باغدادلی شاهسئون ائلی...
167 subscribers
138 photos
37 videos
16 files
196 links
ایل شاهسون بغدادی...

@Soleimanamiri
Download Telegram
بی‌لر بیزیم ائله دئللر شه‌سئون 
؛
نادیرشاه حؤکمۆیدن قالخدیق موغاندان
بی‌لر بیزیم ائله دئللر شه‌سئون 
اوْن ایکی مین چادیر دۆشدۆ سۆرگۆنه
بی‌لر بیزیم ائله دئللر شه‌سئون
؛
آشدیق ساوالانی بیز چیخدیق دۆزه
کرکوکدان باغداددا ائل قالخدی گؤزه
اوْتوز ایکی طایفا غوربتده دؤزه
بی‌لر بیزیم ائله دئللر شه‌سئون 
؛
نادیر کؤچدۆ ائلده چیخدی آیازا 
باغداددان قاوزانیب قوْندو شیرازا 
بو نیسگیلی کیم چاتدیرا آرازا 
بی‌لر بیزیم ائله دئللر شه‌سئون 
؛
کریم اؤلدۆ ائلده گلدی قزوینه 
ال بیر اوْلدو قجرلرین سؤزۆنه
بیر اوْخ اوْلدو ده‌یدی دوشمان گؤزۆنه
بی‌لر بیزیم ائله دئللر شه‌سئون 
؛
قوم-ساوا جۆلگه‌سین ائتدیلر قیشلاق
اوْتوز ایکی طایفا قوردولار قالاق 
قاراغان داغیندا توتدولار یایلاق 
بی‌لر بیزیم ائله دئللر شه‌سئون 
؛
کؤسه‌لر، دلیلر، سولدوز، یارجانلی
کله‌ون، قره‌نلی، هم حاققی جانلی
احمدلی، خیدیرلی، هم حۆسن خانلی
بی‌لر بیزیم ائله دئللر شه‌سئون 
؛
ساتیلی، قوتولو، اته‌گباسانلی
دۆگر، موختابندلی، موغان، حسن‌لی 
شره‌فلی، غریب‌لک ، نیلغاز، کاروانلی 
بی‌لر بیزیم ائله دئللر شه‌سئون 
؛
قسیملی، چله‌بلی ،قاراقوْیونلو 
کره‌ملی، دئولتوه‌ند،هم آغ‌قوْیونلو
موسولو، زیلیغلی، هم الی‌قوردلو
بی‌لر بیزیم ائله دئللر شه‌سئون 
؛
قالدی ذوالفوغارلی بیرده ائیناللی
باغدادلی شاهسئون آدلیمدی بللی
“بختیار” ییر قوْشدو گۆنش های ساللی
بی‌لر بیزیم ائله دئللر شه‌سئون 
؛
قوم.بختیار فرٌخ. ٣٠ /٧ / ١٣٨٨
تاریخچه روستای «قوجه داغی»

طبق اسناد رسمی روستای قوجه داغی «قشلاق» تیره اوروجلو از طائفه قرنلی می باشد.
قدمت اسکان (به عنوان قشلاق) در این روستا به اوایل حکومت آقامحمدخان قاجار می رسد. طبق سرشماری رسمی که در سال 1306 انجام شد، مرحوم علی اکبرخان قره بیگلو ملقب به فتح السلطان به عنوان مامور سرشماری کل ایل شاهسون بغدادی بود. تعداد خانوار طائفه «قرنلی» حداقل 400 خانوار و جمعیت آن 2200 نفر اعلام شده است.
طایفه قرنلی دارای 7 تیره به نامهای «قارادیوه لی»، «سفی خانلی»، «اوروجلو»، «خداقلی سن نی_ گنجنه»،«اوروستاملی»، «غریب لکی لی» و «خدرلی» می باشد. که دو تیره آخر، از طوایفی هستند که بعداً به طایفه قرنلی ملحق شده اند.

_ اوروجلوها شامل: علی خان لو، میرادلو، سلطان لو، عینی، عینی پور، سلطانی عینی، محمودی عینی، سلطانی محمودی، خان عینی پور، خان عین آبادی، قرنلی و ... می باشند.

_ قارادیوه لی ها شامل: کریم عینی،حضرت عینی، عزیزعینی، عباس عینی، عزت عینی، محمدآقایی و ... می شوند.

_سفی خان لو ها شامل قوراجالی، سیف خانی، زرگارلی، ملّات لی و ... هستند.

_اوروستاملی ها شامل: حاج علی لو ، جانعلی لو و ... می شوند.
.......
نام تیره «اوروجلو» برگرفته از اسم «اوروج» می باشد که نام بزرگ و ریش سفید طایفه قرنلی بوده است. وی یک پسر به نام«حسن» و دو نوه به نام های «علی خان» و «سلطان قوجا» داشته است که نسل فعلی طایفه «اوروج لو» از نوادگان این دو نفر می باشند.
از بزرگان و ریش سفیدان این طایفه می توان به «محمدعلی» فرزند سلطان قوجا و «حاج زلفعلی سلطان محمودی» فرزند محمد علی اشاره نمود.

«برگرفته از کتاب تاریخ شفاهی ایل شاهسون بغدادی _ با تشکر از برادر گرامی جناب آقای داود خالصی»
شجره نامه تیره «اوروجلو» از مجموعه طوائف شاهسون های مستقر در فلات مرکزی ایران (استان قم) :

نسل اول:
عین الله، (عنوان اراضی عین آباد از نام ایشان اخذ شده است).

نسل دوم:
اوروجعلی(عنوان اوروجلو (اوروشلی) از نام ایشان اخذ شده است).

نسل سوم:
برادران عسگر و حسن (عنوان اراضی عسگرآباد از نام عسگر که فاقد فرزند بوده و در منطقه گنجنه فعلی سکونت داشته اخد شده است).

