محرم در ایل شاهسون بغدادی
با درود و سلام به خونهای ناحق ریخته شده در زمین کربلا و عرض ادب خدمت سروران گرامیم
احترام سوگواری و ارادت مردم پاک سرشت ایل شاهسون بغدادی به سالار شهیدان ویاران جان نثار او بخصوص حضرت ابوالفضل العباس( ع) …..
…….اگر بگوئیم شاهسونها آدمهای بی ریایی هستند سخنی به کذاف نگفته ام
یک شاهسون همه باورهایش در اعتدال وعلاقه اش واقعی ست وقتی سخن از محرم و عاشورا می شود یاد نذیر اوقلاقی و یا نذیر قوزوسو می افتم هیچ وقت به یادم نمی آید که گفته شود شاهسونها به بدن خود با زنجیر و سینه زدن های آنچنانی آسیب بزنند
……هر یک ازشاهسونها با توجه به وسعشان بزغاله ویا بره ائی را برای احسان به زبان خودمان خرج (نذر)دادن در یکی از روزهای محرم مهیا می کردند معمولاً از روز ششم محرم که بنام فتح عاباس (فتح العباس)نامیده می شد نذر ورمک شروع ، هرکسی دریکی از این روزها برای نهار و یا شام اوباهای نزدیک را دعوت می کرد و با تدارکی که به این نیت در نظر گرفته بود غذائی تهیه و سفره احسانی در قشلاق و یا چادربه مناسبت فصل پهن و بعد از صرف غذا برای روح پاک شهدای کربلا و گذشتگان خودشان و بی وارثان و …..فاتحه ائی قرائت می نمودند
در این جمع اگر شیخی یا فرد روحانی بود داستانی از رشادت ویا مظلومیت آقا رابیان می کرد وبه یاد کشته های طف اشکی می ریختند وبه همین سادگی و زیبای محرم را محترم می شماردند
…. ….برای شرکت و هم نوا شدن در عزاداری سالار شهیدان روز تاسوعا و عاشورا به روستاهای نزدیک می رفتند بعضی از شاهسونها شتر و اسب خود را زینت کرده ودر اختیار تعزیه خوانها قرار می دادند و بعضی از شاهسونها نذری گوسفند را به این مکانها هدیه می دادند تا در پذیرای از عزادارانی که از دور و نزدیک آمده (سه سال پیش….. روز عاشورا برای دیدن شبیه خوانی به روستای دربند رفته بودم، در روستا محلی بسیار بزرگی برای اینکار در نظر گرفته بودند، از صبح تعزیه خوانی به نوبت بنام هریک از شهدای کربلا خوانده شد و هرکس نذری داشت ودر موقع تعزیه خوانی به بانیان تقدیم ودر بین شبیه خوانی برای بر آورد حاجات دعای گفته و حاضرین با آمین گفتن ….ظهر غذای تدارک دیده شده رابا نظم بین مردم توضیح کردند ) شریک باشند و با عشق و علاقه به تماشای شبیه( تعزیه خوانی) و با روستائیان هم نوا در سوگ امام مظلومان ویاران شهیدش……..
…..قمه زنی ،زنجیر زنی ویا سینه زنی های خارج از عرف در بین شاهسونها باب نبوده ولی عشق و علاقه به خاندان نبوت واهل بیت( ع) در دل بی غل و غش شان موج می زد
….بعد از اینکه بخاطر جبر زمانه شاهسونها با زیبائی های کوچ و قون خداحافظی و مجبور به ترک دیار شدند، در شهرهای تهران ،کرج،قم،ساوه و……..ساکن، بعضی ها به همان رسم قدیم نذر و احسان برای امام شهیدان را در خانه شان بر پا می داشتند ولی اکثریت در برپای تکیه عزاداری و دستجات سینه زنی و زنجیر زنی ودادن احسان ونذورات خود به این مکانهای مقدس عشق و ارادت خود را به ابا عبدالله الحسین( ع) نشان ……
سلیمان امیری فرد
۱۳۹۷
با درود و سلام به خونهای ناحق ریخته شده در زمین کربلا و عرض ادب خدمت سروران گرامیم
احترام سوگواری و ارادت مردم پاک سرشت ایل شاهسون بغدادی به سالار شهیدان ویاران جان نثار او بخصوص حضرت ابوالفضل العباس( ع) …..
