باغدادلی شاهسئون ائلی...
167 subscribers
138 photos
37 videos
16 files
196 links
ایل شاهسون بغدادی...

@Soleimanamiri
Download Telegram
......یاد اولسون گئچیب گئیدن گونلر
......بایرام آی چوخ خوش اولاردئ
....... اگر هاوا ساوق اولیدیی ،قار یئری توت موش اولیدیی ، چوله چیخمالی اولمیدیی، (اولردی)کورسو قیشلاقین اورتاسینا یئر توتاردیی
او کد بانولار کی یئریقناغ لی اولایدیله
بایرام توشه سی مفرج قولاغینا ، داغارجیق ائیچینه یوینه تاپیلاردی
نوخود ایچی، یئمیش، قوز ، بادام، باسیق (باسلیق) اگر هیوا و ناردا قالمش اولیدی بایرام سوفرسی کورسو اوسته دوزولردی
یئر یقناغ لی : جمع و جور
سلیمان امیری فردhttps://t.me/shahsevan_channel
سالاملار و سایغیلار حورمتلی ائلداشلاریما و عزیز دیلداشلاریما
آتا گونین و حضرت علی( ع)دونیایه گئلمگین هامیزا موبارک اولسون دئییرم ،
سایین ائل تبارلاریم بو خوش هاوانین نسیمینن ، چیچکلرین قوخسوینان پیشواز گئدک باهارا، دورنالارین سسینن بایرامین گئلمگین بیلیزه موتولو عرض ائیلرم
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
برای سال جدید،خبر بسیار عالی برای دوستان اهل مطالعه

کتاب، تبارشناسی و پراکندگی ایلات ایران
به همت ، استاد علی محمد نجفی
انتشارات بخشایش و یاس بخشایش
این کتاب ، کتابی جامع در نوع خود است
شیوه زندگی ایلات ایران که تابعی از تغییرات آب و هوا در طول سال بوده است بررسی می کند.

در جلد اول کتاب می خوانیم

در بخش اول ؛ ویژگی‌های تاریخی و فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی ایلات

بخش دوم ؛ایلات ترک زبان
ورود ترکان به ایران ، ایلات تر ک چطور از کجا آمدن.

بخش سوم؛ ایلات کرد زبان
بخش چهارم؛ ایلات بلوچ
بخش پنجم؛ ایلات لر
بخش ششم؛ اعراب
بخش؛ هفتم؛ استانهای عشایر نشین ایران
بخش هشتم؛ تحرکات و جا به جای مکانی ایلات
نهم ؛ شعر و ادبیات شفاهی در ایلات

جلد دوم: تصاویر ازبزرگان ایلات
و مخصوصا شجره نامه ایلات و تبار شناسی آنها می باشد

گرچه بسیار از ایلات یک جانشین شده‌اند، اما ضرورت دارد هویت ایلی و دگرگونی زندگی عشیره ای آنها مکتوب شود، تا نسل امروز و فردا از هویت تاریخی خود مطلع باشند.
در این کتاب مؤلف علاوه بر منابع مکتوب و آثار به جا مانده اقدام به تحقیقات میدانی نمودند ، سالها مسافرتهای بسیار انجام داده.
و چهار گوشه سرزمین پهناور ایران به میان ایلات و طوایف رفتند و بررسی میدانی انجام دادن .
برای این کتاب ارزنده سالها استاد علی محمد نجفی ، مدیریت محترم بخشایش و یاس بخشایش وقت گذاشتند تا به لطف خداوند منان به دست اهل مطالعه برسد. 02537737583-
02537749699
https://www.instagram.com/p/BvGbDu7hRIx/?utm_source=ig_share_sheet&igshid=y0jv3fyawl7m
آلوار و چراغاگئلی
............بنام خدا
بزم کوچ شاهسون در جشنواره مغان
هل هله و شادی یاران ، پای کوبی مستان ، جنب و جوش دوستان ، رقص سماع عرفان ،در خرابه های دلم روزنه نور را .............صدای بر پا خیز با آهنگ زنگ و زنگوله های کاروان در حال حرکت و قطار اشتران با نغمه دلنشین ساربانان از مغان می آید
دیوه لر (ده وه لر)قئطر اولب
ساربان افسارین توتوب
کوچون قاواغینا دروب
آت چیننه بئیلر اوتوروب
ائیگیتلر توفنگ سالیب
فیشنگی قئطر باغلیب
بورکئن بئیریان (بئیریانلی)قویوب .....
کوچ با تمام مشکلاتش زیبائی های روزگار را همراه با جشن طبیعت با زینت قطار شتران در هنگام کوچ ، صدای دلنشین زنگ و زنگوله ها در بین لاله و شقایق ها در دل کوه و دمن به تصویر می کشد، و دلها را با خود هم سو ...............
یادا دوشدو قدیمکئیلر سوزو
باغدادلی شسون ائلینن کوچو
...........دئین یئقسینا( یئقسنلا)چادرلاری
کمج و دیرکلری
یوکلئه سینه (دیوه لر،ده وه لری) دیوه لری
جوت باغلاسینا مرفجلری
یوکلئه سینه( یوکلئسنلر) اورتوکلئری
اوسته چک سینه
کیلیم و ججیملری
قوتازو ساچاخینان
بئزک ورسینه( یوکلئره) یوکلئری
یادا دوشدو دیوه لرین (ده وه لرین)زینتی
🐫🐪🐪🐪🐪🐪🐪🐪🐪
اولوی آفسارین سالالا
دیوه نین(ده وه نین) بوینونا
زینت ویرله
زنگولئینن اونا
پیاله زنگلرین
هر طرفتن باغلالا
زنگئ لییه(زینقلایا) گئدنه
گئمرک گه زنگین آسالا
اول لوکون بوینونا
سسی داغی چولو توتانا
خئبر گئیده کوچ گئدیر
.......چک ساربان ، چک ساربان عومر گئیدر درد ، درد دن آشئر ، گوز یاش توتوب بهار اولوب (اولور) یاغئر( غیر)
موغان جشنواره سی
ائل چالیشی
شسونین ال آغاجی
ساپانینن شاغنتیسی
سورونون توزی( توزو)
چووانین( چوبانین) یئریی
داغلارین گول و چیچکی
نظمه گئلیب شسونین کوچلری
شنگول اولون شاد یاشین...... .......
سلیمان امیری فرد
https://t.me/shahsevan_channel
✍️
جشنواره كوچ شاهسون مغانين بهانه سينه، اوركدن گِچمه و آرزيلاريميزدان و يادلاردا قالان اِليميزين كوچمه گيندن يادا سالاخ؛

و ايستديگيميز آلاه دان بودو كى اِل يولوندا زحمت چَكَن و اَل و اورك يانديران باجى و قارداشلاريميزا، آلاه اوركلرى بويوجا اَجر ورسين.

