This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آقای مهربونی که من امروز اومدم وسایل مورد نیازم رو بگیرم یه لیست بلند بالا دادم به کارمندت و بهش گفتم نمیدونم چیارو دارم و چیارو نه
اون اومد دونه دونه نشونم داد و با مهربونی تمام بهم گفت داری اینارو یا نه؟
تا اینجا همه چی عادی بود ولی موضوع برام از اونجا قشنگ شد که نمیدونم توی من چی دیدی یا چه حسی گرفتی که به تمام آدمای قبلی، داشتی رسمی یا به زبون عامیانه حرف میزدی ولی به من که رسیدی بهم میگفتی بابا دیگه چی میخوای؟
دیدی پاکتها داره سنگین میشه فوری گفتی دوتا پاکت کنن.
هنوز کامل باهات تسویه نکرده بودم، بخش کوچیک مبلغ مونده بود گفتی نمیخواد دیگه.
وقتی همه چی تکمیل شد گفتم اگر از اون جعبههای خالی دارین میشه به من بدید؟
(جعبههای خیلی کوچیک)
دوتا داشتی، ولی وقتی رفتی یکی دیگه هم که داخلش وسیله بود خالی کردی برام آوردی گفتی برای تو بابا
پاکتها دست خودت بود، یکی از بچهها رو صدا زدی یه جاکلیدی بیار. من مات و مبهوت که برای من؟!
جاکلیدی؟!
همون لحظه رفتی به بسته ماسک آوردی گفتی اینم برای تو باشه.
جاکلیدی رو گرفتی دادی بهم گفتی پربرکت باشه.
اون اومد دونه دونه نشونم داد و با مهربونی تمام بهم گفت داری اینارو یا نه؟
تا اینجا همه چی عادی بود ولی موضوع برام از اونجا قشنگ شد که نمیدونم توی من چی دیدی یا چه حسی گرفتی که به تمام آدمای قبلی، داشتی رسمی یا به زبون عامیانه حرف میزدی ولی به من که رسیدی بهم میگفتی بابا دیگه چی میخوای؟
دیدی پاکتها داره سنگین میشه فوری گفتی دوتا پاکت کنن.
هنوز کامل باهات تسویه نکرده بودم، بخش کوچیک مبلغ مونده بود گفتی نمیخواد دیگه.
وقتی همه چی تکمیل شد گفتم اگر از اون جعبههای خالی دارین میشه به من بدید؟
(جعبههای خیلی کوچیک)
دوتا داشتی، ولی وقتی رفتی یکی دیگه هم که داخلش وسیله بود خالی کردی برام آوردی گفتی برای تو بابا
پاکتها دست خودت بود، یکی از بچهها رو صدا زدی یه جاکلیدی بیار. من مات و مبهوت که برای من؟!
جاکلیدی؟!
همون لحظه رفتی به بسته ماسک آوردی گفتی اینم برای تو باشه.
جاکلیدی رو گرفتی دادی بهم گفتی پربرکت باشه.
🥰1🐳1😭1
شهابِ امید ✨
آقای مهربونی که من امروز اومدم وسایل مورد نیازم رو بگیرم یه لیست بلند بالا دادم به کارمندت و بهش گفتم نمیدونم چیارو دارم و چیارو نه اون اومد دونه دونه نشونم داد و با مهربونی تمام بهم گفت داری اینارو یا نه؟ تا اینجا همه چی عادی بود ولی موضوع برام از اونجا قشنگ…
منم که با چشام میخندیدم و از حجم این همه محبت واقعا نمیدونستم چی بگم،خواستم بگم قلبم رو نورانی کردی
تمام ناراحتی ها ،نشدن ها ،نرسیدن ها ،دل کندن های این مدت رو شست و برد
تمام مسیر تا خونه به تمام جزییات محبت هایی که بهم داشتی فکر کردم و لبخند زدم
تمام ناراحتی ها ،نشدن ها ،نرسیدن ها ،دل کندن های این مدت رو شست و برد
تمام مسیر تا خونه به تمام جزییات محبت هایی که بهم داشتی فکر کردم و لبخند زدم
🥰1🐳1😭1
اومدم بگم روز دختر من با بدن درد شدید ،حالت تهوع و غذا نخوردن طولانی و چسبیدن به تخت و حتی توان بلند شدن از تخت رو نداشتن گذشت
دخترای قشنگ من
من میخوام تقریبا تا یک ماه روتین بزارم
اگر شما ها هم پایه این پی وی بهم بگین یا تو کانالتون
میتونید برنامه هاتون رو تو پی وی برام بفرستید
منتظرم😍❤️
من میخوام تقریبا تا یک ماه روتین بزارم
اگر شما ها هم پایه این پی وی بهم بگین یا تو کانالتون
میتونید برنامه هاتون رو تو پی وی برام بفرستید
منتظرم😍❤️
🔥3
برای فردا.🌱
با خوندنش آهنگِ “یه روز دوتایی فرار میکنیم” شروین تو مغزم پلی شد. ثمین برام من مینویسه، با مریم کلی میشینیم دربارش حرف میزنیم، و در نهایتِ همه واژههایی که باهم و برای هم به کار میبریم جوونه میزنیم، حتی وقتی پروانههای توی قلبمونو کشتن هم جوونه میزنیم، چون…
اتفاقا صدف چند روزه مدام دارم این آهنگ رو گوش میدم و جالب تر اینکه قابلیت شنا کردن توی اشک هایی که از چشمم میومد رو داشتم
دیشب تا پنج صبح و از صبح چند بار ناراحتی هامو مرور کردم و در آخر به این نتیجه رسیدم که من واقعا تقصیری نداشتم
وسط ویس هایی که بهت دادم ،گفتم نمیدونم چمه ،خسته شدم طاقتم تموم شده
تمام حرفت به من این بود تمام آدمایی که دلتو شکوندن منتظرن که تو پا پس بکشی ولی تو بلند شو و ادامه بده
دیشب تا پنج صبح و از صبح چند بار ناراحتی هامو مرور کردم و در آخر به این نتیجه رسیدم که من واقعا تقصیری نداشتم
وسط ویس هایی که بهت دادم ،گفتم نمیدونم چمه ،خسته شدم طاقتم تموم شده
تمام حرفت به من این بود تمام آدمایی که دلتو شکوندن منتظرن که تو پا پس بکشی ولی تو بلند شو و ادامه بده
🥰1
از اونجایی که برنامه هام تا نصفه رفته جلو و فقط ۳:۳۰دقیفه وقت دارم اینجا مینویسم
شما هم تو پی وی برام بفرستید که بینش میام چک میکنم
شما هم تو پی وی برام بفرستید که بینش میام چک میکنم
🍓2