…….اگر بگوئیم شاهسونها آدمهای بی ریایی هستند سخنی به کذاف نگفته ام
یک شاهسون همه باورهایش در اعتدال وعلاقه اش واقعی ست وقتی سخن از محرم و عاشورا می شود یاد نذیر اوقلاقی و یا نذیر قوزوسو می افتم هیچ وقت به یادم نمی آید که گفته شود شاهسونها به بدن خود با زنجیر و سینه زدن های آنچنانی آسیب بزنند
……هر یک ازشاهسونها با توجه به وسعشان بزغاله ویا بره ائی را برای احسان به زبان خودمان خرج (نذر)دادن در یکی از روزهای محرم مهیا می کردند معمولاً از روز ششم محرم که بنام فتح عاباس (فتح العباس)نامیده می شد نذر ورمک شروع ، هرکسی دریکی از این روزها برای نهار و یا شام اوباهای نزدیک را دعوت می کرد و با تدارکی که به این نیت در نظر گرفته بود غذائی تهیه و سفره احسانی در قشلاق و یا چادربه مناسبت فصل پهن و بعد از صرف غذا برای روح پاک شهدای کربلا و گذشتگان خودشان و بی وارثان و …..فاتحه ائی قرائت می نمودند
در این جمع اگر شیخی یا فرد روحانی بود داستانی از رشادت ویا مظلومیت آقا رابیان می کرد وبه یاد کشته های طف اشکی می ریختند وبه همین سادگی و زیبای محرم را محترم می شماردند
…. ….برای شرکت و هم نوا شدن در عزاداری سالار شهیدان روز تاسوعا و عاشورا به روستاهای نزدیک می رفتند بعضی از شاهسونها شتر و اسب خود را زینت کرده ودر اختیار تعزیه خوانها قرار می دادند و بعضی از شاهسونها نذری گوسفند را به این مکانها هدیه می دادند تا در پذیرای از عزادارانی که از دور و نزدیک آمده (سه سال پیش….. روز عاشورا برای دیدن شبیه خوانی به روستای دربند رفته بودم، در روستا محلی بسیار بزرگی برای اینکار در نظر گرفته بودند، از صبح تعزیه خوانی به نوبت بنام هریک از شهدای کربلا خوانده شد و هرکس نذری داشت ودر موقع تعزیه خوانی به بانیان تقدیم ودر بین شبیه خوانی برای بر آورد حاجات دعای گفته و حاضرین با آمین گفتن ….ظهر غذای تدارک دیده شده رابا نظم بین مردم توضیح کردند ) شریک باشند و با عشق و علاقه به تماشای شبیه( تعزیه خوانی) و با روستائیان هم نوا در سوگ امام مظلومان ویاران شهیدش……..
…..قمه زنی ،زنجیر زنی ویا سینه زنی های خارج از عرف در بین شاهسونها باب نبوده ولی عشق و علاقه به خاندان نبوت واهل بیت( ع) در دل بی غل و غش شان موج می زد
….بعد از اینکه بخاطر جبر زمانه شاهسونها با زیبائی های کوچ و قون خداحافظی و مجبور به ترک دیار شدند، در شهرهای تهران ،کرج،قم،ساوه و……..ساکن، بعضی ها به همان رسم قدیم نذر و احسان برای امام شهیدان را در خانه شان بر پا می داشتند ولی اکثریت در برپای تکیه عزاداری و دستجات سینه زنی و زنجیر زنی ودادن احسان ونذورات خود به این مکانهای مقدس عشق و ارادت خود را به ابا عبدالله الحسین( ع) نشان ……
سلیمان امیری فرد
۱۳۹۷
Forwarded from شاهسونلر ییغیناغی (şahsavanlary) (Soleiman Amirifard)
Forwarded from شاهسونلر ییغیناغی (şahsavanlary) (Soleiman Amirifard)
Forwarded from شاهسونلر ییغیناغی (şahsavanlary) (Soleiman Amirifard)
Forwarded from شاهسونلر ییغیناغی (şahsavanlary) (Soleiman Amirifard)
Forwarded from شاهسونلر ییغیناغی (şahsavanlary) (Soleiman Amirifard)
Forwarded from شاهسونلر ییغیناغی (şahsavanlary) (Soleiman Amirifard)
Forwarded from شاهسونلر ییغیناغی (şahsavanlary) (Soleiman Amirifard)
Forwarded from شاهسونلر ییغیناغی (şahsavanlary) (Soleiman Amirifard)
Forwarded from شاهسونلر ییغیناغی (şahsavanlary) (Soleiman Amirifard)
با سلام تیره های
جاپرلی ،جافرلی یا جعفرلی جزء حق جانلی و خود حق جانلو از کوسه لر جدا شده جدایی از اینکه بخواهیم بگویم جاپرلی از شیرین سو آمده اند
در کتاب جناب سلامتی به تیره جافرلی در طایفه حق جانلو اشاره شده
در مقاله دکتر حسنی در طایفه موصولو در قسمت چراغاگئلی به تیره جافارلی اشاره شده
تیره چوکرلی ، چوکرلو از چاکرلی بیگدلی و بیگدلی به عللی تیره ایی از دوگر آورده شده