نسل چهارم:
برادران «علیخان» و «سلطان قوجا»

نسل پنجم:
فرزندان علیخان با نامهای (محمد، احمد، عرب، ایمانعلی و صیادعلی) و فرزندان سلطان قوجا با نامهای (نقی، تقی، جعفر، محمدآقا، علی آقا، جانعلی، محمدعلی و مرادعلی)

نسل ششم:
نوادگان علیخان با نامهای(عروجعلی،عبدالله، جواد الهی«نوه دختری»، عباسعلی، صادق، اسدالله، ابوالقاسم و سکینه) و نوادگان سلطان قوجا با نامهای (ذولفعلی، یعقوب، غلامرضا، حسن، محمد، اصغر، اسماعیل، حبیب الله شمس، رضا شمس،مشهدی حسین، علی حسین، رمضانعلی، محمدرضا، علی، رمضان و ولی )

نسل هفتم، هشتم و نهم:
نسل فعلی که در شجره نامه تیره اوروجلو (اوروشلی) به اسامی آنها اشاره شده است.
.....بنام خالق هستی ، یازار قلم خوش گونلرین سوزون
معمولا اواسط پاییز کوچ قشلاق برای سکونت در گرمسیر ایلات کوچ رو که بصورت عشایری زندگی می کنند شروع می شود
عشایر به مردمانی از هر قومیتی که بصورت کوچ رو زندگی می کنند اتلاق می شود ، ایل واژه ایست به مردمانی که برای هدف مشترک هم ریشه و یا از طوایف مختلف در مقطعی از تاریخ دور هم جمع شده اند و گروه متحد را شکل داده اند تا در مقابل مشکلات و تهاجمات همدیگر را یاری کنند، واژه شاهسون دقیقا معلوم نیست کی و برای چه علتی مطرح شده ولی در تاریخ صفویه ما به گروهی برخورد می کنیم که برای اثبات وفاداری در راه مرشد کامل و یا بعضا برای حمایت از تمامیت ارضی کشور و در قسمت از تاریخ می خوانیم از این واژه برای فراخوانی مردان سلحشور برای حمایت و سرسپردگی مردان بزرگ که داعیه حکومت دارند در مقابل یاغیان داخلی و بیگانگان مورد استفاده قرار می گیرد ، این افراد رزمجو بعدها بخاطر همدلی و هم عقیده بودن بعنوان یک ایل مطرح و چون امرارمعاش شان از راه دامداری بوده و بصورت کوچ رو زندگی می کردند طبق تقسیم جامعه شناسی در زمره گروه زندگی عشایری قرار داده شده ، بعدها بعضی از این مردم جنگجو و ایثارگر بخاطر شرایط روزگار در روستاها و بعضی در شهرها سکونت کردند با اینکه نوع زندگی شان از عشایری به زندگی روستایی و شهری تغییر یافت ولی واژه شاهسون بعنوان وفاداری به کشور و دین برای این مردمان بزرگ چه کوچ رو باشند و یا کنار چینه کندلر آفتاب بگیرند و یا در خیابانهای پر زرق و برق شهر قدم بزند بر روی شناسنامه ایلی آنها حک شده و خواهد ماند
قشلاق
...اوباها در پَنَه یئر جا خوش کرده اند تا از مسیر باد سوز ناک و بارش سنگین برف زمستان در امان باشند
هر قشلاق با چیدن لحاف و مفرج ها و یا قرار دادن حصیر به دوقسمت تقسیم که در اصطلاح عامه به قسمت پشت لحاف چیده شده یاوارد و یا یاوارد دالی گفته می شود
یاوارد دالی جایست مثل اطاق خصوصی که برای نگهداری وسایل مورد مصرف و یا گاهان برای استراحت بچه ها در زمان مهمان داشتن مورد استفاده قرار می گیرد
برای گرم شدن قشلاق در زمستان تنوری حدودا در وسط آن قرار دارد که در زمستان با کمیره های جمع آوری شده از قوزو قاشلاقی و یا داوار تولسی که به روی هم چیده شده و کمیره قالاقی و یا به قول کندیلر لازا قالاسی برای گرم کردن آن استفاده می شود و استفاده در هریک از زندگی عشایری با روستایی کمی فرق دارد ، عشایر کمیره را بیرون می سوزانند تا زمانی که خام نداشت باشد و به قول قدیمی ها کوز اولا ودر داخل تنور می ریزند ، ولی لازا را روستائیان در داخل تنور سه تا لازا را به هم تکیه می دهند و آتش را روشن می کنند و تپجک کولبه را بر داشته تا جابجایی دود با هوای بیرون باعث شود اولا با خارج شدن دود به وسیله کولبه که یک راه باریکی است از تنور خدایی ناکرده حوداث بد رخ ندهد دوما لازا راحت تر بسوزد و تبدیل به زغال شود تا گرمای زیر کرسی برای اهالی لذت بخش شود ، یادش بخیر کرسی لحاف بزرگی داشت معروف به کورسو یورغانی که نسبت به لحاف های دیگه بزرگتر بود و وقتی به روی کرسی می انداختن این لحاف دور تا دور کرسی را می پوشاند تا گرمای آن بیهوده خارج نشود و بخاطر یکدست بودن بازی بچه ها دلچسب تر بود چون وقتی از زیر کرسی این ور و اونور می رفتیم و یا از روی اون برای فرار می پریدیم جابجا نمی شد ، در گوشه قشلاق یه اجاق پخت و پز قرار داشت که بالای آن پاجایی را تعبیه کرده بودند تا دود و یا بوی غذا ازآن خارج بشود و این همان پاجای معروف شب چهارشنبه سوری است که شال سالردیله ، چون قشلاق دیوارهای کناریش با سنگ چیده شده بود دوز چرونده و یا سایر ادویه جات مورد استفاده را در تاقچه و یا به آن می آویختند
