه عباس ماضی برای حمایت از ترکان لک وترکهای شیعه مذهبی که اطراف کرکوک وبغداد بودند لشگر کشی کرد وبعد از گوش مال به عثمانی ها وعوامل آ نها در منطقه عده ای را مورد لطف خود قرار داد
واز بیاتی ها وترکان لک با وی به سوی مرکز حکومت آ مدند که وارد اتحادیه شاهسون شدند
دوستان بنابراین همه اساتید از یک زاویه دید درست می فرمایند ونمی توان گفت که کلا ترکان آ ذربایجان است ویا از جاهای دیگر آ مده این در مورد اتحادیه کل شاهسون ها
دوستان در دو متنی که خدمتتان ارائه نمودم
در مورد قدامت ترکان ومرکزیت ترکها توضیح مختصری عرض کردم
در حال حاضر در مورد دو نظریه ای که عزیزان نسبت به تشکیل ایل شاهسون و ایل بغدادی در یک جا صحبت خواهم کرد
عزیزانی که می فرمایند ایل شاهسون تشکیل شده از ترکان آ ذربایجان می باشد باید عرض کنم که قسمتی از ایلات تشکیل دهنده شاهسون بله ترکان ساکن آ ذربایجان بوده اند وبخشی از ایل شاهسون هم از کسانی است که با یون سور پاشاه از آ نا تولی به ایران آ مده اند وبعد از تشکیل اتحادیه شاهسون شاه عباس ماضی برای حمایت از ترکان لک وترکهای شیعه مذهبی که اطراف کرکوک وبغداد بودند لشگر کشی کرد وبعد از گوش مال به عثمانی ها وعوامل آ نها در منطقه عده ای را مورد لطف خود قرار داد
واز بیاتی ها وترکان لک با وی به سوی مرکز حکومت آ مدند که وارد اتحادیه شاهسون شدند
دوستان بنابراین همه اساتید از یک زاویه دید درست می فرمایند ونمی توان گفت که کلا ترکان آ ذربایجان است ویا از جاهای دیگر آ مده این در مورد اتحادیه کل شاهسون ها
دوستان وهمتباران عزیز
با خبر شدیم محقق وپژوهش گر تاریخ ایلمان جناب آقای اردشیر سیف خانی به رحمت خدا رفت
خدا رحمتش کنه
با خبر شدیم محقق وپژوهش گر تاریخ ایلمان جناب آقای اردشیر سیف خانی به رحمت خدا رفت
خدا رحمتش کنه
فوت جناب آقای اردشیر سیف خانی را خدمت همه همتباران وخانواده محترمش تسلیت عرض می کنیم
[2016/8/5، 15:30] سلیمان امیری فرد: بنام خداوند بخشنده و مهربان
با عرض ادب وسلام خدمت همتباران عزیزم
در ادامه صحبت مان در مورد ایل شاهسون کمی در مورد میهن پرستی ورشادت این ایل بزرگ خواهم گفت
....این اتحاد از اتحاد های بزرگ یک حاکم دوراندیش با آ رزوهای بزرگ است که یک دگرگونی عظیمی را در مملکت ومنطقه خاور میانه شد
این ایل برای ایجاد امنیت در داخل ومرزهای ایران زمین از همه توان وقدرت خود استفاده کرد وهیچ وقت برای خودش وسواستفاده از موقعیتهای که برایش شده بود نکرد بلکه مثل یک سرباز همیشه برای جانبازی وافتخار برای ایران عزیز بود
. ..دوست ودشمن کارهای آ نها را ستودند حتی تاریخ نویسان خارجی که از فرصت استفاده کرده ووارد اطلاعات امنیتی ایران شده اند عشق به ایران وحس میهن پرستی این مردمان را مورد تعریف وتمجید خود قرار داده اند وبه چشم یک جنتلمن به آ نها نگاه کرده اند
[2016/8/5، 15:45] سلیمان امیری فرد: اگر کمی خوش بینانه به این ایل نگاه کنیم می بینیم که حاکمان هم از اینکه این اتحادیه را بتوانند در کنار خود داشته باشند امتیازات مقطعی را به آ نها داده اند واگر این ایل می خواست در هریک از زمانهای که تعین کننده سر نوشت مملکت بود از موقعیت برای به دست گرفتن قدرت استفاده کنند می توانست ولی چون ژن وذات آ نها بر اساس صداقت وامانت داری مقدم می باشد خیانت وپشت کردن به تعهدات خود نمی باشند
لذا ملت پاک سرشت وایرانی اصیل می باشند که تاریخ قدامت اکثر آ نها با تاریخ ایران زمین یک است ....
با عرض ادب وسلام خدمت همتباران عزیزم
در ادامه صحبت مان در مورد ایل شاهسون کمی در مورد میهن پرستی ورشادت این ایل بزرگ خواهم گفت
....این اتحاد از اتحاد های بزرگ یک حاکم دوراندیش با آ رزوهای بزرگ است که یک دگرگونی عظیمی را در مملکت ومنطقه خاور میانه شد
این ایل برای ایجاد امنیت در داخل ومرزهای ایران زمین از همه توان وقدرت خود استفاده کرد وهیچ وقت برای خودش وسواستفاده از موقعیتهای که برایش شده بود نکرد بلکه مثل یک سرباز همیشه برای جانبازی وافتخار برای ایران عزیز بود
. ..دوست ودشمن کارهای آ نها را ستودند حتی تاریخ نویسان خارجی که از فرصت استفاده کرده ووارد اطلاعات امنیتی ایران شده اند عشق به ایران وحس میهن پرستی این مردمان را مورد تعریف وتمجید خود قرار داده اند وبه چشم یک جنتلمن به آ نها نگاه کرده اند
[2016/8/5، 15:45] سلیمان امیری فرد: اگر کمی خوش بینانه به این ایل نگاه کنیم می بینیم که حاکمان هم از اینکه این اتحادیه را بتوانند در کنار خود داشته باشند امتیازات مقطعی را به آ نها داده اند واگر این ایل می خواست در هریک از زمانهای که تعین کننده سر نوشت مملکت بود از موقعیت برای به دست گرفتن قدرت استفاده کنند می توانست ولی چون ژن وذات آ نها بر اساس صداقت وامانت داری مقدم می باشد خیانت وپشت کردن به تعهدات خود نمی باشند
لذا ملت پاک سرشت وایرانی اصیل می باشند که تاریخ قدامت اکثر آ نها با تاریخ ایران زمین یک است ....
[2016/8/6، 9:32] سلیمان امیری فرد: ...همه جا بوی نیرنگ وخیانت می داد دیگر به بدنه اصلی حکومت هم نمی شد اعتماد کرد
هرکسی که توانای داشت ومی توانست در تصمیم گیری ها نظر بدهد دنبال گرفتن امتیاز برای طرفداری از کسی بود شاه جوان چند مدت بود که دیگر تحمل این بی فرمانی وسرکشی را نداشت بامشاورخود مشورت کرد تا بتواند به این بی نظمی ونا فرمانی ها پایان دهد
اگر یک فکر ویک اندیشه ای در پشت این مشورت در ذهن شاه جوان نبود شاید ایرانی دیگر وجود نداشت زیرا هرکسی برای خودش،منطقه نفوذی را در نظر گرفته بود که در صورت بر آ ورد نشدن خواسته اش برای حکومت روبه ضعف مشکلاتی راایجاد می کردند
[2016/8/6، 17:24] سلیمان امیری فرد: ...شاه جوان پنجمین حکمران صفوی از قزلباشهای دو رو وریا کار دل خونی داشت با اون حال که از جنایت بر مادر وبرادرش به خوبی یادش نمی آ مد
ولی می دانست کوچکترین اشتباه مساویست با مرگ
...او شبها در رویای یک حکومت مقتدر که بتواند با کشورهای بزرگ دادوستد بازرگانی یر به یر داشته باشد سر را به روی بالش می گذاشت درست که از نظر جثه خیلی قوی ونیرومند نبود ولی از نظر دور اندیشی وسیاست نابغه روزگار بود و آ موزش دیده مشاوران فوق العاده با هوش از جمله شاه قلی سلطان اوستاجلو وعلی قلی خان شاملو بود که به علت وابستگی عاطفی همسر قلی خان شاملو را بعد از اینکه به پادشاهی رسید در یک سخنرانی از کمک ها وزحمات وی قدردانی ولقب ننه رااعطا کرد وبعنوان بانوی اعظم حرمسرای سلطنتی انتخاب کرد
این خاطرات را برای این نقل کردم تا دوران اولیه حکومت شاه عباس ماضی در ذهن ها تداعی وعلت نیاز یک ارتش وفادار وجانثار را بتوان بخوبی درک کرد ....
