کتاب‌ماهی
94 subscribers
66 photos
29 videos
1 file
15 links
أنا لَستُ لي.
𓆟

ناشناس:
http://t.me/HidenChat_Bot?start=1790438366
پلی‌لیست:
https://t.me/Aacousticnesstothemoon
Download Telegram
-مرگ به وقت بهار، مرسه رودوردا
2
-مرگ به وقت بهار، مرسه رودوردا
2
«پیش خودم می‌گفتم کاش به دنیا نمی‌آمد، چون می‌دانستم زندگی برایش چه چیزهایی در چنته داشت. نفس کشیدن انتظارش را می‌کشید. زحمت و غم نفس کشیدن و باز نفس کشیدن، آن هم وقتی هرچیزی طراوتش را از دست می‌دهد؛ وقتی هر نویی کهنه می‌شود، ماه هلال می‌شود و بعد قرص کامل؛ وقتی که خورشید بی‌جان می‌درخشد، صدای خش خش باد همه‌جا می‌پیچد، ابرها را می‌پراکند، جمعشان می‌کند یک جا و بعد فراری‌شان می‌دهد، گرد و غبار را بلند می‌کند و فرو می‌نشاند. تنها چیزی که انتظارش را می‌کشید اندوه خوابیدن و برخاستن و نفهمیدن زندگی بود، دانستن اینکه زندگی روزی از او خواهد گریخت، بی آنکه بداند اصلا چه شد که به او زندگی بخشیدند و چه شد که زندگی را از او دریغ کردند. بیا زندگی کن: فلان و بهمان هم ار این قرار است. خب حالا دیگر بس است. دیگر زنده نباش.»

-مرگ به وقت بهار، مرسه رودوردا
3
-مرگ به وقت بهار، مرسه رودوردا
2
خوندن مرگ به وقت بهار برای من طول کشید، ساده نبود، آزارم داد و مدام رهاش کردم. الان که می‌نویسم هم می‌دونم قرار نیست نوشته منسجم و جالبی از آب در بیاد چون هنوز گیجم. نمی‌شه چنین داستانی رو به سادگی خوند، نمی‌شه به سادگی فهمید، حداقل برای من، و البته که نمی‌شه چنین داستانی رو فهمید بدون فهمیدن جهنمی که نویسنده از اون عبور کرده. برای من هر کلمه بازتابی از چیزی بود که به خاطرش خوندن کتاب رو شروع کردم: سرکوب
سرکوب رو در تک تک جزئیات و حتی در کلی‌ترین اصل ماجرا، یعنی بی مکان و بی زمان بودن داستان می‌شه پیدا کرد. دهکده بی زمان و بی مکان بود، گویی کسانی خواستند که این طور باشه. که مردم دهکده فکر کنن نباید وجود داشته باشن، که نباید شوری زنده باشه، راوی فقط توصیف می‌کرد. نه اعتراض. گویی کسانی خواستند که اهالی فکر کنن که باید سکوت کنند چون کسی هست که بهتر می‌دونه. که فکر کنن باید دهان مرده رو پر از سیمان کنن که روحش فرار نکنه، از فرار بترسن، از آزاد شدن هرچیزی، از تغییر هرچیزی بترسن و بهار به بهار دهکده رو به همون رنگی که بود برگردونن، از هرچیز تازه‌ای بترسن و به سکون بی نام و نشونشون دل ببندن. چون کسی هست که بهتر می‌دونه، کسانی هستن که بهتر می‌دونن.

