باغدادلی شاهسئون ائلی...
167 subscribers
138 photos
37 videos
16 files
196 links
ایل شاهسون بغدادی...

@Soleimanamiri
Download Telegram
✍️.....بنام خدا
روزهای پر آشوب و حوادث روزگار با مردمانی که گذشته خود را در کرکوک ، قلعه مندلی، قلعه ذوهاب،قلعه لک ،خانقین ،سلماس، کرمانشاه و مناطق دیگر غرب همراه با خانواده با کوچ قون بعنوان مرز داران غیور یاد می شدند در یک حرکت مارکوپولو گونه از شرق سر درآورده و همراه آخرین فاتح شرق برای سرکوب یاغیان هندوستان را آماج تیغ و شمشیر خود قرار داده بعد از غروب بد قوچان و سر بی تاج سلطان صاحب قران در توبره روزگار بد مستان، کویر را خاطره ساز روزهای خوشی و ناخوشی خود قرار داد و ناراحتی خود را با گئدی تونون طبسه یاد ایام روزهای سخت گذر از کویر را بیان نمودند ، دل به دریا می سپارند با خان لک هم عهد می شوند تا شاید نوید روزهای خوش دوباره بر آنها سلام کند مرگ کریم خان خروش تاج و تخت ستانان و ایل در اندیشه کهنه بار سفر می بندد و ایزد خواست آخرین فرمان اتحاد با بزرگان را رنگ می بخشد تا ایل در منطقه ائی که بر ایلات خاطرئی بجزء نیستی و نابودی نداشت غرق در امواج پرتلاطم روزگار شود و خوی مردمان منطقه پیشخور را بگیرد و پیشا پیش داشته های خود را ببازد و بعداز آن همه جنگ وستیز و رشادت بی نام و نشان بدون تابلو و شناسه ائی که بشود گفت روزی روزگاری ایلی بود آقائی این منطقه را می کرد کوله بار خود را بسته در شهر های مختلف پی یک تکه نان بیش از نیم قرن در لاک خود فرو می رود تا اینکه سال‌های بی هدف در مشق دانش آموختگان رنگ و بوی قومی می گیرد و افسوس روزهای گذشته ولی همت و غیرت آنها چند کتاب در مورد مردمان ایل تا نامشان در تاریخ زنده بماند
سلیمان امیری
https://t.me/shahsevan_channel
......بنام خدا
چند شب پیش تلویزیون سریالی را پخش می کرد در مورد تاریخ گذشته عشایر جنوب ، کوچ و صدای زنگ گله و روابط صمیمی و بر خورد سواره نظام های دولتی تراوش فکری کارگران باعث شد از پدرم در مورد گذشته های دور و شرایط زندگی اون روزها سئوال کنم کمی مکث کرد تا خاطرات را در ذهنش مرور کند بعد خیلی آروم گفت قدیم امنیه لر میزَمیر ته کیدیله و همین طور که نگاهش به تلویزیون بود فکر و اندیشه خود را به دور دورا از خردسالی خود شروع کرد تا نه سالگی خود را آنچه به یاد داشت با این کلمات از سختی روزهای مشقت آور تخته قاپه
گفت: خیلی ضعیف به یاد دارم ولی روزهای بسیار سختی بود بخاطر سختگیری های که شده بود بر پا کردن چادر برای شئسون ممنوع شده بود، آنطور که نقل می کرد و از دیگران هم شنیده بود از روزهای پر حادثه اجبار برای یکجانشینی معروف به تخته قاپو از سال ۱۳۱۲ طبق حکم اعلی حضرت شروع شده بود و از دومین سومین سال مشقت بار آن روز ها را بیان می کرد
در ادامه صحبت های پدرم خیلی مختصر باید بگویم از قبل ما اسکان عشایر را در دوره های گذشته در تاریخ شاهد هستیم ولی این طرح کلی برای تمام عشایر ایران با توجه به رشادت عشایر در مقابل متجاوزان خارجی به عقیده بعضی پژوهشگران گرچه این طرح تخته قاپی را با توجه به حرکت کشور بسوی مدرنیته شدن یک ایده خوب برای سامان دهی زندگی عشایری قلمداد می کنند ولیکن وقتی با عینک استعمار ستیزی به آن نگاه می کنند اقدام تخته قاپی رضا خانی را یک طرح انگلیسی می دانند تا به این طریق قدرت و اتحاد مردم را در مقابل اجرای پروژه های فکریشان بی اثر و یا کم کنند
ایحال بر گردیم به صحبت های راوی داستان خیلی شمرده و با دقت داشت می گفت : بچه بودم شاید سه، چهار سالم هم نبود در احمد آباد ( رضا بئی قالاسه) ساکن شده بودیم یک روز پدرم چادر را روی زمین پهن کرده بود داشت قسمت های پاره شده آنرا ترمیم می کرد یک آن چند تا امنیه رسیدند یکی از آنها به نظر رئیس شان می آمدبا دادو بیداد می گفت: این چیه پهن کردی زمین ؟