هرکسی که توانای داشت ومی توانست در تصمیم گیری ها نظر بدهد دنبال گرفتن امتیاز برای طرفداری از کسی بود شاه جوان چند مدت بود که دیگر تحمل این بی فرمانی وسرکشی را نداشت بامشاورخود مشورت کرد تا بتواند به این بی نظمی ونا فرمانی ها پایان دهد
اگر یک فکر ویک اندیشه ای در پشت این مشورت در ذهن شاه جوان نبود شاید ایرانی دیگر وجود نداشت زیرا هرکسی برای خودش،منطقه نفوذی را در نظر گرفته بود که در صورت بر آ ورد نشدن خواسته اش برای حکومت روبه ضعف مشکلاتی راایجاد می کردند
[2016/8/6، 17:24] سلیمان امیری فرد: ...شاه جوان پنجمین حکمران صفوی از قزلباشهای دو رو وریا کار دل خونی داشت با اون حال که از جنایت بر مادر وبرادرش به خوبی یادش نمی آ مد
ولی می دانست کوچکترین اشتباه مساویست با مرگ
...او شبها در رویای یک حکومت مقتدر که بتواند با کشورهای بزرگ دادوستد بازرگانی یر به یر داشته باشد سر را به روی بالش می گذاشت درست که از نظر جثه خیلی قوی ونیرومند نبود ولی از نظر دور اندیشی وسیاست نابغه روزگار بود و آ موزش دیده مشاوران فوق العاده با هوش از جمله شاه قلی سلطان اوستاجلو وعلی قلی خان شاملو بود که به علت وابستگی عاطفی همسر قلی خان شاملو را بعد از اینکه به پادشاهی رسید در یک سخنرانی از کمک ها وزحمات وی قدردانی ولقب ننه رااعطا کرد وبعنوان بانوی اعظم حرمسرای سلطنتی انتخاب کرد
این خاطرات را برای این نقل کردم تا دوران اولیه حکومت شاه عباس ماضی در ذهن ها تداعی وعلت نیاز یک ارتش وفادار وجانثار را بتوان بخوبی درک کرد ....
Soleiman Amiri:
بنام خداوند بخشنده و مهربان
با عرض ادب واحترام خدمت همتباران وهم زبانان محترم وبا کسب اجازه از اساتید وبزرگان گروه بنده خاطره ای از حس ناسیونالیستی شاهسون نسبت به هم را بیان می کنم تا ان شاءالله مورد قبول سروران قرار گیرد
.....در اواخر تابستان در زمین مسطح کور قویو( چاه بدون آ ب) سازانا با بالابان دل از مردان وزنان ایل میبرد وصدای دهل دل دشت را مشق مردان وزنان کرده بود
طوری شورو وشادی در بین مردم ایجاد شده بود که همه محو رقص وپای کوبی بودند
...چند نفری در کناری با هم نقشه شومی برای چادر شاهسون ها می کشیدند ونقشه خود را وقتی مرور می کردند متوجه یک مرد با غیرت ایل نشده بودند
دلیر مرد ایل کار خود را نیمه رها کرده وبه سمت اوبای که عروسی بود حرکت کرد به سرعت خود را به اوبا رساند برای اینکه نظم عروسی را بهم نزند یکی از خویشان خود که در عروسی بود را صدا کرد وماجرای مردان بد گمان را شرح داد
...فورا چند نفر بدون اینکه کسی متوجه شود خودشان را به چادر های که از عروسی فاصله داشتند رساندند بعداز چند دقیقه ای مردان بد گمان بی خبر از وضعیت چادر ها خودشان را به چادرهای دور از مکان عروسی رساندند خیلی آ روم ویواش شیش یا چوب اتصال پستک با چادر را از پشت چادر باز می کردند که متوجه مردان آ ماده در چادر شدند با دیدن این وضعیت پا به فرار گذاشتند
وچون شناخته شده بودند از ترسشان چند مدتی خود را پنهان کردند
...اگر آ ن مرد دانا وغیور احساس مسئولیت در قبال هم ایلیهای خود نمی کرد ......
بنام خداوند بخشنده و مهربان
با عرض ادب واحترام خدمت همتباران وهم زبانان محترم وبا کسب اجازه از اساتید وبزرگان گروه بنده خاطره ای از حس ناسیونالیستی شاهسون نسبت به هم را بیان می کنم تا ان شاءالله مورد قبول سروران قرار گیرد
.....در اواخر تابستان در زمین مسطح کور قویو( چاه بدون آ ب) سازانا با بالابان دل از مردان وزنان ایل میبرد وصدای دهل دل دشت را مشق مردان وزنان کرده بود
طوری شورو وشادی در بین مردم ایجاد شده بود که همه محو رقص وپای کوبی بودند
...چند نفری در کناری با هم نقشه شومی برای چادر شاهسون ها می کشیدند ونقشه خود را وقتی مرور می کردند متوجه یک مرد با غیرت ایل نشده بودند
دلیر مرد ایل کار خود را نیمه رها کرده وبه سمت اوبای که عروسی بود حرکت کرد به سرعت خود را به اوبا رساند برای اینکه نظم عروسی را بهم نزند یکی از خویشان خود که در عروسی بود را صدا کرد وماجرای مردان بد گمان را شرح داد
...فورا چند نفر بدون اینکه کسی متوجه شود خودشان را به چادر های که از عروسی فاصله داشتند رساندند بعداز چند دقیقه ای مردان بد گمان بی خبر از وضعیت چادر ها خودشان را به چادرهای دور از مکان عروسی رساندند خیلی آ روم ویواش شیش یا چوب اتصال پستک با چادر را از پشت چادر باز می کردند که متوجه مردان آ ماده در چادر شدند با دیدن این وضعیت پا به فرار گذاشتند
وچون شناخته شده بودند از ترسشان چند مدتی خود را پنهان کردند
...اگر آ ن مرد دانا وغیور احساس مسئولیت در قبال هم ایلیهای خود نمی کرد ......
