خاطره ها وخاطرها👈قصه هاوغصه های نانوشته یمان,
با سلام خدمت استاد محترم
جناب مهیار قاغاناق هست یا قایغاناق
خاطره ها وخاطرها👈قصه هاوغصه
سلام عزیز وبزرگوار جناب آقای احمدی
پیروتماس تلفنی با آقای مهیار در این مورد گپ وگفتی بعمل آمد ونتیجه حاصل بدین قرار می باشد که در طایفه گیگلو وبعضی از طوایف دیگر قاغاناق گفته می شود ولی درطایفه مغانلوهمانند گفته شما ماها هم قایغاناق می گوییم .
البته نحوه پخت هم شاید در طوایف بنا به سلیقه کمی باهم فرق داشته باشند .
امید است توضیح آن توسط دوستان موجب آشنایی بیشتر گردد.
حاج علی خان
۹۷۰۸۲۴https://t.me/shahsevan_channel
با سلام خدمت استاد محترم
جناب مهیار قاغاناق هست یا قایغاناق
خاطره ها وخاطرها👈قصه هاوغصه
سلام عزیز وبزرگوار جناب آقای احمدی
پیروتماس تلفنی با آقای مهیار در این مورد گپ وگفتی بعمل آمد ونتیجه حاصل بدین قرار می باشد که در طایفه گیگلو وبعضی از طوایف دیگر قاغاناق گفته می شود ولی درطایفه مغانلوهمانند گفته شما ماها هم قایغاناق می گوییم .
البته نحوه پخت هم شاید در طوایف بنا به سلیقه کمی باهم فرق داشته باشند .
امید است توضیح آن توسط دوستان موجب آشنایی بیشتر گردد.
حاج علی خان
۹۷۰۸۲۴https://t.me/shahsevan_channel
Telegram
باغدادلی شاهسئون ائلی...
ایل شاهسون بغدادی...
@Soleimanamiri
@Soleimanamiri
🍃🌺🍃
🌺
🌴کانال خاطره هاوخاطرها♨️وقصه هاوغصه ها💢ونامه های نانوشته مان 💢👓
✒
✍یاد اولسون یارادان تارینین (تانرینین) ادی
سالام و ارادت واریم سایین ائلداشلار و دیلداشلارین قولوقلارینا (خیدمتلرینه)
قاغاناغ دوزلتمگی
اوجاقدا اوت یانرله
اوسته سه پایا قویه له
دِو^ری یا لب تاقا یاغ توکله قینه ینه یونونان (اونونان)،مورتانی (یومورتانی ) قات^له ، توکله دو^رینین ایچینه ،
بئیر طرفی بی شنه دونرله او^بئیری طرفی ده بی شه
کور اوغلی نقیلینه دئیب له ، کوراوغلی آتی دالیجا گئیدنه بئیر قارییا قوناغ اولوب و قاغاناغ نوش جان ائیلیب
بنام خدا
بعد از اینکه اوجاق را روشن می کنند سه پایه روی آن قرار داده و بشقاب یا مایتابه را روغن ریخته روی سه پایه قرار می دهند
تخم مرغ را با آرد مخلوط کرده و بعد از بهم زدن در بشقابی که روغن جوش آمده می ریزند بعد از اینکه یک طرفش پخت بر می گردانند طرف دیگرش هم می پزد تا غذای لذیز خاگینه (قاغاناغ) آماده خوردن گردد
سلیمان امیری فرد⚡️⚡️⚡️⚡️⚡️⚡⚡️⚡️⚡️️⚡️⚡️
شعری در مورد قایغاناق
ارسالی از⚡️ مهدی احمدی⚡️
بیرقاری یاقوناق اولدوم
نه گوزل چمخمه سی وار
دولتینی خبرآلدیم
بیراینک بیرداناسی وار
قاری گلیربره یاویخ
ال آیاقین توتوب سویوخ
چشته لیگه بیرجوت تویوخ
آخشاماقایقاناقی وار
قاری دی ینده توزلانیر
گلین دی ینده نازلانیر
قاباق داقارپیزگیزله نیر
دالینداتوپخاناسی وار
گوراوغلونون هذیان ایشی
غوغادان آچیلمیرباشی
دوشوب اوتوزایکی دیشی
بیرکوتوک نیشانا سی وار
https://t.me/shahsevan_channel
🌺
🍃🌺🍃
🌺
🌴کانال خاطره هاوخاطرها♨️وقصه هاوغصه ها💢ونامه های نانوشته مان 💢👓
✒
✍یاد اولسون یارادان تارینین (تانرینین) ادی
سالام و ارادت واریم سایین ائلداشلار و دیلداشلارین قولوقلارینا (خیدمتلرینه)
قاغاناغ دوزلتمگی
اوجاقدا اوت یانرله
اوسته سه پایا قویه له
دِو^ری یا لب تاقا یاغ توکله قینه ینه یونونان (اونونان)،مورتانی (یومورتانی ) قات^له ، توکله دو^رینین ایچینه ،
بئیر طرفی بی شنه دونرله او^بئیری طرفی ده بی شه
کور اوغلی نقیلینه دئیب له ، کوراوغلی آتی دالیجا گئیدنه بئیر قارییا قوناغ اولوب و قاغاناغ نوش جان ائیلیب
بنام خدا
بعد از اینکه اوجاق را روشن می کنند سه پایه روی آن قرار داده و بشقاب یا مایتابه را روغن ریخته روی سه پایه قرار می دهند
تخم مرغ را با آرد مخلوط کرده و بعد از بهم زدن در بشقابی که روغن جوش آمده می ریزند بعد از اینکه یک طرفش پخت بر می گردانند طرف دیگرش هم می پزد تا غذای لذیز خاگینه (قاغاناغ) آماده خوردن گردد
سلیمان امیری فرد⚡️⚡️⚡️⚡️⚡️⚡⚡️⚡️⚡️️⚡️⚡️
شعری در مورد قایغاناق
ارسالی از⚡️ مهدی احمدی⚡️
بیرقاری یاقوناق اولدوم
نه گوزل چمخمه سی وار
دولتینی خبرآلدیم
بیراینک بیرداناسی وار
قاری گلیربره یاویخ
ال آیاقین توتوب سویوخ
چشته لیگه بیرجوت تویوخ
آخشاماقایقاناقی وار
قاری دی ینده توزلانیر
گلین دی ینده نازلانیر
قاباق داقارپیزگیزله نیر
دالینداتوپخاناسی وار
گوراوغلونون هذیان ایشی
غوغادان آچیلمیرباشی
دوشوب اوتوزایکی دیشی
بیرکوتوک نیشانا سی وار
https://t.me/shahsevan_channel
🌺
🍃🌺🍃
Telegram
باغدادلی شاهسئون ائلی...
ایل شاهسون بغدادی...
@Soleimanamiri
@Soleimanamiri
🍃🌺🍃
✍سلیمان ،
دستت درد نکند.
اینکه هرازگاهی وقتی تنگنای مطلب وشرحش برایم حادث می شودچنان قدرتمند خودرا می رسانید مثل اینکه خسته ای را هدیه انارساوه تحفه آورده ای.ممنونم از اینکه هستی .
واما چینش کلماتت چه در ترکی وچه فارسی چنان پرازعشق وعلاقه به آداب وعادت ورسومات وعنعنه ها می باشدکه درخواندنش احساس فهم ودرک در همان لحظه اول حاصل می گردد.
ممنونم وسپاسگزار
حاج علی خان صادق مغانلو
🌺https://t.me/shahsevan_channel
🍃🌺🍃
✍سلیمان ،
دستت درد نکند.
اینکه هرازگاهی وقتی تنگنای مطلب وشرحش برایم حادث می شودچنان قدرتمند خودرا می رسانید مثل اینکه خسته ای را هدیه انارساوه تحفه آورده ای.ممنونم از اینکه هستی .
واما چینش کلماتت چه در ترکی وچه فارسی چنان پرازعشق وعلاقه به آداب وعادت ورسومات وعنعنه ها می باشدکه درخواندنش احساس فهم ودرک در همان لحظه اول حاصل می گردد.
ممنونم وسپاسگزار
حاج علی خان صادق مغانلو
🌺https://t.me/shahsevan_channel
🍃🌺🍃
Telegram
باغدادلی شاهسئون ائلی...
ایل شاهسون بغدادی...
@Soleimanamiri
@Soleimanamiri
🍃🌺🍃
🌺
🌴کانال خاطره هاوخاطرها♨️وقصه هاوغصه ها💢ونامه های نانوشته مان 💢👓
✒
✍قاغاناق و کتمز (ketemez)در عشایر
در دشت مغان که گوسفندان بره ها را به
دنیا می آوردند . گاها همراه چوپان تابه یا کاسه وجود نداشت . بعد از زایمان جفت گوسفند خارج می شد . در
جفت قسمتی وجود داشت . که هنگام دمیدن عین بادکنک شفاف می شد . آغوز گوسفند را در این بادکنک حاصل از جفت می دوشیدند.(تقریبا در حدود 5/لیتر ) سپس دهانه آن را می بستند. در اجاق اتش درست می کردند. قور آتش را به کناره اجاق کشیده با چوب دستی ان را
صاف می کردند. آغوز داخل بادکنک جفتی را خیلی آرام بر روی قور قرار می دادند. حدود 20 دقیقه صبر می کردند.
در این مدت قسمت پایینی آغوز پخته
می شد . سپس قور را بر روی آغوز
می کشیدند و قسمت بالایی هم بعد از مدتی پخته شده و سفت می شد . که به ان قاغاناق گفته می شد. پختن قاغاناق مهارت خاصی می خواست. البته دوستان
گرامی جناب آقای سلیمان امیری و مهدی احمدی قایقاناغ را درست توضیح داده اند .صمیمانه از این دو بزرگوار تقدیر و تشکر می نماییم. قایقاناق از تخم مرغ و ارد و کره حاصل می شود. اسامی این دو ماده غذایی به هم شبیهند . اگر آغوز در تابه یا کاسه دوشیده می شد و بر روی اتش قرار می گرفت و آرام پخته می شد به ان کتمز
(ketemez )
می گفتند.قاغاناق از کتمز خوشمزه تر بود.
* مهیار
🌺https://t.me/shahsevan_channel
🍃🌺🍃
🌺
🌴کانال خاطره هاوخاطرها♨️وقصه هاوغصه ها💢ونامه های نانوشته مان 💢👓
✒
✍قاغاناق و کتمز (ketemez)در عشایر
در دشت مغان که گوسفندان بره ها را به
دنیا می آوردند . گاها همراه چوپان تابه یا کاسه وجود نداشت . بعد از زایمان جفت گوسفند خارج می شد . در
جفت قسمتی وجود داشت . که هنگام دمیدن عین بادکنک شفاف می شد . آغوز گوسفند را در این بادکنک حاصل از جفت می دوشیدند.(تقریبا در حدود 5/لیتر ) سپس دهانه آن را می بستند. در اجاق اتش درست می کردند. قور آتش را به کناره اجاق کشیده با چوب دستی ان را
صاف می کردند. آغوز داخل بادکنک جفتی را خیلی آرام بر روی قور قرار می دادند. حدود 20 دقیقه صبر می کردند.