مگر نمی دونی؟ بودن چادر قدغن است ، بطرف پدرم هجوم برد
من با هم سن وسالهای خودم در حال بازی بودیم با دیدن امنیه ها به نزدیکی پدر و مادرمان آمدیم و داشتیم این دادو بی داد را تماشا می کردیم
امنیه یک آدم نسبتا قد بلند و صورت اخموی داشت وقتی با غضب حرف هایش را بیان می کرد به چشم ما که کودک بودیم بسیار ترسناک می آمد با اخم و صدای بلند تکرار می کرد مگر دستور اعلی حضرت را نشنیدید هیچ کس حق نگهداری چادر را ندارد و با عصبانیت چاقوی را از جیبش در آورد خواست چادر را پاره کند پدرم اجازه نداد و در این کش و قوس باهم درگیر شدند عمو رستم و پسرش بایرامعلی و اقوام دیگر که در آنجا بودند و دیگر امنیه ها به سختی آنها را از هم جدا کردند و وقتی امنیه دید نمی تواند به زور چادر را از او بگیرد به پادر میانی دیگران گردن نهاد یه پولی گرفت و از آنجا رفت چند مدتی اونجا بودیم تا اینکه به خانقلی آباد رفتیم با مرحوم کتابعلی بئی همسایه شدیم پدرم در ادامه به اوضا و احوال خوانین اون روز به گویش خودمان اشاره کرد و گفت او زمان شجاعی لشگرین بیرم بیرم(منظور اوج قدرت) زمانیده و حدودا دو سالی از سکونت مان در احمد اباد و خانقلی آباد گذشت و یکی از خاطراتی که از خانقلی آباد یاد می کرد فوت همسر مشهدی علیمراد که پذیرای و مهماندار آن را مادرش انجام داده بود و دایی اسماعیل در این مورد از پدرش مشهدی علیمراد شنیده بود و در اون اوضاع بهم ریخته که از خویشان خود به دور بوده را اینگونه نقل می کرد، تمام باجیم منه بویوک خیدمت ائیلدی و منیم آبریمی ساتین آله
بعداز چندی شرایط کمی فرق کرد و وضعیت آروم تر شد حدود سال ۱۳۱۷ به قوجا سارین پیش دایی درویش کوچ کردیم که آنها در آنجا حدودا ده خانوار بودند شیخعلی بئی،کتاب، شوهر خاله ام محمد هر سه پسران بداغ چایچامرلی و پسر عمه های دایی درویشم بودند و چند خانواده دیگه در آنجا ساکن بودند در اوایل آمدنمان  به آنجا نماینده دولت به اوبا آمد و به همون شناسنامه دادند
از این زمان به بعد اوضاع کشور زیاد حال و روز خوبی نداشت و امنیه ها اون اولدورم اولدورم شان افول کرده و کشور درگیر ناملایمتی های جنگ شده بود و با وضعیت جنگی که پیش آمد و دنیا درگیر جنگ جهانی دوم شدند قند ،چای و شکر سهمیه بندی شد شناسنامه ها را جمع کردند تحویل نماینده طوایف دادند تا سهمیه ها را تحویل بگیرد مسئول سهمیه گرفتن برای ما هم مرحوم احمد بئی بود یه مقداری گرفته بود شناسنامه ها گم شد و تا سال ۱۳۱۹ ما آنجا بودیم و از این تاریخ به بعد کوچ بخاطر ضعف حکومت مرکزی روال عادی خود را پیدا می کرد
سلیمان امیری فرد
https://t.me/shahsevan_channel
✍️.....بنام خدا
در دنیای جنگ و قدرت مردان با تیپ و هیبت به میدان می آیند یکی باگرز و شمشیر برنده در هر آن می کوبد و میکشد و سینه ها را اماج ضربات محلک خود قرار می دهد تا فتح و فتوحش بی نقص و تخت شاهی را بر روی نعش های به خون غلطان بگذارد و بعد از طلوع دیگر نه نعره جانگداز مردجنگ خواهد آمد ونه ناله و شیون کودکان و زنان و مردان کهنسال از زخم های وارد شده عرش را خواهد لرزاند گروه دوم قلم دستان از جنس کلام با انگشتان ظریف با هیبتی نحیف ولی با جوهر جان با نیش زهرآگین با تمام توان با قلم نیشتر زخمی می زنند تا جهان هست بر خواننده به روز باشد و صدای شکستن استخوان‌ها از نقش جوهر بلند شود و گوشهای شنوا آنرا بشنوند جدال با سلطه استبداد را در نداری ببینند
شعری از حزین لاهیجی کسی که ماموران نادر او را تحت تعقیب داشتند و در سال ۱۱۴۶ بعد از دربه دری و تعقیب و گریز در بلاد محروسه ایران رباعی که او را بر سفر خیال کرد تا به هندوستان شود
تا چند زمانه فتنه اندوز شود؟