ادامه دارد
سلیمان امیری فرد
.....بنام خدا
یکی از دوستان در لایو در مورد طایفه شاعر نامی مراغه حکیم تیلیم خان پرسید
به خدمت دوستان و عزیزان می رسانم محققین و گردآورنده گان اثر او هر کدام با توجه به پرس جو و تحقیقات خود ایل و یا طایفه ایی را گفته اند
یکی از بزرگواران آورده وی از ایل قارا بیات شمال عراق است که توسط نادر زمان پدربزرگش قاراخان و یا در زمان پدرش تیمور خان به ساوه کوچانده و در مراغه سکونت کرده اند
دوست دیگری آورده او از ترکمانان می باشد و از طایفه آسقین می باشد
یکی از وارثان او می گوید ما اصالتا از مراغه آزربایجان هستیم به عللی دو نفر برادر به اینجا کوچ می کنند و محل سکونت شان را با توجه به محل قدیم نام گذاری می کنند و از طایفه آشقولو یا آشقولی می باشند که شاید همان آسقین باشد که به مرور تغییر یافته
سلیمان امیری فرد
.......با نام و یاد پروردگار بزرگ
سالها پیش مردمانی یا بر گرفته از اعتقادات دینی و یا بخاطر عشق و علاقه بر کشور از اقوام مختلف به فریادی لبیک گفتند و حماسه ساز تاریخ ایران شدند و برای امنیت او از جان مایه گذاشتتد، بخاطر اتحاد و هم دلی درعشق نام ایل بر روی آنها گذاشته شد و بخاطر ماموریتی که به مناطق مختلف داشتند و یا خواستگاه شان به نام های مختلف بر گرفته از ولایت خوانده شدند بعضا هم بنام ایل اول خود ثبت تاریخ شدند
ناملایمتی ها با آنها همراه بود با اینکه جنگ و میدانداری بر گردن آنها بود ولی چه باید گفت هر کس بر مراد خود اینها را همراه کرد
صفویه با اعتقادات مذهبی و چله نشینی در خانقاه شروع کرد و با کلاه قزلباشی شور را آفرید با شاهسونی مستحکم شد و از ترس متلاشی شد و رفت ، افشار با توان نادر و مردان ایلات جان گرفت با نیروهای عاشق و شاهسون اقتدار خلق کرد و با خیانت یاران تمام کرد ، زندیه از لشگر قدرتمند نادری گذر کرد و سپاهی بزرگ از لک و لر و ترک بوجود آور و با شاهسون قدرتی دوچندان گرفت بازی روزگار ارک زندیه را در اختیار قاجار پیش قراول و مدعی از زمان مریدی خانقاه صفویه تا آن زمانی که یکی از بازیگران مهم تاریخ در محروسه ایران بود داد و شاهسون در آتش فتنه های روزگار آبدیده شد ولی سیاست و دغل را نه آموخت و تفنگ را محکم چسبیت تا قلم بر دست نگیرد ، از همین دوران تفنگ اقوام تاثیر خود را بخاطر نقش قلم از دست داد و وقتی بیدار شد رضاخانی بر تخت و شاهسون تخته قاپه شده از قافله روزگار جا مانده بود با زور و توان تا اواسط پهلوی نام خود را حفظ و داشت غبار ستم نام او را محو می کرد که خود میخ ائل سون را بر تابوت خود ساخته محکم کوبید تا این نام زیبا چند صباحی به فراموشی رود ولی چون این نام بر گرفته از عشق و علاقه و نشانه شناخت مردان سلحشور و وطندوست بود با قصه و داستان شب مادران از رشادت و شجاعت پدران دوباره بال زد و آسمان را محو زیبایی خود قرارداد
و این کودکان، از دامن مادران پاک سرشت بر خواسته و در این جامعه پر زرق و برق برای خود مرد وزن های نامی شدند و پرچمدار ایل خود ، خیلی زحمات را هنرمندان و مورخ نویسان به جان خریدند تا شاهسون دوباره شاهسون خوانده شود
.....حال که ما از این گردنه های پرپیچ و خم عبور کرده ایم و می بینیم شاهسون هربار با نام خود بود قوت کشور و سرمایه بزرگی به حساب آمده بس برای ماندن خود باید تلاش کنیم آنهم با نام ایل خود نه در سایه دیگران
بزرگان و اساتید هر یک از ایلات شاهسون با برنامه ریزی درست و منطقی برای حفظ نام شاهسون با برگزاری جشنواره های موسیقی ، شعر و یا در مناسبت های مذهبی و ملی با معرفی رسم و رسومات خود می توانند قدم های بلندی برای ایل خود بردارند و با این کار خود را از زیر یوق دیگران خارج کرده و خود را بر اساس ایلی ریشه دار معرفی و نامی شوند .....ادامه دارد
سلیمان امیری فرد
باغدادلی شاهسئون ائلی...
.......با نام و یاد پروردگار بزرگ سالها پیش مردمانی یا بر گرفته از اعتقادات دینی و یا بخاطر عشق و علاقه بر کشور از اقوام مختلف به فریادی لبیک گفتند و حماسه ساز تاریخ ایران شدند و برای امنیت او از جان مایه گذاشتتد، بخاطر اتحاد و هم دلی درعشق نام ایل بر روی…
