کتاب‌ماهی
92 subscribers
66 photos
29 videos
1 file
15 links
أنا لَستُ لي.
𓆟

ناشناس:
http://t.me/HidenChat_Bot?start=1790438366
پلی‌لیست:
https://t.me/Aacousticnesstothemoon
Download Telegram
-پی‌یر و لوسی، رومن رولان
«اما چون خطری تداوم یابد به عادت مبدل می‌شود و زندگی، خود را با آن وفق می‌دهد. و دور نیست که اگر خطر عظیم نباشد و میان همگان تقسیم گردد؛ حتی جنبه جذابی هم به خود بگیرد.»

-پی‌یر و لوسی، رومن رولان
2
Forwarded from استحاله (taha)
«زندگی به مثابه‌ی سیاست»
این بحثیه که آصف بیات توی کتاب "Life as Poletics" مطرح می‌کنه.
پیامی از دل غزه‌ی درگیر کشتار خیلی رسا و ساده بیان می‌شه:We love" you" همراه با لباس سفیدی که روش با طرح گل نوشته شده LOVE. واضح‌تر بخوام بگم اینجا دقیقا با یک کنش روزمره فاقد شعار رسمیِ سیاسی یا یه حرکت حزبیِ سازمان‌یافته مواجهیم. در دل دنیایی مملو از صلح این عمل یک کنش سیاسی نیست اما اینجا غزه‌ست جایی در خاورمیانه که حتی آب خوردن هم عملی سیاسیه چه برسه به صحبت کردن. عمل ساده‌ی این کودک یه بازتعریف از شرایط امروز غزه‌ست. جایی که خبر جنگ و کشتار در اون روزبه‌روز داره برای مردم بقیه‌ی نقاط جهان عادی‌تر می‌شه یه دختر بچه با لباس سفید که روش بزرگ نوشته شده «LOVE» و پیامی از عشق رو به کاروان صمود و بقیه‌ی مردم دنیا می‌فرسته در برابر مرگ و کشتار سازمان‌یافته قدعلم می‌کنه بدون این‌که مربوط به یک جنبش اجتماعی-سیاسیِ مشخص باشه. همون‌طور که آصف از زنان قاهره و بازتعریفشون از فضای اجتماعی اون برهه صحبت می‌کنه بنظرم داره اینجا هم اتفاق می‌افته. زنان در قاهره که سعی کردن برای بازتعریف شرایط اجتماعی و کم کردن سلطه‌ی نظام مردسالارانه از یک «ناجنبش» استفاده کنن. این دختر بچه‌ی زیبا هم دقیقا مربوط به یک «ناجنبش»ئه. ناجنبش‌هایی که می‌تونن تغییرات شگرف ایجاد کنن.
این کودک نه بیانیه می‌خونه نه تهدیدی می‌کنه بلکه صرفا از «زندگی» صحبت می‌کنه. کودک درحالِ بازپس‌گیری فضا برای بازسازی زندگی عادیه.
دلیل اهمیت این نوع حرکات چیه؟ فارغ از درست یا غلط بودن رفتار محور مقاومت باید این رو پذیرفت که پروپاگندای رسانه‌ای به‌سادگی حرکت رادیکال در برابر انسان‌کشی در فلسطین رو به نفع خودش و برای مظلوم نمایی مصادره می‌کنه اما زندگی مردم عادی وقتی به مثابه‌ی سیاست وارد عمل می‌شه چنین امکانی رو برای رسانه‌های رژیم ایجاد نمی‌کنه. تصور می‌کنم بخش مهمی از راه آزادسازی غزه -و قطعاً سپس فلسطین- نه از طریق مقاومت رادیکال بلکه از دل زندگی عادیِ مردم بیرون می‌آد. اینجا خاورمیانه‌ست جایی که به قول بیات زندگی مردم عادی اون رو تغییر می‌ده.
3
Forwarded from کنارِ ماهی‌ها (Setti)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
2🕊1
تصاویری از دیشب که به دل می‌نشینند.
رُم و استانبول.