#مرگ‌به‌وقت‌بهار_مرسه‌رودوردا
2
دوست دارم مستقیما اشاره تاریخی بکنم اما چیزی درونم هست که می‌گه این کار تمام ارزش اون همه استعاره و نماد رو از بین می‌بره. انگار که توضیح دادن داستان خیانت به داستان باشه. در نهایت برای من رودوردا فقط یک رمان رو ننوشته، بلکه یک سند زنده از مقاومت، از درد، از زنده موندن به جا گذاشته.
2
کتاب‌ماهی
صدای مقاومت: گفتگو با اعضای جنبش آنارشیستی فلسطین (فوضی)، 30 می 2025.
«در سال ۲۰۲۰، با مشاهده‌ی تظاهرات ضد نژاد‌‌پرستی برای جورج فلوید و اقدامات آنارشیست‌های آمریکایی، تصمیم گرفتیم این جنبش را در فلسطین پایه‌گذاری کنیم. از یک سو نمی‌خواستیم شبیه به گروه‌های نظامی حماس باشیم، و از سوی دیگر نمی‌خواستیم بی‌طرف بمانیم و مسئله‌ي فلسطین را فراموش کنیم. اسرائیل واقعاً یک رژیم آپارتاید است. صهیونیست‌ها نژادپرست هستند. ما از یهودیان انتقاد نمی‌کنیم؛ بسیاری از یهودیان به ما کمک کرده‌اند و همچنان یاری‌مان می‌کنند. اما صهیونیست‌ها هدفشان این است که عرب‌ها را از فلسطین بیرون کنند. آنها خانه‌های ما را اشغال کرده‌اند و از حملات ارتش اسرائیل علیه کودکان و زنان بی‌دفاع حمایت می‌کنند.»
3
«ما سازمان‌های بین‌المللی بزرگ را رد می‌کنیم، زیرا در نهایت یا در کنار اسرائیل می‌ایستند یا در برابر آن منفعل عمل می‌کنند. وقتی جوانان فلسطینی توسط صهیونیست‌ها یا نیروهای اسرائیلی ترور می‌شوند، یا زمانی که هواپیماهای جنگی اسرائیل غزه را بمباران کرده و مردم بی‌دفاع و غیرنظامیان را به قتل می‌رسانند، این سازمان‌ها هیچ اقدامی نمی‌کنند. بیانیه‌های ساده برای محکومیت این فجایع چه فایده‌ای دارد؟ اسرائیل هر بلایی که بخواهد بر سر مردم بی‌دفاع فلسطین می‌آورد و سازمان‌های بین‌المللی تنها تأسف خود را ابراز می‌کنند!»
👍3
« تصور کنید کسی وارد خانه شما شود و آن را به زور تصرف کند. سپس، پس از اینکه می‌بیند شما مقاومت می‌کنید و حاضر به ترک خانه نیستید، پیشنهاد می‌دهد که خانه را با هم تقسیم کنید. آیا این منطقی به نظر می‌رسد؟ اگر این منطقی باشد، پس این موارد نیز منطقی هستند: کسی تلفن همراه شما را در خیابان می‌دزدد، دستگیر می‌شود و سپس پیشنهاد می‌دهد که تلفن را بین خودتان تقسیم کنید یا بفروشید و پولش را تقسیم کنید. یا کسی ماشین شما را می‌دزدد و وقتی متوجه می‌شود شما هرگز از ماشین خود دست نمی‌کشید، پیشنهاد می‌دهد که ماشین را با هم استفاده کنید یا بفروشید و پولش را تقسیم کنید!»
👍3
«نمی‌دانم فلسطین در آینده چگونه خواهد بود. اما آرزو دارم همه در کشورم در صلح زندگی کنند: زنان و مردان، کودکان و بزرگسالان، یهودیان، مسلمانان، مسیحیان، حتی بی‌دینان، همجنس‌گرایان، تغییر دین داده‌ها و هر کسی که ایده‌ای دارد که او را از دیگران متفاوت می‌کند. ما از مشکلات بی‌شمار، جنگ، ترس و زندگی در ناامنی خسته شده‌ایم. تنها چیزی که می‌خواهم این است که بتوانم بدون نگرانی در خیابان قدم بزنم. تنها چیزی که می‌خواهم این است که در یک کافه بنشینم، در کنار ساحل قدم بزنم، یا با دوستانم به مهمانی بروم و با هم خوش بگذرانیم. فکر نمی‌کنم این خواسته زیادی باشد. این چیزی است که همه مردم جهان تجربه می‌کنند و این حق ماست. اینها حقوق حداقلی ما در سرزمین خودمان هستند.
چرا باید از خانه‌هایمان بیرون رانده شویم؟ چرا باید سرزمینمان را ترک کنیم؟ چرا غرب یهودیان را در سرزمین ما جمع کرد؟ چرا خود آمریکا، بریتانیا، فرانسه و اروپا آنها را نمی‌پذیرند؟ ما اینجا در صلح زندگی می‌کردیم. ما با یهودیان در سرزمینمان در صلح زندگی می‌کردیم. ما هیچ مشکلی با یهودیان نداریم. مشکل ما این است که آن‌ها مردم خارجی را در سرزمین ما جمع کردند و رهبری کشور ما را به آنها سپردند.»
3
موقعیت: غار بولینکوبا، شمال اسپانیا منطقه خودمختار باسک

