کتاب‌ماهی
94 subscribers
66 photos
29 videos
1 file
15 links
أنا لَستُ لي.
𓆟

ناشناس:
http://t.me/HidenChat_Bot?start=1790438366
پلی‌لیست:
https://t.me/Aacousticnesstothemoon
Download Telegram
موقعیت: غار بولینکوبا، شمال اسپانیا منطقه خودمختار باسک

در غار بولینکوبا در شمال اسپانیا، تعدادی صدف کشف شدند، بخش زیادی صدف‌های سوراخ‌دار بودن که به دوره پارینه‌سنگی فوقانی(حدود 15000 سال پیش) بر می‌گردند. بعد از تحقیقات و مطالعات باستان‌شناسی و زمین‌شناسی مشخص شد که این صدف‌ها در خود منطقه باسک یافت نمی‌شن و از مناطق ساحلی(به احتمال زیاد جنوبی) توسط انسان‌ها به شمال منتقل شدن. نشونه‌ای از شبکه‌های مبادله و ارتباط که انسان‌ها به دنبال زینت دادن به ظاهرشون دست به دامنش شدن.
اما چرا ظاهر؟ اصلا معنا و مفهوم این صدف‌ها چی بود؟ برای چی برای انسان اولیه انقدر مهم بود؟
3
از اهمیتی که این صدف‌ها برای انسان اولیه داشتن اطلاعات دقیقی در دست نیست، اما با نگاهی به استفاده انسان‌های کمی جدید‌تر، مثلا انسان قرون وسطی و قصه‌ها و افسانه‌های نسل به نسل منتقل شده می‌شه به چیزهایی رسید. گفته‌ میشه‌ که صدف‌های گرد یا بیضی شکلی که وسطشون یک سوراخ داشتن، برای مردم بسیاری از مناطق و در بسیاری از تمدن‌ها، ارزش معنوی بالایی داشتن.

•فرهنگ‌های بربر و آفریقایی: صدف‌های سوراخ دار نماد ثروت، باروری و قدرت معنوی بودن. گفته شده که؛ فرهنگ بربر که در شمال آفریقا و جنوب اسپانیا ریشه داره، صدف‌ سوراخ‌دار رو به عنوان طلسم طبیعی می‌شناسه، در مراسم‌های تولد، ازدواج یا سفر این صدف‌ها رو به عنوان محافظ فرد به همراه خودشون می‌بردن و باور داشتن که چون از دل دریا اومده و طبیعت بهش شکل داده، انرژی‌های منفی نمی‌تونن در اون باقی بمونن. کم کم این صدف‌ها به لباس‌ها و پوشش مردم هم راه پیدا کردن. به عنوان دکمه‌های زینتی یا گردنبند‌های چندلایه با نخ‌های رنگی(عموما قرمز و آبی) و مهره‌ها. گاهی زنان در مراسم آیینی صدف‌ها رو به عنوان پیوند با طبیعت و حفاظت از روح استفاده می‌کردن.

•در افسانه‌ها و روایت‌های محلی در جنوب اسپانیا: صدف‌های سوراخ دار نماد روح زنانه محافظ دریا بوده. گفته می‌شده که اگر کسی صدفی با سوراخ طبیعی پیدا کنه، یعنی دریا با او در صلحه. گاهی هم پیدا کردن صدف‌های خاص رو پیام‌آور عشق و نیروها و موجودات فرای قدرت ما می‌دونستن. بعدها در دوره اسلامی اندلس، صدف‌های سوراخ‌دار به ویژه اگر به طور طبیعی شکل گرفته باشن، به عنوان طلسم محافظ شناخته می‌شدن و درواقع ارزشی معنوی برابر با چشم زخم(یا حتی بالاتر، چون متعلق به طبیعت بودن) داشتن. زن‌ها و کودکان بیشتر ازش استفاده می‌کردن تا چشم زخم و انرژی منفی رو دفع کنن و در برخی منابع عرفانی، سوراخ وسط صدف نماد «راه عبور نور» یا «چشم الهی» بوده.

