Forwarded from آبی (Rey)
با آدم بهتری نمیخوام آشنا شم، کاش تو برام آدم بهتری بودی.
1 سی سی فیلر زدم ، تقریبا یه ساعت و نیم دو ساعت میگذره و در به در دنبال دکمهی گوه خوردمش میگردم.
زندگی رنج مداومه ولی چیزی که یکم خیالمو راحت میکنه اینه که من همیشه در نهایت با رنجم کنار اومدم.
دیدی توی بعضی فیلما یه شخصیتی هست که از همون اول حس میکنی این شخصیت قرار نیست تا آخر فیلم بمونه و قراره وسطای فیلم به طرز ناراحت کنندهای حذف بشه ؟
اگه کل این زندگیو یه فیلم درنظر بگیریم ، همچین حسی به خودم دارم.
اگه کل این زندگیو یه فیلم درنظر بگیریم ، همچین حسی به خودم دارم.
یهو به خودم میام میبینم از 24 ساعت 5-6 ساعتشو خواب بودم بقیشو در حال تلاش برای راضی نگه داشتن بقیه بودم ولی بازم هیچکس راضی نیست.
ناکافی بودن حس غالب این روزامه.
ناکافی بودن حس غالب این روزامه.
Forwarded from The moon and me! (𝑴𝒐𝒃𝒊𝒏𝒂)
«اگر با تو دربارهی تاریکی درون وجودم حرف بزنم، آیا باز هم طوری نگاهم میکنی انگار که من خورشیدم؟»
-Harman Kaur
-Harman Kaur
Forwarded from زَر وَرَق
شاید تو زندگی بعدی بیشتر به فکر خودم بودم. اگر شد یه سری هم به تو میزنم. یادت نره ناامیدم کنی.
Forwarded from 🐐
بابت یهچیزایی اضطراب دارم که خجالت میکشم حتی به بقیه بگم.
Forwarded from امروز آره، فردا شاید
یه روزی همین آدمی که امروز هستی رو هم پشت سر میذاری. و تصویر رنجی که اون مدت بردی اونقدر رقیق و ملایم میشه برات که خیال میکنی نکنه خیلی هم سخت نبوده.
Forwarded from 𐂂ساندویچ احمق𐂂 (𐂂)
برنامهتون واسه ادامه چیه؟ چون من نمیدونم چیکار باید بکنم، میخوام از رو دست شما تقلب کنم.
❤1
Forwarded from قشاع. (Diaco)
چنان گریستم که هرگز در تمام عمرم نگریسته بودم. در میان گریه گفتم: آنها نمیگذارند. نمیتوانم آدم خوبی باشم.
-داستایفسکی.
-داستایفسکی.
برگشتن به تو حسِ برگشتن به خونهی خالیای که سالها پیش توش زندگی میکردم رو داشت.
همون قدر توی ذوق زن و ناامید کننده.
همون قدر توی ذوق زن و ناامید کننده.
اون دو ساعتی که سرکار برقا میره شادترین ساعتای روزمه و از اینکه همش منتظرم برقا بره احساس شرمندگی میکنم =)))