کتاب‌ماهی
92 subscribers
66 photos
29 videos
1 file
15 links
أنا لَستُ لي.
𓆟

ناشناس:
http://t.me/HidenChat_Bot?start=1790438366
پلی‌لیست:
https://t.me/Aacousticnesstothemoon
Download Telegram
-وطن دیگران[ قسمت‌هایی که حین خواندن از دستمان در رفته بود]
Forwarded from بَیان
مردمان عجیب و غریب
- Western (غربی)
- Educated (تحصیل‌کرده)
- Industrialized (صنعتی)
- Rich (ثروتمند)
- Democratic (دموکراتیک)

حرف اول این پنج ویژگی، گروه WEIRD را می‌سازد.

اکثر پژوهش‌های روان‌شناسی انجام شده در دنیا، روی این گروه - به ویژه دانشجویان آمریکایی این گروه - انجام می‌شود.

هرجا دیدید گفتند فلان چیز از نظر روان‌شناسی «ثابت» شده یا شواهد گسترده‌ی جهان‌شمول برایش وجود دارد، منظورشان اغلب این جهان WEIRD است که کمتر از ۱۲ درصد جمعیت کل دنیا را تشکیل می‌دهد.

در سایر علوم انسانی/اجتماعی هم اوضاع بهتر نیست. به‌طور کلی‌، وقتی در زبان این علوم از «مردم جهان» صحبت می‌شود، منظورشان مردم این جهان ۱۲ درصدی است.

به خاطر این محدودیت‌هاست که آدم عاقل می‌داند که از نتایج پژوهشی که بر روی دانشجویان حیاط‌پشتی دانشگاه هاروارد آمریکا انجام شده، نمی‌شود برای مردم محلی یک کشوری در خاورمیانه نسخه پیچید.

به همین خاطر است که آدم‌های عاقل اهل علم، به نتایج پژوهش‌های علمی روان‌شناختی بسیار با احتیاط نگاه می‌کنند (و به این راحتی‌ها حتی به جمعیت‌های مشابه هم تعمیم نمی‌دهند) و برخلاف دکتر فلانی‌های اینستاگرامی فوری تیترهای گل‌درشت شگفت‌انگیز نمی‌زنند.

بیان

@bayanz
1
فکت‌های مناسبتی با تأخیر درباره نیوکمپ که احتمالا به درد شما نمی‌خورد اما جالب است:

در دهه ۱۹۵۰، به دلیل افزایش هواداران بارسلونا، ورزشگاه قدیمی «لس کورتس» دیگه پاسخ‌گو نبود. بنابراین، ساخت ورزشگاه جدید در سال ۱۹۵۴ آغاز شد و در ۲۴ سپتامبر ۱۹۵۷ با بازی دوستانه مقابل تیم لهستانی «لژیا ورشو» افتتاح شد. این استادیوم قرار بود در ابتدا به نام خوان گمپر، بنیان‌گذار بارسلونا نامگذاری شود اما به دلیل عدم صدور اجازه از دولت اسپانیا، اسم اون رو «Estadi Del FC Barcelona»گذاشتن، هواداران بارسلونا به سادگی ترجیح دادن این ورزشگاه رو «زمین جدید» یا همان « El camp nou» صدا کنند. گفته می‌شد که مسئولین بارسلونا هرکاری کردند و هر مبلغی پرداخت کردند که گل اول در نیوکمپ در مقابل این تیم لهستانی را بارسلونا بزند. نکته جالب اینکه حالا در سال 2025 بعد از بازسازی ورزشگاه، اولین گل در نیوکمپ جدید را لواندوفسکی لهستانی زد.
1
Forwarded from I SERVE CUNT. (Sepehr)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
زمین بدون شما میتواند زنده بماند
اما شما بدون زمین نمی‌توانید.
2
The Seed
AURORA
When the last tree has fallen
And the rivers are poisoned
You cannot eat money!
2
Forwarded from سایهٔ بنفش
مدت‌هاست در ذهن دارم که درمورد نحوه آموزش ریاضی و جدا شدنش از مردم و اختصاص دادنش به یک اقلیتی بنویسم. این موضوع رو هممون تجربه کردیم که ریاضی رو به عنوان ابزاری جدا از عامه مردم ببینیم و فکر کنیم که هیچ‌وقت به عنوان آدم‌های عادی نمی‌تونیم ریاضی رو مثل نوابغ یاد بگیریم یا درکش کنیم. این دید جدا کردن ریاضی از عامه مردم چیزی نیست که درواقع طبیعی باشه یا واقعی. برای همین من تصمیم گرفتم چیزهایی که درمورد این موضوع میخونم رو بنویسم و چون احساس میکنم موضوع مهمی هست خوشحال میشم اگه بخونیدش یا حتی با بقیه به اشتراک بذارید.
2
Forwarded from سایهٔ بنفش
چیزایی که قراره بنویسم رو توی این چنل قرار میدم. و اگه دوست داشتید میتونید ادامه چیزهایی که قراره بنویسم رو اینجا بخونید.
2
«یک کلمه اسپانیایی هست که هیچ خارجی‌ای نمی‌تواند از یادگیری آن اجتناب کند و آن کلمه mañana است.(از نظر لغوی به معنای صبح/فردا) و هرگاه بتوانند به طور مشهود کار امروز را به فردا می‌افکنند. این خصوصیت در آنان چنان بارز است که خودشان درباره آن کلی لطیفه و جوک ساخته‌اند.»