Soleiman Amiri:
بنام خداوند بخشنده و مهربان
با کسب اجازه از همه اساتید ومدیران گروه
جناب سادات عزیز در مورد لک سئوال فرموده بودید با توجه به صحبت های که قبلا در این مورد داشتیم بنده مختصری در این زمینه خدمتتان خواهم گفت
در سته که لک ،لر،کرد زیر مجموعه زبان فارس آ ورده شده در تقسیمات زبان
ولی از نظر تاریخی هریک به دوره های خاصی با قدامت متفاوت مربوط می شود
لک بیشترین وقدیمی ترین تاریخ را با 7000 الی12000 می باشد
واگر بنا به گفته تاریخ نویسان لر وکرد را آ ریای بدانیم تاریخی بین 3500الی 4000 سال را می توان در نظر گرفت
برای اینکه بحث را به مسیر واقعی آ ن بکشیم باید در مورد معنی لغوی آ ن کمی تامل کنیم
لک با توجه به معنی که جناب دهخدا به آ ن با توجه به خود تاریخ لک ها داده به جمع یکصد هزار گفته شده
برای کلمه لک در اکثر زبان ملت ها معنی تعداد ی داده اند در زبان عربی ،اردو وسانسگریت وغیره هرکدام تعداد خاصی را عنوان کرده اند
واگر کمی عمیق تر به کلمه نگاه کنیم می بینیم لک یعنی تکه ویا تکه ای از یک اصل
ودر زبان مادری خودمان هم لکه همان معنی جزء از کل را می دهد
بنابراین باید کلیتی فرض کرد وبعد نسبت به جزء آ ن تعداد تعریف کرد
واما در مورد لک ،لر لک،کرد لک و ترک لک
با توجه به صحبتی که کردیم بنابر این لک قدیمی تر از دیگر اقوام ساکن در منطقه می باشد ودر اصطلاح اقوام دیگر وارد سر زمین لکها در مر حله اول برای امنیت ودر امان ماندن از حمله دیگر اقوام شده اند
بنده با مثالی گفتگو را ادامه خواهم داد دوستان در حال حاضر که همه ما ترک زبان هستیم هر کدام ما را نسبت به شهری می دهند مثل ترک قزوین ،ترک ساوه و.....کمی دقت کنیم می بینیم که به عللی در شهرهای دیگر سکنه گرفتیم آ ن شهر پسوند اصل ما شده وما را به آ ن شهر نسبت داده
در مورد لک واقوامی هم که به محدوده وقلمرو آ نها وارد شده اند کلمه لک را بصورت پسوند به دنبال نام قومیت خودش می کشد
ویا اگر در قالب ریاضی به خواهیم آ نرا بیان کنیم لک مجموعه واقوامی که نام لک را یدک می کشند زیر مجموعه می باشند
لازم به توضیح است همه اقوام لر،کرد،ترک لک نمی باشند بلکه آ نها ی که در زمان اقتدار لک ها در منطقه آ نها برای امنیت ویا علل دیگر وارد شده وآ نجا را محل سکونت خود قرار داده اند پسوند لک را دارا می باشند
بنام خداوند بخشنده و مهربان
با کسب اجازه از همه اساتید ومدیران گروه
جناب سادات عزیز در مورد لک سئوال فرموده بودید با توجه به صحبت های که قبلا در این مورد داشتیم بنده مختصری در این زمینه خدمتتان خواهم گفت
در سته که لک ،لر،کرد زیر مجموعه زبان فارس آ ورده شده در تقسیمات زبان
ولی از نظر تاریخی هریک به دوره های خاصی با قدامت متفاوت مربوط می شود
لک بیشترین وقدیمی ترین تاریخ را با 7000 الی12000 می باشد
واگر بنا به گفته تاریخ نویسان لر وکرد را آ ریای بدانیم تاریخی بین 3500الی 4000 سال را می توان در نظر گرفت
برای اینکه بحث را به مسیر واقعی آ ن بکشیم باید در مورد معنی لغوی آ ن کمی تامل کنیم
لک با توجه به معنی که جناب دهخدا به آ ن با توجه به خود تاریخ لک ها داده به جمع یکصد هزار گفته شده
برای کلمه لک در اکثر زبان ملت ها معنی تعداد ی داده اند در زبان عربی ،اردو وسانسگریت وغیره هرکدام تعداد خاصی را عنوان کرده اند
واگر کمی عمیق تر به کلمه نگاه کنیم می بینیم لک یعنی تکه ویا تکه ای از یک اصل
ودر زبان مادری خودمان هم لکه همان معنی جزء از کل را می دهد
بنابراین باید کلیتی فرض کرد وبعد نسبت به جزء آ ن تعداد تعریف کرد
واما در مورد لک ،لر لک،کرد لک و ترک لک
با توجه به صحبتی که کردیم بنابر این لک قدیمی تر از دیگر اقوام ساکن در منطقه می باشد ودر اصطلاح اقوام دیگر وارد سر زمین لکها در مر حله اول برای امنیت ودر امان ماندن از حمله دیگر اقوام شده اند
بنده با مثالی گفتگو را ادامه خواهم داد دوستان در حال حاضر که همه ما ترک زبان هستیم هر کدام ما را نسبت به شهری می دهند مثل ترک قزوین ،ترک ساوه و.....کمی دقت کنیم می بینیم که به عللی در شهرهای دیگر سکنه گرفتیم آ ن شهر پسوند اصل ما شده وما را به آ ن شهر نسبت داده
در مورد لک واقوامی هم که به محدوده وقلمرو آ نها وارد شده اند کلمه لک را بصورت پسوند به دنبال نام قومیت خودش می کشد
ویا اگر در قالب ریاضی به خواهیم آ نرا بیان کنیم لک مجموعه واقوامی که نام لک را یدک می کشند زیر مجموعه می باشند
لازم به توضیح است همه اقوام لر،کرد،ترک لک نمی باشند بلکه آ نها ی که در زمان اقتدار لک ها در منطقه آ نها برای امنیت ویا علل دیگر وارد شده وآ نجا را محل سکونت خود قرار داده اند پسوند لک را دارا می باشند
Soleiman Amiri:
بنام آ نکه با روح خود رویای بی انتها را برایم ترسیم کرد
با عرض ادب و سلام خدمت یکا یک عزیزان
با کسب اجازه از بزرگان واندیشمندان گروه جمع بندی در مورد موضوع گفتگوی روز گذشته چند سطری مزاحمتان خواهم بود
با تشکر از جناب متحدیان بزرگوار که با قلم بسیار شیوایشان در مورد چگونگی بوجود آ مدن کشوری بنام ایران واقوام تشکیل دهنده آن ودر مورد ایل ،عشایر،طایفه،تیره مطالب بسیار مفید ی را ارائه نمودند
با سپاس وتشکر از عزیزانی که باپیگیری مداوم خود در مورد گفتگو ها باعث دلگرمی می شوند
تعریف لغوی لک :
در زبان فارسی برای کلمه لک معنی قسمت مختلف از اصل آ ورده شده دهخدا برای تعریف لک :لک خرابی روی سیب ویا هرلک درکلیت را آ ورده
در انگلیسی:
معنی لک به انگلیسی
اسم
speck
ذره , نقطه , خال , لک , لکه یا خال میوه
spot
نقطه , موقعیت , خال , لکه , لک , مکان , لحظه , محل , موضع , زمان مختصر
stain
الودگی , ننگ , لکه , لک , داغ , الایش , زنگ زدگی
blot
لکه , لک , بد نامی
stigma
خال , لک , داغ , بر امدگی , کلاله , لکه ننگ , داغ ننگ
معنی لغوی لک در همه زبانها به یک معنی دلالت می کند
دهخدا در مورد کاربرد دیگر لک می گوید هر صدهزارنفر یک لک بوده که تشکیل اقوام لک ها هم برمبنای این است
حتی در زبانهای دیگر هم مثل اردو،سانسکریت،عربی لک رابه معنی تعداد و هریک به مقدار متفاوت آ ورده شده
ریشه وزبان قوم لک :
قوم لک به مثال قوم های دیگری چون لر و کرد خود صاحب تمدن و ریشه ایی مستقل است
از اقوام بومی ایران-عیلامیان-کاسیان-لولوبیان ریشه دارد.که از نخستین قوم هایی است که در این امپراطوری ها تاثیر گذاشته است.و از نظر دستور زبانی دارای بنیه ایی عمیق که از نظر تعداد لغت به سی هزاران می رسد و قدمت تاثیرات این زبان تا به اوستا و پهلوی قد خود را می رساند
زبان لک :لکی است
اقوام دیگر لک:
کرد،لر،ترک پسوند لکی را به عللی به دنبال خود هزاران سال است که می کشند وهر یک زبان وریشه خود را دارند
چون موضوع گفتگوی ما در مورد ترک لک بود به دیگر اقوام نمی پردازیم چند خطی در مورد ترک لک خواهم نوشت
ترکان لک تاریخی چند هزار سال را پیشینه خود دارند
ما در تاریخ در اوایل میلاد به ترکان لک بر می خوریم که حکومت ساسا نیان وروم برای توازون قدرت برای استفاده از این قوم همت می گمارند
در اوایل صفویه پیوستن ترکان لک با شاه اسماعیل آ ورده شده