قديم زمانلاردا شهسئونين كوچ قونو عظمت و شوكتينن برگزار اولارميش،

هامى تيره لر و طايفالارين رشيد اوغلانلار و شجاعتلى ايگيدلرى تيفنگ اَلْلَرين ده و آتين بِلين ده و ديوه لرين قطارينين قاباغيندا بايداخدارلار و آتچيلار و رنگين قوتاز لار و هايلى هوى لو و الوانلى و نَقيشلى مَرفَجلر و كيليملر ديوَه يوكون ده، و نجيب و حيا لى آنالار و قيز گلين لر اِلين يانيندا هر بيرى بير اركك اسلان كيمين اِلين ساغ سولونا گِچَر ديلَر.

ييراخدان گيچَن و اولان اينسانلار شهسئونين كوچون گورَن ده هامى اَلْلَرى آغزيندا تماشايا اوتوروب و دَرَى بو زنگين اِلين كوچوموننان دويمورديلا.

آق بيرچك آنالار و آغ سَقَل آتالار يرى يوردو بَلْلِييب و اِلين مصلحتين نظر ده توتوب و يول و يولاغى گورسهدر ديله.

ديوَنين چَنهسى آلتيندا جوت پياله زنگلر و دوشو آلتيندا گَميرگه نين سَسى داغى و چولْلَرى آدا چاغريب اِلين كوچمه سينى وعده وِرَرميش.

آت لارين داليندا رنگين چُول و اونوندا داليندا قوتاز لار شهسئونين آتليسينى شوكتينى گوى لره چَكَر ميش.

شهسئونين اِلينين جلودارى، رشيد و اسلان ايگيدلريندن سِچمه اولاردى.

اينديكى ديهنلر تكي بير بويوك "كارناوالا" بنظرميش بو تفاوتينان كى بيزيم كارناوالين داليندا بير بويوك فرهنگ و ايل لر بويوجا عرفان و بيرليك واريدى.
.......

كُوچ كُوچ اولدو اِلْلَر يولا دوزولدو

منيم اَليم اينچه بِل دن اوزولدو

منيم ياريم اَل دن اوزولدو


تقديم اولسون هامى شهسئون اِلينين تعصُبين چَكَنلَره

ياشاماليسيز

محمد اميرى
https://t.me/shahsevan_channel
(۱)
بنام خدا
دیروز کلا یک روز بیاد ماندنی برای من بود ، خیلی وقت بود همه این بزرگواران ( آقای اسماعیل فیروزی، حاج ابراهیم فیروزی ، حاج صفرفیروزی ، حاج ابراهیم امیری ، آقای نباتعلی امیری ،آقای حسین امیری و.... )را در یک جا ندیده بودم از همه قشنگ تر خاطرات ونقل تلخی ها و شیرینی های ایل و اوبا از زبان این عزیزان بود، شنونده را با خود به گذشته های دور می برد
..............در یکی از روزهای سخت بزرگی و عظمت ایل با توجه به شرایط روزگار و مدیریت غلط و اشتباه خوانین با جو حاکم و برخوردهای متکبرانه، هرخان زاده ایی می خواست خانی باشدو بزرگی کند، در برخورد و صحبت با مردم شریف ایل احترامات و تواضع را زیر پا می گذاشتند همراه با توهین می خواستند بزرگی ومنش خود را به رخ و حرفشان را به کرسی بنشانند
اوبای به ریش سفیدی مشهدی علیمراد ،با بزرگانی حاج جعفر ، محمدعلی (معروف به هاما)، سیف الله کریمی ، حاجی حبیب اوغلو و.....از تیره سیرخاولی،جواد (معروف به جواد محمد اوغلو)از تیره خالدی و.... تشکیل شده بود.....
آقای اسماعیل فیروزی تعریف می کرد از صحبت های مرحوم حاجی حبیب اوغلو .......
........یکی از خان زاده های مغرور چند تا از شتران یکی از خانوادهای این اوبا را برده بود و بعلت اینکه صاحب شتر به رحمت خدا رفته بود ، این خان زاده چشم طمع به شترها پیدا کرده بود
......خلاصه هرکسی را فرستادند او با یک بهانه وی را از سر باز می کرد و مامور اوبا دست خالی بر می گشت، تا اینکه بزرگ و ریش سفید اوبا به یکی از اطرافیانش می گوید برو مستقیم پیش خان و بگو فلانی گفته اموال یتیم خوردن ندارد ، واین چندتا شتر هم جای .....شما را پر نمی کند بنابراین لطف کن شترهای این بندگان خدا را پس بده
...... پیام رسان با همان قاطعیتی که ریش سفید اوبا گفته بود پیغام خود را به خان رساند ،خان با شنیدن این حرف با عصبانیت به حامل پیام می گوید برو بگو اموال یتیم را می خورند و.........
ریش سفید وقتی از طرز بر خورد خان با خبر می شود فورا بزرگان اوبا را گرد آوری می کند و می گوید اینجا و در کنار اینطور اشخاص ماندن دیگر جایز نیست ، سالهاست ایل دیگر بزرگتر ندارد و حالا هم که ضرغام نظام به خانه خدا مشرف شده این بی ادب در نبود بزرگترش به مردم ایل توهین می کند بنابراین ما از محدوده و قلمرو ایل خارج می شویم و به جای دیگر کوچ می کنیم
...........پنهانی تصمیم گرفته می شود به محدوده وفایی ها که از خوانین طایفه خلج بودند کوچ کنند
........... در یکی از صبح های زیبا که هنوز خورشید بالا نیامده بود وسایل را آماده می کنند و چادرها را جمع و هیبت کوچ به خود می گیرند،وسایل را بار شتران و چهارپایان و گله ها (اون سورو داوار ) را به سمت ........حرکت می دهند
در سکوت طلوع صبح با نسیم ملایم باد های فصلی باصدای گمیرگه وزنگ کارون اهالی محل خبر دار از کوچ بی موقعی می شوند که با غبار سوروها (گله ها) داشت از نظر ها دور می شد ..........
ادامه دارد
سلیمان امیری فرد
https://t.me/shahsevan_channel
Forwarded from Deleted Account
🖌شه سئون ائلینےآتماز
آناسےدیلین اونوتماز
اؤزگه دیل دیلینه قاتماز
جانوم قوربان شه سئوه نه

