|سین صاد| سیاهههای سفید🏴
همه ما در این سه ماه یاد گرفتیم ببینیم، بشنویم، حرف بزنیم و ارتباط بگیریم اما درگیر نشویم. یاد گرفتیم وقتی از در خارج میشویم مریض را پشت در یا روی برگه شرح حال بگذاریم. نگذاریم رنج مضاعفی وارد زندگی مان بشود. آنهایی که کارشان را بهتر بلد بودند یاد گرفتند به…
توی این مدت با پادکست خیلی خوب "تریاژ" آشنا شدم. مخاطب پادکست پزشکای اورژانس هستند و توسط سه تا از متخصصین اورژانس تهیه شده. هر ماه هم یک اپیزود جدید دارند و توش مباحث جالبی مثل کیس، پزشکی قانونی، مرور متن هست و برای خودم بسیار جالب و آموزنده بوده.
https://castbox.fm/va/4896223
https://castbox.fm/va/4896223
❤4
Forwarded from Sadra Yeganeh
اولا که احترامو نگه دار
دوماً صرفا به تحلیل بر اساس همبستگی کرده. یعنی در واقع یه شاهد مثال بروز برای یه گزاره جاری آورده.
شما احتمالا خیلی با ریاضیات و آمار دمخور نبودین همبستگی و نمودار و نتیجهگیریهایی که ازش میشه خیلی براتون آشنا نیست
موفق باشین
دوماً صرفا به تحلیل بر اساس همبستگی کرده. یعنی در واقع یه شاهد مثال بروز برای یه گزاره جاری آورده.
شما احتمالا خیلی با ریاضیات و آمار دمخور نبودین همبستگی و نمودار و نتیجهگیریهایی که ازش میشه خیلی براتون آشنا نیست
موفق باشین
منم در نهایت ایرادات این تحلیل رو براتون جمع آوری میکنم بلکه با آمار دمخور و محشور شویم😂
Forwarded from برنامه ناشناس
فک کنم یه چیز روشنیه که اغلب افراد فرهیخته گرایش چپ دارن و راست گرایی میان لمپن ها و افراد کم سواد و کم هوش رایج تره در تمام دنیا و انتخابات هاشون، یکیش همون که کامنت گذاشته کانالت
در ایران دلیل اینکه بعضی از کسانی که در عین داشتن تحصیلات دانشگاهی، راستگرا هستن اینه که بلحاظ خانوادگی پسر بازاری هستن و بلحاظ تربیتی هم در مدارس انجمنی تربیت شدن که نگاه سرمایه دارانه به دین دارن و سبک زندگی شون هم همونه
و این بکگراند باعث میشه هرچی مطالعه هم کنن، باز نتونن از اصل خودشون جدا بشن
دلیل راستگرایی تو و خیلی از دوستات توی احسان همینه
فک کنم یه چیز روشنیه که اغلب افراد فرهیخته گرایش چپ دارن و راست گرایی میان لمپن ها و افراد کم سواد و کم هوش رایج تره در تمام دنیا و انتخابات هاشون، یکیش همون که کامنت گذاشته کانالت
در ایران دلیل اینکه بعضی از کسانی که در عین داشتن تحصیلات دانشگاهی، راستگرا هستن اینه که بلحاظ خانوادگی پسر بازاری هستن و بلحاظ تربیتی هم در مدارس انجمنی تربیت شدن که نگاه سرمایه دارانه به دین دارن و سبک زندگی شون هم همونه
و این بکگراند باعث میشه هرچی مطالعه هم کنن، باز نتونن از اصل خودشون جدا بشن
دلیل راستگرایی تو و خیلی از دوستات توی احسان همینه
😁9👍6👎1
|سین صاد| سیاهههای سفید🏴
اولا که احترامو نگه دار دوماً صرفا به تحلیل بر اساس همبستگی کرده. یعنی در واقع یه شاهد مثال بروز برای یه گزاره جاری آورده. شما احتمالا خیلی با ریاضیات و آمار دمخور نبودین همبستگی و نمودار و نتیجهگیریهایی که ازش میشه خیلی براتون آشنا نیست موفق باشین
اینو محمدحسین برام فرستاد
که دقیقا نشون میده پیچیدگیهای بحث بیش از این حرفهاست که با یک نمودار حتی بشه همبستگی رو نتیجه گرفت.