اسکندر بیک ترکمان در وقایع سال1034ه ق حمله شاه عباس به بغداد ازقلعه لک ویا قلعه زهاب وپیوستن حاجی بیک لک سخن به میان می آ ورد
عباس عزاوی می نویسد قبایل لک ایرانی در شمال وجنوب عراق پراکنده هستند تابع قبیله قراالوس می باشند وشیعه مذهب وترک زبان هستند
کارستن نیبور نیز درسال1764م از وجود یک هزار چادر نشین ترک لک در ناحیه سیواس وآ نکارا می گوید
نشانها بسیار زیاد است برای تاریخ و زبان ترکان لک....دوستان با توجه به توضیحات بالا ترکان لک از ترکان آ غوزمی باشند ودارای پیشینه چند هزار ساله در ایران بوده وجزءاقوام ایرانی الاصل محسوب میشوند
وبخاطر عوامل جبری ویا اختیاری در ایران ،ترکیه،عراق،قفقاز،آ لبانی ودیگر کشورهاپراکنده می باشند
از ترکان لک ساکن در دیار بکر ،موصل ،بغداد و...وارد سپاه شاه عباس ماضی به نام شاهسون شدند وبعدها با دیگر طوایف ترک که درتاریخ همراه شده اند شاهسون بغدادی نام گرفته اند
وسلام
تا نفس دیگر همه عزیزان به درود
بنام آ نکه با روح خود رویای بی انتها را برایم ترسیم کرد
با عرض ادب و سلام خدمت یکا یک عزیزان
با کسب اجازه از بزرگان واندیشمندان گروه جمع بندی در مورد موضوع گفتگوی روز گذشته چند سطری مزاحمتان خواهم بود
با تشکر از جناب متحدیان بزرگوار که با قلم بسیار شیوایشان در مورد چگونگی بوجود آ مدن کشوری بنام ایران واقوام تشکیل دهنده آن ودر مورد ایل ،عشایر،طایفه،تیره مطالب بسیار مفید ی را ارائه نمودند
با سپاس وتشکر از عزیزانی که باپیگیری مداوم خود در مورد گفتگو ها باعث دلگرمی می شوند
تعریف لغوی لک :
در زبان فارسی برای کلمه لک معنی قسمت مختلف از اصل آ ورده شده دهخدا برای تعریف لک :لک خرابی روی سیب ویا هرلک درکلیت را آ ورده
در انگلیسی:
معنی لک به انگلیسی
اسم
speck
ذره , نقطه , خال , لک , لکه یا خال میوه
spot
نقطه , موقعیت , خال , لکه , لک , مکان , لحظه , محل , موضع , زمان مختصر
stain
الودگی , ننگ , لکه , لک , داغ , الایش , زنگ زدگی
blot
لکه , لک , بد نامی
stigma
خال , لک , داغ , بر امدگی , کلاله , لکه ننگ , داغ ننگ
معنی لغوی لک در همه زبانها به یک معنی دلالت می کند
دهخدا در مورد کاربرد دیگر لک می گوید هر صدهزارنفر یک لک بوده که تشکیل اقوام لک ها هم برمبنای این است
حتی در زبانهای دیگر هم مثل اردو،سانسکریت،عربی لک رابه معنی تعداد و هریک به مقدار متفاوت آ ورده شده
ریشه وزبان قوم لک :
قوم لک به مثال قوم های دیگری چون لر و کرد خود صاحب تمدن و ریشه ایی مستقل است
از اقوام بومی ایران-عیلامیان-کاسیان-لولوبیان ریشه دارد.که از نخستین قوم هایی است که در این امپراطوری ها تاثیر گذاشته است.و از نظر دستور زبانی دارای بنیه ایی عمیق که از نظر تعداد لغت به سی هزاران می رسد و قدمت تاثیرات این زبان تا به اوستا و پهلوی قد خود را می رساند
زبان لک :لکی است
اقوام دیگر لک:
کرد،لر،ترک پسوند لکی را به عللی به دنبال خود هزاران سال است که می کشند وهر یک زبان وریشه خود را دارند
چون موضوع گفتگوی ما در مورد ترک لک بود به دیگر اقوام نمی پردازیم چند خطی در مورد ترک لک خواهم نوشت
ترکان لک تاریخی چند هزار سال را پیشینه خود دارند
ما در تاریخ در اوایل میلاد به ترکان لک بر می خوریم که حکومت ساسا نیان وروم برای توازون قدرت برای استفاده از این قوم همت می گمارند
در اوایل صفویه پیوستن ترکان لک با شاه اسماعیل آ ورده شده
اسکندر بیک ترکمان در وقایع سال1034ه ق حمله شاه عباس به بغداد ازقلعه لک ویا قلعه زهاب وپیوستن حاجی بیک لک سخن به میان می آ ورد
عباس عزاوی می نویسد قبایل لک ایرانی در شمال وجنوب عراق پراکنده هستند تابع قبیله قراالوس می باشند وشیعه مذهب وترک زبان هستند
کارستن نیبور نیز درسال1764م از وجود یک هزار چادر نشین ترک لک در ناحیه سیواس وآ نکارا می گوید
نشانها بسیار زیاد است برای تاریخ و زبان ترکان لک....دوستان با توجه به توضیحات بالا ترکان لک از ترکان آ غوزمی باشند ودارای پیشینه چند هزار ساله در ایران بوده وجزءاقوام ایرانی الاصل محسوب میشوند
وبخاطر عوامل جبری ویا اختیاری در ایران ،ترکیه،عراق،قفقاز،آ لبانی ودیگر کشورهاپراکنده می باشند
از ترکان لک ساکن در دیار بکر ،موصل ،بغداد و...وارد سپاه شاه عباس ماضی به نام شاهسون شدند وبعدها با دیگر طوایف ترک که درتاریخ همراه شده اند شاهسون بغدادی نام گرفته اند
وسلام
تا نفس دیگر همه عزیزان به درود
Soleiman Amiri:
....هوا داشت روبه سردی می رفت مردم ایل دست وبال خود را جمع وجور می کردند تا به قشلاق بروند
گوسفند ها به نزدیکی منطقه روستاه رفته بود ودهاتیها چند نفری به چوپانها حمله کرده بودند وگوسفندها را از آ نهاگرفته وبه سمت ده حرکت داده بودند
در ییلاق درویش ،شیخ جواد وجواد خواهر زاده درویش در سایه چادر نشسته واز خاطرات گذشته گل می گفتن وگل می شنیدند صدای خنده آ نها هر شنونده ای را وادار به مکث می کرد تا به صحبت های آ نها گوش دهد درویش گاهن چگور خود را برسینه می فشورد وبصورت حماسی با یئر های کور اوغلو با صدای گیرایش اطرافیان را به وجد می آ ورد وهمه مست هنر نمای درویش می شدند یک ان هاوار ،هاوار داوارلاری آ پاردیلا نظم مجلس را به هم زد همه با عجله بلند شدند وبه سمت صدا حرکت کردند چوپان بینوا نفس زنان گفت داوار لاری آ پاردیلا ونفس زنان جریان را خلاصه وار باصدای قطع و وصل تکرا می کرد
همه به هم نگاه کردند انگار رمق حرکت کردند بخاطر این موضوع از شون گر فته شده بود کی می توانست گوسفند ها که الاًنزدیکهای روستا بودرا برگرداند
درویش گفت این که نمی شود ما اینجا باشیم واموال ما را ببرند وما منتظر خان وپاسگاه بشویم
این یعنی غیرت شاهسون با قیض جابجا شدو
یک لحظه به طرف چادر رفت واز داخل مفرج چوب بادام را بیرون کشید وشلوار رابه قول قدیمی ها قروادی اوخاریا اگر اشتباه نکنم از کنارها شلوار را به زیر بند تا کردن ،پاشنه گیوه را کشید پدرم می گوید یک اوبهتی گرفت که نگو خیز برای پس گرفتن گوسفند ها گرفت دیگران هم رشید بودند ولی درویش پسر علی کجا دیگران کجا
.....دهاتی ها با عجله گوسفند هارا می خواستند به ده برسانند نزدیکیهای ده وقتی مرد رشیدی را دیدند که با یک چوب دستی روغن کاری شده که با تابش خورشید برقش گاهن چشم را می گرفت از ابهت آ ن مرد خشک شان زد مرد به تنهای با حرکت ماهرانه دونفر ی که پیشواز آ مده بودند را از سر راه برداشت واز ورود گوسفند به ده جلوگیری کرد
دیگر دهاتیها با توجه به خبردارشدن از آ وردن گوسفند های یکی از اوبای شاهسون برای چپاول وحیف ومیل گوسفند ها برای بهانه گندم ها را پامال کرده اند همه آ مده بودند حدودا بیست ویا بیست وپنج نفری می شدند
....وقتی حرکت دلاورانه مرد رشید را دیدند وبا حرکت منظم به سمت هدف پیش می رفت برای اینکه مورد حمله این دلیر مرد قرار نگیرند حالت دفاعی به خود گرفتند واین فر صتی بود که این مرد فکور مسیر حرکت گوسفند ها را تغییر دهد
پدر می گوید وقتی ما به نزدیکی محل درگیری رسیدیم گوسفند ها به سمت ما در حال حرکت بودند ودهاتیها از درویش فاصله گرفته وچندتا چندتا چند تاکنار هم وایساده بودند ونظارگر هی هی گفتن درویش بودند ....