در این مدت قسمت پایینی آغوز پخته
می شد . سپس قور را بر روی آغوز
می کشیدند و قسمت بالایی هم بعد از مدتی پخته شده و سفت می شد . که به ان قاغاناق گفته می شد. پختن قاغاناق مهارت خاصی می خواست. البته دوستان
گرامی جناب آقای سلیمان امیری و مهدی احمدی قایقاناغ را درست توضیح داده اند .صمیمانه از این دو بزرگوار تقدیر و تشکر می نماییم. قایقاناق از تخم مرغ و ارد و کره حاصل می شود. اسامی این دو ماده غذایی به هم شبیهند . اگر آغوز در تابه یا کاسه دوشیده می شد و بر روی اتش قرار می گرفت و آرام پخته می شد به ان کتمز
(ketemez )
می گفتند.قاغاناق از کتمز خوشمزه تر بود.
* مهیار
🌺https://t.me/shahsevan_channel
🍃🌺🍃
Telegram
باغدادلی شاهسئون ائلی...
ایل شاهسون بغدادی...
@Soleimanamiri
@Soleimanamiri
بنام خدا
✍.......با عرض سلام و ادب خدمت مردمان گرامی ایل بزرگ، که از اتحاد مردم پاک سرشت، از اقوام دلیر گفتند "یا علی" و شدند در درگاه دوست مطیع، به قدرت شمشیر و ساپان ساختند تاریخی یادگار، تا دنیا دنیاست، نام شاهسون مثل نگین انگشتر سلیمانی در دل تاریک تاریخ خواهد درخشید
همتبار گرامیم جناب آقای حاج علی خان صادق مغانلو و سايين قارداشیم آقای مهيار عزیز و ساير سروران محترم در کانال خاطره و یادها با عرض ادب و احترام خواستم رخصت بگیرم از محضرتان در مورد قاغاناغ و قايغاناق با توجه به صحبت های که با اندیشمندان ایل و مو سفیدهای( آق سقل و آق بئیرچک) ايل شاهسون بغدادی داشتم چند خطی خدمتتان قلم ميزنم:
ایل بزرگ شاهسون بغدادی از دو بخش لک و آرخلو تشکیل شده است و این دو بخش بخاطر ریشه و محل زیستشان در گفتار و لهجه کمی با هم متفاوت می باشند،
ولی در بیان این مورد هر دو بخش بیش از نود درصد به خاگینه قاغاناق می گویند ایل اینانلو (میغن ) و افشار با توجه به پرس جو هایی که کردم اکثریت قایغاناغ می گویند.
و اما در مورد جفت و یا به قول خودمان اتنه(جفت ) که شیر آغوز می ریختن و می پختند تا آنجا که پرسیدم شیر داغ (البته شیر داغ را به شير داغ شده توسط سنگ هم می گفتند ... شير رو ميريختن توى يك ظرف بعد سنگى را كه روى آتش داغ شده را داخل ظرف مينداختن و شير مثل دلمه ميشد)، قاقاشاخ (قاقاشاق ) و بولاما گفته اند وبعد از پختن که سفت می شد اتنه (جفت) پوششی را از آن جدا کرده و به دور می انداختند و شير آغوز مهیا شده را میل می کردند.
سلیمان امیری فرد
https://t.me/shahsevan_channel
✍.......با عرض سلام و ادب خدمت مردمان گرامی ایل بزرگ، که از اتحاد مردم پاک سرشت، از اقوام دلیر گفتند "یا علی" و شدند در درگاه دوست مطیع، به قدرت شمشیر و ساپان ساختند تاریخی یادگار، تا دنیا دنیاست، نام شاهسون مثل نگین انگشتر سلیمانی در دل تاریک تاریخ خواهد درخشید
همتبار گرامیم جناب آقای حاج علی خان صادق مغانلو و سايين قارداشیم آقای مهيار عزیز و ساير سروران محترم در کانال خاطره و یادها با عرض ادب و احترام خواستم رخصت بگیرم از محضرتان در مورد قاغاناغ و قايغاناق با توجه به صحبت های که با اندیشمندان ایل و مو سفیدهای( آق سقل و آق بئیرچک) ايل شاهسون بغدادی داشتم چند خطی خدمتتان قلم ميزنم:
ایل بزرگ شاهسون بغدادی از دو بخش لک و آرخلو تشکیل شده است و این دو بخش بخاطر ریشه و محل زیستشان در گفتار و لهجه کمی با هم متفاوت می باشند،
ولی در بیان این مورد هر دو بخش بیش از نود درصد به خاگینه قاغاناق می گویند ایل اینانلو (میغن ) و افشار با توجه به پرس جو هایی که کردم اکثریت قایغاناغ می گویند.
و اما در مورد جفت و یا به قول خودمان اتنه(جفت ) که شیر آغوز می ریختن و می پختند تا آنجا که پرسیدم شیر داغ (البته شیر داغ را به شير داغ شده توسط سنگ هم می گفتند ... شير رو ميريختن توى يك ظرف بعد سنگى را كه روى آتش داغ شده را داخل ظرف مينداختن و شير مثل دلمه ميشد)، قاقاشاخ (قاقاشاق ) و بولاما گفته اند وبعد از پختن که سفت می شد اتنه (جفت) پوششی را از آن جدا کرده و به دور می انداختند و شير آغوز مهیا شده را میل می کردند.
سلیمان امیری فرد
https://t.me/shahsevan_channel
Telegram
باغدادلی شاهسئون ائلی...
ایل شاهسون بغدادی...
@Soleimanamiri
@Soleimanamiri
بنام خدا
✍...... با سلام و عرض ادب خدمت همه سروران و همتباران عزیزم
...پرپی ائیلمک به نیت شفای بیمار و یا مصون ماندن از قضا و قدر
در ایل شاهسون بغدادی یکی از سادات که نسب شان به امام حسین(ع) می رسد ، بنام سید نوری با مردم ایل ما رفت و آمد داشته ..... ، با توجه به کراماتی که از ایشان و پدر گرامیشان نقل می کنند انسان شیفته مقام معرفت آنها می شود و در نزد افراد ایل از اعتبار و احترام خاصی بر خوردار بودند بنابر در خواست بزرگ اوبا (اووا) و یا خانواده با زدن سیلی ناگهانی و یا با اطلاع برصورت اشخاص معرفی شده ویا بادست کشیدن بر سر شخص یا ضربه به قولنج افراد ویا با نفس حق( که بصورت های گوناگون فوت کردن و یاآب دهان همراه با ذکرهای نیایشی ) اشخاص را پرپی می کردند
و اما در موردخانواد های اوجاق
اوجاق به خانوده های گفته می شد که نظر حق درآنها بوده و حتما هم سید و یا از خاندان اولیا نبودند بلکه بعضا اشخاص معمولی هم بخاطر .......به این درجه می رسیدند و واسطه خدا با خلق برای شفا می شدند
شخص بیمار را به منزل آنها می بردند به نیت شفاء
سلیمان امیری فرد
https://t.me/shahsevan_channel
✍...... با سلام و عرض ادب خدمت همه سروران و همتباران عزیزم
...پرپی ائیلمک به نیت شفای بیمار و یا مصون ماندن از قضا و قدر
در ایل شاهسون بغدادی یکی از سادات که نسب شان به امام حسین(ع) می رسد ، بنام سید نوری با مردم ایل ما رفت و آمد داشته ..... ، با توجه به کراماتی که از ایشان و پدر گرامیشان نقل می کنند انسان شیفته مقام معرفت آنها می شود و در نزد افراد ایل از اعتبار و احترام خاصی بر خوردار بودند بنابر در خواست بزرگ اوبا (اووا) و یا خانواده با زدن سیلی ناگهانی و یا با اطلاع برصورت اشخاص معرفی شده ویا بادست کشیدن بر سر شخص یا ضربه به قولنج افراد ویا با نفس حق( که بصورت های گوناگون فوت کردن و یاآب دهان همراه با ذکرهای نیایشی ) اشخاص را پرپی می کردند
و اما در موردخانواد های اوجاق
اوجاق به خانوده های گفته می شد که نظر حق درآنها بوده و حتما هم سید و یا از خاندان اولیا نبودند بلکه بعضا اشخاص معمولی هم بخاطر .......به این درجه می رسیدند و واسطه خدا با خلق برای شفا می شدند
شخص بیمار را به منزل آنها می بردند به نیت شفاء
سلیمان امیری فرد
https://t.me/shahsevan_channel
Telegram
باغدادلی شاهسئون ائلی...
ایل شاهسون بغدادی...