که دقیقا نشون میده پیچیدگیهای بحث بیش از این حرفهاست که با یک نمودار حتی بشه همبستگی رو نتیجه گرفت.
👎5❤1
Forwarded from Mohammad Hosein
برا اونایی که حوصله خوندن تحلیلشو ندارن اینم بگم :
خیلی خلاصش اینه صرفا “تحصیل کردن” با “گرایش به چپ” ارتباطی نداره
بیشتر اینکه تو چه رشته ای تحصیل کنی مهمه برای مثال اکثر دانشجوهای اقتصاد و مالی راست گرا هستن ولی هنری ها و فلسفی ها برعکس
خیلی خلاصش اینه صرفا “تحصیل کردن” با “گرایش به چپ” ارتباطی نداره
بیشتر اینکه تو چه رشته ای تحصیل کنی مهمه برای مثال اکثر دانشجوهای اقتصاد و مالی راست گرا هستن ولی هنری ها و فلسفی ها برعکس
👎5👍2
Forwarded from Mohammad Hosein
پس این مغلطه که هرکی درس بخونه و با سواد باشه چپ میشه و لمپن ها و عامه راست هستن رد میشه😄
👎5
Forwarded from برنامه ناشناس
محمدحسین در گزارش و نقد کامنت من مرتکب مغالطه شده. جمله من این بوده: «"اغلب" افراد فرهیخته گرایش چپ دارن و راست گرایی میان لمپن ها و افراد کم سواد و کم هوش "رایج تره" در تمام دنیا و انتخابات هاشون» اما ایشون ادعای منو اینجوری تغییر میده «هرکی درس بخونه و با سواد باشه چپ میشه و لمپن ها و عامه راست هستن»!!
اون وقت با همین بی دقتیش، نمودار هم تحلیل میکنه.
اگر جمعیت آماری ما شامل افراد تحصیل کرده و غیر تحصیل کرده باشه، نتیجه اینه که گرایش به چپ در میان افراد تحصیل کرده به مراتب بیشتر از افراد فاقد تحصیلاته.
اگر جمعیت آماری ما منحصر در افراد تحصیل کرده باشه و همین نمودار محمد حسین رو ملاک بگیریم، باز نتایج خیلی جالبی میگیریم. از نظر ارزش، رشته های دانشگاهی در یک سطح قرار نمیگیرن و طبقه بندی میشن. در یک دسته بندی کلی میشه گفت یک سریشون علم بمعنای عام کلمه هستن و یک سریشون تکنیک و فن. هر کدوم از همین ها هم طبقه بندی میشن از نظر غنای نظری و پیچیدگی. فلسفه تفکیک پلی تکنیکها و هنرستانها از دانشگاه ها و دبیرستانها هم همین بوده.
نکته جالب این نمودار اینه که اغلب رشته های تکنیکال گرایش به راست دارن و اغلب رشته های علمی و نظری گرایش به چپ. توقع چپگرایی از کسی که در دانشگاه رشته بیزینس و مارکتینگ میخونه، هیچ فرقی با توقع چپگرایی از یه پسر بازاری نداره، طرف این رشته رو رفته که باهاش پول در بیاره، حالا ما ازش توقع داشته باشیم بخواد تامل عمیق درباره عدالت اجتماعی و برابری و... داشته باشه؟! در کامنت اول منم اشاره به کلمه فرهیخته بود، یک شخص بصرف تحصیل در رشته های مالی و مهندسی فرهیخته محسوب نمیشه بلکه نیاز داره با امور دیگه سر و کله بزنه.
محمدحسین در گزارش و نقد کامنت من مرتکب مغالطه شده. جمله من این بوده: «"اغلب" افراد فرهیخته گرایش چپ دارن و راست گرایی میان لمپن ها و افراد کم سواد و کم هوش "رایج تره" در تمام دنیا و انتخابات هاشون» اما ایشون ادعای منو اینجوری تغییر میده «هرکی درس بخونه و با سواد باشه چپ میشه و لمپن ها و عامه راست هستن»!!
اون وقت با همین بی دقتیش، نمودار هم تحلیل میکنه.
اگر جمعیت آماری ما شامل افراد تحصیل کرده و غیر تحصیل کرده باشه، نتیجه اینه که گرایش به چپ در میان افراد تحصیل کرده به مراتب بیشتر از افراد فاقد تحصیلاته.