هر گوشه، کمانِ کین سیه توز شود؟


زیبد که جهانیان به پشمی نخرند

ملکی که به کامِ پوستین دوز شود
سلیمان امیری
https://t.me/shahsevan_channel
✍️...بنام خالق هستی
گئلین دیم آی آقایان کهنه دوشمانان دوست چیخماز ،ساپان داشی یین، اغاچ پهلیسی توتان قارداش اولماز،اوزو گولر سنه داداش داداش دئر اورگینه مین بیر شیطان نقشین سنه اوینار،قارا آغراب (عقرب)زهرین توکمسه اوزون سانجار،قولاق آس سوز اودو کی آتا ، آنادان قالب ،کندینن ، شسونین سویو بیر آرخدا اولماز
قضاوت
تاریخ چگونه ما را قضاوت کرد
آنچه برداشت از رفتار و کردار و اعمال بشر می شود به آن قضاوت گفته می شود
آنچه ما از نگاه مردم در دهه های قبل دیده ائیم و نسل جدید شان آنرا به زبان می رانند مردم شاهسون را انسانهای خشن ، بی رحم. بی ملاحظه ، دعوا کن می دانند این قضاوت ها از کجا سرچشمه گرفته و برای چیست؟ آنها در مورد ما که انسانهای آزاد اندیش ، رائف هستیم این چنین می بینند و می خوانند
این بر می گردد به زمانی که مردم محترم شاهسون مجبور شدند دیار خود را ترک و آوره شهرهای بزرگ شوند با همان روحیه ایلیاتی که در زمان کوچ و قون داشتند یعنی زمانی که درگیری ها قومی بود در جنگ قومی هیچ کس نگاه نمی کرد حرف چیست و اختلاف سر چیست و مقصر دعوا کیست فقط چون زد و خورد شروع شده بود بادام آغاجی و قوش دیله آغاجین سالردیکه چینلرینه یا یاناشالارینا توته ردیله علی سنن مدد در این جنگ و جدال کسانی برنده بودند که توان شان بالا بود و آمادگی جسمی داشتند ، این معلوم بود مردم شاهسون بخاطر شرایط زندگی که داشتند مدام در جنب و جوش بودند بدنی آماده داشتند و بخاطر تغذیه سالم توانمند بودند این ها دلیلی بود که بتوانند در درگیری ها موفق باشند و این موفقیت در درگیری که با شکستن سرو کله دست و پا باعث می شد ترس از وجودشان خارج شود و دعوا برایشان مثل یک مشق و بسیار راحت باشد با این همه توان و بزن بهادری ضعیف کش نبودند به قول قدیمکیلر مهر علی اورک لرینه واریدی در دعوا وقتی طرف به زمین می افتاد رهایش می کردند یعنی همین که احساس می کردند توان مقابله ندارد به گویش خودمان گوشه ورردیله تا قاچا
کسانی که درگیری شاهسونها را در شهر ها دیده و یا تجربه داشتند آنها را قلدر و چماق بدست می خواندند در کنار این کندیلری که تجربه همزیستی در روستا با زندگی کوچ قون شاهسون ها را داشتند، گذشت و دست بخیری شاهسونها را فراموش کرده و از گذشته خشن آنها برای مردمی که با آنها هم کلام می شدند داستان می ساختند و خود را مظلوم جلوه می دادند این خود به خود در ذهن مردم قضاوت را آسان می کرد
در دهه های سی ،چهل و اوایل پنجاه درگیری شاهسون ها در تهران و یا شهرهای که محل سکونت جدیدشان شده بود بصورت گروهی زیاد دیده شده و دلایل متعددی داشت یکی اینکه حرف زور را قبول نمی کردند دوم اینکه مردم تهران به نوع لباس و بعضا به شغل چوبداری شاهسونها و گویش شان برخورد های نامناسبی را پیش می آوردندو شاهسونها بخاطر غروری که داشتند این برایشان خوش آیند نبود و درگیری پیش می آمد و با اعلام داوا دوشوب در یک زمان کوتاه الی آغاچلی آماده می شدند، این حرکت و اتحاد باعث شده بود در بین مردمی که در تهران لوتی گری و لات بازی را جزء زندگی شهری می دانستند و تسلیم این برخورد ها بودند و برای شاهسون لات و غیر لات معنی نداشت هرکس در مقابل شان قد علم می کرد و با شاهسون برخورد می کرد آماده نبرد می شدند این گونه حرکت در نظر مردم های دیگر خشن و دعوا کن می آمد و مردم به بچه هایشان می گفتند با اینها درگیر نشوید چون در یک لحظه بصورت ایلی بر سرتان خراب خواهند شد
این نگاه های سطحی قضاوت بدی در آن اوایل برای شاهسونها رقم زد
این قضاوت بی انصافانه را ما در تاریخ ایران هم در مورد شاهسونها به قلم کاتبان رنجیده داریم ، این ایل محتشم را در دوره های با الفاظ بی نظمی و یاغی گری مغرضانه قضاوت می کند
از رشادت. شجاعت و مردمداری ایل مردم نهاد هیچ نمی گوید و این ایل بزرگ که برای نجات ایران از دست زیاده خواهان و مقابله با متجاوزان خارجی شکل گرفته و برای امنیت بخشیدن به کشور محروسه اون زمان در سرتاسر این خاک جان فشانی کرده هیچ نمی گویند و این گستردگی این اتحاد را در تمام شهرها و چند کشوری که اون روزها جزء خاک محروسه ایران بوده را می توان دید ولی افسوس با چند خط مبهم در کتاب‌های تاریخی ایران بعنوان شاهی سون گئلسین آنرا از نظرها محو می کند و جای برای قضاوت آیندگان در مورد جان نثاری و از خود گذشتگی ایل نمی گذارد
قضاوت خوب نشدیم چون خوب به خودمان نگاه نکردیم
سلیمان امیری
https://t.me/shahsevan_channel
....بنام خدا
مرد جنگ ، مرد میدان تاریخ ایران تا بوده این بوده
روزی اسکندر از غرب حرکت کرد قشون ایران را در هم کوبید شهرها ، روستاهای ایران زیر پای گلادیاتورها به خون نشست مردی از نسل غیور مردان ترک بر خاست چنان سیلی زد مقدونیه تا به امروز به هوش نیامده و یونان هم در هم شکست تا روم ظهور کند چند صد سال بعد قومی با پرچم دین از کویر سوزان نجد حرکت کرد و زن و دختر ایرانی را کنیز خواند تا رود سند پیش رفت مردانی از جنس شجاعان از قوم آغوز چنان تومار آنها را پیچاند تا نام ایران می آید بخود می پیچند مبادا باز همان شود که شده بود مغول و تیمور این خانات خونریز در مقابل مقاومت ایران کم آوردند تا تسلیم فرهنگ غنی مردم شریف ایران شوند و فرزندان شان خود را ایرانی بخوانند
صدام با هزار نیرنگ قصد خاک ایران کرد با ارتشی مدرن و تجهیزات مدرن غرب و شرق در مقابل سلحشوری رزمندگان ایران کم آورد و داعش پس آن بجزء زباله دان تاریخ چیزی نصیبش نشد
اسرائیل با حرکت توفانی خود در امواج پر تلاطم ایران گیر خواهد کرد و فردا روز در جشن فرخنده پیروزی ایرانی سر فرود خواهد آورد
سلیمان امیری
🍃🌸 @shahsavanlary🌸🍃
   ─┅─═ঊঈ💓ঊঈ═─┅─
#شاهسونلر
#ییغیناغی
https://t.me/shahsevan_channel
🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷
....بنام جنگ و ظفر
شاهسون نامی ست با امنیت و آسایش و دفاع از نوامیس ایرانی عجین شده است  سند آن رشادت شاهسونها در طول تاریخ از زمان بیان واژه شاهی سیونی تا تشکیل جماعتی از دل مردم آزاد اندیش و میهن دوست بنام شاهسون را می بینیم در تاریخ جنگ های کشور عزیزمان همراه با سایر دلیر مردان اقوام دیگر دست بدست هم داده با متجاوزان دلیرانه از دشت کربلای چالدران تا جنگ تحمیلی جنگیدند و از حریم پاک ایران عزیز با نثار خون‌شان دفاع کرده و دشمن را بر خاک ذلت نشاندند
ایحال بار دیگر خون آشامان خونریز با نیت شوم خود کشور ایران عزیزمان را آماج حمله های وحشی یانه هوایی ، پهپادی و موشکی  خود قرار داده و فرزندان این خاک مقدس را در خون پاک شان شناور نموده ، جامعه ایل شاهسون با همان آوازه  جانثاری و حس وطن دوستی،این حمله ناجوانمردانه را محکوم و همچون سایر اقوام ایرانی هم قسم می شوند بعنوان نیروهای مردمی در کنار نیروهای توانمند نظامی کشور از حریم مقدس این خاک ابا و اجدادی خود دفاع کنند و دشمنان غاصب را به سزای عمل شان برسانند

از طرف کانال و هیت مدیره  شاهسونلر ییغیناغی
🍃🌸 @shahsavanlary🌸🍃
   ─┅─═ঊঈ💓ঊঈ═─┅─
#شاهسونلر
#ییغیناغی