@Soleimanamiri
@Soleimanamiri
✍.......یاد اولسون یارادان تارینین آدی
قیش و ساویق (سووق)کورسو قورماغ یادا دوشتو
قشلاقی بئیر یئرده دوزل دئردیله کی یئل قاواقینا( قانشارینا)اولمایا
قارا چادر اونون اوسته چئکردیله فقط وسططکی دیرکلری ورردیله تا چادره ساخلایا قئراخلارین (قئراقلارین) چئکردیله قشلاقین چینه سی(دیواری) اوسته و چئکردیله تئیرینگ( سفت ) اولردی و طنفی( طنابی) و باقلئردیله میخی کی یئره قاخمشدیلا (ورمیشدیلا) و چادره قشلاق قورولردی
کندرده تنر( تنور) واریدی ولی قیشلاقدا کورسی یئری اولاردی
《کورسی یئری》
حدودا یئدمیش( ۷۰)سانت چالاسی اولئردی و اونون آغزینین آچیق لیقی یاریم میتیر اولارده ،کورسی یئرینین انگ آخرئنان( ته هینن)قاپه طرفینه بئیر یول اوس تو اورتولو حدودا بئیر میتیر یاریم قویئردیله ادی 《کولبه》 دیئردیله، وقتی اوت یانرردیله هاوا چکه تا کئمیره و یا اودون هالاو گوتیئره اونا کی گوزل کوز اولئردی بئیردن《 تپمجه سی》 واردی قویئردیله کولبنین آغزینا چوخ قئیم (محکم) ائیلردیه تا هواچئکیب تئز بینن گئدمیه
هر یوین (اوین)یئکه یورقانلاری واریدی بیلسینه دئیردیله《 کورسو یورقانی》،سالاردیلا کورسینین اوسته تا هامی طرفین توتا ،و اونون اوسته ججیم و یا یورقان سالئردیله تا قشنگ ائیسی اولا
خوش اوگونلره کی کورسو قورولاردی بویانان چیخاردک اویانان دوشردیک،یارالما( یرالما) کوز ده کورلردیک یواشئکی کورسونون التینا یئ یردک ننم هردن بئیر چوق وه راردی یاد خئیر اولسون
قشلاقین معمولا ائیکی قاپیسی اولاردی و چیغ چئکردلیه تا ائکی قیسمت اولا و قاواقینا اورتوک ییغاردیلا و اونا 《یاوارد》 دیردیله اگر یئکه اولیدی داوار (قویون) یئری اولاردیه و اگر داواریِ زاغایا(تئوله) دولوریدیله (دولوراردیلا) وقتی هاوا ساوق اولیدی جوله قوزیلاری گئتیرردیله اورا ساوق اونی بئینن آپارمایا ، بعضی وقتلئردر حقیقت اورا انباری تئکیدی کی وسایل لاری اورا یغاردیلا
وسط دیئرک دن چیراغ آساردیلا و آخشام به آخشام یانراردیلا
تاقچایا چورک ،دوز ،هالات (ادویه) و......قویاردیلا
قشلاقین قاپیسی معمولا بیردن دوروسته صاف داش اولاردی کی آشاقی و اوخاری سین بئیر کنارینان اوجا و تراشلاردیلا و یئر و اوخاریا بند ائیلردیله و لولا حالاتینا قاپینی دولاندیرار دی و اونون ائیچری طرفینه پسک(پستک) توتاردیلا تا داشین آراسینان ساوخ (ق)ویا قار گلمیه
بئیز یم منطقه سینه شهسونلری کئمیرنی قازان نان سورا یئغاردیلا اوستو اورتولو یئره تا قورو قالا یانرانا یاخچی یانا
قشلاقین بئیر گوشه سینه اوجاق اولاردی وقتی اوردا اوت یانرردیله چورک یاپماقا و یا غذا بیئشیرله اگر یاخچی کوز قالمش اولسایدی توکردیله کورسو چالاسینا
سلیمان امیری فرد
https://t.me/shahsevan_channel
قیش و ساویق (سووق)کورسو قورماغ یادا دوشتو
قشلاقی بئیر یئرده دوزل دئردیله کی یئل قاواقینا( قانشارینا)اولمایا
قارا چادر اونون اوسته چئکردیله فقط وسططکی دیرکلری ورردیله تا چادره ساخلایا قئراخلارین (قئراقلارین) چئکردیله قشلاقین چینه سی(دیواری) اوسته و چئکردیله تئیرینگ( سفت ) اولردی و طنفی( طنابی) و باقلئردیله میخی کی یئره قاخمشدیلا (ورمیشدیلا) و چادره قشلاق قورولردی
کندرده تنر( تنور) واریدی ولی قیشلاقدا کورسی یئری اولاردی
《کورسی یئری》
حدودا یئدمیش( ۷۰)سانت چالاسی اولئردی و اونون آغزینین آچیق لیقی یاریم میتیر اولارده ،کورسی یئرینین انگ آخرئنان( ته هینن)قاپه طرفینه بئیر یول اوس تو اورتولو حدودا بئیر میتیر یاریم قویئردیله ادی 《کولبه》 دیئردیله، وقتی اوت یانرردیله هاوا چکه تا کئمیره و یا اودون هالاو گوتیئره اونا کی گوزل کوز اولئردی بئیردن《 تپمجه سی》 واردی قویئردیله کولبنین آغزینا چوخ قئیم (محکم) ائیلردیه تا هواچئکیب تئز بینن گئدمیه
هر یوین (اوین)یئکه یورقانلاری واریدی بیلسینه دئیردیله《 کورسو یورقانی》،سالاردیلا کورسینین اوسته تا هامی طرفین توتا ،و اونون اوسته ججیم و یا یورقان سالئردیله تا قشنگ ائیسی اولا
خوش اوگونلره کی کورسو قورولاردی بویانان چیخاردک اویانان دوشردیک،یارالما( یرالما) کوز ده کورلردیک یواشئکی کورسونون التینا یئ یردک ننم هردن بئیر چوق وه راردی یاد خئیر اولسون
قشلاقین معمولا ائیکی قاپیسی اولاردی و چیغ چئکردلیه تا ائکی قیسمت اولا و قاواقینا اورتوک ییغاردیلا و اونا 《یاوارد》 دیردیله اگر یئکه اولیدی داوار (قویون) یئری اولاردیه و اگر داواریِ زاغایا(تئوله) دولوریدیله (دولوراردیلا) وقتی هاوا ساوق اولیدی جوله قوزیلاری گئتیرردیله اورا ساوق اونی بئینن آپارمایا ، بعضی وقتلئردر حقیقت اورا انباری تئکیدی کی وسایل لاری اورا یغاردیلا
وسط دیئرک دن چیراغ آساردیلا و آخشام به آخشام یانراردیلا
تاقچایا چورک ،دوز ،هالات (ادویه) و......قویاردیلا
قشلاقین قاپیسی معمولا بیردن دوروسته صاف داش اولاردی کی آشاقی و اوخاری سین بئیر کنارینان اوجا و تراشلاردیلا و یئر و اوخاریا بند ائیلردیله و لولا حالاتینا قاپینی دولاندیرار دی و اونون ائیچری طرفینه پسک(پستک) توتاردیلا تا داشین آراسینان ساوخ (ق)ویا قار گلمیه
بئیز یم منطقه سینه شهسونلری کئمیرنی قازان نان سورا یئغاردیلا اوستو اورتولو یئره تا قورو قالا یانرانا یاخچی یانا
قشلاقین بئیر گوشه سینه اوجاق اولاردی وقتی اوردا اوت یانرردیله چورک یاپماقا و یا غذا بیئشیرله اگر یاخچی کوز قالمش اولسایدی توکردیله کورسو چالاسینا
سلیمان امیری فرد
https://t.me/shahsevan_channel
Telegram
باغدادلی شاهسئون ائلی...
ایل شاهسون بغدادی...
@Soleimanamiri
@Soleimanamiri
بنام خدا
✍..........سیاهی در هوای نمناک حال غروب پاییز و در حالت گرگ ومیش از کنار دیوار یک دفعه موضع خود را تغییر داد و این حرکت ناگهانی باعث شد اسب رم کند
اسب با شیهه بلندی بر روی پاهای خود چند بار بلندشد و سوارش را بر زمین زد، پاشنه سوار در رکاب اسب گیر کرده و اسب به تاخت به سمت مرکز روستا حرکت کرد، جوان اسیر نا فرمانی اسب شده در بین زمین وآسمان در حال دست و پا زدن بود وچند بار قسمتهای از بدنش به زمین بر خورد کرد ،مسافتی به همین صورت در کنار اسب در بین زمین و هوا کشیده شد ، شانسی که آورد کفش از پایش در آمد و این باعث شد از مرگ حتمی نجات پیدا کند و خود را به زحمت کناری بکشد
......اسب به تاخت وارد روستا شد ،بعد از اینکه یه دور کوچکی زد سربالایی را به سرعت طی کرد و در کنار سوار غرق به خون شده ایستاد، جوان با حال بی حالی خود افسار اسب را گرفت
.....خبر در بین روستائیان پیچید اسب بی سوار هراسان وارد روستا شد ولی دوباره به سمت جاده بالا بتاخت برگشته
......یکی از زنان روستائی از شنیدن این صحبت ها ، گفت: والله من از پیش حمام داشتم رد می شدم صدای پای اسبی مرا متوجه خود کرد
.......وقتی بر گشتم اسب رسیده بود ،اسب با دیدن من چند بار روی پاهای خود بلند شد ، هم اون حیوان ترسیده بود و هم من از این صحنه ایی که اسب ایجاد کرده بود ترسیدم ،سریع خودم را به خانه رسانم ، ولی اون اسب سواری داشت یعنی می گوید بدون سوار دیدید؟خدای من بس سوار آن چه شده ؟
....... وقتی روستائیان داستان را از زن روستایی شنیدند ، چراغی بر داشته وبه سمت محل حادثه رفتند
.....کمی که جلو رفتند دیدند اسب ایستاده و سم خود را بزمین می کشد،در هوای بارانی با مه غلیظ حیوان گاهی گردن خود را خم می کرد و انگار سرش را به یه سیاهی می زد، وقتی نزدیکتر شدند، جوانی غرق به خون را دیدند که نای حرف زدن نداشت
ولی افسار اسب را دور دستش پیچیده بود تا اسب از او جدا نشود
......روستائیان وقتی کمی دقت کردند وی را شناختند او یکی از شاهسونهای ییلاق بالا بود وچند روزی می شد کوچ کرده و به قشلاق رفته بودند
.....وی را بر روی اسب قرار داده، با خود به منزل کدخدا بردند ،بعد از مداوای وی، فرادی آن روز او را که کمی بهبودی پیدا کرده بود، راهی قشلاق کردند.......
قسمتی از داستان
سلیمان امیری فرد
https://t.me/shahsevan_channel
✍..........سیاهی در هوای نمناک حال غروب پاییز و در حالت گرگ ومیش از کنار دیوار یک دفعه موضع خود را تغییر داد و این حرکت ناگهانی باعث شد اسب رم کند
اسب با شیهه بلندی بر روی پاهای خود چند بار بلندشد و سوارش را بر زمین زد، پاشنه سوار در رکاب اسب گیر کرده و اسب به تاخت به سمت مرکز روستا حرکت کرد، جوان اسیر نا فرمانی اسب شده در بین زمین وآسمان در حال دست و پا زدن بود وچند بار قسمتهای از بدنش به زمین بر خورد کرد ،مسافتی به همین صورت در کنار اسب در بین زمین و هوا کشیده شد ، شانسی که آورد کفش از پایش در آمد و این باعث شد از مرگ حتمی نجات پیدا کند و خود را به زحمت کناری بکشد
......اسب به تاخت وارد روستا شد ،بعد از اینکه یه دور کوچکی زد سربالایی را به سرعت طی کرد و در کنار سوار غرق به خون شده ایستاد، جوان با حال بی حالی خود افسار اسب را گرفت
.....خبر در بین روستائیان پیچید اسب بی سوار هراسان وارد روستا شد ولی دوباره به سمت جاده بالا بتاخت برگشته
......یکی از زنان روستائی از شنیدن این صحبت ها ، گفت: والله من از پیش حمام داشتم رد می شدم صدای پای اسبی مرا متوجه خود کرد
.......وقتی بر گشتم اسب رسیده بود ،اسب با دیدن من چند بار روی پاهای خود بلند شد ، هم اون حیوان ترسیده بود و هم من از این صحنه ایی که اسب ایجاد کرده بود ترسیدم ،سریع خودم را به خانه رسانم ، ولی اون اسب سواری داشت یعنی می گوید بدون سوار دیدید؟خدای من بس سوار آن چه شده ؟
....... وقتی روستائیان داستان را از زن روستایی شنیدند ، چراغی بر داشته وبه سمت محل حادثه رفتند
.....کمی که جلو رفتند دیدند اسب ایستاده و سم خود را بزمین می کشد،در هوای بارانی با مه غلیظ حیوان گاهی گردن خود را خم می کرد و انگار سرش را به یه سیاهی می زد، وقتی نزدیکتر شدند، جوانی غرق به خون را دیدند که نای حرف زدن نداشت
ولی افسار اسب را دور دستش پیچیده بود تا اسب از او جدا نشود
......روستائیان وقتی کمی دقت کردند وی را شناختند او یکی از شاهسونهای ییلاق بالا بود وچند روزی می شد کوچ کرده و به قشلاق رفته بودند
.....وی را بر روی اسب قرار داده، با خود به منزل کدخدا بردند ،بعد از مداوای وی، فرادی آن روز او را که کمی بهبودی پیدا کرده بود، راهی قشلاق کردند.......
قسمتی از داستان
سلیمان امیری فرد
https://t.me/shahsevan_channel
Telegram
باغدادلی شاهسئون ائلی...