حؤرمتلےدیرتورک دونیاسے
وار آبیرے ایله حیاسے
تورڪدورداغے داش قایاسے
قوربان اولوم شه سئوه نه

تورک دانیشارجاوانلارے
قیزلارینان اوغلانلارے
تورک اؤیره دین خیزانلارے
جانوم قوربان شه سئوه نه

آشیقین حالین سوُرارلار
دارگونده آرخا دورارلار
دوشمانین بؤینون بورارلار
قوربان اوللام شه سئوه نه

آشیق گونش سازین چالار
گزر ائل ایچینده  قالار
ائللرینه شنلیک سالار
جانوم قوربان شه سئوه نه
.....بنام خدا
تکرار چندباره تاریخ و خنده به ریش عقل گرایان دوباره اشک میهن دوستان و ناله های بی امان و شیون مادران.......
با حرکت ناورویترز– ناو هواپیمابر ،بمب افکنهایB-52 غول‌پیکر ایالات متحده وگسیل نیرو بسمت خلیج فارس، یاد حمله خشایار شاه را در نوشته های تاریخ در اذهان مردم زنده ، ترس مادران و لرزه از حرکت نیروی رزمی، حماسه سرای مردان جنگی را به جنگ با پرتقالی ها و رشادت شاهسونها و رشادت تنگستانی ها در مقابل لشگر انگلیس و آماده جان نثاری قشقایی ها ورزمندگان جنوب با کشتی های جنگی، ترسم از خفت زمان محمد شاه و تقدیم هرات ..........
صدای شیپور جنگ
طبل بزرگ زیر پای چپ
آری جهان بار دیگر در گفتمان کم آورده یار کشی ها شروع شده نیرو ها آماده و دلخوشی ها ........ خاطره اعتماد به فرانسه این بار در ایمان به روس و چین زخم شمشیرها و اربه های مرگ، و شهادت فرمانده بزرگ نکند نمایان گردد
......کشور تازه تحول شده ایران با مدیران جوان وتفکرات هیجانی ،در گرداب بزرگ ، هشت سال دود و آتش و خون را تجربه سخت با آزمون و خطا بسر برد،تازه خرابه های باقی مانده از جنگ داشت جمع وجور می شد قشون کشی ها برای مهار این نوجوان شروع می شود جنگ ها با توجه به نظر کارشناسان و دست اندرکاران سیاست در هر دوره خطر از بیخ گوش ما عبور کرد با یک جا خالی ترکشهای انفجار ساختمان تجاری دوقلو های آمریکا در افغانستان نشست حکومت دینی تازه به عرصه وارد شده را چنان آماج گلوله ها کرد شاید بگویم شخم زدند مذاح نه باشد
....غرب وقتی هزینه این لشگر کشی به خاورمیانه را نسبت به در آمد حاصل کم دید........یک انسان خونریز را دوباره درگیر مسائل حاشیه ایی کرد، باز در اینجا مسئله ایران هم حرف پایاپای منطقه بود با چراغ سبز آمریکا عراق با تجهیزات مدرن آمریکایی و اروپایی کویت را اماج حمله های خود قرار داد و سرمایه های آنرا غارت و با بازی غرب و شرق مثلا حمایت از .....کشور نگون بخت عراق را مثل توفان در نوردید سکوت ایران و احساساتی نشدن خطر را دوباره از ما دور کرد
.......مدیران.ایران با تجربه چند دهه پرآشوب برای حراست از کشور که هر دم خیال ناکثان ایران خواهد ......از دول های بزرگ دل کنده و سرمایه گذری را در یک روی کرد مدیریت جدید در بدنه توده های منطقه......... رقیبان تا به خود بیایند سنگرهای را در دورترین نقطه در نزدیکی پاشنه آشیل غرب بوجود آمد.......
چنان محکم وارد این کارزار شدند، قدرت اول آن منطقه را در دو،سه درگیری زمین گیر و امتیازاتی را نسیب طرفداران خود کرد
.......غرب برای چپاول منطقه حیاتی جهان، یک گروه وحشی و خونریزی را بوجود آورد تا به اهداف خود ، ساختن چهره بی رحم از اسلام ، پس گرفتن سنگر های از دست رفته در منطقه....... جنگ خانمان سوزی در دو کشور سوریه و عراق شعله ور شد، تا دنیا آمد چشم باز کند بیشتر خاک این دوکشور به تصرف آنها در آمد پا را فراتر گذاشته برای اجرای طرح خاور میانه جدید به اردن و لبنان هم ناخونکی زدند، با فریادهای ایران روسیه هم وارد این جنگ شد و در جنگ نیابتی برنده تیم ایران و روسیه .......
..........برای فرار از خفت غرب در راس آن آمریکا با نقشه قبلی بازی موش و گربه را شروع کردند تا با توجه به آرامشی که می توانست پل سعادت برای مردم باشد و اقتصاد ایران شکوفایی را دوباره تجربه کند یک دفع همه چی به هم ریخت و تاثیر گذارترین کشور از توافق نامه بین المللی خارج و باعث بوجود آمدن جبهه پر حاشیه در روابط تجاری و سیاسی .......
این کش و قوس لشگر کشی دیگری را منجر شد بجزء به زانو در آوردن ایران نیست .....
هزینه های سنگین این قشون کشی در دو حالت تاثیر مستقیم به مردم ایران خواهد داشت
یا اینبار بدون توجه به تجهیزات مدرن در میدان جنگ .....مثل فرمانده بزرگ امامقلی خان با افراد جنگجویی از خود گذشته و جان نثار همچو شاهسونها با تاکتیک یک جنگ آور بزرگ به نام ژنرال سلیمانی دشمن به زانو ......
و یا از استاد سیاست و مذاکره گر توانا آقای ظریف از ظرفیت های دیپلماسی استفاده خواهد شد و دشمن بدون خونریزی وادار به عقب نشینی .....
اگر راه اول را پیش بگیریم کوچکترین اشتباه فاجعه انسانی و مثل حمله انگلیس به جنوب شهادت رشید مردانی همچون رئیس علی ها و اشغال مملکت بدست اجنبی و......‌ولی بعد ها فخر مقاومت و ایستادگی در دل تاریخ را به ارمغان خواهد آورد
در راه دوم دوحالت را می توان دید یا ترکمن چای دیگر و یا مثل مصدق از این امتحان سربلند
طبل بزرگ زیر پای چپ
سلیمان امیری فرد
..........بنام خدا
.........در اوایل پاییز یکی از شاهسونها به همراه یکی از جوانان اقوامش برای خرید آرپا وسامان( جو و کاه) به روستایی در منطقه ....... می رود
در قدیم معمولا در این موقع نشان دادن زور بازو با بلند کردن وسایل سنگین و یا کشتی گرفتن قدرت خودشان را به رخ هم دیگر می کشیدند.