اگر دوستان اطلاعاتی دارند لطفا برای همکاری در ریشه یابی تیره ها در پی وی به اینجانب کمک کنند
جاپرلی ،جافرلی یا جعفرلی جزء حق جانلی و خود حق جانلو از کوسه لر جدا شده جدایی از اینکه بخواهیم بگویم جاپرلی از شیرین سو آمده اند
در کتاب جناب سلامتی به تیره جافرلی در طایفه حق جانلو اشاره شده
در مقاله دکتر حسنی در طایفه موصولو در قسمت چراغاگئلی به تیره جافارلی اشاره شده
تیره چوکرلی ، چوکرلو از چاکرلی بیگدلی و بیگدلی به عللی تیره ایی از دوگر آورده شده
اگر دوستان اطلاعاتی دارند لطفا برای همکاری در ریشه یابی تیره ها در پی وی به اینجانب کمک کنند
بیلر بیزیم ائله دئللر شهسئون
؛
نادیرشاه حؤکمۆیدن قالخدیق موغاندان
بیلر بیزیم ائله دئللر شهسئون
اوْن ایکی مین چادیر دۆشدۆ سۆرگۆنه
بیلر بیزیم ائله دئللر شهسئون
؛
آشدیق ساوالانی بیز چیخدیق دۆزه
کرکوکدان باغداددا ائل قالخدی گؤزه
اوْتوز ایکی طایفا غوربتده دؤزه
بیلر بیزیم ائله دئللر شهسئون
؛
نادیر کؤچدۆ ائلده چیخدی آیازا
باغداددان قاوزانیب قوْندو شیرازا
بو نیسگیلی کیم چاتدیرا آرازا
بیلر بیزیم ائله دئللر شهسئون
؛
کریم اؤلدۆ ائلده گلدی قزوینه
ال بیر اوْلدو قجرلرین سؤزۆنه
بیر اوْخ اوْلدو دهیدی دوشمان گؤزۆنه
بیلر بیزیم ائله دئللر شهسئون
؛
قوم-ساوا جۆلگهسین ائتدیلر قیشلاق
اوْتوز ایکی طایفا قوردولار قالاق
قاراغان داغیندا توتدولار یایلاق
بیلر بیزیم ائله دئللر شهسئون
؛
کؤسهلر، دلیلر، سولدوز، یارجانلی
کلهون، قرهنلی، هم حاققی جانلی
احمدلی، خیدیرلی، هم حۆسن خانلی
بیلر بیزیم ائله دئللر شهسئون
؛
ساتیلی، قوتولو، اتهگباسانلی
دۆگر، موختابندلی، موغان، حسنلی
شرهفلی، غریبلک ، نیلغاز، کاروانلی
بیلر بیزیم ائله دئللر شهسئون
؛
قسیملی، چلهبلی ،قاراقوْیونلو
کرهملی، دئولتوهند،هم آغقوْیونلو
موسولو، زیلیغلی، هم الیقوردلو
بیلر بیزیم ائله دئللر شهسئون
؛
قالدی ذوالفوغارلی بیرده ائیناللی
باغدادلی شاهسئون آدلیمدی بللی
“بختیار” ییر قوْشدو گۆنش های ساللی
بیلر بیزیم ائله دئللر شهسئون
؛
قوم.بختیار فرٌخ. ٣٠ /٧ / ١٣٨٨
؛
نادیرشاه حؤکمۆیدن قالخدیق موغاندان
بیلر بیزیم ائله دئللر شهسئون
اوْن ایکی مین چادیر دۆشدۆ سۆرگۆنه
بیلر بیزیم ائله دئللر شهسئون
؛
آشدیق ساوالانی بیز چیخدیق دۆزه
کرکوکدان باغداددا ائل قالخدی گؤزه
اوْتوز ایکی طایفا غوربتده دؤزه
بیلر بیزیم ائله دئللر شهسئون
؛
نادیر کؤچدۆ ائلده چیخدی آیازا
باغداددان قاوزانیب قوْندو شیرازا
بو نیسگیلی کیم چاتدیرا آرازا
بیلر بیزیم ائله دئللر شهسئون
؛
کریم اؤلدۆ ائلده گلدی قزوینه
ال بیر اوْلدو قجرلرین سؤزۆنه
بیر اوْخ اوْلدو دهیدی دوشمان گؤزۆنه
بیلر بیزیم ائله دئللر شهسئون
؛
قوم-ساوا جۆلگهسین ائتدیلر قیشلاق
اوْتوز ایکی طایفا قوردولار قالاق
قاراغان داغیندا توتدولار یایلاق
بیلر بیزیم ائله دئللر شهسئون
؛
کؤسهلر، دلیلر، سولدوز، یارجانلی
کلهون، قرهنلی، هم حاققی جانلی
احمدلی، خیدیرلی، هم حۆسن خانلی
بیلر بیزیم ائله دئللر شهسئون
؛
ساتیلی، قوتولو، اتهگباسانلی
دۆگر، موختابندلی، موغان، حسنلی
شرهفلی، غریبلک ، نیلغاز، کاروانلی
بیلر بیزیم ائله دئللر شهسئون
؛
قسیملی، چلهبلی ،قاراقوْیونلو
کرهملی، دئولتوهند،هم آغقوْیونلو
موسولو، زیلیغلی، هم الیقوردلو
بیلر بیزیم ائله دئللر شهسئون
؛
قالدی ذوالفوغارلی بیرده ائیناللی
باغدادلی شاهسئون آدلیمدی بللی
“بختیار” ییر قوْشدو گۆنش های ساللی
بیلر بیزیم ائله دئللر شهسئون
؛
قوم.بختیار فرٌخ. ٣٠ /٧ / ١٣٨٨
تاریخچه روستای «قوجه داغی»
طبق اسناد رسمی روستای قوجه داغی «قشلاق» تیره اوروجلو از طائفه قرنلی می باشد.
قدمت اسکان (به عنوان قشلاق) در این روستا به اوایل حکومت آقامحمدخان قاجار می رسد. طبق سرشماری رسمی که در سال 1306 انجام شد، مرحوم علی اکبرخان قره بیگلو ملقب به فتح السلطان به عنوان مامور سرشماری کل ایل شاهسون بغدادی بود. تعداد خانوار طائفه «قرنلی» حداقل 400 خانوار و جمعیت آن 2200 نفر اعلام شده است.