در غار بولینکوبا در شمال اسپانیا، تعدادی صدف کشف شدند، بخش زیادی صدف‌های سوراخ‌دار بودن که به دوره پارینه‌سنگی فوقانی(حدود 15000 سال پیش) بر می‌گردند. بعد از تحقیقات و مطالعات باستان‌شناسی و زمین‌شناسی مشخص شد که این صدف‌ها در خود منطقه باسک یافت نمی‌شن و از مناطق ساحلی(به احتمال زیاد جنوبی) توسط انسان‌ها به شمال منتقل شدن. نشونه‌ای از شبکه‌های مبادله و ارتباط که انسان‌ها به دنبال زینت دادن به ظاهرشون دست به دامنش شدن.
اما چرا ظاهر؟ اصلا معنا و مفهوم این صدف‌ها چی بود؟ برای چی برای انسان اولیه انقدر مهم بود؟
3
از اهمیتی که این صدف‌ها برای انسان اولیه داشتن اطلاعات دقیقی در دست نیست، اما با نگاهی به استفاده انسان‌های کمی جدید‌تر، مثلا انسان قرون وسطی و قصه‌ها و افسانه‌های نسل به نسل منتقل شده می‌شه به چیزهایی رسید. گفته‌ میشه‌ که صدف‌های گرد یا بیضی شکلی که وسطشون یک سوراخ داشتن، برای مردم بسیاری از مناطق و در بسیاری از تمدن‌ها، ارزش معنوی بالایی داشتن.

•فرهنگ‌های بربر و آفریقایی: صدف‌های سوراخ دار نماد ثروت، باروری و قدرت معنوی بودن. گفته شده که؛ فرهنگ بربر که در شمال آفریقا و جنوب اسپانیا ریشه داره، صدف‌ سوراخ‌دار رو به عنوان طلسم طبیعی می‌شناسه، در مراسم‌های تولد، ازدواج یا سفر این صدف‌ها رو به عنوان محافظ فرد به همراه خودشون می‌بردن و باور داشتن که چون از دل دریا اومده و طبیعت بهش شکل داده، انرژی‌های منفی نمی‌تونن در اون باقی بمونن. کم کم این صدف‌ها به لباس‌ها و پوشش مردم هم راه پیدا کردن. به عنوان دکمه‌های زینتی یا گردنبند‌های چندلایه با نخ‌های رنگی(عموما قرمز و آبی) و مهره‌ها. گاهی زنان در مراسم آیینی صدف‌ها رو به عنوان پیوند با طبیعت و حفاظت از روح استفاده می‌کردن.

•در افسانه‌ها و روایت‌های محلی در جنوب اسپانیا: صدف‌های سوراخ دار نماد روح زنانه محافظ دریا بوده. گفته می‌شده که اگر کسی صدفی با سوراخ طبیعی پیدا کنه، یعنی دریا با او در صلحه. گاهی هم پیدا کردن صدف‌های خاص رو پیام‌آور عشق و نیروها و موجودات فرای قدرت ما می‌دونستن. بعدها در دوره اسلامی اندلس، صدف‌های سوراخ‌دار به ویژه اگر به طور طبیعی شکل گرفته باشن، به عنوان طلسم محافظ شناخته می‌شدن و درواقع ارزشی معنوی برابر با چشم زخم(یا حتی بالاتر، چون متعلق به طبیعت بودن) داشتن. زن‌ها و کودکان بیشتر ازش استفاده می‌کردن تا چشم زخم و انرژی منفی رو دفع کنن و در برخی منابع عرفانی، سوراخ وسط صدف نماد «راه عبور نور» یا «چشم الهی» بوده.

اطلاعات و تصاویر باستان‌شناسی
منبع سایر اطلاعات مردم‌شناسی و فرهنگی: علم‌نت
4
در نگاه برخی، وفاداری به یک فرهنگ و تمدن یا دین و آیین (به طور خلاصه وفاداری به وطن) یعنی پاک‌سازی کامل هر نشانه‌ای از فرهنگ‌های دیگه. اما هیچ تمدنی در خلأ شکل نگرفته. هیچ فرهنگی خالص و منزوی باقی نمونده. تبادل، تعامل و تأثیرپذیری، بخشی از ذات تمدن‌سازیه.

پلاورالیسم فرهنگی(چند فرهنگ‌گرایی فعال)=> معتقدین به این اندیشه بر این باورند که فرهنگ‌ها می‌تونن در کنار هم زیست کنن، بدون اینکه یکی بر دیگری غلبه کنه. در این نگاه، حفظ هویت خودی به معنای طرد دیگری نیست، بلکه به معنای شناخت خود در کنار دیگری‌ست. در این نقطه؛ تنوع فرهنگی نه تهدیده، نه ضعف؛ بلکه فرصتیه برای گسترش افق‌های فکری و انسانی.