https://t.me/shahsevan_channel
Forwarded from شاهسونلر ییغیناغی (şahsavanlary) (Suleiman Amirifard)
(۱)
...بنام خدا
گشتی کوچک در حوادث تاریخ کشور تا شکل گیری تاریخ محاصر کشور عزیزمان
کشور ایران هم مثل تمام بلاد سده اول هجری بعلل مختلف در مقابل تهاجم دین شبه جزیزه عربستان نتوانست خود را حفظ کند و در زمان خلیفه دوم دژه های غربی او فرو ریخت و بعداز چند دهه کلا به تصرف مسلمین در آمد و در حوادث حکومت خلفا در ممالک اسلامی سهیم شد با شکل گیری بدنه علمی جامعه اسلامی و تقسیمات مذهب های دین اسلام و گروه های عرفانی بخاطر سبقه ایی که در علوم نظری داشت توانست خود را بیشتر مطرح کند و اندیشمندان بزرگی را به جامعه معرفی و با توجه به شرایط روزگار در آبستن حوادث قرار بگیرد و با قدرت یافتن اقوام ترک بعنوان بازوهای قدرت نوظهور و انتقال آن از شرق به غرب ترک های آغوز توانستند با اعتمادی که ایجاد کردند قدرت نظامی را از اعراب بگیرند و بر ممالک اسلامی حکمرانی خود را شروع کنند و در این زمان ناخواسته بخاطر قدرت و نفوذ سه زبان اصلی در جامعه کاربرد پیدا کرد زبان عربی زبان دین ، زبان ترکی زبان گویش و دیوانی و زبان فارسی در کنار آنها بعضا بعنوان دیوانی مورد توجه حکام قرار گرفت و باعث شد علم و دانش ، هنر و معماری به اوج برسد و یکی از دوره های پرشکوه را رقم بزند در همین زمان است که اروپائیان مجذوب علم و دانش شرق می شوند و آن را ستایش می کنند لازم به توضیح است با وام دادن زبانها به هم در محاوره واژه گان جدیدی به زبان ترکی و بلعکس وارد شد در این اوصاف توفان زرد در شرق شروع به وزیدن می کند بخاطر اختلاف و یک اشتباه تومار حکومت خوارزمیان را چنان در هم می‌پیچد که شعله های آن تمام بلاد اسلامی را می گیرد آرامش چند سده به فراموشی می رود و مغول بعداز چندی بیشتر مناطق حکومت اسلامی را به خاک و خون می کشد و زیر چتر حکومت خود قرار می دهد چندی بعد منطق و اندیشه در کمترین زمان بر خون و شمشیر غلبه می کند و مغولها به جرگه خدمت علم و دانش همت می کنند بخاطر اینکه علم های نوین و دین برایشان جذابیت داشت ، مذاهب در سایه توانستند در این زمان بال و پر خود را باز کنند و خودی نشان دهند قیام خونبار تیمور لنگ از سمرقند که در حد مفتی های بزرگ اهل تسنن گفته شده نتوانست این سیر را تغییر دهد بلکه با کمک او گروه منسجم و از جان گذشته در کلیبر رشد سریع پیدا کند و آنها ترقی خود را مدیون خدمات تیمور کورکن به حق آنها با مال و منالی که به آنها بخشید و هوادارانی که از سر نعمت او به آنها رسید بهترین استفاده را ببرند و با این توان توانستند برای تسخیر قلب ها مبلغانی در آسیای صغیر در قلمرو حکومت مقتدر عثمانی و خانات آغ قویونلو و قارا قویونلو بوجود بیاورند و برای عبور از خانقاه و خرقه درویشی و برای رسیدن به قدرت سپاه قزلباش را از پیروان مذهبی خود تشکیل داند و با به قدرت رسیدن صوفی های شیخ صفی فونداسیون یک حکومت کاملا مذهبی بنا گذاشته شد که همه مسائل را در احکام و شریعت تشییع جستجو می کردند شاه اسماعیل با توجه به اینکه از یک خاندان ریشه دار مذهبی و صوفی بود آموزه های اولیه را در کنار خانواده فرا گرفت و در سنین کوکی بخاطر کشته شدن پدرش و سپس برادرش به همراه تنی چند از بزرگان فرقه شیخ صفی که در مصلک خود به رتبه بابای رسیده بودند به گیلان سفر کرد ودر محضر آن مرشدان به رتبه مرشدکاملی میرسد و وقتی به خود باوری رسید قیام خود را آغاز کرد بین طرفدارانش آنقدر مقدس شده بود که پیروانش بدون چون وچرا فرامین وی را اجرا می کردند و او را بعنوان یک فرد ربانی مورد ستایش قرار می دادند و آنقدر بر او ارادت پیدا کرده بودند از آب استعمام او برای شفا گرفتن بهره می بردند وی با توجه به نسب شناسانی که نسب او را بیان داشته بودند خود را ازخاندان علی ابن ابطالب و مرید آن بزرگوار می دانست و با توجه به علاقه اش به مولای متقیان خود را کلب علی می خواند و خوابی را در کتاب عالم آرای شاه اسماعیل جناب غفاری از او نقل می کند که بعنوان شخصی مامور شده تا دین واقعی اسلام را در تفکر شیعه به جهانیان به قبولاند و در این راه مریدان آرمانی در بین سپاه نیرومندش بوجود آمد که خود را با توجه به تفکر وی شاهی سیونی می خواندند و گفته شده بعنوان رمز طرف دارن آرمانی وی بوده ، دقیق معلوم نیست این واژه به چه علتی و کی در تاریخ آورده شده که مریدان شاه جوان صوفی آنرا بزبان آورده‌اند در کتاب عالم آرای عباس اولین بار در واقع فتح بغداد از دهان عارف بزرگ صوفی با رتبه بابا یا دده بنام سید کمونه بعداز خلاصی از سیاه چال در خطبه ائی در مسجد نجف نقل می شود شاید پایه فکری سپاه دوره شاه عباس از همین واژه نشات گرفته باشد ،شاه عباس هم با همان حرارت مذهبی با بهره گرفتن از بزرگان دینی تشییع از جبل عامل توانست پایه فقهی قوی برای حکومت خود بنیان نهد
ادامه دارد
سلیمان امیری