(۲)
......بنام خالق هستی
موسیقی
موسیقی در ایل شاهسون و یا بهتر است بگوییم مردمانی که زندگی کوچ نشینی دارند از همان آغاز با آنها همراه می شود چیزی نیست که بخواهند آنرا از قومیت و یا مردمان دیگر بگیرند بلکه بخاطر همزیستی با اقوام دیگر شایداز هم وام گرفته باشند ولی اصالت خود را فراموش نکرده اند چون در کنار گهواره کودکان با زمزمه های زیبای مادران با رشد جسمی کودک هوای شعر و موسیقی هم در وجود بهتر بگویم با ریتم بیان مادر وزن می گرفت و کودک پرورش می یابد ....... با نوای نی نغمه جوانان در کوه و دشت و طبیعت زیبا بخاطر شرایط خاصش جان می گیرد و با تییرینگه و ساز و دهل در عروسی ها شور را خلق .... و چگور( چویور) را با عشق و علاقه نه برای کسب و کار بلکه بخاطر ذوق هنری می نواختند و در عروسی گاهی با آشیق در نواختن آن همراه می شدند و مجلس به لطف هنر ذاتی آنها و توانمندی آشیق آرام می گرفت و دیگران گوش جان می سپردند به داستانهای آموزنده و سخنان عرفانی بزرگان و شعر به یادگار مانده بصورت یئر، با صوت های ایلیاتی دل را صفا می دادند
مادران شاهسون با زمزمه ها ، لا لای ، نغمه های زیبا و اوخشاما پایه گذار موسیقی در ایل و بعنوان اولین معلم های فرزندان خود برای آموختن آن می باشند با حرکت گهواره مهر مادری با زمزمه های شیرین که از دل او بر می خیزد کلاس درس خود را شروع و با صدای آرام بخش خود داشته های خود را به کودکان انتقال و با خلوصی که مادر در بیان آن داشت بر روی ذهن کودک با محبت او نقش می بست تا برای آیندگان ثبت سینه به سینه شود
و در اوقشاما در مراسم هم با آهنگ دل غم را هماهنگ می کند تا بار دیگر آموزه ایی از شور مادری را با اشک و آه بیان کند ....
بالام شیرین یوخودا
بالام لای لا لای لا
اوخ دئیب باقرم باشینا
قوربان اولوم گوز یاشینا
بالام لای لا لای لا
وقتی گوسفندان برای دوشیدن در اووا (اوبا) با اولکن رو به روی هم بصورت ردیفی قوشاله له ، مادران با بایدا برای دوشیدن شیر از کناری آغاز و با نغمه های شیرین از گوسفندی به گوسفند دیگر می روند و هریک داستان ذهن خود را با زمزمه ائی به شیوایی بیان می کنند یکی از خدای خود برکت و رزق روزی حلال را طلب و دیگری شکر کردگار را از نعمت داده و یا زمزمه های شیرین دلدادگی
در زمانی که چاتما(سه پایه )برقرار و چالخام(مشک بزرگ) بر آن آویخته و ماست داخل آن با حرکت هماهنگ این شیر زنان در داخل مشک جابجا می شود با صدا ی گروب گروب آن، آنها به وجد می آیند و با آهنگ و ریتم خاصی زمزمه اییی را شروع می کنند
چالخام چالخام کره ی چوخ اولسون
اوغلوم یئسین چاق اولسون
کار را با این گونه آوا به میدان هنر می کشانند و هنر تمام نشدنی بانوان ایل کلاس درس فرزندان شان می شود
...جوان تازه به دوران رسیده وقتی گوسفندان را محو گل و چمن می بیند چروند را کناری می گذارد و بر روی زمین نشسته ،ال اغاجی را بر شانه تکیه می دهدو هنر خود را با نفس گرم به درون نی می وزد و با بازی انگشتان بر روی نی آرامش را برای خود خلق و دلتنگی خود را به زیبایی بیان می کند
و گاهی لب از لب نی بر می دارد برای دل داده خود در رویای تنهای یئری با ریتم به ارث گرفته از تمام وجود بیان می کند
گئدیم گوردو باش باغلئر
باشین یویوب یاش باغلئر
نه ده دی نه دیل لشده
باغرم باشینا داش باغلئر
....سازانا زورنا را به لب خود قرار می دهد و با باد شدن لپ ها و بالا و پایین شدن آن آهنگ دلنشین با یک صوت زیبا خبر ازیک روز شاد را می دهد و صدای مست کننده آن با صدای دهل هنرمندان را به رقص و پایکوبی دعوت می کند و با حرکت موزون جوانان شور و عشق به راه می افتد و جوانان دست دردست هم به فرمان بئیر چوپی گئیدن حرکات رقص را با میدان داری ائیکی چوپی گیدن با صدای هماهنگ ساز و دهل به اجراء می گذارند و با تغییر ریتم نوازنده حرکات رقص تغییر می کند و جوانان شاهسون هنر نمای خود را به رخ می کشند
هالایی هدیه ایست از مردم شاهسون به مردم شریف شش استان مرکزی ایران که هر کدام با توجه به استعداد ذاتی خود باعث شکوفایی این هنر شده اند و در حال حاضر اتحاد و همدلی و یکی بودن را در بین آنها ایجاد کرده است