روستایی که ما رفته بودیم جوانان برای اینکه خودی نشان دهند در نزدیکی خرمن شروع به زور آزمایی می کردند، ریش سفیدها با تعریف و تمجید از شجاعت و رشادت قوم و خویش خودشان می گفتند، مشهدی علیمراد ساکت نشسته وبه صحبت های آنها گوش می داد یکی از ریش سفیدهای روستا برای اینکه شاهسون را همراه خودشان کند می گوید، این همراه شما کشتی گرفتن بلد هست؟ با این جوانان ما یه دست پنجه ایی نرم کند
ریش سفید شاهسون مشهدی علیمراد خیلی با خونسردی گفت این خودش کشتی گیر طایفه است من سئوال کنم ببینم دوست دارد وارد میدان شود یا نه؟
....از جایش بلند شد و نباتعلی را کنار کشید و گفت اینها را می توانی در کشتی بزنی یا نه؟
نباتعلی گفت: اینها حریف قدری نیستند
مشهدی علیمراد گفت :اونها به من گفتند شما می توانی کشتی بگیری، من گفتم ازش سئوال کنم
نباتعلی گفت :هرچی شما بفرمایید
مشهدی علیمراد به جمع ریش سفیدها آمد و گفت اگر جوانان شما مایل با شند، نباتعلی مشکلی برای کشتی گرفتن ندارد
وقتی میدان مبارزه از خودی خارج می شود و دو نفر از طایفه دیگر می خواهند زور آرمایی کنند بخصوص این دونفر یکی شسون و دیگری کندی باشد، خود بخود جو تغییر کرده و تماشاگرها هم نسبت به آن حساس می شوند
مشهدی نباتعلی چند روز پیش خودش تعریف می کرد
...وقتی شالواری قرواخ (ق)وردیم و چیرماندم(یم) ،شالی باغلادیم بئلیمه ،
گوردوم اولار اوز یاننارینا آلچ و توک ائیلله هاسی گولشه
....یکی از جوانان روستا قد کشیده ای داشت به میدان آمد
باهم به رسم ادب دست دادیم ، سرشاخ شده دست به شال( طناب) هم در کمربردیم و محکم گرفتیم ، با حرکت و جابجای ما جوانان روستا او را برای زدن فن دلخواهشان تشویق می کردند ،من تمام حواسم به حرکات او بود ،یه کوچولو عقب جلو کردم دیدم با حرکت دست من جابجا می شود احساس کردم با قد کشیده ای که دارد می توانم فن مورد علاقه ام را اجراء کنم
...... یک ان او را به سمت خودم کشیدم وقتی سر وسینه را راست کرد بدن من در یک موقعیت عالی برای زدن اومایا چکمه (به سبک لنگه امروزی)قرار گرفت پایم را از داخل به قسمت زانوی او زدم چون سرعت حرکت زیاد بود یک آن پای جفت مان از زمین کنده شد و طرف با پشت به زمین افتاد همه ساکت شدند......
......بعد از چندلحظه نفر بعدی را آماده مبارزه کردند کشتی با این خیلی راحت تر بود چون از فنی که رفیقش خورده بود ترس در دلش افتاده بود لذا ........
من بعد از کشتی با نفر دوم نفس زنان در کنار مشهدی علیمراد ایستادم ، مشهدی علیمراد دستش را روی شانه من قرار دادبا طعنه گفت دوستان ببخشید شما کشی گیر زیاد دارید ولی همراه من یکنفر است، ایشان حاضر است جور دوستان دیگرش را هم بکشد اگر کسی هست بسم الله
.....سکوت مطلق همه جا را گرفت ، کدا خدا با خنده گفت ،مشهدی بیز قابل ائیلریک سنی فامیل لیا حریف یوخ
....بعد از کمی استراحت و خوردن چایی سریع وسایل ما را آماده کردند و بار شتر کردیم در مسیر همش از من تشکر می کرد و می گفت :بولار دئدیله یاغین شسونه جان قالمیب الی آغرماسین یاخچی وردی یئره منیم اوزومُ آغاردی........
....وقتی رسیدیم به منزل مشهدی علیمراد بعد از اینکه بار شترها را باز کردیم
روبه همسرش کرد و گفت بئیر جام یاغ گئتی ناباتعلیه منیم آبرومُ خوناخالاریانا ساتن آلب
روغن با کاسه مسی و چند تا یوخا در سفره قرار گرفت و ........
سلیمان امیری فرد
https://t.me/shahsevan_channel
سلام قدیم آغ سققللردن
تعریف ایلردیلر بیر گولشگن
" ڪشتےگیر " گلیر ساوایا نئچه
گون ساوانین و بؤلگه لرینده هر
نه اؤزوندن یئمز ، وقول قوواتلےڪیشےلردن ، جاوانلاردان گتیریب ساوانین مئدانیندا خلق ییغیلیب وگولَشردیلر ، بوقریب پهلوان گله نے ییخارمیش ، شه سئون
خانلارے حاج شجاع نیظام ، ضرغام نیظام ، حیدرخان و...ییقیلیب صلاح مشورت ایله ییرلر آبیریمیز گیدر بوقریب ڪیشےیانیندا ، حیدرخان جلایر ، حسن آباد بندچایے ، و...خانے دئییر گئدین مشهدعلینے تاپون ! مشهدعلے بیر بالا بؤےڪیشے ایمیش چوخ فوت وفن بیلرمیش ، هرجور قوواتلے اوغلان وپهلوانین بؤینون آلایمیش قولتوقونا آمانین ڪسرمیش .
مشهدعلینے تاپارلار گتیریبلر ساوانین مئیدانے قلقله دیر ،مشهدعلے دئییر بوپهلوانے بیر آیریسےینان سالین گولش سین من گؤروم فندینے ، بیر جاوان یَل آباد دان سالیبلار پهلوان ایله مئیدانا ، پهلوان اونودا ییخار ، داها یئرده وگؤیده دورمور ، دئییرلر بیر بالاجا پهلوان گلیب حریف ایستیر ، پهلوان باخار مشهدعلےنین بؤےقَمتینه اؤزاؤرگینده دئییر بونودا ییخارام ، مشهدعلےگیریب مئیدانا بیرایڪے یول توتوشوبلار بیرچاندا مشهدعلےپهلوانین بؤینون سالارقولتوقونا ، پهلوان گؤرر طاقت گتیرمیر یاواش دئییر مشهدعلے خفه شدم ولم ڪن ! مشهدعلے دئییر باشییان آنداولسون فارسے بیلمرم ، گنه دئییر مشهدعلے خفه شدم ! دئییر فارسےبیلمرم قَییم نَن دئه آییرد اولسون ، دئییر مشهدعلے تورڪے نمیدانم ، دئییر منده فارسے نمدونم دئگےنن سے...م بوراخ ، باشا گلمز بوغولاجاخ دئییرمشهدعلےسی...دیم بوراخ ، مشهدعلے دئییر ایندےگؤد دارے بیا قارا بورون
پلیس راه ساوه همدانے گئچنده قیشلاقا طرف
" قارا بورون دور
آشیق گونش "https://t.me/shahsevan_channel
.........بنام خدایی که نعمت های بیشماری را هدیه انسان نمود و به این موجود سیری ناپذیر عقل وشعور و خلاقیت عطا کرد تا با توجه به جاه طلبیش به مرتبه کمال برسد
باسلام و درود خدمت همه همتباران دوست داشتنی در سرتاسر ایران عزیز