....هوا داشت روبه سردی می رفت مردم ایل دست وبال خود را جمع وجور می کردند تا به قشلاق بروند
گوسفند ها به نزدیکی منطقه روستاه رفته بود ودهاتیها چند نفری به چوپانها حمله کرده بودند وگوسفندها را از آ نهاگرفته وبه سمت ده حرکت داده بودند
در ییلاق درویش ،شیخ جواد وجواد خواهر زاده درویش در سایه چادر نشسته واز خاطرات گذشته گل می گفتن وگل می شنیدند صدای خنده آ نها هر شنونده ای را وادار به مکث می کرد تا به صحبت های آ نها گوش دهد درویش گاهن چگور خود را برسینه می فشورد وبصورت حماسی با یئر های کور اوغلو با صدای گیرایش اطرافیان را به وجد می آ ورد وهمه مست هنر نمای درویش می شدند یک ان هاوار ،هاوار داوارلاری آ پاردیلا نظم مجلس را به هم زد همه با عجله بلند شدند وبه سمت صدا حرکت کردند چوپان بینوا نفس زنان گفت داوار لاری آ پاردیلا ونفس زنان جریان را خلاصه وار باصدای قطع و وصل تکرا می کرد
همه به هم نگاه کردند انگار رمق حرکت کردند بخاطر این موضوع از شون گر فته شده بود کی می توانست گوسفند ها که الاًنزدیکهای روستا بودرا برگرداند
درویش گفت این که نمی شود ما اینجا باشیم واموال ما را ببرند وما منتظر خان وپاسگاه بشویم
این یعنی غیرت شاهسون با قیض جابجا شدو
یک لحظه به طرف چادر رفت واز داخل مفرج چوب بادام را بیرون کشید وشلوار رابه قول قدیمی ها قروادی اوخاریا اگر اشتباه نکنم از کنارها شلوار را به زیر بند تا کردن ،پاشنه گیوه را کشید پدرم می گوید یک اوبهتی گرفت که نگو خیز برای پس گرفتن گوسفند ها گرفت دیگران هم رشید بودند ولی درویش پسر علی کجا دیگران کجا
.....دهاتی ها با عجله گوسفند هارا می خواستند به ده برسانند نزدیکیهای ده وقتی مرد رشیدی را دیدند که با یک چوب دستی روغن کاری شده که با تابش خورشید برقش گاهن چشم را می گرفت از ابهت آ ن مرد خشک شان زد مرد به تنهای با حرکت ماهرانه دونفر ی که پیشواز آ مده بودند را از سر راه برداشت واز ورود گوسفند به ده جلوگیری کرد
دیگر دهاتیها با توجه به خبردارشدن از آ وردن گوسفند های یکی از اوبای شاهسون برای چپاول وحیف ومیل گوسفند ها برای بهانه گندم ها را پامال کرده اند همه آ مده بودند حدودا بیست ویا بیست وپنج نفری می شدند
....وقتی حرکت دلاورانه مرد رشید را دیدند وبا حرکت منظم به سمت هدف پیش می رفت برای اینکه مورد حمله این دلیر مرد قرار نگیرند حالت دفاعی به خود گرفتند واین فر صتی بود که این مرد فکور مسیر حرکت گوسفند ها را تغییر دهد
پدر می گوید وقتی ما به نزدیکی محل درگیری رسیدیم گوسفند ها به سمت ما در حال حرکت بودند ودهاتیها از درویش فاصله گرفته وچندتا چندتا چند تاکنار هم وایساده بودند ونظارگر هی هی گفتن درویش بودند ....
Soleiman Amiri:
بنام خداوندی که روز وشب به فرمان اوست
دوستان با عرض سلام وصبح بخیر بنا به تقاضای یکی از سروران می خواهم در مورد واقعه اسعد نظام کم کی قلم فرسای کنم اگر چنانچه اشتباهاتی بود در شخصی لطف کنید به بنده اعلام بفرمائید تا نسبت به آ ن بنام حضرت عالی اصلاحیه بنویسم
از همه عزیزان ممنون ومتشکر می باشم که به متنهای گروه ریز بینانه توجه می کنند
...سال 1320هجری قمری برابر با 1281هجری شمسی
....تابستان ییلاق طایفه شیخلی (شیخلر)در کنار رودخانه ویس آ باد چادر ها را برافراشته تا از تابستان گرم در این منطقه خوش آ ب وهوا نهایت استفاده را ببرند هر روز کار اهالی ایل با نام خدا وتوکل جستن از قدرت بی کران آ ن شروع وشب را با سپاس از خالق بی همتا بخاطر نعمت های بیشمارش به پایان می رساندن
..روزها سپری می شد ودل پاک مردان ایل بخاطر فوفور نعمات خداوند دعا گو وثنا گوی حی داور بود
...تابستان نهایت گرامایش را با اوایل مرداد به نمایش می گذاشت چوپانها ظهر گوسفند ها را برای دوشیدن شیر به ییلاق می آ وردند واز گرمی گرمای تابستان با آ ب خنک تولوق (مشک آ ب) به جان خود جانی دیگر می دادند وشیر زنهای ایل با قوشا (ردیف بستن)گوسفند ان با نجوای زیبا شروع به دوشیدن شیر می کردند نجوای بانوهای ایل حرکتی بود بر کارپر بارشان ....
یک آ ن ابر سرکشی در گرمای تابستان نمایان شد همه چیز با غرش آ سمان وبا رعد وبرق وبا بارش تگرگ وباران به هم خورد در یک چشم بر هم زدن رودخانه پر از آ ب وتلاطم سیلاب دشت را در هم پیچید وقتی فروکش کرد نه اسعد نظام بود ونه اهلبیتش همه را سیل با خودش برده بود تا یک تراژدی غمناک برای ایل باشد شاعرها واهل ذوق بخاطر اون واقعه شعرها وغمنامه ها گفتند:
دومان گه ل لی له ر داغی نی بورودو
دولو ویردی قه یه له رده ن اریدی
هه رده ره ده ن بیر قاننی سئل یئریدی
بوسئل ویردی خانیمانیم داغیددی
فه له گ ویردی دودوما نیم داغیدی
آ پارما سئل ،آ پراماسئل آ مان نی
اکبر خان،اسد خان من نه ن( نه یه) یامانی
ائل به یی یه مبیر چه گ له ریم اویمادی
من گه لئردیم مه نی فه له گ قویمادی
ایککی باجیم آ غلاما خدان دویمادی
.....