ادامه دارد
سلیمان امیری فرد
......بنام خدا
۱۴۰۰ سال پیش کاروانی از مکه حرکت و در منطقه ایی از نینوا فرود آمد بعد از استقرار در کربلا وقتی کاروان سالار خوب به اطراف نگاه کرد گفت این فرمان الهی ست از پدرم شنیدم جدم رسول الله آنرا فرموده ،با ستم آشتی نکرد روزگار خصم با قتل عام مردان و به اسارت رفتن زنان و کودکان آن برای بشر کلاس درسی بزرگ بر جای گذاشت
بیرق و علم او توسط خاندان بزرگ ش برای زنده نگه داشتن هدف و آرمان او برافراشته و شیفتگان او برای کسب فیض گرد آن جمع شدند تا راه گم نشود
گروهی بنام توابین آنهای که رفیقان نیمه راه بودند بعد از مرگ یزید جرات پیدا کردند به گذشته خود پشت کنند و برای انزجار از عمل خود و بخاطر خونهای ریخته شده که خود را مسئول آن می دانستند خون ستم را بریزند ، علم بر دست گرفتند عزاداری به پا داشتند گریه می کردند بر کرده خود تا عفو شوند ،ناله می کردند بخاطر ناروی که زده بودند این حرکت با دلسوختگان جنگ طف در هم ادغام شد تا گریه و ناله و آوخشاما هرسال در دهه اول ماه محرم برای به تصویر کشیدن ناراحتی از ستم و ظلمی که در حق خاندان آل علی( ع) شده بود دستجات عزاداری به راه بی افتد زنده بودن نهضت حسینی باعث شده علت قیام و هدف امام و نحوه حرکت سیاسی او کلاس درسی برای مبارزان آزاد اندیش باشد ، هر کس با هر دینی و یا مذهبی وقتی زندگی و قیام او را مطالعه میکند شیفته عمل او و وی را الگوی مبارزاتی خود می خواند و در دادگاه بی عدالت با افتخار او را پیشوای خود می گوید
ما می بینیم رهبری بزرگ مثل گاندی قیام خود را متاثر از امام شهید می داند و یا نویسندگان بزرگ جهان وقتی در مورد زندگی و مبارزات و رفتار و کردار او در مقابل ظالم و سختی های که در این راه کشیده پژوهش کرده اند بدون استثناء او را بزرگترین رهبر مبارزه بر علیه ظلم و فرمایشات او را الهام بخش برای بشر خوانده و با نوشته های ارزشمندی که از خود باقی گذاشته اند در این مورد نظر خود را بسیار شفاف بیان داشته اند
در این بین افرادی هم بودند برای شور زیاد واقعه را از آنچه بوده فراتر بیان داشته و جنگی که در اوایل پاییز یعنی روز سه شنبه بیستم مهر ماه سال ۵۹ هجری شمسی مصادف با دهم محرم سال ۶۱ هجری قمری در منطقه نینوا رخ داده بیان کرده اند تا با احساسات پاک پیروان سیدالشهدا را به وضعیت سخت آن روز همراه کنندو از جو بوجود آمده استفاده کرده و با بیان حرف های خارج از واقعیت و با گریه و زاری و سینه و زنجیر زدن های نامتعارف انسان را از مسیر اصلی نهضت دور می کنند و با این کار شان شخصیت امام شهید و خانواده و یارانش را نشانه گرفته تا گزک به دست دشمنان این نهضت بدهند و با گفتار خود باعث می شوند شنونده با شنیدن آن متاثر و او را یک شکست خورده تقدیر ببیند و هیچگاه به دعای عرفه و صحبت ظهر عاشورا و پایداری او در مقابل ظلمی که توسط جانیان بی رحم بر او شده توجه نمی شود با آنکه راویان همه از سپاه ابن زیاد بودند ولی در نوشته های خود از شجاعت و دلیری امام می گویند و حیران هستند از اینکه یکه و تنها بعداز شهادت یاران و خویشان چگونه محکم و استوار بدون ترس و لرز و کوچکترین اندوهی در چهره در بین سپاه کوفه قرار می گیرد و بدون لرزش صدا رجز می خواند و هدف خود را نجات دین جدش و دستور الهی می خواند آنطور که از حضرت زین العابدین(ع)نقل است با لبان خشک با دشمن قدار وارد جنگ می شود کاش آخرین صحبت های امام در زمانی که دشمن از فرصت استفاده کرده و به حریم او جسارت می کنند را مریدان او در بین دستجات همراه باصدای طبل و سنج بلند فریاد بزنند اگر دین ندارید آزاده مرد باشید با هر نیتی به نوامیس مردم دست دراز نکنید .....
سلیمان امیری فرد
شعر از دکتر عطاء الله حسنی
امر او
گردش او
درد دل با او
شوق دیداربا او
روز عشقبازی عشاق او
دیوانگی و مستی رندان او
ابریقی شکسته و خماری چشم او
سبو بر دست ساقی و تشنه ایی در راه او
زولالی جوی روان، لبی در انتظاراو
تازیانه تهمت و غرش ابرهای او
کجاوه و بیابان غمبار او
تیشه و کوه اشگ او
عشق به دلدار او
حسرت او
غم او
سلیمان امیری فرد
شسونیین ییغییناقین سیئر ائدم
قدیم کوچ وغونار یادیما دوشدو