طایفه قرنلی دارای 7 تیره به نامهای «قارادیوه لی»، «سفی خانلی»، «اوروجلو»، «خداقلی سن نی_ گنجنه»،«اوروستاملی»، «غریب لکی لی» و «خدرلی» می باشد. که دو تیره آخر، از طوایفی هستند که بعداً به طایفه قرنلی ملحق شده اند.
_ اوروجلوها شامل: علی خان لو، میرادلو، سلطان لو، عینی، عینی پور، سلطانی عینی، محمودی عینی، سلطانی محمودی، خان عینی پور، خان عین آبادی، قرنلی و ... می باشند.
_ قارادیوه لی ها شامل: کریم عینی،حضرت عینی، عزیزعینی، عباس عینی، عزت عینی، محمدآقایی و ... می شوند.
_سفی خان لو ها شامل قوراجالی، سیف خانی، زرگارلی، ملّات لی و ... هستند.
_اوروستاملی ها شامل: حاج علی لو ، جانعلی لو و ... می شوند.
.......
نام تیره «اوروجلو» برگرفته از اسم «اوروج» می باشد که نام بزرگ و ریش سفید طایفه قرنلی بوده است. وی یک پسر به نام«حسن» و دو نوه به نام های «علی خان» و «سلطان قوجا» داشته است که نسل فعلی طایفه «اوروج لو» از نوادگان این دو نفر می باشند.
از بزرگان و ریش سفیدان این طایفه می توان به «محمدعلی» فرزند سلطان قوجا و «حاج زلفعلی سلطان محمودی» فرزند محمد علی اشاره نمود.
«برگرفته از کتاب تاریخ شفاهی ایل شاهسون بغدادی _ با تشکر از برادر گرامی جناب آقای داود خالصی»
طبق اسناد رسمی روستای قوجه داغی «قشلاق» تیره اوروجلو از طائفه قرنلی می باشد.
قدمت اسکان (به عنوان قشلاق) در این روستا به اوایل حکومت آقامحمدخان قاجار می رسد. طبق سرشماری رسمی که در سال 1306 انجام شد، مرحوم علی اکبرخان قره بیگلو ملقب به فتح السلطان به عنوان مامور سرشماری کل ایل شاهسون بغدادی بود. تعداد خانوار طائفه «قرنلی» حداقل 400 خانوار و جمعیت آن 2200 نفر اعلام شده است.
طایفه قرنلی دارای 7 تیره به نامهای «قارادیوه لی»، «سفی خانلی»، «اوروجلو»، «خداقلی سن نی_ گنجنه»،«اوروستاملی»، «غریب لکی لی» و «خدرلی» می باشد. که دو تیره آخر، از طوایفی هستند که بعداً به طایفه قرنلی ملحق شده اند.
_ اوروجلوها شامل: علی خان لو، میرادلو، سلطان لو، عینی، عینی پور، سلطانی عینی، محمودی عینی، سلطانی محمودی، خان عینی پور، خان عین آبادی، قرنلی و ... می باشند.
_ قارادیوه لی ها شامل: کریم عینی،حضرت عینی، عزیزعینی، عباس عینی، عزت عینی، محمدآقایی و ... می شوند.
_سفی خان لو ها شامل قوراجالی، سیف خانی، زرگارلی، ملّات لی و ... هستند.
_اوروستاملی ها شامل: حاج علی لو ، جانعلی لو و ... می شوند.
.......
نام تیره «اوروجلو» برگرفته از اسم «اوروج» می باشد که نام بزرگ و ریش سفید طایفه قرنلی بوده است. وی یک پسر به نام«حسن» و دو نوه به نام های «علی خان» و «سلطان قوجا» داشته است که نسل فعلی طایفه «اوروج لو» از نوادگان این دو نفر می باشند.
از بزرگان و ریش سفیدان این طایفه می توان به «محمدعلی» فرزند سلطان قوجا و «حاج زلفعلی سلطان محمودی» فرزند محمد علی اشاره نمود.
«برگرفته از کتاب تاریخ شفاهی ایل شاهسون بغدادی _ با تشکر از برادر گرامی جناب آقای داود خالصی»
شجره نامه تیره «اوروجلو» از مجموعه طوائف شاهسون های مستقر در فلات مرکزی ایران (استان قم) :
نسل اول:
عین الله، (عنوان اراضی عین آباد از نام ایشان اخذ شده است).
نسل دوم:
اوروجعلی(عنوان اوروجلو (اوروشلی) از نام ایشان اخذ شده است).
نسل سوم:
برادران عسگر و حسن (عنوان اراضی عسگرآباد از نام عسگر که فاقد فرزند بوده و در منطقه گنجنه فعلی سکونت داشته اخد شده است).
نسل چهارم:
برادران «علیخان» و «سلطان قوجا»
نسل پنجم:
فرزندان علیخان با نامهای (محمد، احمد، عرب، ایمانعلی و صیادعلی) و فرزندان سلطان قوجا با نامهای (نقی، تقی، جعفر، محمدآقا، علی آقا، جانعلی، محمدعلی و مرادعلی)
نسل ششم:
نوادگان علیخان با نامهای(عروجعلی،عبدالله، جواد الهی«نوه دختری»، عباسعلی، صادق، اسدالله، ابوالقاسم و سکینه) و نوادگان سلطان قوجا با نامهای (ذولفعلی، یعقوب، غلامرضا، حسن، محمد، اصغر، اسماعیل، حبیب الله شمس، رضا شمس،مشهدی حسین، علی حسین، رمضانعلی، محمدرضا، علی، رمضان و ولی )
نسل هفتم، هشتم و نهم:
نسل فعلی که در شجره نامه تیره اوروجلو (اوروشلی) به اسامی آنها اشاره شده است.