تا نفسی دیگر بدرود
بنام خداوندی که روز وشب به فرمان اوست
دوستان با عرض سلام وصبح بخیر بنا به تقاضای یکی از سروران می خواهم در مورد واقعه اسعد نظام کم کی قلم فرسای کنم اگر چنانچه اشتباهاتی بود در شخصی لطف کنید به بنده اعلام بفرمائید تا نسبت به آ ن بنام حضرت عالی اصلاحیه بنویسم
از همه عزیزان ممنون ومتشکر می باشم که به متنهای گروه ریز بینانه توجه می کنند
...سال 1320هجری قمری برابر با 1281هجری شمسی
....تابستان ییلاق طایفه شیخلی (شیخلر)در کنار رودخانه ویس آ باد چادر ها را برافراشته تا از تابستان گرم در این منطقه خوش آ ب وهوا نهایت استفاده را ببرند هر روز کار اهالی ایل با نام خدا وتوکل جستن از قدرت بی کران آ ن شروع وشب را با سپاس از خالق بی همتا بخاطر نعمت های بیشمارش به پایان می رساندن
..روزها سپری می شد ودل پاک مردان ایل بخاطر فوفور نعمات خداوند دعا گو وثنا گوی حی داور بود
...تابستان نهایت گرامایش را با اوایل مرداد به نمایش می گذاشت چوپانها ظهر گوسفند ها را برای دوشیدن شیر به ییلاق می آ وردند واز گرمی گرمای تابستان با آ ب خنک تولوق (مشک آ ب) به جان خود جانی دیگر می دادند وشیر زنهای ایل با قوشا (ردیف بستن)گوسفند ان با نجوای زیبا شروع به دوشیدن شیر می کردند نجوای بانوهای ایل حرکتی بود بر کارپر بارشان ....
یک آ ن ابر سرکشی در گرمای تابستان نمایان شد همه چیز با غرش آ سمان وبا رعد وبرق وبا بارش تگرگ وباران به هم خورد در یک چشم بر هم زدن رودخانه پر از آ ب وتلاطم سیلاب دشت را در هم پیچید وقتی فروکش کرد نه اسعد نظام بود ونه اهلبیتش همه را سیل با خودش برده بود تا یک تراژدی غمناک برای ایل باشد شاعرها واهل ذوق بخاطر اون واقعه شعرها وغمنامه ها گفتند:
دومان گه ل لی له ر داغی نی بورودو
دولو ویردی قه یه له رده ن اریدی
هه رده ره ده ن بیر قاننی سئل یئریدی
بوسئل ویردی خانیمانیم داغیددی
فه له گ ویردی دودوما نیم داغیدی
آ پارما سئل ،آ پراماسئل آ مان نی
اکبر خان،اسد خان من نه ن( نه یه) یامانی
ائل به یی یه مبیر چه گ له ریم اویمادی
من گه لئردیم مه نی فه له گ قویمادی
ایککی باجیم آ غلاما خدان دویمادی
.....
تا نفسی دیگر بدرود
Soleiman Amiri:
بنام خدا
با سلام و عرض ادب خدمت کلیه دوستان وبا رخصت گرفتن از بزرگان، اندیشمندان و عاشیق های گروه از امروز می خواهم با نوشتن داستان های قدیم نقل شده در ایل هوای اون موقع ها را در ذهن ها متصورشوم
کوراوغلی حکتینین بیریمجی قسمتی
گچن گونردحسن خانین بیر ایلخچی سی واریده چوخ زحمت کش یدی عمرونه حسن خانین یانا قوجالتمشدی
بوقوجانین ادی علی کیشی دی
هرگون سحردن یئر آ غارانا علی کیشی ایلخلاری چؤله آ پارا دی وگجه قاران غولوقدا کتیرردی بومدته هیچ یئر یوخودو کی گتمیش اولمایا
بیر گون علی کیشی ایلخلاری دریا یانا آ پارمیشدی و اوزوی بیر داشا دایانمشد وگچن عمردن یاد ائیلرده
بیر دفه گوردو دریادان ایکی آ یغیر آ ت چیخدی گلدی مادیانلارا یاوخلاندلا اونان سورا قیدله دریایه علی کیشی وحی قالده نیچه مدتیدی که ایلیخچی لیک ایلمیشده بوجور حیوان گورممیشدی تئز قالخیب مادییانلارجمع وجور ائیلدی وبوباره ده هئچ کسه بیر سوز دئمدی
...نیچه مدت گچدی مادیانلار دوغدو وحیوانلار بویوک اولدولا
..بیرگون توقات پاشاسی حسن پاشا،حسن خانا قوناق اولدو بعداز اینکه قوناقلق خوشلوقنان قاباقا گدردی
پاشا حسن خانا دئدی ائشیتمیشم سنی یاخچی جینس آ ت واری ،گره ک منه ایلیخیدان ایکی آ یغیرلیق آ ت وئری
حسن خان ده دی چشم علی کیشینی یانینا چاغیردی وتاپشیردی سحر ایلخلاری چوله آ پارمایا ،پاشایا ایکی دن آ یغیرلیق آ ت توتاجایام
وقتی حسن خان بوسوزی دهدی علی کیشینین یادینا اویکی دایلار دوشدی که خانا باش اوجالق اولا
سحردن تئزدن دور دو دایلاری توتوب خالخالدا باغلادی ،ایلخلاری چؤله آ پاردی
بیر آ ز اونان سورا حسن خان وپاشا خلخالاگلدیلر
پاشا باخدی ،ایکی اوزون اورتالی،آ ریق باغلانیب ،بیلدی بودایلاری اونا وئرمک گوره باغلایبلا
گولوب حسن خانا دئدی :حسن خان منیم اوزومین بو آ تلاردان چوخ واریم
من سنن یاخچی وجینسلی وآ یغیرلیق آ ت ائیستدیم
پاشانین سوزی حسن خانا اوخ کیمی دئیدی
حسن خان اوزونی علی کیشی طرف توتوب دئدی:
آخماق قوجا ،من سنه دئدیم آ ت توتاجایم نیه ایلخی ساخلامادی؟
علی کیشی دئدی:
خان ساغ اولسون من آ تین یاخچی سین باغلامیشام
بوسوز نچه دفع رد وبدل اولی حسن خان غضبلندی اونون اوستونه قیشقیریب ولی علی کیشی اوز سوزونه اصرار واریده
پاشا حسن خانا دئدی بوایکی آ تی بونون ایکی گوزینه قیمت قوی و بیلسینه وربوسوز حسن خانا خوشگلدی،وجلادا امر ائلدی اونین گوزلرین چیخارتدی
بنام خدا
با سلام و عرض ادب خدمت کلیه دوستان وبا رخصت گرفتن از بزرگان، اندیشمندان و عاشیق های گروه از امروز می خواهم با نوشتن داستان های قدیم نقل شده در ایل هوای اون موقع ها را در ذهن ها متصورشوم
کوراوغلی حکتینین بیریمجی قسمتی
گچن گونردحسن خانین بیر ایلخچی سی واریده چوخ زحمت کش یدی عمرونه حسن خانین یانا قوجالتمشدی
بوقوجانین ادی علی کیشی دی
هرگون سحردن یئر آ غارانا علی کیشی ایلخلاری چؤله آ پارا دی وگجه قاران غولوقدا کتیرردی بومدته هیچ یئر یوخودو کی گتمیش اولمایا
بیر گون علی کیشی ایلخلاری دریا یانا آ پارمیشدی و اوزوی بیر داشا دایانمشد وگچن عمردن یاد ائیلرده
بیر دفه گوردو دریادان ایکی آ یغیر آ ت چیخدی گلدی مادیانلارا یاوخلاندلا اونان سورا قیدله دریایه علی کیشی وحی قالده نیچه مدتیدی که ایلیخچی لیک ایلمیشده بوجور حیوان گورممیشدی تئز قالخیب مادییانلارجمع وجور ائیلدی وبوباره ده هئچ کسه بیر سوز دئمدی
...نیچه مدت گچدی مادیانلار دوغدو وحیوانلار بویوک اولدولا
..بیرگون توقات پاشاسی حسن پاشا،حسن خانا قوناق اولدو بعداز اینکه قوناقلق خوشلوقنان قاباقا گدردی
پاشا حسن خانا دئدی ائشیتمیشم سنی یاخچی جینس آ ت واری ،گره ک منه ایلیخیدان ایکی آ یغیرلیق آ ت وئری