در نقطه‌ای فراتر، میان‌فرهنگی‌گرایی=> از صرف هم‌زیستی عبور می‌کنه و به گفت‌و‌گو، یادگیری متقابل و تعامل فعال بین فرهنگ‌ها تأکید داره. این مکتب، فرهنگ‌ها رو در حال حرکت و رشد می‌بینه، نه در وضعیت ایستا و بسته. در چنین فضایی، فرد می‌تونه هم به ریشه‌های خودش وفادار باشه، هم از دیگران بیاموزه، بدون اینکه هویت خودش رو از دست بده.

از سوی دیگر، همگرایی فرهنگی=> به فرآیندی اشاره می‌کنه که در اون فرهنگ‌ها به واسطه‌ی ارتباط، رسانه، مهاجرت و جهانی‌شدن، به هم نزدیک می‌شن و ویژگی‌های مشترک پیدا می‌کنن. این همگرایی، اگر آگاهانه و با حفظ مرزهای هویتی اتفاق بیفته، می‌تونه به هم‌افزایی فرهنگی منجر بشه؛ اما اگر بدون آگاهی باشه، ممکنه به فرسایش تنوع منجر بشه.

در حوزه‌ی دین، نگاه پلاورالیستی=> بر این باور بنا شده که حقیقت الهی، محدود به یک مسیر یا یک روایت خاص نیست. در این دیدگاه، ادیان مختلف—با تمام تفاوت‌های ظاهری‌شون—می‌تونن حامل جلوه‌هایی از حقیقت باشن. نه از سر نسبی‌گرایی، بلکه از سر پذیرش پیچیدگی تجربه‌ی انسانی در مواجهه با امر قدسی.
پلاورالیسم دینی، به جای انحصار، از امکان گفت‌و‌گو دفاع می‌کنه. به جای حذف، از هم‌زیستی. در این نگاه، ایمان یک نفر به معنای نفی ایمان دیگری نیست؛ بلکه هر مسیر معنوی، می‌تونه راهی باشه برای رسیدن به معنا، آرامش، و ارتباط با امر متعالی.
این مکتب، نه دعوت به بی‌هویتیه، نه نفی باور شخصی؛ بلکه دعوت به فهمی عمیق‌تر از ایمان، فهمی که در اون شنیدن صدای دیگری، تهدید نیست؛ بلکه فرصت شناخت بیشتره.

و در نهایت کاش اگر قرار باشه چیزی از ما باقی بمونه، رد پای ما در پیوند باشه نه در حذف.
2👏2
Forwarded from بَذر
صمود: پایداری و مقاومت
#دوشنبه‌های_آزادگی

کاروان بین‌المللی «صمود» شامل بیش از ۷۰ کشتی از ۴۴ کشور جهان، به همراه کمک‌های بشردوستانه، در قالب یک ناوگان دریایی با هدف شکست محاصره‌ی چندین ساله‌ی غزه توسط صهیونیست‌ها به راه افتاده‌اند. آزادگانی که به هیچ حزب و دولتی وابسته نیستند و تنها «انسان» را می‌فهمند.
کشتی‌ها از بندرهای مدیترانه‌ای مثل بارسلونا، تونس و سیسیل حرکت کرده‌اند و قرار است در نیمه‌ی دوم سپتامبر به غزه برسند.
جالب است بدانید که چهره‌هایی مانند «مارک روفالو» بازیگر امریکایی فیلم‌های مارول، «سوزان ساراندون» برنده‌ی جایزه‌ی اسکار، و «ماندلا ماندلا» نوه‌ی نلسون ماندلا هم در این کاروان حضور دارند.
اسرائیل تهدید کرده که این کشتی‌ها را توقیف خواهد کرد؛ حتی یکی از کشتی‌ها در بندر تونس هدف حمله‌ی پهپادی قرار گرفت و دچار آتش‌سوزی شد.
(اما آزادگی با ترس بیگانه است.)