نسل اول:
عین الله، (عنوان اراضی عین آباد از نام ایشان اخذ شده است).
نسل دوم:
اوروجعلی(عنوان اوروجلو (اوروشلی) از نام ایشان اخذ شده است).
نسل سوم:
برادران عسگر و حسن (عنوان اراضی عسگرآباد از نام عسگر که فاقد فرزند بوده و در منطقه گنجنه فعلی سکونت داشته اخد شده است).
نسل چهارم:
برادران «علیخان» و «سلطان قوجا»
نسل پنجم:
فرزندان علیخان با نامهای (محمد، احمد، عرب، ایمانعلی و صیادعلی) و فرزندان سلطان قوجا با نامهای (نقی، تقی، جعفر، محمدآقا، علی آقا، جانعلی، محمدعلی و مرادعلی)
نسل ششم:
نوادگان علیخان با نامهای(عروجعلی،عبدالله، جواد الهی«نوه دختری»، عباسعلی، صادق، اسدالله، ابوالقاسم و سکینه) و نوادگان سلطان قوجا با نامهای (ذولفعلی، یعقوب، غلامرضا، حسن، محمد، اصغر، اسماعیل، حبیب الله شمس، رضا شمس،مشهدی حسین، علی حسین، رمضانعلی، محمدرضا، علی، رمضان و ولی )
نسل هفتم، هشتم و نهم:
نسل فعلی که در شجره نامه تیره اوروجلو (اوروشلی) به اسامی آنها اشاره شده است.
✍.....بنام خالق هستی ، یازار قلم خوش گونلرین سوزون
معمولا اواسط پاییز کوچ قشلاق برای سکونت در گرمسیر ایلات کوچ رو که بصورت عشایری زندگی می کنند شروع می شود
عشایر به مردمانی از هر قومیتی که بصورت کوچ رو زندگی می کنند اتلاق می شود ، ایل واژه ایست به مردمانی که برای هدف مشترک هم ریشه و یا از طوایف مختلف در مقطعی از تاریخ دور هم جمع شده اند و گروه متحد را شکل داده اند تا در مقابل مشکلات و تهاجمات همدیگر را یاری کنند، واژه شاهسون دقیقا معلوم نیست کی و برای چه علتی مطرح شده ولی در تاریخ صفویه ما به گروهی برخورد می کنیم که برای اثبات وفاداری در راه مرشد کامل و یا بعضا برای حمایت از تمامیت ارضی کشور و در قسمت از تاریخ می خوانیم از این واژه برای فراخوانی مردان سلحشور برای حمایت و سرسپردگی مردان بزرگ که داعیه حکومت دارند در مقابل یاغیان داخلی و بیگانگان مورد استفاده قرار می گیرد ، این افراد رزمجو بعدها بخاطر همدلی و هم عقیده بودن بعنوان یک ایل مطرح و چون امرارمعاش شان از راه دامداری بوده و بصورت کوچ رو زندگی می کردند طبق تقسیم جامعه شناسی در زمره گروه زندگی عشایری قرار داده شده ، بعدها بعضی از این مردم جنگجو و ایثارگر بخاطر شرایط روزگار در روستاها و بعضی در شهرها سکونت کردند با اینکه نوع زندگی شان از عشایری به زندگی روستایی و شهری تغییر یافت ولی واژه شاهسون بعنوان وفاداری به کشور و دین برای این مردمان بزرگ چه کوچ رو باشند و یا کنار چینه کندلر آفتاب بگیرند و یا در خیابانهای پر زرق و برق شهر قدم بزند بر روی شناسنامه ایلی آنها حک شده و خواهد ماند
قشلاق
...اوباها در پَنَه یئر جا خوش کرده اند تا از مسیر باد سوز ناک و بارش سنگین برف زمستان در امان باشند
هر قشلاق با چیدن لحاف و مفرج ها و یا قرار دادن حصیر به دوقسمت تقسیم که در اصطلاح عامه به قسمت پشت لحاف چیده شده یاوارد و یا یاوارد دالی گفته می شود
یاوارد دالی جایست مثل اطاق خصوصی که برای نگهداری وسایل مورد مصرف و یا گاهان برای استراحت بچه ها در زمان مهمان داشتن مورد استفاده قرار می گیرد
برای گرم شدن قشلاق در زمستان تنوری حدودا در وسط آن قرار دارد که در زمستان با کمیره های جمع آوری شده از قوزو قاشلاقی و یا داوار تولسی که به روی هم چیده شده و کمیره قالاقی و یا به قول کندیلر لازا قالاسی برای گرم کردن آن استفاده می شود و استفاده در هریک از زندگی عشایری با روستایی کمی فرق دارد ، عشایر کمیره را بیرون می سوزانند تا زمانی که خام نداشت باشد و به قول قدیمی ها کوز اولا ودر داخل تنور می ریزند ، ولی لازا را روستائیان در داخل تنور سه تا لازا را به هم تکیه می دهند و آتش را روشن می کنند و تپجک کولبه را بر داشته تا جابجایی دود با هوای بیرون باعث شود اولا با خارج شدن دود به وسیله کولبه که یک راه باریکی است از تنور خدایی ناکرده حوداث بد رخ ندهد دوما لازا راحت تر بسوزد و تبدیل به زغال شود تا گرمای زیر کرسی برای اهالی