دیروز جناب وفایی عزیز سئوالی فرمودند و دوستان و همتباران گرامی هریک با توجه به شنیده ها و یا دیده هایشان جواب هایی دادند من از همه بزرگواران رخصت می طلبم برای تکمیل فرمایشات سرورانم چند خطی از دیده ها و شنیده هایم را بیان کنم
شاهسون ها با توجه به غنی بودن لغات با پشتوانه فرهنگ اصیل برای هریک از وسایل مصرفی خود با توجه به فلسفه استفاده آن اسمی انتخاب و با آن وسیله را می نامند

《چرکه》

چرکه وسیله ایست برای آوردن هیزم حدوداً به شکل مربع ( حدوداً در ابعاد: یک در یک ، یک ونیم در یک ونیم ، دو در یک ونیم و غیره....) از موی بز درست می کردند و بانوان ایل با زمزمه های زیبا برای جمع آوری هیزم به تپه های اطراف اتراقگاه می رفتند

《آلِخ》

آلِخ وسیله ایست برای آوردن آب از چاه ویا چشمه باموی بز درست می کردند به شکل مستطیل ( با ابعاد حدودا: نیم متر در یک ونیم، نیم متر در دو و غیره...)
آلِخ های که کوچیک بودند برای حمل یک مشک(تولوخ) مورد استفاده قرار می گرفت و بانو وانی که قدرت بدنی بالای داشتند آلِخ بزرگ درست می کردند و دو تا مشک را با هم به کولشان می کشیدند

《اولکن》

اولکن وسیله ایست برای بستن بار شتر و بستن مفرج حدوداً عرض آن هشت یا ده سانت به طول پنج متر و یا کمی کمتر یا بیشتر از موی سفید و سیاه بز با نقش و نگار می بافتند
چون بافت آن بسیار سخت و خسته کننده و زمان بر بود بانوان گاهی در زمان بافتن آن گلایه و شکایت را با زمزمه های شیرین بیان می کردند

سین سینه، سین سینی کیم بیله
اون بش یاغلق چوردوم، گوز یاشین سیله سیله
سین سینه =نقش ونگار روی اولکن
یاغلق =روسری و یا دستاری که از روی روسری می بستند