اطلاعات و تصاویر باستان‌شناسی
منبع سایر اطلاعات مردم‌شناسی و فرهنگی: علم‌نت
4
در نگاه برخی، وفاداری به یک فرهنگ و تمدن یا دین و آیین (به طور خلاصه وفاداری به وطن) یعنی پاک‌سازی کامل هر نشانه‌ای از فرهنگ‌های دیگه. اما هیچ تمدنی در خلأ شکل نگرفته. هیچ فرهنگی خالص و منزوی باقی نمونده. تبادل، تعامل و تأثیرپذیری، بخشی از ذات تمدن‌سازیه.

پلاورالیسم فرهنگی(چند فرهنگ‌گرایی فعال)=> معتقدین به این اندیشه بر این باورند که فرهنگ‌ها می‌تونن در کنار هم زیست کنن، بدون اینکه یکی بر دیگری غلبه کنه. در این نگاه، حفظ هویت خودی به معنای طرد دیگری نیست، بلکه به معنای شناخت خود در کنار دیگری‌ست. در این نقطه؛ تنوع فرهنگی نه تهدیده، نه ضعف؛ بلکه فرصتیه برای گسترش افق‌های فکری و انسانی.

در نقطه‌ای فراتر، میان‌فرهنگی‌گرایی=> از صرف هم‌زیستی عبور می‌کنه و به گفت‌و‌گو، یادگیری متقابل و تعامل فعال بین فرهنگ‌ها تأکید داره. این مکتب، فرهنگ‌ها رو در حال حرکت و رشد می‌بینه، نه در وضعیت ایستا و بسته. در چنین فضایی، فرد می‌تونه هم به ریشه‌های خودش وفادار باشه، هم از دیگران بیاموزه، بدون اینکه هویت خودش رو از دست بده.

از سوی دیگر، همگرایی فرهنگی=> به فرآیندی اشاره می‌کنه که در اون فرهنگ‌ها به واسطه‌ی ارتباط، رسانه، مهاجرت و جهانی‌شدن، به هم نزدیک می‌شن و ویژگی‌های مشترک پیدا می‌کنن. این همگرایی، اگر آگاهانه و با حفظ مرزهای هویتی اتفاق بیفته، می‌تونه به هم‌افزایی فرهنگی منجر بشه؛ اما اگر بدون آگاهی باشه، ممکنه به فرسایش تنوع منجر بشه.

در حوزه‌ی دین، نگاه پلاورالیستی=> بر این باور بنا شده که حقیقت الهی، محدود به یک مسیر یا یک روایت خاص نیست. در این دیدگاه، ادیان مختلف—با تمام تفاوت‌های ظاهری‌شون—می‌تونن حامل جلوه‌هایی از حقیقت باشن. نه از سر نسبی‌گرایی، بلکه از سر پذیرش پیچیدگی تجربه‌ی انسانی در مواجهه با امر قدسی.
پلاورالیسم دینی، به جای انحصار، از امکان گفت‌و‌گو دفاع می‌کنه. به جای حذف، از هم‌زیستی. در این نگاه، ایمان یک نفر به معنای نفی ایمان دیگری نیست؛ بلکه هر مسیر معنوی، می‌تونه راهی باشه برای رسیدن به معنا، آرامش، و ارتباط با امر متعالی.
این مکتب، نه دعوت به بی‌هویتیه، نه نفی باور شخصی؛ بلکه دعوت به فهمی عمیق‌تر از ایمان، فهمی که در اون شنیدن صدای دیگری، تهدید نیست؛ بلکه فرصت شناخت بیشتره.