اگر جمعیت آماری ما منحصر در افراد تحصیل کرده باشه و همین نمودار محمد حسین رو ملاک بگیریم، باز نتایج خیلی جالبی میگیریم. از نظر ارزش، رشته های دانشگاهی در یک سطح قرار نمیگیرن و طبقه بندی میشن. در یک دسته بندی کلی میشه گفت یک سریشون علم بمعنای عام کلمه هستن و یک سریشون تکنیک و فن. هر کدوم از همین ها هم طبقه بندی میشن از نظر غنای نظری و پیچیدگی. فلسفه تفکیک پلی تکنیکها و هنرستانها از دانشگاه ها و دبیرستانها هم همین بوده.
نکته جالب این نمودار اینه که اغلب رشته های تکنیکال گرایش به راست دارن و اغلب رشته های علمی و نظری گرایش به چپ. توقع چپگرایی از کسی که در دانشگاه رشته بیزینس و مارکتینگ میخونه، هیچ فرقی با توقع چپگرایی از یه پسر بازاری نداره، طرف این رشته رو رفته که باهاش پول در بیاره، حالا ما ازش توقع داشته باشیم بخواد تامل عمیق درباره عدالت اجتماعی و برابری و... داشته باشه؟! در کامنت اول منم اشاره به کلمه فرهیخته بود، یک شخص بصرف تحصیل در رشته های مالی و مهندسی فرهیخته محسوب نمیشه بلکه نیاز داره با امور دیگه سر و کله بزنه.
👍7
در حال بررسی یک کتاب در حیطه فلسفه زیست شناسی از جان دوپره هستم. این پاراگراف ها برایم بسیار جذاب بودند، دوست داشتم با شما به اشتراک بگذارمش. واقعا نمیدونم برای چند نفر از شما جذاب باشه این موضوع ولی این دیدگاه برای خودم خیلی ناب بود؛ گفتم اینجا هم گذاشته باشمش.
البته که میتوان قلب را همانندِ پمپی دانست با حفرهها (بطنها و دهلیزها) و دریچههایی که بهنحو مناسبی منقبض و منبسط میشوند. اما شباهت قلب با ماشین به همینجا محدود میشود. هیچ قلبی نمیتواند بیاستفاده در کشو بماند. همانگونه که بهخوبی میدانیم، قلبی که برای چند دقیقه از تپیدن بازبایستد، ممکن است بهطور جبرانناپذیری آسیب ببیند. بیتردید، بدون حفرههای منقبضشونده، انقباضی در کار نیست. اما به همان اندازه نیز حقیقتی علّی است که بدون انقباض نیز هیچ حفرهای وجود نخواهد داشت. انقباضها ضروریاند تا جریان خونِ اکسیژندار به بافت ماهیچهایِ قلب برسد. بدون این خون، قلب در زمانی بسیار کوتاهی توانِ کارکردن خود را از دست میدهد.
این وابستگی علّیِ شیء به فعالیتش خصوصیت همهی سامانههای زیستی است. در واقع، همین نکته در کانونِ استدلالِ من در بخشِ بعدی خواهد بود: اینکه چنین سامانههایی را باید فرایند (process) دانست، نه «چیز » یا «جوهر » .
اگر دوگانهانگاریای میان «شیء» و «فعالیت» در کار باشد، این دوگانهانگاری برابریطلبانه نیست. فعالیتها بنیادیترند، و اینگونه نیست که هر فعالیت نیازمند شیئی باشد که آن را انجام دهد مگر آنکه صرفاً «شیء» را بهصورت قراردادی چنین تعریف کنیم: هر آنچه درگیرِ آن فعالیت است.
برای نمونه، توفان را در نظر بگیرید. هیچ موجود از پیش موجودی نیست که از آب و هوا تشکیل شده و سپس «توفان» نام گرفته باشد. این اجزاء بهسبب وجودِ توفان — بهاصطلاح، بهسبب «درگیر شدن در توفان» — جزئی از آن محسوب میشوند؛ و اجزاء توفان نیز با گسترش و حرکتِ آن بهسرعت دگرگون میشوند. توفان فرایندی است که ذراتِ ماده را در خود میگیرد و برای مدتی در حکم اجزای آن نگاه میدارد.
