با حالاتی از استیصال، ترس و بغض دست بر صورت گذاشت و گفت من توانایی زندگی کردن را ندارم
1💔39
آموختم که در پایان یک علاقه، ما کسی را از دست نمیدهیم. خودمان از دست میرویم. آن خود دلبستهی خوشحال سرسخت امیدوار.
💔45
وقتهایی که مرگ را دوست داری و یا میاندیشی که نیستی تو، چیزی از دنیا کم نمیکند مرا به یاد آر که بسیار، و دیوانهوار، دوستت دارم.
❤25
من هموطنانی دارم در سوریه، لبنان، فلسطین، عراق، یمن، آمریکا، اروپا، و بیگانگانی در کوچه پس کوچهها و خیابانهای تهران.
❤157
بعد از حدوداً دوسال، از شکل و الگوی همیشگی کانال خارج شدیم. سلام، گهگاهی میشنومتون🌱
🕊12
من به شدت آدم حرف گوشنکنی هستم عزیزم. ممکنه شما از یه مسیری برگردی، شیشهی ماشینت رو پایین بدی و بگی ته این مسیر یه سنگ بزرگ افتاده، نمیتونی ازش رد بشی. و من حتی هاله یا سایهای از اون سنگ رو ببینم اما بهت بگم ممنونم، و به راهم ادامه بدم
من آدم احتمالات درنظربگیری هستم.
من عمیق معتقدم اگر یه راهی برای شما جواب نداد و موقع برگشتن ازش به من گفتی نکن، نرو، نپوش، ممکنه برای من جواب بده. حتی اگر اون احتمال یک درصد باشه، من باز هم میرم. چون من منم و تو تویی!
من آدم به هیچکس اعتماد ندارمی هستم عزیزم. من ممکنه توو روی شما بخندم، شمارو در آغوش بگیرم، حدود بالایی از صمیمیت رو با شما تجربه کنم اما در درونم، به شما حس و اعتمادی نداشته باشم، غالبا هم همینه
من آدم دوست صمیمی بودن اما دوست صمیمی نداشتن هم هستم عزیزم. و فکر میکنم راز موفقیت و زمینگیر نشدنم در همینه، راز زمینگیر و خسته شدنم هم
من آدم احتمالات درنظربگیری هستم.
من عمیق معتقدم اگر یه راهی برای شما جواب نداد و موقع برگشتن ازش به من گفتی نکن، نرو، نپوش، ممکنه برای من جواب بده. حتی اگر اون احتمال یک درصد باشه، من باز هم میرم. چون من منم و تو تویی!
من آدم به هیچکس اعتماد ندارمی هستم عزیزم. من ممکنه توو روی شما بخندم، شمارو در آغوش بگیرم، حدود بالایی از صمیمیت رو با شما تجربه کنم اما در درونم، به شما حس و اعتمادی نداشته باشم، غالبا هم همینه
من آدم دوست صمیمی بودن اما دوست صمیمی نداشتن هم هستم عزیزم. و فکر میکنم راز موفقیت و زمینگیر نشدنم در همینه، راز زمینگیر و خسته شدنم هم
💔23
بعد از تو، دوستداشتن هرکس بار سنگینی بود بر شانههایی که تو مالکش بودی
💔18
معمولا و اخیرا، حوصلهٔ این رو ندارم که بگم آره عزیزم رفتارت ناراحتم کرد و بیا از دلم دربیار. میگم اکیه، باشه، و از کنار طرف میگذرم
ولی گاها برام سؤال میشه که خب حیای گربه کجا رفته؟
ولی گاها برام سؤال میشه که خب حیای گربه کجا رفته؟
💔24
که بعضی حرفها خلق شدهاند که فقط یک بار، و فقط به یک نفر زده شوند. بعد از آن دیگر هیچ معنایی ندارند. هرچقدر که تکرار شوند
💔34
عزیزدلم
دوست داشتن دلیلی کافی برای دست زدن دوباره به حماقتها نیست.
دوست داشتن دلیلی کافی برای دست زدن دوباره به حماقتها نیست.
💔33
اگر من، برای تمام دنیا چیزی نبودم عیبی نداشت. فقط میخواستم عزیز تو باشم. عزیز تو بودن، انگار عزیز خدا بودن بود
2❤37
هر روز که در این وضع میگذرد بیشتر به این نتیجه میرسم که برای هر عمل یا اتفاقی، حتی مردن، ممکن است دیر شود. خیلی دیر.
💔23
سانتاماریا، نمیتوانی باور کنی چهقدر به آن دخترک بازیگوش نشسته در چشمهایم، شادی بدهکارم.
💔29
شاید اگر تو این جا کنار من میبودی اشکهایی که حالا با زحمت در چشمهایم نگه میدارم به روی دستهایت میریختم.
💔37
من شیفتهی خیره شدن به آسمان، پس از غروب آفتابم. غرق شدن در موسیقیهای آرام، نشستن در تاریکی محض و تمام چیزهایی که مردم آنها را افسردهکننده میدانند! اما پیوند من را با آرامشِ نهفته در اعماقِ درونم، دوباره برقرار میسازند
❤21
بعضی از آنها فقط میخواهند توجه همیشگی شما را داشته باشند. بدون آنکه مسئولیتی نسبت به شما متقبل شوند.
💔25
همچنان در مورد هر تصمیمی که میخواهم بگیرم، از اعماق وجودم، شبحی آشنا در قامت سوالی ازلی ابدی سربرمیآورد و میگوید خب، چه فرقی میکند؟
💔14