و در نهایت کاش اگر قرار باشه چیزی از ما باقی بمونه، رد پای ما در پیوند باشه نه در حذف.
2👏2
Forwarded from بَذر
صمود: پایداری و مقاومت
#دوشنبه‌های_آزادگی

کاروان بین‌المللی «صمود» شامل بیش از ۷۰ کشتی از ۴۴ کشور جهان، به همراه کمک‌های بشردوستانه، در قالب یک ناوگان دریایی با هدف شکست محاصره‌ی چندین ساله‌ی غزه توسط صهیونیست‌ها به راه افتاده‌اند. آزادگانی که به هیچ حزب و دولتی وابسته نیستند و تنها «انسان» را می‌فهمند.
کشتی‌ها از بندرهای مدیترانه‌ای مثل بارسلونا، تونس و سیسیل حرکت کرده‌اند و قرار است در نیمه‌ی دوم سپتامبر به غزه برسند.
جالب است بدانید که چهره‌هایی مانند «مارک روفالو» بازیگر امریکایی فیلم‌های مارول، «سوزان ساراندون» برنده‌ی جایزه‌ی اسکار، و «ماندلا ماندلا» نوه‌ی نلسون ماندلا هم در این کاروان حضور دارند.
اسرائیل تهدید کرده که این کشتی‌ها را توقیف خواهد کرد؛ حتی یکی از کشتی‌ها در بندر تونس هدف حمله‌ی پهپادی قرار گرفت و دچار آتش‌سوزی شد.
(اما آزادگی با ترس بیگانه است.)

ما برایتان دعا می‌کنیم. برای شما که شجاع و بزرگ و قهرمانید؛ که الگوها و قصه‌هایی خواهید بود برای نسل‌های آینده. ما دعا می‌کنیم به هدفتان، به هدف میلیون‌ها آزاده‌ی جهان برسید و به این ظلم چندین و چند ساله پایان دهید. ساده بگویم: دم شما گرم. :)🤍
2
Forwarded from کنارِ ماهی‌ها (Setti)
آیا ما مدام تغییر می‌کنیم؟ یا فقط به مرور متوجه می‌شیم واقعا کی هستیم؟
Forwarded from کنارِ ماهی‌ها (Setti)
کنارِ ماهی‌ها
آیا ما مدام تغییر می‌کنیم؟ یا فقط به مرور متوجه می‌شیم واقعا کی هستیم؟
مصریان باستان باور داشتند ما موجوداتی نیستیم که مدام تغییر کنیم؛ بلکه ما انسان‌ها حامل حقیقتی درونی هستیم که باید در مسیر زندگی کشفش کرد. مصریان باستان باور داشتند که هر فرد، از لحظه‌ی تولد، بخشی از نظم کیهانی را در خود دارد، و این نظم با واژه‌ی ماعت (Maat) شناخته می‌شد: تعادل، صداقت، عدالت، و هماهنگی با جهان.
در این جهان‌بینی، زندگی نه برای دگرگونی، بلکه برای یادآوری طراحی شده بود. انسان با تجربه‌ی رنج، انتخاب‌ها، و مواجهه با پیچیدگی‌های زیستن، به تدریج به چیزی که همیشه درونش بوده نزدیک‌تر می‌شود. تغییر، در این معنا، نه انکار گذشته است و نه ساختن چیزی تازه؛ بلکه بازگشت به خویشتنِ فراموش‌شده است.
در باور مصری‌ها، روح انسان در حرکت بود، نه ایستا. این روح، با هر قدمی که به سوی صداقت و معنا برمی‌داشت، به ذات خویش نزدیک‌تر می‌شد. نه از سر تقلید، نه برای تطابق با دیگری، بلکه برای رسیدن به هماهنگی با آنچه از آغاز درونش بوده.
🔥2
می‌دونستید ریشه کلمه کارناوال از پیوند دو کلمه لاتین Carne+Vale اومده؟

کلمه Carne به معنای گوشت و Vale کلمه‌ای که امروزه به معنای «باشه» هست، در لاتین کلاسیک معنای «بدرود/خداحافظ» داشته. به طور کلی Carnaval به معنی «خداحافظی با گوشت» بوده.
حالا چرا خداحافظی با گوشت؟
کارناوال که امروزه ما به عنوان جشن و شادی رنگارنگ می‌شناسیمش، روزگاری در سنت‌های مسیحیت، آخرین جشن قبل از شروع روزه‌داری بوده. مردم یک جشن با شکوه می‌گرفتن و با بریز و بپاش و ✌️🏻گوشت✌️🏻 خداحافظی می‌کردن و وارد دوره روزه‌داریشون می‌شدن.