دربارهی قلب یا فیل نیز باید همین را گفت — و من در بخشِ بعدی این دیدگاه را بسط خواهم داد.
❤5
Forwarded from با متمم | هایلایت | محمدرضا شعبانعلی
رضا امیرخانی
برای اون دسته از آدمهای شتابزدهٔ امروزی در جامعهٔ دوقطبیشدهٔ ما که آدمها رو از روی تکجملههای نقلشده، تکعکسها و تکسکانسها میشناسن، و جز دوگانهٔ تحسین یا تقبیح، راه دیگهای برای مواجهه با انسانها بلد نیستن، رضا امیرخانی "سوژهٔ" پیچیدهای نیست.
گروهی امیرخانی رو نویسندهٔ رمانها و گزارشهایی میبینن که در اونها مسئولین ارشد جمهوری اسلامی تبلیغ و تحسین شدهان.
گروه دیگهای اون رو با "نفحات نفت" به یاد میارن. نوشتهای که در اون حاکمیت در ایران رو به پدری معتاد و ورشکسته تشبیه میکنه که از سر ناتوانی داره طلای مادر رو میفروشه تا خرج خودش کنه و در پایان نوشته میگه:
«مادر یعنی وطن. طلا یعنی نفت. پدر یعنی دولت... این ملک پدرانی داشته است که برای حکومت، نه طلای مادر که خود مادر را نیز فروختهاند! در چنین خانوادهای تنها مایهٔ نجات، همت فرزندان است... از پدر کاری بر نمیآید.»
برای من اما رضا امیرخانی نه نویسندهٔ ارمیاست و نه نفحات نفت.
رضا امیرخانی، دوست سالبالایی منه که سیودو سال قبل، داشت در حیاط مدرسه "دستگاه شبیهساز پرواز" میساخت و من هم گاهی در خردهکارهای بیاهمیت کمکش میکردم. بعضی وقتها هم آخر شبها برامون شعر یا نوشتهای از خودش میخوند.
امیرخانی رو بعد از اون ایام، بیست سال ندیدم، تا یک بار که هر دو در برنامهای سخنران بودیم. بعد از اون هم دیگه ندیدمش.
اون سالها (که هنوز تحصیلات تکمیلی ارج و قرب داشت) متنی نوشته بودم دربارهٔ اینکه چرا ادامهٔ تحصیل نمیدم و دکترا نمیخونم. متن از نظر نگارش قوی نبود، اما دستبهدست میشد و به قول امروزیها وایرال شده بود.
با امیرخانی که سلام و احوالپرسی کردم گفت: "نوشتهات رو در مورد دکترا خوندم. هنوز به اسم نویسنده نرسیده بودم. گفتم این متن رو دو نفر میتونستن نوشته باشن. من که ننوشتهام. پس محمدرضا نوشته."
گفتم: "خجالت کشیدم که شما خوندینش. متن ضعیفیه."
گفت: کاری به متن ندارم. منظورم اینه که چیزی که فکر میکنی درسته بگی. حتی اگه جامعه نپسنده. حتی اگر با نظر خودت در گذشته فرق کنه. حتی اگر ندونی در آینده هنوز بر اون نظر هستی یا نه.
خود امیرخانی قطعاً چنین کسی بوده.
امیرخانی برای قلم احترام قائله. و فارغ از اینکه نوشتهها و مواضعش رو بپسندیم یا نه، میشه با اطمینان شهادت داد که هیچوقت قلمش رو به هیچ چیز نفروخته.
برای اون دسته از آدمهای شتابزدهٔ امروزی در جامعهٔ دوقطبیشدهٔ ما که آدمها رو از روی تکجملههای نقلشده، تکعکسها و تکسکانسها میشناسن، و جز دوگانهٔ تحسین یا تقبیح، راه دیگهای برای مواجهه با انسانها بلد نیستن، رضا امیرخانی "سوژهٔ" پیچیدهای نیست.
گروهی امیرخانی رو نویسندهٔ رمانها و گزارشهایی میبینن که در اونها مسئولین ارشد جمهوری اسلامی تبلیغ و تحسین شدهان.
