چقدر آدمایی که زود سین میکنن تو دلبرو هستن وای خدا
اصلا گلی از گلهای بهشتن ✨️
خدا حفظشون کنه
اصلا گلی از گلهای بهشتن ✨️
خدا حفظشون کنه
💘4😭1
𝑳𝒐𝒔𝒕 𝒊𝒏 𝑺𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘. pinned «سلامخوشگلا بچه ها ما شهریور ماه توی شهر های لاهیجان،مریوان،احر،تهران و شاهین شهر اجرای تئاتر داریم اگه دوست داشتید بیاید ببینید یا اگه کسی رو توی این شهر ها میشناسید یا نزدیکن بگید اگه دوست دارن بیان✨ لاهیجان:هفته آخر شهریور»
امروز یکی از دوستام بهم گفت تو از همهچی فیلم میگیری؟
آره من از همه چی فیلم میگیرم.
آره من از همه چی فیلم میگیرم.
😭2
Forwarded from mutinous.
امروز چندمه؟ جناب سرگرد. - اول. اول چی؟ - اول شهریور. چه سالی؟ کامل بگو. - اول شهریور ۱۳۲۰. آماده باش. ۱۰۰۱ ، ۱۰۰۲ ، ۱۰۰۳ ، سالگرد ازدواجمون مبارک. سالگرد ازدواجمون مبارک عشق من.
🕊3
و شاید غم همینجاست؛
اینکه این دیگر فقط یک شب نیست.
هر روز و هر شب تکرار میشود؛
خاموشی، تاریکی، انتظار… و دوباره فردا.
تابستان آمده،
اما شهرمان رنگی ندارد.
چراغها که خاموش میشوند،
انگار تمام شهر رخت عزا میپوشد؛
و میان آن همه تاریکی،
همه یکرنگ میشوند؛
سیاه.
سفرهها در تاریکی پهن میشوند،
خانهها با نور کمرنگ گوشیها روشن میمانند،
و ما، آرامآرام یاد میگیریم
چطور در تاریکی هم زندگی کنیم؛
انگار تاریکی دیگر مهمان خانهها نیست،
جزئی از زندگیمان شده.
ایران، انگار مدتهاست دارد با آخرین رمقش نفس میکشد؛
و ما، کنار او ایستادهایم و هر روز شاهد خستگیاش هستیم.
میبینیمش که آرامآرام کمنورتر میشود،
اما هنوز دوستش داریم.
هنوز وقتی نامش میآید،
چیزی در سینهمان میلرزد.
هنوز با تمام این تاریکی،
دلمان میخواهد روزی دوباره شهرمان را روشن ببینیم.
آری، جانمان خستهست؛
اما وطنمان هم خستهست.
و شاید هیچچیز غمانگیزتر از این نباشد
که وطنت را دوست داشته باشی
و هر روز، خستگیِ او را با چشمهایت ببینی.
ما فقط چند ساعت برق نمیخواهیم؛
ما روشنایی میخواهیم.
برای خانههایمان،
برای خیابانهایمان،
برای فرداهایمان.
و کاش ایران،
فقط یکبار هم که شده،
فرصت نفس کشیدن پیدا کند.
اینکه این دیگر فقط یک شب نیست.
هر روز و هر شب تکرار میشود؛
خاموشی، تاریکی، انتظار… و دوباره فردا.
تابستان آمده،
اما شهرمان رنگی ندارد.
چراغها که خاموش میشوند،
انگار تمام شهر رخت عزا میپوشد؛
و میان آن همه تاریکی،
همه یکرنگ میشوند؛
سیاه.
سفرهها در تاریکی پهن میشوند،
خانهها با نور کمرنگ گوشیها روشن میمانند،
و ما، آرامآرام یاد میگیریم
چطور در تاریکی هم زندگی کنیم؛
انگار تاریکی دیگر مهمان خانهها نیست،
جزئی از زندگیمان شده.
ایران، انگار مدتهاست دارد با آخرین رمقش نفس میکشد؛
و ما، کنار او ایستادهایم و هر روز شاهد خستگیاش هستیم.
میبینیمش که آرامآرام کمنورتر میشود،
اما هنوز دوستش داریم.
هنوز وقتی نامش میآید،
چیزی در سینهمان میلرزد.
هنوز با تمام این تاریکی،
دلمان میخواهد روزی دوباره شهرمان را روشن ببینیم.
آری، جانمان خستهست؛
اما وطنمان هم خستهست.
و شاید هیچچیز غمانگیزتر از این نباشد
که وطنت را دوست داشته باشی
و هر روز، خستگیِ او را با چشمهایت ببینی.
ما فقط چند ساعت برق نمیخواهیم؛
ما روشنایی میخواهیم.
برای خانههایمان،
برای خیابانهایمان،
برای فرداهایمان.
و کاش ایران،
فقط یکبار هم که شده،
فرصت نفس کشیدن پیدا کند.
🕊2💔1
Forwarded from Daily Scroll
ناشکری نکنید، درسته قیمت ها نسبت به هفته پیش ۱۰ برابر شدن، اما نسبت به هفته بعدی مفته.
👍3