پی نوشت: در برخی منابع، بخش دوم از واژه به شکل levare هم ذکر شده که به معنای «برداشتن» یا «رها کردن» هست.
در این حالت، carne levare یعنی «رها کردن گوشت» یا «برداشتن گوشت از رژیم غذایی». در کل هر دو تعبیر به یک مفهوم اشاره دارن.
6
کتاب‌ماهی
-Sisters in Arms, 2019
فیلم بخشی از جنایات داعش رو روایت می‌کنه، اما بسیار متفاوت‌تر از چیزهایی که تا به امروز دیدیم و شنیدیم. داستان، داستانِ یگان‌های مدافع زنان(YPJ) هست در زمان حمله داعش به بخش‌های کوردنشین عراق و سوریه(2014). که این یگان‌ها از زنان مختلفی از سراسر دنیا تشکیل شده بودند، از خود زنان کورد که فرماندهی رو به عهده داشتند تا داوطلبین فرانسوی، آمریکایی، عرب و ایتالیایی. نیروهای داعش معتقد بودند که اگر توسط یک زن کشته بشن به بهشت نمی‌رن و از داشتن حوری‌های بهشتی محروم می‌شن. اما نه تنها بخش عظیمی از اون‌ها توسط زنان کشته می‌شن، بلکه بعد از مرگشون، روی جنازه‌هاشون صدای کِل زن‌ها بلند می‌شه.
چیزی که خیلی توجهم رو جلب کرد تاکید داستان بر این بود که مقابله با ظلم از هرکسی بر میاد، محدود به جنسیت و دین و زبان نیست. می‌تونی زبان هم‌رزمت رو متوجه نشی و دعاهاش قبل از شروع وعده‌های غذایی رو درک نکنی، اما همچنان با هم و برای هم بجنگید. چون چیزی هست فراتر از تعصبات و کلمات و رنگ‌های ما، به نام انسان.
6
«اما آنها_آن نیروهای کور و حیوانی و کوبنده_در اعماق نقبش به دنبالش می‌آیند، او را که هنوز در پوستهٔ تازه‌اش ظریف و آسیب‌پذیر است می‌یابند و از تاریکی بیرون می‌کشند و به میان بشریت بی‌رحم رها می‌کنند. و از همان آغاز از او انتظار دارند حماقت‌ها و نفرت‌های آن‌ها را بی آنکه بفهمد بپذیرد و نه تنها بپذیرد، تقاص آن‌ها را هم پس بدهد.»

-پی‌یر و لوسی، رومن رولان
4
-پی‌یر و لوسی، رومن رولان
4
«میان این انگاره‌های گذرا و آن نقش واقعی که در جستجویش بود و می‌پنداشت دوستش دارد، کوچک‌ترین شباهتی نبود. پس آیا دوستش نمی‌داشت؟ البته که دوستش داشت؛ و به همین دلیل بود که او را همه جا و به هر شکلی می‌دید. هر لبخندی او بود، هر نوری او بود، همهٔ زندگی او بود. و با توصیف دارای حد و مرزی می‌شد.»

-پی‌یر و لوسی، رومن رولان
3
«می‌دانست که اگر هم دیگر هرگز او را نبیند، او هست، وجود دارد و همان مأوایی است که در آرزوی اوست. بندرگاهی در طوفان. فانوسی در شبی تاریک. ای ستاره دریا! ای فرشته عشق! در لحظهٔ مرگ نیز چشم از ما بر مگیر!»

-پی‌یر و لوسی، رومن رولان
4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«میراث تو نسل‌کشیه! تو حمایت کاملت رو از اسرائیل اعلام کردی، در حالی که اونا به نوزادها شلیک می‌کردن، در حالی که نوزادها رو منفجر می‌کردن، در حالی که فلسطینی‌ها رو زنده زنده می‌سوزوندن. تو بیشتر نگران محافظت از یه حکومت آپارتاید بودی تا اینکه از حقوق مردم آمریکا دفاع کنی!»