لذت بخش شود ، یادش بخیر کرسی لحاف بزرگی داشت معروف به کورسو یورغانی که نسبت به لحاف های دیگه بزرگتر بود و وقتی به روی کرسی می انداختن این لحاف دور تا دور کرسی را می پوشاند تا گرمای آن بیهوده خارج نشود و بخاطر یکدست بودن بازی بچه ها دلچسب تر بود چون وقتی از زیر کرسی این ور و اونور می رفتیم و یا از روی اون برای فرار می پریدیم جابجا نمی شد ، در گوشه قشلاق یه اجاق پخت و پز قرار داشت که بالای آن پاجایی را تعبیه کرده بودند تا دود و یا بوی غذا ازآن خارج بشود و این همان پاجای معروف شب چهارشنبه سوری است که شال سالردیله ، چون قشلاق دیوارهای کناریش با سنگ چیده شده بود دوز چرونده و یا سایر ادویه جات مورد استفاده را در تاقچه و یا به آن می آویختند
ادامه دارد
سلیمان امیری فرد
معمولا اواسط پاییز کوچ قشلاق برای سکونت در گرمسیر ایلات کوچ رو که بصورت عشایری زندگی می کنند شروع می شود
عشایر به مردمانی از هر قومیتی که بصورت کوچ رو زندگی می کنند اتلاق می شود ، ایل واژه ایست به مردمانی که برای هدف مشترک هم ریشه و یا از طوایف مختلف در مقطعی از تاریخ دور هم جمع شده اند و گروه متحد را شکل داده اند تا در مقابل مشکلات و تهاجمات همدیگر را یاری کنند، واژه شاهسون دقیقا معلوم نیست کی و برای چه علتی مطرح شده ولی در تاریخ صفویه ما به گروهی برخورد می کنیم که برای اثبات وفاداری در راه مرشد کامل و یا بعضا برای حمایت از تمامیت ارضی کشور و در قسمت از تاریخ می خوانیم از این واژه برای فراخوانی مردان سلحشور برای حمایت و سرسپردگی مردان بزرگ که داعیه حکومت دارند در مقابل یاغیان داخلی و بیگانگان مورد استفاده قرار می گیرد ، این افراد رزمجو بعدها بخاطر همدلی و هم عقیده بودن بعنوان یک ایل مطرح و چون امرارمعاش شان از راه دامداری بوده و بصورت کوچ رو زندگی می کردند طبق تقسیم جامعه شناسی در زمره گروه زندگی عشایری قرار داده شده ، بعدها بعضی از این مردم جنگجو و ایثارگر بخاطر شرایط روزگار در روستاها و بعضی در شهرها سکونت کردند با اینکه نوع زندگی شان از عشایری به زندگی روستایی و شهری تغییر یافت ولی واژه شاهسون بعنوان وفاداری به کشور و دین برای این مردمان بزرگ چه کوچ رو باشند و یا کنار چینه کندلر آفتاب بگیرند و یا در خیابانهای پر زرق و برق شهر قدم بزند بر روی شناسنامه ایلی آنها حک شده و خواهد ماند
قشلاق
...اوباها در پَنَه یئر جا خوش کرده اند تا از مسیر باد سوز ناک و بارش سنگین برف زمستان در امان باشند
هر قشلاق با چیدن لحاف و مفرج ها و یا قرار دادن حصیر به دوقسمت تقسیم که در اصطلاح عامه به قسمت پشت لحاف چیده شده یاوارد و یا یاوارد دالی گفته می شود
یاوارد دالی جایست مثل اطاق خصوصی که برای نگهداری وسایل مورد مصرف و یا گاهان برای استراحت بچه ها در زمان مهمان داشتن مورد استفاده قرار می گیرد
برای گرم شدن قشلاق در زمستان تنوری حدودا در وسط آن قرار دارد که در زمستان با کمیره های جمع آوری شده از قوزو قاشلاقی و یا داوار تولسی که به روی هم چیده شده و کمیره قالاقی و یا به قول کندیلر لازا قالاسی برای گرم کردن آن استفاده می شود و استفاده در هریک از زندگی عشایری با روستایی کمی فرق دارد ، عشایر کمیره را بیرون می سوزانند تا زمانی که خام نداشت باشد و به قول قدیمی ها کوز اولا ودر داخل تنور می ریزند ، ولی لازا را روستائیان در داخل تنور سه تا لازا را به هم تکیه می دهند و آتش را روشن می کنند و تپجک کولبه را بر داشته تا جابجایی دود با هوای بیرون باعث شود اولا با خارج شدن دود به وسیله کولبه که یک راه باریکی است از تنور خدایی ناکرده حوداث بد رخ ندهد دوما لازا راحت تر بسوزد و تبدیل به زغال شود تا گرمای زیر کرسی برای اهالی لذت بخش شود ، یادش بخیر کرسی لحاف بزرگی داشت معروف به کورسو یورغانی که نسبت به لحاف های دیگه بزرگتر بود و وقتی به روی کرسی می انداختن این لحاف دور تا دور کرسی را می پوشاند تا گرمای آن بیهوده خارج نشود و بخاطر یکدست بودن بازی بچه ها دلچسب تر بود چون وقتی از زیر کرسی این ور و اونور می رفتیم و یا از روی اون برای فرار می پریدیم جابجا نمی شد ، در گوشه قشلاق یه اجاق پخت و پز قرار داشت که بالای آن پاجایی را تعبیه کرده بودند تا دود و یا بوی غذا ازآن خارج بشود و این همان پاجای معروف شب چهارشنبه سوری است که شال سالردیله ، چون قشلاق دیوارهای کناریش با سنگ چیده شده بود دوز چرونده و یا سایر ادویه جات مورد استفاده را در تاقچه و یا به آن می آویختند
