کتاب‌ماهی
95 subscribers
66 photos
29 videos
1 file
15 links
أنا لَستُ لي.
𓆟

ناشناس:
http://t.me/HidenChat_Bot?start=1790438366
پلی‌لیست:
https://t.me/Aacousticnesstothemoon
Download Telegram
Forwarded from بَذر
یک نفر که جزو کسانی بود که رفته بودند تا غزاله علیزاده را پس از خودکشی از آن بالا پایین بیاورند، می‌گفت اگر خود او آن منظره را دیده بود، خودکشی نمی‌کرد. گنجشک‌ها روی درخت‌های بالای سرش می‌خواندند و آفتاب قشنگی از لابه‌لای برگ‌ها می‌تابید و روی ناخن‌هایش منعکس شده بود. انگار نه انگار. خم به ابروی طبیعت هم نیامده بود که کسی این‌جا خودش را کشته است. اگر می‌خواهی بمیری، بمیر. اما صبح روز بعد، انگار نه انگار که اتفاقی افتاده و زندگی با قدرت تمام ادامه دارد و جلوه می‌کند. اگر آدم بداند که این همه در برابر عظمت طبیعت ناچیز است، طلب‌کاری‌اش از دنیا و توقعش از خودش کم می‌شود. من سعی می‌کنم در زندگی خصوصی‌ام، با اعلام مداوم طلب‌کاری از دنیا، دست به خودکشی تدریجی نزنم.

_متن از عباس کیارستمی برای غزاله علیزاده.
5
4
دقیقا جناب اخوان ثالث. دقیقا.
5
3
Forwarded from آرشیو.
5
14
«انسان صادق در یک روز به چهل حال درآید؛ منافق چهل سال در یک حال بماند.»

-جنید بغدادی
7
Forwarded from وَرطه
Everyone is going through something by Luca Ponsato.
1
«بدایت عشق به کمال، عاشق را آن باشد که معشوق را فراموش کند؛ که عاشق را حساب با عشق است؛ با معشوق چه حساب دارد؟ مقصود وی عشق است و حیات وی از عشق باشد، و بی‌عشق او را مرگ باشد. در این حالت وقت باشد که خود را نیز فراموش کند که عاشق وقت باشد که از عشق چندان غصه و درد و حسرت بیند که نه در بند وصال باشد، و نه غم هجران خورد. زیرا که نه از وصال او را شادی آید و نه از فراق او را رنج و غم نماید؛ همه‌ی خود را به عشق داده باشد.»

«چون از تو به جز عشق نجویم به جهان
هجران و وصال تو مرا شد یک‌سان
بی‌عشق تو بودنم ندارد سامان
خواهی تو وصال جوی؛ خواهی هجران»

-تمهیدات، عین‌القضات همدانی
5
Forwarded from تنهایی بلوطانه؛
مرد رو به در خروجی دوید: «من از این خانه می‌روم.»
قهرمان یونس روی صندلی جابه‌جا شد: «کجا می‌روی؟ از خودت فرار می‌کنی؟ همه‌جا آسمان همین رنگ است.»
وهاب به ماه تمام، فراز کاج خیره شد: «این جماعت غربتم را به نهایت می‌رسانند.»
یونس تبسمی کرد: «پرتگاه انتها ندارد، مگر به فکرش نباشی. در گریختن رستگاری‌ای نیست. بمان و چیزی از خودت بساز که نشکند.»


[خانه‌ی ادریسی‌ها، غزاله علیزاده]
6
او در رؤیای مرگ، بی‌نهایت را جستجو می‌کرد. زندگی‌اش به طرزی ناامید‌کننده‌ حقیر بود و تمام چیزهای دور و برش پیش‌پاافتاده و عاری از درخشش؛ اما مرگ مطلق است؛ غیر قابل تقسیم است و غیر قابل تغییر.

-زندگی جای دیگری‌ست، میلان کوندرا
4
ویتسلاف نزوال خطاب به خواننده‌اش می‌نویسد:«همراه با من هذیان بگویید!» و بودلر می‌نویسد:«باید همیشه مست بود... مست از شراب، از شعر، از تقوی، از هر چه بخواهید...» غزل‌سرایی نوعی مستی است و آدمی برای اینکه راحت‌تر خودش را با دنیا تطبیق بدهد، مست می‌شود. انقلاب مایل نیست تحت نظر باشد و مورد بررسی قرار گیرد، بلکه می‌خواهد جزئی از آن بشویم؛ بدین گونه است که انقلاب مغازله می‌شود و غزل‌سرایی برایش از واجبات است.

-زندگی جای دیگری‌ست، میلان کوندرا
4
Forwarded from عرفانیجات
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
أنا ضدالحرب، وین مکان...
4
Forwarded from •نغم العربی
«ان قضية الموت، ليست على الإطلاق قضية الميت، إنها قضية الباقين.»
‏به طور قطع، مرگ دیگر مسأله‌ی انسانِ درگذشته نیست، بلکه مسأله‌ی آن‌هایی است که باقی مانده‌اند.

‏-غسان کنفانی

@MelodyArab
4
«وقتی که تیرهایتان تمام شد، همچنان زه کمان خود را به سمت دشمن بکشید، در این صورت، او فکر خواهد کرد که هنوز تعدادی تیر در اختیار دارید.»

-Fauve. Maximes à Inès. 2023
4
BIDAD (OUTCRY), A Film by Soheil Beiraghi.
4