-مردم در تور معرفی کتاب کاملا هریس.
👍4
Forwarded from بَذر
«سکوت در مواجهه با چنین رنجی، بی‌طرفی نیست؛ هم‌دستی‌ است. و هم‌دردی نباید چنین سخت باشد، هیچ‌وقت نباید چنین سخت باشد.» _فلورنس پیو
👏5
-پی‌یر و لوسی، رومن رولان
«اما چون خطری تداوم یابد به عادت مبدل می‌شود و زندگی، خود را با آن وفق می‌دهد. و دور نیست که اگر خطر عظیم نباشد و میان همگان تقسیم گردد؛ حتی جنبه جذابی هم به خود بگیرد.»

-پی‌یر و لوسی، رومن رولان
2
Forwarded from استحاله (taha)
«زندگی به مثابه‌ی سیاست»
این بحثیه که آصف بیات توی کتاب "Life as Poletics" مطرح می‌کنه.
پیامی از دل غزه‌ی درگیر کشتار خیلی رسا و ساده بیان می‌شه:We love" you" همراه با لباس سفیدی که روش با طرح گل نوشته شده LOVE. واضح‌تر بخوام بگم اینجا دقیقا با یک کنش روزمره فاقد شعار رسمیِ سیاسی یا یه حرکت حزبیِ سازمان‌یافته مواجهیم. در دل دنیایی مملو از صلح این عمل یک کنش سیاسی نیست اما اینجا غزه‌ست جایی در خاورمیانه که حتی آب خوردن هم عملی سیاسیه چه برسه به صحبت کردن. عمل ساده‌ی این کودک یه بازتعریف از شرایط امروز غزه‌ست. جایی که خبر جنگ و کشتار در اون روزبه‌روز داره برای مردم بقیه‌ی نقاط جهان عادی‌تر می‌شه یه دختر بچه با لباس سفید که روش بزرگ نوشته شده «LOVE» و پیامی از عشق رو به کاروان صمود و بقیه‌ی مردم دنیا می‌فرسته در برابر مرگ و کشتار سازمان‌یافته قدعلم می‌کنه بدون این‌که مربوط به یک جنبش اجتماعی-سیاسیِ مشخص باشه. همون‌طور که آصف از زنان قاهره و بازتعریفشون از فضای اجتماعی اون برهه صحبت می‌کنه بنظرم داره اینجا هم اتفاق می‌افته. زنان در قاهره که سعی کردن برای بازتعریف شرایط اجتماعی و کم کردن سلطه‌ی نظام مردسالارانه از یک «ناجنبش» استفاده کنن. این دختر بچه‌ی زیبا هم دقیقا مربوط به یک «ناجنبش»ئه. ناجنبش‌هایی که می‌تونن تغییرات شگرف ایجاد کنن.
این کودک نه بیانیه می‌خونه نه تهدیدی می‌کنه بلکه صرفا از «زندگی» صحبت می‌کنه. کودک درحالِ بازپس‌گیری فضا برای بازسازی زندگی عادیه.
دلیل اهمیت این نوع حرکات چیه؟ فارغ از درست یا غلط بودن رفتار محور مقاومت باید این رو پذیرفت که پروپاگندای رسانه‌ای به‌سادگی حرکت رادیکال در برابر انسان‌کشی در فلسطین رو به نفع خودش و برای مظلوم نمایی مصادره می‌کنه اما زندگی مردم عادی وقتی به مثابه‌ی سیاست وارد عمل می‌شه چنین امکانی رو برای رسانه‌های رژیم ایجاد نمی‌کنه. تصور می‌کنم بخش مهمی از راه آزادسازی غزه -و قطعاً سپس فلسطین- نه از طریق مقاومت رادیکال بلکه از دل زندگی عادیِ مردم بیرون می‌آد. اینجا خاورمیانه‌ست جایی که به قول بیات زندگی مردم عادی اون رو تغییر می‌ده.
3