🍃🌸 @shahsavanlary🌸🍃
   ─┅─═ঊঈ💓ঊঈ═─┅─
#شاهسونلر
#ییغیناغی
شاهسونلر ییغیناغی (şahsavanlary)
(۱) ...بنام خدا گشتی کوچک در حوادث تاریخ کشور تا شکل گیری تاریخ محاصر کشور عزیزمان کشور ایران هم مثل تمام بلاد سده اول هجری بعلل مختلف در مقابل تهاجم دین شبه جزیزه عربستان نتوانست خود را حفظ کند و در زمان خلیفه دوم دژه های غربی او فرو ریخت و بعداز چند…
(۲)
......بنام خدا
ادامه گشتی...
بعداز جنگ چالدران مرد جنگ آور کمی آرام شده بود و بخاطر شکست و کشته شدن یاران  نزدیکش  ابهت شکست ناپذیریش از بین رفته وبخاطر فشار روحی که بهش وارد شده بود گوشه گیر و منزوی شده بود و امورات کشورداری بدست قزلباش افتاده بود و اکثریت مردم هم با توجه به اعتقادی که به خاندان شیخ صفی پیدا کرده بودند صحبت بزرگان قزلباش را در حد کلام مرشد کامل می پنداشتند و از آن تبعیت می کردند با مرگ پایه گذار حکومت تشییع در ایران چند مدتی کشور در جنگ قدرت قزلباش در تنش افتاد تا اینکه شاه طهماسب توانست بعداز چند سال قدرت را بدست بگیرد و مملکت را به آرامش رساند بعداز مرگ او دوباره  جاه طلبی طوایف قزلباش نابسامانی ها را در کشور بوجود آورد با همراه کردن شاهزاده ها از جمله بانوی مقتدری که اواخر حکومت شاه مرحوم بعنوان مشاور در کنار پدر خودی نشان داده بود با یک حرکت حرفه ایی با استفاده از واژه ائی که سابق بر این بعنوان رمز آرمانی بین طرفداران صوفی ها در مقابل آرمان حکومت عثمانی به نظر می رسید حال جبهه دیگری شد در داخل کشور با نیت قدرت و توانست دیگر مدعیان را کنار بزندو شاهی مقتدری را بر تخت بنشاند اگر روزگار یار او میشد به گفته تاریخ شاید کشور آسیب های بعد از او را نمی دید ایحال واژه شاهی سیونی از این تاریخ از اعتقادات دل می کند و وارد بازی سیاست و قدرت می شود و قبل از به تخت نشستن  شاه محمد خدابنده پری خانوم به شرط او از پای در می آید تا خطری او را تحدید نکند ،در دوره او بانوی مقتدرجاه طلب دیگر که هزاران سودا در سر دارد در وضع آشفته کشور بعنوان قدرت سایه او برای خود جایگاهی را پیدا می کند و جوه کشور در اعتماد مردم به سران قزلباش توان این بانو و نفوذش بر شاه را نمی تابد در توطئه ائی از بین می رود و جسارت قزلباش شاهزده ایی را هم به کام مرگ می برد تا وضعیت کشور با قدرت نمای قزلباش در داخل وخیم تر شود بعداز کش و قوس چند ساله بلخره حاکمی در ایران بر تخت می نشیند صوفی و مرشدی کامل بهترین بهره را از آرمان صوفی ها با استناد به واژه شاهی سیونی میبرد و قدرت و آوازه او و نوع حکومتش در دل اروپا هم شنیده می شود
همانطور که در برگ اول اشاره شد شاه عباس با تمام توان خود یک حکومت مقتدری را با توجه به ایده مذهبی خود و نیروهای جان نثارش شکل داد قزلباش را بعد از تنبیه اعتبار مجدد داد در کنار آن سپاهی از اسیران ارمنی ،گرجی و چرکس را بعنوان نیروهای خاصه شاهی خواند و منصبی پایین تر از قورچی باشی در ارکان نظام را به آنها داد آن دسته را باعنوان قوللر (دسته غلامان)  و سر کرده آنها را قوللر آقاسی (رئیس غلامان)خواند و سومین گروه نیروهای هم مسلک از مردمان و ایلاتی از محروسه ایران بودند با فریاد شاهی سیونی گئلسین و یا مورد مرحمت شاه شده بعنوان شاه سونی گرد هم آورده بود در اصل این سپاه از مردمان داوطلب بود از دل اقوام بدون هیچ چشم داشت مادی به ندای شاه لبیک گفته بودند و یا طوایف و اقوامی که بنا به شرایطی به فرمان شاه به این جرگه اضافه شده بودند و در زمان صلح به کار روز مره خود که دامپروری و کشاورز بود می پرداختند و در زمان جنگ برای حمایت وارد معرکه می شدند برای حکومت هیچ هزینه ایی نداشتند و تمام هزینه زمان جنگ این نیرو توسط ایلات خود شان پرداخت می شد
آنطور که از نوشته های سفرنامه نویسی  جهانگردان و روزانه نویسی سفیران دول خارجی و کاتبان واقعه نویس در آن دوره می توان استنباط کرد با توجه به تسلط یک حاکم مقتدر تندرو شیعه نترس مستبد با توان نیروی نظامی بسیار عالی شرایط امنی را در جامعه ایجاد کرده بود تا  کشور برای مردم عادی ، دانشمندان ، صنعت گران ، سودا گران امن باشد و در این دوره جهان شاهد رشد اندیشمندان فقه اسلامی با تفکر شیعه با پیدا کردن جایگاه ثابت در جامعه برای روحانیون  می باشد تبلیغ مبلغین بر مظلومیت آل علی و برپایی با شکوه عزاداری دهه محرم با شور وصف ناپذیری به یاد شهدای طف باعث شد این رویه بعنوان بخشی اززندگی جامعه تشییع تا به حال باشد و در این دوره شاهد یک جامعه  معتقد دینی تشییع در کشور می شویم و محبوبیت آن را مدیون اقتدار و امنیتی ست که در جامعه حاکم شده می دانند ، در نوشته یکی از خارجی ها در مورد امنیت مردم ایران آورده شده در ایران آنقدر امنیت حاکم است من به چشم خودم دیدم دم غروب بانوی طبقی بر سر داشت و کودکی لباس او را گرفته و بدون ترس و دلهره از روستائی به روستای دیگر می رفت دادگری و عدالت محوری یکی از بنیان جامعه شده بود راهزنان و خائنین به مملکت سیاست سختی می شدند