-زنده باد کاتالونیا، جورج اورول

پی‌نوشت(بر اساس پاورقی کتاب و بیشتر): این سخن را درباره عرب‌ها نیز می‌توان گفت که واژه تسویف را دارند و از ریشه سَوَفَ گرفته شده و کار امروز را به فردا موکول می‌کند. این اصطلاح در کشورهای عربی مشرق زمین مانند عراق و مصر رایج‌تر است.
3
Forwarded from آرشیو.
حالا چون الان وضعیت خوبی نداریم توی اسلام، (ما زن‌ها) دلیل نمی‌شه وضعمون حتماً حتماً توی ایران باستان خوب بوده باشه، یادمه یه‌بار یکی از اساتیدم وقتی راجع به کورش و داریوش و دوستانمون در اون زمان صحبت می‌کرد اون تقدس‌نمایی‌ای که جدیداً بین عزیزان ایرانی مثلاً وطن‌پرستمون می‌بینیم رو انجام نداد، نمی‌دونید چه وضعیتی شده بود. خدا رو شکر آدم‌ها عادت کردن خودشونو سر یه‌چیزی، آدم، ایدئولوژی، علاقه، رسما‌ً هر موضوعی، بندازن وسط و تا پای جونشون برای اون موضوع که حالا آنچنان هم بهش پایبند نیستن بجنگن. کلاً باب شده. عجیبه.
4
Forwarded from Berkeh Theory|تئوری برکه (Sepehr)
✍️: اسلام‌هراسی (Islamophobia)
اسلام‌هراسی به مجموعه‌ای از نگرش‌ها، گفتمان‌ها و رفتارهای منفی، کلیشه‌ساز و تبعیض‌آمیز علیه اسلام و مسلمانان گفته می‌شود که آنان را به‌صورت یک کل همگن، غیرعقلانی، خشونت‌طلب یا ناسازگار با مدرنیته معرفی می‌کند. این پدیده صرفاً یک پیش‌داوری فردی نیست، بلکه اغلب در سطح ساختاری و نهادی نیز عمل می‌کند؛ از جمله در رسانه‌ها، سیاست‌گذاری‌های امنیتی، و گفتمان‌های رسمی دولت‌ها.

شایان ذکر است پس از رویدادهایی مانند حملات ۱۱ سپتامبر، اسلام‌هراسی در غرب به‌شدت گسترش یافت و اسلام به‌طور مکرر با «تروریسم» و «تهدید امنیتی» هم‌معنا شد. این همسان‌سازی، که از نظر آکادمیک نادرست و ساده‌انگارانه است، سبب شد مسلمانان نه به‌عنوان افراد متکثر، بلکه به‌عنوان یک «دیگریِ خطرناک» بازنمایی شوند.

ارتباط اسلام‌هراسی با موضع فلسطین و جنگ فلسطین–اسرائیل
اسلام‌هراسی نقش مهمی در نحوه‌ی بازنمایی و درک منازعه‌ی فلسطین–اسرائیل، به‌ویژه در رسانه‌ها و سیاست خارجی برخی کشورهای غربی، ایفا می‌کند. در بسیاری از گفتمان‌های غالب، مقاومت فلسطینیان ـ به‌خصوص زمانی که رنگ‌وبوی اسلامی دارد ـ نه در چارچوب استعمار، اشغال یا حق تعیین سرنوشت، بلکه ذیل مفاهیمی چون «افراط‌گرایی اسلامی» یا «تروریسم» تحلیل می‌شود.