2
Forwarded from شروین با تم‌ دخترونه‌ 🎀 (shervin)
Forwarded from شروین با تم‌ دخترونه‌ 🎀 (shervin)
شروین با تم‌ دخترونه‌ 🎀
Photo
Forwarded from شروین با تم‌ دخترونه‌ 🎀 (shervin)
Forwarded from شروین با تم‌ دخترونه‌ 🎀 (shervin)
شروین با تم‌ دخترونه‌ 🎀
Photo
رژیم صهیونیستی فعالان ناوگان صمود رو به زندان کتزیوت که به عنوان مرکز شکنجه این رژیم شناخته می‌شه انتقال داده. این زندان که در صحرای نقب و در مرز مصر قرار داره، مدت‌هاست به‌عنوان زندانی شناخته می‌شه که در او شکنجه سیستماتیک، بدرفتاری و شرایط غیرانسانی علیه زندانیان فلسطینی رخ می‌ده. فعالان ناوگان صمود، افرادی بدون اسلحه و شامل کودکان، نوجوانان و با ملیت‌های متنوع از سراسر جهان بودند که تنها کمک‌های بشر دوستانه شامل لوازم بهداشتی، مواد غذایی و.. رو حمل می‌کردند تا به غزه برسونند. همچنین بین این افراد فعالان و هنرمندان سرشناسی مثل آرورا، گرتا تونبرگ، ماندلا ماندلا و.. حضور داشتند. رژیم صهیونیستی با این اقدام تمام تلاش‌های خودش برای رد کردن اتهامات تروریستی و نسل‌کشی رو از بین برد. جرائم و جنایات این رژیم حالا کاملا واضح هستند. واضح و ضبط شده. رژیمی که از رسیدن لباس و غذا به مردم سرزمین اشغالیش وحشت داره، با هیچ سخنرانی و هیچ دو دوتا چهارتایی از زیر نسل‌کشی در نمی‌ره. چشم‌هاتون رو روی صمود نگه دارید. داستان صمود رو دنبال کنید و متوجه عمق جنایات کثافتی به نام اسرائیل می‌شید.
All eyes on Sumud
All eyes on Gaza.
💔4
👍3
Forwarded from بَذر
ما اگر از همین حالا تا آخر عمر تلاش و پیکار کنیم و مسئولیت‌های متعدد را عهده‌دار شویم، باز هم کارهای بیش‌تری را در پیش روی خود می‌بینیم، زیرا فرصت عمر ما در مقایسه با تاریخ بسیار اندک است. میلیون‌ها سال از
عمر جهان می‌گذرد و ما پنج دقیقه بیش‌تر نیستیم، مانند شهابی در پهنه‌ی آسمان می‌آییم و می‌خواهیم همه‌کار بکنیم
، اما به قبر می‌رویم و بی‌حرکت می‌شویم. فرصت کوتاه ما مگر چقدر است؟ پنجاه سال؟ شصت سال؟ هفتاد سال؟ اگر خیلی عمر کنیم، هشتاد سال. مگر هشتاد سال چقدر است؟ نصف آن را شب و خواب می‌گیرد، نصف آن را هم کودکی و پیری، نیمی هم به خوردن و رفت و آمد می‌گذرد. مگر چه مقدار از عمر باقی می‌ماند؟ انسان آگاه نباید به دستاوردهایی اکتفا کند که در این مدت عمر به دست آورده است. وقتی راهی را طی می‌کنیم و به نقطه‌ای می‌رسیم، نباید به پشت سر نگاه کنیم تا ببینیم چقدر راه رفته‌ایم، بلکه باید به پیش رو نگاه کنیم تا بدانیم چقدر می‌خواهیم راه برویم. توقف نکنید، توقف نشانه‌ی غرور است، خودپسندی است، سوءاستفاده از مسئولیت است. این توقف‌ها نشانه‌ی انحراف است...

بخشی از سخن‌رانی امام صدر در افتتاحیه‌ی نخستین کنگره‌ی موسسان جنبش أمل؛
گام‌به‌گام با امام؛ جلد دوازدهم.
👏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Greta Thunberg's first words after she was released from Israeli prisons, where she endured torture and humiliation for standing up for justice.
Forwarded from کنارِ ماهی‌ها (Setti)
مردم اسمش رو می‌گذارن پروپاگندا یا جو یا رفتار هیجانی و از این دست چیزها اما در اعتراضات روزهای اخیر عزیزانی این طور بیان کردند که: ما می‌خواستیم فلسطین رو آزاد کنیم، اما این فلسطین بود که ما رو آزاد کرد.
لیلا سلیمانی، نویسنده مراکشی تبار فرانسه، در سال 2016 جایزه گنکور را به سبب دومین رمانش «ترانه شیرین» به دست آورد. او در آثارش به موضوعاتی مثل تفاوت‌های فرهنگی، مهاجرت و مسئله زنان می‌پردازد.