گوردم چال چاورین ساز وآوازین
محمد علی صوفلار یادیما دوشدو

مجید سادات چکیر گروه زحمتین
حاجیلی دا تکمیل ائلیر هر زادین

آشیق گونش قلمینین حورمتین
زرگرین اسنادئ یادیما دوشدو

عاریف اولوب یغیناقا بیر دایاق
استاد امیری دن گرگ درس الاق

استاد فرخ درسلرینه صح سالاق
بختیارین شعرئ یادیما دوشدو


حاج صالیحی یغیناقین گولودو
جمشید حیدری ائل بولبولودو

گونشین سینسئ سوزدن دولودو
یارجانلی هاواسی یادیما دوشدو

"ائل اوغلو"نون تب شعری جوشوبدو
بو سوزلری ییغیناقا قوشوبدو

ائلیمیزدن چوخ ایگیتلر کوچوبدو
نیت علی حقگو یادیما دوشدو

شعراز حمید مرادی متخلص به "ائل اوغلو"
باغدادلی شاهسئون ائلی...
ایل شاهسون بغدادی...

علی حاجیلی:

یادیما دوشدو
☆☆

من باخیردیم اؤز ائلیمین آدینا
یازانلارین آدی یادیما دوشدو

گؤردوم فرخ قوشولوبدو گروها
قدیم کی شعرلری یادیما دوشدو

ائل بیلیمی صراف وئریب ایفتخار
یازیلان سوزلری ائدیر اینتشار

سادات وئریر یازمالارا اعتیبار
سلامت یاز دیغی یادیما دوشدو

سولیمان امیری تحقیق ایشینده
یازدیقلاری فیکیرینده دیلینده

حوصله لی یازیرقلم الینده
شاهسون کوچ قونو یادیما دوشدو

عاریف شعردئمکده یورولماغی یوخ
اونون آناشعری قیمتلیدی چوخ

حمید بی اوخوماقدا هئچ تایی یوخ
دوبیتی چالماغی یادیما دوشدو

گؤیلوم ایستیر وفایی نی یازام من
چالیشام تا قافیه نی تاپام من

شاهسونم فیکر ائله مه تاتام من
تاپماجالار بیر بیر یادیما دوشدو

عاشیق گونش اورگه دیر یول یولاغی
تاپیب یؤلداشلاری سوزگون بولاغی

یاندیریبدی ائل ایچینده چیراغی
اسعد نیظام سئلی یادیما دوشدو

علی یم ییغیرام بایاتیلاری
محبت لر داراشیر منه ساری

وئرسین منه کومگ اوبویوک تاری
چل یکدنه سایی یادیما دوشدو

آذرماه نودوپنج...علی حاجیلی
@Soleimanamiri
@BFarrokh
@Ashiq11
https://t.me/shahsevan_channel
کچل اوغلین ،واراولسین
مهیارایلین عنعنعه سینه،
نگهباندی ساغ اولسین
افرادخانی دا،بولارا سس اولسین
نیکنامدا،هاردااولسا،کمک اولسین
بهمن خانین الی قولی واراولسین
ایمان بهشتی همشه کمکدی دیلیمزه
فرهادکلنگینن گتیرسین ییلاقدان ایلیمیزه
سلیماندا لک دن، هردن کمک گلرمغانا
مجید سییدی سالامات گلسین ایلینه
میرنبی کتابیندا قویماسین یاددان چیخسین ایلین
ایگتلرین ایگیتلگین یاداسالسین،اوننان سورادیللره سالاسین
دکتربهنام مدیردی گینن گوزقویار
آتاآناسینین وصیتینه عمل ایلیب، اولارا تای اولار
یادیندا ساخلیب کی، قورت قارشیخلیغ سوور
گاهدان گلیب اوزینی یترر،پیس آداملار پستینی ایترر
جعفرادبلی، ایش بیلندی یاداسالاغ
سلام دییب اونا، صبحین شیرین سالاغ
بخشعلینی یاددان چیخارتمیاغ!
گدیکدن گلنده یارپیزدان کهلیک اوتین، درسین گتیرسین ایلینه
سوز،منه دارگلنده
ساوادیم یازاندا کم گلنده
کلاشدان قالوشین گییب اوزین یتیرر
من پالچیغ ایاخ لیاندا سامان گتیرر
علی خانام ایل اوغلیام شاعر،دگورم
بوساحه ده هیچ ردیف قافیدن بیر شیئ بیلمیرم
اما گاهدان ایل هاواسینان هاوالانیرام
اوزیمی سیندرام امابو چوسکینی محکم چالیرام
آلاچیغینا چنبره اولیرام
اوتیز ایکی چوپوخی چنبریه سالیرام
کیچه لری کوچنده دوه یه چاتیرام
تانری کمک ایلر منه
سیزده قدیم کیلرکیمی
یتیررسوز اوزیزی منه
کوچی دوه سینن
دووه قطارینان
قشلاقدان ییلاقا آپاروخ
کهلیک بولاغینا،صونا بیگیمه یتیشنده
آلاچیغی قوروپ سرین سودان ایچنده
یوردا یغیشاروغ
بیر آزاستراحتدن، سونرا
خان اوینه گیدروک
ننه پیشیرن بزباشینی ییروک
اوننان سورا ترینگنی دیروک
آخشامی سحره یترروک.
اما،
یتیشدیم بورا
آخرسوزوم ،اوزاغ داخی اوشاغلارا
بیاتینین آخری شیشه چکمز چاخری
غم چکمه دلی کونلوم
سیز منیم سوز
من سیزون آخری.
حاج علی خان صادق مغانلو
سوز منه دار گلنده
سوادیم آز گلنده
اوزووی یتیردون
ایرلری ایتیردون.
قربان اولوم سنه محمد .
باغدادلی شاهسئون ائلی...
ایل شاهسون بغدادی...
قانداشيم 'سليمان'(اميرى فرد)
؛
قانداشيم 'سليمان'، سنه سؤيله‌ييم
هاراى‌لاردا گئچدى؛ هاراى‌ايم منيم!
'خان چوْبان'ايم ايتدى؛باتدى؛ بيلمه‌ديم
هانسى سئل آپاردى 'ساراى'ايم منيم!

يئل اوْيناسا؛ ييغاجاقدى چؤر-چؤپو
چايين اوْتاييندا قاليبدى كؤرپو
"قاراخان" باشلادى؛ "قاززاغى" چؤپو
چكدى "هاراتى"يا 'هالاى'ايم منيم!

سئودا يوْلچوسونا گره‌گمز دؤنوم
آيريليق اودوندان چيخيب‌دير اۆنوم
"كلله گارايلى"دا ييرلادى گؤينوم
هوْى‌لارا چاتمادى هاى-هاى‌ايم منيم!