در این زمان جامعه ایران با روحیه مذهبی شیعه رو به رشد است و احکام تشییع توسط بزرگان دین که بعضا از جبل  عامل آمده اند بعنوان آموزه های دینی انتقال می یابد و شاهی سیون چون در نزد شاه عزیز و یک مزیت محسوب می گردد شور و شوق ورود به این جرگه بسیار بالاست
ادامه
سلیمان امیری
.....بنام خدا
محرم در ایل شاهسون
محرم در ایلات را می توان در دو زمان نگاه کرد یکی زمانی که کوچ قون بوده و ایل به  باورهای خود پابند بوده هنوز افکار روستائیان به مردم ایل غالب نشده بوده در یک دایره اعتقادی با توجه به نوع شرایط زندگیش تفکرات مراسم ، رسم و سنت ها را برپا می داشته تا لطمه به روند زندگیش نخورد و به اعتقادات خود هم ارج داده باشد دوم زمانی که تخت قاپی شد و ایلات مجبور شدند یکجا نشینی را تجربه کنند و به اقتضای زمانه با همزیست های خود همگام و همراه شوند و در نتیجه رسم و رسومات ایلیاتی هم دست خوش تغییر شد و سبک زندگی از ایلیاتی خالص بودن با توجه به همنشینی با روستائیان از آنها هم بهره برده و باعث تغییراتی در نوع زندگی آنها بوجود آمد رسم و رسومات و سوگواری هم با تبعیت از تاثیر اقوام به همدیگر به سمت جدیدی کشیده شد و سینه زنی و زنجیر زنی جای آن بی آلایشی و سادگی را گرفت تا جوانان سبک نوی را تجربه کنند
یکی از آن مراسمی که حدودا می شود گفت باعث تغییرات کلی شد  عزاداری دهه اول محرم بود با پژوهش های که در مورد نحوه سوگواری در ایلات شاهسون شده با توجه به نوع زندگی کوچروی آنها و نوشته های باقی مانده از سبک و سیاق زندگی آنها، در آن ایام به نظر نمی آید هیت هایی به سبک روستائی که ما امروزه در شهرها با شورو حرارت بیشتری می بینیم  می داشتند،  بخاطر روشن شدن این موضوع با چند تن از افراد مطلع ایلات شاهسون در نقاط مختلف ایران در این مورد صحبت های داشتم از جمله جناب آقای شاهسون از مردان شریف و محققین خوب شاهسونهای شیراز ، جناب آقای حاج علی خان صادق مغانلو از مردان نامی و پژوهشگر تاریخ ایل از بزرگان شاهسون مغان ، جناب آقای مهندس پرنلو از افراد دلسوز و تاریخدان ایل شاهسون خمسه، جناب آقای محمدعلی شاهسوند از نویسندگان خوش ذوق و علاقه مند به تاریخ شاهسون  از شاهسون های بغدادی طایفه محتشم سولدوز که دو قرن از کوچ شان به منطقه مارکده می گذرد  و همچنین از  بزرگان و معتمدین و مطلعین ایل شاهسون بغدادی در مورد این ایام در گذشته های دور پرس وجو نمودم اینطور به نظر آمد این سبک زنجیر زدن و سینه زدن را به بعداز یکجا نشینی و همنشین شدن با اقوام دیگر بیان داشتند
و متفق القول به احسان و نذری در این ایام اشاره داشتند که پایه ثابت ارادت به سیدالشهدا و یاران با وفایی او بوده
می گویند معمولا هر یک از افراد ایل که دارای آلاچیق و قارا چادر بودند یکی از روزهای دهه اول محرم تا شب سوم امام شهیدان ، نهار یا شامی تدارک می دیدند و افراد اوبا را دعوت می کردند  بعد از صرف غذا فاتحه ائی برای شادی روح شهدای کربلا و در گذشتگان صاحب سفره و مهمانان می خواندند و هرکسی می رفت دنبال کار روز مره خود تا سفره احسان نفر بعدی
بعدها که یکجانشینی بخاطر تخته قاپی باب شد و بعضی ها ساکن روستا ها شدند همگام با مردم روستاء دستجات عزاداری راه می انداختند و با نوحه خوانی سینه زنی و زنجیر زنی ایام سوگواری محرم الحرام را محترم می شماردند
و کسانی که هنوز زندگی عشایری را داشتند بخاطر شرایط ایجاد شده بعداز تخته قاپو و اقوام و هم ایلی هایشان در روستاء ساکن شده بودند رفت و آمد زیاد شده بود در ایام محرم بخصوص در روز تاسوعا و عاشورا سعی می کردند در عزاداری روستاهای نزدیک شرکت کنند بعضا شتر و اسب خود را برای برگذاری تعزیه خوانی می دادند تا یاد رشادت های سالار شهیدان و یاران گرانقدرش را محترم و زنده نگهدارند
سلیمان امیری فرد

