کتاب‌ماهی
92 subscribers
66 photos
29 videos
1 file
15 links
أنا لَستُ لي.
𓆟

ناشناس:
http://t.me/HidenChat_Bot?start=1790438366
پلی‌لیست:
https://t.me/Aacousticnesstothemoon
Download Telegram
-وطن دیگران، لیلا سلیمانی
لیلا سلیمانی اوضاع زنان بومی مراکشی بعد از جنگ در قرن بیستم رو این‌طور بیان می‌کنه:«مراقبت افراطی و محبت بیش از اندازه‌اش داشت تبدیل به نوعی خشونت علیه سلما می‌شد. گاهی دختر جوان دلش می‌خواست سر مادرش و همین‌طور یاسمین خدمتکار داد بزند و فکر می‌کرد که آنها هر دو برده‌اند. چه اهمیتی داشت که یکی آن یکی را در بازار خریده بود؟ دختر جوان همه چیزش را برای داشتن یک قفل و یک کلید، یک در بسته برای خیال‌پردازی‌ها و اسرارش می‌داد. دعا می‌کرد سرنوشت مطابق میلش باشد و یک روز بتواند به کازابلانکا برود و زندگی‌اش را از نو بسازد. مانند مردهایی که در خیابان شعار "استقلال، آزادی" سر می‌دادند هم "استقلال، آزادی" را فریاد می‌زد، اما کسی نمی‌شنید.»
4
در حال حاضر، ما گرفتار الگویی از رفتار شده‌ایم که ناسالم است. این یک الگوی "either/or" است که ما را به دسته بندی افراد سوق می‌دهد و سپس به هر دسته ارزش‌هایی اختصاص می‌دهد. سیاه درمقابل سفید، مرد در مقابل زن، قوی در مقابل ضعیف، تحصیل‌کرده در مقابل کم‌سواد، ثروتمند در مقابل فقیر. به جای این که این تفاوت‌ها را ارج نهیم و از آن‌ها استقبال کنیم، از این دوگانگی برای جدا کردن خود، و حتی برای دشمنی استفاده می‌کنیم.

-From outrage to courage, Anne Firth Murry
2
Forwarded from کنارِ ماهی‌ها (Setti)
چرا رقابت بین رئال مادرید و بارسلونا انقدر سنگین و سنتیه؟ اصلا چرا این دو تیم؟ سعی کردم اینجا یه خلاصه از سلسلهٔ اتفاقات و کشمکش‌هایی که به این رقابت عمیق ختم شد رو بیارم.

← شکل گیری حکومت نسبتا یکپارچه در شبه جزیره ایبری، قرن پانزده میلادی: همه چیز از 15 اکتبر 1469 شروع می‌شه، زمانی که شبه جزیره ایبری یه گستره بایر و نسبتا بی آب و علف بوده، بدون حکومت یکپارچه، بدون مرکز سیاسی واحد. هر گوشه این شبه جزیره افراد محلی برای خودشون یه حکومت تشکیل داده بودن. در همین زمان بود که شاهدخت کاستیل، ایزابلای اول هجده ساله، برای اولین بار با فرناندوی دوم هفده ساله، شاهزاده آراگون ازدواج می‌کنه. برادر ایزابلا که شاه کاستیل بود می‌میره و ایزابلا ملکه کاستیل می‌شه، از طرف دیگه هم پدر فرناندو می‌میره و فرناندو بر تخت سلطنت آراگون می‌شینه. این شد که قلمرو اسپانیا به دو قسمت تقسیم شد: کاستیل و آراگون، تحت حکومت یک زوج اما با روش‌های حکومتی کاملا متفاوت (و عمدتا متضاد!) که در فرهنگ‌ها و کوچک‌ترین بخش زندگی اجتماع اون دوره تاثیرگذار بود.

•مادرید: تبدیل شد به محل سکونت و فرمانروایی خانم ایزابلای ملکه. شهر پر تحرک و شلوغ و پر غرور که«مرکز کائنات پنداشته می‌شد».