حسن خان ده دی چشم علی کیشینی یانینا چاغیردی وتاپشیردی سحر ایلخلاری چوله آ پارمایا ،پاشایا ایکی دن آ یغیرلیق آ ت توتاجایام
وقتی حسن خان بوسوزی دهدی علی کیشینین یادینا اویکی دایلار دوشدی که خانا باش اوجالق اولا
سحردن تئزدن دور دو دایلاری توتوب خالخالدا باغلادی ،ایلخلاری چؤله آ پاردی
بیر آ ز اونان سورا حسن خان وپاشا خلخالاگلدیلر
پاشا باخدی ،ایکی اوزون اورتالی،آ ریق باغلانیب ،بیلدی بودایلاری اونا وئرمک گوره باغلایبلا
گولوب حسن خانا دئدی :حسن خان منیم اوزومین بو آ تلاردان چوخ واریم
من سنن یاخچی وجینسلی وآ یغیرلیق آ ت ائیستدیم
پاشانین سوزی حسن خانا اوخ کیمی دئیدی
حسن خان اوزونی علی کیشی طرف توتوب دئدی:
آخماق قوجا ،من سنه دئدیم آ ت توتاجایم نیه ایلخی ساخلامادی؟
علی کیشی دئدی:
خان ساغ اولسون من آ تین یاخچی سین باغلامیشام
بوسوز نچه دفع رد وبدل اولی حسن خان غضبلندی اونون اوستونه قیشقیریب ولی علی کیشی اوز سوزونه اصرار واریده
پاشا حسن خانا دئدی بوایکی آ تی بونون ایکی گوزینه قیمت قوی و بیلسینه وربوسوز حسن خانا خوشگلدی،وجلادا امر ائلدی اونین گوزلرین چیخارتدی
Soleiman Amiri:
بنام خدا
کوچ قشلاقی ایل معمولا از مهر ماه شروع میشود
نگاهی به گذشته دور با خاطرات پدران ومادرانمان که شناسنامه ماندگار ایل هستند
...داشت هوا یواش یواش روبه سردی می گذاشت مردان ایل (اگر قشلاق نزدیک می بود برای سر وسامان دادن به قشلاق وآ غل معمولا مردان ایل به آ نجا مراجعه ونسبت به مشکلات وتعمیرات رفع و رجوع می کردند وایل هم تا آ خرین لحظه ها در ییلاق می ماند واگر قشلاق فاصله بسیار با ییلاق داشت مدت زمان وزمان تعمیرات را در نظر می گرفتند وبه نزدیکی قشلاق کوچ تا رفع وتعمیر خرابی احتمالی قشلاق اتراق موقت می کردند اگر اشتباه نکنم به نوع چیدمان چادر موقت کول گلیک می گفتند فکرکنم معادل فارسیش سایه بانی می شود)
...ما یک کوچ دلنشین از سالیان دور را در ذهنها به تصویر خواهیم کشید تا حال وهوای گذشته های دور تصورات ذهن خلاق را سیر کند
....بهار با بارندگی هایش وبا بوی عطر آ گین گل وچیچک ها مردمان ایل را شاداب وتابستان با روز های نسبتا گرمش پختگی جمعیت ایل را به یک دوره زندگی دیگر هدایت می کرد
آ ری گوسفندان با هی هی چوپان ونقمهای دلنشین او وصدای شنیدنی چاور که از اعماق وجود فرد با استادی بی نظیری که با لب ویا دندان هدایت و نواخته می شد گاهن بعد از نهار در بیابان بر سکوت، لا لای مستانه ای بود بر حیوانات ومردمانی که با این صدای اعجاز انگیز هوش از سر شان می پرید تا نقشی به خیال خود باز پرورانند وشیرحیوانات که از وجودعاشقانشان به دیگهاوسپس به مشکها( چالخام)روانه می شد توسط کد بانوهای ایل به سرشیر [زنان ایل برای نگه داری سرشیر برای زمستان هنر های خاصی داشتند بعضی ها آ نرا خشک وبعضی ها در خیک (تولوق) با شیره( دوشاب) ادغام می کردند تا طراوت بخش تنهای خسته ورنجور اهلی چادرباشد]
بعداز جمع شدن کره ها آ ن را با هنر نمای زنان در نحوه عطر آ گین کردن در خیکها می ریختند وما زاد را برای فروش به عطر چی ویا شهرها می فرستادند واز فروش آ ن مایحتاج دیگر زندگی تهیه می شد....
تا سیر دگر بر زندگی پدران خودو رویاهای زیبا بر خود ،شما را به خدا می سپارم
بنام خدا
کوچ قشلاقی ایل معمولا از مهر ماه شروع میشود
نگاهی به گذشته دور با خاطرات پدران ومادرانمان که شناسنامه ماندگار ایل هستند
...داشت هوا یواش یواش روبه سردی می گذاشت مردان ایل (اگر قشلاق نزدیک می بود برای سر وسامان دادن به قشلاق وآ غل معمولا مردان ایل به آ نجا مراجعه ونسبت به مشکلات وتعمیرات رفع و رجوع می کردند وایل هم تا آ خرین لحظه ها در ییلاق می ماند واگر قشلاق فاصله بسیار با ییلاق داشت مدت زمان وزمان تعمیرات را در نظر می گرفتند وبه نزدیکی قشلاق کوچ تا رفع وتعمیر خرابی احتمالی قشلاق اتراق موقت می کردند اگر اشتباه نکنم به نوع چیدمان چادر موقت کول گلیک می گفتند فکرکنم معادل فارسیش سایه بانی می شود)
...ما یک کوچ دلنشین از سالیان دور را در ذهنها به تصویر خواهیم کشید تا حال وهوای گذشته های دور تصورات ذهن خلاق را سیر کند
....بهار با بارندگی هایش وبا بوی عطر آ گین گل وچیچک ها مردمان ایل را شاداب وتابستان با روز های نسبتا گرمش پختگی جمعیت ایل را به یک دوره زندگی دیگر هدایت می کرد
آ ری گوسفندان با هی هی چوپان ونقمهای دلنشین او وصدای شنیدنی چاور که از اعماق وجود فرد با استادی بی نظیری که با لب ویا دندان هدایت و نواخته می شد گاهن بعد از نهار در بیابان بر سکوت، لا لای مستانه ای بود بر حیوانات ومردمانی که با این صدای اعجاز انگیز هوش از سر شان می پرید تا نقشی به خیال خود باز پرورانند وشیرحیوانات که از وجودعاشقانشان به دیگهاوسپس به مشکها( چالخام)روانه می شد توسط کد بانوهای ایل به سرشیر [زنان ایل برای نگه داری سرشیر برای زمستان هنر های خاصی داشتند بعضی ها آ نرا خشک وبعضی ها در خیک (تولوق) با شیره( دوشاب) ادغام می کردند تا طراوت بخش تنهای خسته ورنجور اهلی چادرباشد]
بعداز جمع شدن کره ها آ ن را با هنر نمای زنان در نحوه عطر آ گین کردن در خیکها می ریختند وما زاد را برای فروش به عطر چی ویا شهرها می فرستادند واز فروش آ ن مایحتاج دیگر زندگی تهیه می شد....
تا سیر دگر بر زندگی پدران خودو رویاهای زیبا بر خود ،شما را به خدا می سپارم
Soleiman Amiri:
بویون (بوگون) بویوک تارینین آ دینان وموحترم دوستلارین ایجازا سینان کوراوغلونین ائیکیمجی قیسمتین خیدمتیز یازاجایام
...قاپی آ چیلدی بیر قوجا کیشی ائیکی دنا دایلار قولینا باقلانیب گوز لرینن قان آ خا آ خا چوله چیخدی
...خبر چادی روشنه روشن بیر تزه روشدا گلن جوانیدی اون بش یا اون آلتی یاشی واریدی ولی بویوک تاریدان اونا بیر هیکل وگوج وریلمیشدی قولونج لو ،دوش قوات لی ،قولار پورسوخ لی،اگر بیر دئنه آ قاجا ال توتیدی ریشئدن اونی چیخارداریدی ، ذهن هر جور بیر پهلوان گلیر بوندا خلاصیدی....