این چارچوب‌بندی، که ریشه در نگاه اسلام‌هراسانه دارد، باعث می‌شود خشونت ساختاری و نظام‌مند علیه فلسطینیان نادیده گرفته یا توجیه شود، در حالی که کنش‌های آنان به‌طور نامتناسبی برجسته و مطلق‌سازی می‌شود. به‌عبارت دیگر، اسلام‌هراسی به‌عنوان یک فیلتر تفسیری عمل می‌کند که در آن، «مسلمانِ فلسطینی» نه قربانی اشغال، بلکه تهدیدی ایدئولوژیک تصویر می‌شود.

در نتیجه، حمایت بی‌قیدوشرط از اسرائیل در برخی محافل سیاسی و رسانه‌ای، تا حدی از این تصور تغذیه می‌کند که طرف مقابلِ این منازعه، نماینده‌ی «اسلامِ خشونت‌طلب» است. این نگاه، هم تحلیل واقع‌بینانه‌ی منازعه را مختل می‌کند و هم مانع همدلی انسانی با رنج غیرنظامیان فلسطینی می‌شود.

راهکارهای مواجهه با اسلام‌هراسی
اسلام‌هراسی به‌عنوان یک آسیب اجتماعی چندبعدی، نیازمند راهکارهایی در سطوح فرهنگی، رسانه‌ای، آموزشی و سیاسی است. در سطح فرهنگی، مهم‌ترین راهکار، افزایش سواد بین‌فرهنگی و شکستن کلیشه‌های رایج درباره اسلام و مسلمانان است. آموزش واقع‌گرایانه و غیرایدئولوژیک درباره تنوع درون‌اسلامی می‌تواند از همسان‌سازی اسلام با خشونت جلوگیری کند.

در سطح رسانه‌ای، بازنگری در شیوه بازنمایی مسلمانان و منازعات مرتبط با جهان اسلام ـ از جمله مسئله فلسطین ـ ضروری است. رسانه‌ها باید از چارچوب‌های امنیت‌محور و دوگانه‌ساز («ما» در برابر «آن‌ها») فاصله بگیرند و روایت‌های انسانی و زمینه‌مند را جایگزین تصویرسازی‌های کلیشه‌ای کنند.

در نهایت، گفت‌وگوی انتقادی و بین‌دینی، نه به‌عنوان ابزار تبلیغاتی بلکه به‌مثابه فضایی برای فهم متقابل، می‌تواند زمینه‌ساز کاهش ترس، سوء‌برداشت و دشمن‌سازی شود.

نتیجه‌گیری

اسلام‌هراسی تنها یک مسئله‌ی فرهنگی یا روان‌شناختی نیست، بلکه پیامدهای عینی و سیاسی دارد. یکی از مهم‌ترین این پیامدها، تأثیر آن بر نحوه‌ی فهم و داوری درباره‌ی مسئله‌ی فلسطین است؛ جایی که کلیشه‌های ضداسلامی می‌توانند بی‌عدالتی، خشونت و نابرابری را عادی‌سازی کنند.
2
Forwarded from کتاب‌ماهی (Setti)
مقاومت کنشی/ واکنشی، فرهنگ مقاومت یا فراتر؟

مقاومت کنشی(واکنشی)، می‌تواند آغاز باشد؛ اما اگر در بستر فرهنگی ریشه نگیرد چه خواهد شد؟
فرهنگ مقاومت، آن بستری‌ست که کنش را معنا می‌بخشد، استمرار می‌دهد، و به نسل بعدی منتقل می‌کند.

در این نقطه، می‌توان سه سطح از مواجهه با مقاومت را ترسیم کرد:

۱. مقاومت واکنشی (کنش لحظه‌ای):
در این سطح، فرد یا گروهی در برابر فشار یا ظلم، واکنش نشان می‌دهند. 
این مقاومت، ضروری‌ست؛ اما اگر در خلأ فرهنگی اتفاق بیفتد، شکننده است. مهم‌ترین ویژگی این نوع مقاومت مخالفت قاطع و محض با طرف مقاومت است. مقاومت رنگ مخالفت شدید می‌گیرد چون معمولا در پاسخ به یک تهدید فوری ایجاد شده. مثل اعتراض‌ها و اعتصاب‌هایی که بدون پشتوانه اجتماعی تصمیم بر اعمال متقابل خشونت و سرکوب می‌گیرند، به مخالفت محض و قاطع می‌انجامند و با یک تهدید فرو می‌ریزند.