•کاتالونیا: تبدیل شد به منطقه امیرنشین قلمرو آراگون. گرچه با ازدواج سلطنتی با باقی شبه جزیره ایبری متحد شده بود اما تفاوت‌ها رو نمی‌شد نادیده گرفت.(رجوع کنید به پستم درباره استقلال طلبی کاتالونیا). خلاصه که کاتالونیای امیر نشین و پایتختش بارسلونا تبدیل شدن به مرکز تجارت و بازرگانی آراگون، اما با تفاوت بسیار از تجملات و غرور و هیاهوی مرکز باشکوه کاستیل، مادرید.

←قرن هفدهم، نخستین شورش رسمی کاتالونیا نسبت به سلطنت: اینجا دیگه حکومت کامل یکپارچه بود. یه شاه داشتیم فقط و کل اسپانیا یه کشور بود. و توی قرن شونزدهم هم مادرید شده بود پایتخت کل کشور و اون مسخره بازیای آراگون و کاستیل تموم شد ولی کاتالونیا مووآن نکرد. پادشاهمون فلیپه چهارم بود که کلا اهمیت نمی‌داد. برداشت کل اداره کشور رو سپرد به یه کنت. اونم تو فکر کشورگشایی و جنگ بود می‌خواست کل هزینه جنگ رو از مردم و با مالیات بکشه. این شد که اول کاتالونیا و بعد پرتغال(اون موقعه تحت سلطه اسپانیا بود) شورش کردن و قصدشونم الکی نبودا، استقلال می‌خواستن. شاید باورتون نشه ولی این آشوب و شورش داخلی که دوستان عزیز کاتالانمون شروعش کردن دوازده سال طول کشید! آخرش فلیپه چهارم قسم خورد که به امتیازاتشون احترام بذاره ولی خب دروغ.

←جنگ جانشینی و لغو استقلال کاتالونیا، از ابتدا تا اواسط قرن هجدهم: فلیپه چهارم که مرد یه فلیپه پنجم اومد ولی خب اونم حالش خوش نبود. کلیسا و دیوان تفتیش عقاید و اینا رو محکوم کرد همین باعث شد کل اروپا علیهش بتازن. یه عده ای هم از خاندان هابسبورگ حمایت کردن و گفتن تاج و تخت مال ایناست. کاتالونیا جزو این عده بود. فلیپه پنجم هم بعد از پایان جنگ رفت غارتشون کرد. خودمختاری در اسپانیا کلا ریشه‌کن شد و سلطنت سنتی آراگون دیگه کااامل از بین رفت، کاتالانی هم منسوخ شد و همه مجبور شدن به یه زبان حرف بزنن.(یه چیز بامزه اینکه این وسط فقط باسکی‌ها خودمختاری‌شون رو حفظ کردن. شاید فکر کنید چون قوی بودن ولی نه! خایمال بودن. منم بابتش ناراحتم. دوست داشتم بخاطر قوی بودنشون بوده باشه.)