《طناب یا طنف 》

طناب وسیله ایست برای بستن وسایل و قوشا قورماغ داوار و کار های از این قبیل از موی بز درست می کردند معمولا برای قشنگ شدن آن یکی از نخ های آنر سفید می کردند
سلیمان امیری فرد
https://t.me/shahsevan_channel
بنام خدایی که همه مهربانی از اوست
افتخاری برتاریخ شد تا مردمانی آزاد اندیش مومن و پیرو راست مردتاریخ پا بر عرصه روزگار بگذارند
........خانقاه ها پایگاه تشیع های سلحشور از هفت طایفه بزرگ ترک می شود، مبلغین به یورد خود اعزام تا آماده سازی سپاه قزلباش شوند، شیخ جنید برنامه یک حرکت بزرگ را تدارک می بیند ، شیخ حیدر در یک امتحان سخت برای بر آورد قدرت در توطئه برادر خانم خود گرفتار و نیروهای که صادق تر بودند به دنبال مرشد در پی فرزندان او با ناسازگاری روزگار به پیش می روند، تا اینکه قدرت مرشدکامل به نام اسماعیل میرزا در بازوان مردانی نمایان می شود با نعره حیدر ،حیدر و رمز اتحاد بنام شاه سونی دوچندان می شود، ورود این واژه معجزه آسا به تاریخ کی ، برای چی وچگونه بوده تا به حال از طرف هیچ کس بصورت دقیق و مشخص بیان نشده ، ولی در این دوره رمز اتحاد پیروزی بخش سپاه قدرتمند قزلباش می شود سید محمد در مسجد بغداد بعداز خطبه با صراحت کامل خود را شاه سون می خواند در جنگ حاکم فارس ندای بیز شاه سونیک لرزه به اندام قشون مقابل می اندازد جنگ چالدران میدان عشق و ایثار کسانی می گردد که نعره شاه سونی به مقام سربازی حیدر داده اند و یکی از جنگ های به یاد ماندنی تاریخ می گردد
بعداز شاه اسماعیل گروه شاهسون ها و شاه سون های که اعلام به جانثاری و دفاع از حریت این آب وخاک می کنند را در گوشه و کنار ایران می بینیم
......با گریه و اشک کودکی از پدر ومادر جدا و غم مرگ مادر و کشته شدن برادر روحیه انتقام جوی او را با هوش و ذکاوتش گره می زند و خالق یکی از دوره های درخشان تاریخ ایران می گردد........
سردار شاهسون یا شاه عاباس ......
سلیمان امیری فردhttps://t.me/shahsevan_channel
...........بنام خدا
............در دل شب ، وزش ملایم بادپاییزی در میان گیاهان ، حرکت برگها و خارهای آزاد شده از بند، صدای جیرجیکها، همراه با بر خورد پای اسب ها به زمین و یا سنگ سمفونی زیبایی را ساخته بود و شنونده را به تفکر عمیق وا می داشت ........ یک گروه ورزیده چابک برای ماموریت سخت .........
......... سلحشوران شاهسون مسیر خود را طوری انتخاب کرده بودند تا مورد توجه کسی نشوند ...........
.........در نزدیکی ده ایی در کنار تپه ایی ایستاده و از اسب پیاده شدند ، یکی از سواران خیلی با احتیاط بصورت خمیده خود را بالای تپه رساند
.......... شب از نیمه گذشته بود بعضی از خانه ها چراغشان خاموش بود و بعضی از خانه ها نور چراغشان از پنجره چشم را می زد با حوصله مسیر ورودی ده را خوب برسی کرد و در نزدیک ورودی روستا چراغی خاموش و روشن شد......
.........خیلی آهسته از تپه پایین آمد بعداز کمی صحبت و بر انگیختن غیرت و گفتن نقشه ، تذکراتی هم به نیروهای تحت امرش داد ..........
............سواران از کنار تپه عبور کرده و ازمسیر پر پیچ و خم کوهستانی وارد جاده ورودی روستا شدند، در چند قدمی ورودی روستا که رسیدند،
یک نفر از تاریکی کنار دیوار خودش را نمایان کرد، پیش قراول تفنگش را بسمت سیاهی گرفت از مقابل صدایی آمد
منم ، منم .........از این سمت ، ......‌وقتی فرد را شناختند آدرس دقیق محل ماموریت توسط اون شخص :.......منزل کدخدا ......در بالای ده نزدیکی قرار دارد مراقب باشید نگهبان و تفنگچی بسیاری دارد ، ولی از دیروز صدای خستگی شان بخاطر یکسره آماده بودن به گوش می رسد و از انتظار خسته شده زیاد حواس شان به دور و اطراف نیست .......
.......بعد از کمی صحبت قرار شد این فرد در شلوغی ده وسایل هایش را بار شتر و چهار پایان کند و قبل از اینکه کسی ملتفت شود روستا را ترک و بسمت ........
سواران به سمت منزلی که توسط اون شخص راهنمایی شده بود حرکت کردند صدای پای اسبها بعضی ها را به پشت پنجره کشاند آنها تا خبر را به کدخدا برسانند
نیروهای زبده شاهسون از اسب ها پیاده ، نگهبانان را خلع سلاح کرده و فرد مزاحم را دستگیر و کت بسته به ترک یکی از سواران نشاندند و بدون درگیری آنچنانی به راه افتادند........
........وقتی پیچ اول را رد کردند یکی از سواران گفت وسیله ای از من در اطاق جا مانده کمی سرعت خود را کم کرد و به سمت منزل کدخدا برگشت .......در ورودی کوچه تیری به سینه اش نشست و کمی بدنش به عقب بر گشت وبر روی زین اسب خمیده افتاد فورا چند نفر از شاهسونها شروع به تیر اندازی کردند ودر سروصدای تیر و برخورد آن به درب و دیوار یکی از آنها خودش را به اسب مرد زخمی رساند افسار اسب را گرفت و در سایه تیراندازی یاران خود که امان را از دشمن بریده بود اسب و راکب آنرا از معرکه نجات داد و در بین هم قطاران خود از روستا خارج شدند ............وقتی کمی از روستا و تیر رس روستائیان دور شدند فرد زخمی را از اسب پیاده کردند .......مرد زخمی بخاطر خون ریزی زیاد نای حرف زدن نداشت پلک هایش سنگین شده و رنگ رخسارش به سفیدی میزد
چند باری خواست حرفی بگوید ولی موفق نشد و جان به جان آفرین تسلیم کرد
........مرد کت بسته وقتی این وضعیت را دید، امید به زنده بودنش را از دست داد و مدام اصرار می کرد ومی گفت ترا خدا به من رحم کنید ،غلط کردم شما به بزرگیتان ببخشید ، تمام اموال من برای شما و...............
یکی از سواران روبه مرد اسیر کرد و گفت ، مردک تو با چه قدرتی پایت را از گلیمت دراز تر کردی و .......... ،پیش خودت فکر نکردی این مرد از بغل بوته در نیامده ، ما به شما پیغام دادیم با احترام و عزت همتبار ما را رها کن در غیر اینصورت توان سختی خواهی داد توچه گفتی ؟یادت هست
بعد از کلی بدو ویرا و حمله برادر شاهسون فوت شده به وی و نثار مشت و لگد ...... فریاد می زد این مردک کثیف را باید مثل سگ بکشیمش باعث مرگ برادرم شده و...............
.......سواران بعد از اینکه همچی را آماده کردند دست فرد اسیر را با طنابی بسته و یکی از سواران طناب را گرفته و اون مرد خبیث با پای برهنه دنبال آنها به راه افتاد
.......بعداز چندی که راه رفتند ، زخم های وارد شده بخاطر برخورد سنگ ریزه و خار گیاهان به پای برهنه اش و مشقت و سختی راه تاب و توانش را برید و .......‌‌.. باعث التماس مدام او شده و این سروصدای عجز گونه وناله او همه را عصبانی کرده ، ..... یکی از سواران به پاس خون ریخته شده برادرش تیری در وسط سینه او نشاند تا.........
سلیمان امیری فردhttps://t.me/shahsevan_channel
تیره های طایفهٔ کوسه‌لر شامل دو بخش می گردد :