قاپ قارانليق گئجه بيتر دانين‌دا
سوْيلولارين اوْينار كؤكو قانين‌دا
قارا بولود چؤكوب؛چؤكسون، آلتين‌دا
قالماجاق‌دير "بختيار" آى‌ايم منيم!‌
؛
(بختيار فرّخ. ٨ /١١ / ١٣٩٥ )
@Soleimanamiri
@BFarrokh
@Ashiq11
https://t.me/shahsevan_channel
Forwarded from شاهسونلر ییغیناغی (şahsavanlary) (Soleiman Amirifard)
بویوک تارینن آدی نان
عرض سالام و صابایز خیر واریم (وارم) موحترم ائلداشلاریما و حورمتلی دیلداشلاریما
باغیشلاین (باغشلین) محضر موحترمیزدن اجازه (ایجازه) ائیسترم سوزو سالاق فرهنگ وباورهای ایل شه سونه (شسون)چون بو گونلر منتسب به اباعبدالله حوسین (ع) ده عزیز یولاشلاردان سورونجوم بودو آیا بیزیم ائل له بو مراسم عزاداری کی الان مملکتی میزده شاهد واریک اله بوجور وارمش یا بیزیم فرهنگیمیز بوجور عزادارلق نان غریبیمیش و بو دوش و زنجیر (زینجیر) ورماق و علم و کتل گوتورمگ میراث کنده لرینن بیر یئرده اتور ماق دان ده و بو اتور دور باعث اولوب بولار بیزیم فرهنگ عزاداریمیزا اضافه (ای ضافا) اولا
لطفا(لوطفن) هرکس هرنه ائشیدیب و یا گورب یازسین تا آتا بابالاریمیزن سنتین بیلگ(بیلک )
منظور از کندی( کنده)به غیر هرکس کی شه سون(شسون) اولا
سلیمان امیری فرد
Forwarded from شاهسونلر ییغیناغی (şahsavanlary) (Soleiman Amirifard)
‏سلام من ددمنن خبر آللیم ددی قدیم قاراقانا داغدا اون یولی یا سگیز یولی بیر یوردداییمیش گوندوز دوه داوار دالیجایدلا وقت یوخلاریمیش اما گجه لرده چوبانلار یا جاهالار اود یاندیریردلا و اونون اطرافیندا حسین حسین یا احمد حسن حوسین گولدسته اخویورموشلا
اما شورگولده بیزیم کندیمیز دوش وورما یوخودو اما فتح السلطان یوی یکیه دی اوردا کندلردن گلیب تا ۱۰ گون ده توتارمیشلا یعنی شبیه چیخاردیرمیشلا آخیر گون سینی یا مجمعی ده هر بش نفر بیر مجمعیده قاشق سیز نذر و احسان وریرمیشله
‏: اما اولکئده یعنی قیشلاخدا دسته واریمیش و آغاج علملری واریمیش هر کندین او علمده آینه یاغلیخ یا لچگ یاپیشدیریرمیشلا گلیرمیشله بیر مکانا اوردا بویوگ بویوگ چادیر قورموشدولا و عاشورا گونو یا ده گونو ناهار وریرمیشله
آقا رضا
Forwarded from شاهسونلر ییغیناغی (şahsavanlary) (Soleiman Amirifard)
سلام علیکم. من بویوک لردن اشیدیبم که فقط خانلار نذیر وریلمیشله رعیت ده که او موقا بیر زاد یوخوموش البته آخیر آخیر دا رعیتلر ده نذیر وریلمیشله. مثلا منطقه گازیراندا فقط حاج نصرالله خان نذیر دویو و خوروش وریرمیش که حتی اطراف کندلردن گلیرمیشله نور آبادا.
دکتر سید ابوالفضل موسوی
Forwarded from شاهسونلر ییغیناغی (şahsavanlary) (Soleiman Amirifard)
✍️.....تارینن بویوک آدینان
چون گروه و یا بهتردی دیم ییغیناغ مجازی برای احیای سنن و رسم و رسومات ائل شه سون (شسون) بخوصوص باغدادلی ائلینن موردینه دوزلمشده من جسارت ائیلدیم در مورد مراسم عزاداری محرم خیدمتیزدن خبر آلم
ممنون و تشککر ائیلرم جیناب آقا رضای عزیز دن زحمت چکیب و وقت قویوب بویوکلردن سورو شوب و گروه دا یازیب و جیناب دوکتر موسویدن چوخ ممنونام مثل همشه در مورد سورونجولار مفید مطالب یازر و گروه مزیین ائیلر
با اجازه( ایجازه ) عزیز قارداشلاردان بیر نیچه خط تامام شه سون لر دن بو مورد ده یازیم
بخاطر اینکه سوزوم بار(یاخچی) دئیم و عزیز دوستلار ملتفت اولالا من نحوه عزادارلیقی میغن شه سونلری و شیراز شه سونلری با توجه به سوروشلاری کی ائیلیمم خیدمتیزه عرض ائیلیم
جیناب حاج علی خان صادق مغانلو بیر دیرلی و دانشمند اینساندی میغن شه سونلرینن بویوکلری یانا و جیناب مهندس پرنلو میغن شه سونلرینن خمسه اولکه سینه اوته رر و جیناب علیرضا شاهسونی و دوکتر کشاورز شیراز شه سونین موحترم تحقیق چی لریینن بولارین هامی سی در مورد تاریخ فرهنگ ، باور و رسم و رسومات و کوچ قون شه سون زحمت چکله و شه سون ائلی اوسته بتر تعصب وارلاری ، نیچه دفع در مورد بو موضوعات دانه شمخ ائیکی اوچ مورد بیلگیمی خیدمتیزه یازیم
بیرنجی نوحه یا اوخشامادی که بیزیم هامیزدا مشترک دی
حسن حوسین گول دسته یزیدن....
حسن حسن ایپک ده یزید کوپک دی
و...
ائیکیمجی میغن شه سونلری موردینه جیناب حاج علی خان بویورر بیر دنه پرچم بویوک بابام آلاچیق یا قیشلاقی قاپیسینا ورردخ و بئیر نفر نوحنی اوخویردی (اوخویرده) و بیزده اونو تکرار ائیلردیک و دوش ورردیک ، جیناب پرنلو دا اله بونو بویرر