←قرن بیستم، تاسیس دو باشگاه، جنگ داخلی و حکومت فرانکو: هر دو باشگاه رئال مادرید و بارسلونا سال 1902 تاسیس شدن و گفتن خب حالا که ما یه باشگاه داریم اونا هم یه باشگاه دارن، بریم ببینیم کت تن کیه دیگه. ولی خب بعد از جنگ داخلی اسپانیا بود که رقابت اوج گرفت. این جنگ بین سال‌های 1936 تا 1939 رخ داد (کلا جنگی نبود که بشه تعریفش کرد. همه افتادن به جون هم کاتولیک و فاشیست و سوسیالیست و چپ و راست و همه.) و بعد در دوران حکومت فرانکو، باشگاه بارسلونا شد دلخوشی و نماد تمام اون سال‌های سرکشی و استقلال‌طلبی مردم کاتالان و رئال مادرید هم مثل همیشه، نماد حاکمیت و شکوه سلطنت.
❤‍🔥1💋1
به مناسبت الکلاسیکوی قریب الوقوع دوباره یک مرور جالب‌انگیز داشته باشیم.
🔥2
کتاب‌ماهی
دیوچه دوم: به دریا گوش می‌کنید.
رادیو دیو همهٔ آن چیزی است که می‌خواهم بشنوم، بدانم، ببینم، باشم و زندگی‌اش کنم.
💋2
Forwarded from کنارِ ماهی‌ها (Setti)
«ارزشش رو داره؟»
🍓3
Forwarded from آرشیو.
حالا که امروز زادروز کورش کبیره و تعداد زیادی از ما ایرانی‌ها هم یوسف پیامبر رو داریم برای بار هزارم می‌بینیم بهانه‌ی خوبیه که به یه‌سری چیزا بیشتر توجه کنیم. هخامنشیان وقتی به مصر حمله می‌کنن و مصر رو مستعمره‌ی خودشون می‌کنن عاشق معماری و هنر مصر می‌شن. مثلاً فروهر نمونه‌ی بارزشه، تا سالیان سال فروهر رو توی آثار مختلف داشتیم بدون اینکه معنی خاصی داشته باشه، (که دیگه در زمان ساسانیان با اهورا مزدا معنی پیدا می‌کنه. قبلش صرفا یک نماد زیبا و باشکوه بود).
یه‌چیز بامزه هم که وجود داشته راجع به ستون‌سازی هخامنشیان، ستون و سقف رو هم از مصر میارن ولی انگار یه کری خوندن خاصی داشتن اون زمان، چون قطر ستون‌های مصری‌ها بسیار زیاد بوده و فاصله‌شون بسیار کم، (مثلاً فاصله به اندازه‌ی قطر ستون‌ها بوده، کمی بیشتر، ۲ الی ۳ متر).
بعد ما، توی هخامنشیان فاصله‌ی ستون‌هامون بسیار زیاد بوده و قطر ستون‌هامون هم کم، مثلاً ۸ الی ۱۰ متر فاصله‌ی ستون‌ها بوده. کاملاً خودنمایی می‌کردیم و به قدرتمون می‌نازیدیم. عشق و حال مطلق.
کلاً اگر دقت کنید موتیف‌های خیلی زیادی بین مصر و ایران باستان می‌بینید، مثلاً نمونه‌ش گل نیلوفر، (اینقدر برای کورش مقدس بوده که عموماً لباس‌هایی که می‌پوشیده صورتی‌رنگ و بنفش بودن، رنگ‌های گل نیلوفر). این هم از مصر میاد. نیلوفر کنار نیل رشد می‌کرده و گیاه مقدسشون بوده. کلاً هخامنشیان معتقد بودن ایده گرفتن و شاخ و برگ دادن به اون ایده صدهزار بار بهتر از خلق یک ایده‌ی اشتباهه. و به‌ هرحال ما امپراتوری عظیمی هم داشتیم، اون زمان همه‌ی اینا مال خودمون بود.
🍾3
Forwarded from آرشیو.
این رویکرد رو رومی‌ها هم داشتن.
بعد بچه‌ها این خیلی بامزه‌ست ربطی به روم نداره می‌خوام از یونان بگم.
یونانی‌ها موازی با پارس‌ها حکومت خودشون رو داشتن و ما از اون زمان مسابقات المپیک رو توی یونان و کوه المپ داشتیم، هخامنشیان بسیییییییار مذهبی بودن دوستان. بسیار زیاد، (اونقدر که ما حتی یک تصویر زن نداریم در کل آثار به‌جا مونده از هخامنشیان). آقایونمون هم که تا پایین پا پوشیده‌ی پوشیده بودن، بعد یونانی‌ها بالعکس. اینا برهنه ورزش می‌کردن. حالا جالبه برای مسابقات المپیک از کشور‌های دیگه دعوت می‌کردن، از ما هم دعوت می‌کردن که ما نمی‌رفتیم، چون نمی‌تونستیم تحمل کنیم. خیلی بامزه‌ست. ((((((((((:
🤣5
Forwarded from معکوس
دنیای قابل تحمل ما