الف - تیرهٔ های خاصا

۱-قرابگلو شامل :
الف: حسن خانلو ، حاجیلو ، حاجی بکلو ، دینی بکلو
ب-مدرم خانلو (محمدرحیم خانلو)،
۲-جانیلوی بزرگ شامل :
الف: جانیلوی کوچک (جانی) خود شامل دو تیره آتاخانلو ومطیع لو (موطولو)
ب: علی کورلو
ت: اسماعیل لو (ایسمایلی)
پ: نظر لو (نظرلی)
۳- سیرخابلو (سیرخاولی)
۴-خالدلو (خالدی)
۵-حارانلو( هارانلی)

تیره‌های خالدلو، سرخابلو، حرانلو از یک ریشه و یا بهتر بگویم با هم مالیات می دادند تیره‌های علی کورلو، اسماعیل لو، عطاخانلو، ونظرلو از یک ریشه می‌باشند.

ب - تیرهٔ های آلوار و چراغا گئلی (چراغاگئلن)

آلوار:

۱- علی بیلی
۲-خداویرنلو
۳-یاساولو
۴-شنبلووجمعلو
۵-رمضانلو

چراغا گئلی:

۱-کرلو (کرلی): با توجه به گفته بزرگان کرلیها را اصالتا شاهسون نمی دانند و محل سکونت آنها قبل از اینکه به ایل شاهسون بغدادی ملحق شوتد نزدیک منطقه کراوس (گاورسین) دهاتی بنام گوورسون گفته شده ا
لازم به توضیح است در ایل قاجار اشاقی باش از شاخه ایی بنام کرلی نام می برد و در کتاب اسکندر بیک گفته شده در قرباغ اوتوز ایکی طایفه ترکمان ، قاجار و غیره ذاله اعلام شاهسونی کردند چون نام قاجارهای شاهسون برده نشده ولی شاید از همین گروه باشد
۲-کیچکینعلی، در مورد تیره کیچکینعلی و اصالت آنها و در مورد اینکه چگونه به ایل شاهسون بغدادی اضافه شده به دو صورت تعریف می کنند
الف: در کتاب جناب مطیع آورده شده اصالت کیچکینعلی گرجی می باشد و از گرجستان آمده اند و در مورد اینکه کی و چگونه آمده اند صحبتی به میان نه آمده است
ب: به گفته آقای محمد امیری فرزند علی فرزند کلبی فرزند امیر از شاهسون های غرب کشور که در منطقه بین کرمانشاه و خرم آباد هستند می باشند و داستان فرار کردن علی به کرمانشاه را بیان می کند البته پدرم از درویش امیری برادر بزرگ محمد امیری شنیده علی پدرشان زمان قهر به شیراز رفته بوده و در آنجا برای یکی از بزرگان آنجا گله داری می کرده و یکی از شاهسونها با یک نفر از آن ولایت اتفاقی برخورد می کند طبق معمول صحبت ها گل می اندازد و اون شخص در مورد جوان رشیدی که در منطقه آنهاست صحبت می کند و شاهسون وقتی به ایل می آید تعریف شخص شیرازی را به خانواده کلبی می کند و دو نفر را می فرستند تا او را بیاورد یکی دامادشان بداغ چایچامرلی و دیگری محمدعلی ظاهرا عموی علی بوده
البته محقق لک اقای محمدزاده از چاه کوچک علی نام می برد که در بین ترک زبانان منطقه به کیچیکعلی معروف بوده که بچه های آنها بنام تیره کیچکینعلی شهره هستند بعید نیست که با توجه به گفته آقای محمد امیری این دو به هم ربط داشته باشد در ادامه آقای محمد امیری می گوید مردان رشید این تیره در مقطعی از تاریخ بعنوان پهلوانان و کشتی گیران ایل مطرح بوده اند از جمله کشتی گرفتن کلبی با پهلوان روس و کشتی گرفتن پهلوان جواد با پهلوان میغن یکی از خاطره های بسیار زیبای ایل بوده که بصورت نقل قول باره در مجلس تعریف می شده
۳-تمیرلو (تمرلی) تمیرلو در اصل تیمورلی است و از روستاهای منطقه رزن و شیون و نزدیک دهات آرپادره بوده اند که به ایل اضافه و چزء طایفه کوسه لر خوانده شده اند
۴-کیتن علیلو پذیرفته شده اصالتا شاهسون هستندو به طایفه کوسه لر اضافه شده اند
۵-چایچامورلو: اوبایی از طایفه یاریجانلو شاهسون ایل بغدادی بخش لک به خاطر اختلافی که با هم طایفه هایشان پیش می آید بصورت قهر از آنها جدا شده و به طایفه کوسه لر ملحق می شوند علت نامگذاریشان به این خاطر گفته شده در یک روز بهار در اوج بارندگی اوبا در حال کوچ بوده گرفتار می شود و در زبان ترکی چای به رود خانه و چامر به گل ولای گفته می شود شخصی که از کنار آنها عبور می کرده سئوال می کند عمی نه خبردی بزرگ آنها در جواب می گوید ائیستری نه خبر اول چایده چامرده بیزیم باشیمیزا و از اون به بعد این نام جا می افتد و به آنها چای چامرلی می گویند
۶-جاپرلی: جاپرلی ها در یکی از روستاهای سمت همدان بنام مهربان (مهرزمین) زندگی می کردند و دو نفر به نام محمد عالی و قربانعلی در آنجا درگیر می شوند و بعضی ها می گویند در این درگیری یک نفر فوت می کند و دو برادر بعلاوی خواهرشان شبانه کوچ می کنند و به ایل پناه می آورند و در کنار تیره های طایفه کوسه لر به زندگی خود ادامه می دهند محمدعالی با سیرخاولی وصلت می کند قربانعلی با کیچکینعلی و با زیاد شدن نفوسشان تیره ایی به نام چاپرلی را تشکیل می دهند
۷-کُرد اسدخان (قنبرلو)پذیرفته شده( پناهنده شده)از ایل کرد کلهر کرمانشاه به فرمان امیر کبیر در ایل شاهسون بغدادی قرار گرفته
۸-ترکمن :پذیرفته شده از اسیران ترکمن
۹-سلمانلو :پذیرفته شده ازمنطقه کرمان