ما برایتان دعا می‌کنیم. برای شما که شجاع و بزرگ و قهرمانید؛ که الگوها و قصه‌هایی خواهید بود برای نسل‌های آینده. ما دعا می‌کنیم به هدفتان، به هدف میلیون‌ها آزاده‌ی جهان برسید و به این ظلم چندین و چند ساله پایان دهید. ساده بگویم: دم شما گرم. :)🤍
2
Forwarded from کنارِ ماهی‌ها (Setti)
آیا ما مدام تغییر می‌کنیم؟ یا فقط به مرور متوجه می‌شیم واقعا کی هستیم؟
Forwarded from کنارِ ماهی‌ها (Setti)
کنارِ ماهی‌ها
آیا ما مدام تغییر می‌کنیم؟ یا فقط به مرور متوجه می‌شیم واقعا کی هستیم؟
مصریان باستان باور داشتند ما موجوداتی نیستیم که مدام تغییر کنیم؛ بلکه ما انسان‌ها حامل حقیقتی درونی هستیم که باید در مسیر زندگی کشفش کرد. مصریان باستان باور داشتند که هر فرد، از لحظه‌ی تولد، بخشی از نظم کیهانی را در خود دارد، و این نظم با واژه‌ی ماعت (Maat) شناخته می‌شد: تعادل، صداقت، عدالت، و هماهنگی با جهان.
در این جهان‌بینی، زندگی نه برای دگرگونی، بلکه برای یادآوری طراحی شده بود. انسان با تجربه‌ی رنج، انتخاب‌ها، و مواجهه با پیچیدگی‌های زیستن، به تدریج به چیزی که همیشه درونش بوده نزدیک‌تر می‌شود. تغییر، در این معنا، نه انکار گذشته است و نه ساختن چیزی تازه؛ بلکه بازگشت به خویشتنِ فراموش‌شده است.
در باور مصری‌ها، روح انسان در حرکت بود، نه ایستا. این روح، با هر قدمی که به سوی صداقت و معنا برمی‌داشت، به ذات خویش نزدیک‌تر می‌شد. نه از سر تقلید، نه برای تطابق با دیگری، بلکه برای رسیدن به هماهنگی با آنچه از آغاز درونش بوده.
🔥2
می‌دونستید ریشه کلمه کارناوال از پیوند دو کلمه لاتین Carne+Vale اومده؟

کلمه Carne به معنای گوشت و Vale کلمه‌ای که امروزه به معنای «باشه» هست، در لاتین کلاسیک معنای «بدرود/خداحافظ» داشته. به طور کلی Carnaval به معنی «خداحافظی با گوشت» بوده.
حالا چرا خداحافظی با گوشت؟
کارناوال که امروزه ما به عنوان جشن و شادی رنگارنگ می‌شناسیمش، روزگاری در سنت‌های مسیحیت، آخرین جشن قبل از شروع روزه‌داری بوده. مردم یک جشن با شکوه می‌گرفتن و با بریز و بپاش و ✌️🏻گوشت✌️🏻 خداحافظی می‌کردن و وارد دوره روزه‌داریشون می‌شدن.

پی نوشت: در برخی منابع، بخش دوم از واژه به شکل levare هم ذکر شده که به معنای «برداشتن» یا «رها کردن» هست.
در این حالت، carne levare یعنی «رها کردن گوشت» یا «برداشتن گوشت از رژیم غذایی». در کل هر دو تعبیر به یک مفهوم اشاره دارن.
6
کتاب‌ماهی
-Sisters in Arms, 2019
فیلم بخشی از جنایات داعش رو روایت می‌کنه، اما بسیار متفاوت‌تر از چیزهایی که تا به امروز دیدیم و شنیدیم. داستان، داستانِ یگان‌های مدافع زنان(YPJ) هست در زمان حمله داعش به بخش‌های کوردنشین عراق و سوریه(2014). که این یگان‌ها از زنان مختلفی از سراسر دنیا تشکیل شده بودند، از خود زنان کورد که فرماندهی رو به عهده داشتند تا داوطلبین فرانسوی، آمریکایی، عرب و ایتالیایی. نیروهای داعش معتقد بودند که اگر توسط یک زن کشته بشن به بهشت نمی‌رن و از داشتن حوری‌های بهشتی محروم می‌شن. اما نه تنها بخش عظیمی از اون‌ها توسط زنان کشته می‌شن، بلکه بعد از مرگشون، روی جنازه‌هاشون صدای کِل زن‌ها بلند می‌شه.
چیزی که خیلی توجهم رو جلب کرد تاکید داستان بر این بود که مقابله با ظلم از هرکسی بر میاد، محدود به جنسیت و دین و زبان نیست. می‌تونی زبان هم‌رزمت رو متوجه نشی و دعاهاش قبل از شروع وعده‌های غذایی رو درک نکنی، اما همچنان با هم و برای هم بجنگید. چون چیزی هست فراتر از تعصبات و کلمات و رنگ‌های ما، به نام انسان.
6