بعضی‌ها مثل من خیلی اهل ظاهر شدن توی فضای مجازی نیستن. نه از خوراکی‌هایی که می‌خورن عکس می‌گیرن، نه از نوشیدنی‌ها و مهمونی‌هاشون استوری می‌ذارن، نه از آدم‌هایی که باهاشون وقت می‌گذرونن. نه اینکه چیز خاصی برای اشتراک گذاشتن نداشته باشن؛ فقط لزومی نمی‌بینن هر لحظه رو تبدیل به محتوا کنن. بعضی‌هامون دوست داریم زندگی‌مون بیشتر توی خودمون بگذره، نه تو نگاه دیگران.
در مقابل، آدم‌هایی هستن که از دل‌خوشی‌های کوچک‌شون عکس می‌گیرن، از جمع‌های دوستانه‌شون، از روتین روزانه، از لحظه‌هایی که براشون شیرینه یا حتی معمولیه. برای اون‌ها این کار نه نمایشگر بودنه، نه تظاهر؛ صرفاً یه مدل دیگه از زندگی کردنه. یه شیوه‌ی متفاوتِ روایت کردن روزمره.
آیا بین این دو گروه فرقی هست؟ نه. هر دو فقط سبک متفاوتی برای حضور توی دنیا دارن.
گاهی ما فکر می‌کنیم محتواهای این آدم‌ها شبیه هم شده، تکراریه، همه‌ش قهوه و کافه و آسمون. ولی حقیقت اینه که هرکدوم‌شون تو جزئیات، دغدغه‌ها، رابطه‌ها، خواسته‌ها و ترس‌هاشون با هم فرق دارن. پشت هر عکس ساده، یه داستان هست که ما نمی‌دونیم. اون‌ها دارن نسخه‌ی خودشون از زندگی‌شون رو روایت می‌کنن، هرچند مینیمال و شبیه به هم به‌نظر برسه.
در نهایت، هیچ‌کس مجبور نیست کسی رو دنبال کنه. می‌تونیم ببینیم، می‌تونیم نبینیم.
می‌تونیم دنبال کنیم، یا بی‌سروصدا آنفالو کنیم. می‌تونیم محتوا بسازیم، یا فقط تماشاچی باشیم.
مهم اینه که بدونیم هرکس حق داره جهانش رو همون‌طوری که دوست داره ثبت و منتشر کنه — یا نکنه.
همین تفاوت‌هاست که فضای ما رو تحمل‌پذیر می‌کنه. هرکسی راه خودش رو می‌ره، ریتم خودش رو داره، و هیچ‌کدوم از این‌ها دلیل بر بهتر یا بدتر بودن کسی نیست. فقط انتخابه.
2
اکثر ما چیزهای زیادی از شکوه و قدرت زنان در دربار مصر باستان شنیدیم، نفرتیتی و کلئوپاترا و.. همه نام‌هایی هستن که با شنیدن زنان مصر به ذهن ما خطور می‌کنن اما بیاید یک سر بزنیم به زنان عادی و غیراشرافی مصر باستان.
نکته جالب توجه در ابتدا اینه که زنان درباری اتفاقا نسبت به زنان طبقات متوسط آزادی کمتری داشتند! وارد بازی‌های سیاسی می‌شدن و به نوعی مجبور به رعایت رسم و رسوم و حفظ ظاهر. اما زنان به اصطلاح عادی طبقات متوسط جامعه بخت بهتری در مقایسه با دیگر زنان عادی دنیا در عصر خودشون داشتند. توجه داشته باشیم اگرچه از نظر ما الان این حقوق عادی و نیاز اولیه هستن اما خب مردم اون دوران قطعا چنین درکی رو نداشتن پس عادیه که جزو نکات برجسته اون دوران باشه.

از حقوق زنان در خانه و خانواده شروع می‌کنیم:

زنان مصری می‌تونستن تنها قدم بزنن! چیزی که امروزه شاید بدیهی به نظر بیاد اما در دوران خودش برای زنان اشرافی هم ممنوع بود و حتما باید با ندیمه یا کنار مردی قدم می‌زدند.

حریم خصوصی وسیعی در خونه برای خودشون داشتن که در دوران قاعدگی، ناخوش‌احوالی، بارداری یا حتی از شیر گرفتن نوزاد می‌تونستن از اون فضا برای آرامش و امور خودشون استفاده بکنن. در عین حال به اون فضا محدود نبودند و اجازه حضور در فضاهای مورد نیاز و مورد علاقه خودشون رو هم داشتن.

نه تنها می‌تونستند طلاق بگیرند بلکه حق طلاق داشتن، همینطور حق حضانت فرزند و دریافت حقوقی بابت زحماتشون در سال‌های زندگی مشترک.

اما در زمینه مالی و کاری:

زنان حق مالکیت زمین و اموال رو داشتن و همچنین حق اداره اون‌ها به هر شکلی که مد نظرشون بود.