در سه گانه «وطن دیگران» سرنوشت سه نسل از خانواده‌ای مراکشی را روایت می‌کند و از خلال این داستان علاوه بر توصیف ماوقع در مراکش طی دوران مبارزه با استعمار، دربارهٔ دگرگونی‌های زندگی زنان در گذر نسل‌ها می‌گوید. این رمان به طور قابل ملاحظه‌ای برگرفته از تاریخچهٔ خانوادگی خود نویسنده است. وطن دیگران در 1944 آغاز می‌شود، زمانی که ماتیلد دختر نوزده سالهٔ فرانسوی عاشق امین سرباز مراکشی ارتش فرانسه می‌شود. با او ازدواج می‌کند و پس از جنگ برای زندگی به مراکش می‌روند. ماتیلد همسرش را در آباد کردن مزرعه‌شان همراهی می‌کند، زحمت زندگی و بچه‌ها را به دوش می‌کشد اما در این میان به دنبال هویت خود است و در سرزمین دیگران تلاش می‌کند تا غریبه نباشد.
5
این بار تصمیم گرفتم از شروع دربارهٔ کتاب بنویسم تا به نوعی با هم پیش بریم. شاید بیشتر خوش بگذره.
5
Forwarded from احسان‌نامه
🌕 حالا که ترامپ نوبل صلح را نبرد و تا سال بعد قرار است هر روز به جان نوبل غر بزند، پیشنهاد میکنم این موارد را هم ضمن غرغرهایش به روی نوبل بیاورد:
@ehsanname
🔹طبق وصیت آلفرد نوبل، نوبل ادبيات باید به «برجسته‌ترين اثری که در یک سال گذشته با رويكرد آرمان‌گرايانه نوشته شده» اهدا شود. اما در عمل این جمله، تشریفاتی است. تنها سه بار طبق وصیت آن مرحوم به یک کتاب مشخص نوبل داده شد (نوبل ۱۹۲۰ کنوت هامسون برای «رشد خاک»، نوبل ۱۹۲۴ ولادیسلاو ریمونت برای رمان «دهقان‌ها» و نوبل ۱۹۲۹ توماس مان برای «بودنبروکها»). گاهی به یکی در تنها سالی که کاری منتشر نکرده، نوبل دادند (برنارد شاو در ۱۹۲۵). بقیه را هم سال‌ها بعد از نگارش مهمترین اثرشان انتخاب کردند (مثلاً مارکز در ۱۹۸۰ نوبل گرفت، ۱۲سال بعد از انتشار «صد سال تنهایی»). می‌ماند «آرمانگرایی» که فقط وقتی خواستند به تولستوی نوبل ندهند یادشان آمد و گفتند کارهایش به اندازۀ کافی آرمان و اخلاق ندارد! (فکرش را بکنید، به تولستوی گفتند!) وگرنه در ۱۹۹۷ به داریو فو نوبل دادند که صدای کلیسا را درآورد.

🔸فهرست نویسندگان معروفی که بعد از ۱۹۰۱ مردند و نوبل نبردند، از نوبل‌گرفته‌ها خیلی غنی‌تر است: جیمز جویس، جورج اورول، سامرست موام، گراهام گرین، آلدوس هاکسلی، او هنری، دی اچ لارنس، ویرجینیا وولف، کاترین منسفیلد، جی آر آر تالکین، رولد دال، اچ جی ولز، آرتور کانن‌دویل، آگاتا کریستی، مارک تواین، جک لندن، تئودور درایزر، تامس هاردی، اسکات فیتزجرالد، آرتور میلر، جی دی سلینجر، ای ال دکتروف، ریموند کارور، جان آپدایک، کورت ونه‌گات، ژول ورن، امیل زولا، مارسل پروست، آندره مالرو، لویی فردینان سلین، سنت اگزوپری، رومن گاری، فرانتس کافکا، برتولت برشت، ایتالو کالوینو، امبرتو اکو، هنریک ایبسن، نیکوس کازانتزاکیس، گارسیا لورکا، خورخه لوییس بورخس، کارلوس فوئنتس، چینوا آچیبی، آنا آخماتووا، ولادیمیر مایاکفسکی، میخاییل بولگاکف، ولادیمیر ناباکف، ماکسیم گورکی، آنتون چخوف، لئو تولستوی،... کلا روس‌ها تا ۱۹۵۸ و پاسترناک (آن هم از سر لج با شوروی) نوبل ادبی نگرفتند، درحالی‌که نیمۀ اول قرن بیستم دورۀ سرهنگی و عصر طلایی ادبیات روس بود.