🍃🌸 @shahsavanlary🌸🍃
   ─┅─═ঊঈ💓ঊঈ═─┅─
#شاهسونلر
#ییغیناغی
.....بنام خدا
تجزیه ایران
شتر در خواب بیند پنبه دانه گهی لف لف خورد گه دانه دانه
وقتی در قوچان در چادر شاهی تیغ حرامیان گلوی نادر را می برید و آخرين جهانگشای شرق بی اختیار دست و پا می زد تا جان از بدنش خارج شود در هوس سرداران قدرت طلب داشت قیام شعله ور می شد و با آتش عشق بازی نافرمانی ناخواسته خرمن یکپارچگی کشور در آتش فتنه گُر می گرفت عادلشاه،احمد اردانی ، کریم خان ، محمد حسن خان قاجار ،علی مرادخان و .....
کریم خان با زور و وعده و وعید توانست حکومت بدون قندهار را در ایران بر قرار کند و با مرگ او دوباره حرکت ها برای قدرت نمای شروع شد آقای دکتر ولایتی در مقاله جامع خود در این مورد به نکاتی اشاره می کند که توطئه و دسیسه های استعمارگران در اوایل دوره حکومت قاجار برای نفوذ و بدست آوردن منافع بیشتر از نعمتهای خدا دادی مرکز و غرب آسیا با نیرنگ در صدد زد و بند با افراد صاحب قدرت در ایران به دنبال اجرای نقشه خود بودند ، با وارد کردن ایران به جنگ ،توان ایران را برای حفاظت از مرزهای خود دچار ضعف می کنند و حاصل جنگ هرات ، جنگ با روسیه تزار ، جنگ با عثمانی زلزله های نیت شوم آنهاست
در جنگ اول جهانی ارزش ایران بیشتر به چشم یاغیان می خورد پل پیروزی و منابع زیر زمینی و معدن های بکر می تواند زیاده خواهی دول استعمارگر را تامین کند بودن یک کشور بزرگ و قدرتمند در منطقه جلوی کارهای آنها را می گرفت با دسیسه در زمان پهلوی ها آرارات ، بحرین هم در برنامه از پیش تعیین شده آنها از وطن جدا می شود
پروفسور مایکل هادسون، استاد دانشگاه و تحلیلگر مسائل بین‌الملل، در گفت‌و‌گویی به خاطره‌ای از جلسه‌ای با ژنرال‌های آمریکایی اشاره می نماید: «برنامه ژنرال‌های آمریکایی در دهه 70 تجزیه ایران به چند کشور را بیان می کند او در ادامه حرف هایش می گوید. این افراد معتقد بودند برای کنترل نفت خاورمیانه بدون کنترل کشور بزرگی مثل ایران غیرممکن است، حرف هایش را ادامه می دهد و می گوید در اوایل دهه 1970، زمانی که برای موسسه هادسون کار می‌کردم، هرمان کان مرا به یک جلسه با برخی از ژنرال‌ها برد. آنها در حال بحث در مورد مقابله با استقلال ایران بودند ایران همیشه قوی‌ترین قدرت در خاور نزدیک بوده است و برای کنترل نفت و کشورهای دیگر منطقه، باید این کشور را در اختیار داشت.» هادسون در این جلسه درباره تجزیه ایران به پنج یا شش قومیت صحبت کرد
در این زمینه قسمت تاریخ شفاهی هاروارد با تیمسارخسروانی گفتگوی انجام داده به قسمتی که به نیت شوم آن اشاره دارد را بیان می کنم
او می گوید بختیار نخست وزیر شده بود و شاه هنوز کشور را ترک نکرده بود ارتشبد فردوست مرا به شام دعوت کرد رفتیم کلوپ ایران جوان ، وقتی رفتم دیدم آقای دکترشیبانی از مسئولین بیمه و شخص دیگری بنام دکتر امیدی هم بودند بعداز کمی نشستن آقای فردوست گفت چرا از ایران نمی‌روی، جانت در خطر است گفتم اولا من پاسپورت ندارم دوما پول ندارم بتوانم بروم او گفت پاسپورت و شرایط رفتن را من مهیا می کنم
در ادامه می گوید شاه هم با این وضعیت نخواهد ماند و آمریکائیها طرح تجزیه ایران را دارند قرار است به چند قسمت تقسیم شود می ترسم به دست کمونیست‌ها بی افتی و کشته شوی
نفر بعدی یک تاریخدان یهودی بنام لوئیس است با طرح نقشه خاورمیانه بزرگ کشور ایران را به صورت قومیتی تقسیم می کند تا بتوانند بازی گردانی خود را برای چندین قرن در منطقه داشته باشند
ایحال این کشور کهن روزهای پر آشوبی را دیده ولیکن به همت مردان وطن دوست دشمن تا به حال نتوانسته با نیش تفرقه افکنی به اهداف پلید خود برسد ، این دشمن زخم خورده برای ضربه زدن در پی فرصت مناسب است باید مراقب بود با توجه به حرکت هائی که از زمان جنگ تحمیلی دوازده روزه به این طرف دیده می شود با نقشه های پی ریزی شده می خواهند دامنه اختلاف را بین اقوام ایرانی بالا ببرند و به اهداف شوم خود برسند
اتحاد ، همبستگی یار همیشگی یکپارچگی خواهد بود
سلیمان امیری
https://t.me/shahsevan_channel
✍️....بنام خدا
بعداز اینکه خبر واقعه کربلا به آبادی ها و شهر ها رسید شیعیان بسیار ناراحت شدند یکی از اشخاصی که در خطبه روز عاشور به شهادت گرفته شده بود جابر ابن عبدالله انصاری بود وی بخاطر کهولت سن بینای خود را از دست داده بود ، وی بعداز شنیدن خبر شهادت حسین ابن علی علیه اسلام برای زیارت تربت سالار دین به همراه شخصی راهی می شود بعداز سختی راه می گویند در یک روز قبل یا همان روز اربعین قدم به کربلا می گذارد همراه شیخ می گوید بعداز رسیدن رفتیم سمت فرات تا غبار از تن گرفت و غسل کرد سپس عطر زد تا پاک و تمیز و خوش بو به زیارت اباعبدالله برسد وقتی به محل دفن سیدالشهدا رسیدیم خودش را بر روی قبر آقا انداخت بسیار گریه و بی تابی کرد سپس از حال رفت آنطور که منابع می گوید اولین زائر اربعین جابر ابن عبدالله انصاری می باشد بعضی ها معتقد هستند سال ۶۲ هجری هم شیخ به زیارت تربت آقا به کربلا مشرف شده بعضی می گویند او همان یکبار بوده در بعضی منابع اشاره به دیدار شیخ و اهل بیت در اربعین در کربلا دارند با توجه به اینکه حرف و حدیث های متفاوتی در مورد زمان انتقال اسرا بعداز واقعه کربلا به دمشق می باشد حضور سهل ابن سعد ساعدی آخرین صحابه رسول خدا که برای زیارت به بیت المقدس رفته بود و در مسیر به شام می آید و در زمان ورود او به شام اسرا را دیده و با سکینه دختر حضرت امام حسین (ع) گفتگوی داشته اشاره شانزدهم ربیع اول دارند
ایحال از قدیم الایام عاشقان ابا عبدالله (ع) سعی می کنند برنامه زندگی خود را طوری برنامه ریزی کنند در اربعین در کنار حرم شریف سالار دین باشند در تاریخ شفاهی ایل شاهسون بغدادی ما بارها از بزرگان شنیدیم که اشخاصی از ایل محتشم مان به زیارت کربلا رفته اند و واژه کلب یا کربلای را در پیشینه اسم شان دارند با توجه به بعد راه حتما این سفر گروهی بوده یکی از این مسافرت‌ها که از تیره و طوایف مختلفی حضور داشته اند در هنگام بر گشت در اطراف کرمانشاه یا راهزن به کاروان میزند و یا بیمار می شوند و تعدادی از مسافران کربلا فوت می کنند و نام کالبی کرم ، کالبی یادگار (برادر قوجا دانیال خالدی)را من از بزرگان شنیدم و از طوایف و تیره های دیگر هم شنیدم ولی دقیق اسم شان یادم نیست