ایل شاهسون بغدادی...
@Soleimanamiri
@Soleimanamiri
سلام
آدرس مراسم فرهنگسرای اشراق تهرانپارس هست ساعت شروع ۴.۳۰ بعد از ظهر
شنبه و یکشنبه سوم و چهارم آذر
آدرس مراسم فرهنگسرای اشراق تهرانپارس هست ساعت شروع ۴.۳۰ بعد از ظهر
شنبه و یکشنبه سوم و چهارم آذر
ادامه
İlik مغز استخوان : ايليك
İplik نخاع : ايپليك
Azı-diş دندان آسياب : آزي-ديش
Qas/kas عضله دست : قاس/كاس
Qalça/kalça عضلات : قالچا/كالچا
Yan/yançaq باسن : يان/يانچاق
Sinir damarı عصب : سينير دامارى
Nəfəs borusu ناى : نفس بوروسو
Onurğa ستون فقرات : اوْنورغا
Oynaq مفصل : اوْيناق
Vəzi لوزه : وزى
Yağ/piy چربى : ياغ/پـيـى
Qızıl bağırsaq مرى : قيزيل باغيرساق
Dilçək زبان كوچك : ديلچك
Diş-əti لثه : ديش-اَتى
Maya حلال ناخن : مايا
Pencə/çəgək پنجه : پئنجه/چنگك
Omba لگن : اوْمبا
Qanhücrəsi گلبول : قان هوٓجرسى
Üz صورت : اوٓز
Sifət رخ/چهره : سيفت
Əng فك : اَنگ
Böyrək كليه : بؤيرك
Ağız دهان : آغيٓز
Mırıq خط بالاى سيبيل : ميٓريق
Mırsıq قسمت انتهاى لب : ميٓرسيق
Baldır ماهيچه : بالديٓر
Böyür پهلو : بؤيور
Qırtlaq حنجره : قيٓرتلاق
Qırxqat قيرخ-قات : ?
Möçük ؟ : موٓچوك
Udlaq حلق : اوُدلاق
Tüpürcək تُف/ بزاق دهان : توپورجك
اصلاح توسط خانم اعظم علیمرادی مترجم زبان استانبولی
Ömür ılığı نخاع
Omurga ستون فقرات
Baldır ماهيچه ران
Böbrek كليه
Sinir damarı رگهايه عصبي
Bademcik لوزه
İlik مغز استخوان : ايليك
İplik نخاع : ايپليك
Azı-diş دندان آسياب : آزي-ديش
Qas/kas عضله دست : قاس/كاس
Qalça/kalça عضلات : قالچا/كالچا
Yan/yançaq باسن : يان/يانچاق
Sinir damarı عصب : سينير دامارى
Nəfəs borusu ناى : نفس بوروسو
Onurğa ستون فقرات : اوْنورغا
Oynaq مفصل : اوْيناق
Vəzi لوزه : وزى
Yağ/piy چربى : ياغ/پـيـى
Qızıl bağırsaq مرى : قيزيل باغيرساق
Dilçək زبان كوچك : ديلچك
Diş-əti لثه : ديش-اَتى
Maya حلال ناخن : مايا
Pencə/çəgək پنجه : پئنجه/چنگك
Omba لگن : اوْمبا
Qanhücrəsi گلبول : قان هوٓجرسى
Üz صورت : اوٓز
Sifət رخ/چهره : سيفت
Əng فك : اَنگ
Böyrək كليه : بؤيرك
Ağız دهان : آغيٓز
Mırıq خط بالاى سيبيل : ميٓريق
Mırsıq قسمت انتهاى لب : ميٓرسيق
Baldır ماهيچه : بالديٓر
Böyür پهلو : بؤيور
Qırtlaq حنجره : قيٓرتلاق
Qırxqat قيرخ-قات : ?
Möçük ؟ : موٓچوك
Udlaq حلق : اوُدلاق
Tüpürcək تُف/ بزاق دهان : توپورجك
اصلاح توسط خانم اعظم علیمرادی مترجم زبان استانبولی
Ömür ılığı نخاع
Omurga ستون فقرات
Baldır ماهيچه ران
Böbrek كليه
Sinir damarı رگهايه عصبي
Bademcik لوزه
دوستان اگر معنی کلمات بالا در گویش شان فرق دارد لطفا در پی وی به آدمین اعلام فرمایند
ترکی شاهسونی ما
مغز استخوان :ایلیک،ائیلیخ
عصب:دمار
ستون فقرات :بئل تیر سی
هزارلا:قیرخ قات
مغز استخوان :ایلیک،ائیلیخ
عصب:دمار
ستون فقرات :بئل تیر سی
هزارلا:قیرخ قات
بنام خدا
✍......دولت قاجار با توجه به جنگهای فرسایشی توان و اقتدار سالهای قبل را از دست داده و هر روز از روز قبل ضعیف تر می گردد ،در این بازار پر آشوب شاه زادهای قاجار با توجه به بریز و به پاش های قبل هریک یک منطقه ایی از این مملکت زرخیز را برای غارت در اختیار دارند و هیچ کسی جوابگوی ظلم آنها نیست ،اگر اعتراضات کمی بیشتر شود با جابجا کردن والیان قاجاری مردم را به بازی می گیرند ،خشک سالی و فروش آذوقه با قیمت بالا به خارجی ها مردم در بند را گرسنه کرده و سبد غذای مردم هم ضعیف تر می شود ،مردم غیرت مند شاهسون با توجه به در آمد از راه گله داری وضعیت نسبتا خوبی به روستائیان داشتند آنطور که شنیده ام گروه ،گروه از مردم ندار و گرسنه روستاها به یورت شاهسون ها می آمدند تا غذای روزمره خود را تامین کنند ،شاهسونها با توجه به مهر حضرت علی( ع)در دلشان در حد توان از ضعفا دستگیری می کردند گاهی در این رفت و آمد، اتفاقاتی رخ می داد که برای آیندگان خاطراتی از گذشته نقل مجالس می شد
.......در یکی از روز ها گدائی به چادر یکی از شاهسونها (قوجا روستم معروف به حوض گونچو روستم)می رود و در خواست کومک و چورک می کند شاهسون با توجه به ذات پاکش سفره ایی برای نهار پهن می کند و از مهمان دعوت می کند به سر سفره بیاید
وقتی سفره پهن می شود همه دور سفره می نشینند و منتظر غذا می شوند ،در این بین گدا ملتف می گردد که این بار خبر از نان گندم نیست و از خوردن صرفه نظر می کند
این به شاهسون پاک سرشت بر می خورد
رو به اون شخص می کند و می گوید :نوچو چورک ییمری
آن مرد می گوید:والا منیم اورگیم ویرینر
می پرسد:نئیه( نه یه)گوره
می گوید :آرپا چورگینه گوره
شاهسون با شنیدن این حرف عصبانی می شود و دست به چوب می برد،و می گوید:کوپک اوغلو یئری یا دوروم دولوروم گنزیگیه
مرد وقتی عصبانیت شاهسون را می بیند فورا حرفش را بر می گرداند و می گوید:شسون عمی اللریه قوربان ،سنی آغاجی ائینگار پرپیدی حتما بیر زاد بیلرمیشی که آرپا چورگی بویون گتیریمی
گوزوم اوسته ،بئله جانم چیخار یئدم سن اوزی ،هچ ناراحات ائیلمه
این برخورد بین مردم بصورت ضرب المثل در آمده بود و اگر کسی از خوردن امتنا می کرد می گفتند می روم به فلانی می گویم :گئله دولورا گنزیگییه
سلیمان امیری فرد
✍......دولت قاجار با توجه به جنگهای فرسایشی توان و اقتدار سالهای قبل را از دست داده و هر روز از روز قبل ضعیف تر می گردد ،در این بازار پر آشوب شاه زادهای قاجار با توجه به بریز و به پاش های قبل هریک یک منطقه ایی از این مملکت زرخیز را برای غارت در اختیار دارند و هیچ کسی جوابگوی ظلم آنها نیست ،اگر اعتراضات کمی بیشتر شود با جابجا کردن والیان قاجاری مردم را به بازی می گیرند ،خشک سالی و فروش آذوقه با قیمت بالا به خارجی ها مردم در بند را گرسنه کرده و سبد غذای مردم هم ضعیف تر می شود ،مردم غیرت مند شاهسون با توجه به در آمد از راه گله داری وضعیت نسبتا خوبی به روستائیان داشتند آنطور که شنیده ام گروه ،گروه از مردم ندار و گرسنه روستاها به یورت شاهسون ها می آمدند تا غذای روزمره خود را تامین کنند ،شاهسونها با توجه به مهر حضرت علی( ع)در دلشان در حد توان از ضعفا دستگیری می کردند گاهی در این رفت و آمد، اتفاقاتی رخ می داد که برای آیندگان خاطراتی از گذشته نقل مجالس می شد
.......در یکی از روز ها گدائی به چادر یکی از شاهسونها (قوجا روستم معروف به حوض گونچو روستم)می رود و در خواست کومک و چورک می کند شاهسون با توجه به ذات پاکش سفره ایی برای نهار پهن می کند و از مهمان دعوت می کند به سر سفره بیاید
وقتی سفره پهن می شود همه دور سفره می نشینند و منتظر غذا می شوند ،در این بین گدا ملتف می گردد که این بار خبر از نان گندم نیست و از خوردن صرفه نظر می کند
این به شاهسون پاک سرشت بر می خورد
رو به اون شخص می کند و می گوید :نوچو چورک ییمری
آن مرد می گوید:والا منیم اورگیم ویرینر
می پرسد:نئیه( نه یه)گوره
می گوید :آرپا چورگینه گوره
شاهسون با شنیدن این حرف عصبانی می شود و دست به چوب می برد،و می گوید:کوپک اوغلو یئری یا دوروم دولوروم گنزیگیه
مرد وقتی عصبانیت شاهسون را می بیند فورا حرفش را بر می گرداند و می گوید:شسون عمی اللریه قوربان ،سنی آغاجی ائینگار پرپیدی حتما بیر زاد بیلرمیشی که آرپا چورگی بویون گتیریمی
گوزوم اوسته ،بئله جانم چیخار یئدم سن اوزی ،هچ ناراحات ائیلمه
این برخورد بین مردم بصورت ضرب المثل در آمده بود و اگر کسی از خوردن امتنا می کرد می گفتند می روم به فلانی می گویم :گئله دولورا گنزیگییه
سلیمان امیری فرد
یاد اولسون یارادان تاری نین (تانری نین) آدی
✍.....شاهسون و ییرلاماغ
......با پدرم نشسته بودم و از قدیم و جدید سخنانمان گل انداخته بود ،وقتی صحبت ازآشیق و صداهای ماندگار شد پدرم گفت: بعضی لرینین س سی خودا وردیگیدی و یا تارینین نظری اونون اوسته اولئر ، و شروع کرد به تعریف کردند از کسانی که خود دیده بود و یا شنیده بود................
پدرم تعریف کرد از پدرش در مورد یکی از اشخاص خوش صدایی که در خواب با نوشیدن یک کاسه آب شور و شوق آواز در وجودش زنده می شود وصدای زیبایش باعث شهرتش شده بود.