حق ارث که در اون دوران برای زنان سایر نقاط جهان وجود نداشت یا خیلی کم بود.

می‌تونست اموالش رو وقف کنه. در واقع اموال غیرمنقول از مادر به دختر می‌رسید.

می‌تونست مالش رو وام بده و بهره بگیره.

اتهام قانونی به هر شخصی وارد کنه و همچنین شهادت یک زن کاملا معتبر بود.

در قراردادهای قانونی، شراکتی با حقوق برابر داشتند.
6👏1
اوضاع برای زنان طبقه کارگر و کشاورز کمی متفاوت‌تر بود. به دلیل عدم دسترسی یا دسترسی محدود به خدمات آموزشی و رفاهی از رسیدن به جایگاه‌های اجتماعی و شغلی بالاتر باز می‌موندند و به مشاغل به اصطلاح دیوانی و دفتری نمی‌رسیدن. اما همچنان حق و حقوق انسانی اون‌ها سر جای خودش بود و اکثرا هم علاوه بر امور خانه و خانواده به کشاورزی و تجارت محصولاتشون می‌پرداختن، اما مشخصا به دلیل محدودیت و محرومیت‌ها باز هم از حقوق کمتری نسبت به مرد‌ها و نسبت به زنان طبقات بالاتر از خودشون برخوردار بودن.
👍52
Forwarded from دندون
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ترجمه ویدئو:
اگه درباره‌ی سودان حرف نمی‌زنی، من دیگه انسان حسابت نمی‌کنم. نیروهای RSF یه زن رو کشتن، از جنازه‌ش فیلم گرفتن و به جنازه‌ش گفتن «اگه می‌تونی پاشو!» مردم رو از درخت‌ها آویزون می‌کنن، مردها رو می‌بندن و وسط شن‌ها تیربارون می‌کنن، زن‌ها و نوزادها مورد تجاوز قرار می‌گیرن، مردم زنده زنده سوزونده می‌شن، بیمارستان‌ها رو بمبارون می‌کنن — و همه‌ش توی تیک‌تاک، توییتر و اینستاگرام هست، خودشون با افتخار پستش می‌کنن، انگار جنایت نسل‌کشی یه محتوای معمولیه. و دنیا فقط داره اسکرول می‌کنه… مردم دارن با غذای حیوانات زنده می‌مونن، البته دیگه غذای حیوانات هم تموم شده — دارن برگ می‌خورن، دارن گل و آب کثیف می‌خورن تا زنده بمونن. خیابون‌ها پر از جنازه‌ست. امارات داره همه‌ی این‌ها رو تأمین مالی می‌کنه، و دیوونه‌کننده‌ترین بخشش اینه که همه می‌دونن، همه می‌بینن، ولی هیچ‌کس حرفی نمی‌زنه.
اگه صدایی داری، ازش استفاده کن. اگه پلتفرمی داری، ازش استفاده کن. سکوت یعنی بی‌طرفی نیست — در نسل‌کشی جایی برای بی‌طرف بودن وجود نداره. اگه درباره‌ی سودان حرف نمی‌زنی، بخشی از مشکلی، بخشی از سکوتی که داره ما رو می‌کشه.

@dandoonnews
💔4
در ارتباط با نسل‌کشی و فجایع جنگ داخلی سودان چه کسانی رو باید مقصر بشناسیم و محکوم کنیم؟ قبل از هر چیزی بگم که اطلاعات نتیجه سرچ‌های شخصی‌ام در فضای مجازی و هوش مصنوعی هست که در ابتدا برای اطلاع خودم بود اما گفتم چه بهتر که اینجا هم بگذارم. و اگر اطلاعات بیشتری دارید حتما حتما باهام به اشتراک بگذارید که اضافه بکنم.

در صدر این فهرست، نیروهای پشتیبانی سریع (RSF) قرار دارند که به فرماندهی محمد حمدان دقلو (حمیدتی)، متهم به پاکسازی قومی، قتل‌عام غیرنظامیان، و تجاوزهای گسترده در دارفور هستند.

ارتش سودان (SAF) به رهبری عبدالفتاح البرهان نیز در این خشونت‌ها نقش دارد. حملات هوایی به مناطق مسکونی، سرکوب سیاسی، و بی‌توجهی به بحران انسانی، دلایلی کافی برای تحریم نظامی و محکومیت حقوق بشری این نهاد و فرماندهانش هستند.