گروه دیگهای اون رو با "نفحات نفت" به یاد میارن. نوشتهای که در اون حاکمیت در ایران رو به پدری معتاد و ورشکسته تشبیه میکنه که از سر ناتوانی داره طلای مادر رو میفروشه تا خرج خودش کنه و در پایان نوشته میگه:
«مادر یعنی وطن. طلا یعنی نفت. پدر یعنی دولت... این ملک پدرانی داشته است که برای حکومت، نه طلای مادر که خود مادر را نیز فروختهاند! در چنین خانوادهای تنها مایهٔ نجات، همت فرزندان است... از پدر کاری بر نمیآید.»
برای من اما رضا امیرخانی نه نویسندهٔ ارمیاست و نه نفحات نفت.
رضا امیرخانی، دوست سالبالایی منه که سیودو سال قبل، داشت در حیاط مدرسه "دستگاه شبیهساز پرواز" میساخت و من هم گاهی در خردهکارهای بیاهمیت کمکش میکردم. بعضی وقتها هم آخر شبها برامون شعر یا نوشتهای از خودش میخوند.
امیرخانی رو بعد از اون ایام، بیست سال ندیدم، تا یک بار که هر دو در برنامهای سخنران بودیم. بعد از اون هم دیگه ندیدمش.
اون سالها (که هنوز تحصیلات تکمیلی ارج و قرب داشت) متنی نوشته بودم دربارهٔ اینکه چرا ادامهٔ تحصیل نمیدم و دکترا نمیخونم. متن از نظر نگارش قوی نبود، اما دستبهدست میشد و به قول امروزیها وایرال شده بود.
با امیرخانی که سلام و احوالپرسی کردم گفت: "نوشتهات رو در مورد دکترا خوندم. هنوز به اسم نویسنده نرسیده بودم. گفتم این متن رو دو نفر میتونستن نوشته باشن. من که ننوشتهام. پس محمدرضا نوشته."
گفتم: "خجالت کشیدم که شما خوندینش. متن ضعیفیه."
گفت: کاری به متن ندارم. منظورم اینه که چیزی که فکر میکنی درسته بگی. حتی اگه جامعه نپسنده. حتی اگر با نظر خودت در گذشته فرق کنه. حتی اگر ندونی در آینده هنوز بر اون نظر هستی یا نه.
خود امیرخانی قطعاً چنین کسی بوده.
امیرخانی برای قلم احترام قائله. و فارغ از اینکه نوشتهها و مواضعش رو بپسندیم یا نه، میشه با اطمینان شهادت داد که هیچوقت قلمش رو به هیچ چیز نفروخته.
❤9
Forwarded from مجله موازی
🎉 رویداد رونمایی از دستیار هوشمند پژوهشی موازی
🤖 اولین دستیار هوشمند تخصصی علم و دین
MORA — Mowazi Research Assistant
📅 همزمان با روز پژوهش و فناوری
🗓 ۲۵ آذر ۱۴۰۴
⏰ ساعت ۱۹
📡 از طریق کانال رسمی موازی:
👉 @mowazi_mag
#MORA
🤖 اولین دستیار هوشمند تخصصی علم و دین
MORA — Mowazi Research Assistant
📅 همزمان با روز پژوهش و فناوری
🗓 ۲۵ آذر ۱۴۰۴
⏰ ساعت ۱۹
📡 از طریق کانال رسمی موازی:
👉 @mowazi_mag
#MORA
❤4👍1
Forwarded from مجله موازی
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🚀 آشنایی سریع با فضای MORA
چطور منابع پاسخها را ببینیم؟ دکمههای پایین صفحه چه کاری انجام میدهند؟ در این ویدئو، یک مرور سریع در محیط نرمافزار خواهیم داشت و شیوه فنی کار با دستیار موازی را یاد میگیریم.
💡 مرور قابلیتها:
👈 برای دسترسی به MORA کلیک کنید.
➖➖➖ @mowazi_mag | مسیرهایموازیپیرامونما
چطور منابع پاسخها را ببینیم؟ دکمههای پایین صفحه چه کاری انجام میدهند؟ در این ویدئو، یک مرور سریع در محیط نرمافزار خواهیم داشت و شیوه فنی کار با دستیار موازی را یاد میگیریم.
💡 مرور قابلیتها:
۱. نمایش منابع (Sources)
۲. استفاده از سوالات مرتبط (Related Questions)
👈 برای دسترسی به MORA کلیک کنید.