@ehsanname
🔹عوضش پنج عضو آکادمی سوئد خودشان را برنده نوبل ادبی کردند. اول سلما لاگرلوف نوبل ۱۹۰۹ را برد و بعد از گرفتن جایزه عضو آکادمی شد. بعد دیدند چه کاری است که اول جایزه بگیریم، بعد عضو باشیم. با اینکه طبق وصیت نوبل، جایزه را باید به زنده‌ها داد تا به یک زخمی بزنندش، به یکی از اعضا (اریک اکسل کارلفلدت) بعد مرگش نوبل ادبی دادند (تنها نوبلیست مرده دیگر تاریخ، داگ هامرشولد برای صلح است که به صورتی کاملا اتفاقی او هم سوئدی بود). گند ماجرا وقتی درآمد که سال۱۹۷۴ دو عضو آکادمی سر اینکه کی امسال جایزه بگیرد و کی سال بعد، به تفاهم نرسیدند و نهایتا جایزه را قسمت کردند (هری مارتینسون و ایویند جانسون). طوری شد که مارتینسون زیر فشار انتقادها خودکشی کرد، آن هم با قیچی!

🔸در واقع مهمترین اصل در نوبل (مثل هر جای دیگری) این است که با طرف حال بکنند یا نه. به ادیسون و تسلا نوبل ندادند، درباره مندلیف گفتند با نظراتش «موافق نیستند» (دقیقاً همین را گفتند)، وقتی برای کشف منشأ امواج رادیویی خواستند نوبل بدهند، به جای کاشفش (ژوسلین بل) به استاد راهنمای او جایزه دادند (و ملت دست گرفتند که خب اسم جایزه NO-Bell است دیگر!) در عوض چون یوهانس فایبیگر دانمارکی رفیقشان بود، به «کشف‌ درخشان»ش مبنی بر ایجاد کلیه سرطان‌ها به وسیله کرم‌ها، نوبل پزشکی۱۹۲۶ دادند! ادبیات و صلح که دیگر جای خود دارد.

🔹به بورخس به این دلیل نوبل ندادند که می‌گفتند طرفدار دیکتاتورها است(!) و آکادمی نوبل از سیاسست چندشش می‌شود و در جنگ‌ها بیطرف است. بعد به کنوت هامسون نوبل دادند (در ۱۹۲۰) که نه تنها کشته‌مردۀ هیتلر که طرفدار سینه‌چاک آلمان‌ در هر دو جنگ جهانی بود (در ۱۹۴۰ گفت آلمانی‌ها دارند برای ما می‌جنگند، در ۱۹۴۳ نوبلش را به گوبلز تقدیم کرد و بعد از مرگ هیتلر هم گفت که او «جنگجویی برای بشریت و پیام‌آور عدالت برای ملت‌ها» بود.) باز هامسون خوب است، وینستون چرچیل هم نوبل ادبیات گرفته، آن هم برای خاطراتش از جنگ جهانی. (محض سوزش بیشتر ترامپ، اول قرار بوده به چرچیل نوبل صلح بدهند، بعد دیدند خیلی ضایع است به یکی از فرماندهان جنگ جهانی جایزۀ صلح بدهیم، بیا این نوبل ادبیات!)
حتی اگر فرض کنیم چرچیل زمانی روزنامه‌نگار بوده، حکمت نوبل ۱۹۰۲ تئودور مومسن را که مورخ، حقوق‌دان، سیاستمدار و باستان‌شناس بود کسی هرگز نخواهد فهمید. تنها ربط مومسن به ادبیات می‌تواند این باشد که برنارد شا گفته اگر «تاریخ روم» مومسن را نخوانده بود، «سزار و کلئوپاترا»یش خوب درنمی‌آمد!
@ehsanname
از «خرده‌جنایت‌های نوبلی» نوشتۀ یاسر مالی و احسان رضایی در شماره ۳۸۱ «همشهری جوان» (۲۹ مهر ۱۳۹۱)
-وطن دیگران، لیلا سلیمانی
Forwarded from MaddiHane (هانه)
۱۱ اکتبر، روز جهانی دختربچه‌هاست.
این روز برای تبریک گفتن نیست، برای یادآوریه. یادآوری اینکه هنوز توی دنیا میلیون‌ها دختربچه از حق آموزش، امنیت، بهداشت و حتی انتخاب خودشون محرومن. خیلی‌ها هنوز مجبور به ازدواج زودهنگام می‌شن، کار می‌کنن، یا به خاطر جنسیتشون نادیده گرفته می‌شن.
سازمان ملل این روز رو تعیین کرد تا توجه جهان به این نابرابری‌ها جلب بشه و کشورها برای تغییرش قدم بردارن.
هدفش واضحه: دخترها باید فرصت برابر برای یادگیری، رشد و تصمیم‌گیری داشته باشن.
شعار امسال هم می‌گه: «دختری که هستم، تغییری که رهبری می‌کنم؛ دخترانی در خط مقدم بحران‌ها».
یعنی دختربچه‌ها فقط قربانی مشکلات نیستن، خودشون بخشی از راه‌حل‌ان.
4