روشنین جانی آ تاسی نا باقلیدی وقتی آ تاسینی بو وضیعتده گوردی ،باشی گیجلدی ،گوزلرینن یاش توکیلدی آ غلایا آ غلایا
قیضینن سوروشدی آ تا سنه نه اولوب ،کیم سنی به حالا سالیب؟
علی کیشی وقتی روشنین سسین لرزان وقیضلی گوردی
چوخ ملاحظینن روشنه باشینا گلنی تعریف ائیلدی
..روشن بیردن پلنگ تکی آ یا غا قالخیب نهره چکیب دئدی:
حسن خانان سنی قصاصی آ لارام ،اینی گور نه باشینا گتیردم ....
بویون (بوگون) بویوک تارینین آ دینان وموحترم دوستلارین ایجازا سینان کوراوغلونین ائیکیمجی قیسمتین خیدمتیز یازاجایام
...قاپی آ چیلدی بیر قوجا کیشی ائیکی دنا دایلار قولینا باقلانیب گوز لرینن قان آ خا آ خا چوله چیخدی
...خبر چادی روشنه روشن بیر تزه روشدا گلن جوانیدی اون بش یا اون آلتی یاشی واریدی ولی بویوک تاریدان اونا بیر هیکل وگوج وریلمیشدی قولونج لو ،دوش قوات لی ،قولار پورسوخ لی،اگر بیر دئنه آ قاجا ال توتیدی ریشئدن اونی چیخارداریدی ، ذهن هر جور بیر پهلوان گلیر بوندا خلاصیدی....
روشنین جانی آ تاسی نا باقلیدی وقتی آ تاسینی بو وضیعتده گوردی ،باشی گیجلدی ،گوزلرینن یاش توکیلدی آ غلایا آ غلایا
قیضینن سوروشدی آ تا سنه نه اولوب ،کیم سنی به حالا سالیب؟
علی کیشی وقتی روشنین سسین لرزان وقیضلی گوردی
چوخ ملاحظینن روشنه باشینا گلنی تعریف ائیلدی
..روشن بیردن پلنگ تکی آ یا غا قالخیب نهره چکیب دئدی:
حسن خانان سنی قصاصی آ لارام ،اینی گور نه باشینا گتیردم ....
Soleiman Amiri:
....با زحمات بی وقفه تابستان اثرات پرورشی خود را بر مخلوقات به امر خداوند گذاشته با کوچ پرندگان مهاجر ومردمان عاشق زندگی وارد یک دوره جدید می شود
...آ ری همه دارند آ مده می شوند برای یک جابجای برای پیشوازیک دوره زندگی دیگر
...کودکان سر واز پا نمی شناسند با شیطنت های کودکیشان کمک حال خانواده برای کوچ می شوند
...پدر ومادر همراه بااهالی خانواده از عصر شروع به جمع آ وری وبسته بندی وسایل کرده اند وبر آ ورد کرده اند وسایل شان را با حیوانات بارکش خودشان می توانند جابجا کنند یا از کسان دیگر کمک بگیرند
بخاطر اینکه صبح قبل از طلوع باید وسایل را بار حیوانات کنند لازم است کودکان رویای کوچ با خاطرات آ ن را در رویای کودکیشان در خواب دنبال کنند تا صبح بتوانند زود از خواب بیدار شوند
...کمی در وصف کوچ ایل
معمولا کارهای که برای ایل ویا مردم در سال یک ویا دو بار اتفاق می افتد یک نوع دلخوشی برآ مدنش و به نحو قشنگ وزیبا به استقبالش از دل مشغولیهای مردم است
مثلا شور عید بخاطر دید وبازدید ،شوق روزه داری بر مومنان وغیره برای انجام آ ن باید تدارکات وآ مادگی داشت چون انجام آ ن در بین یک جمع همنوع می باشد بنا بر این لازم است که تمهیداتی برای بهتر ین انجام آ ن داشت
کوچ عجب اسم قشنگی وقتی خود کلمه را بیان می کنی کسانی که کوچ را انجام داده اند یاد خاطرات آ ن ،نوع لباس مثلا طایفه ،تیره ویا جلوکش کاروان شان با نغمه های دلنشینش وووو
بنابراین کوچ یک نوع نمایش عزم واراده برای نظم ،انظباط،زینت وهنر طایفه ها بوده وبرترین وبهترین بودن در این شور آ رزوی همه بود
در حال حاضر در کوچ ایلات که شاهد آ ن هستیم فقط اسمی از او باقی است
.....صبح قبل از طلوع آ فتاب پدر ومادر از خواب بیدار شدند وشترها را یک به یک نزدیک بارهای آ ماده شده آ وردند وبار آ نها کردند
..چادر که حالا فقط اسمش را یدک می کشید با یک حرکت ماهرانه ای نقش زمین ومهیا ی جمع آ وری وبار شتران شد شتر ها بعداز بار گیری برای اینکه وسایل بصورت زننده نمایان نباشد جاجیمی روی آ ن می کشیدند
...باصدای زنگ های بسته شده بر گردن حیوانات کوچ آ ماده حرکت می شود
...نظم قطار کاروان هم به خود داستانی دیگر دارد
این مقدمه ای شد برای نگارش کوچ در روز های آ ینده
دوستان تا نفسی دیگر همگی به درود
....با زحمات بی وقفه تابستان اثرات پرورشی خود را بر مخلوقات به امر خداوند گذاشته با کوچ پرندگان مهاجر ومردمان عاشق زندگی وارد یک دوره جدید می شود
...آ ری همه دارند آ مده می شوند برای یک جابجای برای پیشوازیک دوره زندگی دیگر
...کودکان سر واز پا نمی شناسند با شیطنت های کودکیشان کمک حال خانواده برای کوچ می شوند
...پدر ومادر همراه بااهالی خانواده از عصر شروع به جمع آ وری وبسته بندی وسایل کرده اند وبر آ ورد کرده اند وسایل شان را با حیوانات بارکش خودشان می توانند جابجا کنند یا از کسان دیگر کمک بگیرند
بخاطر اینکه صبح قبل از طلوع باید وسایل را بار حیوانات کنند لازم است کودکان رویای کوچ با خاطرات آ ن را در رویای کودکیشان در خواب دنبال کنند تا صبح بتوانند زود از خواب بیدار شوند
...کمی در وصف کوچ ایل
معمولا کارهای که برای ایل ویا مردم در سال یک ویا دو بار اتفاق می افتد یک نوع دلخوشی برآ مدنش و به نحو قشنگ وزیبا به استقبالش از دل مشغولیهای مردم است
مثلا شور عید بخاطر دید وبازدید ،شوق روزه داری بر مومنان وغیره برای انجام آ ن باید تدارکات وآ مادگی داشت چون انجام آ ن در بین یک جمع همنوع می باشد بنا بر این لازم است که تمهیداتی برای بهتر ین انجام آ ن داشت
کوچ عجب اسم قشنگی وقتی خود کلمه را بیان می کنی کسانی که کوچ را انجام داده اند یاد خاطرات آ ن ،نوع لباس مثلا طایفه ،تیره ویا جلوکش کاروان شان با نغمه های دلنشینش وووو
بنابراین کوچ یک نوع نمایش عزم واراده برای نظم ،انظباط،زینت وهنر طایفه ها بوده وبرترین وبهترین بودن در این شور آ رزوی همه بود
در حال حاضر در کوچ ایلات که شاهد آ ن هستیم فقط اسمی از او باقی است
.....صبح قبل از طلوع آ فتاب پدر ومادر از خواب بیدار شدند وشترها را یک به یک نزدیک بارهای آ ماده شده آ وردند وبار آ نها کردند
..چادر که حالا فقط اسمش را یدک می کشید با یک حرکت ماهرانه ای نقش زمین ومهیا ی جمع آ وری وبار شتران شد شتر ها بعداز بار گیری برای اینکه وسایل بصورت زننده نمایان نباشد جاجیمی روی آ ن می کشیدند
...باصدای زنگ های بسته شده بر گردن حیوانات کوچ آ ماده حرکت می شود
...نظم قطار کاروان هم به خود داستانی دیگر دارد
این مقدمه ای شد برای نگارش کوچ در روز های آ ینده
دوستان تا نفسی دیگر همگی به درود