در هرصورت آرزوی قبولی زیارت تربت پاک سیدالشهدا را به زائرین آقا از اولین اربعین از محضر خالق منان دارم
سلیمان امیری
اتفاقاً همانطوری که جنابعالی فرمودید ، بدلیل نبودن امکانات وسایل ایاب و ذهاب مثل امکانات امروزی ، قدیما با پای پیاده و توسط چهارپایان این راه طولانی را بقصد زیارت آقا ابا عبدالله الحسین (ع) و قمر بنی هاشم ، حضرت ابالفضل العباس (ع) و امیر مومنان حضرت علی (ع) عازم می شدند و روزها و شبهای زیادی را سپری کرده تا به عشق دلداده ی خود برسند...

از قضاء بنده شنیده ام که یکی از نیاکان بنده بنام مرحوم " کربلائی مهدی " از بابا و اجداد تیره علی کورلو در همین مسیر به رحمت خدا رفته و ددر همانجا (در شهر کربلا) دفن میگردد...
طبق فرمایشات شما از ایلات محتشم شاهسون بغدادی نیز در ایام خاص " محرم و صفر " با انگیزه زیارت و پیروی از مذهب دینی خود و ارادت به ائمه اطهار (ع) حتی با پای پیاده به زیارت خانه ی خدا هم رفته اند...
آقای بهمن حسنی
جناب حسنی گرامی همه فرمایش تان درست است
فکر کنم کربلای مهدی که فرمودید با این آقایانی که عرض کردم همدوره باشند
قوجا دانیال و کالبی یادگار با هم برادر و باجناق بودند پدر خانم شان هم می گویند کالبی کرم بوده
قوجا دانیال پدر چراغعلی پدر شیخ جواد پدر حاج ابراهیم پدر بنده بوده حدودا چهار پشت قبل از بنده
سلیمان امیری
البته از اینکه چه نفراتی با مرحوم " کربلائی (بقول شما و با لحجه و گویش شاهسونی "کالبی") مهدی (بابا و اجداد ما) همراه و همسفر بودند ، اطلاعات کافی ندارم ولی از نظر تعداد نسل گذشته خود ، فکر کنم بله طبق فرمایش جنابعالی چهارمین نسل قبل از ما بوده اند ...
آقای بهمن حسنی
Forwarded from شاهسونلر ییغیناغی (şahsavanlary) (علی حاجیلی)
🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺


دهمین سالگرد محقق..نویسنده وشاعر

بنام  شادروان اردشیر سیف خانی فرزند

زنده یاد امیر اصلان خان از طایفه احمد

لی را باذکر صلوات بر محمد وقرائت

فاتحه گرامی میداریم 

روحش شاد ومزارش نورانی  ...فاتحه🍃🌸 @shahsavanlary🌸🍃
   ─┅─═ঊঈ💓ঊঈ═─┅─
#شاهسونلر
#ییغیناغی
[۷/۳۰, ۱:۴۲ ب.ظ] Lotfolah Seifkhani: سلام
استاد گرامی و ارجمند جناب حاجیلی عزیز
ممنون متشکر از لطف و بزرگواری و صمیمیت و وفاداری شما
[۷/۳۰, ۱:۴۳ ب.ظ] Lotfolah Seifkhani: بزرگش نخوانند آنکه بزرگان را یاد نکند
[۷/۳۰, ۱:۴۶ ب.ظ] Lotfolah Seifkhani: از عزت نفس و بزرگواری حضرتعالی نهایت سپاس و امتنان داشته و برسم ادب و احترام و وظیفه شاگردی در مقابل شما تعظیم و تکریم نموده و شادی و سربلندی و سعادت و سلامتی شما را از درگاه حضرت باریتعالی خواهانم
به امید دیدار
دوستتان داریم
تشکر
Forwarded from Soleiman Amirifard
با سلام جناب سیف خانی عزیز
خدا رحمت کنه اردشیر خان گرانقدر را بنده مدت کوتاهی با این بزرگمرد هم کلام شدم سعادت زیارت و همنشینی با او را پیدا نکردم در همین مدت کوتاه او را انسانی فرهیخته ، مردی خرمند و دانا، مسلط به تاریخ و ادبیات شاهسونی ، محققی توانا و عاشق ایل شاهسون دیدم
از این جنس آدمها خیلی کم پیدا می شود
به کرم خالق و به حق رسول اکرم در آن دنیا با بزرگان و اولیا همنشین باشد
تقدیم به روح پاک و سلحشور او 🌷🌷🌷🌷🌷🌷
باسلام و عرض ارادت خدمت استاد محترم جناب امیری
ایشان فرزند مرحوم امیر اصلان خان سیف خانی فرزند مرحوم ممه خان معروف بود که از بزرگان ایل شاهسون بود و با دربار شاهنشاهی و بزرگان علم و ادب و استادان دانشگاههای کشور و سناتور های مجلس سنا و شورای ملی مراوده و نشست و برخاست داشت
با مهندس جعفر شیریف امامی و فتح الله فرود و علی اکبر خان بهادری سناتورهای استان دوست صمیمی بودند
مرحوم اردشیر فرزند چنین مردی و پروده او بود
اردشیر چشم و چراغ و مشعل راه ما بود که متاسفانه خیلی زود از دستمان رفت
بر مزار اردشیر نوشتیم
(خاطراتت نه تکرار میشود و نه فراموش )
ممنون از لطف و مرحمت شما دوستان گرامی که بیادش هستید
پاینده و سرفراز و سلامت باشید
به امید دیدار
لطف اله سیف خانی
سلام و درود ، یکی از این افراد زائر کربلا که در برگشت قسمت نشد اهالی ایل شاهسون بغدادی ایشان را زیارت نمایند مرحوم کربلایی مهدی از تیره علی کورلو طایفه کوسه لر می باشند که طبق گفته آقای دکتر حسنی صاحب تالیفات در خصوص ایل از نوادگان آنمرحوم ، در همدان مدفون هستند.
باغدادلی شاهسئون ائلی...
✍️....بنام خدا بعداز اینکه خبر واقعه کربلا به آبادی ها و شهر ها رسید شیعیان بسیار ناراحت شدند یکی از اشخاصی که در خطبه روز عاشور به شهادت گرفته شده بود جابر ابن عبدالله انصاری بود وی بخاطر کهولت سن بینای خود را از دست داده بود ، وی بعداز شنیدن خبر شهادت حسین…
سلام و درود ، یکی از این افراد زائر کربلا که در برگشت قسمت نشد اهالی ایل شاهسون بغدادی ایشان را زیارت نمایند مرحوم کربلایی مهدی از تیره علی کورلو طایفه کوسه لر می باشند که طبق گفته آقای دکتر حسنی صاحب تالیفات در خصوص ایل از نوادگان آنمرحوم ، در همدان مدفون هستند.
حاج یعقوبعلی دارابی
باغدادلی شاهسئون ائلی...
سلام و درود ، یکی از این افراد زائر کربلا که در برگشت قسمت نشد اهالی ایل شاهسون بغدادی ایشان را زیارت نمایند مرحوم کربلایی مهدی از تیره علی کورلو طایفه کوسه لر می باشند که طبق گفته آقای دکتر حسنی صاحب تالیفات در خصوص ایل از نوادگان آنمرحوم ، در همدان مدفون…
سلام آقای حاجی یعقوبعلی دارابی عزیز ، زیارت قبول کربلایی
بله کاملا درست فرمودید
آنطور که جسته و گریخته شنیده ام در آن سفر تعدادی به رحمت خدا رفته حال علت بیماری و یا مورد حمله راهزن بوده باز دقیق مشخص نیست هر کسی طوری این اتفاق را بیان داشته در سندی خواندم تعدادی مورد تهاجم راهزن قرار گرفته اند نام و نشانی از کسی بیان نشده
ایحال من هم شنیدم در مورد صحت و سقم آن دقیق اطلاع ندارم گفتند از خاندان محترم مطیع هم جزء زائران سفرکربلا در آن دوره بوده و او هم به ایل برنگشته
سلیمان امیری