Saved Messages
1.95K subscribers
56 photos
3 videos
5 links
دیوانه نپرهیزد؛
Download Telegram
آنقدر فرو ریخت که حتی اشک، شوکه شده بود و نمی‌آمد.
💔19
معشوق به سامان شد 🤍
54
این بد است که آدم هیچ وقت فرصت نکند سرش را روی شانه کسی بگذارد و از ته دل گریه کند و بداند که این کس، پشت سر آدم نمی‌خندد.

- از نامه‌های سهراب شهید ثالث به احمد شهید ثالث
18
اینجا وطن دزدها و قاچاقچی‌ها و زندان مردمانش است. ما در چاهک دنیا زندگی می‌کنیم و مثل کرم در فقر و ناخوشی و کثافت می‌لولیم و به ننگین‌ترین طرزی که ممکن است، در قید حیاتیم. مضحک آنجاست که تصور می‌کنیم بهترین زندگی را داریم!
💔13
انسان باید آنقدر آزادی و جسارت درون خود داشته باشد که بتواند از مناظر متفاوت یک پدیده را ببیند و وارسی کند بی‌آنکه از قضاوت سایرین زهره بترکاند و مجبور شود آن دیدگاه را به ایشان اثبات کند یا برای شک و تأمل خود توضیحی بدهکار باشد. اساسا میل به اثبات برتری یک دیدگاه، ورطه‌ایست وسواس‌گون که کلام و کردار آدمی را به واکنش‌های اضطرابی تنزل می‌دهد. تناقض و شکاکیت ضرورت بروز تفکر خلاق‌اند. انسان آزاد پیش از هر چیز انسانی شکاک است. از بسیاری مناظر می‌توان فاش گمان کرد و فاش اندیشید و در نهایت دیدگاه برگزیده‌ای برای خود اتخاذ کرد. دیدگاهی به حد کفایت کبریاوار که انسان را به اخلاق بردگی وا ندارد و برگزیدنش نیاز به خودزنی و غرق شدن در هیستری اثبات نداشته باشد.
129
Forwarded from Saved Messages
ایران؛ شبیه یوسف است با غم و اندوه پدرش و خیانت برادارانش.
24
خون در زمین فرو نرفت، روی زمین پخش شد. از زیر هر سنگ جوشید و جوشید و به راه افتاد. هرکس آن را می‌دید می‌فهمید جایی بی‌گناهی کشته‌اند.
💔21
مرا از شر خودم در امان بدار و برابر خودم و آن ظلمی که بر خودم روا می‌دارم، محافظت کن. مرا دوست بدار و نگذار که اینطور سهمگین، به نابودی خود بلند شوم.
19
چقدر کلمات به ابتذال کشیده‌ شده‌اند. نیازمند سکوتم. سکوت عمیق و طولانی.
22
آدم یک‌ هو وسط خنده و معرکه برای همه چیز دلتنگ می‌شه و فرو می‌ریزه.
💔26
برایت آرزو می‌کنم روزی بتوانی کسی را دریابی که در کنارش، موجود کوچک و ضعیفی باشی و نترسی. چنان که او درد خنجر را به جان خود بخرد، تا تو از آسیب بر حذر باشی.
25
دوربین بشکند اگر که حقایق را ثبت نکند، قلم بشکند اگر که از حقایق ننویسد و آدم بمیرد اگر که حقیقت را انکار کند.
30
Forwarded from محمّدِامین
افیون، دین توده‌هاست! تلویزیون، ماهواره، کانال‌ها و سکوهای‌اینترنتی؛ منابر آن‌ و در نهایت سلبریتی‌ها و بازیگران پیامبران آن‌اند، گمان مبرید که اینان پیامبرانی بی‌معجزه‌اند! نه! صبحگاهان و شامگاهان عقلانیت را در پیشگاه چشمان دنبال‌کنندگانشان سر می‌بُرند و چه معجزه‌ای از این بالاتر؟ اینان مادامی که روح خود را به پول نفروشند به پیامبری مبعوث نمی‌گردند، زیرا کسی که بخواهد سامری گوساله ساز را به احیا فرابخواند باید پیش از آن روح خود را با شیاطین طاق زده باشد.
22
امروز هجدهم بهمن است. یک ماه پیش، هزاران نفر، بی آن‌که بدانند، برای آخرین بار از خواب بیدار شدند، برای آخرین بار صبحانه خوردند، برای آخرین بار مادر خود را بوسیدند، برای آخرین بار با عزیزان خود حرف زدند، برای آخرین بار کار کردند، برای آخرین بار آهنگ گوش دادند، برای آخرین بار رویا بافتند، برای آخرین بار لباسی را پوشیدند، برای آخرین بار به پدر خود نگاه کردند، برای آخرین بار خندیدند، برای آخرین بار بند کفش‌های خود را بستند، برای آخرین بار گفتند:«نگران نباشید، مواظبم»، برای آخرین بار از در خانه بیرون رفتند، برای آخرین بار، مثل همیشه شجاع و شریف ماندند، برای آخرین بار به آسمان نگاه کردند، برای آخرین بار عاشق ایران بودند، برای آخرین بار امید داشتند، برای آخرین بار ترسیدند اما پا پس نکشیدند، برای آخرین بار کمک کردند، برای آخرین بار کمک خواستند و برای آخرین بار زیستند؛ و دیگر هیچ‌وقت بازنگشتند.
💔50
از تمام احساساتم خسته‌ام. در آغوشم بگیر و برایم داستانی تعریف کن که مرا به خوابی بدون بیداری فرو ببرد.
34
Saved Messages pinned «آن‌ها رنج‌های من را بی‌اهمیت شمردند و من هم در مقابل، حضورشان را.»
و اگر بخواهی از من یک حرف به یادگار داشته باشی به تو خواهم گفت که همه برای یک زندگی خوب مبارزه می‌کنند. تو برای یک مرگ خوب برنامه‌ریزی کن.
37
من هرگز نمی‌توانم نوشتن و گریستن درباره‌ی دو چیز را متوقف کنم؛ «تو» و این «سرزمین».
36
می‌ تونید ازم تشکر کنید که مانع پاک شدن کانال شدم.
56
مشخص نیست تا کی می‌خواهم این روند را طی کنم؟ منظورم نوشتن است. به چه قصد و امید؟ اصلا چه حاصلی دارد؟کاش راهی می‌بود متوقفش می‌کردم، یا متوقف می‌شدم. کاش جایگزین بهتری میافتم برای نجات پبدا کردنم از این مهلکه.
22
گاهی آن‌قدر می‌ترسم که نیمه‌‌شب از خواب می‌پرم. می‌ترسم که دیگر هرگز بهتر نشوم. همیشه همین‌طور پیچیده باقی بمانم و اینجا پیر شوم. آن‌قدر سردم می‌شود که انگار از درون یخ زده‌ام. وحشتناک است. خیلی سردم می‌شود.
💔29