....آنطور که می گفت آن شخص محترم از طایفه حقی جانلو بنام شعبان بوده که امروز داستانی از او را برایتان بیان خواهم کرد
........در تمام دنیا اگر کوچی باشد، درگیری و اختلاف بین کوچ رو ها و ساکنین روستاهای مسیر خاطره انگیز می باشد و کوچ ایل شاهسون بغدادی هم با توجه به مسیر حرکت ییلاق به قشلاق و بلعکس همیشه داستانهای داشته ، اختلافات بین روستاییان و شاهسونها باعث شده بود هر سال در یک منطقه ایی کشمکش ویا درگیری بین آنها بیفتد و برای غلبه به هم دست پیش می گرفتند تا از هم عقب نمانند ،در یکی از کوچ های ییلاق روستائیان قارقان به فرماندهی خوانین خود برای اینکه شاهسونها را در تنگنا قرار دهند، با هماهنگی که بینشان کرده بودند قرار میگذارند هر کجا تعداد شاهسون کم بود و گله هایشان از نزدیک ده رد شد بعنوان گروگان آنها را در اختیار و گوسفندان را به داخل روستا برده تا در مذاکرات برای حل وفصل اختلافات با بزرگان شاهسون برگ برنده ایی داشته باشند
...در همین جریان گله شعبان که از نزدیکی یکی از روستاها در حال حرکت بوده در محاصره قرار می گیرد و با دیگر چوپانان بعنوان گروگان به یکی از روستاهای قارقان می برند.
وقتی خبر دستگیری یکی از شاهسونها در روستا می پیچید،بعضی ها از روی کنجکاوی به دیدن افراد در بند شده می آمدند، در این بین یکی از آنها شعبان را می شناسد و آواز خوانی (ییر دیمگ )او را شنیده بود، به خان داستان او را و گیرای نفسش را تعریف می کند خان وقتی تعریف و تمجید های او را نسبت به شعبان می شنود علاقمند می گردد تا صدای او را بشنود
...شعبان را به حضور خان می آورند ،خان وقتی هیبت رشید شاهسون را می بیند رو به او می کند و می گوید :مش شابان بوجور کی دئله سن یاخچی ییرلری ،اگر اوجور کی دییله اولا، من سئنی بیراخارام تا داوارلاری آپارای
شعبان هم از فرصت پیش آمده استقبال می کند،و می گوید: دوستلارین لوطفو وار من اولارین احترامینا گورئ، بئیر بش دنه دییرم
ژست خواندن را با صاف کردن سینه اش آغاز می کند ،دست را بر روی گوشش قرار داد و نرم نرم با صدای دلنشینش شروع بخواندن کرد
طوری اشعار حماسی کوراوغلی را می خواند همه نگاه ها متوجه او و از خود بی خود شده بودند، خان بعد ازشنیدن یک بند از ییر ،نگاهش را به دهان شعبان دوخته و محو صدا و بیان او شده چشم از او برنمی داشت وقتی گفت: امان گونو خان دیگر نتوانست احساسات خود را از شنیدن صدای رسای شعبان قایم کند گفت آغزی آغرماسین ،سن بیزی باقلادی من سوزی که دئیمم اوسته وارم ولی بئیر شرطینن سنی آزاد ائیلرم گاهدان بیزیم مجلیس گئلی و بئیر بشدنه دییی،بیزده سنی س سی دن فیض آپاراق .......
خان دستور می دهدگوسفندهای شعبان را از دیگر گوسفندان جدا و با احترام و عزت شعبان را راهی می کند.
بله صدای خدا دادی و یا نظر لطف او بر شخص، او را نسبت به دیگران برتر می کند
سلیمان امیری فرد
https://t.me/shahsevan_channel
✍.....شاهسون و ییرلاماغ
......با پدرم نشسته بودم و از قدیم و جدید سخنانمان گل انداخته بود ،وقتی صحبت ازآشیق و صداهای ماندگار شد پدرم گفت: بعضی لرینین س سی خودا وردیگیدی و یا تارینین نظری اونون اوسته اولئر ، و شروع کرد به تعریف کردند از کسانی که خود دیده بود و یا شنیده بود................
پدرم تعریف کرد از پدرش در مورد یکی از اشخاص خوش صدایی که در خواب با نوشیدن یک کاسه آب شور و شوق آواز در وجودش زنده می شود وصدای زیبایش باعث شهرتش شده بود.
....آنطور که می گفت آن شخص محترم از طایفه حقی جانلو بنام شعبان بوده که امروز داستانی از او را برایتان بیان خواهم کرد
........در تمام دنیا اگر کوچی باشد، درگیری و اختلاف بین کوچ رو ها و ساکنین روستاهای مسیر خاطره انگیز می باشد و کوچ ایل شاهسون بغدادی هم با توجه به مسیر حرکت ییلاق به قشلاق و بلعکس همیشه داستانهای داشته ، اختلافات بین روستاییان و شاهسونها باعث شده بود هر سال در یک منطقه ایی کشمکش ویا درگیری بین آنها بیفتد و برای غلبه به هم دست پیش می گرفتند تا از هم عقب نمانند ،در یکی از کوچ های ییلاق روستائیان قارقان به فرماندهی خوانین خود برای اینکه شاهسونها را در تنگنا قرار دهند، با هماهنگی که بینشان کرده بودند قرار میگذارند هر کجا تعداد شاهسون کم بود و گله هایشان از نزدیک ده رد شد بعنوان گروگان آنها را در اختیار و گوسفندان را به داخل روستا برده تا در مذاکرات برای حل وفصل اختلافات با بزرگان شاهسون برگ برنده ایی داشته باشند
...در همین جریان گله شعبان که از نزدیکی یکی از روستاها در حال حرکت بوده در محاصره قرار می گیرد و با دیگر چوپانان بعنوان گروگان به یکی از روستاهای قارقان می برند.
وقتی خبر دستگیری یکی از شاهسونها در روستا می پیچید،بعضی ها از روی کنجکاوی به دیدن افراد در بند شده می آمدند، در این بین یکی از آنها شعبان را می شناسد و آواز خوانی (ییر دیمگ )او را شنیده بود، به خان داستان او را و گیرای نفسش را تعریف می کند خان وقتی تعریف و تمجید های او را نسبت به شعبان می شنود علاقمند می گردد تا صدای او را بشنود
...شعبان را به حضور خان می آورند ،خان وقتی هیبت رشید شاهسون را می بیند رو به او می کند و می گوید :مش شابان بوجور کی دئله سن یاخچی ییرلری ،اگر اوجور کی دییله اولا، من سئنی بیراخارام تا داوارلاری آپارای
شعبان هم از فرصت پیش آمده استقبال می کند،و می گوید: دوستلارین لوطفو وار من اولارین احترامینا گورئ، بئیر بش دنه دییرم
ژست خواندن را با صاف کردن سینه اش آغاز می کند ،دست را بر روی گوشش قرار داد و نرم نرم با صدای دلنشینش شروع بخواندن کرد
طوری اشعار حماسی کوراوغلی را می خواند همه نگاه ها متوجه او و از خود بی خود شده بودند، خان بعد ازشنیدن یک بند از ییر ،نگاهش را به دهان شعبان دوخته و محو صدا و بیان او شده چشم از او برنمی داشت وقتی گفت: امان گونو خان دیگر نتوانست احساسات خود را از شنیدن صدای رسای شعبان قایم کند گفت آغزی آغرماسین ،سن بیزی باقلادی من سوزی که دئیمم اوسته وارم ولی بئیر شرطینن سنی آزاد ائیلرم گاهدان بیزیم مجلیس گئلی و بئیر بشدنه دییی،بیزده سنی س سی دن فیض آپاراق .......
خان دستور می دهدگوسفندهای شعبان را از دیگر گوسفندان جدا و با احترام و عزت شعبان را راهی می کند.
بله صدای خدا دادی و یا نظر لطف او بر شخص، او را نسبت به دیگران برتر می کند
سلیمان امیری فرد
https://t.me/shahsevan_channel
Telegram
باغدادلی شاهسئون ائلی...
ایل شاهسون بغدادی...
@Soleimanamiri
@Soleimanamiri
یاد اولسون یارادان تارینين (تانرینين) آدينان
✍.......داستانی گفتند از راستان ،از آنان که سیر طریقت را به زیبایی نواختند و آنان که یک شبه صدای یار شدند و لرزه بر دلها انداختند، ..... سخن عشق ازکام عشاق باید شنید،.....
سوختن شمع شیدایی پروانه را می طلبد .....
جوانی هراسان از خواب بیدار شد رو به مادرش کرد و گفت:نییه منی قویمادیی سویو اییچم
ننه ددی :بالا قوربان اولوم، هاچاق (هاچان) سو ائیچرديى کی من قویمادیم؟
جوان با شنیدن صدای مادرش تازه بخودش آمد و گفت : ننه جان یوخودا بيلمه سو گتيرديله
ايسترديم ايچم سن ووردوى توکولو ییره
.....جوان بلند شد چرخی زد نگاهی به چگور (چویور) انداخت
دستش را دراز کرد چگور را از طاقچه برداشت ،بند ش را روی شانه انداخت، خودش را کمی جابجا کرد و چگور بر روی سینه نشست، و دستهایش بی اختیار به فرمان مغز در موقعیتی قرار گرفت .....
.....با یکی، دو بار ضربه زدن بر تارها صدای آن را در آورد، تا به ریتم دلخواهش رسید
جوان با هنرنمايى خود، صدای زیبا و دلنشین چکور را در منطقه سرسبز آقجا قلعه به اوج رساند ...
با صدای چگور مادر، خودش را به فرزند رساند
ننه گوردو چگورون سسی او قاواغ كى چگور سسی دویلو ،انگار سس اورگه جیرماق (چنگ ) وورور بير مقدار دوردو تا گوره نجور اولر ،اوغلان چگور سسی نن اوز سسينى هماهنگ ايلدى باشلادی دیمگه.
صدای چگور و صدای جوان چنان با هم آمیخته شده بود هر شنونده ايى را مجذوب خود می کرد ......
ننه بير مقدار باخاندان( باخانان) سورا گوردو، اوغلان کاملا فرق ايلهييب
.......اوندا کی اوغلان احساس ايلدى داها توان یوخدو اوخوماقا
احترامینان چگورو یرينه قویدو
.....ننه ددی بالا کاشکى أليم قیرليدى سنیی یوخودا جامیی یيره توکمهيديم،
سن حاق عاشیقی اولا جایمیشای
گرچه اونون قوخسو دییب بیلیه سوزلری و چگورویون سسی اورگه اوتورر.
داستانی بود از یکی از آشیق های ساوه نقل خودش کمی بازی با كلمات،
سلیمان امیری فرد
https://t.me/shahsevan_channel
✍.......داستانی گفتند از راستان ،از آنان که سیر طریقت را به زیبایی نواختند و آنان که یک شبه صدای یار شدند و لرزه بر دلها انداختند، ..... سخن عشق ازکام عشاق باید شنید،.....
سوختن شمع شیدایی پروانه را می طلبد .....