تهیه با توجه به کتاب تاریخ ایل شاهسون و نظر بعضی از بزرگان
برای تکمیل و اصلاح آن لطفا نظرات خود را بفرمائید
سلیمان امیری فرد
با اجازه از بزرگان طایفه یاریجانلی تیره های آن با توجه به نوشته کتاب جناب محیط و دکتر حسنی
۱-ویس لو
۲-والی لو با سه گوبک بی لر( بویوک والی) ،خرده والی ( کیچیک والی) ،والیان
۳-قیشلو (قه پیش لو)
۴-ولی لو
۵-قیرخ ایگیدلو با سه گوبک علی ،مراد، قنبر
۶-محمودلو گوبک ذوالفقارلو
۷-ماصیرلو( قیلاویزلو) با پنج گوبک بلشلو (بالاش)، منصورلو، امیراصلانلو، بهرام لو،موسی لو
۸-آقجاقویونلو
۹-صوفولار( صوفی لر)
۱۰-قاراجالو دوتا زیر تیره الف- نارباغی از دو گوبک بویوک قاراجالو ، کیچیک قاراجالو ب- قاشقابولاغ
۱۱-قارالار
۱۲-بایراملو( بهراملو)
۱۳-آشورلو
از دوستان درخواست می شود برای اصلاح و تکمیل کردن آن همکاری کنند
...........بنام خدا
دست بالای دست بسیار است
......... ایل شاهسون بغدادی بخاطر شرایط بوجود آمده در منطقه رو به ضعف گذاشته بود خوانین منطقه از فرصت استفاده کرده و با توجه به نفوذشان در دستگاه دولتی و به لبه تیغ افتادن این ایل غیور و نبودن حامی توانا تلافی سالها زیر دست بودن را با............
ییلاق یکی از تیره های طایفه دوگر در این گردآب روزگار به طعمه چشم فکر کنم قرگوزلوها گرفتار شد
.......خان فرمان داد ریش سفید های طایفه مذکور ساکن در آن ییلاق را به روستای که قلعه فرماندهی انها بود بیاورند
........با توجه به دعوت خان چند نفر از ریش سفید های ........‌..
بعداز احوالپرسی وارد اصل موضوع شدند و خان به دلیل اینکه اینجا از قدیم جزء یورد ما بوده باید ترک کنید بحث بالا می گیرد
......خان دستور می دهد مهمان های دعوت شده را به نردبانی ببندند و امر به زدن شلاق یا ترکه (چوب نازک تازه ) را می کند ، بنده خداها می بینند هیچ راهی نمانده اگر زیاد مقاومت کنند شاید زیر شکنجه کشته شوند لذا قبول می کنند و صلح نامه ایی را به امضاء می رسانند
......یکی از ریش سفید ها سر نترسی داشت و این خاری و خفت را برای خود شرم می دانست ، نتوانست خودش را نگه دارد ، با طنعه می گوید ما را به مهمانی آوردید و خوب ازما پذیرایی کردید ان شاالله طوری جبران کنم تا نقل مجالس شود
.........مدتی گذشت ریش سفید سلحشور برای انتقام آماده شد یکی ، دو نفر را با خود همراه می کند
..... چند مدتی در نزدیکی ده خان رفت و آمده ها را زیر نظر می گیرند، طوری برخورد می کنند کسی به آنها شک نکند
....چهار پنج نفر از سواران خان بفرماندهی یک از اقوام نزدیک خان برای سرکشی به زمین ها و دهات زیر فرمانشان راهی روستاهای اطراف می شوند
.......مرد دلاور شاهسون که حق وحقوق شان پایمال شده بود ، و به هیچ طریقی نتوانسته بود حق و حقوقشان را باز پس گیرند لذا دنبال فرصتی بود تا از آنها انتقام سختی بگیرد
.....وقتی آنها از روستا خارج شدند در یکی از مناطق خلوت در کمین شاهسونها افتادند با شلیک اولین تیر از اسبها پیاده شدند و سنگر گرفتند تیراندازی به اوج خود رسیده بود
......شاهسون سلحشور سنگر خان را شناسای کرد و با هر تیری که شلیک می کرد جابجا می شد تا به هدف نزدیک شود
.......در موقعیتی قرار گرفت اگر خان کمی جابجا می شد مورد هدف وی قرار می گرفت
.....شاهسون سلحشور تیری به سمت سنگر خان شلیک کرد خان تا آمد جواب تیر را بدهد در مقابل سرعت عمل شاهسون کم آورد و تیری بر سینه اش نشست و غرق در خون شد وقتی اطرافیان خان وضعیت را چنین دیدند سعی کردند خودشان را به خان برسانند
......مهاجمین هم وقت را مناسب دیده به سمت اسب هایشان خیز برداشته وسوار اسب شده میدان جنگ را .... .......
سلیمان امیری فرد
افتخاری دیگر ....
رقص هالای با تلاش‌ و پیگری استاد و هنرمند نامی ایل شاهسون بغدادی جناب آقای حسین علی‌حسینی‌ و با همکاری اعضای محترم گروه هالای در تاریخ پنجم تیرماه ۱۳۹۸ در فهرست میراث ناملموس ملی بعنوان یکی از هنرهای ایل شاهسون بغدادی به ثبت رسید.