➖➖➖ @mowazi_mag | مسیرهایموازیپیرامونما
❤4
من هم مثل الباقی دوست دارم برایتان بنویسم تا بگویم هستم. تا بگویم صدا دارم. صدا داشتن کار سختی است. اما دوست ندارم عدم قطعیت در دل دیگران بکارم.
شاید الان وقت ترس نباشد. لذا اگر دلتان قرص است؛ بگذارید باشد. فعلا عقیده کسی با چند خط نوشته عوض نمیشود.
به حرفهای مستور دربارهی ناامیدی فکر میکنم. اینکه همیشه امید خوب نیست. تغییر از جایی شروع میشود که امید قطع شود تا به فکر چیز دیگری بیفتیم.
در نهایت اگر اتفاقی برای وطن افتاد انگشت اتهام را به سوی مردم نگیرید. متهم کسی است که ۴۷ سال همه منابع کشور را برای چیزی وسط گذاشت که نمیتوانست از پسش بر بیاید و روزگار مردم را به اینجا رساند.
پیادهروی مستدام؛ صداتون رسا.
شاید الان وقت ترس نباشد. لذا اگر دلتان قرص است؛ بگذارید باشد. فعلا عقیده کسی با چند خط نوشته عوض نمیشود.
به حرفهای مستور دربارهی ناامیدی فکر میکنم. اینکه همیشه امید خوب نیست. تغییر از جایی شروع میشود که امید قطع شود تا به فکر چیز دیگری بیفتیم.
در نهایت اگر اتفاقی برای وطن افتاد انگشت اتهام را به سوی مردم نگیرید. متهم کسی است که ۴۷ سال همه منابع کشور را برای چیزی وسط گذاشت که نمیتوانست از پسش بر بیاید و روزگار مردم را به اینجا رساند.
پیادهروی مستدام؛ صداتون رسا.
❤17👎3👍1
|سین صاد| سیاهههای سفید🏴
در نهایت اگر اتفاقی برای وطن افتاد انگشت اتهام را به سوی مردم نگیرید. متهم کسی است که ۴۷ سال همه منابع کشور را برای چیزی وسط گذاشت که نمیتوانست از پسش بر بیاید و روزگار مردم را به اینجا رساند.
اینکه چیزی ننوشتهام دو علت دارد. اول اینکه زبانم الکن است از خشم، درد و غم. همه چیز واضح است و چشمانی که بر این کثافتکاری بسته است را دیگر با طومار هم نمیتوان باز کرد. دوم آنکه حرف جدیدی ندارم. آنچه بنظرم میرسیده و ایضاً میشده علنی نوشت را پیشتر نوشتهام. حوصله و توان توضیح اضافهتری هم ندارم. مراقب خودتان و سلامتتان باشید.
❤13👎5👍3
توصیه میکنم این برنامه آزاد رو ببینید.
خیلی خوشحالم که سجاد فتاحی باعث شد اولین بار با دیدگاه یک سلطنتطلب در کمال ادب و آرامش آشنا بشم؛ حتی باعث بشه به برخی از گزاره هاش فکر بکنم. در این بین به شدت با دیدگاه حسام سلامت همدلم.
خیلی خوشحالم که سجاد فتاحی باعث شد اولین بار با دیدگاه یک سلطنتطلب در کمال ادب و آرامش آشنا بشم؛ حتی باعث بشه به برخی از گزاره هاش فکر بکنم. در این بین به شدت با دیدگاه حسام سلامت همدلم.
YouTube
دیماه خونین و آینده ایران | گفتگوی سیاسی حسام سلامت، سجاد فتاحی و میلاد دخانچی
حمایت ارزی از آزاد (patreon):
https://www.patreon.com/azad579
حمایت ریالی از آزاد:
https://donito.me/azadsocial
در صورت نیاز، از آدرسهای زیر هم میتوانید جهت حمایت از ما استفاده کنید. حتما بعد از هر نقل و انتقال از طریق ایمیل «آزاد» با ما در ارتباط…
https://www.patreon.com/azad579
حمایت ریالی از آزاد:
https://donito.me/azadsocial
در صورت نیاز، از آدرسهای زیر هم میتوانید جهت حمایت از ما استفاده کنید. حتما بعد از هر نقل و انتقال از طریق ایمیل «آزاد» با ما در ارتباط…
👍3🤬2❤1