جوانی هراسان از خواب بیدار شد رو به مادرش کرد و گفت:نییه منی قویمادیی سویو اییچم
ننه ددی :بالا قوربان اولوم، هاچاق (هاچان) سو ائیچرديى کی من قویمادیم؟
جوان با شنیدن صدای مادرش تازه بخودش آمد و گفت : ننه جان یوخودا بيلمه سو گتيرديله
ايسترديم ايچم سن ووردوى توکولو ییره
.....جوان بلند شد چرخی زد نگاهی به چگور (چویور) انداخت
دستش را دراز کرد چگور را از طاقچه برداشت ،بند ش را روی شانه انداخت، خودش را کمی جابجا کرد و چگور بر روی سینه نشست، و دستهایش بی اختیار به فرمان مغز در موقعیتی قرار گرفت .....
.....با یکی، دو بار ضربه زدن بر تارها صدای آن را در آورد، تا به ریتم دلخواهش رسید
جوان با هنرنمايى خود، صدای زیبا و دلنشین چکور را در منطقه سرسبز آقجا قلعه به اوج رساند ...
با صدای چگور مادر، خودش را به فرزند رساند
ننه گوردو چگورون سسی او قاواغ كى چگور سسی دویلو ،انگار سس اورگه جیرماق (چنگ ) وورور بير مقدار دوردو تا گوره نجور اولر ،اوغلان چگور سسی نن اوز سسينى هماهنگ ايلدى باشلادی دیمگه.
صدای چگور و صدای جوان چنان با هم آمیخته شده بود هر شنونده ايى را مجذوب خود می کرد ......
ننه بير مقدار باخاندان( باخانان) سورا گوردو، اوغلان کاملا فرق ايلهييب
.......اوندا کی اوغلان احساس ايلدى داها توان یوخدو اوخوماقا
احترامینان چگورو یرينه قویدو
.....ننه ددی بالا کاشکى أليم قیرليدى سنیی یوخودا جامیی یيره توکمهيديم،
سن حاق عاشیقی اولا جایمیشای
گرچه اونون قوخسو دییب بیلیه سوزلری و چگورویون سسی اورگه اوتورر.
داستانی بود از یکی از آشیق های ساوه نقل خودش کمی بازی با كلمات،
سلیمان امیری فرد
https://t.me/shahsevan_channel
Telegram
باغدادلی شاهسئون ائلی...
ایل شاهسون بغدادی...
@Soleimanamiri
@Soleimanamiri
یاد اولسون یارادان تارینين (تانرینين) آدى نان
ساغلیق و سایغیلار هامی موحترم ائلداشلاریما و دیلداشلاریما
....اوجور کی یازیلیب تورکجه میلتی ائیکی جوره بشرین دونیایا گلمگین دئیب له (دئیله)، بئیری او جور دوکی حضرت محمد( ص) قورآنا و اوبیری پیغمبرلر کیتابلارینا گئتیریبله وحضرت آدم (ع) بییریمجی بشر و هامی یا ده ده و حوانی بيريمجى ننه بویوربلا......وحضرت نوح دان سورا شجره یازیبلا تورکجه میلتی یافث اوشاقلارینان دونیایه گلیب، بو نظریه دین مبین ایسلامدان بویانی شجره نامه لری توتوبلا (توتولوب)
.....ولی بيرده اوجور که اوستاد ابوبکر(اون جیلد) کتاب الو آتام بیتیکی نه دئله (دئیله) گتيريب و تورکین قاواق داکی یازیلارینان توتوب دو و بشرین دونیایا چیخماسین قرا باغ اولکسی اوجور کی اورانین شرحین یازیبلا بهشت جنت گئرک اولا و یارانماقی پالچیخدان بير گوزل شرحینن...... و بیریمجی بشر کی هامینين ده ده سی ديلر آدی《 آی اطام (آی اتام ، آی با )》 و ننه نین آدی《 آی وا 》بویوروب و او تحقیقچیلر کی بو کیتابی اوخویوبلا بیر نقیل دئیب له تتار( تاتار) و قوشماسین (معنی سی)بویوروبلا اولکه لرینن چوله قاویلیب (بیرون رانده شده) چوخ گوزل یازیلیلارینان گئتیریب چاتیرب اوچ قارداشا (اوجور کی گورسنیر بو قیسمتی موغول لار کتابلارینان توتوبلا ) چگزخان ،آغوز خان ،اطن خان (اتون خان).....
بو چگز خان او وریشان چگز خان دویلو بلکه بیر آیری چگزخان دی اون ایکی اوشاقی وار
بو یازیلیلار فارسجالارین حکتلری تکیدی گرچك لیگینن آراسی چوخدو
سلیمان امیری فرد
https://t.me/shahsevan_channel
ساغلیق و سایغیلار هامی موحترم ائلداشلاریما و دیلداشلاریما
....اوجور کی یازیلیب تورکجه میلتی ائیکی جوره بشرین دونیایا گلمگین دئیب له (دئیله)، بئیری او جور دوکی حضرت محمد( ص) قورآنا و اوبیری پیغمبرلر کیتابلارینا گئتیریبله وحضرت آدم (ع) بییریمجی بشر و هامی یا ده ده و حوانی بيريمجى ننه بویوربلا......وحضرت نوح دان سورا شجره یازیبلا تورکجه میلتی یافث اوشاقلارینان دونیایه گلیب، بو نظریه دین مبین ایسلامدان بویانی شجره نامه لری توتوبلا (توتولوب)
.....ولی بيرده اوجور که اوستاد ابوبکر(اون جیلد) کتاب الو آتام بیتیکی نه دئله (دئیله) گتيريب و تورکین قاواق داکی یازیلارینان توتوب دو و بشرین دونیایا چیخماسین قرا باغ اولکسی اوجور کی اورانین شرحین یازیبلا بهشت جنت گئرک اولا و یارانماقی پالچیخدان بير گوزل شرحینن...... و بیریمجی بشر کی هامینين ده ده سی ديلر آدی《 آی اطام (آی اتام ، آی با )》 و ننه نین آدی《 آی وا 》بویوروب و او تحقیقچیلر کی بو کیتابی اوخویوبلا بیر نقیل دئیب له تتار( تاتار) و قوشماسین (معنی سی)بویوروبلا اولکه لرینن چوله قاویلیب (بیرون رانده شده) چوخ گوزل یازیلیلارینان گئتیریب چاتیرب اوچ قارداشا (اوجور کی گورسنیر بو قیسمتی موغول لار کتابلارینان توتوبلا ) چگزخان ،آغوز خان ،اطن خان (اتون خان).....
بو چگز خان او وریشان چگز خان دویلو بلکه بیر آیری چگزخان دی اون ایکی اوشاقی وار
بو یازیلیلار فارسجالارین حکتلری تکیدی گرچك لیگینن آراسی چوخدو
سلیمان امیری فرد
https://t.me/shahsevan_channel
Telegram
باغدادلی شاهسئون ائلی...
ایل شاهسون بغدادی...
@Soleimanamiri
@Soleimanamiri
Forwarded from Soleiman Amirifard
باسلام
چیچک"گؤل " مریض چیلیگینین آدی نا
دِئیلَر کی چون اؤنی تؤتان اؤشاقلارین
بدنلری واؤزلری قیرمیزی اؤلاردی اؤ
مؤناسیبَتله "چیچک" آدی لان ادلانیب
اؤنی چؤخ اؤشاقلار تؤتاردیلار وگرک دیر
خسته نین سؤوقدان قؤرماق.
بوخسته لیک بیر اَیری خسته لیگه شباهتی چوخ واریدی و اؤنیندا، آدی
"قیزیلجا" خسته لیگیدی.
وایکیسی بیربیرینه چوخ اؤخشاریدی.
منیم یادیمداقالان بیلیجی قادینلار اؤ
خسته اؤشاقلاری
آت دؤغاندان سؤنرا ، اؤنؤن قؤلانینین
اؤزؤنده ننه بتنیندن گلَن بیر پَردَه نی سؤیوب وساخلاییب و ایسلادیب اؤخسته کیمسه نی اؤپَردَیَه بؤکردیلَر
وبیر گؤن یابیر آز یادا چؤخ قالاندان
سؤنرا خسته نی اؤنؤن ایچیندن چیغاریب وبیله لیک له خسته دؤزَلَردی.
ویا اؤ خسته نی قیزل سؤیؤنان ،چیمیز
دیرَردی لَر وباشقا ایشلر دَه اؤلاردی کی
من داها اؤنلارا تؤخؤن ماق ایستَمَیرَم.
حاج علی دیاردوست مغانلو
97.9.25
🍃🌺🍃
🌴👓
✒
✍
https://t.me/joinchat/AAAAAENHw3CxIvirh3qf-Q
🌺
🍃🌺🍃
چیچک"گؤل " مریض چیلیگینین آدی نا
دِئیلَر کی چون اؤنی تؤتان اؤشاقلارین
بدنلری واؤزلری قیرمیزی اؤلاردی اؤ
مؤناسیبَتله "چیچک" آدی لان ادلانیب
اؤنی چؤخ اؤشاقلار تؤتاردیلار وگرک دیر
خسته نین سؤوقدان قؤرماق.
بوخسته لیک بیر اَیری خسته لیگه شباهتی چوخ واریدی و اؤنیندا، آدی
"قیزیلجا" خسته لیگیدی.
وایکیسی بیربیرینه چوخ اؤخشاریدی.
منیم یادیمداقالان بیلیجی قادینلار اؤ
خسته اؤشاقلاری
آت دؤغاندان سؤنرا ، اؤنؤن قؤلانینین
اؤزؤنده ننه بتنیندن گلَن بیر پَردَه نی سؤیوب وساخلاییب و ایسلادیب اؤخسته کیمسه نی اؤپَردَیَه بؤکردیلَر
وبیر گؤن یابیر آز یادا چؤخ قالاندان
سؤنرا خسته نی اؤنؤن ایچیندن چیغاریب وبیله لیک له خسته دؤزَلَردی.
ویا اؤ خسته نی قیزل سؤیؤنان ،چیمیز
دیرَردی لَر وباشقا ایشلر دَه اؤلاردی کی
من داها اؤنلارا تؤخؤن ماق ایستَمَیرَم.