شیراز شه سونلری در مورد بو موضوع چوخ اطلاعاتلاری یوخودو و کندی( کنده)لر تکی عزادارلیق و دوش وررله
اوچمچی در مورد خرج ورمگده
همانطور کی جیناب دوکتر موسوی و آقا رضا بئی بیزیم ائل موردینه بویوردولا و مننه بو مورده این شاالله یازاجایام
اولاردا هامیسی در مورد خرج و یا نذیر ورمگ و قونشو قاوم چاغرماق بیزیم تکی دیله
دوردومجی تعزیه چخاردماق شبیه (شبه) اوخوماخ گنه هامیسی بیزیم تکی بعنوان کومک تجهیز مراسم شبه اوخوماخ ، دی وه و آته بزرمیشله و تعزیه اوخویانلار کومک ائیلرمیش له
بنابر این وقتی رسم و رسومات شه سون ائلینه باخه رخ گورریگ بولارین عزادارلیقلاری هامیسی حدودا بیر جوردو و با توجه به بو کی صفوی حوکومتینه یاوخن مشلا ولی شیعه صفوی اولمیبله بلکه همان ارادت مندان صادق و ساده خاندان علی ابن ابیطالب (ع) قالبلا
سلیمان امیری فرد
......بنام خدا
...چندتا خاطره بزرگان بهتر از تاریخ شاید باشد
با کسب اجازه از عزیزان و بزرگان گروه قلم را به لرزش در خواهم آورد تا کمی خودمونی تر باشیم
.....اکثریت مردم ایلیاتی به خوانین خود احترام ویژه ایی می گذارند وقتی یکی از آنها به اوبا (اوا) می آمد بزرگ اوبا بره ایی را زمین می زد تا از بزرگ ایل پذیرایی کند
...نمی دانم کدام یک از عزیزان در زمان کوچو و قون بوده و اطلاعی از شرایط  آن روز را به یاد دارد ، من خودم تا هفت سالگی در زندگی عشایری بودم و از شرایط اون روزها تا حدودی در ذهنم بالا پایین می شود ، شاهسون ها در زمان زندگی عشایری درست آزاد بودند و به هیچ کس باج نمی دادند ولی همیشه یک مشکل اساسی در مرتع و نزدیک به اب بودن  داشتند اولین مشکلی که برای آنها بود با کندی ها (روستائیان) در موقع کوچ و چرایی گله بود بعداز این اختلاف بین خود شاهسونها پیش می آمد از قبیل سن نیه بیزدن تز داواره سو واردی ، سیز نیه بیزیم دولاییا داور گتیردیز و از این حرف ها که باعث اختلافات می شد گاهی با جر و بحث یک طرف کوتاه می آمد گاهی با پادر میانی دیگران از جمله خوانین بدون خون و خون ریزی پایان می یافت گاهی هم یاش آغاج ملا باشی شرپا شرپ
.....دوتا از اوباها با هم درگیر می شوند و در این زد و خورد یکی از اوباها متحمل خساراتی می شود از جمله یکی از پسرهایش بد جوری مورد ضرب و شتم قرار می گیرد و در چادر بستری می گردد  هر کدام از طرف ها برای حل اختلاف میانجی های را معرفی می کنند یک طرف به خان شکایت می برد و یکی از ریش سفیدهای بنام را برای دفاع از حق و حقوقش دعوت می کند طرف دیگر شخصی را دنبال یکی از ریش سفیدهای مردمی  می فرستد و او  هم برادر کوچک خود را برای مقدمات این سازش می فرستد و می گوید من یکی دو روز دیگر خواهم آمد
.....جلسه برگزار و در این بین هرچی را خان می گفته ریش سفید تایید می کرده و هرچه را ریش سفید می گفت خان تایید می کرده ، مجلس را در  دست گرفته و میانداری می کردند میزبان وقتی این وضع را می بیند کمی نگران می شود امین خود را به بیرون دعوت کرده و می گوید چرا حرف نمی زنی هیچی نمی گوی اونا اونجور که دوست دارند می برند و می دوزند
امین با خونسردی می گوید اجازه بده اونها جولان بدهند به وقتش
میزبان می گوید وقتش کیه ؟
می گوید امشب
می گوید چطور؟
امین می گوید به اسب های آنها آرپا و سامان( جو و کاه) دادی
میزبان می گوید بابا این یکی دو روز پدرم در آمده هرچی آرپا و سامان( جو وکاه ) داشتم به اسب اونها ریختم
امین می گوید دیگه نریز الان وقت شه یه حال اساسی به اینها بدهیم
دم دمای غروب اسب ها گرسنه می شوند شروع به شیهه کشیدن می کنند
خان کمی گوش خود را تیزتر می کند می گوید فلانی به گمانم اسب ها گرسنه هستند فکر کنم به آنها آرپا و سامان (جو و کاه ) ندادند
ریش سفید می گوید بی خود کردند ، کسی که می زند سر و کله کسی را میشکند باید این هزینه ها را متحمل شود
امین می گوید چه خبره ، چرا دادو بیداد می کنید بنده خدا هرچی داشته تو این یکی دو روز داده خوردند الان هم ندارد
شما هم آمده بودید این مسئله را جمع کنید نه که اینجا چند روز اتراق کنید الان هم دیر نشده اگر نمی توانید تشریف ببرید هر دو از اقوام خودم هستند من خودم حلش می کنم
...خان کمی مکث کرده و با خونسردی تسبیح  خود را بالا پایین می کند و به ریش سفید می گوید حق با این است دیگه ماندن ما جایز نیست .....
سلیمان امیری فرد