۲. فرهنگ مقاومت (بستر پایدار):
در این سطح، مقاومت به یک ارزش تبدیل می‌شود و صرفا یک کنش (در مواردی مسلحانه) نیست. در شعر، در موسیقی، در آموزش، در نمادها، در حافظه‌ی جمعی ثبت می‌شود، رشد می‌کند و معنا می‌سازد.
مثل آن‌چه در فلسطین، لبنان، یا در ادبیات مقاومت ایران شکل گرفته. 
در این فضا به تدریج خلاقیت رایج می‌شود، افراد می‌خواهند که مقاومت را در معانی جدید خلق کنند، نوعی تمایل به کوشش و پویایی در جهت اهداف بلند مدت شکل می‌گیرد. مخالفت صرف جای خود را به «بازتعریف رابطه با قدرت مقابل» می‌دهد.

۳. تمدن مقاوم (افق بلند):
در این سطح، مقاومت نه فقط واکنش است، نه فقط فرهنگ؛ بلکه تبدیل به یک راهبرد تمدنی می‌شود. یعنی جامعه‌ای که در برابر سلطه، نه فقط ایستادگی می‌کند، بلکه بدیل می‌سازد. اقتصاد مقاوم، هنر مقاوم، رسانه‌ی مقاوم، و در نهایت، سبک زندگی مقاوم. در چنین نگاهی، مقاومت نه دیگر نه کنش است، نه فقط فرهنگ؛ بلکه افق است. افقی که در آن، انسان نه فقط می‌ایستد، بلکه سازندگی را اجرا می‌کند. نه فقط فریاد می‌زند، بلکه معنا می‌آفریند.
همچنین در این مرحله مقاومت نه تنها مخالفت نیست بلکه به طور واضح دعوت به گفت‌وگو، تعامل و هم‌افزایی است. تمدن مقاوم به جای حذف دیگری، به دنبال تعامل از موضع عزت است.

در نهایت؛ مقاومت اگر فقط نفی باشد می‌سوزاند، اگر فهم باشد، می‌سازد.
2
Wa Nueid
Mashrou' Leila
قل لهم لسا واقفين!
🔥3
💔1
💔1
سلام! می‌دانستید که واژه شطرنج از کجا آمده، آمدنش بهر چه بود و به کجا می‌رود؟
شطرنج یک کلمه عربی‌ست که از واژه چترنگ که یک واژه فارسی است گرفته شده.
خود واژه چترنگ از واژه سانسکریت چاتورانگا(Chaturanga) گرفته شده. چاتورانگا به معنی «چهار بخش ارتش» است:
فیل، اسب، ارابه، پیاده‌نظام
این چهار عنصر ساختار ارتش هند باستان را تشکیل می‌دادند و در بازی هم به شکل مهره‌ها بازتاب پیدا کردند. حالا چطور این بازی وارد ایران شد؟
زمان پادشاهی انوشیروان ساسانی بود که این بازی از هند به دربار ایران رسید.[بامزه آنکه ایرانی‌ها هم برای کم نیاوردن بازی نرد را به هند معرفی کردند]
بعد از آن هم با ورود اسلام و زبان عربی به ایران، چترنگ به شطرنج تبدیل شد.
جالب است بدانید که پس از نفوذ اسلام به اندلس [در جنوب اسپانیا] بود که شطرنج به اروپا هم راه پیدا کرد و به مرور زمان به شطرنج مدرنی که امروزه می‌بینید تبدیل شده. در اسپانیا هم آن را Ajedrez صدا می‌کنند که حاصل همین مسیر است.
2👏1💘1
آها! واژه‌ی "checkmate" در انگلیسی از عبارت فارسی-عربی "شاه مات" گرفته شده: 
  Shāh = شاه 
  Māt = مرده یا بی‌حرکت 
  یعنی «شاه دیگر راهی برای فرار ندارد»!
2🔥1💘1
«قبول دارم وقتی این نوع تبلیغات را به تکرار شنیدم و مشاهده کردم، حیرت‌زده شدم و آن را مفتضح دانستم. منظورم این دیدگاه است که به جای آن‌که دشمن را با گلوله از پای درآوری، سعی کنی اندیشه او را تغییر دهی. اکنون از هر منظری که نگاه می‌کنم، این روش را مشروع می‌دانم. به خصوص در سنگرهای عادی که از توپخانه اثری نیست و از پای در آوردن دشمن بسیار دشوار است، بی آنکه به همان ترتیب به خودت نیز تلفاتی وارد آید. اگر بتوانی عده‌ای را به همین ترتیب ترغیب کنی که جبهه مقابلت را ترک گویند، چه بهتر، کسانی که جبههٔ دشمن را ترک گفته و به شما پیوسته‌اند بهتر از آن است که جسد‌هایشان در سنگر برایشان بماند.»

-زنده باد کاتالونیا، جورج اورول
🤡1