حاج علی دیاردوست مغانلو
97.9.25
🍃🌺🍃
🌴👓
✒
✍
https://t.me/joinchat/AAAAAENHw3CxIvirh3qf-Q
🌺
🍃🌺🍃
Forwarded from Soleiman Amirifard
قیزیلجا یاسر خک یکنوع بیماری است که تمامی افراد درطول عمرش یکبار به آن مبتلامیگردد منتهی خفیف وشدتش درافراد مختلف متفاوت است
قیزیلجا شبیه بیماری مخملک بوده که بااین تفاوت قیزیلجا باتب شدید شروع وبتدریج جوشهای سرخ رنگ دربدن زیاد میشود ودرهمه جای بدن دیده می شود ولی مخملک سریع وباخارش شدید بدن را تحت تاثیر قرار میدهد .مخملک معمولا" درهوای بادرجه حرارت متعادل وباشستن آب نمک ومحلول آب والکل بهبود می یابد ولی قیزیلجا دوره درمانش بیشتر حداقل یکهفته میباشد که بایستی خیلی مواظب مریض بود تا سرما نخورد اگر سرما بخورد تامرزمرگ وحتی مرگ نیز مریض راتهدید میکند دردرمانهای سنتی معمولا"از دمنوش وبخور گیاهان دارای آنتی بیوتیک مثل پونه استفاده میکردند بخاطراینکه جوشهای قرمز رنگ بدن را می پوشاند قیزیلجا نام گرفته لازم به ذکر است چیجک از قیزیلجا خطرناک بوده که شبیه قیزیلجا است با این تفاوت که سر جوشها درچیجک عفونی شده دارای چرک میباشد واگر بادست جوشهارا دستکاری کرده وسرجوش باز شود جای آن تا آخر عمر دربدن خواهد ماند که معمولا"درچهره آدمها به آن چوپر میگویند
فرهاد مهرورز
۹۷۰۹۲۶
🍃🌺🍃
🌴👓
✒
✍
https://t.me/joinchat/AAAAAENHw3CxIvirh3qf-Q
🌺
🍃🌺🍃
قیزیلجا شبیه بیماری مخملک بوده که بااین تفاوت قیزیلجا باتب شدید شروع وبتدریج جوشهای سرخ رنگ دربدن زیاد میشود ودرهمه جای بدن دیده می شود ولی مخملک سریع وباخارش شدید بدن را تحت تاثیر قرار میدهد .مخملک معمولا" درهوای بادرجه حرارت متعادل وباشستن آب نمک ومحلول آب والکل بهبود می یابد ولی قیزیلجا دوره درمانش بیشتر حداقل یکهفته میباشد که بایستی خیلی مواظب مریض بود تا سرما نخورد اگر سرما بخورد تامرزمرگ وحتی مرگ نیز مریض راتهدید میکند دردرمانهای سنتی معمولا"از دمنوش وبخور گیاهان دارای آنتی بیوتیک مثل پونه استفاده میکردند بخاطراینکه جوشهای قرمز رنگ بدن را می پوشاند قیزیلجا نام گرفته لازم به ذکر است چیجک از قیزیلجا خطرناک بوده که شبیه قیزیلجا است با این تفاوت که سر جوشها درچیجک عفونی شده دارای چرک میباشد واگر بادست جوشهارا دستکاری کرده وسرجوش باز شود جای آن تا آخر عمر دربدن خواهد ماند که معمولا"درچهره آدمها به آن چوپر میگویند
فرهاد مهرورز
۹۷۰۹۲۶
🍃🌺🍃
🌴👓
✒
✍
https://t.me/joinchat/AAAAAENHw3CxIvirh3qf-Q
🌺
🍃🌺🍃
Forwarded from Soleiman Amirifard
✍......با سلام و درود خدمت همتباران گرامی و عزیزم
همانطور که دوستان در مورد تعریف قیزیلجا (سرخک) و نحوه ابتلای افراد به این بیماری مسری صحبت های زیبایی فرمودند لذا بنده در مورد ائیسیتمه قَیيتميی(قاييتماسى) قیزیلجا و نحوه مداوای آن در ایل همراه با خاطره ایی از دوران کودکی خود صحبت مختصری با اجازه دوستان خواهم داشت.
.....اول کمی در مورد قیزیلجا
قیزیلجا (بيمارى سرخك) يك بيمارى حاد است كه بوسيله ويروسى از گونه موربيلى ويروس (از خانواده پاراميكسو ويروس ) ايجاد مى شود، و انسان تنها مخزن آن مى باشد بيماري سرخك يكي از مسري ترين بيماري هاي عفوني است، به طوريكه بيش از 90% افراد حساس در تماس نزديك با بيمار آلوده مي شوند.در مناطقى با آب و هواى گرمسيرى، بسيارى از موارد سرخك در طى فصل خشك رخ مى دهد در حالى كه در مناطق با آب و هواى معتدله اوج بروز بيمارى در اواخر زمستان و اوايل بهار رخ مى دهد.
......با توجه به توضیحات بالا که از متن ویکی پدیا دانشنامه آزاد و آشنای با بیماری سرخک بیمارستان بهمن تهیه شده در آن زمان .......فکر کنم سال ۱۳۴۸ بود در یک زمستان سرد در قئلئى (قالاى) چی (قلعه چی) چند تا چادر قشلاق در یک منطقه نسبتا خوبی به آن محل حیات بخشیده بود و بخاطر روابط حسنه و عاطفی که افراد ایل با هم داشتند و با رفت و آمدهای مداوم و ارتباط نزدیک بین آنها اگر کسی بیماری می گرفت به دیگران هم سرایت می کرد در اون سال یکی از بچه ها به سرخک مبتلا شده بود و اون باعث شد اکثریت بچه هايی که این بیماری را نگرفته بودند به آن مبتلا شوند، ما هم چهار تا بچه بودیم همراه دیگران قیزیلجا گرفتیم، همانطور که همتباران شرح در مورد تاثیر آن در افراد فرمودند، در اون سال قیزیلجا خیلی سخت دامن بچه ها را گرفته بود و بخاطر شدت این بیماری اکثریت بدجوری از تاب و توان رفته بودند ولی من به قول مادرم یونگول قیزیلجا چیخاردیم.
.....برادر و خواهرهایم بخاطر همین از شدت تب خیلی بی حال و ناتوان و رنجور شده و کنار کرسی را اطراقگاه خود کرده و گاهی از شدت آن ناله می کردند، ولی من مثل همیشه پر جنب جوش و شلوغ از این ور کرسی به آن ور کرسی می پریدم و از اینکه سرحالتر از دیگران بودم لذت می بردم و سر به سر آنها می گذاشتم .....همه راعاصى کرده بودم.
......عرفات (عرفه) آخشامیدی ننم حلوَنی(حلوا) چاديرين چولونده بیشیرردی تا قوخسو بیزه دئیمیه قدیمکیلر سوزی تا قیزیلجا قیتمیه(قاييتمايا) ،ولی گوش من به این حرفها بدهکار نبود، می گفتم مَنکی مریض دویلم و خونه را روى سرم می گذاشتم و بخاطر اینکه حرف خودم را به اثبات برسانم در کنار مادرم حلوا پختن را تماشا و جای شما خالی حسابی هم
مى خوردم ،...........چشمتان روز بد نبینه یکی دو ساعت بعد بدنم شروع کرد به داغ شدن انگار در داخل بدنم کوره آتش قرار داده بودند ،با بالا رفتن تب بدنم، ناله هایم شدت گرفت و یواش یواش از حال رفتم ، مادرم بنده خدا وقتی وضعیت مرا حاد دید با دست پاچگی به همسایه ها خبر داد، با توجه به آن وضعیت و شرایط آب وهوایی که امکان بردن به دکتر را نداشتند اگر کسی را می خواستتد از اونجا به دکتر ببرند باید به نوبران می بردند و این برای یک بچه ناتوان خیلی سخت بود، خلاصه همسایه های عزیز به قشلاق ما آمدند و هرکس با توجه به تجربه اش و یا شنیده اش از دلسوزی سخنی می گفت، مادر مدام مرا پاشویه می کرد ولی حرارت بدنم کم که نمی شد بلکه بیشتر هم
می شد تا اینکه یکی از همسایه ها گفت روی شکمش یك خروس ببرید تا ائیسیتمئسى چوله وورا، مرا به پشت خواباندند و روی شکمم با خمیر، محلی را درست کردند و خروس را در آنجا بریدند، انگار دیروز بود وقتی خون خروس به بدنم اصابت کرد، یک احساس خنکی خاصی در بدنم ایجاد شد و خوابم برد وقتی بیدارشدم دون، دونهای قرمز رنگ تمام بدنم را گرفته بودو اون تب وحشتناک را دیگر نداشتم........
سلیمان امیری فرد
https://t.me/joinchat/BR5ECT_PDX7l5Lw6ea9aHg
همانطور که دوستان در مورد تعریف قیزیلجا (سرخک) و نحوه ابتلای افراد به این بیماری مسری صحبت های زیبایی فرمودند لذا بنده در مورد ائیسیتمه قَیيتميی(قاييتماسى) قیزیلجا و نحوه مداوای آن در ایل همراه با خاطره ایی از دوران کودکی خود صحبت مختصری با اجازه دوستان خواهم داشت.
.....اول کمی در مورد قیزیلجا
قیزیلجا (بيمارى سرخك) يك بيمارى حاد است كه بوسيله ويروسى از گونه موربيلى ويروس (از خانواده پاراميكسو ويروس ) ايجاد مى شود، و انسان تنها مخزن آن مى باشد بيماري سرخك يكي از مسري ترين بيماري هاي عفوني است، به طوريكه بيش از 90% افراد حساس در تماس نزديك با بيمار آلوده مي شوند.در مناطقى با آب و هواى گرمسيرى، بسيارى از موارد سرخك در طى فصل خشك رخ مى دهد در حالى كه در مناطق با آب و هواى معتدله اوج بروز بيمارى در اواخر زمستان و اوايل بهار رخ مى دهد.
......با توجه به توضیحات بالا که از متن ویکی پدیا دانشنامه آزاد و آشنای با بیماری سرخک بیمارستان بهمن تهیه شده در آن زمان .......فکر کنم سال ۱۳۴۸ بود در یک زمستان سرد در قئلئى (قالاى) چی (قلعه چی) چند تا چادر قشلاق در یک منطقه نسبتا خوبی به آن محل حیات بخشیده بود و بخاطر روابط حسنه و عاطفی که افراد ایل با هم داشتند و با رفت و آمدهای مداوم و ارتباط نزدیک بین آنها اگر کسی بیماری می گرفت به دیگران هم سرایت می کرد در اون سال یکی از بچه ها به سرخک مبتلا شده بود و اون باعث شد اکثریت بچه هايی که این بیماری را نگرفته بودند به آن مبتلا شوند، ما هم چهار تا بچه بودیم همراه دیگران قیزیلجا گرفتیم، همانطور که همتباران شرح در مورد تاثیر آن در افراد فرمودند، در اون سال قیزیلجا خیلی سخت دامن بچه ها را گرفته بود و بخاطر شدت این بیماری اکثریت بدجوری از تاب و توان رفته بودند ولی من به قول مادرم یونگول قیزیلجا چیخاردیم.
.....برادر و خواهرهایم بخاطر همین از شدت تب خیلی بی حال و ناتوان و رنجور شده و کنار کرسی را اطراقگاه خود کرده و گاهی از شدت آن ناله می کردند، ولی من مثل همیشه پر جنب جوش و شلوغ از این ور کرسی به آن ور کرسی می پریدم و از اینکه سرحالتر از دیگران بودم لذت می بردم و سر به سر آنها می گذاشتم .....همه راعاصى کرده بودم.
