‌‌ ‌‌ ‌‌ ‌‌ ‌‌Asçrove serëm ‌‌ ‌‌ ‌‌ ‌‌ ‌‌ ‌‌ ‌‌ ‌‌
76 subscribers
22 photos
21 videos
20 links
I'm listening to you: @mrscrewbot .
Download Telegram
روان‌شناسی کمال‌ گرایی

کمال گرایی حالتیه که آدم ارزش خودش رو به درست و کامل انجام دادن کارها گره می‌زنه، در این حالت اشتباه فقط یک اشتباه ساده نیست و تبدیل می‌شه به نشونه‌ ای از کافی نبودن. ذهن کمال‌ گرا مدام بین چیزی که هست و چیزی که باید باشه فاصله ایجاد می‌کنه و همین باعث می‌شه حتی موفقیت هم احساس رضایت ایجاد نکنه، چون همیشه مرحله‌ ی بعدی و نقص بعدی برای پیدا کردن وجود داره
کمال‌ گرایی معمولاً از تجربه‌ هایی ساخته می‌شه که در اونها فرد یاد گرفته برای پذیرفته شدن، دیده شدن یا احساس امنیت، باید عملکرد خوبی داشته باشه. به مرور این انتظار بیرونی تبدیل به یک خود انتقادی می‌شه، طوری که حتی وقتی کسی از آدم توقع کامل بودن نداره خودش از خودش توقع داره. نتیجه‌ اش هم فقط تلاش بیشتر نیست، تعلل، ترس از شروع، وسواس روی جزئیات و رها کردن کارها هم بخشی از همین چرخه‌ هستن.
کنترل کمال‌ گرایی با پایین آوردن ارزش خودت شروع می‌شه؟ نه، با جدا کردن ارزش خودت از نتیجه‌ی کارت شروع می‌شه
باید یاد بگیری یک کار می‌تونه ناقص باشه و همچنان ارزشمند بمونه، یک اشتباه می‌تونه اتفاق بیفته بدون اینکه شخصیتت رو تعریف کنه، و به اندازه‌ ی کافی خوب بودن همیشه شکست محسوب نمی‌شه
کمال‌ گرایی وقتی ضعیف می‌شه که معیار موفقیت از بی‌نقص بودن به پیش رفتن تغییر کنه و قرار نیست از تلاش برای بهتر شدن دست بکشی، قراره که بهتر شدن رو وسیله‌ ای برای رشد ببینی، نه موضوعی برای اینکه به خودت اجازه بدی احساس کافی بودن کنی.
به طور کلی کمال‌گرایی در اصل تلاش برای کامل بودن نیست و تلاش برای فرار از حس ناکافی بودنه، وقتی یاد بگیری ارزش خودت رو از عملکردت جدا کنی و اجازه بدی بعضی چیزها فقط خوب باشن نه بدون نقص، کمال‌ گرایی کم‌ کم قدرتش رو روی تصمیم‌ ها و زندگیت از دست می‌ده.
I keep chasing a better version of myself, forgetting that I don’t have to be perfect to be enough.
1🍾1
Perfectionism isn't a war you fight with the world; it's more like a war between you and the standards you've created for yourself. Every time you reach something, your mind moves the destination a little further away, never allowing you to truly feel what it means to have arrived.
With perfectionism, instead of experiencing life, you constantly measure yourself: How well did I do? How much better could I have been? Where did I go wrong? What am I still missing? Slowly, life itself becomes a never ending project of fixing and improving yourself.
But a person is not something that will one day finally be finished. There will always be something to change, learn, or improve. The problem begins when improving yourself is no longer a choice, but becomes a condition for allowing yourself to feel at peace.
Perhaps the healthiest form of growth is being able to accept two things at the same time: that there is always room for you to become better, and that you don't need to prove anything to deserve to feel worthy right now.
Forwarded from 世外客,看戏人—
✦ این پیام رو فوروارد کنید، با توجه به وایب چنلتون میگم اگه تو یه رمان آخرالزمانی، تناسخ، مهاجرت یا بازگشت میکردید چجور شخصیتی داشتید.
⚠️• نیازی به جوین شدن نیست!
Respecting someone doesn't mean that you like them or agree with them. It means that, despite your differences or even your dislike for them, you still value their dignity, boundaries, rights, and humanity, and don't let personal feelings determine how you treat them.
🍾1
Something people often overlook is that respect should not depend on whether someone is watching. It is easy to be polite when we are trying to look like a good person, but real respect shows itself in the moments when we have nothing to gain from being decent. It means not humiliating someone when you know you could get away with it, not using their weaknesses against them simply because you know them, and not turning someone's mistakes or vulnerable moments into entertainment for others. The way we treat people when they have no power over us says far more about our character than the way we treat people we need.
And being treated badly does not automatically give us permission to become cruel ourselves. Someone else's disrespect can explain our anger, but it does not have to decide our behavior. We can defend ourselves without becoming abusive, disagree without degrading, and walk away without trying to destroy the person we are leaving behind. This is one of the harder forms of self control: refusing to let someone else’s lack of respect turn you into someone you would not want to be.