ادامه دارد
سلیمان امیری فرد
✍.....بنام خدا
یکی از دوستان در لایو در مورد طایفه شاعر نامی مراغه حکیم تیلیم خان پرسید
به خدمت دوستان و عزیزان می رسانم محققین و گردآورنده گان اثر او هر کدام با توجه به پرس جو و تحقیقات خود ایل و یا طایفه ایی را گفته اند
یکی از بزرگواران آورده وی از ایل قارا بیات شمال عراق است که توسط نادر زمان پدربزرگش قاراخان و یا در زمان پدرش تیمور خان به ساوه کوچانده و در مراغه سکونت کرده اند
دوست دیگری آورده او از ترکمانان می باشد و از طایفه آسقین می باشد
یکی از وارثان او می گوید ما اصالتا از مراغه آزربایجان هستیم به عللی دو نفر برادر به اینجا کوچ می کنند و محل سکونت شان را با توجه به محل قدیم نام گذاری می کنند و از طایفه آشقولو یا آشقولی می باشند که شاید همان آسقین باشد که به مرور تغییر یافته
سلیمان امیری فرد
یکی از دوستان در لایو در مورد طایفه شاعر نامی مراغه حکیم تیلیم خان پرسید
به خدمت دوستان و عزیزان می رسانم محققین و گردآورنده گان اثر او هر کدام با توجه به پرس جو و تحقیقات خود ایل و یا طایفه ایی را گفته اند
یکی از بزرگواران آورده وی از ایل قارا بیات شمال عراق است که توسط نادر زمان پدربزرگش قاراخان و یا در زمان پدرش تیمور خان به ساوه کوچانده و در مراغه سکونت کرده اند
دوست دیگری آورده او از ترکمانان می باشد و از طایفه آسقین می باشد
یکی از وارثان او می گوید ما اصالتا از مراغه آزربایجان هستیم به عللی دو نفر برادر به اینجا کوچ می کنند و محل سکونت شان را با توجه به محل قدیم نام گذاری می کنند و از طایفه آشقولو یا آشقولی می باشند که شاید همان آسقین باشد که به مرور تغییر یافته
سلیمان امیری فرد
✍.......با نام و یاد پروردگار بزرگ
سالها پیش مردمانی یا بر گرفته از اعتقادات دینی و یا بخاطر عشق و علاقه بر کشور از اقوام مختلف به فریادی لبیک گفتند و حماسه ساز تاریخ ایران شدند و برای امنیت او از جان مایه گذاشتتد، بخاطر اتحاد و هم دلی درعشق نام ایل بر روی آنها گذاشته شد و بخاطر ماموریتی که به مناطق مختلف داشتند و یا خواستگاه شان به نام های مختلف بر گرفته از ولایت خوانده شدند بعضا هم بنام ایل اول خود ثبت تاریخ شدند
ناملایمتی ها با آنها همراه بود با اینکه جنگ و میدانداری بر گردن آنها بود ولی چه باید گفت هر کس بر مراد خود اینها را همراه کرد
صفویه با اعتقادات مذهبی و چله نشینی در خانقاه شروع کرد و با کلاه قزلباشی شور را آفرید با شاهسونی مستحکم شد و از ترس متلاشی شد و رفت ، افشار با توان نادر و مردان ایلات جان گرفت با نیروهای عاشق و شاهسون اقتدار خلق کرد و با خیانت یاران تمام کرد ، زندیه از لشگر قدرتمند نادری گذر کرد و سپاهی بزرگ از لک و لر و ترک بوجود آور و با شاهسون قدرتی دوچندان گرفت بازی روزگار ارک زندیه را در اختیار قاجار پیش قراول و مدعی از زمان مریدی خانقاه صفویه تا آن زمانی که یکی از بازیگران مهم تاریخ در محروسه ایران بود داد و شاهسون در آتش فتنه های روزگار آبدیده شد ولی سیاست و دغل را نه آموخت و تفنگ را محکم چسبیت تا قلم بر دست نگیرد ، از همین دوران تفنگ اقوام تاثیر خود را بخاطر نقش قلم از دست داد و وقتی بیدار شد رضاخانی بر تخت و شاهسون تخته قاپه شده از قافله روزگار جا مانده بود با زور و توان تا اواسط پهلوی نام خود را حفظ و داشت غبار ستم نام او را محو می کرد که خود میخ ائل سون را بر تابوت خود ساخته محکم کوبید تا این نام زیبا چند صباحی به فراموشی رود ولی چون این نام بر گرفته از عشق و علاقه و نشانه شناخت مردان سلحشور و وطندوست بود با قصه و داستان شب مادران از رشادت و شجاعت پدران دوباره بال زد و آسمان را محو زیبایی خود قرارداد