......عرفات (عرفه) آخشامیدی ننم حلوَنی(حلوا) چاديرين چولونده بیشیرردی تا قوخسو بیزه دئیمیه قدیمکیلر سوزی تا قیزیلجا قیتمیه(قاييتمايا) ،ولی گوش من به این حرفها بدهکار نبود، می گفتم مَنکی مریض دویلم و خونه را روى سرم می گذاشتم و بخاطر اینکه حرف خودم را به اثبات برسانم در کنار مادرم حلوا پختن را تماشا و جای شما خالی حسابی هم
مى خوردم ،...........چشمتان روز بد نبینه یکی دو ساعت بعد بدنم شروع کرد به داغ شدن انگار در داخل بدنم کوره آتش قرار داده بودند ،با بالا رفتن تب بدنم، ناله هایم شدت گرفت و یواش یواش از حال رفتم ، مادرم بنده خدا وقتی وضعیت مرا حاد دید با دست پاچگی به همسایه ها خبر داد، با توجه به آن وضعیت و شرایط آب وهوایی که امکان بردن به دکتر را نداشتند اگر کسی را می خواستتد از اونجا به دکتر ببرند باید به نوبران می بردند و این برای یک بچه ناتوان خیلی سخت بود، خلاصه همسایه های عزیز به قشلاق ما آمدند و هرکس با توجه به تجربه اش و یا شنیده اش از دلسوزی سخنی می گفت، مادر مدام مرا پاشویه می کرد ولی حرارت بدنم کم که نمی شد بلکه بیشتر هم
می شد تا اینکه یکی از همسایه ها گفت روی شکمش یك خروس ببرید تا ائیسیتمئسى چوله وورا، مرا به پشت خواباندند و روی شکمم با خمیر، محلی را درست کردند و خروس را در آنجا بریدند، انگار دیروز بود وقتی خون خروس به بدنم اصابت کرد، یک احساس خنکی خاصی در بدنم ایجاد شد و خوابم برد وقتی بیدارشدم دون، دونهای قرمز رنگ تمام بدنم را گرفته بودو اون تب وحشتناک را دیگر نداشتم........
سلیمان امیری فرد
https://t.me/joinchat/BR5ECT_PDX7l5Lw6ea9aHg
✍......یاد اولسون یارادان تارینن (تانرینن)آدی
پاییز یل توزاناغینان گئله و اوزون ائله گوستردیی، ائل مجبور اولو چادرلاری ییغا، دیوله ری(دوولری) یوکلئیه،بیر بیرینه باغلایا،....... قئطراولو🐪🐪🐪🐪🐪🐫🚶♂ ساربان چکدی آفسارین، کوچ اوینون وردی قشلاغا،.......باخ چرخ فلکین ائیش پیشسینه،اینی قار یاغیش گئلر پاییزدا کوچر( کوچور) گییده ......، یئرین وییرره قیشا ،اما بو گئدیب گلمئک نه قشنگ گونلر دوزلدر ، خودانین لوطفوینان بو گئیجه بیر اییغیرگئیجه اولر آدین قویله چیلله آخشامی
چیلله اوزینن موحبتلر گئترر ،آدملاری ییغیر بیر یئره احترام قویئر بویوکلئره ،اولاردانیشلا جوله لر قولاغ آسالا به قول اوز سوزوموز کیچیک یئکه یئر توتار، یادا سالر(سالیر) ارزش قویماق دوستلارا، احترامینان چیلله پای آپارله تئزه گئلینلره.......
شهسونلرده چیلله نجور اولارمیش
....یاییزکوچنده کندلردن و یا عطرچیدن شهسونلر خوشکبار:قوز ،بادام، اریک، بلگه ،قوز ائیچی ،بادم ائیچی ،یمیش (کشمش) ،نوخود ائیچی و ...... آلرمیشلا و داغارجیغا دولورر دیله و اونودا مرفج قویارمیشلا ،قدیمکیلر سوزو، سحرلرین گوزلر میشلر تا بجور( بلچی) گونلرده ایستیفاده ائیلیه له
ننه لر چیلله یه بیر گون قالمیش( قالان) بوورساغ (ائیرمک)خمییرین دوزلردیله
اروری کی بوورساغ دا ایستیفاده ائیلرمیشله
یون( اون)
شیره( دوشاب)
هالات اولات (ادویه جات)
، سوت
بولارینان بیردنه ییکه تشته خمییر دوزلدردیله ....
خمییر یتیشنن سورا ننه،باجی،گئلین باجی ییقیلاردیلا و........ بئیردن مایتابانی قویردیله اوجاق اوسته و ساری یاغ توکرمیشله ایچینه ،بیرجوله تیکه خمییردن کوتررمیشله و اونی چکردی الک ویا دویوسیزانینان اوسته خمییر فر وریب( ورلردی)ییغیلرده بییریره اونی سالردیله قینر( قینک)یاغین ائیچینه یاغدا شوروع ائیلردی جز وز ائیلمگه و گهدن جوله ،جوله چوچه ده دوزلدردیله و سالردیله یاغین ائیچینه
......وقتی هامیسی بئیشردی یقاردیلا کینارا، تا چیله آخشامی سوفریه زینت وئریله
یادی خئیر اولسون او گونلره اونا کی بورساغ بیشیرردیله بیزلره بیر خوش گون اولاردی ،هردن قاچاردق اویانا ،بویانا ال اتاردیک بیشیلی بورساغلارا ....گهدانه بیر کوسو ییردیک، اگر کورسو قورولمش اولسیدی بیزیم تکی اوشاخلارا بئیر یاخچی و خاطره لی گون اولاردی
به قول قدیمکیلر میدان اولاردی بیزیم هی آت چاپاردیک ........
..........ییقیلاردیلا( ییقیشاردیلا) بیربیر ینن یئوینه( اووینه)
هرکس اوز وریجک (اندازه سی )وسایل کئتیرردیله و او اخشامی بیر شاد گون ائیلردیه
بویوکلر نقیل تعریف اییلردیه ،گئلیب گیدنلردن دانیشاردیلا ،گئلردی بیر بیر یادا خاطره لر گوزلر دولاردی دومان تکی ،اورکلر ائسردی قیزیل گول تکی (کیمین)
اونان سورا نوبت جوانلارا چاتاردی (یتیشردی ) ،چاور دوداقلاردا یئرتوتاردی بارماقلار اوینایانا سس ورردی اورکلردن، گهدن چاور دیش اوسته اوتوراردی سززل لاردی یامان گونلردن
........چاوری چالانا بیر نفرده الین قولاغینا قویاردی و شروع ائیلردی یئرلاماغا
خسته قسیمین حکمتلی سوزلرینن،تیلیم خانین عرفانلی حئکتلرینن، کوراوغلینین ظولوم اوسته نعره چکمگینن، شاه ایسماعیلین قیلیج چالماقینا سس چکیب یرلاردیلا........
قیشلاق چادرینا بئیر هوس سالاردیلا، گه گور.......
سلیمان امیری فرد
@shahsevan_channel
پاییز یل توزاناغینان گئله و اوزون ائله گوستردیی، ائل مجبور اولو چادرلاری ییغا، دیوله ری(دوولری) یوکلئیه،بیر بیرینه باغلایا،....... قئطراولو🐪🐪🐪🐪🐪🐫🚶♂ ساربان چکدی آفسارین، کوچ اوینون وردی قشلاغا،.......باخ چرخ فلکین ائیش پیشسینه،اینی قار یاغیش گئلر پاییزدا کوچر( کوچور) گییده ......، یئرین وییرره قیشا ،اما بو گئدیب گلمئک نه قشنگ گونلر دوزلدر ، خودانین لوطفوینان بو گئیجه بیر اییغیرگئیجه اولر آدین قویله چیلله آخشامی
چیلله اوزینن موحبتلر گئترر ،آدملاری ییغیر بیر یئره احترام قویئر بویوکلئره ،اولاردانیشلا جوله لر قولاغ آسالا به قول اوز سوزوموز کیچیک یئکه یئر توتار، یادا سالر(سالیر) ارزش قویماق دوستلارا، احترامینان چیلله پای آپارله تئزه گئلینلره.......
شهسونلرده چیلله نجور اولارمیش
....یاییزکوچنده کندلردن و یا عطرچیدن شهسونلر خوشکبار:قوز ،بادام، اریک، بلگه ،قوز ائیچی ،بادم ائیچی ،یمیش (کشمش) ،نوخود ائیچی و ...... آلرمیشلا و داغارجیغا دولورر دیله و اونودا مرفج قویارمیشلا ،قدیمکیلر سوزو، سحرلرین گوزلر میشلر تا بجور( بلچی) گونلرده ایستیفاده ائیلیه له
ننه لر چیلله یه بیر گون قالمیش( قالان) بوورساغ (ائیرمک)خمییرین دوزلردیله
اروری کی بوورساغ دا ایستیفاده ائیلرمیشله
یون( اون)
شیره( دوشاب)
هالات اولات (ادویه جات)
، سوت
بولارینان بیردنه ییکه تشته خمییر دوزلدردیله ....
خمییر یتیشنن سورا ننه،باجی،گئلین باجی ییقیلاردیلا و........ بئیردن مایتابانی قویردیله اوجاق اوسته و ساری یاغ توکرمیشله ایچینه ،بیرجوله تیکه خمییردن کوتررمیشله و اونی چکردی الک ویا دویوسیزانینان اوسته خمییر فر وریب( ورلردی)ییغیلرده بییریره اونی سالردیله قینر( قینک)یاغین ائیچینه یاغدا شوروع ائیلردی جز وز ائیلمگه و گهدن جوله ،جوله چوچه ده دوزلدردیله و سالردیله یاغین ائیچینه
......وقتی هامیسی بئیشردی یقاردیلا کینارا، تا چیله آخشامی سوفریه زینت وئریله
یادی خئیر اولسون او گونلره اونا کی بورساغ بیشیرردیله بیزلره بیر خوش گون اولاردی ،هردن قاچاردق اویانا ،بویانا ال اتاردیک بیشیلی بورساغلارا ....گهدانه بیر کوسو ییردیک، اگر کورسو قورولمش اولسیدی بیزیم تکی اوشاخلارا بئیر یاخچی و خاطره لی گون اولاردی
به قول قدیمکیلر میدان اولاردی بیزیم هی آت چاپاردیک ........
..........ییقیلاردیلا( ییقیشاردیلا) بیربیر ینن یئوینه( اووینه)
هرکس اوز وریجک (اندازه سی )وسایل کئتیرردیله و او اخشامی بیر شاد گون ائیلردیه
بویوکلر نقیل تعریف اییلردیه ،گئلیب گیدنلردن دانیشاردیلا ،گئلردی بیر بیر یادا خاطره لر گوزلر دولاردی دومان تکی ،اورکلر ائسردی قیزیل گول تکی (کیمین)
اونان سورا نوبت جوانلارا چاتاردی (یتیشردی ) ،چاور دوداقلاردا یئرتوتاردی بارماقلار اوینایانا سس ورردی اورکلردن، گهدن چاور دیش اوسته اوتوراردی سززل لاردی یامان گونلردن
........چاوری چالانا بیر نفرده الین قولاغینا قویاردی و شروع ائیلردی یئرلاماغا
خسته قسیمین حکمتلی سوزلرینن،تیلیم خانین عرفانلی حئکتلرینن، کوراوغلینین ظولوم اوسته نعره چکمگینن، شاه ایسماعیلین قیلیج چالماقینا سس چکیب یرلاردیلا........
قیشلاق چادرینا بئیر هوس سالاردیلا، گه گور.......
سلیمان امیری فرد
@shahsevan_channel