گروه‌های شبه‌نظامی محلی که در دارفور و مناطق غربی فعال‌اند، در حمله به روستاها و مشارکت در پاکسازی قومی نقش داشته‌اند.

در سطح بین‌المللی، برخی کشورها نیز باید پاسخ‌گو باشند. امارات متحده عربی طبق گزارش‌های مستقل، در تأمین مالی و تسلیحاتی RSF نقش داشته.

روسیه نیز با حمایت دیپلماتیک از ارتش سودان و حضور گروه واگنر در استخراج طلا و پشتیبانی نظامی، در تشدید بحران نقش مستقیم داشته و باید با تحریم‌های امنیتی و اقتصادی مواجه شود.

چین، اگرچه نقش نظامی ایفا نکرده، اما با حفظ روابط اقتصادی و بی‌طرفی منفعلانه، در برابر جنایات سکوت کرده است.

در نهایت، سازمان ملل متحد که خودتان می‌دانید. باز سرتان را درد نیاورم.
1
Forwarded from برفِ‌ نو
برفِ‌ نو
"مسئله جامعه‌شناسی تغییر چارچوب‌ها‌ست و نه تغییر در داخل چارچوب." https://www.sharghdaily.com/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-100/1063877-%D9%85%D8%A7-%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1-%D8%B4%D9%87%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF-%D9%86%DB%8…
"... این ناایمنی روانی و شغلی و تحصیلی، موجب فروغلتیدن در روان خود آدم می‌شود، به‌گونه‌ای که فرد گمان می‌کند تمام جهان بسته شده و او زندانی روان خودش شده است. به همین علت روان‌شناسی موفقیت این‌قدر باب طبع افراد شده است؛ زیرا یاد می‌دهد چطور موفق شویم. در صورتی که ما می‌دانیم هیچ‌کس به تنهایی قادر نیست موفق شود. جامعه نیازمند همبستگی است. ما نیازمند دیگری هستیم. از نظر روانی احتیاج به عشق و دیگری و جمع و کامیونیتی داریم. این تنهایی و فردگرایی افراطی چیزی نیست جز خلع سلاح کردن ما در برابر قدرت."
2
Forwarded from I SERVE CUNT. (Sepehr)
-نیو آتئیسم (خداناباوری نو) چیست؟

«نیو آتئیسم» جنبشی است که در دههٔ ۲۰۰۰ میلادی با چهره‌هایی مثل ریچارد داوکینز، سم هریس، کریستوفر هیچنز و دنیل دنت معروف شد.
پیام اصلی‌شان این بود که دین مضر است و جامعه باید به سوی عقل‌گرایی و سکولاریسم حرکت کند.
آن‌ها اغلب اسلام و مسیحیت را به‌عنوان سرچشمهٔ خشونت یا خرافه نقد می‌کردند.

-سکوت در برابر جنایات اسرائیل علیه فلسطین

بسیاری از چهره‌های نیو آتئیسم در برابر مسئلهٔ فلسطین ساکت ماندند یا حتی از اسرائیل دفاع کردند؛ دلایلش چنین است:

آن‌ها معمولاً اسرائیل را یک کشور دموکراسی سکولار و مدرن می‌دانند و فلسطین را «اسلامی» یا «دینی»، و این دقیقاً با جهان‌بینی‌شان (عقل در برابر ایمان) سازگار است.

برخی، مثل سم هریس، آشکارا گفتند که اسلام خطرناک‌تر از دیگر ادیان است؛ و این دیدگاه با روایت‌های سیاسی خاصی هماهنگ است.

به همین دلیل، تمرکزشان بیشتر بر نقد دین (به‌ویژه اسلام) بود تا نقد ظلم سیاسی یا کشتار غیرنظامیان.

به طور خلاصه:

نیو آتئیسم جنبشی بود علیه همهٔ ادیان، اما در نهایت باعث دین‌ستیزی (به‌ویژه نسبت به اسلام) شد، و همین تعصب توضیح می‌دهد که چرا بسیاری از آن‌ها در برابر جنایات اسرائیل علیه فلسطینی‌ها سکوت کرده یا توجیه کردند.