و این کودکان، از دامن مادران پاک سرشت بر خواسته و در این جامعه پر زرق و برق برای خود مرد وزن های نامی شدند و پرچمدار ایل خود ، خیلی زحمات را هنرمندان و مورخ نویسان به جان خریدند تا شاهسون دوباره شاهسون خوانده شود
.....حال که ما از این گردنه های پرپیچ و خم عبور کرده ایم و می بینیم شاهسون هربار با نام خود بود قوت کشور و سرمایه بزرگی به حساب آمده بس برای ماندن خود باید تلاش کنیم آنهم با نام ایل خود نه در سایه دیگران
بزرگان و اساتید هر یک از ایلات شاهسون با برنامه ریزی درست و منطقی برای حفظ نام شاهسون با برگزاری جشنواره های موسیقی ، شعر و یا در مناسبت های مذهبی و ملی با معرفی رسم و رسومات خود می توانند قدم های بلندی برای ایل خود بردارند و با این کار خود را از زیر یوق دیگران خارج کرده و خود را بر اساس ایلی ریشه دار معرفی و نامی شوند .....ادامه دارد
سلیمان امیری فرد
سالها پیش مردمانی یا بر گرفته از اعتقادات دینی و یا بخاطر عشق و علاقه بر کشور از اقوام مختلف به فریادی لبیک گفتند و حماسه ساز تاریخ ایران شدند و برای امنیت او از جان مایه گذاشتتد، بخاطر اتحاد و هم دلی درعشق نام ایل بر روی آنها گذاشته شد و بخاطر ماموریتی که به مناطق مختلف داشتند و یا خواستگاه شان به نام های مختلف بر گرفته از ولایت خوانده شدند بعضا هم بنام ایل اول خود ثبت تاریخ شدند
ناملایمتی ها با آنها همراه بود با اینکه جنگ و میدانداری بر گردن آنها بود ولی چه باید گفت هر کس بر مراد خود اینها را همراه کرد
صفویه با اعتقادات مذهبی و چله نشینی در خانقاه شروع کرد و با کلاه قزلباشی شور را آفرید با شاهسونی مستحکم شد و از ترس متلاشی شد و رفت ، افشار با توان نادر و مردان ایلات جان گرفت با نیروهای عاشق و شاهسون اقتدار خلق کرد و با خیانت یاران تمام کرد ، زندیه از لشگر قدرتمند نادری گذر کرد و سپاهی بزرگ از لک و لر و ترک بوجود آور و با شاهسون قدرتی دوچندان گرفت بازی روزگار ارک زندیه را در اختیار قاجار پیش قراول و مدعی از زمان مریدی خانقاه صفویه تا آن زمانی که یکی از بازیگران مهم تاریخ در محروسه ایران بود داد و شاهسون در آتش فتنه های روزگار آبدیده شد ولی سیاست و دغل را نه آموخت و تفنگ را محکم چسبیت تا قلم بر دست نگیرد ، از همین دوران تفنگ اقوام تاثیر خود را بخاطر نقش قلم از دست داد و وقتی بیدار شد رضاخانی بر تخت و شاهسون تخته قاپه شده از قافله روزگار جا مانده بود با زور و توان تا اواسط پهلوی نام خود را حفظ و داشت غبار ستم نام او را محو می کرد که خود میخ ائل سون را بر تابوت خود ساخته محکم کوبید تا این نام زیبا چند صباحی به فراموشی رود ولی چون این نام بر گرفته از عشق و علاقه و نشانه شناخت مردان سلحشور و وطندوست بود با قصه و داستان شب مادران از رشادت و شجاعت پدران دوباره بال زد و آسمان را محو زیبایی خود قرارداد
و این کودکان، از دامن مادران پاک سرشت بر خواسته و در این جامعه پر زرق و برق برای خود مرد وزن های نامی شدند و پرچمدار ایل خود ، خیلی زحمات را هنرمندان و مورخ نویسان به جان خریدند تا شاهسون دوباره شاهسون خوانده شود
.....حال که ما از این گردنه های پرپیچ و خم عبور کرده ایم و می بینیم شاهسون هربار با نام خود بود قوت کشور و سرمایه بزرگی به حساب آمده بس برای ماندن خود باید تلاش کنیم آنهم با نام ایل خود نه در سایه دیگران
بزرگان و اساتید هر یک از ایلات شاهسون با برنامه ریزی درست و منطقی برای حفظ نام شاهسون با برگزاری جشنواره های موسیقی ، شعر و یا در مناسبت های مذهبی و ملی با معرفی رسم و رسومات خود می توانند قدم های بلندی برای ایل خود بردارند و با این کار خود را از زیر یوق دیگران خارج کرده و خود را بر اساس ایلی ریشه دار معرفی و نامی شوند .....ادامه دارد
سلیمان امیری فرد