🍾1
Ultimately, respect is not about deciding who deserves kindness and who does not. It is about understanding that another person's humanity does not disappear simply because you dislike them. You do not have to like someone to leave them their dignity. You do not have to agree with them to acknowledge their right to exist, speak, choose, and set their own boundaries. And you certainly do not have to hurt someone simply because you have the power or the opportunity to do so.
The most meaningful kind of respect is therefore not: I respect you because I like you.
Its: I may dislike you, disagree with you, or want nothing to do with you, but I will not use my feelings as an excuse to forget that you are a human being.
روان‌شناسی نفرت

چرا وقتی از کسی متنفریم، توهین کردن بهش برامون راحت‌ تر می‌شه؟
وقتی از کسی خوشمون نمیاد یا ازش متنفریم ذهنمون معمولاً شروع می‌کنه به ساده کردن تصویر اون آدم، به جای اینکه اون رو یک انسان با احساسات، گذشته، دلایل و پیچیدگی‌ های خودش ببینیم کم‌ کم فقط با چند ویژگی منفی می‌شناسیمش‌.
و وقتی یک نفر توی ذهنمون تبدیل به یک برچسب می‌شه، همدلی باهاش سخت‌ تر می‌شه و رفتارهایی مثل توهین یا تحقیر کردنش راحت‌ تر به نظر می‌رسه
از طرف دیگه، ذهن ما دوست داره تصویر خوبی از خودش داشته باشه برای همین وقتی خودمون با کسی بد رفتار می‌کنیم، معمولاً خیلی سریع برای رفتارمون دلیل پیدا می‌کنیم و به طور مثال می‌گیم خودش شروع کرد، حقش بود، من فقط جوابش رو دادم، اگه باهاش خوب رفتار کنم دوباره ازم سوءاستفاده می‌کنه و... این جمله‌ ها باعث می‌شن کاری که در حالت عادی شاید خودمون هم اشتباه بدونیم، در اون لحظه کاملاً منطقی به نظر برسه.
یکی از نکته‌ های مهم این هست که ما معمولاً رفتار خودمون و طرف مقابل رو با یک معیار نمی‌سنجیم، مثلاً اگر یک نفر به ما توهین کنه ممکنه بگیم این آدم ذاتاً بی‌‌ احترامه، ولی اگر خودمون بهش توهین کنیم، می‌گیم من مجبور شدم جوابش رو بدم. یعنی رفتار اون رو به شخصیتش نسبت می‌دیم ولی رفتار خودمون رو به شرایط، این باعث می‌شه بدون اینکه متوجه باشیم برای خودمون استثنا قائل بشیم.
نفرت همچنین باعث می‌شه بیشتر دنبال چیزهایی بگردیم که نظر منفی ما رو تأیید می‌کنن، اگر از کسی خوشمون نیاد اشتباهاتش خیلی بیشتر به چشممون میاد و رفتارهای خوبش راحت‌ تر نادیده گرفته می‌شن. بعد هر رفتار بد جدید تبدیل می‌شه به مدرک دیگه ای برای اینکه بگیم دیدی؟ من از اول درست می‌گفتم و اینجوری یک چرخه ساخته می‌شه، هرچی بیشتر از یک نفر بدمون میاد، بدتر می‌بینیمش. هرچی بدتر ببینیمش، کمتر باهاش همدلی می‌کنیم و هرچی کمتر همدلی کنیم، توهین یا آزار دادن اون آدم برای ذهنمون راحت‌ تر می‌شه.
حتی گاهی این حس ایجاد می‌شه که چون طرف مقابل آدم خوبی نیست، پس رفتار بد با اون هم اهمیت چندانی نداره
اما اینجا یک اشتباه مهم اتفاق می‌افته، ارزش اخلاقی یک رفتار رو بر اساس اینکه با چه کسی انجام شده می‌سنجیم، نه بر اساس خود رفتار. در حالی که توهین، تحقیر و آزار فقط به خاطر اینکه هدفش شخصی هست که دوستش نداریم، تبدیل به رفتار درست نمی‌شه.
اینکه یک نفر با ما بدرفتاری کرده، دلیل خشم ما رو توضیح می‌ده، اما مسئولیت رفتار ما رو از بین نمی‌بره.
ما همیشه نمی‌تونیم انتخاب کنیم چه احساسی نسبت به یک نفر داشته باشیم، ولی می‌تونیم انتخاب کنیم با اون احساس چیکار کنیم. و احترام دقیقاً از همینجا شروع می‌شه که وقتی احساس نفرت وجود داره، ما اجازه نمی‌دیم نفرت تصمیم‌ گیرنده‌ ی رفتارمون باشه.
I have a dream, make it come true i dont need anyone, i started alone, people come.
Then they all leave, when we always end up alone, im strong enough to need only myself.
🍾1